پیش‌نویس:درون‌مایه‌های آثار بهرام بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بیضایی در نشستِ خبریِ وقتی همه خوابیم در جشنوارهٔ فیلم فجر ۱۳۸۷. لغتِ «بیضایی‌وار» را بعضی فارسی‌زبانان برای وصفِ آنچه از شگردها و اندیشه‌های بیضایی تأثیر پذیرفته به کار برده‌اند.[پانویس ۱]

عناصرِ مایگانیِ آثارِ بهرام بیضایی (۱۳۱۷) موضوعِ پژوهش و سرچشمهٔ تأثیرِ فکری و فرهنگی بوده است. دانشنامهٔ دانش‌گستر «دلبستگی‌های او در مجموعهٔ آثارش» را چنین برشمرده است: «مسئلهٔ هویتِ گم‌شده، بازیابیِ اسطوره‌ها، حضورِ اشباح، جاذبه‌های بصری، بازخوانیِ تاریخ، و گرفتاری‌های اجتماعی و روانیِ زن در همهٔ دوره‌های تاریخی.»[۱]

افسانه‌های ناگفتهٔ تاریخِ نیندیشیده[ویرایش]

. . . از گذشته و تاریخ جز احساس رقّت، نفرت، چیزی در من نیست و جز احترام عمیق برای همهٔ مردمِ از قلم‌افتاده از تاریخ، و اندیشمندان سرکوب‌شده، و همهٔ آن‌ها که − عامی و عالم − هنر و فرهنگ آفریدند. . . .

بیضایی، ۱۳۷۷[۲]

بیگانگی و راندگی[ویرایش]

«رفتار با ناشناخته‌ها و غریبه‌ها و تازه‌واردها و نامأنوس‌ها»، به قولِ خسرو دهقان، از مایه‌های کارها یا، به قولِ هم‌او، از «دل‌مشغولی‌ها و ذهن‌مشغولی‌های» بیضایی بوده است.[۳] جلال آل احمد موضوعِ نمایشنامه‌های عروسکی بیضایی را «محدود و گذرا» وصف کرده و اشاره به مذهبِ خانوادگیِ بیضایی می‌کرد.

عشق و والایش[ویرایش]

در اغلبِ آثارِ آغازینِ بیضایی یک رگهٔ عشقیِ قوی پیداست، با قهرمانانِ مردِ جوان و عاشق و تنها و شکست‌خورنده و سرکوفته در جستجویی و تکاپویی اجتماعی یا روانی که سرانجامش مرگ است. جستجو و شکست قهرمان در این آثار کمتر کیشوتی و بیشتر تراژیک است. عروسکها و پهلوان اکبر می‌میرد و هشتمین سفر سندباد و رگبار نمونه‌هایی از این گروهند. از سلطان مار است که قهرمانِ زن در کارِ بیضایی پیدا می‌شود: سالِ ۱۳۴۴.

شهادت[ویرایش]

بازاَندیشیِ انگیزه‌ها و چگونگی شهادتِ قهرمان در نخستین کارهای بیضایی بوده است: آرش از اوّلین و معروف‌ترین نمونه‌هاست.

نمایش[ویرایش]

نمایش خود موضوعِ اندیشهٔ بیضایی در آثارِ نمایشی و غیرنمایشی بوده است. او نمایش را «آزمایشگاه طبایع بشری» دانسته و برای اجتماع سودمند شمرده است.

شخصیت‌ها[ویرایش]

ضدّقهرمان[ویرایش]

دیو و کودک و زن[ویرایش]

بیضایی، همچون بعضِ متفکّرانِ هم‌روزگارش در مملکت‌های همسایه‌اش، مثل نوال سعداوی، عطفِ توجّه به وضع زن اغلب در اجتماع توسعه‌نیافته کرده است.

عالِم[ویرایش]

اندیشه و آزادی، و «نیکی»ِ قهرمان

عامی[ویرایش]

. . . تحلیلی از اسطوره‌ی «مردم»؛ اسطوره‌ای که محتوای آن هم قرار است همیشه دست‌نخورده، تحلیل‌نشده، مقدس، و بی‌شکل باقی بماند و من برعکس خیال می‌کنم باید شکافته شود. . . .

بیضایی، در وصفِ ندبه، دههٔ ۱۳۶۰[۴]

هرچند عوام در بسیاری از آثارِ بیضایی همچون نمایندهٔ انگیزه‌ها و خواسته‌ها و گرایش‌های موجّهی به تصویر کشیده نشده‌اند، بیضایی اغلب خود را طرفدارِ بخشِ «بهتر»ِ ایشان دانسته که «سزاوارِ بهترند». عوام از نظرِ بیضایی حاملِ سنّتی هستند که بازاَندیشی می‌خواهد − در سخنرانیِ ۲۰ مهرِ ۱۳۵۶ مقابلِ کمابیش هشت‌هزار شنونده این معنی را با استعارهٔ «شستشو» چنین گفت: «فکر می‌کنم اگر این شستشو می‌بایست در فضا اتّفاق بیفته یک مقدار هم باید در ما اتّفاق بیفته.»[۵]

اعیان[ویرایش]

ستایشِ واقفانی چون حسین آقا ملک و یاورِ فردوسی در دیباچه‌ی نوین شاهنامه

پانویس[ویرایش]

توضیحات[ویرایش]

  1. مثلاً: ارجمند، جمشید (۱۳۷۸). نقد فیلم: نمونه‌هایی از نقدهای دههٔ ۴۰ تا ۷۰. تهران: نشر فرزان. ص. ۶۴. شابک ۹۶۴-۶۱۳۸-۵۸-۶.
    نیز: گلمکانی، هوشنگ (۱۳۹۳). از کوچهٔ سام: نقد فیلم‌های ایرانی و خارجی. تهران: نشر مرکز. ص. ۱۳۶. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۱۳-۱۷۷-۸.
    نیز: اکبری، علیرضا (آذر و دی ۱۳۹۲). «چه محکمه‌های روشنفکری که گذراندم: گفت‌وگو با بهرام بیضایی به مناسبت تولد ۷۵سالگی‌اش». اندیشه پویا (۱۲): ۱۲۲-۱۱۸.

ارجاعات[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Dabashi, Hamid (2014). "An Artistic Perspective: The Women of Bahram Beizai's Cinema". In Kashani-Sabet, Firoozeh; S. Wenger, Beth. Gender in Judaism and Islam: Common Lives, Uncommon Heritage. New York: New York University Press. pp. 311–340.

رده:بهرام بیضایی بیضایی