پری در شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پری در شاهنامه
نقشی از پریان
اطلاعات کلی

پری در شاهنامه، مانند سایر موجودات پندارین همچون دیو و سیمرغ بر دو گونه یاد می‌شود، یکی موجودی فوق تصوّر و دیگری مانند انسان متکلم و واجد خصوصیات و خصلت‌های نیک و بد. البته در کهن‌ترین اعصار شاهنامه یعنی همان ابتدا و آغازین آن، دو بار از پری، در ردیف مرغان و ددان و سایر جانواران یاد شده ولی در قسمت‌های بعدی شاهنامه، پریان مانند دیگر آدم‌ها، قوم یا قبیله‌ای هستند با فرهنگ و آداب مختص بخود نه موجودات خیالی و فوق تصوّر.

سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپه‌دار پر کین و کنداوری

پری در زمان کیومرث[ویرایش]

پریان پیش از همه اقوام در شاهنامه، در پادشاهی کیومرث مطرح هستند. چون کیومرث بر اساس متون کهن مانند اوستا نخستین انسان و به استناد شاهنامه نخستین پادشاه قوم ایرانی است ذکر نام پریان در زمان کیومرث حاکی از قدمت و حضور تاریخی آنان در صحنه اجتماعی، سیاسی و نظامی ایران است [۱]. پری و دیـو دو مظهر پلیدی و پاکی نزد ایرانیان باستان همشیه مطرح می‌شوند گویا جدال ایشان با یکدیگر پایانی ندارد. دیو وقتی بر سلطنت کیومرث حسد می‌برد و در صدد نابودیش بر می‌آید سروش در هیئت پری شاهزاده سیامک فرزند کیومرث را از قصد دیو آگاه می‌کند. و این نخستین خبر از پری‌ها در شاهنامه است که مانند آدم موجودیت مادّی دارد:

کیومرث زین خود کی آگاه بود که تخت مهی را جز او شاه بود
یکایک بیامد خجسته سروش بسان پری پلنگینه‌پوش
سخن چون به گوش سیامک رسید ز کردار بد خواه دیو پلید [۲]

پری در زمان ضحاک[ویرایش]

به قول شاهنامه چون از حکومت ضحاک چهل سال دیگر باقی بود شبی در خواب دید سه پهلوان جنگجو گرز بدست از کاخ برون آمد یا داخل شد، دو تن از آنها بزرگ و سومی کوچکتر با او به جنگ در آمده او را گرفتار، پالهنگ بر گردنش آویخته کشان‌کشان تا کوه دماوند بردند. ضحاک در خواب بانگی زد و لرزان از خواب بیدار گشت. ارنواز به او گفت چسان شده که پادشاه هفت کشور چنین هراسان گشته است. ضحاک در جواب به ارنواز چیزی گفت که اصطلاح پری همچون موجودی مرموز همسان دیو بیان گشته است:

چنین گفت با نامور ماه‌روی که مگذار این را ره چاره جوی
نگین زمانه سر تخت توست جهان روشن از نامور بخت توست
تو داری جهان زیر انگشتری دد و مردم و مرغ و دیو و پری [۳]

پری در زمان سام[ویرایش]

یادکرد سام از پری نشانهٔ آن است که در میان قبایل زابلی پریان نیز شناخته شده بودند، از لحن سام چنین بر می‌آید که پریان و دیوان دو نژاد همسان و هم مسلک هستند. سام وقتی تولد زال را با موی سپید مشاهده کرد به ذهن‌اش آمد که او باید از نژاد دیو یا پری است:

چو آیند و پرسند گردن‌کشان چه گویم ازین بچّه بد نشان
چه گویم که این بچّه دیو چیست پلگ است دو رنگست و گرنه پریست[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. در اصطلاح عامیانه قدیم پری موجودی بهشتی و زیبا تعبیر گشته است
  2. شاهنامه. جلد اول. صفحه ۶
  3. شاهنامه. جلد اول. ص ۱۲
  4. شاهنامه. جلد اول. منوچهر، ص ۳۲

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:جغرافیای شاهنامه الگو:تمدن شاهنامه