پادشاه خاتون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پادشاه خاتون
Padishah Khatun - 1956 drawing.png
نقاشی از پادشاه خاتون
حکمران کرمان
سلطنت۱۲۹۲ - ۱۲۹۵
پیشینجلال‌الدین سیورغاتمیش
جانشینكُردوچین خاتون
زاده۱۲۵۶
کرمان
درگذشتهژوئن ۱۲۹۵ (۳۸−۳۹ ساله)
کوشک سار, ایلخانان
آرامگاه
همسر(ان)اباقا خان (۱۲۷۲-۱۲۸۲)
گیخاتو خان (۱۲۸۶-۱۲۹۵)
نام کامل
صفوةالدین پادشاه خاتون
پدرقطب‌الدین محمد
مادرقتلغ ترکان خاتون

پادشاه خاتون ملقب به صفوةالدین و مشهور به لاله خاتون (زاده ۶۴۵ ه.ق. / ۱۲۴۷ میلادی - مقتول ۶۹۴ ه.ق. / ۱۲۹۵ میلادی) نام شاعرهٔ ایرانی، هفتمین حکمران قراختاییان کرمان (۶۹۴–۶۹۱ ق / ۱۲۹۵–۱۲۹۲ م) بود.

وی دختر قطب الدین محمد کرمانی سومین حکمران از سلسلهٔ قراختائیان کرمان و قتلغ ترکان خاتون بود.

دلاورانه در راه جهانداری قدم نهاده و مدتی حکومت ولایت کرمان کرده به زیور کمالات آراسته و اهل کمال را رعایت می‌کرده. از او است:

بس غصه که از چشمهٔ نوش تو رسیدتا دست من امروز به دوش تو رسید
در گوش تو دانه‌های در می‌بینمآب چشمم مگر بگوش تو رسید

زندگی[ویرایش]

قطب‌الدین، لباس مردانه بر تن او مى‏ كرد و وى را سلطان حسن شاه مى‏ نامید. درباره علت این كار گفته شده كه چون پادشاهان مغول عادت داشتند دختران زیبا را از گوشه و كنار جمع نموده و به دربار خود مى‏ آوردند و پس از مدتی آنها را به امرا و غلامان خویش مى‏ بخشیدند، از اینرو پدرش اینکار را کرد تا از او محافظت کند.

بعد از مرگ ارغون خان، گیخاتو پادشاه شد و به ایران آمد و پادشاه‌ خاتون با اجازه همسرش حكومت كرمان را در دست گرفت تا انتقام مادرش را از برادرناتنی اش جلال‌الدین سیورغاتمیش بگیرد. پس از ورود به كرمان، برادرش را به زندان انداخت اما پس از مدتی زن برادرش، كردوچین و دخترش شاه عالم او را نجات دادند. سیورغاتمیش به عنوان عرض حال به دربار گیخاتو رفت ولى پادشاه خاتون مأمورانى در طلب وى فرستاد و او را به كرمان آوردند و سپس به فرمان پادشاه خاتون به قتل رسید (۶۹۲ ق). دو سال بعد گیخاتو درگذشت و بایدو، داماد سیورغاتمیش و همسر شاه عالم جانشین او شد. كردوچین براى گرفتن انتقام همسرش، حكومت كرمان را از دامادش گرفت. پادشاه خاتون با بزرگان شهر مشورت كرد. برخى نظر دادند كه وى و همراهانش راه خراسان پیش گرفته و به غازان خان پناه آورند ولى برخى دیگر او را به ماندن در كرمان و تحصن در قلعه توصیه كردند. چند روز بعد لشكر كردوچین به حومه‏ى كرمان رسید. چند روزى به جنگ و جدال گذشت ولى اكثر امرا و بزرگان به نزد كردوچین رفتند. كردوچین به شهر وارد شد. به دستور او پادشاه خاتون را با اهانت و خوارى از قلعه فرود آوردند. و زندانى كردند و اموال وى و امرا و اعیانى كه دستگیر شده بودند به غارت رفت. پس به اشاره كردوچین پادشاه خاتون را به قتل رساندند. او را در دهى به نام مسكین، در نزدیك كرمان دفن كردند. پس از آنكه سلطان مظفرالدین محمدشاه (برادرزاده پادشاه خاتون) به حكومت كرمان رسید دستور داد تا جنازه او را با تشریفات تمام به شهر آوردند و عزادارى رسمى برپا شد و در مدرسه مادرش تركان خاتون، گنبد سبز دفن كردند. (۶۹۴ ق) [۱]

ازدواج[ویرایش]

مدح زيبايی او به گوش آباقاخان فرزند هلاكو رسيد، اباقا خان از وی خواستگاری كرد. ازدواج با غيرمسلمان اگرچه مخالف قوانين اسلامی بود، ولي به جهت منافع ظاهري دولت پذيرفته و اوضاع شهر كرمان تثبيت گرديد، عروس‌ را با جهيزيه مفصل‌ به‌ دربار وی فرستاد. وجاهت‌ و كياست‌ پادشاه‌ خاتون‌، باعث شد كه‌ اباقا او را در جايگاه‌ مادر خود ييسونجين‌ خاتون‌ نشاند و اقامت‌ چندين‌ ساله او در اردوگاه به‌ عنوان‌ نديمه‌ و مأمور تزيين‌ چادر مادرشوهر، مقام‌ و شأن‌ خاصی به‌ وی داد، به‌ طوري‌ كه‌ پس‌ از فوت ييسونجين‌ (۶۷۰) اردوگاه او به‌ پادشاه‌ خاتون‌ واگذار گرديد، ۱۵ سال از ازدواج می‌گذشت که آباقاخان فوت کرد.

برادر ناتنی اش، جلال‌الدین سیورغاتمیش برای دور کردن وی از حکومت و سیاست، به‌رغم‌ مخالفت‌ شرع‌ با ازدواج‌ بيوه پدر با پسر، او را به عقد گیخاتوخان، پسر شوهرسابقش درآورد و او را راهی آناتولی کرد.

هنر[ویرایش]

پادشاه خاتون خطاطی ماهر و نويسنده‌ای صاحب‌سبک بود. در زمينه تذهيب و تزيين نيز مهارت داشت و بسياری از نسخه‌های قرآن كريم را تذهيب نمود. شاعری بسيار توانا و تخلصش نيز «لاله خاتون» بود. يك‌ قطعه‌ از اشعار او در سِمط‌ العُلی ثبت‌ گرديده‌ و با اندك‌ اختلاف در تذكره‌ها راه‌ يافته‌ است‌، مورخان‌ پادشاه‌ خاتون‌ را زنی خوب‌ صورت‌ و با لياقت‌ وصف‌ كرده‌اند كه‌ بارگاه‌ او محل‌ تجمع‌ اهل‌ فضل‌ و دانش‌ بوده‌ و اوقاتش‌ را در مجالس با عالمان‌ و شاعران‌ می‌گذرانیده‌ است‌. در موزه برلين يك سكه طلا و يك سكه نقره كمياب با عنوان گيخاتو پادشاه جهان خداوند عالم پادشاه خاتون وجود دارد.

يکی از شعرهای معروف او چنين است:

من آن زنم که همه کار من نکوکاری است/ به زيرمقنعه من بسی کله­داری است

درون پرده عصمت که تکیه‌گاه من است/ مسافران صبا را گذر به دشواری است

نه هر زني به دو گز مقنعه است کدبانو/ نه هر سری به کلاهی سزای سرداری است

به هر که مقنعه­ بخشم از سرم گويد/ چه جای مقنعه تاج هزار ديناری است

من آن شهم ز نژاد شهان الغ سلطان/ ز ما برند اگر در جهان جهان­داری است

منابع و پیوند به بیرون[ویرایش]

  • «پادشاه خاتون». دانشنامه جهان اسلام. اوت ۲۰۱۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  • فائزه توكلي (۲۱ ژوئن ۲۰۱۱). «صفوةالدین پادشاه خاتون». روزنامه شرق. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  • «پادشاه خاتون». راسخون. ۱۴ آوریل ۲۰۱۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  • آسيه آل احمد (۱۱ آوریل ۲۰۱۶). «پادشاه خاتون». نشريه الکترونيکي زنان. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  • صغری دودانگه (۳۰ مارس ۲۰۱۶). «پادشاه خاتون». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  • «پادشاه خاتون». رشد. ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۳ اوت ۲۰۲۱.
  1. «پادشاه خاتون». موسسه فرهنگی و هنری نور راسخون. دریافت‌شده در ۱۴ اوت ۲۰۲۱.