پرش به محتوا

پرده آهنین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از پردهٔ آهنین)
پردهٔ آهنین
نقشه‌ای کلی از تقسیم سیاسی اروپا در دوران جنگ سرد. خط سیاه مسیر متعارف پردهٔ آهنین را نشان می‌دهد. کشورهای پیمان ورشو صورتی، اعضای ناتو آبی، کشورهای بی‌طرف خاکستری و یوگسلاوی غیرمتعهد سبز نشان داده شده‌اند. عضویت‌ها و جهت‌گیری سیاسی برخی کشورها در طول جنگ سرد تغییر کرد.
مشخصات
نهادهابلوک شرق و دولت‌های سوسیالیستی همسو با اتحاد جماهیر شوروی اروپای غربی و دولت‌های عضو پیمان آتلانتیک شمالی
تاریخچه
بنیان‌گذاریاز ۱۹۴۵، با شکل‌گیری تدریجی تقسیم سیاسی اروپا و رژیم‌های مرزی محدودکننده در سال‌های پس از جنگ[۱]
انحلال۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱
انقلاب‌های ۱۹۸۹، گشایش مرزهای بلوک شرق، اتحاد دوباره آلمان، انحلال پیمان ورشو و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
توضیحاتپردهٔ آهنین یک مرز حقوقی واحد نبود. شکل استحکامات، شدت کنترل و زمان ایجاد محدودیت‌ها در بخش‌های مختلف اروپا تفاوت داشت.[۲]

پردهٔ آهنین (به انگلیسی: Iron Curtain) اصطلاحی برای توصیف تقسیم سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک اروپا در بخش عمدهٔ جنگ سرد است. این اصطلاح از سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم برای جدایی فزایندهٔ سرزمین‌های زیر نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی از کشورهای اروپای غربی رواج یافت و به‌تدریج هم به نظم ژئوپولیتیکی دو بلوک و هم به مجموعه‌ای از مرزها، حصارها، مناطق ممنوعه، کنترل‌های امنیتی و محدودیت‌های خروج اشاره کرد. پردهٔ آهنین یک خط مرزی واحد با ساختار یکسان نبود. پژوهش‌های تاریخی دربارهٔ مرزهای سوسیالیستی نشان می‌دهد که زمان ایجاد، شیوهٔ حفاظت و میزان نفوذپذیری این مرزها از کشوری به کشور دیگر و در دوره‌های مختلف تفاوت داشت.[۱][۲]

تقسیم اروپا در سال‌های نخست پس از جنگ با استقرار دولت‌های کمونیستی در بخش بزرگی از اروپای مرکزی و شرقی، تشدید رقابت میان شوروی و قدرت‌های غربی و پیدایش نهادهای جداگانهٔ سیاسی، اقتصادی و نظامی تثبیت شد. پیمان آتلانتیک شمالی در ۱۹۴۹ شکل گرفت و پس از پیوستن آلمان غربی به آن در ۶ مه ۱۹۵۵، شوروی و هفت دولت اروپای شرقی در ۱۴ مه همان سال پیمان ورشو را تأسیس کردند.[۳][۴] در این میان، مرز درونی آلمان و پس از ۱۹۶۱ دیوار برلین شناخته‌شده‌ترین نمودهای فیزیکی تقسیم اروپا شدند، هرچند پردهٔ آهنین از نظر جغرافیایی و سیاسی به مرز میان دو آلمان محدود نمی‌شد.[۵]

نام پردهٔ آهنین با سخنرانی وینستون چرچیل در ۵ مارس ۱۹۴۶ در وست‌مینستر کالج در فولتنِ میزوری پیوند خورده است. چرچیل در آن سخنرانی از خطی سخن گفت که از اشتتین در ساحل بالتیک تا تریسته در آدریاتیک امتداد یافته بود و شهرهای عمدهٔ اروپای مرکزی و شرقی را در سوی زیر نفوذ شوروی قرار می‌داد.[۶] چرچیل واضع این تعبیر نبود. پاتریک رایت نشان داده است که «پردهٔ آهنین» پیشینه‌ای طولانی‌تر داشت و در آغاز به پردهٔ مقاوم در برابر آتش در تئاترها گفته می‌شد، سپس پیش از جنگ سرد کاربردهای سیاسی پیدا کرد.[۷] خود چرچیل نیز پیش از سخنرانی فولتن، در تلگرامی محرمانه به هری ترومن در ۱۲ مه ۱۹۴۵ از فرود آمدن «پرده‌ای آهنین» در برابر مناطق زیر کنترل شوروی سخن گفته بود.[۸]

خاستگاه سیاسی و شکل‌گیری تقسیم اروپا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در پایان جنگ جهانی دوم، ارتش سرخ در بخش بزرگی از اروپای مرکزی و شرقی حضور داشت و ترتیبات دوران پس از جنگ در نشست یالتا و کنفرانس پوتسدام نتوانست اختلاف رو به گسترش شوروی و متحدان غربی را دربارهٔ آیندهٔ سیاسی منطقه برطرف کند. در لهستان، مجارستان، رومانی، بلغارستان، آلمان شرقی و دیگر کشورهای منطقه، احزاب کمونیست در شرایطی متفاوت به قدرت مسلط شدند و نهادهای سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی بر الگوهای نزدیک به شوروی بازسازی شدند. آن اپلبام در پژوهش خود دربارهٔ سال‌های ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۶، این فرایند را مجموعه‌ای از تصرف نهادهای کلیدی، حذف یا محدود کردن رقبای سیاسی، کنترل سازمان‌های اجتماعی و گسترش دستگاه‌های امنیتی توصیف می‌کند که شدت و سرعت آن در کشورهای مختلف یکسان نبود.[۹]

خطی که چرچیل در سخنرانی ۵ مارس ۱۹۴۶ خود برای توصیف تقسیم اروپا از اشتتین تا تریسته برشمرد.

در ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸، جدایی سیاسی دو سوی اروپا آشکارتر شد. ایالات متحده با دکترین ترومن و طرح مارشال بر پشتیبانی اقتصادی و سیاسی از دولت‌های غربی و دولت‌های در معرض نفوذ کمونیسم تأکید کرد. شوروی مشارکت کشورهای زیر نفوذ خود در طرح مارشال را نپذیرفت و سازوکارهای هماهنگی سیاسی و اقتصادی بلوک شرق گسترش یافت. تحولات فوریهٔ ۱۹۴۸ در چکسلواکی، که به تسلط کامل کمونیست‌ها بر دولت انجامید، در غرب به نشانه‌ای از تثبیت نفوذ شوروی در منطقه تبدیل شد. در همان سال اختلاف میان ژوزف بروز تیتو و رهبری شوروی، یوگسلاوی را از فرمان‌برداری سیاسی مسکو خارج کرد و نشان داد که همسان دانستن سراسر شرق اروپا با یک بلوک کاملاً یکپارچه، واقعیت سیاسی منطقه را به‌طور کامل توضیح نمی‌دهد.[۹][۱۰]

محاصره برلین در ۲۴ ژوئن ۱۹۴۸ یکی از نخستین بحران‌های بزرگ این تقسیم بود. شوروی راه‌های زمینی و آبی دسترسی متفقین غربی به بخش‌های غربی برلین را بست و ایالات متحده و بریتانیا تأمین شهر را از راه هوایی ادامه دادند. محاصره در مه ۱۹۴۹ پایان یافت، اما بحران جایگاه برلین را به‌عنوان یکی از حساس‌ترین نقاط تماس میان دو بلوک تثبیت کرد و هم‌زمان جدایی سیاسی دو بخش آلمان شتاب گرفت.[۱۱] تشکیل ناتو در آوریل ۱۹۴۹ و سپس پیوستن آلمان غربی به آن در ۱۹۵۵، چارچوب امنیتی غرب را استوارتر کرد. ایجاد پیمان ورشو اندکی پس از عضویت آلمان غربی در ناتو، صورت نهادی رقابت نظامی دو بلوک را کامل کرد.[۳][۴]

مرز سیاسی پردهٔ آهنین با مرز عضویت در دو پیمان نظامی کاملاً منطبق نبود. یوگسلاوی پس از شکاف ۱۹۴۸ مسیر مستقل خود را پیمود و بعدها از بنیان‌گذاران جنبش عدم تعهد شد. کشورهایی مانند اتریش و فنلاند نیز خارج از دو پیمان عمده باقی ماندند. از سوی دیگر، پژوهش لورنتس لوتی نشان می‌دهد که استحکامات برای جلوگیری از خروج فقط در مرز میان جهان سوسیالیستی و غرب ایجاد نشد و در برخی مرزهای میان خود دولت‌های سوسیالیستی نیز وجود داشت. به همین دلیل، پردهٔ آهنین در پژوهش تاریخی هم یک مفهوم ژئوپولیتیکی و هم نامی برای مجموعه‌ای ناهمگون از رژیم‌های مرزی دانسته می‌شود.[۱]

مرزهای فیزیکی و کنترل رفت‌وآمد

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

استحکام فیزیکی مرزهای دولت‌های سوسیالیستی در زمان‌های متفاوت آغاز شد. بر پایهٔ پژوهش لوتی، یوگسلاوی، مجارستان و چکسلواکی از ۱۹۴۷ در بخش‌هایی از مرزهای خود تأسیسات و کنترل‌هایی را برای جلوگیری از خروج ایجاد کردند. این سامانه‌ها می‌توانستند شامل سیم خاردار، حصار، برج دیده‌بانی، میدان مین، منطقهٔ ممنوعه، گشت مرزی و نظام مجوز برای ورود به نواحی مرزی باشند. شدت و کارکرد آن‌ها ثابت نماند. بعضی دولت‌ها در دوره‌هایی کنترل را کاهش دادند و برخی دیگر، به‌ویژه آلمان شرقی، در دهه‌های بعد شبکه‌ای بسیار متراکم از موانع و نیروهای مرزی ایجاد کردند.[۱]

برج دیده‌بانی و سیم خاردار باقی‌مانده از مرز پیشین چکسلواکی و اتریش در چیژوف، جمهوری چک.

در آلمان، مرز میان مناطق اشغالی پس از ۱۹۴۵ به‌تدریج به مرز دو دولت تبدیل شد. حکومت آلمان شرقی در مه ۱۹۵۲ در امتداد مرز با آلمان غربی منطقه‌ای محدودشده به پهنای پنج کیلومتر ایجاد کرد. مرز درونی آلمان ۱۳۷۸ کیلومتر طول داشت و تأسیسات پیرامون برلین غربی نیز ۱۶۱ کیلومتر امتداد می‌یافت. پس از ساخت دیوار برلین در ۱۹۶۱، بخش‌های عمدهٔ مرز به حصارهای چندلایه، سیم‌های هشدار، مین، برج‌های مراقبت و در برخی دوره‌ها سامانه‌های خودکار تیراندازی مجهز شد. حدود ۵۰ هزار نفر در نیروهای مرزی آلمان شرقی خدمت می‌کردند و یکی از وظایف اصلی آنان جلوگیری از خروج غیرمجاز از کشور بود.[۵] دیوار برلین به دلیل قرار گرفتن در یک کلان‌شهر، جدا کردن محله‌ها و خانواده‌ها و پوشش گستردهٔ رسانه‌ای، به مهم‌ترین نماد بصری پردهٔ آهنین تبدیل شد.

برج فرماندهی، پل کنترل و تأسیسات روشنایی در گذرگاه مرزی هلمشتت و مارینبورن، یکی از مهم‌ترین نقاط عبور میان آلمان غربی و آلمان شرقی.

کنترل مرزها به معنای قطع کامل رفت‌وآمد میان شرق و غرب نبود. سفرهای دیپلماتیک، ترانزیت، گردشگری، دیدارهای خانوادگی و سفر شهروندان غربی به کشورهای سوسیالیستی در مقیاس‌های مختلف ادامه داشت و دولت‌های بلوک شرق نیز از گردشگری خارجی برای درآمد ارزی و اهداف سیاسی استفاده می‌کردند. پژوهش دربارهٔ گردشگری جنگ سرد نشان داده است که تماس میان دو سوی پرده در سراسر این دوره ادامه داشت، هرچند مقررات گذرنامه، ارز، ویزا و نظارت امنیتی آن را شکل می‌داد.[۱۲] نمونهٔ روشن آن گذرگاه مارینبورن بود. از میانهٔ دههٔ ۱۹۸۰ تقریباً ۱۲ میلیون مسافر در سال از آن عبور می‌کردند که عمدتاً شهروندان آلمان غربی و مسافران اروپای غربی بودند. در همان زمان، سیاست سفر آلمان شرقی امکان سفر آزاد بیشتر شهروندان آن کشور به غرب را محدود می‌کرد.[۱۳]

تجربهٔ زندگی در امتداد پردهٔ آهنین نیز در همه‌جا یکسان نبود. ساگی شفر در مطالعهٔ مرز روستایی میان دو آلمان نشان داده است که تبدیل خطوط اداری مناطق اشغالی به یک مرز اجتماعی و سیاسی تثبیت‌شده فرایندی تدریجی بود. مناسبات محلی، مالکیت زمین، رفت‌وآمد روزانه و روابط میان جوامع مرزی در شکل‌گیری عملی این جدایی نقش داشتند و تقسیم آلمان در یک لحظه یا صرفاً با تصمیم کنفرانس‌های یالتا و پوتسدام کامل نشد.[۱۴] یولیا کومسکا نیز با بررسی یک بخش از مرز چکسلواکی و آلمان غربی بر تفاوت تاریخ‌ها و چشم‌اندازهای محلی در امتداد این خط تأکید کرده است.[۲]

تنش‌زدایی، تماس‌های فرامرزی و فشار برای اصلاح

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

از اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و در دههٔ ۱۹۷۰، دورهٔ تنش‌زدایی بخشی از مناسبات شرق و غرب را تغییر داد. گفت‌وگوهای امنیتی اروپا، افزایش برخی اشکال تجارت و گردشگری و توافق‌های مربوط به رفت‌وآمد، تماس میان جوامع دو سوی تقسیم را بیشتر کرد. این روند مرزهای سخت و محدودیت خروج در تعدادی از کشورهای بلوک شرق را از میان نبرد، اما ادارهٔ عملی مرزها را در بخش‌هایی از اروپا تغییر داد و ارتباطات خانوادگی و انسانی بیشتری را ممکن ساخت.[۱۲][۱۴]

یکی از نقاط مهم این دوره امضای سند نهایی هلسینکی در ۱ اوت ۱۹۷۵ بود. کشورهای شرکت‌کننده در کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا مجموعه‌ای از اصول دربارهٔ امنیت، همکاری اقتصادی، مرزهای اروپا، حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین را پذیرفتند.[۱۵] سازمان امنیت و همکاری اروپا در مرور تاریخی خود تأکید می‌کند که ورود حقوق بشر به گفت‌وگوهای رسمی شرق و غرب امکان طرح پرونده‌هایی دربارهٔ تماس خانوادگی، پیوستن دوبارهٔ اعضای خانواده و ازدواج میان اتباع دو کشور را گسترش داد.[۱۶] گروه‌های مدنی و مخالفان در چند کشور اروپای شرقی نیز در سال‌های بعد به تعهدات هلسینکی برای طرح خواسته‌های حقوق بشری استناد کردند.

در دههٔ ۱۹۸۰، رکود اقتصادی در بخش‌هایی از بلوک شرق، رشد شبکه‌های مخالف و تغییر سیاست شوروی فشار بر نظم موجود را افزایش داد. اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچ در لهستان از جنبش‌های مهم این دوره بود. پس از به قدرت رسیدن میخائیل گورباچف در ۱۹۸۵، سیاست‌های پرسترویکا و گلاسنوست فضای اصلاح را در شوروی گسترش داد و رهبری شوروی به‌تدریج از مداخلهٔ نظامی برای حفظ دولت‌های کمونیستی اروپای شرقی فاصله گرفت. این تغییر، همراه با بحران‌های داخلی کشورهای منطقه، امکان بیشتری برای مذاکره میان حکومت‌ها و مخالفان و سپس رقابت سیاسی فراهم کرد.[۱۷]

فروپاشی در ۱۹۸۹ و پایان نظم بلوکی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فروریختن پردهٔ آهنین در ۱۹۸۹ حاصل زنجیره‌ای از تحولات در چند کشور بود. در لهستان، مذاکرات میزگرد میان دولت و همبستگی به انتخابات ۴ ژوئن ۱۹۸۹ انجامید و پیروزی گستردهٔ نامزدهای همبستگی راه را برای تشکیل دولتی به نخست‌وزیری تادئوش مازویتسکی در اوت همان سال باز کرد. در مجارستان، اصلاحات سیاسی با تغییرات مرزی هم‌زمان شد. سربازان مجار در ۲ مه ۱۹۸۹ برچیدن تجهیزات الکترونیکی و سیم خاردار در مرز اتریش را آغاز کردند.[۱۸] در ۱۹ اوت، پیک‌نیک پان‌اروپایی در نزدیکی شوپرون برای چند ساعت گذرگاهی در مرز مجارستان و اتریش را گشود و صدها شهروند آلمان شرقی از فرصت برای رفتن به اتریش استفاده کردند.[۱۹]

در شب ۱۰ به ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۹، مجارستان مرز خود را برای شهروندان آلمان شرقی که قصد حرکت به غرب داشتند گشود. بیش از ده هزار نفر در ۲۴ ساعت نخست از راه اتریش به آلمان غربی رسیدند.[۲۰] موج خروج شهروندان، همراه با تظاهرات گسترده در شهرهای آلمان شرقی، فشار بر رهبری حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان را بالا برد. عصر ۹ نوامبر ۱۹۸۹، گونتر شابوفسکی در یک کنفرانس خبری مقررات تازهٔ سفر را به‌گونه‌ای اعلام کرد که از اجرای فوری آن برداشت شد. جمعیت بزرگی در گذرگاه‌های برلین حاضر شد و مرزبانان همان شب نقاط عبور را گشودند.[۲۱]

مردم بر فراز دیوار برلین در نزدیکی دروازهٔ براندنبورگ در نوامبر ۱۹۸۹. گشایش مرز در ۹ نوامبر به مهم‌ترین تصویر نمادین پایان تقسیم اروپا تبدیل شد.

تحولات سیاسی در ماه‌های پایانی ۱۹۸۹ سراسر بلوک شرق را دربر گرفت. انقلاب مخملی چکسلواکی به انتقال مسالمت‌آمیز قدرت انجامید. در بلغارستان رهبری حزب کمونیست تغییر کرد و فرایند گذار سیاسی آغاز شد. انقلاب رومانی با خشونت گسترده همراه شد و نیکلای چائوشسکو و همسرش پس از محاکمه‌ای کوتاه در ۲۵ دسامبر اعدام شدند. تا تابستان ۱۹۹۰ دولت‌های کمونیستی پیشین در اروپای شرقی جای خود را به دولت‌های برآمده از انتخابات رقابتی داده بودند، هرچند در رومانی و بلغارستان نیروهای برخاسته از احزاب کمونیست پیشین همچنان نفوذ مهمی داشتند.[۱۷] اتحاد دوباره آلمان در ۳ اکتبر ۱۹۹۰ یکی از مهم‌ترین پیامدهای این دگرگونی بود. پیمان ورشو در ۱ ژوئیهٔ ۱۹۹۱ رسماً پایان یافت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر همان سال ساختار دولتی بلوکی را که پردهٔ آهنین با آن پیوند داشت از میان برد.[۴]

میراث و تفسیر تاریخی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در حافظهٔ عمومی اروپا، پردهٔ آهنین اغلب با دیوار برلین و تصاویر حصارها، برج‌های مراقبت و مناطق مرزی خالی از سکنه شناخته می‌شود. تاریخ‌نگاری جدید دامنهٔ این مفهوم را گسترده‌تر کرده است. لوتی بر تفاوت رژیم‌های مرزی کشورهای سوسیالیستی و تغییر آن‌ها در طول زمان تأکید می‌کند. کومسکا چشم‌اندازهای محلی و پیشینه‌های فرهنگی مناطق مرزی را بررسی می‌کند و شفر نشان می‌دهد که شکل‌گیری مرز در آلمان فرایندی اجتماعی و نهادی بود که طی چند دهه تثبیت شد.[۱][۲][۱۴] این پژوهش‌ها امکان تمایز میان استعارهٔ سیاسی پردهٔ آهنین، مرزهای نظامی شدهٔ واقعی و شبکهٔ گسترده‌تر محدودیت‌های سفر و کنترل دولتی را فراهم کرده‌اند.

پایان سیاسی پردهٔ آهنین نیز به معنای ناپدید شدن فوری تأسیسات آن نبود. در آلمان شرقی، برچیدن تأسیسات مرزی از اواخر ۱۹۸۹ آغاز شد. عملیات در مرکز برلین تا نوامبر ۱۹۹۰ تا حد زیادی پایان یافت، اما جمع‌آوری بخش‌هایی از استحکامات در امتداد نزدیک به ۱۴۰۰ کیلومتر مرز درونی آلمان تا میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰ ادامه داشت.[۲۲] بخش‌هایی از دیوارها، برج‌ها، گذرگاه‌ها و نوارهای مرزی به موزه، یادمان و مکان آموزش تاریخی تبدیل شده‌اند. مجموعهٔ مارینبورن نمونه‌ای از این رویکرد است و ساختمان‌ها و سازوکارهای کنترل مرزی را در محل یکی از پررفت‌وآمدترین گذرگاه‌های جنگ سرد حفظ کرده است.[۱۳]

بخشی از مسیر پیشین پردهٔ آهنین همچنین به یک کریدور زیست‌محیطی و یادمانی تبدیل شده است. طرح «کمربند سبز اروپا» شبکه‌ای به طول حدود ۱۲۵۰۰ کیلومتر را در ۲۴ کشور، از شمال اروپا تا دریای سیاه و آدریاتیک، به هم پیوند می‌دهد.[۲۳] نبود کاربری متعارف زمین و کاهش دخالت انسانی در بخش‌هایی از نوار مرزی به حفظ یا شکل‌گیری زیستگاه‌هایی انجامیده بود که پس از پایان جنگ سرد اهمیت حفاظتی پیدا کردند. این ابتکار امروزه حفاظت از تنوع زیستی را با همکاری فرامرزی و نگهداری حافظهٔ تاریخی چشم‌انداز سابق پردهٔ آهنین پیوند می‌دهد.[۲۴]

پردهٔ آهنین در زبان سیاسی نیز فراتر از دورهٔ جنگ سرد باقی مانده است. پژوهش پاتریک رایت دربارهٔ تاریخ این اصطلاح نشان می‌دهد که قدرت آن از توانایی‌اش در تبدیل یک جدایی پیچیدهٔ سیاسی و روانی به تصویری ساده و دیدنی ناشی می‌شد.[۷] همین ویژگی موجب شده است که اصطلاح در بحث‌های بعدی دربارهٔ مرزهای بسته و تقسیم‌های ژئوپولیتیکی نیز به شکل استعاری به کار رود. در مطالعات تاریخی، کاربرد دقیق آن نیازمند توجه به تفاوت میان تقسیم ایدئولوژیک اروپا، اتحادهای نظامی، مرزهای رسمی دولت‌ها و تجربهٔ متفاوت مردمی است که در امتداد این مرزها زندگی یا از آن‌ها عبور می‌کردند.

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 5 Lüthi, Lorenz M. (2026). The Iron Curtain: A Short History of Socialist Borders (in انگلیسی). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781009712811. ISBN 9781009712811.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  2. 1 2 3 4 Komska, Yuliya (2015). The Icon Curtain: The Cold War's Quiet Border (in انگلیسی). University of Chicago Press. doi:10.7208/chicago/9780226154220.001.0001. ISBN 9780226154190.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  3. 1 2 "Germany's accession to NATO: 50 years on". NATO (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  4. 1 2 3 "What was the Warsaw Pact?". NATO (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  5. 1 2 "Grenzsicherung". LeMO, Haus der Geschichte (in آلمانی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  6. "'Iron curtain' speech". The National Archives (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  7. 1 2 Wright, Patrick (2007). Iron Curtain: From Stage to Cold War (in انگلیسی). Oxford University Press. doi:10.1093/oso/9780199231508.001.0001. ISBN 9780199231508.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  8. "Copy of a telegram from Churchill to President Truman". Churchill Archive for Schools (in انگلیسی). 12 مه 1945. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  9. 1 2 Applebaum, Anne (2012). Iron Curtain: The Crushing of Eastern Europe, 1944-1956 (in انگلیسی). Doubleday. ISBN 9780385515696.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  10. "The Attitude of This Government Toward Events in Yugoslavia". Office of the Historian, U.S. Department of State (in انگلیسی). 30 ژوئن 1948. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  11. "The Berlin Airlift, 1948–1949". Office of the Historian, U.S. Department of State (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  12. 1 2 Tourism and Travel during the Cold War: Negotiating Tourist Experiences across the Iron Curtain (in انگلیسی). به کوشش Sune Bechmann Pedersen و Christian Noack. Routledge. 2020. ISBN 9780367777272.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:دیگران (رده) نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  13. 1 2 "Geschichte". Gedenkstätte Deutsche Teilung Marienborn (in آلمانی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  14. 1 2 3 Schaefer, Sagi (2014). States of Division: Border and Boundary Formation in Cold War Rural Germany (in انگلیسی). Oxford University Press. doi:10.1093/acprof:oso/9780199672387.001.0001. ISBN 9780199672387.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  15. "Helsinki Final Act". Organization for Security and Co-operation in Europe (in انگلیسی). 1 اوت 1975. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  16. "Our human rights mandate". Organization for Security and Co-operation in Europe (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  17. 1 2 "Fall of Communism in Eastern Europe, 1989". Office of the Historian, U.S. Department of State (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  18. "Ungarn: Der Eiserne Vorhang bekommt Löcher". Bundesregierung (in آلمانی). 2 مه 1989. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  19. "Pan-European Picnic". Bundesregierung (in انگلیسی). 19 اوت 1989. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  20. "Ungarn öffnet seine Grenze". Bundesregierung (in آلمانی). 11 سپتامبر 1989. Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  21. "Opening and fall of the Berlin Wall". Berlin.de (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  22. "Germany Becomes One. Dismantling the Inner-German Border". Haus der Geschichte (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  23. "European Green Belt". European Green Belt Association (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  24. "History". European Green Belt Association (in انگلیسی). Retrieved 28 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]