خدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از پروردگار)
پرش به: ناوبری، جستجو

اثبا ت وجود خداوند از نظر جويباري همان طور كه مشاهده مي كنيم،هيچ ماده اي بدون دخالت نيرويي در طبيعت پايدار نيست ودخالت هر نيرويي بر ماده اي ديگر همان خلقتي است كه در طبيعت يك ماده در نيرو گيري و نيرو دهي در پايداري آ ن ماده به اندازه ميزا ن نرمي و سختي عنصرآن و چگونگي حركت وتا ثير آ ن برحركت و پايداري برنامه ريزي شده ا ست. به همين دليل اگر بر ماده اي بيش از توان عنصرش برنامه و يا نيرويي وارد كنيم، آن ماده يا از تا ثير با ز مي ايستد ويا از ساختار خود متلا شي مي شود. در اينجا نتيجه مي گيريم كه همه اجزاء طبيعت مثل قطعه هاي ماشين ساخت د ست بشر براي انجام كاري طراحي و برنامه ريزي شده اند. دلايلي كه بعضي ها وجود خداوند را باور ندا رند به ا ين شرح است: 1 : ند يد ن خداوند. 2: خطاهايي كه بعضي از انسانها مرتكب مي شوند. فرض كنيد يك مخترع بخواهد ماشيني اختراع كند كه يك تن بار را به مسيرمشخصي حمل كند بدون اينكه سوخت آن تمام شود ويا خراب شود ويا چرخ آن پنچر شود ويا به ما نع بر خورد كند. مسلما براي ساخت چنين ماشيني بايد ميلياردها تومان هزينه كند. با همين مبلغ مي شود هزاران ماشين معمولي ساخت و ا نسانهايي را تعليم دا د تا با اين ماشينها به نقطه هاي دور حتي مسير هاي دلخواه روند و بجاي يك تن بارهزاران تن بارحمل كنند. اگرسوخت آ ن تمام شد سوخت رساني كنند و يا اگر خراب شد به مكا نيك مراجعه كنند. قابل درك ا ست كه خدا وند هم در خلقت ا نسا ن ا ز همين ا صل استفاده كر ده ا ست. بجاي يك انسان كه مرتكب خطا نشود ميليارد ها ا نسا ن خلق كرده ا ست . اگر بيمار شده ا ند به بيمارستان مراجعه كنند و اگر مرتكب خطا شده ا ند به محكمه برده شوند. با اين ا صل با تولد انسانهاي بيشتر كارهاي بيشتر انجام مي شود. در مورد نديدن خداوند: همان طوركه ساخت دست بشر قادر به د يد ن سازنده ا ش نمي باشند ؛ بشر هم نمي تواند خالق خود را ببيند. تصوّركنيد كه يك مخترع با هزاران قطعه هاي مختلف يك ماشين مي سازد وآنرا به خط توليد مي رساند، آيا امكان آن هست و يا نياز هست كه مخترع شانرا ببينند؟ همان طوريكه با برنامه ريزي كامل يك ماشين ساخته مي شود، موجودات هم با برنامه ريزي واهداف درست در طبيعت خلق مي شوند و با كسب تجربه زندگي را ادامه مي دهند و هرچه تجربه آنها بيشتر شود به همان اندازه از خطاهايشان كاسته مي شود و زماني فرا مي رسد كه بشر بدون مرتكب هيچ خطايي به حيا ت خود ادامه می دهد. در كل خطاها و ا شتباهاتي كه از بشر رخ مي دهد، گرد و غباري هستند كه به خاطر نداشتن تجربه كافي به هدفهايشان چسبيده ا ست و با گذشت زمان از بين مي روند و با اين گونه خطاهايي كه بشر به آن مر تكب مي شود دليل آنرا فهميده ا يم چرا كه مقصر آ ن خداوند نمي باشد و حتي شيطاني هم خلق نكرده ا شت كه بشر را فريب دهد. در اينجا نتيجه مي گيريم كه خداوند بشر را براي قدم برداشتن در راه را ست و حقيقت خلق كرده است به همين خاطر روز به روز بهترو بهتر مي شوند وهمچنين به وجود خداوند آگاه تر مي شوند. نویسنده سید جواد میری جویباری ایران تلفن ثابت: 01142547713تلفن همراه: 09117754246 √−√٪

خدا

مفاهیم عمومی
ندانم‌گرایی • بی‌خدایی • تراخداباوری • خدانامهم‌دانی • ناخداباوری
دادارباوری • یکتاپرستی • یک‌ازچندپرستی • خداناشناس‌دانی
یکتاپرستی گزینشی • دوگانه‌پرستی • سه‌گانه‌پرستی • چندخدایی
خدافراگیردانی • خداباوری • همه‌خدایی • ضدخدایی


مفاهیم اختصاصی
واجب‌الوجود • خالق • معمار • عقل فعال • شیطان
حامی و رزّاق • لرد • پدر • موناد
یگانگی • وجود برتر •
شخصی • وحدت وجود • ثنویت
سه‌گانگی (تثلیث)
در ادیان ابراهیمی
(در بهاییت، در مسیحیت، در اسلام، در یهودیت)
در یافالی • در بوداییسم • در هندوییسم
در جینیسم • در آیین سیک • در آیین زرتشتی


ویژگی‌ها
عالم مطلق • قادر مطلق
حضور در همه جا در آن واحد • خیر اعلی • بسیط
مجرد • شخص‌وار • بزرگترین موجود قابل تصور


خدا و انسان
ایمان • نماز • عقیده • وحی
عرفان • توکل • متافیزیک
تصوف • جادو • علوم خفیه


در میان دینها و طرز فکرهای گوناگون آدمیان، باور به وجود یا وجوداتی برتر به نام خُدا حضور دارد.

در دین‌های یکتاپرست جهان، مفهوم خدا به یک موجود برتر که آفریننده جهان هستی دانسته می‌شود، اطلاق می‌گردد. از جمله دین‌های یکتاپرست می‌توان به دین‌های ابراهیمی (مسیحیت، یهودیت و اسلام). در این دسته از ادیان صفات گوناگونی به موجودیت خدا نسبت داده می‌شود از جمله قدرت مطلق، علم، مهربانی، جباریت، خشم، جاودانگی، آمرزندگی، فرزانگی و غیره. این بینش مذهبی بر این باور است که خداوند جدای از این جهان وجود دارد و جهان و انسان را آفریده است.

در دین‌های دوگانه‌انگار همچون آیین زرتشت، دو موجود برتر و آفریننده در نظر گرفته می‌شود یکی سرچشمه خوبی‌ها و دیگری خاستگاه بدی‌ها، هرچند نام خدا برای موجودی که سرچشمه خوبی‌ها پنداشته می‌شود بکار می‌رود.

اهورا مزدا (تصویر در سمت راست، با تاج بالا) به اردشیر بابکان (سمت چپ) حلقه پادشاهی را ارائه می‌دهد. (نقش رستم، قرن ۳ میلادی)

در باور دسته دیگری از دین‌ها از جمله بوداگرایی و هندوگرایی خدایان زیادی وجود دارند. این خدایان یا ایزدان معمولاً نمادهای جنبه‌های گوناگون جهان برتر و ماوراءالطبیعه هستند. به این‌گونه دین‌ها، دین‌های چندخدا گفته می‌شود.

در باور صوفی‌گرایان، موجود برتر یعنی خدا، (که صوفیان آن را «حق» می‌نامند) موجودی است که به هیچ‌یک از صفاتی که در جهان ما یا در ذهن ما حضور دارند منسوب نیست.

گروه دیگری (از جمله عده‌ای از صوفیان) به همه‌خدایی باور دارند. همه خداباوران یا بدیگر سخن، گروندگان به مفهوم وحدت وجود، کل همین جهان را برابر با خدا می‌دانند.

گروه دیگری نیز به خدافراگیردانی (Panentheism) باور دارند. خدا-فراگیر-دانی شکلی از خداپرستی است که معتقد است خدا دربر گیرنده جهان است ولی برابر با جهان نیست. یعنی جهان ما بخشی از خداست.

به کسانی که به آفریننده و موجودی برتر باور ندارند ناخداباور (آتئیست) گفته می‌شود.

توضیح بیشتر

خُدا نام اطلاق شده در فارسی به وجود آفریدگار جهان؛ اما متمایز از آن، در نظام‌های ایمانی است، خواه این خدا به صورت یکتا در یکتاپرستی مطرح باشد، یا به صورت الهه ای در کنار دیگر خدایان که در چندخدایی طرح می‌شود. همچنین چه ارتباطش را با جهان حفظ نموده باشد و چه در امورات آن دخالت نکند.[۱] خدا متداول‌ترین واژه‌ای است که به آفریدگار فراطبیعی ناظر جهان اطلاق شده‌است. متکلمان ویژگیهای گوناگونی را به مفاهیم متعدد خدا نسبت داده‌اند. از معمولترین این ویژگی‌ها می‌توان به علم مطلق، قدرت مطلق، حضور در همه جا در آن واحد، خیر اعلی بودن، بسیط بودن و وجود داشتن ضروری اشاره نمود. همچنین خدا به عنوان وجودی مجرد و شخصی وار؛ مرجع تام تعهد اخلاقی و بزرگترین موجود قابل تصور، تلقی شده‌است.

مسئله وجود خداوند همواره به عنوان یکی از سرفصل‌های مهم کاوش‌های فلسفی مطرح بوده‌است، و در طول تاریخ، فلاسفهٔ متعلق به مشرب‌های فکری مختلف، به بیان و سنجش استدلال‌هایی له یا علیه وجود خدا پرداخته‌اند.[۲][۳]

ریشه‌شناسی و واژه‌شناسی

نوشتار اصلی: خدا (ریشه‌شناسی)

واژه خدا یا خدای از فارسی میانه xwadāy به معنی «ارباب» و «پروردگار»، و آن نیز مرتبط با واژهٔ اوستایی xᵛaδāta- ‏(𐬓𐬀𐬜𐬁𐬙𐬀) به معنی «قائم به خود» یا «آفریدهٔ خود» است.[۴]

واژهٔ خدا را در گذشتهٔ ادبیات به صورت «خداوند» نیز نوشته‌اند و به معنی مالک و صاحب و دارنده نیز به کار برده‌اند. اگر خداوند به صورت ترکیب لغوی به کار برده شود (ترکیب وصفی یا ترکیب اضافی یا غیره) به معنای مالک و صاحب و دارنده است؛ چنان‌که سعدی می‌گوید: «وگر چه به مکنت قوی‌حال بود / خداوندِ جاه و زر و مال بود».

خداوند و خداوندگار از القاب پادشاهان و حاکمان نیز بوده است. (خداوندگار عالم، خداوند عالم، خداوندگار ما و غیره)[۵]

واژهٔ مرتبط فارسیِ «خدیو»، که هم‌معنی «خدا» است، برگرفته از واژهٔ بلخی xoadēo ‏(χοαδηο، به معنی «ارباب») است. این واژهٔ بلخی معادل فارسی میانه xwadāy و xwadāwan و سغدی xwtʾw است که همگی این واژه‌ها ترکیبی از دو بن *xwa- (به معنی «خود») و یکی از حالت‌های بن *taw- (به معنی «توانا بودن») هستند. سیمز ویلیامز واژهٔ بلخی را ترجمهٔ (calque) واژهٔ یونانی auto-kratōr ‏(αὐτοκράτωρ، به معنی «امپراتور») دانسته است که ترکیبی است از autos (به معنی «خود») و kratos (به معنی «توانایی»).[۶][۷]

واژهٔ God در زبان انگلیسی از واژهٔ نیا–ژرمنی *gudą و آن نیز برگرفته از نیا–هندواروپایی *ǵʰuto- (به معنی «فراخوانی شده») است. این واژه از نظر ریشه‌شناسی ارتباطی با واژهٔ good (به معنی خوب) ندارد.

نام‌های خدا

نوشتار اصلی: نام‌های خدا

برای واژهٔ خدا نام‌های گوناگونی استفاده می‌شوند که برخی از آن‌ها از زبان عربی وارد زبان فارسی شده‌اند. برخی از این نام‌ها عبارتند از:

خداوند، ایزد، الله، دادار، یهوه، آفریدگار، یگانه، رحمان و …

مفهوم خدا

نوشتار اصلی: مفهوم خدا

گستره و فراوانی ایمان به خدا

در جهان امروز گستره ایمان به خدا در هر قاره و کشور متفاوت می‌باشد.[نیازمند منبع]

درصد اروپاییانی در هر کشور که به وجود خدا اعتقاد دارند.

پانویس

  1. Swinburne, R.G. "God" in Honderich, Ted. (ed)The Oxford Companion to Philosophy, Oxford University Press, 1995.
  2. Edwards, Paul. "God and the philosophers" in Honderich, Ted. (ed)The Oxford Companion to Philosophy, Oxford University Press, 1995.
  3. Platinga, Alvin. "God, Arguments for the Existence of," Routledge Encyclopedia of Philosophy, Routledge, 2000.
  4. Ebrahim Pourdavoud، Anahita
  5. Tarikh-i Bayhaqi، Abu'l-Fadl Bayhaqi
  6. محمود جعفری دهقی، امیر عمادالدین صدری (پاییز و زمستان ۱۳۹۰)، «وام‌واژه‌های بلخی در پارسی نو»، زبان‌شناخت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال دوم، شمارهٔ دوم، ص ۳.
  7. Nicholas Sims-Williams, "Bactrian language", Encyclopædia Iranica, December 15, 1988.

منابع

  • ابراهیم پورداوود، آناهیتا
  • یونگ، کارل گوستاو، پاسخ به ایوب، فؤاد روحانی، ۱۳۷۷، تهران، جامی، ۳–۵۶۲۰–۹۶۴ ISBN

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد خدا اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌کتاب
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌خبر