پوریا عالمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پوریا عالمی
زمینه فعالیت روزنامه‌نگار
نویسنده طنزنویس
تولد اسفند، ۱۳۶۱
تهران، ایران
ملیت ایران ایرانی

پوریا عالمی (زاده اسفند ۱۳۶۱) نویسنده، طنزنویس و روزنامه‌نگار ایرانی است،[۱][۲][۳] که فعالیت مطبوعاتی خود را، با روزنامه نوروز و روزنامه همشهری و مجله گل‌آقا، از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد.

ستون‌های «فال قهوه» و «مادر رجب» در روزنامه اعتماد ملی، ستون «کاناپه» در روزنامه اعتماد، ستون «نشر اکاذیب» در روزنامه قانون، ستون «از هر نظر بی‌ضرر»، «آمبولانس‌چی» و «آچارکشی» در روزنامه شرق، ستون بی‌ضرر در روزنامه نوروز، صفحه طنز شهر بازی در روزنامه همشهری، داستان‌های طنز «آسانسورچی» در مجله چلچراغ، از ستون‌های پر خواننده او بوده است.

عالمی در بهمن ماه و اسفند ماه ۱۳۹۱ به‌مدت ۳۲ روز، توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، در زندان اوین حبس شد. یکی از آثار او تحت عنوان «پنجره زودتر می‌میرد»، نامزد دریافت جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه رمان متفاوت واو شد.

وی هم‌اینک ستون «قضیه بیخ پیدا کرد...» را در روزنامه شرق می‌نویسد.

ابراهیم نبوی در مقاله‌ای درباره او یادآور شده است: کاتیا فولمر پژوهشگر آلمانی طنز ایران در کتابش جز به سه طنزنویس یعنی کیومرث صابری فومنی، عمران صلاحی و ابراهیم نبوی بهپوریا عالمی نیز پرداخته است.[۴]

فریدون مجلسی نیز در نقد کتاب داستان بلند طنز اکون‌آبادی‌ها اظهار داشت: وقتی نویسنده‌ای در سن 35 سالگی چنین اثر ارزشمندی را تولید می‌کند، ما به آینده او امیدوار می‌شویم. من ایرج پزشک‌زاد را بزرگترین طنزپرداز ایران می‌دانم؛ البته شاید عده‌ای مخالف صحبت‌های من باشند و افرادی مانند عبید زاکانی، سعدی و دهخدا به نظرشان برسد؛ به هر حال معتقدم که عالمی می‌تواند به یکی از بهترین طنزپردازان ایرانی تبدیل شود. [۵]

کتاب مورد نظر، اکون‌آبادی‌ها، در دو هفته به چاپ سوم رسیده است.

عباس معروفی نیز درباره نامه عالمی به وزیر ارشاد نوشته است: هنرمندان بازهم بر شیوه‌ی خود اصرار ورزیده اند و با اندیشه‌ی مدارا سعی کرده‌اند در میدان بمانند. این روزها که بازار کتاب‌های در محاق مانده رونق گرفته، تازه‌ترین نامه‌ای که با همین تمرین مدارا و ذهنیت انتقادی در جامعه‌ی ما مطرح شده، نامه‌ی پوریا عالمی است که به سبک و سیاق طنزهای خودش نگاشته شده است. نامه‌ای که از همان کتاب در محاق افتاده‌اش جدا نیست، و هنرمند را سخن چنین باید.[۶] و در مقاله‌ی دیگری طنز را در زمره ادبیات مقاومت برمی‌شمرد و نمی‌نویسد: بخشی از ادبیات، بویژه ادبیات مقاومت هر جامعه‌ای، با زبان طنز بیان می‌شود. گرچه در فضای امنیتی، طنز معمولاً لباس آهنین می‌پوشد، ولی در لباس آهنین نمی‌توان کلمات ظریف و لطیف و گل و بلبل تولید کرد... [۷] طنزپردازان و طنزنویسان چیزهایی در ترکیب جامعه و چهره‌ی سیاستمداران می‌یابند که بتوانند دفرمه‌اش کنند و یا با بزرگ‌نمایی‌اش تصویر دیگری برای شادکردن جامعه و برای ایجاد فضای تحمل بسازند. طنز هنری است که سازنده‌اش به شادی و سرخوشی و تحمل جامعه‌اش می‌اندیشد. یکی از طنزنویسان ارزشمند معاصر پوریا عالمی است. او هر روز یک ستون در روزنامه‌ی اعتماد ملی دارد که طنزهایش را می‌نویسد. یک نمونه از کارهای جالب او را [از روزنامه اعتماد ملی در سال ۸۸] اینجا نقل می‌کنم: [۷]

آموزش برنزه کردن در ایران

چون مسئله امروز ایران حواشی انتخابات نیست، و چون مشكل امروز دولت مهرورز نهم و دهم و اینا، سقوط‌های پی‌درپی هواپیماهای روسی نیست، و چون دردسر اقتصاد امروز ایران تحریم‌های جورواجور و چندمرحله‌ای و بلوكه‌كردن پول‌های ایران در اروپا نیست، و چون در كل مملكت كماكان در وضعیت شدید گل و بلبل به سر می‌برد، ما امروز به مهمترین مشغله ذهنی مردم و مسئولان و دلسوزان و اینا پرداخته‌ایم؛ راه‌های برنزه كردن در ایران.

برای برنزه كردن كم‌هزینه می‌توانید:

بیست و پنجم هر ماه، ترجیحاً خرداد ماه، از میدان انقلاب تا میدان آزادی پیاده‌روی كنید. توجه كنید هر چه تعدادتان بیشتر باشد، یعنی بین دو تا سه میلیون نفر، بیشتر و بهتر برنزه می‌شوید.

رأی بدهید. رأی دادن ارتباط مستقیمی با برنزه شدن پوست دارد. چون از فردای آن باید از ساعت ۱۲ ظهر در خیابان‌ها دنبال رأی‌تان بیایید.

لباس‌های شخصی‌تان را بپوشید و با در دست گرفتن جسم سخت یا گذاشتن كلاه مخصوص سر چهارراه‌ها و در میدان‌های اصلی شهر تمام ساعات بعدازظهر را آفتاب مستقیم بگیرید. یادتان باشد فقط آفتاب بگیرید و جو نگیردتان. چون ممكن است به طرف باقی شهروندان با جسم سخت حمله كنید. در كل اگر دقت كنید بیشتر این برادران پوست‌های به شدت برنزه شده‌ای دارند!

در خیابان به حالت سكوت تجمع كنید. در این حالت ماشین‌هایی كه برای رفاه حال عمومی در نظر گرفته شده‌اند به شما آب می‌پاشند. وقتی پوست‌تان خوب خیس شد، آفتاب پوست‌تان را برنزه می‌كند.

در حالت قبلی ممكن است كسانی دنبال شما كنند. شما هم مجبور به فرار كردن شوید. این كار باعث می‌شود پوست‌تان از همه‌ طرف آفتاب بخورد و حسابی برنزه شوید.

به مدت ۲۰ روز تا یك ماه، به دنبال برادرتان یا فرزندتان از كهریزك به تپه‌های دركه و حومه، از آنجا به پزشك قانونی، از آنجا به دادگاه انقلاب، از آنجا به قوه ‌قضائیه، و در كل از آنجا به اینجا، از اینجا به اونجا مراجعه كنید. مهرورزی مسئولان مربوطه باعث می‌شود شما ساعت‌ها پشت در بمانید و آفتاب بگیرید. این سیاست كه برای برنزاسیون مردم در پیش گرفته شده است، پوست شما را در ابتدا كلفت و سپس برنزه می‌كند.

یك راه این است كه پیه كار سیاسی را به تن‌تان بمالید. در این حالت نه تنها برنزه می‌شوید، ممكن است از ته بسوزید.

می‌توانید روبه‌روی پارك ملت همین‌طوری در حالت سكوت بایستید. اینطوری از چند جهت برنزه می‌شوید.

پیشنهاد می‌شود در زیرزمین خانه‌تان به فناوری هسته‌ای دست پیدا كنید. قرار گرفتن در تشعشعات هسته‌ای شما را برنزه و قشنگ می‌كند. و در ضمن یك دانشمند به دانشمندان جوان مملكت اضافه می‌كند.

در استقبال‌های مردمی و خودجوش، از ساعت ۸ نه، از ساعت ۹ نه، از ساعت ۱۰ شركت كنید و زیر آفتاب سوزان سفرهای شهرستانی برنزه و برشته شوید.

یك راه هم این است كه با آقا رحیم مشایی برای صله‌ رحم به بلاد خارجه سفر كنید و آفتاب تابان و سوزان آنجا را به پوست و جان بخرید. ایضاً سفر به تركیه و اینا با آقا مشایی توصیه می‌شود.

یك راه ساده این است كه اگر پول دارید سولاریوم كنید و دردسرهای بالا را نكشید.

اگر این‌طوری برنزه نشدید، شب‌ها برنامه «بیست‌ و ‌سی» را ببینید. با دیدن این برنامه گُر می‌گیرید و برافروخته می‌شوید. گُرگرفتگی و برافروختگی پوست، روح، روان، اعصاب و اینا را، همه را باهم یكهو برنزه می‌كند. [۷]

صادق زیباکلام نیز در یادداشتی در روزنامه شرق [۸] [۹] در انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد در سال نخست دولت حسن روحانی نوشت: به‌جای ادای احترام به چهره‌ها و شخصیت‌هایی که مسوولان جشنواره مراقب بودند تا در ردیف‌های جلو و در اطراف آقای رییس‌جمهور و همراهان آنها را بنشانند- در حالی‌که معلوم نبود ارتباط آنها با روزنامه‌نگاری و رسانه‌ها کدام است- چقدر زیباتر بود اگر مسوولان دولت، از شماری از این روزنامه‌نگاران جوان باتجربه تقدیر می‌کردند. اختتامیه جشنواره مطبوعات انصافا تعلق به روزنامه‌نگاران جوان داشت که در شرایط نخست ١٦ سال گذشته این حرفه را رها نکردند و روزنامه‌نگار ماندند.

او با انتشار تصویری در کنار این یادداشت از روزنامه‌نگارانی چون ماشالله شمس‌الواعظین، سعید حجاریان، احمد زیدآبادی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، مهسا امرآبادی، هادی حیدری، رضا خجسته‌رحیمی، اکبر منتجبی، آمنه شیرافکن، پوریا عالمی و دیگران یاد کرده است. [۱۰]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • اکون‌آبادی‌ها، داستان بلند طنز، تصویرگر سلمان طاهری، ناشر: گاندو، ۹۵
  • آسانسورچی، مجموعه طنز، پوریا عالمی، ناشر: مروارید، ۹۳
  • آدم‌های عوضی، مجموعه داستان، پوریا عالمی، ناشر: مروارید، ۹۳
  • کتاب غم، پوریا عالمی، ناشر: مشکی، ۹۳
  • نیم‌ساعت قبل از ساعت هفت، مجموعه داستان، پوریا عالمی، ناشر: مؤلف، ۸۴
  • پنجره زودتر می‌میرد، رمان، پوریا عالمی، ناشر: علم، ۸۹
  • فال قهوه، پوریا عالمی، ناشر: روزنه
  • دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند، پوریا عالمی، تصویرگر توکا نیستانی، ناشر: روزنه، ۸۸
  • تفنگ بازی، مجموعه طنز، پوریا عالمی، مهدی کریم زاده (طراح)، ناشر: روزنه، ۸۹
  • کتاب کاریکاتور گل‌آقا، همکاری در تألیف پوریا عالمی با بزرگمهر حسین‌پور، ناشر: گل‌آقا، ۸۰
  • کتاب از هر نظر، مجموعه‌طنز سیاسی - اجتماعی، ناشر: آمه، ۹۳
  • کتاب بی‌ضرر، مجموعه‌طنز سیاسی - اجتماعی، ناشر: آمه، ۹۳
  • کتاب مادر رجب، مجموعه طنز، ناشر: روزنه، ۹۴

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]