چارلی چاپلین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی Nederlands
چارلی چاپلین
زادروز ۱۶ آوریل ۱۸۸۹(۱۸۸۹-04-۱۶)
لندن، انگلستان
درگذشت ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ میلادی (۸۸ سال)
، سوئیس
آرامگاه کرسیر-سور-وو وه، کانتون وو
سوئیس
محل زندگی انگلستان، ایالات متحده آمریکا، سوئیس
نام‌های دیگر سر چارلز اسپنسر چاپلین، چارلز چاپلین
پیشه هنرپیشه، کارگردان فیلم، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، تدوینگر، آهنگساز
سال‌های فعالیت فعالیت در تئاتر از ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۴ (از ۵ تا ۲۵ سالگی)
فعالیت در سینما از ۱۹۱۴ تا ۱۹۶۷ (از ۲۵ تا ۷۸ سالگی)[۱]
نقش‌های برجسته ولگرد کوچولو
سبک کمدی، صامت
همسر میلدرد هاریس (۱۹۱۸–۱۹۲۰ طلاق)
لیتا گری (۱۹۲۴–۱۹۲۷ طلاق)
پائولت گدارد (۱۹۳۶–۱۹۴۲ طلاق)
اونا اونیل (۱۹۴۳–۱۹۷۷ تا مرگ چاپلین)
فرزندان سیدنی چاپلین (پسر چاپلین)
ویکتوریا چاپلین (دختر چاپلین)
والدین هانا چاپلین (مادر)
خویشاوندان سیدنی چاپلین (برادر ناتنی)
ویلر درایدن (برادر ناتنی)
اونا کاستیلا چاپلین (نوه)
جایزه‌ها جایزه اسکار افتخاری برای سیرک (۱۹۲۹)
جایزه اسکار افتخاری (۱۹۷۱)
جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم برای روشنی‌های صحنه (۱۹۷۳)

امضا
وبگاه
وب سایت رسمی


سِر چارلز اسپنسر چاپلین ((به انگلیسی: Sir Charles Spencer Chaplin) زاده ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - درگذشته ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.

چاپلین در زمینه‌های سینما و تئاتر ۷۷ سال (۱۸۹۹–۱۹۷۶) فعالیت کرد که شروع فعالیت‌های وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۷۷ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تأسیس کرد.

چاپلین یکی از محبوب‌ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

دوران جوانی[ویرایش]

تصویر جوانی چارلی چاپلین در دوران جوانی (دهه نخست قرن بیستم) که در ایالات متحده آمریکا عکس‌برداری شده‌است. این نگاره برای زمانی است که چارلی چاپلین هنوز یک شخصیت عادی است و قدم به عرصه بازیگری در فیلم‌های صامت نگذاشته‌است.
چارلی چاپلین، دهه ۱۹۱۰

چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند.

خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل شده پیدا کردند که در آن اشاره شده بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده‌است. این نامه در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده‌است. در این نامه گفته شده‌است که عمه او یک ملکه کولی بوده‌است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

پلیس فدرال آمریکا یا اف بی آی معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌است. از سوی دیگر اسکاتلندیارد با ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده باشد. اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچگاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی‌ترین مدرکی که از وی پیدا شده‌است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده‌است.[۲]

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تأثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می‌گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم. او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۳]

مهاجرت به آمریکا[ویرایش]

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو[ویرایش]

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود.

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم‌کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین، دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

شیوه فیلم‌سازی[ویرایش]

بخش کوتاهی از یکی از فیلم‌های بی صدای چاپلین (سال ۱۹۱۸).

چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلاً فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین[۴] زندگی می‌کرده گفته است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته است.

ترکیب هم‌زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.

مقایسه با سایر طنزهای صامت[ویرایش]

کارگاه‌های فیلم سازی چاپلین (۱۹۲۲)[۵]

از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تأکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود و سیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار آمریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او در طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت»[۶] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.

کار خلاقانه[ویرایش]

دیکتاتور بزرگ[ویرایش]

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

عصر جدید[ویرایش]

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

جویندگان طلا[ویرایش]

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقهٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ‌یک از مهمان‌ها نمی‌آیند. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای، توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم، پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

سیاست[ویرایش]

دوره مک کارتی[ویرایش]

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک‌کارتی اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست معروف دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم روشنی‌های صحنه به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کرسیر-سور-وو وه در سوئیس زندگی کرد و تا سال ۱۹۷۲ به آمریکا بازنگشت.

تصویر چارلی چاپلین و جکی کوگان در فیلم پسربچه (۱۹۲۱ میلادی)

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. سال ۱۹۷۲، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید.[۷]

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته‌است. اما هیچ‌گاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام‌آی‌فایو (MI5)، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند.[۸] همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست‌ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما چاپلین به عنوان یکی از قربانیان مک‌کارتیسم شناخته می‌شود.[۹]

زندگی شخصی[ویرایش]

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش، هتی کلی می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا یعنی لیتا گری ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گدارد بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین اونیل آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل بود. با اینکه پدر دختر با این ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام گرفت. اولین حاصل این ازدواج دختری به نام جرالدین بود. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.

زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.

جوایز[ویرایش]

اظهار نظرها در مورد او[ویرایش]

چاپلین از شخصیت‌های تأثیرگذار سدهٔ بیستم بود از همین رو افراد بزرگ دیگر نیز در مورد او صحبت کرده‌اند:

مارتین سیف در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی می‌نویسد:

چاپلین فقط بزرگ نبود، او غولی بود.

چارلی فیلم‌های طنز را به نقدها و طنزهای اجتماعی تبدیل می‌کرد، بدون از دست دادن استعداد حیرت انگیزش در خنداندن ما.

چاپلین انسانی رمانتیک، اندوهناک و عجیب بود، دارای ظاهری بی اطلاع از عظمتی که در درونش بود.

عده‌ای سینما را عالی‌ترین شکل هنر قرن بیستم به حساب می‌آورند و بسیاری چاپلین را نابغهٔ برجستهٔ سینما می‌دانند.

مرگ[ویرایش]

چارلی چاپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ درگذشت و پیکر این هنرپیشه و کمدین بزرگ در سال ۱۹۷۸ از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن پیکر از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. پیکر از گورستان دهکده‌ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها که دو مهاجر از بلغارستان و لهستان بودند، به همان‌جا بازگشت؛ ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند.[۱۰]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

تاریخ عنوان نویسنده مترجم ناشر
۱۳۶۱ چارلی چاپلین[۱۱] لابری هارمون سارا میرعباسی کورش
۱۳۶۳ زندگی چارلی چاپلین[۱۲] چاپلین حسن مرندی نگاه
۱۳۶۴ آمریکا علیه چارلی چاپلین[۱۳] تیمونی لاینز، کوین براونلاو، چالز سیلور ایراندخت صادقی وند فتحی
۱۳۷۷ لایم لایت[۱۴] چارلی چاپلین رضا سیدحسینی امیرکبیر
۱۳۸۲ افسانه چارلی چاپلین[۱۵] مسعود فراستی سوره مهر
۱۳۸۳ چارلی چاپلین و عشق[۱۶] پریسا احدیان ترفند
۱۳۸۳ روشنایی‌های شهر[۱۷] چارلی چاپلین محمدرضا باباگلی موزه سینمای ایران، بنیاد سینمایی فارابی
۱۳۸۵ روانشناسی نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین[۱۸] مرتضی امیدخواه خرشتمی، مریم رحیمی مند نیلوفرانه
۱۳۸۶ چارلی چاپلین[۱۹] پام براون منیژه اسلامی موسسه فرهنگی منادی تربیت
۱۳۸۸ چارلی چاپلین[۲۰] راجر مانول لیلا شاپوریان شرکت توسعه کتابخانه‌های ایران
۱۳۸۹ زندگینامه چارلی چاپلین ۸۸ ساله[۲۱] تدوین:هانی قلی پور، زیرنظر:مجید ابهری خردآذین
۱۳۹۰ زندگی پدرم چارلی چاپلین: همراه با نامه چاپلین به دخترش[۲۲] چارلز چاپلین حسن مرندی، منصور تاراجی نگاه
۱۳۹۰ مصاحبه‌های چارلی چاپلین[۲۳] کوین هیز لاله نیکخواه قاضی
۱۳۹۱ اندیشه‌های زیبا: چارلی چاپلین[۲۴] اعظم ابراهیمی موفقیت
۱۳۹۱ چارلی چاپلین و نامه او به دخترش[۲۵] هادی کبودوند کاکتوس
۱۳۹۲ دلقک نابغه: برگزیده‌ای از سخنان چارلی چاپلین[۲۶] مرضیه جراحی تبسم
۱۳۹۲ بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین[۲۷] حمیدرضا غیوری غیوری
۱۳۹۲ لحظاتی با چارلی چاپلین[۲۸] گردآورنده:مهدی یزدانی سروناز هرانر نامک
۱۳۹۳ نامه‌های چارلی چاپلین به دخترش[۲۹] دیوید رابینسون مهشید ظریف سراج اندیشه

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • The Essential Chaplin: Perspectives on the Life and Art of the Great Comedian by Richard Schickel, Ivan R. Dee Publishing, 2006
  • The Comedy of Charlie Chaplin: Artistry in Motion by Dan Kamin, Scarecrow Press, 2008
  • پام براون. چارلی چاپلین. ترجمهٔ منیژه اسلامی. چاپ سوم. تهران: موسسه فرهنگی منادی تربیت، ۱۳۸۷. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۳۴۸۴۱۹۴. 
  • ویکی‌پدیای انگلیسی

پانویس[ویرایش]

  1. ایرنا. «چارلی چاپلین؛ ستاره محبوب یک قرن». 
  2. «چارلی چاپلین یک یهودی روس و کمونیست خطرناک بود؟». روزگارنو، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  3. پام براون. چارلی چاپلین. ۷۵. 
  4. Lone Star
  5. Charlie Chaplin Studios
  6. Limelight
  7. پام براون. چارلی چاپلین. ۸۵ تا ۹۳. 
  8. «چارلی چاپلین تحت نظارت اداره اطلاعات بریتانیا بود». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  9. «چارلی چاپلین یک یهودی روس و کمونیست خطرناک بود؟». روزگارنو، ۲۸ بهمن ۱۳۹۰. 
  10. خبرگزاری فارس. «۲۰ شخصیتی که نبش قبر شدند». 
  11. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=7304
  12. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=20346
  13. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=491
  14. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=182220
  15. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=450873
  16. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=488988
  17. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=515996
  18. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1275717
  19. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1354307
  20. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1473631
  21. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1511489
  22. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1600690
  23. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1604692
  24. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1666196
  25. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1717988
  26. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1786167
  27. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1790872
  28. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1831237
  29. http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1917600
Icoontje doorverwijspagina Zie Charlie Chaplin (doorverwijspagina) voor andere betekenissen van Charlie Chaplin.
Charlie Chaplin
Charlie Chaplin.jpg
Algemene informatie
Volledige naam Sir Charles Spencer Chaplin jr.
Geboren 16 april 1889
Overleden 25 december 1977
Land Vlag van Verenigd Koninkrijk Verenigd Koninkrijk
(en) IMDb-profiel
Portaal  Portaalicoon   Film

Charles Spencer (Charlie) Chaplin jr., (KBE) (Walworth, Londen, 16 april 1889Vevey, Zwitserland, 25 december 1977) was een Engelse artiest, acteur, regisseur, componist en komiek. Daarnaast deed hij ook nog aan pantomime en vaudeville. Hij was in de tijd van het ontstaan van de bioscoopfilm in de Verenigde Staten een van de beroemdste filmsterren ter wereld. Later werd hij ook filmregisseur. Zijn bekendste rol was die van de zwerver (The Tramp), een mannetje van eenvoudige komaf met een klein snorretje en een aanzienlijke persoonlijke waardigheid. Met een strakzittende jas, een rotting (rotan wandelstokje) en een hoedje lukt het hem in het dagelijks leven steeds weer vanuit een underdog-situatie zijn moeilijkheden te overwinnen. Chaplin speelde deze rol met veel succes van 1914 tot 1936 in tientallen films.

Biografie

Charlie Chaplin werd geboren als zoon van Charles Chaplin en Hannah Harriette Hill, die beiden in reizende toneelgezelschappen werkten.[1] Hannah trad op onder de artiestennaam Lily Harley. Zijn ouders gingen spoedig na zijn geboorte uit elkaar, waarna hij bij zijn moeder achterbleef. Zij besteedde de kleine Charlie en diens halfbroer Sydney uit in het armenhuis ('workhouse'), waar ze na een paar weken werden overgeplaatst naar een school voor wezen en verlaten kinderen in Hanwell. Vader Chaplin stierf als alcoholist toen Charlie twaalf jaar was, zijn moeder stortte geestelijk in en werd uiteindelijk opgenomen in een gesticht, het Cane Hill Asylum bij Croydon. Ze overleed in 1928. Later ontdekten Charlie en Sydney dat ze nog een halfbroer hadden, Wheeler Dryden (31 augustus 1892 - 30 september 1957), een zoon van hun moeder, eveneens acteur en later werkzaam bij Charlie. In 1910 emigreerde hij naar de Verenigde Staten.

Chaplin als Adenoid Hynkel in The Great Dictator (1940)

Rond Chaplins geboorte bestaan veel onzekerheden. Hij werd in een artiestenfamilie geboren, maar de geboorteplaats Walworth is onzeker. Er is geen geboorteakte opgemaakt. In 2011 ontdekte Victoria Chaplin in een afgesloten lade van een bureau in de schuilkelder onder Chaplins villa een brief die een nieuw licht op Chaplins geboorte en afkomst werpt. In 1971 had de Britse leeuwentemmer Jack Hill na het lezen van Chaplins memoires[2] aan Chaplin geschreven dat zij beiden in de woonwagen van een zigeunerkoningin op een zigeunerkamp bij Birmingham waren geboren. De zigeunerin was Hills tante. Hill voegde in een Post Scriptum toe dat hij niet op chantage uit was. Hannah Harriette Hill was volgens Hill onderweg naar het circus van haar vader en vestigde zich later in Londen. Over het waarheidsgehalte van de brief is geen zekerheid meer te verkrijgen, alle getuigen zijn inmiddels overleden, maar Victoria Chaplin noemt de brief "authentiek" en Michael Chaplin vermoedt dat zijn vader veel waarde aan de brief over de zigeunerherkomst heeft gehecht omdat de brief zo zorgvuldig werd bewaard.[3][4]

Chaplin deed het typische loopje[5][6] van de joden[7] (de zogenaamde "toffeehakken") na dat hij in Whitechapel, de arme jodenwijk van Londen had gezien.[8] Zelf was Charles niet joods en hij was in Lambeth opgegroeid,[9] maar zijn halfbroer was joods. Daarom ontkende Chaplin, die fel tegen antisemitisme en alle vormen van racisme was, nooit dat hij joods zou zijn.[10]

Stomme films waren even gemakkelijk te begrijpen voor een Chinees publiek als voor een Amerikaans; Chaplin werd letterlijk een wereldster. Met de opkomst van de geluidsfilm begon zijn reputatie te tanen; zijn kracht lag in stil spel. Tijdens het McCarthyisme werd hij in de Verenigde Staten beschuldigd van "anti-Amerikaanse activiteiten" (dat hij een communist zou zijn). Tijdens de promotie in 1952 van zijn film Limelight in Engeland besloot hij na problemen met de Amerikaanse Immigratiedienst (bovendien liet FBI-chef J. Edgar Hoover Chaplins gangen nagaan), niet meer naar de Verenigde Staten terug te keren. Hij vertrok naar Zwitserland.

Veel minder bekend is dat hij naast acteur en regisseur ook componist was. Hij schreef onder andere solowerken voor cello (een van de instrumenten die hij ook zelf, linkshandig, bespeelde), en de filmmuziek bij zijn eigen film Modern Times met het wereldberoemde nummer Smile.

Chaplin was jarenlang een van de bekendste artiesten ter wereld. Waar hij verscheen moest het verkeer worden geregeld. Chaplin werd schatrijk[11]. Politiek stond hij bekend als uiterst links. Conservatieve Amerikaanse kranten, de FBI en conservatieve politici spraken zich zeer negatief over Chaplin en zijn privéleven uit.

Huwelijken en kinderen

Chaplin is vier keer getrouwd geweest (en had tientallen affaires):

  • van 1918 tot 1920 gehuwd met en dan gescheiden van Mildred Harris; zij kregen een zoon: Norman Spencer Chaplin (bijgenaamd "The Little Mouse"), dit kind stierf drie dagen later.
  • van 1924 tot 1927 gehuwd met en dan gescheiden van Lita Grey; zij kregen twee zoons Charlie en Sydney.
  • van 1936 tot 1942 met Paulette Goddard, een zelfverklaard maar geen legaal huwelijk.
  • van 1943 tot zijn dood in 1977 gehuwd met Oona O'Neill. Dochter van toneelschrijver Eugene O'Neill. Toen zij trouwden was Charlie 54 en O'Neill net 18. Het huwelijk werd omschreven als gelukkig. Ze kregen drie zoons: Christopher, Eugene en Michael Chaplin en vijf dochters: Geraldine (eveneens een bekend actrice), Josephine, Jane, Victoria en Annette-Emilie Chaplin.

Onderscheidingen

  • In 1954 ontving Chaplin de prijs van de Raad voor Wereldvrede. Het geld schonk hij weg aan de armen van Parijs en Londen.
  • In 1965 ontving Chaplin uit handen van Prins Bernhard in Rotterdam de Erasmusprijs.
  • In 1971 werd Chaplin door Parijs bekroond met de Grande Medaille de Vermeil.
  • In 1972 kreeg Chaplin in Amerika een Academy Honorary Award voor zijn hele oeuvre. Hij kreeg toen ook de langste staande ovatie in de geschiedenis van de Oscars.
  • In 1975 werd Chaplin tot ridder geslagen door koningin Elizabeth. Daarmee veranderen zijn naam en die van zijn vrouw officieel in Sir Charles en Lady Chaplin.

Overlijden

Charlie Chaplin overleed in zijn slaap in 1977 tijdens de nacht/ochtend van eerste kerstdag aan een hartstilstand en was 88 jaar oud.

Op 8 maart 1978 werd zijn lijk gestolen. Het plan was om losgeld te eisen, dit mislukte en de dieven werden gearresteerd. Het lijk werd 11 weken later teruggevonden bij het meer van Genève en herbegraven onder 180 cm beton.[12]

Trivia

  • Het gerucht gaat dat Chaplin in de jaren twintig mee heeft gedaan aan een Charlie Chaplin-look-alikewedstrijd. Hierin zou hij niet eens de finaleronde hebben gehaald. Mogelijk betreft het hier echter een hardnekkige mythe die al bijna honderd jaar standhoudt.[13]

Filmografie


Beelden

Media

(video)
Eerste fragment uit de film The Bond, 1918 (z/w)
Tweede fragment uit de film The Bond, 1918 (z/w)
Derde fragment uit de film The Bond, 1918 (z/w)

Externe links