پریخان خانم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پریخان خانم
شاهزاده و شاعر صفوی
Seated princess (Art and History Trust No.92).jpg
لقب(ها) تخلص حقیقی
زادروز ۹۵۵ (قمری)
زادگاه اهر یا ابهر
درگذشت ۹ ذیحجه ۹۸۵ (قمری)
(۳۰ سال)
آرامگاه امامزاده حسین (قزوین)
همسر سلطان بدیع الزمان میرزا
پدر شاه طهماسب یکم
مادر سلطان آغا خانم
فرزندان زیور بیگم

پریخان خانم (۹۸۵–۹۵۵ (قمری))، دختر شاه طهماسب یکم و شاهدخت با نفوذ دربار صفوی بود.

پس از مرگ شاه طهماسب، اسماعیل دوم برای مدت کوتاهی برتخت نشست. در این مدت او مشغول خونریزی و حذف شاهزادگان صفوی شد. خشونت بی حد و مرز او باعث ناخشنودی بزرگان قوم و امرا گردید و سرانجام منجر به برکناری و قتل او شد.

پریخان خانم نقش به سزایی در به قدرت رساندن برادر خود، شاه اسماعیل دوم و قتل برادر دیگرش حیدر میرزا (ولیعهد و رقیب اصلی اسماعیل میرزا) ایفا کرد.[۱][۲]

خشونت اسماعیل دوم، گرایش وی به تسنن، طرد پریخان خانم دختر قدرت‌طلب و بانفوذ شاه طهماسب و تهدید امرای قزلباش نهایتاً منجر به کشته شدن او شد. کشندگان شاه اسماعیل با همکاری کنیزان حرم و پریخان خانم افیون مصرفی شاه را مسموم کردند و محافظان روز بعد شاه را نیمه‌مرده همراه با رفیقش حسن‌بیگ حلواچی اوغلی از اتاق او در دولتخانه بیرون آوردند. شاه ساعتی بعد مرد اما حسن‌بیگ زنده ماند.[۳] برخی نوشته‌اند ۱۲ مرد به لباس زنانه به اتاق خواب او رفتند و به تحریک خواهر شاه پریخان خانم، او را خفه کردند. برخی مرگ او را به بیماری قولنج ذکر کرده‌اند و عده‌ای مرگ او را خوردن تریاک یا فلونیای زیاد در منزل حسن‌بیگ حلواچی اوغلی نوشته‌اند. برخی دیگر هم در آن عصر مرگ شاه اسماعیل دوم را باور نداشتند و می‌گفتند وی کشته نشده است.[۴]

در این زمان پریخان خانم خواهر او از حمایت بعضی امرای قزلباشها برخوردار بود و در به قدرت رسیدن محمد خدابنده که شاهزاده‌ای ناتوان و بیمار بود نقش کلیدی داشت. پریخان خانم امیدوار بود پس از به تخت نشستن محمد نابینا خود کنترل قدرت را در دست داشته باشد اما در عمل اینگونه نشد و پریخان خانم یکسال بعد به قتل رسید. در سالهای ابتدایی پادشاهی محمد خدابنده، همسر او خیرالنساء بیگم و وزیرش میرزا سلمان جابری اصفهانی قدرت زیادی یافتند.

زندگی‌نامه[ویرایش]

پریخان خانم، دختر شاه طهماسب یکم دومین پادشاه سلسله صفویان و خواهر شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده، سومین و چهارمین پادشاهان صفوی بود.

از آغاز زندگی او اطلاعی در دست نیست، جز آنکه در حوالی اهر یا ابهر از مادری چرکس به دنیا آمد. وی مورد توجه پدر بود و به دلیل کاردانی مشاور او شد. به هنگام بیماری شاه که به مرگ او انجامید، امیران قزلباش تصمیم گرفتند که حیدر میرزا، برادر ناتنی پریخان خانم، را به جانشینی او برگزینند. اما پریخان خانم از تقربی که نزد پدر داشت سود جست و نظر شاه را نسبت به حیدر میرزا برگرداند تا اسماعیل میرزا، برادر دیگرش را که در قلعه قهقهه زندانی بود به جانشینی انتخاب کند. حیدر میرزا شبانه تاج سلطنت بر سر نهاد و گرجیهای طرفدار او درهای حرم را بستند و پریخان خانم در قصر محبوس شد. حیدر میرزا که از مخالفت پریخان خانم با خود آگاه بود تصمیم به کشتن او گرفت اما او برادر را فریفت و از قصر خارج شد. پریخان خانم پس از آزادی کلید درگاه را به سلیمان میرزا و شمخال سلطان، دایی خود که رئیس چرکسها بود، سپرد. آنان با سیصد نفر چرکس در حمله به حرمسرای حیدر میرزا او را کشتند. در عین حال خانهٔ پریخان خانم پناهگاه گرجی‌های طرفدار حیدر میرزا شد و زنان به خانه وی پناه بردند. پریخان خانم نخست یکی از امیران قزلباش را به قلعهٔ قهقهه فرستاد تا اسماعیل میرزا را به قزوین آورده بر سریر پادشاهی بنشاند.

پریخان خانم بر این اندیشه بود که چون شاه جدید را در کسب قدرت یاری رسانده می‌تواند در امور سلطنت مداخله کند، اما شاه اسماعیل پس از رسیدن به قزوین از قدرت پریخان خانم کاست و امیران قزلباش را از گرد او پراکند و ملازمانش را جواب کرد. همچنین اموال او را مصادره کرد و شاهدخت از آن پس زندگی محقری در پیش گرفت. شاه اسماعیل دوم، که نگران حمایت پریخان خانم از برادرش سلیمان میرزا برای جانشینی تخت و تاج بود، سلیمان میرزا را نیز کشت. این کشتارها سبب مخالفت سران قزلباش با او و تماسهای پنهانی آنان با پریخان خانم شد.

همه منابع دربارهٔ نقش پریخان خانم در مرگ شاه سخن گفته‌اند. به نوشتهٔ روملو پریخان خانم به کمک حسن‌بیگ حلواچی اوغلی، ندیم شاه اسماعیل، شاه را مسموم کرد؛ نیز گفته‌اند که چون پریخان خانم در دورهٔ سلطنت شاه اسماعیل بی‌اعتبار شده بود با کنیزان حرم همزبان شد و شاه را مسموم کرد.

پس از مرگ شاه، سلطان قلخانچی اُغلی ذوالقدر، حاکم شیراز، شاه شجاع، پسر هشت ماههٔ شاه اسماعیل دوم، را برای سلطنت پیشنهاد کرد تا پریخان خانم عهده‌دار نیابت سلطنت باشد. اما امیران قزلباش به سلطنت محمد میرزا، پسر بزرگ شاه طهماسب، رأی دادند ولی چون محمد میرزا نابینا بود، کارهای سلطنت در دست پریخان خانم قرار گرفت.

میرزا سلمان جابری اصفهانی، وزیر شاه اسماعیل، که به پریخان خانم و شمخال سلطان اعتماد نداشت، از قزوین نزد شاه و همسرش، مهدعلیا خیرالنساء بیگم، رفت و آنان را از قدرت و اختیار پریخان خانم و اطاعت و انقیاد امیران قزلباش از او، آگاه ساخت؛ بلافاصله نیز خبر رسید که پریخان خانم و شمخال سلطان و چرکسها قصد شورش دارند.

شاه و مهدعلیا، ابتدا فرمان حکومت شکی را برای شمخال سلطان فرستادند تا او را از قزوین دور کنند. سپس مهدعلیا شوهرش را بر آن داشت تا پریخان خانم را به خانه خلیل‌خان افشار، لَلِ‍هٔ پریخان خانم، بفرستد. برخلاف دستور شاه، و به دستور پریخان خانم، او را به خانهٔ خودش می‌بردند که در میان راه ملازمان خلیل‌خان هجوم آوردند و او را به خانهٔ خلیل‌خان بردند و در آنجا خفه کردند. اموال او که ده هزار تومان می‌شد به پاس این خدمت به خلیل‌خان بخشیده شد.

جسد پریخان خانم در امامزاده حسین، در کنار سلیمان میرزا و شاه اسماعیل به خاک سپرده شد. پریخان خانم اعتبار و نفوذ زیادی در دربار داشت، چنان‌که برای مثال توجه خاص او به میرزا مخدوم شریفی، مفسر و محدث و واعظ اهل تسنن، سبب شد تا او در عهد شاه اسماعیل دوم عهده‌دار نیمی از امور صدارت شود و زمانی که مخالفت امیران قزلباش با شاه، به زندانی شدن میرزا مخدوم انجامید، بعد از درگذشت شاه، مرحمت پریخان خانم سبب رهایی او و مهاجرتش به عتبات عالیات شد.

محتشم کاشانی اشعار زیادی در مدح پریخان خانم سروده‌است. از بناهای منسوب به وی، مدرسه پریخان خانم در اصفهان در نزدیکی‌های چهار سو مقصود، بوده‌است.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]