پارانویا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
پارانویا
طبقه‌بندی و منابع بیرونی
تخصصروان‌پزشکی، روان‌شناسی، روان‌درمانی
آی‌سی‌دی-۱۰F20.0, F22.0, F22.8
آی‌سی‌دی-9-CM295.3, 297.1, 297.2
سمپD010259

بدگمانی،[۱] پارانویا (به انگلیسی: Paranoia) در تعریف عام آن، غریزه یا فرایندی از فکر است که تحت تأثیر اضطراب یا ترس به حالتی غیرمنطقی و وهم آلود در می‌آید.[۲] افراد پارانوئید معمولاً فکر می‌کنند که دیگران برای آزار و اذیت آن‌ها می‌کوشند یا فکر می‌کنند که دیگران به دنبال توطئه علیه آن‌ها هستند.[۳] پارانویا با فوبیا تفاوت دارد. افرادی که دچار فوبیا هستند ترس غیر منطقی دارند، اما به خاطر ترس و اضطرابشان دیگران را سرزنش نمی‌کنند.[۴] وارد کردن اتهامات غیرواقعی و عدم اعتماد معمولاً از دیگر نشانه‌های پارانویا است.[۵] به عنوان مثال، حادثه ای که اکثر مردم به عنوان یک حادثه یا تصادف تلقی می‌کنند، از منظر یک فرد پارانوئید ممکن است توطئه تصور شود.[۶]

دو شاخصه شناسایی توهمات پارانوئید (۱) آمادگی ذهنی پذیرش سست‌ترین شواهد در حمایت از باورهای غیرواقعی و (۲) عدم توانایی در تشخیص شواهد و ادله مستحکمی است که افکار پارانوید را رد می‌کند.[۲]

نشانگان روان گسیختگی پارانویا[ویرایش]

بعضی از نشانگان روان گسیختگی پارانویا:[۷]

  • به راحتی دلخور شدن
  • به دشواری به دیگران اعتماد کردن
  • با هر گونه انتقادی مقابله کردن
  • به خود ربط دادن اظهارات دیگران
  • همیشه در حالت تدافعی بودن
  • خصمانه و تهاجمی برخورد کردن و بیهوده بحث کردن
  • قادر به کوتاه آمدن نبودن و رئیس وار رفتار کردن
  • عدم توانایی در بخشیدن و فراموش کردن
  • تصور اینکه مردم پشت سرشان حرف می‌زنند
  • شکاکیت بیش از حد داشتن. به عنوان مثال، فکر می‌کنند که افراد دیگر دروغ می‌گویند یا طرح‌هایی برای تقلب کردن علیه آن‌ها دارند.
  • حس عدم اعتماد
  • مشکل برقرار کردن روابط عادی یا صمیمی
  • احساس آزار و شکنجه توسط دیگران
  • باور نظریه‌های توطئه و بی اساس
  • کژانگاری، مانند گمان به این که همکار شما می‌خواهد شما را مسموم یا صدای شما را ضبط کند.
  • دشواری‌های گفتاری

انواع پارانویا[ویرایش]

پارانویا گونه‌های مختلفی دارد که بعضی از گونه‌های آن را می‌توان برشمرد.

  • توهم خیانت
  • توهم خیانت جنسی
  • توهم خودبزرگ بینی Megalomania
  • توهم شکنجه
  • توهم جسمی somatic hypochondriasis delusions
  • توهم اورتومانیا

در روان گسیختگی پارانویا به نظر می‌رسد که شخص بیشتر گرفتار حالت‌های بد رفتاری یا اندیشه‌های بد مانند دشواری در اندیشیدن، تمرکز، یا توجه می‌باشد.

از منظر روانشناسی[ویرایش]

داده‌های ذهنی افرادی که دچار پارانویا هستند و افکارشان بر اساس توهم آزاربینی (persecutory delusions) و باورهای غلط شکل می‌گیرد این افراد را به سلسله ای از تصورات باطل سوق می‌دهد. آن‌ها تصور می‌کنند که مورد آزار و اذیت دیگران قرار می‌گیرند، تهدید می‌شوند، صدمه می‌بینند، تحت تعقیب قرار می‌گیرند، متهم می‌شوند، با آن‌ها بدرفتاری می‌شود، از آن‌ها سوءاستفاده می‌شود، با عصبانیت با آن‌ها برخورد می‌شود، بازی داده می‌شوند و فریب می‌خورند، افراد پارانوید تصور می‌کنند این اعمال به وسیلهٔ افراد خاص یا گروه‌های خاصی از افراد یا دشمنان فرضی انجام می‌شود (کلبی (۱۹۸۱)، ص ۵۱۸). سه مؤلفه شناخت پارانویا عبارتند از الف) سوءظن بی‌پایه و بر اساس این فرض که دیگران می‌خواهند از آن‌ها سوء استفاده کنند، به آن‌ها آسیب برسانند یا در پی فریب آن‌ها را هستند؛ ب) درگیری ذهنی توأم با شک و تردید نسبت به دوستان یا وابستگان و تردید نسبت به وفاداری یا صداقت آنها؛ ج) عدم اعتماد به دیگران به خاطر ترس بی‌پایه و تصور اینکه دیگران قصد دارند از اطلاعات خصوصی در مورد زندگی آن‌ها سوءاستفاده کنند (رابینز ۱۹۹۷، ص ۳).

دیدگاه امیل کریپلین، روانپزشک آلمانی، دربارهٔ پارانویا[ویرایش]

امیل کریپلین در تلاش اولیه خود برای دسته‌بندی بیماری‌های روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای شرح حالت روانی استفاده کرد که توهم، موضوع اصلی آن است اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماری‌های دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox)، که اصطلاح قدیمی بیماری شیزوفرنی است، در آن نباشد. پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). بر این اساس هنوز هم روانشناسان بر سر این موضوع به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول که عقیده دارند پارانویا قسمتی از یک بیماری روانی مانند بیماری اسکیزوفرنی است و گروه دوم که معتقدند پارانویا به خودی خود قسمتی از یک بیماری نیست و تنها در صورت استمرار تبدیل به بیماری مانند بیماری اختلال شخصیت پارانوئید Paranoid personality disorder می‌شود و در غیر این صورت اگر مستمر نباشد درمان آن آسان‌تر و امکان کنترل و بهبود آن بیشتر است. پارانویا زمانی تبدیل به توهم می‌شود که افکار و عقاید غیر منطقی در ذهن فرد ثابت شوند و هیچ چیز از جمله شواهد و ادله نتوانند فرد را متقاعد کند که آنچه که فکر می‌کند یا احساس می‌کند، درست نیست.[۸]

کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی این بیماری، نامی جهت تشخیص افکار توهمی به وجود آورد. بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این دسته می‌گنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شده‌است که یک شخصیت مهم سیاسی یا ادبی است، می‌تواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.

هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال هذیانی یا Delusional disorder جایگزین آن شده‌است اما جدیداً، از این لغت برای شرح حالتی به کار می‌رود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسیار آزار می‌بیند زیرا:

  1. این شخص تصور می‌کند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.
  2. شخص تصور می‌کند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.

مثالهایی از پارانویای بالینی[ویرایش]

به‌طور کلی و با استفاده بی‌قید و شرط از اصطلاح پارانویا، می‌توانیم بگوییم توهمات پارانویید می‌توانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور می‌کند تحت تعقیب است، مسموم شده‌است یا به عنوان مثال شخص متوهم فکر می‌کند که یک شخصیت مهم سیاسی، ادبی یا ورزشی دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز شناخته می‌شوند. توهمات معمول پارانویید شامل این باور است که شخص خود را مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی می‌داند، یا اینکه باور دارد مأموریتی ویژه داشته یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی توسط نیرویی خارجی کنترل می‌شود.

بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده‌اند. برای مثال استالین نمونه بارزی از شخص پارانویا بوده‌است. با اینکه استالین دائماً دچار توهم توظئه علیه خودش بود، این مورد می‌تواند سؤال خوبی را به وجود بیاورد. استالین، در واقع دشمنان زیاد داشت اما در عین حال دچار توهم توطئه هم بود و فکر می‌کرد اطرافیانش دائماً مشغول دسیسه چینی علیه او هستند. آیا صرف داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کفایت کند؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی گشته که به این لطیفه نیز منجر شده‌است: «اینکه تو پارانویا داری دلیل نمی‌شود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد.»

درمان پارانویا[ویرایش]

درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام می‌شود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت توانایی‌های اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانویید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و رفتارشان معمولاً خصمانه‌است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.

به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است. برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرین‌های آرامش بخش و روش‌های کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کم‌کم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد.

گوشه‌گیری[ویرایش]

بعضی از افراد پارانوید به شدت گوشه‌گیر هستند و بعضی دیگر نیاز دارند که دائماً در جمع باشند و از تنهایی نفرت دارند.

بروز پارانویا در فرهنگ عمومی[ویرایش]

در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روش‌های مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده‌است از جمله:[۹]

  • اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک مأموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت)
  • تئوری توطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملاً نامربوط، در واقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه‌آمیز هستند.
  • تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریست‌ها، بشقاب پرنده، سازمان‌های مخفی یا شیاطین
  • کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاه‌های پیشرفته
  • ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولاً برای مسموم کردن بشر ساخته شده‌اند (مانند قند مصنوعی و آب‌های معدنی)

پارانویا و روشنفکران[ویرایش]

زیگموند فروید (۱۹۳۹–۱۸۵۶) پدر روانکاوی، اختلال پارانویا (Paranoia) را خاص روشنفکران می‌داند و می‌گوید: «بیماران پارانویا که عموماً افراد مجرد و از زمره روشنفکران اند، از شک و بدگمانی خود رنج می‌برند، از دشمنان خیالی وحشت دارند و برای مبارزه با آنان، تلاش و وسایل بکر و بدیعی ابداع می‌کنند.»[۱۰] ناگفته پیداست این مفهوم فروید را نمی‌توان به تمام گروه روشنفکری تعمیم داد و از طرف دیگر نیز نمی‌توان مصادیق بارز رفتار پارانوئیدی را در کثیری از روشنفکران و سردمداران افکار بلند بشری نادیده گرفت. اینجاست که با صرف نظر از مفهوم «بیماری» که به نوعی اختلال روانی آن هم به تنها تعداد کمی از افراد جوامع اشاره دارد، می‌توان با تعدیل این مهم، آن را به تمامی افراد بشری تعمیم داد و آن را امر طبیعی دانست، چرا که سوءظن در حد کوچکی لازمه تعامل و تصمیم‌گیری درست است. ثانیاً پارانویا را جزء اجتناب ناپذیر اندیشه صاحبان افکار بلند و انتزاعی نگر به‌شمار آورد تا ضمن صحه گذاشتن بر این فرض فروید، منظور او را به درستی فهمید. از این رو با مراجعه به زندگی‌نامه روشنفکران و نفوذ در لایه‌های زیرین و پنهانی زندگی و افکار آنان، شاید به جرات بتوان گفت افرادی همچون گالیله، ژان ژاک روسو، نیچه، شوپنهاور، کافکا، همینگوی، تولستوی، فروید و… اگرچه از اختلال شخصیت پارانوئیدی به دور بوده‌اند لیکن اندیشه‌های پارانوئیدی داشته‌اند و آن را در گفته‌ها و نوشته‌های خود تصویر کرده‌اند.

شاید فروید به این دلیل پارانویا را دربارهٔ روشنفکران مطرح می‌کند که روشنفکران افرادی هستند که قدم به مناطق ممنوعه می‌گذارند، به مطلق تردید دارند، به مقدسات حمله‌ور می‌شوند، از تابوها عبور می‌کنند، علیه حکومت می‌شورند، جانب محرومان و رنجدیدگان را می‌گیرند و نه تنها از برخورداران قدرت و ثروت طرفداری نمی‌کنند، بلکه استبداد و دیکتاتوری را به چالش می‌خوانند که بازخورد این امر سبب شکل‌گیری «توهم توطئه» در آنان می‌شود و برای خنثی کردن توطئه‌های دشمن فرضی به واکنش‌های پارانوئیدی پناه می‌برند تا از این مجرا امنیت روانی خود را بازیابند.

گالیله در یک اقدام نمادین «کاپرا را به سرقت ادبی متهم می‌کند و تا محکوم کردن او به وسیله مقامات پادوا پیش می‌رود… در ونیز هجونامه یی بر ضد کاپرا منتشر می‌کند.»[۱۱] علاوه بر آن قاطعیت و اصرار او در راه ابراز عقایدش و واژگونی اصول فکری دانشمندان پیشین، سبب شد هم عصرانش «تکبر» و «جاه طلبی بیهوده» را نیروی محرک اعمال و نظرات او بدانند. ژان ژاک روسو که خود را دوستدار بشریت می‌دانست و انرژی فکری - روانی خود را صرف آزادی انسان از قید و بندهای طبیعی و ماوراء طبیعی کرد، با انتشار کتاب «امیل» به جرم فتنه جویی و اغتشاش‌گری علیه مذهب کاتولیک، کتابش را آتش زدند و خود او تا چندی متواری بود و به قول سیمون دوبووار: «روسو از هذیان تحت آزار و تعقیب بودن رنج می‌برد و در آخر از آن خسته شد و به خوف اینکه نقشه‌هایی بر ضد وی در کار است، پایان داد. او این کار را با تمجید از خود عملی ساخت که این نیز شکلی از اختلال دماغی است؛ ولی این وضع آرامش وی را فراهم آورد.»[۱۲] نیچه به محض اینکه معشوقش او را قال گذاشت، به جنون روی آورد و به زنان بدبین شد. علیه آنان مطلب نوشت و تا آخر عمر از آن‌ها واهمه داشت. شوپنهاور و مادرش علیه همدیگر نامه‌های توهین آمیز می‌نوشتند و همدیگر را به باد دشنام و ناسزا می‌گرفتند. کافکا یک روز صبح از خواب برخاست، احساس می‌کرد «محاکمه» خواهد شد و بایست در دادگاه حاضر شود. همینگوی «پس از معالجه‌های گوناگون برای افسردگی و پارانویا، بهترین تفنگ دولول شکاری انگلیسی خود را برداشت، دو فشنگ در آن گذاشت و جمجمه خویش را متلاشی ساخت.»[۱۳] تولستوی دچار هذیان عظمت شد و خود را «برادر بزرگ خداوند»[۱۴] برشمرد و حتی خود فروید از پارانویا در امان نبود. همانندسازی او با موسی که نشان از داعیه پیامبری او بود، این باور را در او ایجاد کرده بود که به سان موسی می‌تواند وعده دهنده «ارض موعود» باشد و بشریت را زیر سلطه فکری خود گرد آورد. این نگرش او از این شعارش در کتاب «تعبیر رؤیا» که «اگر نتوانم آسمان را مطیع سازم، جهنم را زیر و رو خواهم کرد.»[۱۵] به آسانی قابل درک است و آن هنگام که اوج مخالفت‌ها علیه او برپا شده بود در نامه یی به «فرنتسی» چنین نوشت: «امکان دارد بعد از آنکه این همه سرود تدفین بیهوده بر سر ما نواخته شده‌است، این بار ما واقعاً دفن شویم، این مسئله به میزان زیادی سرنوشت شخصی ما را تغییر خواهد داد ولی تغییری در سرنوشت دانش ما ایجاد نخواهد کرد، ما حقیقت را در تملک خود داریم.»[۱۶]

روشنفکر بسته به متدولوژی که دارد اغلب رگه یی از پارانویا جزء جدایی ناپذیر شخصیت و اندیشه او است چرا که او ارزشی بیش از حد برای خود قائل است، اعتقادات دیگران را به چالش می‌برد، گاهی مواقع قضاوتی خشک و یکجانبه دارد، به طرزی دیوانه وار از یک موضوع دفاع می‌کند یا به رد دیگری می‌پردازد و علاقه‌مند به تحلیل و تفسیر است. بیش از افراد عادی از حساسیت، زودرنجی، شکاکی، بدبینی و یک دندگی بهره‌مند است و چه بسا همین ویژگی‌ها و حالت‌های متفاوت است که موجب شکل‌گیری اندیشه‌های عمیق در او می‌شود.

بدین ترتیب شخصیت روشنفکر تا حدی به انقباض می‌گراید. چانه زن و اهل بگومگو می‌شود، وضع موجود را بهتر از آنچه هست، می‌خواهد، خود را یگانه و منحصربه‌فرد می‌داند، در برابر دنیای بیرون حالت دفاع به خود می‌گیرد و گاهی دوستان نزدیک خود را نیز در شمار دشمنان سرسخت قلمداد می‌کند.

روشنفکر بلندپرواز و خودبزرگ بین است. از این رو همواره یک گرایش ناهشیار به اصلاح گرایی و ایجاد رفرم دارد، ادعای عظمت و جاودانگی می‌کند، خود را دانای کل می‌داند که باید معلم اخلاق دیگران باشد، همیشه به دنبال نقص زدایی از کار دیگران است در حالی که نقایص خود از نظرش دور می‌ماند و خود را صاحب رسالت و مأموریت برای تحول و دگرگونی وضع موجود و نجات بشریت از چالش‌ها می‌داند.

خلاصه اینکه چون روشنفکر به‌طور فطری موجودی معترض است، اعتراض پایان ناپذیر او سبب می‌شود مدام در معرض بی‌مهری و تهدید باشد و به ویژه مورد هجوم و آزار حاکمان و صاحبان قدرت، ثروت و دانش قرار بگیرد. از این رو روشنفکر یا از حکومت وحشت دارد و از چوبه دار می‌هراسد یا از هم طبقه‌هایش و از اینکه در صدد تخریب و حذف او برآیند و از گردونه رقابت بیرونش کنند. شریعتی در سال‌های آخر عمر نوشت: «مرگ هر لحظه در کمین است. توطئه‌ها در میانم گرفته‌اند. من با مرگ زندگی کرد ه‌ام، با توطئه خو کرده‌ام… آنچه نگرانم کرده‌است ناتمام مردن نیست… ترسم از نفله شدن است…»[۱۷] و جلال آل احمد از «یک چاه و دوچاله» یی که احساس می‌کرد دوستان و رقبایش برای سقوط او کنده‌اند کتاب نوشت.

گاهی پارانویای روشنفکر فلسفی است. روشنفکر گمان آن دارد که توسط نیروهای نامرئی و ماوراء طبیعی معدوم شود و در قبضه انهدام خدایان قهار محو شود یا به سان «پرومته» در زنجیر خدایان گرفتار شده یا همچون سیزیف، به انجام کار بیهوده و بی امید گماشته شود.[۱۸]

پانویس[ویرایش]

  1. «بدگمانی» [روان‌شناسی] هم‌ارزِ «paranoia»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر ششم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۸۵-۶ (ذیل سرواژهٔ بدگمانی)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ https://www.britannica.com/science/paranoia
  3. https://www.livescience.com/3064-freak-paranoia-common.html
  4. Green, C. , Freeman, D. , Kuipers, E. , Bebbington, P. , Fowler, D. , Dunn, G. , & Garety, P. (2008). Measuring ideas of persecution and social reference: the Green et al. Paranoid Thought Scales (GPTS). Psychological Medicine, 38, 101 - 111.
  5. Kantor, Martin (2004). Understanding Paranoia: A Guide for Professionals, Families, and Sufferers. Westport: Praeger Press. ISBN 0-275-98152-5. Page 22
  6. https://emedicine.medscape.com/article/290955-differential
  7. https://www.betterhealth.vic.gov.au/health/conditionsandtreatments/paranoia
  8. http://www.mentalhealthamerica.net/conditions/paranoia-and-delusional-disorders
  9. نگاه به بیماران پارانویا، انگلیسی، انتشارات شیکاگو ۱۹۹۸، دکتر حمید رضا تهرانی
  10. فرویدیسم، اشاراتی به ادبیات و عرفان، امیرحسین آریان پور، ص ۲۸۴
  11. گالیله، مرکز بین‌المللی سنتز بخش تاریخ علم، ترجمه ناصر موفقیان، ص ۱۴
  12. کهنسالی، سیمون دوبووار، ترجمه دکتر محمدعلی طوسی، جلد ۲، ص ۷۶۵
  13. روشنفکران، پال جانسن، ترجمه جمشید شیرازی، ص ۳۱۸
  14. همان منبع، ص ۱۹۷
  15. رسالت زیگموند فروید، اریک فروم، ص ۹۱
  16. همان منبع، ص ۹۱۷
  17. مجموعه آثار (۱)، با مخاطب‌های آشنا، صص ۲۵۶ و ۲۵۷
  18. پارانویا و روشنفکران، سعید عبدالملکی، روزنامه اعتماد، شماره ۱۵۷۹، ۱۱/۱۰/۸۶، صفحه ۵ (اندیشه)

منابع[ویرایش]

  • [null بانک اطلاعات نشریات ایران، روزنامه اعتماد]

http://www.mayoclinic.com/health/paranoid-schizophrenia/DS00862

  • Colby, K. (1981). Modeling a paranoid mind. The Behavioral and Brain Sciences, 4, 515 - 560
  • Robins, R. , & Post, J. (1997). Political paranoia: The politics of hatred. New Haven, CT: Yale University Press
Paranoia
Other namesParanoid (adjective)
Pronunciation
SpecialtyPsychiatry, clinical psychology
SymptomsDistrust, False accusations

Paranoia is an instinct or thought process which is believed to be heavily influenced by anxiety or fear, often to the point of delusion and irrationality.[1] Paranoid thinking typically includes persecutory, or beliefs of conspiracy concerning a perceived threat towards oneself (e.g. the American colloquial phrase, "Everyone is out to get me"). Paranoia is distinct from phobias, which also involve irrational fear, but usually no blame. Making false accusations and the general distrust of other people also frequently accompany paranoia.[2] For example, an incident most people would view as an accident or coincidence, a paranoid person might believe was intentional. Paranoia is a central symptom of psychosis.[3]

Signs and symptoms

A common symptom of paranoia is the attribution bias. These individuals typically have a biased perception of reality, often exhibiting more hostile beliefs.[4] A paranoid person may view someone else's accidental behavior as though it is with intent or threatening.

An investigation of a non-clinical paranoid population found that feeling powerless and depressed, isolating oneself, and relinquishing activities are characteristics that could be associated with those exhibiting more frequent paranoia.[5] Some scientists have created different subtypes for the various symptoms of paranoia including erotic, persecutory, litigious, and exalted.[6]

Due to the suspicious and troublesome personality traits of paranoia, it is unlikely that someone with paranoia will thrive in interpersonal relationships. Most commonly paranoid individuals tend to be of a single status.[7] According to some research there is a hierarchy for paranoia. The least common types of paranoia at the very top of the hierarchy would be those involving more serious threats. Social anxiety is at the bottom of this hierarchy as the most frequently exhibited level of paranoia.[8]

Causes

Social and environmental

Social circumstances appear to be highly influential on paranoid beliefs. Based on data collected by means of a mental health survey distributed to residents of Ciudad Juárez, Chihuahua (in Mexico) and El Paso, Texas (in the United States), paranoid beliefs seem to be associated with feelings of powerlessness and victimization, enhanced by social situations. Potential causes of these effects included a sense of believing in external control, and mistrust which can be strengthened by lower socioeconomic status. Those living in a lower socioeconomic status may feel less in control of their own lives. In addition, this study explains that females have the tendency to believe in external control at a higher rate than males, potentially making females more susceptible to mistrust and the effects of socioeconomic status on paranoia.[9]

Emanuel Messinger reports that surveys have revealed that those exhibiting paranoia can evolve from parental relationships and untrustworthy environments. These environments could include being very disciplinary, stringent, and unstable. It was even noted that, "indulging and pampering (thereby impressing the child that he is something special and warrants special privileges)," can be contributing backgrounds.[10] Experiences likely to enhance or manifest the symptoms of paranoia include increased rates of disappointment, stress, and a hopeless state of mind.[11]

Discrimination has also been reported as a potential predictor of paranoid delusions. Such reports that paranoia seemed to appear more in older patients who had experienced higher levels of discrimination throughout their lives. In addition to this it has been noted that immigrants are quite susceptible to forms of psychosis. This could be due to the aforementioned effects of discriminatory events and humiliation.[12]

Psychological

Many more mood-based symptoms, grandiosity and guilt, may underlie functional paranoia.[13]

Colby (1981) defined paranoid cognition in terms of persecutory delusions and false beliefs whose propositional content clusters around ideas of being harassed, threatened, harmed, subjugated, persecuted, accused, mistreated, wronged, tormented, disparaged, vilified, and so on, by malevolent others, either specific individuals or groups (p. 518). Three components of paranoid cognition have been identified by Robins & Post: a) suspicions without enough basis that others are exploiting, harming, or deceiving them; b) preoccupation with unjustified doubts about the loyalty, or trustworthiness, of friends or associates; c) reluctance to confide in others because of unwarranted fear that the information will be used maliciously against them (1997, p. 3).

Paranoid cognition has been conceptualized by clinical psychology almost exclusively in terms of psychodynamic constructs and dispositional variables. From this point of view, paranoid cognition is a manifestation of an intra-psychic conflict or disturbance. For instance, Colby (1981) suggested that the biases of blaming others for one’s problems serve to alleviate the distress produced by the feeling of being humiliated, and helps to repudiate the belief that the self is to blame for such incompetence. This intra-psychic perspective emphasize that the cause of paranoid cognitions are inside the head of the people (social perceiver), and dismiss the fact that paranoid cognition may be related with the social context in which such cognitions are embedded. This point is extremely relevant because when origins of distrust and suspicion (two components of paranoid cognition) are studied many researchers have accentuated the importance of social interaction, particularly when social interaction has gone awry. Even more, a model of trust development pointed out that trust increases or decreases as a function of the cumulative history of interaction between two or more persons.[14]

Another relevant difference can be discerned among "pathological and non-pathological forms of trust and distrust". According to Deutsch, the main difference is that non-pathological forms are flexible and responsive to changing circumstances. Pathological forms reflect exaggerated perceptual biases and judgmental predispositions that can arise and perpetuate them, are reflexively caused errors similar to a self-fulfilling prophecy.

It has been suggested that a "hierarchy" of paranoia exists, extending from mild social evaluative concerns, through ideas of social reference, to persecutory beliefs concerning mild, moderate, and severe threats.[15]

Physical

A paranoid reaction may be caused from a decline in brain circulation as a result of high blood pressure or hardening of the arterial walls.[10]

Drug-induced paranoia, associated with amphetamines, methamphetamine and similar stimulants has much in common with schizophrenic paranoia; the relationship has been under investigation since 2012. Drug-induced paranoia has a better prognosis than schizophrenic paranoia once the drug has been removed.[16] For further information, see stimulant psychosis and substance-induced psychosis.

Based on data obtained by the Dutch NEMESIS project in 2005, there was an association between impaired hearing and the onset of symptoms of psychosis, which was based on a five-year follow up. Some older studies have actually declared that a state of paranoia can be produced in patients that were under a hypnotic state of deafness. This idea however generated much skepticism during its time.[17]

Diagnosis

In the DSM-IV-TR, paranoia is diagnosed in the form of:[18]

According to clinical psychologist P. J. McKenna, "As a noun, paranoia denotes a disorder which has been argued in and out of existence, and whose clinical features, course, boundaries, and virtually every other aspect of which is controversial. Employed as an adjective, paranoid has become attached to a diverse set of presentations, from paranoid schizophrenia, through paranoid depression, to paranoid personality—not to mention a motley collection of paranoid 'psychoses', 'reactions', and 'states'—and this is to restrict discussion to functional disorders. Even when abbreviated down to the prefix para-, the term crops up causing trouble as the contentious but stubbornly persistent concept of paraphrenia".[21]

At least 50% of the diagnosed cases of schizophrenia experience delusions of reference and delusions of persecution.[22][23] Paranoia perceptions and behavior may be part of many mental illnesses, such as depression and dementia, but they are more prevalent in three mental disorders: paranoid schizophrenia, delusional disorder (persecutory type), and paranoid personality disorder.

History

The word paranoia comes from the Greek παράνοια (paranoia), "madness",[24] and that from παρά (para), "beside, by"[25] and νόος (noos), "mind".[26] The term was used to describe a mental illness in which a delusional belief is the sole or most prominent feature. In this definition, the belief does not have to be persecutory to be classified as paranoid, so any number of delusional beliefs can be classified as paranoia.[27] For example, a person who has the sole delusional belief that they are an important religious figure would be classified by Kraepelin as having 'pure paranoia'.

According to Michael Phelan, Padraig Wright, and Julian Stern (2000),[28] paranoia and paraphrenia are debated entities that were detached from dementia praecox by Kraepelin, who explained paranoia as a continuous systematized delusion arising much later in life with no presence of either hallucinations or a deteriorating course, paraphrenia as an identical syndrome to paranoia but with hallucinations. Even at the present time, a delusion need not be suspicious or fearful to be classified as paranoid. A person might be diagnosed with paranoid schizophrenia without delusions of persecution, simply because their delusions refer mainly to themselves.

Relations to violence

It has generally been agreed upon that individuals with paranoid delusions will have the tendency to take action based on their beliefs.[29] More research is needed on the particular types of actions that are pursued based on paranoid delusions. Some researchers have made attempts to distinguish the different variations of actions brought on as a result of delusions. Wessely et al. (1993) did just this by studying individuals with delusions of which more than half had reportedly taken action or behaved as a result of these delusions. However, the overall actions were not of a violent nature in most of the informants. The authors note that other studies such as one by Taylor (1985), have shown that violent behaviors were more common in certain types of paranoid individuals, mainly those considered to be offensive such as prisoners.[30]

Other researchers have found associations between childhood abusive behaviors and the appearance of violent behaviors in psychotic individuals. This could be a result of their inability to cope with aggression as well as other people, especially when constantly attending to potential threats in their environment.[31] The attention to threat itself has been proposed as one of the major contributors of violent actions in paranoid people, although there has been much deliberation about this as well.[32] Other studies have shown that there may only be certain types of delusions that promote any violent behaviors, persecutory delusions seem to be one of these.[33]

Having resentful emotions towards others and the inability to understand what other people are feeling seem to have an association with violence in paranoid individuals. This was based on a study of paranoid schizophrenics' (one of the common mental disorders that exhibit paranoid symptoms) theories of mind capabilities in relation to empathy. The results of this study revealed specifically that although the violent patients were more successful at the higher level theory of mind tasks, they were not as able to interpret others' emotions or claims.[34]

Paranoid social cognition

Social psychological research has proposed a mild form of paranoid cognition, paranoid social cognition, that has its origins in social determinants more than intra-psychic conflict.[35][36][37][38][39] This perspective states that in milder forms, paranoid cognitions may be very common among normal individuals. For instance, it is not strange that people may exhibit in their daily life, self-centered thought such as they are being talked about, suspiciousness about other’ intentions, and assumptions of ill-will or hostility (i.e. people may feel as if everything is going against them). According to Kramer, (1998) these milder forms of paranoid cognition may be considered as an adaptive response to cope with or make sense of a disturbing and threatening social environment.

Paranoid cognition captures the idea that dysphoric self-consciousness may be related with the position that people occupy within a social system. This self-consciousness conduces to a hypervigilant and ruminative mode to process social information that finally will stimulate a variety of paranoid-like forms of social misperception and misjudgment.[40] This model identifies four components that are essential to understanding paranoid social cognition: situational antecedents, dysphoric self-consciousness, hypervigilance and rumination, and judgmental biases.

Situational antecedents

Perceived social distinctiveness, perceived evaluative scrutiny and uncertainty about the social standing.

  • Perceived social distinctiveness: According to the social identity theory,[41] people categorize themselves in terms of characteristics that made them unique or different from others under certain circumstances.[42][41] Gender, ethnicity, age, or experience may become extremely relevant to explain people’s behavior when these attributes make them unique in a social group. This distinctive attribute may have influence not only in how people are perceived, but may also affect the way they perceive themselves.
  • Perceived evaluative scrutiny: According to this model, dysphoric self-consciousness may increase when people feel under moderate or intensive evaluative social scrutiny such as when an asymmetric relationship is analyzed. For example, when asked about their relationships, doctoral students remembered events that they interpreted as significant to their degree of trust in their advisors when compared with their advisors. This suggests that students are more willing to pay more attention to their advisor than their advisor is motivated to pay attention to them. Also students spent more time ruminating about the behaviors, events, and their relationship in general.[citation needed]
  • Uncertainty about social standing: The knowledge about the social standing is another factor that may induce paranoid social cognition. Many researchers have argued that experiencing uncertainty about a social position in a social system constitutes an adverse psychological state, one which people are highly motivated to reduce.

Dysphoric self-consciousness

Refers to an aversive form of heightened 'public self-consciousness' characterized by the feelings that one is under intensive evaluation or scrutiny.[37][43] Becoming self-tormenting will increase the odds of interpreting others' behaviors in a self-referential way.

Hypervigilance and rumination

Self-consciousness was characterized as an aversive psychological state. According to this model, people experiencing self-consciousness will be highly motivated to reduce it, trying to make sense of what they are experiencing. These attempts promote hypervigilance and rumination in a circular relationship: more hypervigilance generates more rumination, whereupon more rumination generates more hypervigilance. Hypervigilance can be thought of as a way to appraise threatening social information, but in contrast to adaptive vigilance, hypervigilance will produce elevated levels of arousal, fear, anxiety, and threat perception.[44] Rumination is another possible response to threatening social information. Rumination can be related to the paranoid social cognition because it can increase negative thinking about negative events, and evoke a pessimistic explanatory style.

Judgmental biases

Three main judgmental consequences have been identified:[36]

  • The sinister attribution error: This bias captures the tendency that social perceivers have to overattribute lack of trustworthiness to others.
  • The overly personalistic construal of social interaction: Refers to the inclination that paranoid perceiver has to interpret others’ action in a disproportional self-referential way, increasing the belief that they are the target of others’ thoughts and actions. A special kind of bias in the biased punctuation of social interaction, which entail an overperception of causal linking among independent events.
  • The exaggerated perception of conspiracy: Refers to the disposition that the paranoid perceiver has to overattribute social coherence and coordination to others’ actions.

See also

References

  1. ^ World English Dictionary (Collins English Dictionary - Complete & Unabridged 10th Edition, 2009, William Collins Sons & Co. Ltd.) 3. informal sense: intense fear or suspicion, esp when unfounded
  2. ^ "Don't Freak Out: Paranoia Quite Common". Live Science. Associated Press. November 12, 2008. Retrieved September 16, 2018.
  3. ^ Green, C., Freeman, D., Kuipers, E., Bebbington, P., Fowler, D., Dunn, G., & Garety, P. (2008). Measuring ideas of persecution and social reference: the Green et al. Paranoid Thought Scales (GPTS). Psychological Medicine, 38, 101 - 111.
  4. ^ Bentall and Taylor (2006), p. 289
  5. ^ Freeman et al. (2005)
  6. ^ Deutsch and Fishman p. 1414-1415
  7. ^ Deutch and Fishman (1963), p.1416
  8. ^ Freeman et al. (2005), p.433
  9. ^ Mirowski and Ross (1983)
  10. ^ a b Deutsch and Fishman (1963), p. 1408
  11. ^ Deutsch and Fishman (1963), p. 1412
  12. ^ Bentall and Taylor (2006), p. 280
  13. ^ Lake, C. R. (2008-11-01). "Hypothesis: Grandiosity and Guilt Cause Paranoia; Paranoid Schizophrenia is a Psychotic Mood Disorder; a Review". Schizophrenia Bulletin. 34 (6): 1151–1162. doi:10.1093/schbul/sbm132. ISSN 0586-7614. PMC 2632512. PMID 18056109.
  14. ^ Deutsch, 1958
  15. ^ Freeman, D., Garety, P., Bebbington, P., Smith, B., Rollinson, R., Fowler, D., Kuipers, E., Ray, K., & Dunn, G. (2005). Psychological investigation of the structure of paranoia in a non-clinical population. British Journal of Psychiatry 186, 427 – 435.
  16. ^ Bramness, J. G; Gundersen, Øystein Hoel; Guterstam, J; Rognli, E. B; Konstenius, M; Løberg, E. M; Medhus, S; Tanum, L; Franck, J (2012). "Amphetamine-induced psychosis - a separate diagnostic entity or primary psychosis triggered in the vulnerable?". BMC Psychiatry. 12: 221. doi:10.1186/1471-244X-12-221. PMC 3554477. PMID 23216941.
  17. ^ Bentall and Taylor (2006), p.281
  18. ^ American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders
  19. ^ American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders p.690
  20. ^ American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders p.325
  21. ^ McKenna (1997), p.238
  22. ^ Sartorius, N., Jablensky, A., Korten, A., Ernberg, G., Anker, M., Cooper, JE., & Day, R. (1986). Early manifestations and first-contact incidence of schizophrenia in different cultures. Psychological Medicine, 16, 909 – 928.
  23. ^ Cutting, J. (1997). Principles of Psychopathology : Two Worlds–Two Minds–Two Hemispheres. Oxford University Press: Oxford.
  24. ^ παράνοια, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on perseus Digital Library
  25. ^ παρά, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on perseus Digital Library
  26. ^ νόος, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on perseus Digital Library
  27. ^ Dowbiggin, Ian (2000). "Delusional diagnosis? The history of paranoia as a disease concept in the modern era". History of Psychiatry. 11 (41): 037–69. doi:10.1177/0957154X0001104103. PMID 11624609.
  28. ^ Phelan, Wright, and Stern (2000)
  29. ^ Bental and Taylor (2006), p. 286
  30. ^ Wessely et al. (1993)
  31. ^ Bentall and Taylor(2006), p. 287
  32. ^ Bentall and Taylor (2006), p. 287-288
  33. ^ Bjorkly (2002)
  34. ^ Abu-Akel and Abushua’leh (2004)
  35. ^ Fenigstein, A., & Vanable, P. A. (1992). Paranoia and self-consciousness. Journal of Personality and Social Psychology, 62, 129 - 138.
  36. ^ a b Kramer, R. M. (1994). The sinister attribution error: Origins and consequences of collective paranoia. Motivation and Emotion, 18, 199 - 230.
  37. ^ a b Kramer, R. M. (1995a). In dubious battle: Heightened accountability, dysphoric cognition, and self-defeating bargaining behavior. In R. M. Kramer & D. M. Messick (Eds.), Negotiation in its social context (pp. 95 – 120). Thousand Oaks, CA: Sage.
  38. ^ Kramer, R. M. (1995b). Power, paranoia, and distrust in organizations: The distorted view from the top. Research on Negotiation in Organizations, 5, 119 - 154.
  39. ^ Zimbardo, P. G., Andersen, S. M., & Kabat, L. G. (1981). Induced hearing deficit generates experimental paranoia. Science, 212, 1529 - 1531.
  40. ^ Kramer, R. M. (1998). Revisiting the Bay of Pigs and Vietnam decisions twenty-five years later: How well has the group think hypothesis stood the test of time? Organizational Behavior and Human Decision Processes, 73, 236 - 271.
  41. ^ a b Turner, J. (1987). Rediscovering the social group: A self-categorization theory. Oxford: Basil Blackwell.
  42. ^ Cota, A. A., & Dion, K. L. (1986). Salience of gender and sex composition of ad-hoc groups: An experimental test of distinctiveness theory. Journal of Personality and Social Psychology, 50, 770 - 776.
  43. ^ Sutton, R. I., & Galunic, D. C. (1996). Consequences of public scrutiny for leaders and their organizations. In B. M. Staw & L. L. Cummings (Eds.), Research in organizational behavior (Vol. 18, pp. 201–250). Greenwich, CT: JAI.
  44. ^ Lazarus, R. S., & Folkman, S. (1984). Stress, appraisal, and coping. New York: Springer.

Sources

Further reading

  • American Psychiatric Association (1994). Diagnostic and statistical manual of mental health disorders (4th ed). Washington DC: Author.
  • Arnold, K. & Vakhrusheva, J. (2015). "Resist the negation reflex: Minimizing reactance in psychotherapy of delusions" (PDF). Psychosis. 8 (2): 1–10. doi:10.1080/17522439.2015.1095229.
  • Canneti, Elias (1962). Crowds and Power. Translated from the German by Carol Stewart. Gollancz, London. 1962.
  • Colby, K. (1981). Modeling a paranoid mind. The Behavioral and Brain Sciences, 4, 515 - 560.
  • Deutsch, M. (1958). Trust and suspicion. Journal of Conflict Resolution, 2, 265 - 279.
  • Deutsch, Albert(ed); Fishman, Helen(ed) (1963). "Paranoia". The encyclopedia of mental health, Vol IV. The Encyclopedia of Mental Health. IV. New York, NY, US: Franklin Watts. pp. 1407–1420. doi:10.1037/11547-024. Retrieved April 4, 2014.CS1 maint: extra text: authors list (link)
  • Farrell, John (2006). Paranoia and Modernity: Cervantes to Rousseau. Cornell University Press.
  • Freeman, D. & Garety, P. A. (2004). Paranoia: The Psychology of Persecutory Delusions. Hove: Psychology Press. ISBN 1-84169-522-X
  • Igmade (Stephan Trüby et al., eds.), 5 Codes: Architecture, Paranoia and Risk in Times of Terror, Birkhäuser 2006. ISBN 3-7643-7598-1
  • Kantor, Martin (2004). Understanding Paranoia: A Guide for Professionals, Families, and Sufferers. Westport: Praeger Press. ISBN 0-275-98152-5
  • Munro, A. (1999). Delusional disorder. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-58180-X
  • Mura, Andrea (2016). "National Finitude and the Paranoid Style of the One" (PDF). Contemporary Political Theory. 15: 58–79. doi:10.1057/cpt.2015.23.
  • Robins, R., & Post, J. (1997). Political paranoia: The politics of hatred. New Haven, CT: Yale University Press.
  • Sant, P. (2005). Delusional disorder. Punjab: Panjab University Chandigarh. ISBN 0-521-58180-X
  • Sims, A. (2002). Symptoms in the mind: An introduction to descriptive psychopathology (3rd edition). Edinburgh: Elsevier Science Ltd. ISBN 0-7020-2627-1
  • Siegel, Ronald K. (1994). Whispers: The Voices of Paranoia. New York: Crown. ISBN 978-0-684-80285-5.

External links

  • The dictionary definition of paranoia at Wiktionary
  • Media related to Paranoia at Wikimedia Commons
  • Quotations related to Paranoia at Wikiquote
Classification