پیانو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیSimple English
یک پیانوی مدل «بیبی گراند» ساخت شرکت آلمانی-آمریکایی استاین‌وی و پسران.
پوستر شرکت آلمانی سی. بِک‌اشتاین در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی برای تبلیغ پیانوی مدل «رویال گراند».

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های فلزی آن در داخل جعبه چوبی تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش به طور معمول هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

تاریخچه[ویرایش]

یک پیانوی «ایمپریال گراند» ۹۷ کلاویه‌ای اتریشی بوسندورفر.[۱]

پیانو را بارتولومئو کریستافوری در حدود سال ۱۷۰۰ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد.[۲][۳] اما اختراع جدید کریستافوری تا حدود یک دهه تقریباً ناشناخته ماند تا اینکه در سال ۱۷۱۱ یک نویسنده ایتالیایی مقاله ای درباره ی آن نوشت که بعد ها به آلمانی ترجمه و به صورت گسترده منتشر شد. این مقاله شامل دیاگرام مکانیزم پیانو نیز بود و اکثر سازندگان بعدی پیانو کار خود بر اساس این مقاله شروع کردند.قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام هارپسیکورد (Harpsichord) استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری[ویرایش]

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) است، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی با صدای بلند (رسا) تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.[۴]

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی گراند گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانو رویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه بهتر شدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند.

نحوه صدادهی[ویرایش]

چکش‌های پیانو

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلیدهای پیانو[ویرایش]

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو، ر، می، فا، سل، لا، سی، وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد. هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

انواع پیانو[ویرایش]

یک پیانوی دیواری ساخت پتروف. شرکت چکی پتروف از سال ۱۸۸۳ تولید پیانوهای دیواری را آغاز کرد.
  • پیانو دیواری (vertical - upright)
  • پیانو اسپینت
  • پیانو کنسول
  • پیانوی بزرگ

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال، پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر؛ ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته‌تر استفاده می‌شود. یک پیانو در کل دارای ۸۸ کلید است.

نحوه نواختن پیانو[ویرایش]

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. به دلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانیست می‌تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.

نحوه نت‌نویسی برای پیانو[ویرایش]

نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • مصطفی کمال پورتراب. تئوری موسیقی. نشر چشمه، ۱۳۷۲. 
A Boesendorfer grand piano

A piano (also called a pianoforte) is a musical instrument that is played by pressing keys on a keyboard. Each key is a lever that makes a hammer inside the piano hit a string inside, producing a sound. Each string has a different length and so produces a different note.

The piano has been an extremely popular instrument in Western classical music since the late 18th century. A person who plays the piano is called a pianist.

History

The piano was invented by Bartolomeo Cristoffori of Padua, Italy. He made his first piano in 1709. It developed from the clavichord which looks like a piano but the strings of a clavichord are hit by a small blade of metal called a “tangent”.[1] In the piano the strings are hit by a block of wood called a hammer. The early keyboarded instruments, such as the clavichords, harpsichords and organs that were used at that time, had a much shorter keyboard than they do today. Gradually the keyboard became longer until it had the 88 notes (7 octaves plus three notes) of the modern piano.

At first the instrument was called the “fortepiano”. This means “loud-soft” in Italian. It was given this name because it could be played either loudly or softly, depending on how hard the note was hit (the harpsichord could not do this, and the clavichord could only make a tiny difference between louder and softer). Later this name changed to “pianoforte”. This is normally shortened to “piano”. The word “fortepiano” is sometimes used to describe the pianos of the late 18th and early 19th centuries. In some languages, such as Russian, “fortepiano” is the normal word for a piano.

A Yamaha upright piano

Although the piano was invented at the beginning of the 18th century, it was not until 50 years later that it started to become popular. The first time the piano was played in a public concert in London was in 1768 when it was played by Johann Christian Bach.[2] The upright piano was invented in 1800 by John Isaac Hawkings. Seven years later T. Southwell invented “overstringing”. This means that the strings for the low notes go diagonally across the soundboard so that they can be longer and make a much bigger sound.

The early pianos had strings that were fastened to a frame made of wood. They were not very heavy, but they were not very strong or loud, so they could not be heard very well in a big concert hall. In 1825 the cast-iron frame was invented in America. This made the piano much stronger so that it could make a bigger sound and the strings were not likely to break.

Piano parts

Inside an upright piano

A piano has a keyboard with white keys and black keys. When a key is pressed down, the damper comes off the string and a hammer hits the string. It hits it very quickly and bounces off so that the string is free to vibrate and make a sound. When the player takes his finger off the key the damper falls back onto the string and the sound stops. The strings are stretched very tightly across the frame, passing over a bridge on the way. The bridge touches the soundboard. This means that the vibrations are sent to the soundboard. The soundboard is a very important part of the piano. If it is damaged the piano will not make a sound.

The mechanism which makes the hammer bounce off the string very quickly is called the “escapement”. In 1821 Sebastian Erard invented a kind of double escapement. This made it possible to repeat the note very quickly. The hammer only touches the string for about one thousandth of a second. The hammers are covered with felt which is a mixture of wool, silk and hair.

The piano has two pedals. Larger pianos have three.

  • The damper pedal - this pedal is on the right. When a pianist presses it down with his right foot, any notes he plays will keep on sounding even when he takes his finger(s) off the note(s). This is because there are dampers (they look a bit like the hammers) that rest on all the strings. When the pianist holds the right pedal down all the dampers come off the strings so that the strings are free to vibrate. When a note is played, that note will continue to sound. Some other strings will also vibrate very lightly (this is called “sympathetic vibration”). It will make the sound smoother and richer. Pianists have to learn how to use the pedal well. This will depend on such things as the style of the music, the size of the piano, the size of the room and whether there is a lot of furnishing there.
  • The soft pedal - the soft pedal is on the left. When a pianist presses it down with his left foot, the notes sound quieter. On a grand piano the whole keyboard and action shift a bit to the left so that the hammers only hit two strings instead of three. Also the parts of the felt which hit the string are softer because they have not become hard with lots of use. The soft pedal is normally kept down for the whole of a piece or the whole of a section of a piece. This pedal is sometimes called the una corda pedal. Una corda means: one string. This is because in the early pianos it was possible to press the pedal a little way so that the hammers hit two strings, then press it further so that they hit only one string. This is why the sign to tell a pianist to use the left pedal is “una corda”. To cancel the left pedal the composer writes “tre corde” (“three strings”) in the music.
  • The middle pedal is called the sostenuto pedal. Like the right pedal, it keeps the sound going, but it only affects notes that are already being played at the moment when the middle pedal is pressed down. This makes it possible to keep one chord going while playing other notes that will not carry on. All concert grand pianos have a sostenuto pedal, and some modern upright pianos do as well. Some upright pianos have a middle pedal that is not a sostenuto pedal at all, but a practice pedal. It places a piece of cloth in front of the strings, that makes the sound very quiet indeed so that a pianist can practise without disturbing other people. The sound of a piano with a practice piano is very limited and different. The practice pedal can usually be pressed down and put in a slot so that it will stay in place.

Famous piano composers

Once the piano became popular in the late 18th century many composers wrote music for the piano. Wolfgang Amadeus Mozart started to learn on harpsichords when he was very small, but the piano was becoming popular when he was a young man and he wrote many sonatas and concertos for the piano. Franz Joseph Haydn also wrote a lot of piano music. Ludwig van Beethoven was a very famous pianist before he became very famous as a composer. His piano compositions include 5 concertos and 32 sonatas. In the Romantic period many composers wrote for the piano. They include Franz Schubert, Robert Schumann, Johannes Brahms, Franz Liszt and Frederic Chopin. Later composers include Sergei Rachmaninoff, Claude Debussy, Maurice Ravel, Sergei Prokofiev, Dmitri Shostakovich and Bela Bartok.

Famous piano players

Some famous piano players from the early days of the piano include Dussek, Mozart, Muzio Clementi, John Field and Chopin. In the 19th century Franz Liszt was a very great influence on the piano by composing and performing very difficult music. Other great pianists include Clara Schumann and Anton Rubinstein. 20th century pianists include Artur Schnabel, Vladimir Horowitz, Josef Hofmann, Wilhelm Kempff, Dinu Lipati, Claudio Arrau, Artur Rubinstein, Sviatoslav Richter and Alfred Brendel. Among the greatest pianists today are Vladimir Ashkenazy, Daniel Barenboim, Leif Ove Andsnes, Boris Berezovsky and Evgeny Kissin.

Pianists who play popular music include Liberace, Jerry Lee Lewis, Little Richard, Elton John, Billy Joel, Thelonious Monk, Tori Amos and Ray Charles. Perhaps the greatest jazz pianist was Fats Waller.

Playing the piano

The piano has been a very popular instrument ever since the mid 18th century when it soon replaced the clavichord and the harpsichord. By the early 19th century the sound that the piano made was big enough to fill large concert halls. Smaller pianos were made for use in people’s homes. At first these included square pianos and giraffe pianos, later on the upright pianos became popular for home use. Pianos are not often used in orchestras (if they are, they are part of the percussion section). They may, however, be used for piano concertos (pieces for solo pianist accompanied by orchestra). There is a vast amount of music written for piano solo. The piano can also be used together with other instruments, in jazz groups, and for accompanying singing.

Related pages

References

  1. The New Dictionary of Music and Musicians ed Stanley Sadie; 1980. vol 4, p.458
  2. The New Dictionary of Music and Musicians ed Stanley Sadie; 1980. vol 14, p.691