پرش به محتوا

پروژه پیجن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در طول جنگ جهانی دوم، پروژه پیجن (به انگلیسی: Project Pigeon) که بعدها به پروژه اورکان (به انگلیسی: Orcon، به معنی organic control) تغییر نام داد، تلاش رفتارگرای مشهور آمریکایی بی.اف. اسکینر برای ساخت یک بمب هدایت‌شونده با کنترل کبوتر بود.[۱]

مرور کلی

[ویرایش]

نمونهٔ آزمایشی این پروژه همان بدنهٔ بدون موتور طراحی‌شده توسط امؤسسه ملی فناوری و استانداردهای آمریکا بود که بعدها برای گلایدبمب راداری نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا با نام «ای‌اس‌ام-ان-۲ بت» استفاده شد. این سازه اساساً یک گلایدر کوچک بود با بال‌ها و سطوح کنترلی دم، یک بخش کلاهک انفجاری در مرکز، و یک «بخش هدایت» در دماغه.

هدف این بود که کبوترها نقش «خلبان» را با استفاده از توانایی شناختی خود در تشخیص هدف ایفا کنند. سیستم هدایت شامل سه لنز نصب‌شده در دماغه بود که تصویر هدف را روی یک صفحه درون محفظه کوچک داخل دماغه پروجکت می‌کرد. این صفحه روی محورهایی قرار داشت و به حسگرهایی مجهز بود که هرگونه حرکت زاویه‌ای را اندازه‌گیری می‌کردند.

یک تا سه کبوتر که با روش شرطی‌سازی کنشی برای تشخیص هدف آموزش دیده بودند، جلوی این صفحه قرار داده می‌شدند. وقتی هدف را می‌دیدند، با نوک خود صفحه را نوک می‌زدند. آموزش آن‌ها به این شکل بود که ابتدا تصویر هدف به آن‌ها نشان داده می‌شد و به‌تدریج نیاز به نوک‌زدن سریع‌تر و بیشتر برای دریافت یک دانه غذا افزایش می‌یافت. یکی از کبوترها در ۴۵ دقیقه بیش از ۱۰ هزار بار نوک زد (یادداشت ۲۰/۲/۸۹ بنیاد اسکینر و آرشیو نویسنده).[۲]

تا زمانی که هدف در مرکز صفحه می‌ماند، صفحه حرکتی نمی‌کرد. اما اگر بمب از مسیر منحرف می‌شد، تصویر به سمت لبه‌های صفحه می‌رفت. کبوترها تصویر را دنبال می‌کردند و با نوک‌زدن به آن باعث حرکت صفحه روی محورها می‌شدند. در حالتی که دو هدف ممکن روی صفحه دیده می‌شد، اسکینر ذکر می‌کند که حداقل دو کبوتر معمولاً بر سر یکی توافق می‌کردند و کبوتر سوم «برای نظر اقلیت بودن تنبیه می‌شد» تا تشویق شود بمب را به‌سمت هدف مورد توافق اکثریت هدایت کند.[۳]

حسگرها این حرکت را تشخیص می‌دادند و سیگنال‌هایی به سطوح کنترلی ارسال می‌کردند تا بمب را در همان جهت بچرخانند. وقتی بمب دوباره به سمت هدف برمی‌گشت، کبوترها دوباره تصویر را دنبال کرده و صفحه را به مرکز برمی‌گرداندند. به این شکل، کبوترها دائماً مسیر را اصلاح می‌کردند و بمب را در مسیر گلاید خود نگه می‌داشتند. سامانه‌های هدایت الکترونیکی اولیه از روش مشابهی استفاده می‌کردند، با این تفاوت که پردازنده‌ها و سیگنال‌های الکترونیکی جایگزین کبوترها در تشخیص هدف و جلوگیری از انحراف مسیر شدند.

کمیته تحقیقات دفاع ملی این ایده را که از کبوتر در بمب گلایدر استفاده شود بسیار عجیب و غیرعملی دانست، اما با این حال ۲۵ هزار دلار بودجه برای تحقیق اختصاص داد. اسکینر که تا حدی در آموزش کبوترها موفق شده بود، شکایت می‌کرد: «مشکل ما این بود که هیچ‌کس ما را جدی نمی‌گرفت».[۴]

این برنامه در ۸ اکتبر ۱۹۴۴ لغو شد،[۳] زیرا ارتش معتقد بود «ادامه این پروژه باعث تأخیر جدی در پروژه‌هایی می‌شود که از نظر بخش مربوطه کاربرد جنگی فوری‌تری دارند». پروژه پیجن در سال ۱۹۴۸ توسط نیروی دریایی با نام «پروژه اورکان» دوباره احیا شد، اما در سال ۱۹۵۳ زمانی که قابلیتِ اطمینانِ سیستم‌های هدایت الکترونیکی ثابت شد، دوباره لغو گردید.

اسکینر به خاطر کارش روی این پروژه، برندهٔ جایزه ایگ نوبل صلح ۲۰۲۴ شد. دخترش، جولی وارگاس، که جایزه را به‌جای او دریافت کرد، گفت: «می‌خواهم از شما تشکر کنم که بالاخره مهم‌ترین دستاورد او را به رسمیت شناختید. مردم فقط او را با کشف شرطی‌سازی کنشی، برنامه‌های تقویت، و کتاب‌هایی مثل والدن دو، Verbal Behavior, Beyond Freedom & Dignity و غیره می‌شناسند. حتی بنیاد بی.اف. اسکینر هم یک موشک روی لوگویش نمی‌گذارد، پس از شما ممنونم که بالاخره حقیقت را روشن کردید.»[۴]

منابع

[ویرایش]
  1. "Top secret weapons revealed". Military Channel. 2012-08-14.
  2. "Nose Cone, Pigeon-Guided Missile". National Museum of American History, Smithsonian Institution. Archived from the original on 16 May 2008. Retrieved 10 June 2008.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ "Skinner's Utopia: Panacea, or Path to Hell?". TIME Magazine. 20 September 1971.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ "The 34th First Annual Ig Nobel Ceremony". improbable.com (به انگلیسی). 2024-09-13. Retrieved 2024-09-13.