پروپاگاندا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
ترس از کمونیست، پوستر، یک اروپایی آنارشیست را به صورت یک هیولا نشان می‌دهد که قصد دارد مجسمه آزادی را خراب کند.

تبلیغات سیاسی،[۱] جوسازی، پروپاگاند (به فرانسوی: Propagande) یا پروپاگاندا (به انگلیسی: Propaganda) گونه‌ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می‌شود.[۲] تبلیغات سیاسی شکلی از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرایش یک جمع یا جماعت به موضع و دلیل دلخواه مبلغ سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات غیر جانبدارانه، در اصلی‌ترین معنای خود، دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیت‌ها به‌طور گزینشی بیان و بازنمایی می‌شوند (درحالی که نادرستی آن برگوینده روشن و آشکار است) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه و خردمندانه سربزند. نتیجه این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدف‌گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی، درنظرگرفته شده‌است. افزون براین، پروپاگاندا می‌تواند در شکل یک نبرد و جنگ‌افروزی سیاسی نیز تلقی شود.

تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا شکلی از ارتباط است که با ترغیب یا اقناع متفاوت است، زیرا هدفش این است تا به پاسخی دست یابد که قصد مبلغ را تداوم بخشد. اقناع یا ترغیب، به مثابه یک فعال‌کننده دوسویه عمل می‌کند و هدفش آن است که به نیازهای ترغیب‌کننده و ترغیب شونده پاسخ دهد. یک مدل تبلیغ (پروپاگاندا) نشانگر آن است که چگونه می‌توان عناصر اطلاع‌رسانی و ارتباط اقناعی را در تبلیغات با یکدیگر تلفیق کرد. تبلیغات سیاسی ممکن است افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آن‌ها را دگرگون سازد.[۳]

ریشه[ویرایش]

جوسازی ریشه در تاریخ کلیسای کاتولیک دارد. در سال ۱۶۲۲ میلادی، پاپ اوربان هشتم برای ترویج دین مسیحیت، در مناطق غیر مسیحی جهان گردهمایی تبلیغاتی به راه انداخت. در آن زمان کاتولیک‌ها این کار را نوعی از آموزش برمی‌شمردند. در جنگ جهانی اول هم طرفین جنگ از این روش برای تأثیرگذاری مثبت بر روی نیروهای خود استفاده می‌کردند.

در دوران سلطنت ملکه ویکتوریا، علیه دشمنان امپراتوری تبلیغات منفی می‌شد.[۴]

جنگ جهانی دوم نه تنها جنگ بمب‌ها و گلوله‌ها، بلکه جنگ کلمات و تبلیغات بود. تهاجم تبلیغاتی نازی‌ها ابتدا توسط آدولف هیتلر در کتاب نبرد من طراحی و سپس به وسیله گوبلز و وزارت تبلیغات او اجرا شد. ایالات متحده در ایجاد تبلیغات خویش، به مجموعه‌ای نه چندان منسجم از روان شناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی، برای تقویت روحیه ملی و خنثی ساختن تأثیر تبلیغات نازی‌ها متکی بود».[۵] واژه تبلیغات سیاسی یا (propaganda) واژه‌ای نولاتینی و بازسازی شده از فعل لاتینی کهن (propagere) به معنی منتشر ساختن (لغت انگلیسی propagate از همین ریشه است) و برانگیختن است. امروزه تبلیغات، جزیی از ارتباطات عمومی است و هدف آن، دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده‌است.[۶]

روش‌ها[ویرایش]

پوستر تبلیغاتی کوکلاس کلان‌ها در ۱۹۲۳. بر روی پوستر نوشته شده: ما کوکلاکس کلان‌های وفاداری (به آمریکا) هستیم.
  • برچسب زدن (Name Calling): این روش به منظور برانگیختن وحشت یا تعصب افراد جامعه علیه یک گروه مخالف استفاده می‌شود. این روش باعث می‌شود که نیازی به ایجاد بحث استدلالی با گروه‌های مخالف نباشد یکی از این روش‌ها استهزای مخالفان با کاریکاتور می‌باشد.
  • شعارهای فریبنده (Glittering Generalities): در این روش سعی می‌شود که بادادن شعارهایی با مفهوم مبهم و کلّی توجه افکار عمومی به پیام مبلغ جلب شود. این پیام‌ها اغلب بر حول محور ارزش‌هایی همچون شرافت، دین، افتخار به میهن و میهن‌پرستی یا ارزش‌های خانوادگی می‌باشد.
  • حمله شخصی (Ad hominem): حمله کردن به شخصیت فرد (مثلاً اتهام روابط نامشروع یا خیانت به کشور)، به جای رد کردن منطقی افکار و سخنان او.
  • تکرار (Ad nauseam): تکرار بی‌وقفهٔ یک حرف، مخصوصاً اگر یک شعار ساده باشد، باعث می‌شود که کم‌کم به عنوان یک حقیقت بدیهی پذیرفته شود. این حربه اگر همراه با کنترل و سانسور رسانه‌ها باشد، تأثیر بیشتری خواهد گذاشت.
  • توسل به قدرتمندان (Appeal to authority): برای اثبات درستی یک سخن، به جای استدلال منطقی، به مرجعیت و اقتدار و محبوبیت گویندهٔ آن استناد می‌شود.
  • توسل به ترس (Appeal to fear): القای ترس و نگرانی همگانی برای آن که مردم با حکومت همراه شوند، همچون تأکید بر خشونت و وحشی‌گری دشمنان یا احتمال قریب‌الوقوع حملهٔ آن‌ها.
  • توسل به اکثریت (Bandwagon): القای این حس که اکثریت مردم پیرو این فرد یا حزب هستند و پیروزی آن قطعی است، تا افراد برای همرنگ جماعت شدن، یا برای رسیدن به پیروزی حتمی، به پیروان آن فرد یا حزب بپیوندند.
  • دروغ بزرگ (Big Lie): بیان دروغی چنان بزرگ که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند که کسی آن قدر بی شرم باشد که چنین گستاخانه حقیقت را تحریف کند، در نتیجه همگان آن دروغ را باور خواهند کرد.
  • سیاه و سفید نمایی (Black-and-white fallacy): جلوه دادن اوضاع به گونه‌ای که افراد تنها دو گزینه در برابر خود ببینند: یا دوست کامل بودن یا دشمن کامل بودن.
  • حقیقت گزینشی (Selective truth): گفتن پیام تبلیغاتی در ضمن حقایق گزینش شده، به شکلی که مخاطب متوجه نشود که مورد هجوم تبلیغاتی قرار گرفته‌است.
  • شرطی‌سازی (Classical conditioning): اگر مخاطب نسبت به الف واکنش خاصی داشته باشد (مثلاً از آن بیزار باشد، یا به آن علاقه‌مند باشد)، در چنین صورتی اگر شرطی ساز همواره الف و ب را همراه هم به مخاطب عرضه کند، مخاطب کم‌کم خصوصیت الف را به ب هم سرایت می‌دهد، به‌طوری‌که حتی اگر الف نبود، مخاطب همان واکنش را نسبت به ب نشان می‌دهد (و از آن بیزار یا به آن علاقه‌مند می‌گردد).[۷]

تکنیک‌های خاص[ویرایش]

محققان بسیاری از تکنیک‌های استاندارد مورد استفاده در تبلیغات و تکرار را شناسایی کرده‌اند.

Ad Hominem[ویرایش]

عبارت لاتین که به معنای حمله به حریف خود است، به عنوان مخالف حمله به استدلال‌های آنها است. یک استراتژی استدلال اشتباه است که به موجب آن بحث جدی موضوع در دست، به جای حمله به شخصیت، انگیزه یا ویژگی دیگر شخص اجتناب شود ساختن بحث یا افراد مرتبط با استدلال، به جای حمله به اصل این استدلال.

شما هم همچنین[ویرایش]

Ad hominem tu quoque (به معنای واقعی کلمه: "شما هم همچنین") به ادعایی اشاره می‌کند که منبع ایجاد استدلال، به نحوی متناقض با این استدلال سخن گفته یا عمل کرده‌است. به‌طور خاص، اگر منبع A اقدامات منبع B را نقد می‌کند، پاسخی که به شما می‌دهد این است که منبع A به همان شیوه عمل کرده‌است. این استدلال نامعتبر است زیرا این فرض را رد نمی‌کند؛ اگر فرضیه درست باشد، منبع A ممکن است دوروی باشد، اما این بیانیه را از دیدگاه منطقی قابل اعتماد نمی‌سازد. در واقع، منبع A ممکن است در ارائه شهادت شخصی برای حمایت از بحث است.

به عنوان مثال، پدر ممکن است پسر را بفهماند که شروع به سیگار کشیدن نکند زیرا او وقتی بزرگتر می‌شود پشیمان خواهد شد و پسر ممکن است اشاره کند که پدرش سیگاری است یا سیگاری بود. این امر این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که پسرش ممکن است از زمان سیگار کشیدن دچار تردید شود.

تهدید اعتیاد[ویرایش]

این از تکرار خستگی ناپذیر ایده است. یک ایده، به ویژه یک شعار ساده، که بارها تکرار می‌شود، ممکن است گرفته شود به عنوان حقیقت. این رویکرد در کنار محدود کردن یا کنترل رسانه‌های تبلیغاتی مؤثر است.

تنظیم برنامه[ویرایش]

تنظیم برنامه به معنای «توانایی رسانه‌های خبری برای تأثیرگذاری بر اهمیت قرار دادن موضوعات مربوط به برنامه های» است. اگر یک آیتم خبری به‌طور مرتب و برجسته پوشش داده شود، مخاطبان این مسئله را مهم‌تر می‌دانند.

توسل به قدرتمندان[ویرایش]

درخواست تجدید نظر به مقامات، قدرتمندان، چهره‌های برجسته برای حمایت از موقعیت، ایده، بحث، یا مسیر عمل است.

توسل به ترس[ویرایش]

توسل به ترس از تلاش برای ایجاد حمایت از طریق ایجاد اضطراب و وحشت در جمعیت عمومی.
القای ترس و نگرانی همگانی برای آن که مردم با حکومت همراه شوند، همچون تأکید بر خشونت و وحشی گری دشمنان یا احتمال قریب‌الوقوع حملهٔ آن‌ها.
برای مثال، یوزف گوبلس از تئودور کاوفمن سوءاستفاده کرده‌است، باید به دنبال حمایت از تهدید و اضطراب در جمعیت عمومی باشد . ادعا می‌کند که متحدان خواستار نابودی مردم آلمان شده‌اند.

توسل به تعصب[ویرایش]

با استفاده از اصطلاحات بارگذاری شده یا عاطفی برای پیوستن به ارزش یا اخلاق اخلاقی برای باور به گزاره.

توسل به اکثریت[ویرایش]

توسل به اکثریت و تجدید نظر "پیروزی اجتناب ناپذیر" در تلاش برای متقاعد کردن مخاطبان هدف برای پیوستن به آن هستند و اقداماتی را انجام می‌دهند که "هر کس دیگری در حال انجام است".
  • پیروزی اجتناب ناپذیر: افرادی را که در حال حاضر در پیکار نیستند دعوت می‌کند تا به کسانی که در حال رسیدن به پیروزی هستند، بپیوندند. کسانی که در حال حاضر یا حداقل بخشی از این مسابقات هستند اطمینان می‌دهند که ماندن در گروه بهترین عملکرد آن‌هاست. (به عنوان مثال، "این بحث تمام شده‌است. تقریباً همه با من موافق هستند")
  • پیوستن به جمعیت: این تکنیک باعث تقویت میل طبیعی افراد به سمت برنده شدن می‌شود. این تکنیک برای متقاعد کردن مخاطبان به این موضوع است که یک برنامه بیان یک جنبش تودهای غیرقابل تحملی است و برای پیوستن به آن، به نفع آنهاست.

مردم زیبا[ویرایش]

نوع تبلیغاتی که با افراد معروف سروکار دارد یا نشان می‌دهد مردم جذاب و شاد است. این نشان می‌دهد که اگر مردم یک محصول را خریدند یا ایدئولوژی خاصی را دنبال کنند، آنها نیز شاد و موفق خواهند بود. (به جای اینکه به دلایل سیاسی بیشتر در تبلیغات برای محصولات استفاده می‌شود) به‌طور معمول برای تبلیغات، به جای اهداف سیاسی، ممکن است از تحریک جنسی نیز استفاده شود. به عنوان مثال، یک پیام تبلیغاتی یک موتور سیکلت برای یک مخاطب هدف نهایی ممکن است شامل زنان جذاب با بیکینی باشد که در تبلیغ قرار می‌گیرند تا محصول را با هدف‌گیری میل جنسی به مخاطبان جذاب تر کنند. با این حال، برخی از شواهد نشان می‌دهد که استفاده از تجدید نظر جنسی برای فروش یک محصول ممکن است نتواند موفقیت‌آمیز باشد، زیرا مخاطبان ممکن است بیش از حد به افراد جذاب جنسی در تبلیغات توجه کنند نه به خود محصول.

دروغ بزرگ[ویرایش]

بیان تکراری مجموعه ای از وقایع پیچیده که عمل بعدی را توجیه می‌کنند. توصیف این حوادث حاوی عناصر حقیقت است و تعاریف «دروغ بزرگ» ادغام می‌شوند و در نهایت ادراک دقیق مردم از حوادث اساسی را جایگزین می‌کنند. پس از جنگ جهانی اول، آلمان به دنبال توضیح علت شکست آن‌ها به عنوان توجیهی برای ارتش ملی و نابودی نازی‌ها تبدیل شد.

اشتباه سیاه و سفید[ویرایش]

ارائه تنها دو انتخاب، با محصول یا ایده به عنوان انتخاب بهتر پخش می‌شود. (به عنوان مثال، " شما هم با ما هستید یا علیه ما …")

چیدن گیلاس (مغالطه) یا حقیقت گزینشی[ویرایش]

ریچارد کراسمن، معاون بخش جنگ‌های روانشناختی بریتانیا (PWD) برای نیروی ائتلاف متحد ستاد عالی (SHAEF) در جنگ جهانی دوم گفت: "در پروپاگاندا حقیقت تلافی می‌شود .. این یک توهم بزرگ است که فرض کنید یک پروپاگندا-گر درخشان یک دروغگو حرفه ای است. تبلیغگر درخشان، مردی است که حقیقت می‌گوید، یا انتخاب حقیقتی که برای هدفش ضروری است می‌گوید؛ و آن را به گونه ای بیان می‌کند که گیرنده فکر نمی‌کند که او تبلیغاتی را دریافت می‌کند … [...] هنر تبلیغات دروغ نمی‌گوید، بلکه انتخاب حقیقت را که نیاز دارید و آن را با برخی حقایق که تماشاگران تماشا می‌کنند مخلوط می‌کنند. "
گفتن پیام تبلیغاتی در ضمن حقایق گزینش شده، به شکلی که مخاطب متوجه نشود که مورد هجوم تبلیغاتی قرار گرفته‌است.

شرطی‌سازی[ویرایش]

همه مهره داران، از جمله انسان، به تهویه کلاسیک پاسخ می‌دهند. بدین معنی است که اگر A زمانی که B وجود دارد همیشه وجود داشته باشد، و B یک واکنش فیزیکی را ایجاد می‌کند (مانند انزجار، لذت)، سپس وجود A در صورت عدم وجود B، شخص همان واکنش فیزیکی را تجربه خواهد کرد.

تناقض شناختی[ویرایش]

مردم تمایل دارند که نامتناقض باشند. فرض کنید یک نظرسنجی دریافت که یک گروه خاص از نامزدی شخصی برای سناتوری متنفر اند، اما دوستدار بازیگر A هستند. آنها از تأیید بازیگر A برای نامزدی شخص برای تغییر ذهنیت مردم استفاده می‌کنند، زیرا مردم نمی‌توانند تناقض را تحمل کنند. آن گروه مجبورند که از بازیگر ناراضی یا نامزد سناتوری راضی باشند.

انسان عادی[ویرایش]

رویکرد " مردمی ساده " یا "مرد عادی" تلاش می‌کند مخاطبان را متقاعد کند که موقعیت‌های تبلیغگرانه منافع مشترک مردم را منعکس می‌کند. طراحی شده‌است تا اعتماد مخاطبان را با شیوه و سبک معمول مخاطبان هدف جذب کند. یک مثال معمول از این نوع تبلیغات، یک شخص سیاسی است، معمولاً نامزد یا کاندید سیاسی، که در یک حیاط خلوت یا مغازه به کارهای معمول روزانه می‌پردازد. این تصویر جذبه و کشش دار است. به عنوان مثال، یک سیاستمدار که با جمعیتی صحبت می‌کند، ممکن است عبارت‌ها و اصطلاحات عامیانه و کوچه بازاری استفاده کند.

فرقه شخصیت[ویرایش]

فرقه شخصیتی هنگامی بوجود می‌آید که فردی از رسانه‌های جمعی برای ایجاد یک تصویر عمومی ایده‌آل و قهرمانانه استفاده می‌کند، که اغلب از طریق تقلید و ستایش بی قید و شرط است. شخصیت قهرمان پس از آن از موضع‌هایی که تبلیغگر تمایل به تبلیغ دارد حمایت می‌کند. به عنوان مثال، تبلیغ کنندگان مدرن برای جذب ایده‌ها یا محصولات خود شخصیت‌های محبوب و سرشناس را استخدام می‌کنند.

اهریمن جلوه دادن دشمن[ویرایش]

جلوه ساختن افراد ملت مخالف، گروه قومی متفاوت، یا کسانی که از دیدگاه مخالف حمایت می‌کنند، از طریق پیشنهاد، اشاره، یا اتهامات دروغین، مادون انسان، بی‌ارزش، یا فاسد الاخلاق هستند. Dehumanizing (فاقد صفات انسانی شدن) نیز اصطلاح به معنای مترادف با شیطانی است که معمولاً به عنوان یک جنبه از سابق عمل می‌کند.

تضعیف روحیه[ویرایش]

تبلیغ علیه دشمن برای از بین بردن روحیه مبارزه و تشویق به تسلیم شدن.

دیکته کردن[ویرایش]

در این تکنیک تبلیغاتچی می‌کوشد که فرایند تصمیم‌گیری را با استفاده از تصاویر و کلمات ساده به‌طور دقیق به مخاطبان بگوید که چه اقداماتی را انجام دهد، و هر انتخاب ممکن دیگری را حذف می‌کند. تصویر عمو سام «من می‌خواهم شما» نمونه ای از این تکنیک است.

گمراه‌سازی[ویرایش]

ایجاد یا حذف اطلاعات از پرونده‌های عمومی، به منظور ساخت یک سابقه دروغ از یک رویداد، یا اقدامات یک فرد یا سازمان، از جمله جعل عکس‌ها، تصاویر متحرک، پخش و ضبط صدا و همچنین اسناد چاپ شده.

تفرقه بینداز و حکومت کن[ویرایش]

این استراتژی عبارت است از به‌دست‌آوردی یا نگهداری قدرت (سیاسی و اجتماعی) از طریق شکستن یا تجزیه یک قدرت متمرکز به بخش‌های کوچکتری که هریک از این بخش‌های کوچکتر به تنهایی قدرت کمتری از اجراکنندهٔ این استراتژی را دارند. بدینصورت اجراکننده استراتژی قدرت را تحت کنترل خود حفظ خواهد کرد.

معامله خوب[ویرایش]

برای افزایش پهنای باند فرد از پذیرش استفاده می‌شود. برای مثال، اگر یک فروشنده بخواهد یک مورد را برای ۱۰۰ دلار بفروشد، اما خریدار فقط مایل به پرداخت ۵۰ دلار است، فروشنده ابتدا این محصول را با قیمت بالاتر (به عنوان مثال، ۲۰۰ دلار) ارائه می‌دهد و سپس قیمت را به ۱۰۰ دلار کاهش می‌دهد تا آن را یک معامله خوب به نظر برساند.

اصطلاح مخرب[ویرایش]

این بیان با یک اشاره منفی است. یک اصطلاح مخرب یا ناخوشایندی بجای یک مورد دلپذیر یا خنثی، مانند «انبار روانی ها» بجای «بیمارستان روانپزشکی» استفاده می‌شود.

اصطلاح مثبت[ویرایش]

استفاده از یک کلمه یا عبارت بی‌ضرر در عوض یک کلمه که ممکن است توهین آمیز باشد یا چیزی ناخوشایند را نشان می‌دهد.

سرخوشی[ویرایش]

استفاده از یک رویداد که موجب اشتیاق یا خوشحالی می‌شود یا از یک رویداد جذاب برای تقویت روحیه. Euphoria می‌تواند با اعلام تعطیلات، ساخت اقلام لوکس در دسترس، یا رژه نظامی یا گروه‌های راهپیمایی و پیام‌های میهن پرستانه ایجاد می‌شود.

اغراق[ویرایش]

اغراق (یا هیپربول) زمانی اتفاق می‌افتد که اساسی‌ترین جنبه‌های یک بیانیه درست است، اما فقط تا مقداری درست است. این نیز به عنوان «کشش حقیقت» دیده می‌شود یا چیزی به نظر می‌رسد قوی تر، معنی دار یا واقعی تر از آن است که در واقع است.

اتهامات دروغین[ویرایش]

اتهامات غلط در هر یک از موارد زیر می‌تواند باشد:

  • در زندگی روزمره
  • داور / شورا
  • قضایی

ترس، نا معلومی، و شک[ویرایش]

گاهی اوقات به عنوان FUD، تلاش برای تأثیرپذیری عمومی توسط انتشار اطلاعات منفی و مشکوک / نادرست به منظور تضعیف اعتبار عقاید آنها، به صورت مختصر به کار می‌رود.

سیلاب دروغ[ویرایش]

تکنیک تبلیغاتی که تعداد زیادی از پیام‌ها به سرعت و به صورت تکراری و به‌طور مداوم در چندین کانال (مانند اخبار و رسانه‌های اجتماعی) بدون در نظر گرفتن حقیقت یا انطباق پخش می‌شوند.

تکان دادن پرچم[ویرایش]

تلاش برای توجیه یک عمل بی پی آمد بر این مبنا که این کار باعث می‌شود که یک میهن‌پرست باشد یا به نوعی به نفع گروه، کشور، یا ایده باشد. احساس وطن‌پرستی این تکنیک تلاش می‌کند الهام بخش باشد، لزوماً نمی‌تواند توانایی فرد برای بررسی عقلانی موضوع مورد نظر را کاهش دهد یا به‌طور کامل از بین نبرد.

تکنیک پا در درب[ویرایش]

اغلب توسط استخدامکنندگان و فروشندگان استفاده می‌شود. به عنوان مثال، شخصی به قربانی گل هدیه می‌دهد. قربانی می‌گوید: «متشکرم» و اکنون وی یک بدهی روانی بر قربانی ایجاد کرده‌است. در نهایت، فرد خواستار یک مزیت بزرگتر می‌شود (به عنوان مثال، کمک مالی یا خرید چیزی بسیار گران‌تر). قرارداد غیرکتبی اجتماعی بین قربانی و مجرم باعث می‌شود که قربانی احساس کند با خرید هدایای گرانقیمت آن را تلافی کند.

چارچوب‌بندی[ویرایش]

چارچوب‌بندی ساختار اجتماعی یک پدیده اجتماعی است که اغلب توسط رسانه‌های، رسانه‌های جمعی، جنبش‌های سیاسی یا اجتماعی، رهبران سیاسی، یا بازیگران و سازمان‌های دیگر است. این یک فرایند اجتناب ناپذیر نفوذ انتخابی بر ادراک فرد از معانی مربوط به کلمات یا عبارات است.

چراغ گاز[ویرایش]

با استفاده از انکار دائمی، خطا، تناقض، و دروغ گفتن برای کاشت بذر شک و تردید در یک فرد یا گروه، تبلیغاتچی امیدوار است که آنها را به حافظه، ادراک، عقل تردید کنند و آن موضوع را بازپرسی کنند.
گیسگ گالوپ
بمباران یک حریف سیاسی با سوالات پیچیده پیچیده در آتش سریع در یک بحث، به نظر می‌رسد که حریف نمی‌داند آنها چه می‌گویند.
کلیات پر زرق و برق
عمومیات پر زرق و برق کلمات کلیدی جذاب هستند که به یک محصول یا ایده اعمال می‌شوند، اما هیچ استدلالی یا تحلیل مشخصی ندارند. این تکنیک همچنین به عنوان اثر PT Barnum اشاره شده‌است. (به عنوان مثال، شعار تبلیغاتی "فورد یک ایده بهتر!")
گناه توسط انجمن یا Reductio ad Hitlerum
این تکنیک برای متقاعد کردن یک مخاطب هدف برای متقاعد کردن یک اقدام یا ایده توسط پیشنهاد می‌کند که این ایده با گروه‌هایی که نفرت، ترس یا تحقیر مخاطبان هدف را دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ بنابراین اگر گروهی که از یک سیاست خاص پشتیبانی می‌کند، منجر به اعتقاد بر این می‌شود که افراد نامطلوب، ویرانگر یا متفکر از همین سیاست حمایت می‌کنند، اعضای گروه ممکن است تصمیم بگیرند موضع اصلی خود را تغییر دهند. این یک شکل از منطق بد است، که در آن A گفته می‌شود شامل X، و B گفته می‌شود شامل X، بنابراین، A = B.
نیمی از حقیقت
نیمی از حقیقت یک بیانیه فریبنده است که حاوی عناصر حقیقت است. این به چند شکل آمده‌است: این بیانیه ممکن است تا حدی درست باشد، این بیانیه ممکن است کاملاً درست باشد، اما تنها بخشی از کل حقیقت است، یا ممکن است از یک عنصر فریبنده مانند نشانه گذاری نادرست یا معنای دوگانه استفاده کند، به ویژه اگر قصد دارید فریب، فرار، سرزنش یا حقیقت را نادرست بدانید.
بیش از حد اطلاعات
"اضافه بار اطلاعات می‌تواند همان اثر را به عنوان محرمانه داشته باشد و مطمئناً در کوتاه مدت و برای دموکراسی‌ها امروزه آن ممکن است موثرتر در نظر گرفته شود." [7] "هنگامی که بیش از حد اطلاعات رخ می‌دهد، احتمال دارد کاهش کیفیت تصمیم‌گیری رخ دهد." [8] "پرخاشگری از اطلاعات تولید شده توسط تکنولوژی مدرن [...] تهدید می‌کند که گیرنده‌های آن غیرفعال باشند. Overload باعث از هم گسیختگی می‌شود." [9]
مبهم عمدی
کلیه عمدتاً مبهم هستند به طوری که مخاطبان ممکن است تفسیرهای خود را ارائه دهند. هدف این است که مخاطبان را با استفاده از عبارات نامشخص، بدون تحلیل اعتبار آنها یا تلاش برای تعیین معقول بودن یا کاربرد آن، حرکت دهند. قصد این است که مردم را به تفسیر خود ترغیب کنیم تا به سادگی با یک ایده صریح ارائه شود. در تلاش برای رسیدن به تبلیغات، مخاطبان از قضاوت ایده‌های ارائه شده فرار می‌کنند. اعتبار، معقولیت و کاربرد آنها هنوز در نظر گرفته شده‌است.
برچسب زدن
هنگامی که تبلیغگر تلاش می‌کند تا کیفیت درک شده، اعتبار یا اعتبار یک ایده خاص را در نظر بگیرد، استفاده از عصبانیت استفاده می‌شود. دسیفلیسم زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که قصد تبلیغ کننده، بی‌اعتبار کردن، کاهش کیفیت درک شده یا آسیب رساندن به عدالت ادراک شده فرد باشد. با ایجاد یک "برچسب"، "دسته" یا "جناح" جمعیت، بسیار آسان‌تر است که نمونه ای از این نهادهای بزرگتر را بسازیم، زیرا آنها می‌توانند فرد را بدون در نظر گرفتن دیوانگی قانونی تحقیر کنند. برچسب زدن می‌تواند به عنوان یک زیر مجموعه از گناه توسط انجمن، یکی دیگر از اشتباه منطقی فکر می‌شود. [10]
عرض‌های پذیرش
اگر پیام شخصی خارج از حد مجاز برای یک فرد و گروه باشد، اکثر تکنیک‌ها واکنش روانشناختی ایجاد می‌کنند (به سادگی گوش دادن به بحث، پیام را حتی کمتر قابل قبول خواهد کرد). دو روش برای افزایش محدودیت پذیرش وجود دارد. اولا می‌توان یک موقعیت بسیار افراطی تر پیدا کرد که باعث می‌شود موضع‌گیری‌های مودم بیشتر قابل قبول باشد. این شبیه به تکنیک درب در چهره است. در عوض، می‌توان موقعیت خود را به لبه عرض پذیرش تغییر داد و سپس به آرامی به موقعیتی که قبلاً برگزار شده بود حرکت می‌کرد. [11]

«فتح یا ورود هرنونا کورتس در وراکروز»، ۱۹۵۱، کاخ ملی، مکزیکو سیتی. نقاشی‌های سیاسی دیگو ریورا نقاشی مدرن از افسانه سیاه را نشان می‌دهد.

زبان لود شده
کلمات و عبارات خاصی با پیامدهای احساسی قوی مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به مخاطبان تأثیر گذار باشند، به عنوان مثال، با استفاده از اصلاحات کلمه، به جای یک واژه خنثی مثل تغییرات.
بمبگذاری عشق

همچنین نگاه کنید به: کنترل Milieu

مورد استفاده برای جذب اعضای به یک فرقه یا ایدئولوژی با داشتن یک گروه از افراد یک نفر را از حمایت اجتماعی موجود خود جدا کرد و آن را به‌طور کامل با اعضای گروه که عمداً شخص را با مهربانی بمباران می‌کنند، به منظور انزوا کردن فرد از قبل باورها و سیستم ارزش.
دروغ و فریب
دروغ و فریب می‌تواند بر اساس بسیاری از تکنیک‌های تبلیغاتی شامل استدلال‌های ادیمومین، بیگلی، افترا، درب در چهره، نیمی از حقیقت، نام فراخوانی یا هر روش دیگری که بر مبنای ناسازگاری یا فریبکاری باشد، می‌تواند باشد. به عنوان مثال، بسیاری از سیاستمداران متوجه شده‌اند که اغلب حقیقت را کشف یا شکستن.
مدیریت اخبار
با توجه به آدولف هیتلر، «روش درخشانترین روش تبلیغاتی موفق نخواهد بود، مگر اینکه یک اصل بنیادین به طور مداوم در ذهن داشته باشد - باید خود را به چند نکته محدود کند و آنها را دوباره و دوباره تکرار کند.» [12] [13] این ایده با اصل تعلیق کلاسیک و همچنین ایده «اقامت در پیام» سازگار است.

تبلیغات ضد مسلمان در آلمان در طول جنگ‌های عثمانی در اروپا، قرن شانزدهم تولید شد

کنترل Milieu
تلاش برای کنترل محیط اجتماعی و ایده‌ها از طریق استفاده از فشار اجتماعی
کمینه سازی
به حداقل رساندن مخالفت با اغراق است. این یک نوع فریب است [14] که انکار را همراه با عقلانیت در شرایطی که انکار کامل است غیرممکن است.
نام تماس
طرفداران از روش نامزدی استفاده می‌کنند تا موجب ترس و ناآرامی در شنوندگان خود شوند و این بدین معنی است که نامهای بد باعث می‌شود خوانندگان نظرات خود را دربارهٔ یک گروه یا مجموعه ای از عقاید یا ایده‌هایی که تبلیغ کنندگان از شنونده خواسته‌اند، محروم سازند. روش در نظر گرفته شده‌است به تحریک نتیجه‌گیری در مورد موضوع به غیر از بررسی بی طرفانه از حقایق. بدین ترتیب نامزدی جایگزین استدلال‌های منطقی و واقعی مبتنی بر ایده یا اعتقاد به شایستگی‌های خود است. [15]

نام فراخوانی پایین‌ترین سطح در سلسله مراتب اختلاف نظر است.

غیر منطقی
یک نوع اشتباه منطقی، که نتیجه آن از یک بحث است که آن را توجیه نمی‌کند. تمام استدلال‌های نامعتبر را می‌توان به عنوان موارد خاصی از عدم نتیجه در نظر گرفت.
اختلال، ابهام عمدی، سردرگمی
کلیه عمدتاً مبهم هستند به طوری که مخاطبان ممکن است تفسیرهای خود را ارائه دهند. هدف این است که مخاطبان را با استفاده از عبارات نامشخص، بدون تحلیل اعتبار آنها یا تلاش برای تعیین معقول بودن یا کاربرد آن، حرکت دهند. قصد این است که مردم را به تفسیر خود ترغیب کنیم تا به سادگی با یک ایده صریح ارائه شود. در تلاش برای رسیدن به تبلیغات، مخاطبان از قضاوت ایده‌های ارائه شده فرار می‌کنند. اعتبار، معقولیت و کاربرد آنها هنوز در نظر گرفته شده‌است.
شرطیسازی عامل
تهویه عملیاتی شامل یادگیری از طریق تقلید است. به عنوان مثال، تماشای یک شخص جذاب خرید محصولات یا موضع‌گیری‌های متقاعد کننده به خرید یک محصول یا تأیید موقعیت آن را یاد می‌دهد. تهویه مطبوع اصل اساسی پشت آگهی تهدید، شعار و دیگر کمپین‌های روابط عمومی تکرار است.
بیش از حد ساده
کلیات مطلوب برای پاسخگویی ساده به مشکلات پیچیده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا نظامی استفاده می‌شود.

نقاشی توسط برونفورد کلارک از قهرمانان صلیب آتشین توسط اسقف آلما سفید منتشر شده توسط ستون کلیسای آتش ۱۹۲۸ در Zarephath, NJ

حقوق منحصر به فرد
کاهش اعمال گفتمان با استفاده از عبارات یا استدلال‌های بیش از حد ساده (به عنوان مثال: "هیچ جایگزینی برای جنگ وجود ندارد")
نقل قول از متن
ویرایش انتخابی نقل قول‌هایی که می‌توانند معانی را تغییر دهند. مستندات سیاسی که برای حریف یا دیدگاه مخالف سیاسی بی‌اعتبار شده‌اند اغلب از این تکنیک استفاده می‌کنند.
تصحیح کردن
افراد یا گروه‌ها می‌توانند از عرف عمومی برای تصدیق اعمال یا باورهای مشکوک استفاده کنند. عبارات مبهم و دلپذیر اغلب برای توجیه چنین اعمال یا باورها استفاده می‌شود.
شاه ماهی قرمز
ارائه داده یا مسائل که در حالی که قانع کننده است، به بحث در دست مربوط نیست و سپس ادعا می‌کند که آن را معتبر است. [10]

در سال ۱۸۰۷، ویلیام کوببت نوشت که چگونه از مرجان‌های قرمز استفاده می‌کند تا یک دنباله دروغین را در اختیار داشته باشد، در حالی که آموزش سگ‌های شکارچی را می‌دهد - داستان حقه ای است که احتمالاً منشأ اصطلاح است.

تکرار
این تکرار یک نماد یا شعار خاص است تا مخاطب آن را به یاد بیاورد. این می‌تواند به شکل یک صدای جیر جیر یا یک تصویر واقع در تقریباً همه چیز در تصویر / صحنه باشد. این همچنین شامل استفاده از عبارات متعصب، تصاویر یا سایر محتوا در یک تکه تبلیغ است. [10]
چرت زدن
اختصاص دادن سرزنش به یک فرد یا گروه، در نتیجه کاهش احساسات گناه از طرف احزاب مسئول و / یا منحرف کردن توجه از نیاز به حل مشکل که سرزنش اختصاص داده شده‌است.

شعار ملی «برزیل، آن را دوست دارد یا آن را ترک می‌کند» که اغلب در دوران دیکتاتوری نظامی برزیل مورد استفاده قرار می‌گیرد (۱۹۶۴–۱۹۸۵)

شعارها
شعار یک عبارت کوتاه و قابل توجه است که ممکن است شامل برچسب زدن و کلیشه سازی باشد. گرچه شعارها ممکن است برای حمایت از ایده‌های استدلال به کار گرفته شوند، در عمل آنها تمایل دارند فقط به عنوان تجدید نظر عاطفی عمل کنند. مخالفان تهاجم ایالات متحده و اشغال عراق از شعار "خون برای نفت" استفاده می‌کنند تا نشان دهند که حمله و تلفات انسانی آنها برای دسترسی به ثروت نفت عراق انجام شده‌است. از سوی دیگر، طرفدارانی که استدلال می‌کنند که ایالات متحده باید در عراق ادامه دهد، از شعار "بریدن و راندن" استفاده می‌کند تا نشان دهد که خروج بی رحمانه یا ضعیف است. به همین ترتیب، نام کمپین‌های نظامی مانند " آزادی پایدار " یا " فقط علت " نیز می‌تواند شعارهایی باشد که برای نفوذ به مردم طراحی شده‌اند.
اسمیر

یک اسمار تلاش برای آسیب رساندن به شهرت یا سوء استفاده از تبلیغ تبلیغ منفی است. این را می‌توان به افراد یا گروه‌ها اعمال کرد.

Stereotyping، نام یا برچسب زدن
این تکنیک تلاش می‌کند با اشاره به هدف تبلیغات کمپین، مخاطبان مورد علاقه ترس، نفرت، نفرت یا نامطلوب را به مخاطره می‌اندازد. به عنوان مثال، گزارشگری در یک کشور خارجی یا گروه اجتماعی ممکن است بر روی ویژگی‌های کلیشه ای که خواننده از آن انتظار دارد تمرکز کند، حتی اگر نماینده کل کشور یا گروه باشند؛ چنین گزارش‌هایی اغلب بر روی حادثه تمرکز می‌کنند. در تبلیغات گرافیکی، از جمله پوسترهای جنگی، این ممکن است شامل نمایش دشمنان با ویژگی‌های نژادی کلیشه ای باشد.
مرد کوه
یک استدلال کوهنورد، اشتباهی غیررسمی است که بر مبنای اشتباه قرار دادن یک موقعیت حریف است. برای «حمله به یک مرد نی»، این است که توهم یک گزاره را با جایگزینی یک قضیه به صورت سطوح مشابه («مرد نی») و آن را رد کنیم، بدون آنکه موضع اصلی را مستقیماً رد کرد.
گواهی نامه

همچنین نگاه کنید به: نقل قول آسیب رساندن

مشتریان، نقل قولها، در داخل یا خارج از محدوده هستند، به ویژه برای پشتیبانی یا رد سیاست، عمل، برنامه یا شخصیت داده شده. اعتبار یا نقش (متخصص، شخص محترم محترم، و غیره) فردی که این بیانیه را صادر می‌کند، مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. شهادت نامه رسمی رسمی یک شخص محترم یا مقام را در پیام تبلیغاتی قرار می‌دهد. این کار در تلاش است تا مخاطبان مورد نظر خود را با اقتدار یا پذیرش عقاید و باورهای مقامات به عنوان خود به خود جلب کند.

«مارتیرکس بلغارستان»، ۱۸۷۷ نقاشی از نقاش روسی، کنستانتین مککوفسکی که تصویری از تجاوز زنان بلغاری توسط سربازان عثمانی را در طی سرکوب قیام ماه آوریل در سال قبل داشت، به حمایت بسیجی برای جنگ روسیه و ترکیه (۱۸۷۷–۱۸۷۸) با هدف اعلام آزادی بولگاری‌ها پیروز شد.

تکنیک شخص ثالث

همچنین نگاه کنید به: قدرت نرم

بر اساس این اصل کار می‌کند که مردم بیشتر مایل به پذیرفتن استدلال از یک منبع به ظاهر مستقل اطلاعات هستند تا از کسی که در نتیجه نتایج به دست آمده‌است. این یک استراتژی بازاریابی است که معمولاً توسط شرکت‌های روابط عمومی (PR) مورد استفاده قرار می‌گیرد، که شامل قرار دادن یک پیام پیش‌بینی شده در «دهان رسانه ها» است. تکنیک شخص ثالث می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، ازجمله استخدام روزنامه نگاران برای گزارش دادن به سازمان در نور مطلوب، استفاده از دانشمندان درون سازمان برای ارائه یافته‌های احتمالی آنها به مردم است. اغلب، گروه‌های astroturf یا گروه‌های جلو برای ارسال پیام استفاده می‌شود.
کلیشه ای متوقف می‌شود
عبارتی که معمولاً استفاده می‌شود، گاهی اوقات به عنوان حکمت عامیانه ارسال می‌شود، برای نابود کردن اختلافات شناختی استفاده می‌شود.
منتقل کردن
همچنین به عنوان انجمن شناخته شده است، این روش ترسیم ویژگی‌های مثبت یا منفی (ستایش یا سرزنش) یک فرد، نهاد، شی یا ارزش بر روی دیگری است تا دومین قابل قبول یا بی‌اعتبار باشد. این یک پاسخ احساسی است که هدف را برای شناسایی مقامات شناخته شده تحریک می‌کند. اغلب بسیار بصری، این تکنیک اغلب با استفاده از نمادها (به عنوان مثال، swastikas استفاده می‌شود در آلمان نازی، در اصل نماد سلامتی و رفاه) بیش از دیگر تصاویر بصری است.
فرض بی‌اعتبار
این روش زمانی استفاده می‌شود که مفهوم تبلیغات به صراحت بیان می‌شود کمتر معتبر باشد. این مفهوم به جای مکرر فرض یا ضمنی است.
کلمات فضیلت

همچنین نگاه کنید به: انتقال (تبلیغ)

این واژه‌ها در سیستم ارزش مخاطبان مورد نظر است که هنگامی که به یک فرد یا موضوع مرتبط می‌شود یک تصویر مثبت ایجاد می‌کند. صلح، امید، شادی، امنیت، رهبری عاقلانه، آزادی، "حقیقت" و غیره، کلمات فضیلت هستند. بسیاری از دینداری را به عنوان فضیلت مشاهده می‌کنند، و ارتباطات به این کیفیت به‌طور مؤثر مفید است.
چطوری بودن
چه نوع توزیع نوعی توهین منطقی منطقی است که تلاش می‌کند موضع حریف را بی‌اعتبار کند و آنها را با ریاکاری بدون مسترد کردن یا اعتراض به استدلال خود، که به‌طور خاص در تبلیغات تبلیغاتی شوروی و روسی قرار دارد، بیاورد. هنگامی که انتقادات در اتحاد جماهیر شوروی حل شد، پاسخ شوروی "چه چیزی در مورد …" خواهد بود و به دنبال یک رویداد در دنیای غرب است.

برخی از تکنیک‌های تبلیغاتی را می‌توان در کتاب منطق یافت.

انواع پروپاگاندا[ویرایش]

  1. پروپاگاندای سفید: در این نوع پروپاگاندا، منبع کاملاً مشخص و معین است و پیام به گونه‌ای ارائه می‌شود که از دقت بالای اطلاعات برخوردار باشد. این نوع پروپاگاندا، نوعی ارتباط دوستانه برقرار می‌کند.
  2. پروپاگاندای خاکستری: در اینجا منبع، واضح و صریح نیست و اطلاعات دقیقی ارائه نمی‌شود. در این نوع پروپاگاندا، با آن که جنگ تبلیغاتی برقرار نیست، اما صلح تبلیغاتی نیز حاکم نیست. اخبار، اعلامیه و اطلاعاتی که در آن‌ها از عنوان یک منبع موثق، منابع مطلع و امثال آن استفاده می‌شود، در زمره پروپاگاندای خاکستری قرار می‌گیرند. تبلیغات علیه کمونیست‌ها به هنگام حمله شوروی به افغانستان، نوعی پروپاگاندای خاکستری به‌شمار می‌رود.
  3. پروپاگاندای سیاه: در پروپاگاندای سیاه، منبع و دقت اطلاعات مشخص نیست و در آن هر گونه جعل و تخریب صورت می‌گیرد. تمام قواعد در این نوع پروپاگاندا، به کار گرفته می‌شود. بسیاری از فرستنده‌های رادیویی در طول جنگ، براساس این نوع پروپاگاندا عمل می‌کنند.

نمونه[ویرایش]

از نمونه‌های جوسازی می‌توان به سه چیز که خدا نباید می‌آفرید: فارس‌ها، یهودیان و مگس در حکومت صدام حسین اشاره کرد.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «تبلیغات سیاسی» [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «propaganda»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر پنجم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۶-۴ (ذیل سرواژهٔ تبلیغات سیاسی)
  2. پروپاگاندای اسلامی و شاهزاده‌ای با گلوله‌ای در دهان، رادیو فردا
  3. علوی، ۱۳۷۶، ص۱۸۲
  4. 19th-century sculpture: Propaganda for the British Empire, or middle class frippery?, The Independent
  5. پراتکانیس، ۱۳۸۰، ص۱۴۳
  6. دادگران، ۱۳۸۰، ص۴۹
  7. https://en.wikipedia.org/wiki/Propaganda_techniques

[ http://hccmr.com/news-639.aspx]

۱. آشوری، داریوش (۱۳۷۳). دانشنامه سیاسی: فرهنگ اصطلاحات و مکتب‌های سیاسی، تهران: مروارید.

۲. پراتکانیس، آنتونی و الیوت آرنسون (۱۳۷۹). عصر تبلیغات استفاده و سوء استفاده روزمره از اقناع، ترجمه کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران: انتشارات سروش.

۳. دادگران، سید محمد (۱۳۸۰). مبانی ارتباط جمعی، تهران: انتشارات فیروزه.

۴. ضیایی پرور، حمید (۱۳۸۶). جنگ رسانه‌ای، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.

۵. علوی، پرویز (۱۳۷۶). ارتباطات سیاسی، تهران: انتشارات ثانیه.

Mecquial Denis (1972). Sociology of Mass Communications, p۴۲، Penguin Books

7. Tylor.S.H.E. et al (1993), Social Psychology, Newjersy: Prentice Hal

پیوند به بیرون[ویرایش]

During the Bosnian War (1992–95), Serbian Večernje novosti published a war-report supposedly from Bosnia titled "Болно подсећање" ("Painful reminder") and illustrated with a well-known Uroš Predić's painting from 1888 (right), presented as an actual photograph from the scene (left) of, as stated in report below image, a "Serbian boy whose whole family was killed by Bosnian Muslims". Predić's original painting is titled "Siroče na majčinom grobu" (Orphan at mother's grave).[1]

Propaganda is information that is used primarily to influence an audience and further an agenda, which may not be objective and may be presenting facts selectively to encourage a particular synthesis or perception, or using loaded language to produce an emotional rather than a rational response to the information that is presented.[2] Propaganda is often associated with material prepared by governments, but activist groups, companies, religious organizations, the media, and individuals can also produce propaganda.

In the 20th century, the term propaganda had often been associated with a manipulative approach, but propaganda historically is a neutral descriptive term.[2][3]

A wide range of materials and media are used for conveying propaganda messages, which changed as new technologies were invented, including paintings, cartoons, posters, pamphlets, films, radio shows, TV shows, and websites. More recently, the digital age has given rise to new ways of disseminating propaganda, for example, through the use of bots and algorithms to create computational propaganda and spread fake or biased news using social media.

In a 1929 literary debate with Edward Bernays, Everett Dean Martin argues that, "Propaganda is making puppets of us. We are moved by hidden strings which the propagandist manipulates."[4][5]

Etymology

Propaganda is a modern Latin word, ablative singular feminine of the gerundive form of propagare, meaning to spread or to propagate, thus propaganda means for that which is to be propagated.[6] Originally this word derived from a new administrative body of the Catholic church (congregation) created in 1622 as part of the Counter-Reformation, called the Congregatio de Propaganda Fide (Congregation for Propagating the Faith), or informally simply Propaganda.[3][7] Its activity was aimed at "propagating" the Catholic faith in non-Catholic countries.[3]

From the 1790s, the term began being used also to refer to propaganda in secular activities.[3] The term began taking a pejorative or negative connotation in the mid-19th century, when it was used in the political sphere.[3]

History

Primitive forms of propaganda have been a human activity as far back as reliable recorded evidence exists. The Behistun Inscription (c. 515 BC) detailing the rise of Darius I to the Persian throne is viewed by most historians as an early example of propaganda.[8] Another striking example of propaganda during ancient history is the last Roman civil wars (44-30 BC) during which Octavian and Mark Antony blamed each other for obscure and degrading origins, cruelty, cowardice, oratorical and literary incompetence, debaucheries, luxury, drunkenness and other slanders.[9] This defamation took the form of uituperatio (Roman rhetorical genre of the invective) which was decisive for shaping the Roman public opinion at this time.

Propaganda during the Reformation, helped by the spread of the printing press throughout Europe, and in particular within Germany, caused new ideas, thoughts, and doctrine to be made available to the public in ways that had never been seen before the 16th century. During the era of the American Revolution, the American colonies had a flourishing network of newspapers and printers who specialized in the topic on behalf of the Patriots (and to a lesser extent on behalf of the Loyalists).[10]

A propaganda newspaper clipping that refers to the Bataan Death March in 1942

The first large-scale and organised propagation of government propaganda was occasioned by the outbreak of war in 1914. After the defeat of Germany in the First World War, military officials such as Erich Ludendorff suggested that British propaganda had been instrumental in their defeat. Adolf Hitler came to echo this view, believing that it had been a primary cause of the collapse of morale and the revolts in the German home front and Navy in 1918 (see also: Dolchstoßlegende). In Mein Kampf (1925) Hitler expounded his theory of propaganda, which provided a powerful base for his rise to power in 1933. Historian Robert Ensor explains that "Hitler...puts no limit on what can be done by propaganda; people will believe anything, provided they are told it often enough and emphatically enough, and that contradicters are either silenced or smothered in calumny."[11] Most propaganda in Nazi Germany was produced by the Ministry of Public Enlightenment and Propaganda under Joseph Goebbels. World War II saw continued use of propaganda as a weapon of war, building on the experience of WWI, by Goebbels and the British Political Warfare Executive, as well as the United States Office of War Information.[12]

Anti-religious Soviet propaganda poster, the Russian text reads "Away with Religious Holidays!"

In the early 20th century, the invention of motion pictures gave propaganda-creators a powerful tool for advancing political and military interests when it came to reaching a broad segment of the population and creating consent or encouraging rejection of the real or imagined enemy. In the years following the October Revolution of 1917, the Soviet government sponsored the Russian film industry with the purpose of making propaganda films (e.g. the 1925 film The Battleship Potemkin glorifies Communist ideals.) In WWII, Nazi filmmakers produced highly emotional films to create popular support for occupying the Sudetenland and attacking Poland. The 1930s and 1940s, which saw the rise of totalitarian states and the Second World War, are arguably the "Golden Age of Propaganda". Leni Riefenstahl, a filmmaker working in Nazi Germany, created one of the best-known propaganda movies, Triumph of the Will. In the US, animation became popular, especially for winning over youthful audiences and aiding the U.S. war effort, e.g.,Der Fuehrer's Face (1942), which ridicules Hitler and advocates the value of freedom. US war films in the early 1940s were designed to create a patriotic mindset and convince viewers that sacrifices needed to be made to defeat the Axis Powers.[13] Polish filmmakers in Great Britain created anti-nazi color film Calling mr. Smith[14][15] (1943) about current nazi crimes in occupied Europe and about lies of nazi propaganda.[16]

The West and the Soviet Union both used propaganda extensively during the Cold War. Both sides used film, television, and radio programming to influence their own citizens, each other, and Third World nations. George Orwell's contemporaneous novels Animal Farm and Nineteen Eighty-Four portray the use of propaganda in fictional dystopian societies. During the Cuban Revolution, Fidel Castro stressed the importance of propaganda.[17][better source needed] Propaganda was used extensively by Communist forces in the Vietnam War as means of controlling people's opinions.[18]

During the Yugoslav wars, propaganda was used as a military strategy by governments of Federal Republic of Yugoslavia and Croatia. Propaganda was used to create fear and hatred, and particularly incite the Serb population against the other ethnicities (Bosniaks, Croats, Albanians and other non-Serbs). Serb media made a great effort in justifying, revising or denying mass war crimes committed by Serb forces during these wars.[19]

Public perceptions

In the early 20th century the term propaganda was used by the founders of the nascent public relations industry to refer to their people. Literally translated from the Latin gerundive as "things that must be disseminated", in some cultures the term is neutral or even positive, while in others the term has acquired a strong negative connotation. The connotations of the term "propaganda" can also vary over time. For example, in Portuguese and some Spanish language speaking countries, particularly in the Southern Cone, the word "propaganda" usually refers to the most common manipulative media – "advertising".

Poster of the 19th-century Scandinavist movement

In English, propaganda was originally a neutral term for the dissemination of information in favor of any given cause. During the 20th century, however, the term acquired a thoroughly negative meaning in western countries, representing the intentional dissemination of often false, but certainly "compelling" claims to support or justify political actions or ideologies. According to Harold Lasswell, the term began to fall out of favor due to growing public suspicion of propaganda in the wake of its use during World War I by the Creel Committee in the United States and the Ministry of Information in Britain: Writing in 1928, Lasswell observed, "In democratic countries the official propaganda bureau was looked upon with genuine alarm, for fear that it might be suborned to party and personal ends. The outcry in the United States against Mr. Creel's famous Bureau of Public Information (or 'Inflammation') helped to din into the public mind the fact that propaganda existed. ... The public's discovery of propaganda has led to a great of lamentation over it. Propaganda has become an epithet of contempt and hate, and the propagandists have sought protective coloration in such names as 'public relations council,' 'specialist in public education,' 'public relations adviser.' "[20] In 1949, political science professor Dayton David McKean wrote, "After World War I the word came to be applied to 'what you don’t like of the other fellow’s publicity,' as Edward L. Bernays said...."[21]

The term is essentially contested and some have argued for a neutral definition,[22] arguing that ethics depend on intent and context,[23] while others define it as necessarily unethical and negative.[24] Dr Emma Briant defines it as "the deliberate manipulation of representations (including text, pictures, video, speech etc.) with the intention of producing any effect in the audience (e.g. action or inaction; reinforcement or transformation of feelings, ideas, attitudes or behaviours) that is desired by the propagandist."[25]

Types

Identifying propaganda has always been a problem.[26] The main difficulties have involved differentiating propaganda from other types of persuasion, and avoiding a biased approach. Richard Alan Nelson provides a definition of the term: "Propaganda is neutrally defined as a systematic form of purposeful persuasion that attempts to influence the emotions, attitudes, opinions, and actions of specified target audiences for ideological, political or commercial purposes through the controlled transmission of one-sided messages (which may or may not be factual) via mass and direct media channels."[27] The definition focuses on the communicative process involved – or more precisely, on the purpose of the process, and allow "propaganda" to be considered objectively and then interpreted as positive or negative behavior depending on the perspective of the viewer or listener.

Propaganda poster in North Korean primary school

According to historian Zbyněk Zeman, propaganda is defined as either white, grey or black. White propaganda openly discloses its source and intent. Grey propaganda has an ambiguous or non-disclosed source or intent. Black propaganda purports to be published by the enemy or some organization besides its actual origins[28] (compare with black operation, a type of clandestine operation in which the identity of the sponsoring government is hidden). In scale, these different types of propaganda can also be defined by the potential of true and correct information to compete with the propaganda. For example, opposition to white propaganda is often readily found and may slightly discredit the propaganda source. Opposition to grey propaganda, when revealed (often by an inside source), may create some level of public outcry. Opposition to black propaganda is often unavailable and may be dangerous to reveal, because public cognizance of black propaganda tactics and sources would undermine or backfire the very campaign the black propagandist supported.

Propaganda poster in North Korea

The propagandist seeks to change the way people understand an issue or situation for the purpose of changing their actions and expectations in ways that are desirable to the interest group. Propaganda, in this sense, serves as a corollary to censorship in which the same purpose is achieved, not by filling people's minds with approved information, but by preventing people from being confronted with opposing points of view. What sets propaganda apart from other forms of advocacy is the willingness of the propagandist to change people's understanding through deception and confusion rather than persuasion and understanding. The leaders of an organization know the information to be one sided or untrue, but this may not be true for the rank and file members who help to disseminate the propaganda.

From a series of woodcuts (1545) usually referred to as the Papstspotbilder or Papstspottbilder in German or Depictions of the Papacy in English,[29] by Lucas Cranach, commissioned by Martin Luther.[30] Title: Kissing the Pope's Feet.[31] German peasants respond to a papal bull of Pope Paul III. Caption reads: "Don't frighten us Pope, with your ban, and don't be such a furious man. Otherwise we shall turn around and show you our rears."[32][33]

Religious

Propaganda was often used to influence opinions and beliefs on religious issues, particularly during the split between the Roman Catholic Church and the Protestant churches.

More in line with the religious roots of the term, propaganda is also used widely in the debates about new religious movements (NRMs), both by people who defend them and by people who oppose them. The latter pejoratively call these NRMs cults. Anti-cult activists and Christian countercult activists accuse the leaders of what they consider cults of using propaganda extensively to recruit followers and keep them. Some social scientists, such as the late Jeffrey Hadden, and CESNUR affiliated scholars accuse ex-members of "cults" and the anti-cult movement of making these unusual religious movements look bad without sufficient reasons.[34][35]

Wartime

A US Office for War Information poster uses stereotyped imagery to encourage Americans to work hard to contribute to the war effort

Post–World War II usage of the word "propaganda" more typically refers to political or nationalist uses of these techniques or to the promotion of a set of ideas.

Propaganda is a powerful weapon in war; it is used to dehumanize and create hatred toward a supposed enemy, either internal or external, by creating a false image in the mind of soldiers and citizens. This can be done by using derogatory or racist terms (e.g., the racist terms "Jap" and "gook" used during World War II and the Vietnam War, respectively), avoiding some words or language or by making allegations of enemy atrocities. Most propaganda efforts in wartime require the home population to feel the enemy has inflicted an injustice, which may be fictitious or may be based on facts (e.g., the sinking of the passenger ship RMS Lusitania by the German Navy in World War I). The home population must also believe that the cause of their nation in the war is just. In NATO doctrine, propaganda is defined as "Any information, ideas, doctrines, or special appeals disseminated to influence the opinion, emotions, attitudes, or behaviour of any specified group in order to benefit the sponsor either directly or indirectly."[36] Within this perspective, information provided does not need to be necessarily false, but must be instead relevant to specific goals of the "actor" or "system" that performs it.

Propaganda is also one of the methods used in psychological warfare, which may also involve false flag operations in which the identity of the operatives is depicted as those of an enemy nation (e.g., The Bay of Pigs invasion used CIA planes painted in Cuban Air Force markings). The term propaganda may also refer to false information meant to reinforce the mindsets of people who already believe as the propagandist wishes (e.g., During the First World War, the main purpose of British propaganda was to encourage men join the army, and women to work in the country's industry. The propaganda posters were used, because radios and TVs were not very common at that time.).[37] The assumption is that, if people believe something false, they will constantly be assailed by doubts. Since these doubts are unpleasant (see cognitive dissonance), people will be eager to have them extinguished, and are therefore receptive to the reassurances of those in power. For this reason propaganda is often addressed to people who are already sympathetic to the agenda or views being presented. This process of reinforcement uses an individual's predisposition to self-select "agreeable" information sources as a mechanism for maintaining control over populations.

Britannia arm-in-arm with Uncle Sam symbolizes the British-American alliance in World War I.

Propaganda may be administered in insidious ways. For instance, disparaging disinformation about the history of certain groups or foreign countries may be encouraged or tolerated in the educational system. Since few people actually double-check what they learn at school, such disinformation will be repeated by journalists as well as parents, thus reinforcing the idea that the disinformation item is really a "well-known fact", even though no one repeating the myth is able to point to an authoritative source. The disinformation is then recycled in the media and in the educational system, without the need for direct governmental intervention on the media. Such permeating propaganda may be used for political goals: by giving citizens a false impression of the quality or policies of their country, they may be incited to reject certain proposals or certain remarks or ignore the experience of others.

In the Soviet Union during the Second World War, the propaganda designed to encourage civilians was controlled by Stalin, who insisted on a heavy-handed style that educated audiences easily saw was inauthentic. On the other hand, the unofficial rumours about German atrocities were well founded and convincing.[38] Stalin was a Georgian who spoke Russian with a heavy accent. That would not do for a national hero so starting in the 1930s all new visual portraits of Stalin were retouched to erase his Georgian facial characteristics and make him a more generalized Soviet hero. Only his eyes and famous mustache remained unaltered. Zhores Medvedev and Roy Medvedev say his "majestic new image was devised appropriately to depict the leader of all times and of all peoples."[39]

Article 20 of the International Covenant on Civil and Political Rights prohibits any propaganda for war as well as any advocacy of national or religious hatred that constitutes incitement to discrimination, hostility or violence by law.[40]

Naturally, the common people don't want war; neither in Russia nor in England nor in America, nor for that matter in Germany. That is understood. But, after all, it is the leaders of the country who determine the policy and it is always a simple matter to drag the people along, whether it is a democracy or a fascist dictatorship or a Parliament or a Communist dictatorship. The people can always be brought to the bidding of the leaders. That is easy. All you have to do is tell them they are being attacked and denounce the pacifists for lack of patriotism and exposing the country to danger. It works the same way in any country.

Advertising

Propaganda shares techniques with advertising and public relations, each of which can be thought of as propaganda that promotes a commercial product or shapes the perception of an organization, person, or brand.

World War I propaganda poster for enlistment in the U.S. Army

Journalistic theory generally holds that news items should be objective, giving the reader an accurate background and analysis of the subject at hand. On the other hand, advertisements evolved from the traditional commercial advertisements to include also a new type in the form of paid articles or broadcasts disguised as news. These generally present an issue in a very subjective and often misleading light, primarily meant to persuade rather than inform. Normally they use only subtle propaganda techniques and not the more obvious ones used in traditional commercial advertisements. If the reader believes that a paid advertisement is in fact a news item, the message the advertiser is trying to communicate will be more easily "believed" or "internalized". Such advertisements are considered obvious examples of "covert" propaganda because they take on the appearance of objective information rather than the appearance of propaganda, which is misleading. Federal law specifically mandates that any advertisement appearing in the format of a news item must state that the item is in fact a paid advertisement.

Politics

Propaganda has become more common in political contexts, in particular to refer to certain efforts sponsored by governments, political groups, but also often covert interests. In the early 20th century, propaganda was exemplified in the form of party slogans. Propaganda also has much in common with public information campaigns by governments, which are intended to encourage or discourage certain forms of behavior (such as wearing seat belts, not smoking, not littering and so forth). Again, the emphasis is more political in propaganda. Propaganda can take the form of leaflets, posters, TV and radio broadcasts and can also extend to any other medium. In the case of the United States, there is also an important legal (imposed by law) distinction between advertising (a type of overt propaganda) and what the Government Accountability Office (GAO), an arm of the United States Congress, refers to as "covert propaganda".

Roderick Hindery argues[42] that propaganda exists on the political left, and right, and in mainstream centrist parties. Hindery further argues that debates about most social issues can be productively revisited in the context of asking "what is or is not propaganda?" Not to be overlooked is the link between propaganda, indoctrination, and terrorism/counterterrorism. He argues that threats to destroy are often as socially disruptive as physical devastation itself.

Anti-communist propaganda in a 1947 comic book published by the Catechetical Guild Educational Society warning of "the dangers of a Communist takeover"

Since 9/11 and the appearance of greater media fluidity, propaganda institutions, practices and legal frameworks have been evolving in the US and Britain. Dr Emma Louise Briant shows how this included expansion and integration of the apparatus cross-government and details attempts to coordinate the forms of propaganda for foreign and domestic audiences, with new efforts in strategic communication.[43] These were subject to contestation within the US Government, resisted by Pentagon Public Affairs and critiqued by some scholars.[44] The National Defense Authorization Act for Fiscal Year 2013 (section 1078 (a)) amended the US Information and Educational Exchange Act of 1948 (popularly referred to as the Smith-Mundt Act) and the Foreign Relations Authorization Act of 1987, allowing for materials produced by the State Department and the Broadcasting Board of Governors (BBG) to be released within U.S. borders for the Archivist of the United States. The Smith-Mundt Act, as amended, provided that "the Secretary and the Broadcasting Board of Governors shall make available to the Archivist of the United States, for domestic distribution, motion pictures, films, videotapes, and other material 12 years after the initial dissemination of the material abroad (...) Nothing in this section shall be construed to prohibit the Department of State or the Broadcasting Board of Governors from engaging in any medium or form of communication, either directly or indirectly, because a United States domestic audience is or may be thereby exposed to program material, or based on a presumption of such exposure." Public concerns were raised upon passage due to the relaxation of prohibitions of domestic propaganda in the United States.[45]

Techniques

Anti-capitalist propaganda

Common media for transmitting propaganda messages include news reports, government reports, historical revision, junk science, books, leaflets, movies, radio, television, and posters. Some propaganda campaigns follow a strategic transmission pattern to indoctrinate the target group. This may begin with a simple transmission, such as a leaflet or advertisement dropped from a plane or an advertisement. Generally these messages will contain directions on how to obtain more information, via a web site, hot line, radio program, etc. (as it is seen also for selling purposes among other goals). The strategy intends to initiate the individual from information recipient to information seeker through reinforcement, and then from information seeker to opinion leader through indoctrination.[46]

A number of techniques based in social psychological research are used to generate propaganda. Many of these same techniques can be found under logical fallacies, since propagandists use arguments that, while sometimes convincing, are not necessarily valid.

Some time has been spent analyzing the means by which the propaganda messages are transmitted. That work is important but it is clear that information dissemination strategies become propaganda strategies only when coupled with propagandistic messages. Identifying these messages is a necessary prerequisite to study the methods by which those messages are spread.

Propaganda can also be turned on its makers. For example postage stamps have frequently been tools for government advertising, such as North Korea's extensive issues.[47] The presence of Stalin on numerous Soviet stamps is another example.[48] During the Third Reich Hitler frequently appeared on postage stamps in Germany and some of the occupied nations. A British program to parody these, and other Nazi-inspired stamps, involved air dropping them into Germany on letters containing anti-Nazi literature.[49][50]

Models

Social psychology

Public reading of the anti-Semitic newspaper Der Stürmer, Worms, Germany, 1935

The field of social psychology includes the study of persuasion. Social psychologists can be sociologists or psychologists. The field includes many theories and approaches to understanding persuasion. For example, communication theory points out that people can be persuaded by the communicator's credibility, expertise, trustworthiness, and attractiveness. The elaboration likelihood model as well as heuristic models of persuasion suggest that a number of factors (e.g., the degree of interest of the recipient of the communication), influence the degree to which people allow superficial factors to persuade them. Nobel Prize–winning psychologist Herbert A. Simon won the Nobel prize for his theory that people are cognitive misers. That is, in a society of mass information, people are forced to make decisions quickly and often superficially, as opposed to logically.

According to William W. Biddle's 1931 article "A psychological definition of propaganda", "[t]he four principles followed in propaganda are: (1) rely on emotions, never argue; (2) cast propaganda into the pattern of "we" versus an "enemy"; (3) reach groups as well as individuals; (4) hide the propagandist as much as possible."[51]

Herman and Chomsky

Early 20th-century depiction of a "European Anarchist" attempting to destroy the Statue of Liberty

The propaganda model is a theory advanced by Edward S. Herman and Noam Chomsky which argues systemic biases exist in the mass media and seeks to explain them in terms of structural economic causes:

The 20th century has been characterized by three developments of great political importance: the growth of democracy, the growth of corporate power, and the growth of corporate propaganda as a means of protecting corporate power against democracy.[52][53]

First presented in their book Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media (1988), the propaganda model views the private media as businesses selling a product – readers and audiences (rather than news) – to other businesses (advertisers) and relying primarily on government and corporate information and propaganda. The theory postulates five general classes of "filters" that determine the type of news that is presented in news media: Ownership of the medium, the medium's Funding, Sourcing of the news, Flak, and anti-communist ideology.

The first three (ownership, funding, and sourcing) are generally regarded by the authors as being the most important. Although the model was based mainly on the characterization of United States media, Chomsky and Herman believe the theory is equally applicable to any country that shares the basic economic structure and organizing principles the model postulates as the cause of media bias.

Children

A 1938 propaganda of the New State depicting Brazilian President Getúlio Vargas flanked by children. The text on the bottom right of this poster translates as: "Children! Learning, at home and in school, the cult of the Fatherland, you will bring all chances of success to life. Only love builds and, strongly loving Brazil, you will lead it to the greatest of destinies among Nations, fulfilling the desires of exaltation nestled in every Brazilian heart."
Poster promoting the Nicaraguan Sandinistas. The text reads: "Sandinista children: Toño, Delia and Rodolfo are in the Association of Sandinista Children. Sandinista children use a neckerchief. They participate in the revolution and are very studious."

Of all the potential targets for propaganda, children are the most vulnerable because they are the least prepared with the critical reasoning and contextual comprehension they need to determine whether a message is propaganda or not. The attention children give their environment during development, due to the process of developing their understanding of the world, causes them to absorb propaganda indiscriminately. Also, children are highly imitative: studies by Albert Bandura, Dorothea Ross and Sheila A. Ross in the 1960s indicated that, to a degree, socialization, formal education and standardized television programming can be seen as using propaganda for the purpose of indoctrination. The use of propaganda in schools was highly prevalent during the 1930s and 1940s in Germany in the form of the Hitler Youth.

John Taylor Gatto asserts that modern schooling in the USA is designed to "dumb us down" in order to turn children into material suitable to work in factories. This ties into the Herman and Chomsky thesis of rise of Corporate Power, and its use in creating educational systems which serve its purposes against those of democracy.

Anti-Semitic propaganda for children

In Nazi Germany, the education system was thoroughly co-opted to indoctrinate the German youth with anti-Semitic ideology. This was accomplished through the National Socialist Teachers League, of which 97% of all German teachers were members in 1937. The League encouraged the teaching of racial theory. Picture books for children such as Don't Trust A Fox in A Green Meadow or The Word of A Jew, Der Giftpilz (translated into English as The Poisonous Mushroom) and The Poodle-Pug-Dachshund-Pincher were widely circulated (over 100,000 copies of Don't Trust A Fox... were circulated during the late 1930s) and contained depictions of Jews as devils, child molesters and other morally charged figures. Slogans such as "Judas the Jew betrayed Jesus the German to the Jews" were recited in class.[54] The following is an example of a propagandistic math problem recommended by the National Socialist Essence of Education: "The Jews are aliens in Germany—in 1933 there were 66,606,000 inhabitants in the German Reich, of whom 499,682 (.75%) were Jews."[55]

See also

References

  1. ^ "Pravda za Uroša Predića!". e-novine.com. Retrieved 5 May 2015.
  2. ^ a b Smith, Bruce L. (17 February 2016). "Propaganda". Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 23 April 2016.
  3. ^ a b c d e Diggs-Brown, Barbara (2011) Strategic Public Relations: Audience Focused Practice p. 48
  4. ^ Martin, Everett Dean, Are We Victims of Propaganda, Our Invisible Masters: A Debate with Edward Bernays, The Forum, pp. 142–150, March 1929 (1929)
  5. ^ "Martin Bernays debate" (PDF). postflaviana.org.
  6. ^ Oxford dictionary.
  7. ^ "Online Etymology Dictionary". Retrieved 6 March 2015.
  8. ^ Nagle, D. Brendan; Stanley M Burstein (2009). The Ancient World: Readings in Social and Cultural History. Pearson Education. p. 133. ISBN 978-0-205-69187-6.
  9. ^ Borgies, Loïc (2016). Le conflit propagandiste entre Octavien et Marc Antoine. De l'usage politique de la uituperatio entre 44 et 30 a. C. n. ISBN 978-90-429-3459-7.
  10. ^ Cole, Richard G, 1975, "The Reformation in Print: German Pamphlets and Propaganda. Archiv für Reformationsgeschichte – Archive for Reformation History", Pg. 93–102
  11. ^ Robert Ensor in David Thomson, ed., The New Cambridge Modern History: volume XII The Era of Violence 1890–1945 (1st edition 1960), p 84.
  12. ^ Fox, J. C., 2007, "Film propaganda in Britain and Nazi Germany : World War II cinema.", Oxford:Berg.
  13. ^ Philip M. Taylor, 1990, "Munitions of the mind: A history of propaganda”, Pg. 170.
  14. ^ "Calling Mr. Smith – LUX".
  15. ^ "Calling Mr Smith – Centre Pompidou".
  16. ^ "Franciszka and Stefan Themerson: Calling Mr. Smith (1943) – artincinema". 21 June 2015.
  17. ^ prudentiapolitica. "Prudentia Politica". Retrieved 6 March 2015.
  18. ^ [1] Vietnamese propaganda reflections from 1945 to 2000
  19. ^ "Serbian Propaganda: A Closer Look". 12 April 1999. NOAH ADAMS: The European Center for War, Peace and the News Media, based in London, has received word from Belgrade that no pictures of mass Albanian refugees have been shown at all, and that the Kosovo humanitarian catastrophe is only referred to as the one made up or over-emphasised by Western propaganda.
  20. ^ pp. 260–261, "The Function of the Propagandist", International Journal of Ethics, 38 (no. 3): pp. 258–268.
  21. ^ p. 113, Party and Pressure Politics, Boston: Houghton Mifflin Company, 1949.
  22. ^ Briant, Emma, L (2015) Propaganda and Counter-terrorism: Strategies for Global Change, Manchester: Manchester University Press p 9 & Taylor, Phil M. (2002), ‘Debate: Strategic Communications or Democratic Propaganda?’, in Journalism Studies, Vol. 3, No. 3, pp. 437–452.
  23. ^ Briant, Emma, L (2015) Propaganda and Counter-terrorism: Strategies for Global Change, Manchester: Manchester University Press
  24. ^ Doob, L.W. (1949), Public Opinion and Propaganda, London: Cresset Press p 240
  25. ^ Briant, Emma, L (2015) Propaganda and Counter-terrorism: Strategies for Global Change, Manchester: Manchester University Press p 9
  26. ^ Daniel J Schwindt, The Case Against the Modern World: A Crash Course in Traditionalist Thought, 2016, pp. 202–204.
  27. ^ Richard Alan Nelson, A Chronology and Glossary of Propaganda in the United States (1996) pp. 232–233
  28. ^ Zeman, Zbynek (1978). Selling the War. Orbis Publishing. ISBN 978-0-85613-312-1.
  29. ^ Oberman, Heiko Augustinus (1 January 1994). The Impact of the Reformation: Essays. Wm. B. Eerdmans Publishing. ISBN 9780802807328 – via Google Books.
  30. ^ Luther's Last Battles: Politics And Polemics 1531-46 By Mark U. Edwards, Jr. Fortress Press, 2004. ISBN 978-0-8006-3735-4
  31. ^ In Latin, the title reads "Hic oscula pedibus papae figuntur"
  32. ^ "Nicht Bapst: nicht schreck uns mit deim ban, Und sey nicht so zorniger man. Wir thun sonst ein gegen wehre, Und zeigen dirs Bel vedere"
  33. ^ Mark U. Edwards, Jr., Luther's Last Battles: Politics And Polemics 1531-46 (2004), p. 199
  34. ^ "The Religious Movements Page: Conceptualizing "Cult" and "Sect"". Archived from the original on 7 February 2006. Retrieved 4 December 2005.
  35. ^ "Polish Anti-Cult Movement (Koscianska) – CESNUR". Retrieved 4 December 2005.
  36. ^ North Atlantic Treaty Organization, Nato Standardization Agency Aap-6 – Glossary of terms and definitions, p 188.
  37. ^ Callanan, James D. The Evolution of The CIA's Covert Action Mission, 1947–1963. Durham University. 1999.
  38. ^ Karel C. Berkhoff, Motherland in Danger: Soviet Propaganda during World War II (2012) excerpt and text search
  39. ^ Zhores A. Medvedev and (2003). The Unknown Stalin. p. 248. ISBN 9781860647680.
  40. ^ "International Covenant on Civil and Political Rights". United Nations Human Rights: Office of the High Commissioner for Human Rights. United Nations. Retrieved 2 September 2015.
  41. ^ Gustave Gilbert's Nuremberg Diary(1947). In an interview with Gilbert in Göring's jail cell during the Nuremberg War Crimes Trials (18 April 1946)
  42. ^ Hindery, Roderick R., Indoctrination and Self-deception or Free and Critical Thought? (2001)
  43. ^ Briant (April 2015). "Allies and Audiences Evolving Strategies in Defense and Intelligence Propaganda". The International Journal of Press/Politics. 20 (2): 145–165. doi:10.1177/1940161214552031.
  44. ^ Briant, Emma (2015). Propaganda and Counter-terrorism: strategies for global change. Manchester: Manchester University Press.
  45. ^ "Smith-Mundt Act". 'Anti-Propaganda' Ban Repealed, Freeing State Dept. To Direct Its Broadcasting Arm at American Citizens. Techdirt. Retrieved 1 June 2016.
  46. ^ Garth S. Jowett and Victoria J.: O'Donnell, Propaganda & Persuasion (5th ed. 2011)
  47. ^ North Korea’s America-hating postage stamps are mini masterpieces of anti-imperialist propaganda
  48. ^ Stalin on Stamps and other Philatelic Materials:Design, Propaganda, Politics
  49. ^ Propaganda and Espionage Philately
  50. ^ 10 WWII Stamp Forgeries Used as Psychological Warfare
  51. ^ Biddle, William W. A psychological definition of propaganda. The Journal of Abnormal and Social Psychology, Vol 26(3), Oct 1931, 283–295.
  52. ^ "Letter from Noam Chomsky" to Covert Action Quarterly, quoting Alex Carey, Australian social scientist, "Letter from Noam Chomsky". Archived from the original on 10 July 2012. Retrieved 1 April 2007.
  53. ^ "Review of Alex Carey, Taking the Risk out of Democracy: Propaganda in the US and Australia". Retrieved 6 March 2015.
  54. ^ Mills, Mary. "Propaganda and Children During the Hitler Years". Jewish Virtual Library. https://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/Holocaust/propchil.html
  55. ^ Hirsch, Herbert. Genocide and the Politics of Memory. Chapel Hill & London: University of North Carolina Press, 1995. p. 119.

Sources

Further reading

Books

  • Altheide, David L. & John M. Johnson. Bureaucratic Propaganda. Boston: Allyn and Bacon, 1980.
  • Bernays, Edward. Propaganda. New York: H. Liveright, 1928. (See also version of text at website www.historyisaweapon.com: "Propaganda.")
  • Borgies, Loïc. Le conflit propagandiste entre Octavien et Marc Antoine: De l'usage politique de la uituperatio entre 44 et 30 a. C. n.. Brussels: Latomus, 2016.
  • Brown, J.A.C. Techniques of Persuasion: From Propaganda to Brainwashing. Harmondsworth: Pelican, 1963.
  • Chomsky, Noam & Herman Edward S. Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. New York: Pantheon Books. (1988)
  • Chomsky, Noam. Media Control: The Spectacular Achievements of Propaganda. Seven Stories Press, 1997.
  • Cole, Robert. Propaganda in Twentieth Century War and Politics: An Annotated Bibliography. London: Scarecrow, 1996.
  • Cole, Robert, ed. Encyclopedia of Propaganda. 3 vols. Armonk, NY: M.E. Sharpe, 1998.
  • Combs James E. & Nimmo Dan, The New Propaganda: The Dictatorship of Palaver in Contemporary Politics. White Plains, N.Y. Longman. (1993)
  • Cull, Nicholas John, Culbert, and Welch, eds. Propaganda and Mass Persuasion: A Historical Encyclopedia, 1500 to the Present (2003)
  • Cunningham Stanley B. The Idea of Propaganda: A Reconstruction. Westport, Conn.: Praeger, 2002.
  • Cunningham Stanley B. "Reflections on the Interface Between Propaganda and Religion", in The Future of Religion, eds. P. Rennick, S. Cunningham, & R.H. Johnson. Newcastle upon Tyne: Cambridge Scholars Pub., 2010, pp. 83–96.
  • Dimitri Kitsikis, Propagande et pressions en politique internationale, Paris, Presses Universitaires de France, 1963, 537 pages.
  • Ellul, Jacques, Propaganda: The Formation of Men's Attitudes. (1965).
  • Hale, Oron James. Publicity and Diplomacy: With Special Reference to England and Germany, 1890–1914 (1940) online
  • Jowett, Garth S. & Victoria O'Donnell. Propaganda and Persuasion, 6th edn. California: Sage Publications, 2014. A detailed overview of the history, function, and analyses of propaganda.
  • Lohrey, Andrew, ed. Taking the Risk out of Democracy: Corporate Propaganda versus Freedom and Liberty. Urbana, Ill.: University of Illinois Press, 1997.
  • Marlin, Randal. Propaganda & The Ethics of Persuasion. Orchard Park, New York: Broadview Press, 2002.
  • McCombs, M. E. & D. L. Shaw. “The agenda-setting function of mass media”, Public Opinion Quarterly 36, no. 2 (1972): 176–187.
  • Moran, T. "Propaganda as Pseudocommunication", Et Cetera 2 (1979): 181–197.
  • Nelson, Richard Allen. A Chronology and Glossary of Propaganda in the United States. Westport, Conn.: Greenwood Press, 1996.
  • Pratkanis, Anthony & Elliot Aronson. Age of Propaganda: The Everyday Use and Abuse of Persuasion. New York: W.H. Freeman and Company, 1992.
  • Rutherford, Paul, Endless Propaganda: The Advertising of Public Goods. Toronto: University of Toronto Press. (2000)
  • Rutherford, Paul, Weapons of Mass Persuasion: Marketing the War Against Iraq. Toronto: University of Toronto Press, 2004.
  • Shanahan, James, ed. Propaganda without Propagandists? Six Case Studies in U.S. Propaganda. Hampton Press, 2001.
  • Shaw Jeffrey M., Illusions of Freedom: Thomas Merton and Jacques Ellul on Technology and the Human Condition. Eugene, OR: Wipf and Stock. ISBN 978-1625640581 (2014)
  • Snow, Nancy (10 March 2014). Propaganda and American Democracy. Baton Rouge: LSU Press. ISBN 978-0-8071-5415-1.
  • Snow, Nancy (4 January 2011). Propaganda, Inc.: Selling America's Culture to the World. New York: Seven Stories Press. ISBN 978-1-60980-082-6.
  • Sproule J. Michael, Channels of Propaganda. Bloomington, IN: EDINFO Press. (1994)
  • Stanley, Jason (2016). How Propaganda Works. Princeton University Press. ISBN 978-0691173429.
  • Stauber, John & Sheldon Rampton. Toxic Sludge Is Good for You! Lies, Damn Lies and the Public Relations Industry. Monroe, Maine: Common Courage Press, 1995.

Essays and articles

  • Brown, John H.. "Two Ways of Looking at Propaganda" (2006)
  • Kosar, Kevin R., Public Relations and Propaganda: Restrictions on Executive Branch Activities, CRS Report RL32750, February 2005.