پاورقی
| اطّلاعات کلّی | |
|---|---|
| ریشهٔ واژه | فرانسوی: Feuilleton (برگ کوچک، ورق) |
| معادل فارسی | پاورقی |
| تاریخ پیدایش | ۱۸۰۰ میلادی |
| پدیدآورندگان | ژولین لوئی ژوفروا، لوئی فرانسوا برتن |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| جایگاه اصلی | ژورنال دِ دِبا |
| ویژگیها و کاربردها | |
| کاربرد اوّلیّه | ضمیمهٔ غیرسیاسی روزنامه |
| کاربردهای بعدی | بخش فرهنگی روزنامه، گونهٔ ادبی، داستان دنبالهدار |
| جایگاه در روزنامه | معمولاً در پایین صفحه، جدا شده با خط («زیر خط») |
| موضوعات اصلی | هنر، ادبیات، تئاتر، موسیقی، فلسفه، فیلم |
| قالبهای رایج | نقد، جستار، گلاسه، گزارش، مصاحبه |
| معنای امروزی در فرانسه | سریال تلویزیونی آبکی |
فوئیتون (فرانسوی: Feuilleton، تلفظ: [fœjtɔ̃]؛ معادل فارسی: پاورقی) اصطلاحی در روزنامهنگاری و ادبیات است که معانی مختلفی یافته است. در اصل، به ضمیمه یا بخشی از یک روزنامه در فرانسه گفته میشد که به محتوای غیرسیاسی اختصاص داشت، اما از میانهٔ قرن نوزدهم، بهعنوان «بخش فرهنگی» روزنامه، به یکی از پنج بخش کلاسیک یک نشریه، در کنار سیاست، اقتصاد، بخش محلی و ورزش تبدیل شد.[۱] این واژه همچنین میتواند به یک گونهٔ ادبی خاص یا یک قالب روزنامهنگارانه اشاره داشته باشد.[۲]
ریشهشناسی و تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اصطلاح «فوئیتون» (در فرانسوی به معنای «برگ کوچک» یا «ورق») در سال ۱۸۰۰ میلادی توسط ژولین لوئی ژوفروا، منتقد تئاتر، و لوئی فرانسوا برتن، مالک و مدیر نشریهٔ فرانسوی ژورنال دِ دِبا ابداع شد.[۳] در ابتدا، این نام به برگۀ جداگانهای اطلاق میشد که حاوی اخبار و نقدهای تئاتر بود و به روزنامه ضمیمه میشد. به دلیل محبوبیت این ضمیمه، محتوای آن به بخش اصلی روزنامه راه یافت و در قسمت پایینی صفحه، که با خطی ضخیم از اخبار سیاسی جدا میشد، قرار گرفت.[۳] از همین رو، در زبان آلمانی عبارت «Unterm Strich» (زیر خط) برای این بخش رایج شد. این خط جداکننده به خوانندگان کمک میکرد تا بخش محبوب فوئیتون را سریعتر بیابند و آن را برای مجموعهسازی از روزنامه جدا کنند، کاری که در آن زمان بسیار مرسوم بود.[۳]
این بخش به سرعت به بستری برای محتواهای سبکتر، سرگرمکننده و ادبی تبدیل شد. در طول قرن نوزدهم، این مفهوم در فرانسه با انتشار داستانهای دنبالهدار پیوند خورد و نویسندگانی چون الکساندر دوما (پدر) و اوژن سو آثار خود را از این طریق منتشر میکردند.[۴] نویسندگان و حتی دانشمندان برجستهای نیز برای این بخش قلم میزدند؛ برای نمونه، ریشارد واگنر نقدهای موسیقی خود را در روو اِ گازِت موزیکال دو پاری (Revue et gazette musicale de Paris) منتشر میکرد[۴] و دانشمندانی چون الکساندر فون هومبولت نیز یافتههای خود را در قالب فوئیتون برای عموم توضیح میدادند.[۵]
در آغاز قرن بیستم، انتشار رمانهای دنبالهدار در این بخش به اوج محبوبیت رسید که هم باعث جذب و حفظ خوانندگان میشد و هم راهی ارزان برای پر کردن صفحات روزنامه بود.[۴] در همین دوران، نقدهای تئاتر، بهویژه در شهرهای بزرگ، با استقبال فراوانی روبرو بود و منتقدان سرشناسی مانند آلفرد کر و آلفرد پولگار در این حوزه فعالیت میکردند.[۶]
فوئیتون به عنوان یک بخش روزنامه
[ویرایش | اشتراکگذاری]وظایف و موضوعات
[ویرایش | اشتراکگذاری]در تعریف کلاسیک آلمانی، فوئیتون به بخش فرهنگی روزنامه گفته میشود که به پوشش رویدادها، تحولات و نوآوریهای فرهنگی میپردازد.[۱] موضوعات اصلی آن شامل هنر، فلسفه، ادبیات، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و فیلم میشود.[۴] با این حال، این بخش اغلب به موضوعاتی چون فرهنگ عامهپسند، سیاست، اقتصاد، فناوری و علوم طبیعی نیز ورود میکند و دیدگاههای سیاسی میتوانند مکمل پوشش خبری روزانه در دیگر بخشها باشند.[۷]
قالبهای روزنامهنگارانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]بخش فوئیتون میزبان انواع گوناگونی از قالبهای روزنامهنگاری است که هر یک هدف متفاوتی را دنبال میکنند.[۱] از جملهٔ این قالبها میتوان به گزارش، جستار، گلاسه، مصاحبه، مقالهٔ تفسیری، خبر، گزارش تصویری، نقد/بازبینی و چهرهنگاری اشاره کرد. وجه مشخصۀ متون فوئیتونی، سبک نگارش مبتنی بر ابراز نظر شخصی است که در آن نویسنده بهطور معمول به قضاوت یا تفسیر ذهنی میپردازد.[۱]
سبک نگارش فوییتونی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سبک فوییتونی «ادبی، محاورهای یا حتی طنزآمیز» است و از آرایههای ادبی و واژگانی گوناگونی بهره میبرد.[۱] از جملهٔ این آرایهها میتوان به استعاره، موازنه، تکرار آغازین، تکرار پایانی، تضاد، اوج، اغراق، جناس و طعنه اشاره کرد. این سبک، برخلاف لحن خشک و آکادمیک، با هدف سرگرمکردن و درگیرساختن خواننده نوشته میشود.[۸]
فوییتونیسم به عنوان یک مفهوم انتقادی
[ویرایش | اشتراکگذاری]اصطلاح «فوییتونیسم» اغلب با بار معنایی منفی به کار میرود و به نوشتاری اطلاق میشود که متظاهرانه، کماهمیت یا تحریفآمیز است.[۹] برای نمونه، هرمان هسه در رمان بازی مهره شیشهای از دوران معاصر خود با عنوان «عصر فوییتونیسم» بهعنوان دورهای از بیقیدی در تولیدات فرهنگی انتقاد میکند.[۱۰] همچنین، از آنجا که لحن فوئیتون صمیمی، خودمانی و دلپذیر است و نه آکادمیک، در محافل علمی، برچسب «فوییتونیستی» نوعی نکوهش به شمار میرود.[۹]
بخشهای مشابه در دیگر کشورها
[ویرایش | اشتراکگذاری]در ایتالیا، بخشی مشابه با عنوان «Terza pagina» (صفحهٔ سوم) وجود دارد که به ادبیات و فرهنگ اختصاص دارد و از نظر محتوا و سبک با فوئیتون قابل مقایسه است.[۱۱]
معنای مدرن
[ویرایش | اشتراکگذاری]در فرانسوی امروز، اصطلاح «فوئیتون» بیشتر در معنای سریالهای تلویزیونی آبکی (Soap opera) یا مجموعههای داستانی دنبالهدار به کار میرود.[۴] در زبان فارسی، «پاورقی» معادل نسبتاً رایجی برای این واژه است، هرچند امروزه این کلمه در فارسی عمدتاً به معنای پانویس (Footnote) به کار میرود.
پاورقی در مطبوعات ایران
[ویرایش | اشتراکگذاری]پاورقی (به معنای نوشتار دنبالهدار در مطبوعات) نقشی اساسی در پیدایش و تکوین گونهٔ ادبی رمان در ایران ایفا کرده است. پژوهشها نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، در نخستین دهههای انتشار مطبوعات فارسی (از آغاز تا ۱۳۰۰ خورشیدی)، سهم «رمان» در میان پاورقیهای منتشرشده بسیار اندک و تنها حدود ۱۲ درصد بوده است. در مقابل، فرمهای غیررمان، بهویژه پاورقیهای تاریخی (۳۳٪)، سفرنامهای (۳۰٪) و شرح حال (۱۵٪)، بخش عمدهٔ پاورقیها را تشکیل میدادند.[۱۲]
این یافتهها نظریهای را تقویت میکند که بر اساس آن، این فرمهای غیررمان، که اغلب ترجمههایی از متون اروپایی بودند، با آشناسازی مخاطب و نویسندهٔ ایرانی با مؤلفههای رئالیسم صوری - مانند پیرنگ علتومعلولی، شخصیتپردازی فردی، توصیف جزئی و دقیق مکان و زمان و نثر ساده و ارجاعی - بهعنوان «پیشارمان» یا حلقهای ضروری در زنجیرهٔ تحول ادبی، زمینه را برای پیدایش و پذیرش رمان فارسی فراهم کردند.[۱۲]
نخستین نمونۀ برجستهٔ این انتقال از گفتمان شفاهی به مکتوب، داستان «امیر ارسلان نامدار» است که توسط نقال ناصرالدینشاه نقل و سپس مکتوب شد و به صورت کتاب چاپ سنگی منتشر گردید.[۱۳] سنگ بنای اصلی پاورقینویسی در ایران نیز تقریباً از سال ۱۳۰۰ خورشیدی با نویسندگانی چون حسینقلی مستعان (۱۲۸۳-۱۳۶۱) گذاشته شد که او را به دلیل جایگاه تاریخی و نقش بیهمتایش در این حوزه، «پدر ادبیات عامهپسند ایران» نامیدهاند.[۱۴][۱۵]
نخستین پاورقی کامل و مدرن فارسی را «تهران مخوف» نوشتهٔ مرتضی مشفق کاظمی میدانند که در حدود سال ۱۳۰۱ خورشیدی منتشر شد.[۱۶] در دهههای بعد، پاورقینویسی به یک صنعت مهم در مطبوعات ایران تبدیل شد. بنا به گفتۀ صدرالدین الهی، در دوران اوج خود «تیراژ کل مجلات در هفته گاه از مرز دویستوپنجاههزار نسخه میگذشت و به حدود سیصدهزار نیز میرسید.»[۱۳] این رونق مرهون نویسندگانی بود که با نامهای مستعار متعدد، در آنِ واحد چندین داستان را برای مجلات گوناگون مینوشتند.[۱۴] از آن میان میتوان به چهرههای شاخصی چون جواد فاضل و ارونقی کرمانی در ژانر عاشقانه، پرویز قاضی سعید و امیر عشیری در ژانر پلیسی-جاسوسی، و ر. اعتمادی با داستانهای عامهپسند عاشقانه اشاره کرد.[۱۵][۱۶] در این میان، زنان نویسنده حضوری کمرنگ داشتند و تنها نامهایی چون فریده گلبو و لعبت والا در این عرصه به چشم میخورد.[۱۶]
وجه مشخصۀ این داستانها، زبان ساده و همهفهم، شخصیتهای ابرقهرمان قابل لمس، و پیرنگی پر از حوادث ریز و درشت بود که در آن، هر قسمت در یک نقطۀ اوج (بزنگاه) به پایان میرسید تا خواننده را برای خرید شمارۀ بعدی مجله ترغیب کند.[۱۳] این فرم روایی که مستقیماً از ضرورتهای انتشار هفتگی و رقابت برای جذب مخاطب نشأت میگرفت، بهتدریج پارامترهای اصلی ادبیات عامهپسند ایران را شکل داد.[۱۵] بسیاری از این نویسندگان برای آنکه بتوانند در هر شماره، چندین داستان از یک نشریه چاپ کنند، از اسامی مستعار متعدد استفاده میکردند.[۱۶]
استقبال عمومی از پاورقیهای مطبوعاتی به حدی بود که حتی نویسندگان مطرح ادبیات جدی نیز آثاری را در این قالب عرضه کردند. برای نمونه، نسخهٔ اولیهٔ داستان «بوف کور» نوشتهٔ صادق هدایت و همچنین رمان طنز «دایی جان ناپلئون» اثر ایرج پزشکزاد، نخستبار به صورت پاورقی در نشریات ادواری منتشر شدند.[۱۶]
همزمان با تحولات سیاسی، رمان پاورقی به ابزاری مؤثر در پیشبرد اهداف ایدئولوژیک نیز تبدیل شد. برای نمونه، رمان پاورقی «من جاسوس شوروی در ایران بودم» (نوشتهٔ کریم روشنیان) در هفتهنامهٔ «تهران مصور» - که به دربار و شخص شاه وابسته بود - در اوج رقابتهای جنگ سرد، با روایت سرگذشت یک جاسوس سابق شوروی، به تخریب اسطورهٔ کمونیسم و گفتمان چپ در ایران میپرداخت.[۱۷]
مرگ تدریجی این ژانر از اواسط دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی و با فراگیر شدن تلویزیون آغاز شد و با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ که فضای مطبوعات را به کلّی دگرگون کرد، دورۀ پاورقینویسی در معنای کلاسیک آن به پایان رسید.[۱۵] با این حال، جریان ادبیات عامهپسند که در دل پاورقیهای مطبوعاتی متولد شده بود، به حیات خود در قالب کتاب ادامه داد و در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ با ظهور نویسندگان پرفروشی چون فهیمه رحیمی و نسرین ثامنی به اوج تازهای از محبوبیت دست یافت.[۱۵] به باور بسیاری از صاحبنظران، پاورقینویسی در ایران نقش انکارناپذیری در گسترش فرهنگ کتابخوانی و بهویژه پیوستن شمار بیشتری از زنان به جمع خوانندگان نوشتاری ایفا کرده است.[۱۶]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 Claudia Mast (Hrsg.): ABC des Journalismus. UVK, Konstanz 2004, ISBN 3-89669-419-7, S. 355.
- ↑ Heinz Pürer, Meinrad Rahofer, Claus Reitan (Hrsg.): Praktischer Journalismus. Presse, Radio, Fernsehen, Online. 5. Auflage. UVK, Konstanz 2004, ISBN 3-89669-458-8, S. 167.
- 1 2 3 Rudolf Stöber: Deutsche Pressegeschichte. Von den Anfängen bis zur Gegenwart. 2. Auflage. UVK, Konstanz 2005, ISBN 3-8252-2716-2, S. 117.
- 1 2 3 4 5 Gunter Reus: Ressort: Feuilleton. Kulturjournalismus für Massenmedien. 2. Auflage. UVK-Medien, Konstanz 1999, ISBN 3-89669-245-3, S. 21.
- ↑ Almut Todorow: Das Feuilleton der „Frankfurter Zeitung“ in der Weimarer Republik. Zur Grundlegung einer rhetorischen Medienforschung. Niemeyer, Tübingen 1994, ISBN 3-484-68008-3, S. 45.
- ↑ Hellmuth Karasek: Unterm Strich – Feuilletonistisches zum deutschen Groß-Feuilleton. In: Der Spiegel. Spiegel special, Nr. 1, 1995, S. 99–101.
- ↑ Simone Jung: Debattenkulturen im Wandel: Zum Politischen im Feuilleton der Gegenwart. Transcript Verlag, Bielefeld 2022, ISBN 978-3-8394-5894-5, S. 12.
- ↑ Werner Rahmelow: Zu den Anfängen des feuilletonistischen Stiles. (Untersuchungen an Heine). Schimkus, Hamburg 1936, S. 15.
- 1 2 Dietrich Schwanitz: Bildung. Alles, was man wissen muss. Eichborn Verlag, Frankfurt 1999, ISBN 3-8218-0818-7, S. 438.
- ↑ Hermann Hesse: Das Glasperlenspiel. Suhrkamp, Frankfurt am Main 1943, Kapitel „Das Zeitalter des Feuilletonismus“.
- ↑ Ethel Matala de Mazza: Der populäre Pakt. Verhandlungen der Moderne zwischen Operette und Feuilleton. Fischer, Frankfurt a. M. 2018, S. 103.
- 1 2 شاکری، عبدالرسول (۱۴۰۲). «از پیشارمان تا رمان: تأثیر فرمهای غیر رمان بر پیدایش رمان پاورقی فارسی در مطبوعات ایران از آغاز تا ۱۳۰۰ خورشیدی». مطالعات بینرشتهای ادبیات، هنر و علوم انسانی. ۳ (۱): ۶–۷. doi:10.22077/islah.2023.6194.1245.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 الهی، صدرالدین (۱۳۷۷). «درآمدی بر مقولۀ پاورقینویسی در ایران (۱)». ایرانشناسی. ۱۰ (۲): ۳۲۸.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 آژند، یعقوب. «حسینقلی مستعان». ادبیات داستانی (۵۲).
- 1 2 3 4 5 امیدی سرور، حمیدرضا (۴ تیر ۱۳۹۲). «ادبیات عامهپسند در گذر زمان/ مروری تند گذر». دریافتشده در ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 خوشنام، الهه (۳ آبان ۱۳۹۵). «پاورقی در ایران؛ از شهرزاد تا امروز». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ شاکری، عبدالرسول (۱۴۰۲). «بازتاب شرایط جنگ سرد در رمان پاورقی «من جاسوس شوروی در ایران بودم»». نقد و نظریه ادبی. ۳ (۱): ۴۱–۶۳. doi:10.22077/islah.2023.6194.1245.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)