پرونده اسنیکت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پرونده اسنیکت(snicket file)یکی از عناصر متفرقه در ماجراهای بچه‌های بدشانس است که در واقع همان پرونده بودلر است که محتویات پرونده اسنیکت را در بر دارد.

یک پرونده مشکوک[ویرایش]

در کتاب هشتم(بیمارستان خطرناک)بودلرهای یتیم به بیمارستان‌هایم لیک می‌روند و در آن جا وارد یک کتابخانه اسناد می‌شوند و به پرونده‌ای با نام اسنیکت بر می‌خورند. آنها با این امید که نامی از جک اسنیکت در آن برده شود، پرونده را باز می‌کنند و تنها می‌بینند که پرونده یک صفحه دارد. صفحه سیزدهم. بقیه صفحات کم شده بودند اما خود صفحه ۹ موردی بسیار مشکوک داشت.

مشخصات پرونده[ویرایش]

پرونده در ۱۳ صفحه چاپ شده بود هرچند که ۱۲ صفحه از آن کم شده بود. به نظر می‌رسید که در این پرونده عکس‌ها، نقشه‌ها و توضیحات دیگری درباره شخصیت‌ها و جنایات کنت الاف نوشته شده بود. اما انگار در این ۱۲ صفحه، صفحه نهم بسیار مهم بود زیرا مدارکی درباره یک فرد نجات یافته از یک آتش سوزی نامعلوم در آن صفحه ارائه داده شد.

عکس ضمیمه پرونده-صفحه 13[ویرایش]

ضمیمه عکس پرونده در صفحه ۱۳ یک عکس بود. عکس برتراند و بئاتریس بودلر را نشان می‌داد. ویولت اشاره کرد به این که پدر و مادرشان حتی حلقه ازدواج نداشتند. نفر بعدی در عکس جک اسنیکت بود که آنها پیش از این او را در دهکده دوستداران پرنده‌ها دیده بودند. اما نفر آخر عکس را بچه‌ها نشناخته بودند زیرا او پشت کرده بود(بی شک لمونی اسنیکت بود.)آنها در جلوی ساختمان ۶۶۷ خیابان تاریک ایستاده بودند در آب و هوایی سرد.

در زیر عکس هم شرح کوتاهی بود با چنین عنوانی بود:

بر اساس مدارکی که در صفحه ۹ پرونده ارائه شده دست کم یک نفر از آن آتش سوزی جان سالم بدر برده‌است اما مکان فرد نجات یافته نا معلوم است.

فرد نجات یافته از آتش سوزی[ویرایش]

فرد نجات یافته از آتش سوزی کوئیگلی کواگمایر بود و از این جا می‌توان حدس زد که در صفحه ۹ اصلا درباره آتش سوزی بودلرها حرفی نزده شده بود بلکه درباره آتش سوزی کواگمایر حرف زده شده بوده‌است.

پایان کار[ویرایش]

صفحات ۱ تا ۱۲ در کتاب آبشار یخ زده در دست دو شخصیت دیده می‌شوند که اسنیکت بیان می‌کند که آنها بقدری ترسناک و خطرناک بودند که او از آنها می‌ترسد و از آنها با عنوان مرد ریش دار بی مو و زن مو دار بی ریش(!)یاد می‌کند. در این کتاب الاف و آن دو به چادر مخفیانه می‌روند و آن پرونده را می‌خوانند.

منابع[ویرایش]

  • کتاب هشتم-بیمارستان خطرناک-نشر ماهی- ترجمه رضا دهقان-صفحات ۸۰ تا ۸۳.
  • کتاب دهم:آبشار یخ زده-نشر ماهی-ترجمه رضا دهقان-صفحات ۸۹ تا ۹۶+۱۱۲