پیشینه کشاورزی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ایران نخستین کشور دنیاست که در آن کشاورزی و زراعت آغاز گردیده‌است.[۱] و انسان اولیه برای اولین بار در فلات ایران به کشت و آبیاری و پرورش دام مشغول شده‌است.[۲][۳][۴] مهاجرت آریایی‌ها بیشتر در جستجوی چراگاه‌های جدید نبوده بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی زمین بهتر برای کشاورزی بوده‌است. حفاری‌هایی که در حوالی کاشان انجام شده، نشان می‌دهد که در شش هزار سال گذشته ایرانی‌ها سامانه کشاورزی پیشرفته‌ای داشته‌اند.[۲][۴] در حفاری‌های نقاط گوناگون ایران مشخص گردیده که در حدود ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد درخت را در ری، کاشان و دامغان به طرز مشابهی نقاشی می‌کرده‌اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده‌است. آیین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا آمده‌است که سومین جایی که زمین شادمانترین است آنجاست که کسانی از خداپرستان بیشترین غله را کشت کنند و بیشترین گیاه و میوه را بکارند.[۳][۴]

دوره هخامنشیان[ویرایش]

در قرن اول که پیش از میلاد ایرانی‌ها همه درختان میوه‌ای که در یونان کشت می‌شده (به استثنای زیتون) کشت می‌کرده‌اند. گزنفون از قول سقراط نقل کرده‌است که در دوره هخامنشیان باغ‌هایی در ایران وجود داشته که آنها را پارادیس یا پردیس (این واژه در زبان‌های رایج اروپایی به معنای بهشت است) می‌نامیدند و در آنجا درختان از نظر قد مساوی و روی خطوط موازی کشت شده و با چرخ چاه‌های عظیمی که به وسیله گاو چرخانده می‌شدند آبیاری می‌شدند. از میوه‌های مهم آن دوره می‌توان خرما، انگور و انجیر را نام برد.[۲][۴]

هجوم اسکندر و بازسازی دوباره توسط اردشیر بابکان[ویرایش]

با هجوم اسکندر کشاورزی ایران رو به زوال گذاشت و بسیاری از مزارع از بین رفت و این وضع تا زمان به حکومت رسیدن اردشیر بابکان ادامه یافت. ساسانیان به بازسازی قنات ها و تشویق و گسترش کشاورزی، باغبانی و دامپروری پرداختند.[۴] پتروشفسکی هم در کتاب پهاوی بوندهشن که مربوط به زمان ساسانیان است و امروزه آن را بندهشن می‌نامیم به کشت انواع میوه مانند پرتقال، سیب، انگور، خرما، به، لیمو، انار، هلو، فندق، سنجد، بادام، توت، گلابی، پسته، زردآلو، گردو، شاه بلوط و نیز انواع سبزی و گل مانند تره تیزک، تره، گشنیز، خیار، نرگس، یاسمن، نسترن، لاله، بنفشه، همیشه بهار، گل سرخ و گل زعفران اشاره کرده‌است.[۴]

حکومت اعراب[ویرایش]

از عوامل تضعیف کشاورزی در آن دوران می‌توان به تخریب زیرساخت‌های آبیاری (که عموما به دلیل عدم رسیدگی به تاسیسات نابود می‌شدند)، تخریب زمینهای کشاورزی (که معمولاً به موجب چرای دام‌های اعراب از بین می‌رفتند) اشاره کرد.[۵]

بنی امیه[ویرایش]

از عمده دلایل زوال در این دوره تاثیر اعراب بر اقتصاد کشاورزی بود. با تسلط اعراب به ایران نظام اقتصادی که تا آن زمان بر ایران مسلط بود دگرگون گشت، اعراب طبقات اجتماعی را تغییر دادند و با این تغییر ساختار موجب شدند تا افراد مالیات کمتری به دولت بپردازند و در نتیجه باعث کاهش درآمدهای دولت شدند. تاثیر دیگر حمله اعراب مهاجرت گروه‌هایی بود که اسلام را نپذیرفته بودند، این افراد به همراه خود امکانات مالی و تولیدی ای را که اندوخته بودند به همراه بردند.[۶]

عبّاسیان[ویرایش]

در زمان بنی عباس و پس از آن در زمان حکومت‌های محلی کشاورزی پیشرفت کرد.[۲][۴]

حکومتهای محلی[ویرایش]

طاهریان[ویرایش]

طاهر ذو الیمینین قانونی در جهت بهبود وضع آبیاری و افزایش محصولات کشاورزی تصویب کرد، ولی این وضع دیری نپایید و با مرگ طاهر این دوران پایان یافت و به دلیل کوتاه بودن این دوره تغییرات مطلوبی ایجاد نشد.[۶]

دوره دیلمیان[ویرایش]

در دوره دیلمیان باغبانی ایران به حداکثر گسترش خود رسید و برای نخستین بار پرورش مرکبات در اطراف دریای خزر آغاز گردید. در این دوره برخی از انواع سبزی مثل مارچوبه و گل کلم به مقدار فراوان در ایران زراعت می‌شدند اما بعدها کشت آنها منسوخ شد.[۲][۴]

استیلای مغول[ویرایش]

در اثر یورش مغول‌ها، باغبانی نیز از رونق افتاد و وضع بدین منوال بود تا آنکه غازان خان تیموری در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری به توسعه کشاورزی پرداخت.[۳][۴] در قلمرو او انواع درختان میوه و سبزی‌ها در تمام نقاط کشت می‌شدند و باغبانی آن قدر رونق داشت که از اصفهان انواع میوه به هندوستان و آسیای صغیر واز کرمان خرما به سایر کشورها صادر می‌شد. در این دوره اقلید و سورمق مرکز تولید برگه زردآلو و خراسان ناحیه با ارزشی برای پرورش انواع میوه به شمار می‌آمد.[۲] از زمان غازان خان حدود سال ۷۰۰ هجری قمری کتابی به نام کتاب در علم فلاحت و زراعت که نویسنده آن ناشناس است باقیمانده که درسال ۱۳۲۳ هجری قمری توسط عبدالغفار نجم‌الدوله با چاپ سنگی منتشر شده‌است. در کتاب مورد اشاره که دارای بخش‌های گوناگون است درباره نگهداری بذرها، غلات و اینکه کدام درخت و گیاه از بذر می‌روید و کدام را باید به صورت نهال کاشت و همچنین خواص انگور و دیگر درختان میوه‌دار و بی‌ثمر، انواع گیاهان زینتی و کود صحبت شده و به هر گیاهی فصلی اختصاص یافته‌است. نویسنده در این کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خویش در قلمه زدن، پیوند زدن انواع درختان ثمردار و بی بهره و نیز بذرافشانی نهال‌کاری و غرس درختان استفاده کرده و چنین بر می‌آید که به شخصه آزمایش‌های زیادی در کشاورزی انجام داده‌است.[۲][۳][۴]

دانشمندان این سرزمین در خلال مطالعه درباره ویژگی دارویی گیاهان به امور کاملا فنی نیز می‌پرداختند و دستگاه‌هایی برای بهره برداری از آب تهیه دیدند که از آن جمله می‌توان چرخ چاه خودکار را نام برد.

صفویان[ویرایش]

با آغاز فرمانروایی صفویان، بار دیگر کشاورزی در ایران رونق گرفت.[۲][۴] هر چند که با وجود تمام کوشش‌ها حتی در زمان شاه عباس نیز به رونق پیش از حمله مغول نرسید. در این دوره در تمام ایران درختان میوه به‌ویژه زرد آلو، به، انار، بادام و انگور کشت می‌شدند. کشت خرما در خوزستان، فارس، کرمان و سیستان انجام می‌شد و خرمای ایران به ویژه خرمای جهرم، بهترین خرمای جهان به شمار می‌آمد و مقدار فراوانی از آن به هندوستان صادر می‌شد.[۲] کشت مرکبات و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بوده‌است. در این دوره خرمای کرمان، پیاز خراسان، انار یزد و شیراز و نیز پرتقال مازندران به خارج صادر می‌شده است. اوژن فلاندن (به فرانسوی: Eugène Flandin) که در آن دوره به ایران آمده در سفرنامه خود می‌نویسد که کشاورزی ایران مانند کشاورزی اروپا است.[۲][۳][۴]

از زمان صفویان نیز کتاب‌های کشاورزی متعددی باقی مانده است که مهمترین آنها ارشاد الزراعه تالیف فاضل هروی در سال ۹۲۱ هجری قمری است که در سال ۱۳۲۳ هجری قمری توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر گشته‌است.[۳]

دوره قاجار[ویرایش]

بعد از صفویان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتی بر روی کشاورزی ایران داشتند که روی هم رفته اثرات منفی بیشتر بود. نخستین جنبش به سوی کشاورزی نوین در زمان صدارت امیرکبیر به وجود آمد.[۲][۴] او با وارد کردن انواع بذرهای اصلاح شده با کارشناسان خارجی هم قراردادهایی منعقد ساخت و کشاورزی ایران را به سوی پیشرفت حرکت داد. در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری با تاسیس اولین مدرسه کشاورزی ایران به نام مدرسه فلاحت مظفری و وارد کردن سیب زمینی و انواع نهال‌های میوه به خصوص سیب و گیلاس از خارج باغبانی ایران گسترش بیشتری یافت و سپس با ایجاد مدارس متوسطه، عالی و دانشکده‌های کشاورزی موسسه اصلاح و تهیه بذر و نهال و غیره به وضع کنونی در آمد.[۲][۳]

دوره پهلوی[ویرایش]

در زمان محمدرضا پهلوی، شاه تصمیم گرفت با اجرای اصلاحات ارضی تحولاتی به خصوص در زمینه کشاورزی پدید آورد. بر اساس این طرح مقرر گشت تغییرات اساسی در میزان و نحوه مالکیت اراضی به ویژه اراضی کشاورزی و مراتع به منظور افزایش بهره‌وری عمومی جامعه پدید آید و زمین‌های کشاورزی بین اهالی ۱۸۰۰۰ روستایی تقسیم شوند.[۷]

جمهوری اسلامی[ویرایش]

ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی است. بنا بر آمار سال ۲۰۰۷، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم،[۸] بادام مقام چهارم،[۹] سیب مقام پنجم[۱۰] گیلاس سوم،[۱۱] انجیر مقام سوم،[۱۲] پسته مقام اول،[۱۳] طالبی مقام چهارم،[۱۴] گردو مقام چهارم،[۱۵] زردآلو مقام دوم،[۱۶] خرما مقام دوم،[۱۷] نخود مقام چهارم،[۱۸] هندوانه مقام پنجم،[۱۹] می‌باشد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]