ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

گزیدن مقاله‌های خوب

Symbol star2.svg

این‌جا جایی است برای گزیدن مقاله‌های خوب — مقاله‌هایی که باکیفیت هستند ولی نه در حد مقاله‌های برگزیده. برای اطلاعات بیشتر معیارهای مقالهٔ خوب را ببینید. هدف در اینجا نه فقط انتخاب مقاله‌های خوب، بلکه بررسی و مشخص کردنِ نقاط ضعف و قوت مقاله است که می‌تواند جهت تکمیل مقاله بعدها به کار گرفته شود.

برای بررسی نظرخواهی‌های پیشین به بایگانی مراجعه کنید.

مقاله‌های خوب:

نامزدکردن مقاله

  1. مطمئن شوید مقاله، همهٔ معیارهای یک مقالهٔ خوب را دارد.
  2. پیش از نامزدکردن، کاربر باید با کاربرانی که مشارکت عمده داشته‌اند هماهنگ کرده باشد و نام شخص یا اشخاصی که در خوبیدگی مقاله مشارکت عمده داشته‌اند، هنگام نامزدی ذکر شود.
  3. الگوی {{پیشنهاد خوبیدگی}} (اگر مقاله پیشتر هم نامزد شده بود، {{پیشنهاد خوبیدگی|صفحه=نام مقاله ۲}}) را در صفحهٔ بحث مقاله قرار دهید و آن را ذخیره کنید سپس آنچه الگو می‌گوید را انجام دهید. اگر مشکلی پیش آمد در بحث وپ:گمخ پیغام بگذارید.
  4. پس از ایجادکردن صفحهٔ نظرخواهی، کد {{ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب/نام مقاله}} را کپی کنید و این صفحه را ویرایش کنید و کد یادشده را در ابتدای فهرست قرار دهید. به جای نام مقاله نام مقالهٔ موردنظرتان را بنویسید.
  5. نام مقاله را در وپ:ربب وارد کنید تا منابع برخط (آنلاین) آن بایگانی شوند.
  6. نام مقاله را در الگو:گزینش مقاله‌های خوب و برگزیده وارد کنید.

شرکت در نظرخواهی

  • برای شرکت در نظرخواهی کنونی روی پیوند «ویرایش» کنار هر عنوان کلیک کنید. لطفاً نزاکت و فرهنگ شهروندی را رعایت کنید. از نظرات سازندهٔ کاربران استقبال می‌شود.
  • اگر فقط می‌خواهید نظرتان را بگویید، بنویسید *'''نظر''' و در ادامه‌اش نظرتان را ذکر کنید.
  • اگر موافقید، بنویسید *'''موافق''' و در ادامه‌اش دلیل موافقت را ذکر کنید. دقت کنید که اینجا رأی‌گیری نیست. از دید جمع‌بندی‌کننده نظراتی که مقاله را نقد کرده باشند باارزش‌ترند تا رأی‌های خالی.
  • اگر مخالفید، بنویسید *'''مخالف''' و در ادامه‌اش دلیل مخالفت را ذکر کنید. نظرهای مخالف بدون ذکرکردن دلیل هنگام جمع‌بندی خط‌زده خواهند شد. اگر نظرتان عوض شد، نظر پیشین را حذف نکنید؛ خط بزنید (به صورت <s>... </s>).
  • نامزدکننده پس از رفع هر مورد خواسته‌شده باید پایین آن نظر ذکر کند که رفع شده‌است. نظرات را دستکاری و یا تکه‌تکه نکنید. پس از رفع ایرادهای کاربر مخالف یا نظردهنده، اگر کاربر دوباره به صفحهٔ نظرخواهی سر نزد، از وی بخواهید تا بیاید و اگر خواست، در رأیش تجدیدنظر کند.
  • استفاده از الگوهای گرافیکی مانند {{شد}} توصیه نمی‌شود، چون از سرعت بالاآمدن صفحه می‌کاهد.
  • صفحه‌های نظرخواهی‌ها را بخش‌بندی نکنید. اگر نیاز شد، متن را پررنگ کنید.

جمع‌بندی نظرخواهی

نظرخواهی پس از حداقل یک هفته از آغاز نظرخواهی و حداقل ۳ روز پس از درج آخرین نظر، جمع‌بندی می‌شود و نظر جمع اعمال می‌شود: یا به عنوان مقاله‌ای خوب انتخاب می‌شود و یا مقاله‌ای عادی باقی می‌ماند. گاه ممکن است نظرخواهی موقتاً به حالت تعلیق دربیاید. کاربران آشناتر با این پروژه و معیارها که نامشان حداقل در یک مقاله از مقاله‌های برگزیده ویکی‌پدیای فارسی به عنوان مشارکت‌کنندهٔ برگزیده ثبت شده باشد می‌توانند جمع‌بندی کنند. کار جمع‌بندی‌کننده مشخص‌کردن این است که میان نامزدکننده و نظردهندگان اجماع برای انتخاب مقاله به عنوان مقالهٔ خوب حاصل شده‌است یا نه. نکاتی که برای جمع‌بندی در نظر گرفته می‌شوند در ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب/جمع‌بندی بحث درج شده‌است.

گزینش محتواهای خوب و برگزیده
گزینش

: سربازی در ایران • فردوسی • جمال عبدالناصر • شبکه ملی اطلاعات • استخوان رکابی • کاهو

: خلافت علی بن ابی‌طالب  • بیهوشی  • توکوگاوا ایه‌یاسو  • همسایه‌ها  • تیم ملی فوتبال زنان آلمان

بازبینی

:

: اریس • فرورتیش

کاهو[ویرایش]

کاهو (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Nargess.n (بحث) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۰۶ (UTC)

  • سلام، لطفاً بر اساس وپ:دستور خط و ویکی‌پدیا:نظرخواهی/استفاده از نیم‌فاصله در نام‌های عبارتی/نظرخواهی‌های موردی فاصله‌های مجازی را رعایت کنید. من چند نمونه را اصلاح کرده‌ام. Wikimostafa (بحث) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۱۷ (UTC)
  • با تشکر از زحمات بانو نرگس، موارد زیر را برای تکمیل و بهبود مقاله توصیه می‌کنم:
    در بخش طبقه‌بندی و ریشه کلمه، با توجه به این که زبان این دانشنامه فارسی است، نیازی به توضیح دربارهٔ ریشهٔ نام انگلیسی وجود ندارد. ترجیحاً اگر توانستید، دربارهٔ ریشهٔ نام فارسی مطلبی بیفزایید.
    منظور از «این مناطق» در جملهٔ «کار در این مناطق به این صورت هم‌چنان تا به امروز ادامه دارد.» در بخش تشریح چیست؟
    از فعل‌های مصدر گشتن به جای شدن استفاده نکنید. (مثلاً در «تنوع موقعیت‌ها سبب تنوع در نوع کاهو می‌گشت.») هم‌چنین تبدیل «می‌باشد» به «است» توصیه می‌شود.
    عنوان جدول بخش مواد مغذی و سلامتی ترجمه نشده‌است.
    آیا منظور از مسائل در «زمانی نیز تصور می‌شد که در ازبین بردن مسائل مربوط به کبد مفید می‌باشد» در بخش افسانه‌ها و …، بیماری‌ها است؟
    در همان بخش، بهتر است مطالبی از طب سنتی اسلامی (یا ایران) را هم اضافه کنید. همچنین در بخش مصرف آشپزخانه‌ای (که به نظرم مصرف خوراکی یا مصرف غذایی عنوان بهتری برای آن است) کلی دربارهٔ تاریخ استفاده در روم گفته شده، ولی دربارهٔ مصرف در ایران (و کشورهای پارسی‌زبان به طور کلی) مطلبی نیامده‌است.
ممنون. مهدی صفار ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۸ (ایران) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۳۸ (UTC)
@Nargess.n: جهت اطلاع. مهدی صفار ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۰ (ایران) ‏۱۶ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۱۰ (UTC)

جنابان@Mahdy Saffar، Wikimostafa: از هر دو شما عزیزان به خاطر بررسی و نقد نوشتار سپاسگزارم:

  • در بخش طبقه‌بندی و ریشه کلمه، توضیح دربارهٔ ریشهٔ نام انگلیسی را پاک کردم. اگر منبعی پیداکنم، در مورد ریشه نام فارسی خواهم نوشت.
  • منظور از این مناطق (these areas)، را به این حوزه‌ها تغییر دادم که منظور حوزه‌هایی است که در مورد کاهو پژوهش می‌شود.
  • عنوان «بخش مواد مغذی و سلامتی» را ترجمه کردم.
  • جملهٔ «زمانی نیز تصور می‌شد که در ازبین بردن مسائل مربوط به کبد مفید می‌باشد» کلاً حذف کردم چون در ویکی انگلیسی نبود و منبع آن هم برایم نامشخص بود.
  • مصرف آشپزخانه‌ای را به عنوان پیشنهادی شما «مصرف خوراکی» تغییر دادم.
  • تعدادی از افعال و فاصله‌های مجازی را تصحیح کردم، در حال خواندن متن و تصحیح بقیه هستم. Nargess.n (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۳۰ (UTC)
  • برای منبع دهی به شیوه شیکاگو عمل کنید؛ بخش پانویس را اضافه کنید. همسایه‌ها را ببینید به عنوان مقاله‌ای که تازه خوب شده. Wikimostafa (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۵۴ (UTC)
    درود. جناب @Wikimostafa:منبع دهی فعلی مگر مشکلی دارد؟ در ضمن من روش کار را درست نمی‌دانم. لطفاً اول به من یاد بدهید روش شیکاگو چیست و سپس درخواست «منبع دهی به شیوه شیکاگو» را داشته باشید. سپاس فراوان. Nargess.n (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۴۱ (UTC)
@Nargess.n: چشم، برای راهنمایی فکر کنم توضیحات ویکی‌پدیا:شیوه ارجاع به منابع کمکتان کند (این درواقع مرحلهٔ «استانداردسازی منابع» از پیشاخوبیدگی است). بیشتر مقالات خوب و برگزیده دارای بخش پانویس/یادداشت پیش از بخش منابع هستند اما الان تعدادی از مقاله‌های خوب را بررسی کردم و مواردی به چشمم خورد که منبع‌دهی‌شان متفاوت است (پس شاید حق با شما باشد و این کار ضروری نباشد). @Mahdy Saffar: نظر شما چیست؟ Wikimostafa (بحث) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۴۵ (UTC)
@Wikimostafa: موافقم که {{پانویس}} در بخش پانویس قرار گیرد و منابع (شامل کتاب‌ها) به بخش منابع برده شوند.
@Nargess.n: منظور مصطفی این است که منابعی مانند پانویس‌های ۶، ۸ و ۹ به هیچ جا نمی‌روند! یعنی هیچ توضیحی در هیچ جا درباره‌شان داده نشده. کاری که من پیشنهاد می‌کنم انجام دهید این است که این‌ها را به صورت پانویس کوتاه (با {{پک}}) بسازید و در منابع، عنوان کامل کتاب را بیفزایید. مهدی صفار ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۷ (ایران) ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۴۷ (UTC)
جناب Wikimostafa ممکن است خواهش کنم بررسی بفرمایید آیا روش افزودن بخش پانویس در صفحه درست است یا نه؟ Nargess.n (بحث) ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۵۷ (UTC)
خیلی خوب؛ بیزحمت منابع را به پانویس‌ها مرتبط کنید (مثلاً با کلیک روی پانویس ۶ برویم روی منبع متناظر با آن؛ برای نمونه زمین‌لرزه قائن (۱۳۷۶) را ببینید). اگر بلافاصله قصد برگزیده کردن مقاله را دارید این نکات به کارتان خواهد آمد ولی در این مرحله ضروری نیست. Wikimostafa (بحث) ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۳۱ (UTC)
@Wikimostafa، Nargess.n: اتصال پانویس‌ها به منابع را انجام دادم. مهدی صفار ۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۱ (ایران) ‏۲۱ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۵۱ (UTC)

جناب@Mahdy Saffar:کمک بزرگی کردید. بابت درست کردن منابع از شما سپاس بیکران دارم. Nargess.n (بحث) ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۲۰ (UTC)

دوستان عزیز @Wikimostafa، Mahdy Saffar:، اگر ممکن است خواهش می‌کنم (این منابع [۱]،[۲]،[۳])را بررسی کرده و بفرمایید معتبر هستند یا خیر؟ سپاس فراوان. Nargess.n (بحث) ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۲۰ (UTC)

هر سه نامعتبرند. (در مورد فردانیوز) اگر منابع معتبرتری پیدا کنید که به کاهو در طب سنتی (اسلامی) پرداخته باشند و در حد یکی‌دوجمله در بخش «افسانه‌ها و روایات مذهبی و دارویی» اضافه کنید بد نیست. Wikimostafa (بحث) ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۲۸ (UTC)
نرگس، ترجیح آن است که از ژورنال‌های دانشگاهی استفاده کنید اما اگر مطلبی یافت نمی‌شود (که بعید می‌دانم) و قصد دارید از منابع خبری بهره بگیرید، معمولاً مجله‌های تخصصی‌تر باکیفیت‌تر و معتبرترند مثلاً هفته‌نامهٔ سلامت. مثلاً من این را یافتم. شما هم کمی بیشتر بگردید، بیینید مطلب درخوری پیدا می‌شود یا نه. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۹ (UTC)

دوستان عزیز @Wikimostafa، Mahdy Saffar، 4nn1l2:، متاسفانه من نتوانستم منبع معتبری برای نوشتن مطلبی در مورد کاربرد کاهو در ایران قدیم و یا طب سنتی پیدا کنم. چه لزومی هست که در این مورد مطلبی بنویسیم؟ اگر طب سنتی مؤثر و مفید بود اصلاً طب مدرن بوجود نمی‌آمد. لطفاً نگاهی هم به [۴] بیاندازید. خواندنش خالی از لطف نیست. Nargess.n (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۳۵ (UTC)

موقعیت مضحک دراماتیکی رقم خورده:)
آوردنش لزوم که ندارد (دستکم در این مرحله) اما دقت کنید که اگر چیز دندانگیری می‌یافتید در بخش «افسانه‌ها و روایات مذهبی و دارویی» می‌آمد و طبعاً مطلبی که ذیل چنین بخشی بیاید تکلیفش به لحاظ اعتبار علمی معلوم است. Wikimostafa (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۲۲ (UTC)
@Wikimostafa: کتاب‌های کهن اسلامی مانند الحاوی و قانون در این زمینه معتبر شمرده می‌شوند؟ در هر دو مطالبی درباره خواص کاهو هست. مهدی صفار ۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۴ (ایران) ‏۲۹ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۳۴ (UTC)
معتبرند اما منبع اولیه محسوب می‌شوند؛ به نظرم تنها می‌توان نقل‌قول مستقیم از آن‌ها کرد تا تحقیق دست اول نکرده باشیم. شاید استفاده‌ از باکس‌های گفتاورد جالب باشد برای این منظور. Wikimostafa (بحث) ‏۲۹ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۴۶ (UTC)
@Mahdy Saffar: محتوای این کتاب ها ربطی به اسلام ندارد و کتاب اسلامی محسوب نمی شود. این آثار بشدت متاثر از تجربه اقوام پیشین و بویژه طب جالینوس است. احتمالا می تواند در پژوهش های معاصر درباره خواص آنها طبق طب سنتی منابع ثانویه ای را بیابید که بر اساس مزاج ها آنها را تحلیل کرده باشد.--سید (بحث) ‏۵ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۳۶ (UTC)
  • دوستان عزیز،لطفاً کمی فرصت بدهید تا کتابها را تهیه کنم. سپاس فراوان.Nargess.n (بحث) ‏۵ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۹:۵۴ (UTC)
  • دوستان عزیز، من مدتی مجبورم به مرخصی بروم، لطفاً این بحث را جمع‌بندی نفرمایید،پس از بازگشت آن را کامل خواهم کرد.سپاس فراوان.Nargess.n (بحث) ‏۶ دسامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۱۵ (UTC)

استخوان رکابی[ویرایش]

استخوان رکابی (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Behzad39 (بحث • مشارکت‌ها) ‏۲۰ اکتبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۱۷ (UTC)


لطفاً منبع شمارهٔ ۵ را بررسی کنید. آیا اوکی است؟ ‏4nn1l2 (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۴۵ (UTC)

@4nn1l2:سلام بر شما، کم کم داشتم ناامید می‌شدم، زیاد در رشته آنوتومی وارد نیستم اما مقاله انگلیسی را بررسی کردم و مقداری در اینترنت جستجو کردم. منبع شماره ۵ اصلاح شد و واژگان هم صحیح است.--Behzad39 (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۲۴ (UTC)
  • موافق البته منوط بر اینکه، سه منبع دیگر که در ویکی انگلیسی است نیز در این مقاله استفاده شود.--Reza Amper (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۱۷ (UTC)

شبکه ملی اطلاعات[ویرایش]

شبکه ملی اطلاعات (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه نامزدکننده: این مقاله با مشارکت چندساله Rajabi.abolghasem توسعه یافته است و به نظرم می تواند به خوبیدگی برسد. با طرح آن در اینجا امیدوارم زودتر مقاله تکمیل شود. با توجه به تخصصی بودن موضوع، امیدوارم کاربران متخصص در این زمینه نظیر @Huji، Yamaha5، Dalba: ما را یاری کنند. چند اشکال در توسعه مقاله باقی مانده است و مشارکت دیگر کاربران می تواند در تصمیم گیری در خصوص آنها ما را یاری کند.--سید (بحث) ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۴:۵۰ (UTC)

تذکر این مقاله مربوط به مباحث فنی و اظهارنظرهای سیاسی و اجتماعی مربوط به شبکه ملی اطلاعات (شبکه ملی اینترنت/اینترنت ملی) است. در خصوص اینترنت در ایران و فیلترینگ اینترنت در ایران به طور خاص مقالات مستقلی وجود دارد.--سید (بحث) ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۵:۳۸ (UTC)

نظر حجت[ویرایش]

به نظر من مقاله هنوز تا خوب شدن فاصلهٔ زیادی دارد. چند مورد که در بررسی اولیه به ذهنم رسیده را این زیر فهرست می‌کنم. اما باید بررسی عمیق‌تری کرد چون مشکلات محدود به موارد زیر نیست:

  • سلام. دم شما گرم که علی رغم مشغله فراوان بسرعت دست به کار نقد مقاله شدید. من هم فکر می کنم مقاله جای کار زیادی دارد. اما با توجهب ه پیچیدگی موضوع، نیاز دیدم به اینجا بیاورم تا با همفکری تعداد بیشتری از دوستان متخصص کار را به پیش ببریم.--سید (بحث) ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۵۳ (UTC)
  1. بخش‌بندی مقاله بیش از حد «تاریخ‌محور» است. یعنی عمدهٔ متن مقاله که بخش «تاریخچه» و «اظهار نظرها» باشد، به صورت تقویمی (دولت نهم، دولت دهم، ...) بخش‌بندی شده. بخش‌بندی بهتر، بخش‌بندی محتوایی است. مثلاً یک بخش برای «فناوری‌های به کار رفته در شبکهٔ ملی اطلاعات» لازم است، یک بخش راجع به «رابطهٔ شبکهٔ ملی اطلاعات با فیلترینگ» لازم است، و قص علی هذا. بعضی از بخش‌ها موجود (مثل بخش ویژگی‌های فنی) را می‌توان به زیر بخش‌های مناسب شکست.
    1. علتش این است که با ما یک پدیده تاریخی طرفیم. یعنی یک طرحی در یک سیر تاریخی شکل گرفته است. این طور نبوده که از اول یک تعریف فنی شسته و رفته وجود داشته باشد. بلکه حتی نام آن نیز چند بار عوض شده است. ضمن آنکه حتی مباحث فنی تابع شرایط سیاسی بوده است. البته یک بخش به موضوعات محتوایی اختصاص یافته است، که اگر اطلاعات بیشتری به دست بیاورم حتما آن را با مشورت با شما بخش بندی موضوعی می کنم. یعنی ما می توانیم هم یک بخش محتوایی با بخش بندی محتوایی طبق آخرین وضعیت شبکه ملی اطلاعات داشته باشیم و یک بخش تاریخی درباره سرگذشت آن.
      1. متوجهم. اما خیلی موضوعات دیگر هم (مثلاً منظومه شمسی یا ایدز) کلی سیر تاریخی دارند اما فقط قسمتی کوچک و معقول از مقاله راجع به سیر تاریخی آن‌هاست و بیشتر مقاله راجع به توضیح ماهوی آن‌هاست. مقالهٔ مورد بحث ما اما بیشتر شبیه یک تاریخ‌نگاری است و کمتر شبیه یک مقالهٔ دانشنامه.
        اگر به اندازهٔ یک مقالهٔ خوب مطلب داشتیم، می‌شد قسمت خوبی از آنچه الان در مقاله است را به یک مقالهٔ دیگر برد به اسم تاریخچه شبکه ملی اطلاعات در ایران و در این مقاله هم با آن پیوند داد. اما در شرایط فعلی منتقل کردن بحث‌های تاریخ‌نگاری به یک مقالهٔ دیگر، مقاله جاری را بسیار کوتاه می‌کند. هدف ما باید آن باشد که مقاله‌ای که پس از چنین «تفکیکی» باقی می‌ماند، خودش یک مقالهٔ خوب باشد.
        1. @Huji: خب این قیاس درست نیست. شبکه ملی اطلاعات بیشتر شبیه بانک است نه ایدز . یعنی موضوع هیچ استقلالی از جامعه ندارد و با جامعه متعین می شود. این طور نیست که یک چیز مشخصی در دنیا به اسم شبکه ملی اطلاعات وجود داشته باشد و ما آن را کشف کنیم، بلکه آن را می سازیم. یعنی ماهیت پدیده جدای از تاریخیت آن نیست. در واقع، هم اینترنت و هم شبکه ملی اطلاعات یک سیستم اجتماعی تکنیکی است و ابعاد ایدئولوژیک آشکاری نظیر Net neutrality دارد که تابع شرایط سیاسی اجتماعی و رویکرد دولت هاست. البته من با تفکیک مطالب در یک مقاله مستقل ، مشروط بر اینکه اطلاعات کافی داشته باشیم مخالفتی ندارم. اما فعلا دستمان از باب اطلاعات به شدت تنگ است.
  2. قسمت خوبی از مقاله راجع به اظهارنظرها است. این به نظر من خوب نیست. اظهار نظرها، منابع کم اعتباری هستند. در این موضوع خاص هم این قدر اظهارنظرها متناقض بوده که اعتبارش را بیش از پیش کم کند. به نظر من وزن آن بخش باید به شدت کم شود و به جایش آن بخشی از اظهارنظرها که برایشان منابع دیگری (به جز نقل قول و اظهار نظر) موجود است گسترش یابد. — حجت/بحث ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۲ (UTC)
    1. من کاملا موافقم. اما، خب بخش عمده مطالب مندرج در رسانه ها همین اظهارنظرهای غیرفنی است. من می ترسم اگر حذفش کنیم دوستان دیگر بگویند چرا به رابطه این شبکه با مثلا آزادی بیان نپرداخته اید. یا انتقادات سیاسی پیرامون آن را طرح نکرده اید. اما اگر سایر افراد هم موافق باشند، من حتی با حذف کامل این بخش هم مشکلی ندارم.
      1. حذف کامل راه حل نیست. راه حل آن است که وزن کلی بخش کم بشود و تمرکز شود بر اظهارنظر‌هایی که به طور گسترده در منابع مختلف (ایرانی و غیر ایرانی) مورد پوشش بوده‌اند، یا مدتی طولانی (ماه‌ها) مورد پوشش بوده‌اند. — حجت/بحث ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۲ (UTC)
        1. مشکلی نیست. دقیق تر بفرمایید انجام می دهم.
  3. قسمت ویژگی‌های فنی عمدتاً کلی‌گویی است. جملاتی مثل «شبکه ملی اطلاعات به عنوان زیرساخت اصلی ارتباطی و اطلاعاتی داخل کشور است» یا «پیش بینی شده است که قابلیت ارائه سرویس بر حسب نیاز متقاضی وجود داشته باشد» ارزش دانشنامه‌ای ندارند چون عینی نیستند. مثلاً مشخص نمی‌کنند که زیرساخت‌های ارتباط کشور کدامند که بینشان این یکی «اصلی» باشد، یا آیا همین الان هم اصلی است یا صرفاً انتظار می‌رود وقتی شبکه کاملاً به بهره‌برداری رسید اصلی بشود، یا مشخص نمی‌کنند این پیش‌بینی به چه شکل انجام شده و معیارهای عددی برایش ارائه نمی‌کنند و .... مقصر البته نویسندگان این مقاله نیستند؛ اطلاعاتی که در منابع هست هم عمدتاً کلی‌گویی است. اما به نظر من باید مقاله از این‌ها زدوده شود و فقط چیزهایی که برایش شواهد عینی و سندهای معتبر وجود دارند ذکر شوند. اهداف آیندهٔ شبکه، دورنمایی که برای آن در نظر است، و سیاست‌های مرتبط و انتظاراتی که در غالب سیاست مطرح شده‌اند همگی باید به یک بخش مجزا برده شوند و کوتاه‌تر توضیح داده شوند.
    1. بشدت پیگیر یافتن منابعی هستم که اطلاعات دقیق تری بدهد. متاسفانه هنوز اطلاعات فنی و دقیق از آخرین وضعیت شبکه که در دولت فعلی حادث شده، به طور رسمی و علنی منتشر نشده است و اطلاعات موجود یا مربوط به دولت های قبل است و قدری با وضعیت کنونی متفاوت است یا محرمانه یا مورد اختلاف. اما پیگیر هستم که چنین اطلاعاتی از منابع رسمی تولید و منتشر شود، تا بتوانیم مقاله را تکمیل کنیم.
      1. متوجهم. و تردید دارم که تا زمانی که منابع دقیق وجود داشته باشند، بتوان مقاله را «خوب» کرد. اما می‌شود بهترش کرد. — حجت/بحث ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۲ (UTC)
  4. مقایسه‌ای که با دیگر کشورها شده خیلی کوتاه است و به جز آن بحث NII بقیه‌اش به هر کشور در حد یک سطر یا کمتر، بدون ارائهٔ جزئیات اشاره کرده‌است. ظاهراً چین در این زمینه پیشرفت‌های زیادی داشته در نتیجه بخش مقایسه با چین باید گسترش قابل توجه یابد و بخش‌های مربوط به کشورهای دیگر هم باید بسط داده شوند.
    1. بله حتما اضافه خواهد شد. در ویکی انگلیسی چند مورد دیگر هم هست مثلا برای شبکه ملی پهن باند استرالیا[۵] و یا طرح پهن باند ملی ایالات متحده [۶]. به نظرم جناب @Rajabi.abolghasem: بهتر از من از عهده این کار بر می آیند.

در کل قسمت زیادی از مقاله باید حذف شود (اگر چه منبع دارد اما نامرتبط است). این که چقدر بودجه در کدام سال برای چه بخشی اختصاص یافت، یا کدام شرکت‌ها کدام بخش پروژه را در چه سالی بر عهده گرفتند، ارزش خبری دارد نه ارزش دانشنامه‌ای. مقاله بی‌خودی طولانی شده‌است و نیاز به تلخیص دارد. — حجت/بحث ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۱:۳۹ (UTC)

  • من اصلا موافق نیستم. چون این یک پروژه صرفا فنی نیست و ابعاد سیاسی و اجتماعی فراوانی دارد. یک کاربر که به مقاله مراجعه می کند می خواهد بداند که شبکه ملی اطلاعات دقیقا برای وی چه دستاورد روشنی دارد. اطلاعاتی از قبیل «تفکیک ترافیک داخلی و خارجی با اعمال تعرفه ترجیحی» برای وی هیچ مفهومی ندارد. بلکه باید به طور روشنی گفته شود که الان چه اتفاقی افتاده است یعنی اپراتورهای ارتباطی و اینترنتی مشخصی اقدام به موجب فلان تفاهم نامه و بهمان مصوبه، هزینه ترافیک حجمی داخلی برای استفاده های مشخصی را نصف کرده اند. به نظر من، این چیزی است که برای بیش از 90 درصد کاربرها ارزش اطلاعاتی دارد. »

باز هم تشکر از حجت عزیز و با امید به مشارکت دیگر کاربران گرامی.--سید (بحث) ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۵۳ (UTC)

برخی را بالاتر لابه‌لا جواب دادم. در مورد آخری هم باید منظورم را روشن کنم: من هم موافقم که این پروژه ابعاد سیاسی و اجتماعی دارد. اما مقاله الان عملاً فقط دارد به آن ابعاد می‌پردازد و پوشش فنی خیلی کمی دارد. به علاوه پوشش ابعاد سیاسی و اجتماعی‌اش با اطناب انجام شده. برای همین عرض کردم که می‌شود کوتاهش کرد و فقط به چیزهایی اشاره کرد که واقعاً برای خواننده ارزش اطلاعاتی دارد.
یک راه دیگر گفتنش این است: مقاله را بخوانید و با خود فکر کنید یک خواننده ده سال بعد واقعاً کدام بخش‌ها برایش مهم خواهد بود. مثلاً این که اول بار کی و توسط چه کسی این پروژه مطرح شد، برای آیندگان هم مهم است و باید بماند. اما این که در خرداد کدام سال، چند میلیارد دیگر به کدام شرکت دادند که پروژه جلوتر برود، خیلی مهم نیست (چیزی که مهم است کل هزینه‌ها تا امروز است با توضیح این که چقدرش کجا خرج شد، نه جزئیاتش بر حسب سال). — حجت/بحث ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۳۲ (UTC)
  • بله نقص اطلاعات فنی مشکل جدی مقاله است و علت آن هم عدم انتشار اطلاعات است. عرض کردم در تلاشم تا مشکل را از اساس حل کنم. اگر فقط با بخش بودجه ها مخالف هستید می توانم حذفش کنم. البته اینکه دقیقا چقدر در کجا هزینه شده است را بسیار سخت می توان فهمید. --سید (بحث) ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۴۶ (UTC)

جمال عبدالناصر[ویرایش]

جمال عبدالناصر (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Reza Amper (بحث • مشارکت‌ها) ‏۹ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC) من مقاله این شخصیت تأثیر گذار عرب را تکمیل کردم امیدوارم که مورد عنایت کاربران قرار گیرد. --Reza Amper (بحث) ‏۹ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۶ (UTC)

بسیار عالی است. دو سه مورد را لحاظ بفرمایید.
  1. بخشی برای ناصریسم یا ناصرگرایی اختصاص دهید.
  2. بخش نقد را توسعه دهید.
  3. چند مورد کوچک هست که نیاز به افزودن منبع دارد.
  4. آیا کیفیت منابع را بررسی کرده‌اید؟
  5. آیا از انطباق متن با منبع مطمئن هستید؟ البته به نظرم می‌توان از این موضوع در گمخ صرفنظر کرد.

فکر می‌کنم بتواند به خوبیدگی برسد. --سید (بحث) ‏۱۳ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۰۶ (UTC)

محک

با سلام خدمت کاربر محترم... مدت‌ها بود دنبال چنین مقالات جامعی در باب تاریخ عرب می‌گشتم. لیکن امیدوارم مقاله به خوبیدگی (که لایقش است) برسد.

مهمترین و اساسی‌ترین مشکل مقاله مذکور شیوه انشایی، املایی و مشکلاتی است که ترجمه موجب می‌شود. به نظر من حتماِ حتماً باید مقاله را از ابتدا بخوانید و مشکلات املایی و انشایی را حل کنید. چنانچه تمام انواع و اقسام خطاهای انشای فارسی را در آن یافتم. از عربی نوشتن اسامی خاصی چون نابیلون و سوریا گرفته تا با ص نوشتن مسیر یا جا انداختن حرف ن در کنونی :)))

مشکل اساسی دیگر مقاله در بخش بیوگرافی شخصیت بود که کمی بی‌طرفی را نقض می‌کند زیرا طوری تمام اتفاقات تاریخ اخیر را بیان کردید که انگار همه کارها به صورت مستقیم توسط عبدالناصر انجام شده و او عالم کل و معصوم از نادانی است! متن حتی در جایی به اوج طرفدارانه شدن می‌رسد که می‌گوید: «صدای تشویق ناصر در آسمان مصر و جهان عرب پیچید!» شاید دلیل این شیوه نوشتار را بایستی در منابعتان جست که در آن صورت نیازمند منابع مخالف و بی‌طرف خواهید بود.

نوشتار نکات مثبت بسیاری هم دارد که بسیط بودن آن و شامل بودنش بر تمام زوایای شخصیت و ایضاً ویکی‌سازی زیبا و پر رنگ و لعاب از آنهاست؛ لیکن جای بسی کار دارد. --محک ‏۱۴ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۵۳ (UTC)

@محک: من در اول کار از اینکه این مقاله را ترجمه کنم به دلیل مشکلات انشا و غیره صرفه‌نظر کرده بودم اما دوستی به من وعده داد که این خطاها را برطرف خواهد کرد اما وی نیز مشکلاتی برایشان پیش آمد و حضور کم‌رنگی دارند. اشکالات شما وارد است من اصلاح خواهم کرد و نیز مقاله را بی‌طرف خواهم کرد البته ناصر تا قبل از اینکه به رأس قدرت برسد اشکالی از وی نگرفته‌اند و در دنیای امروز نیز از کسی که در رأس قدرت نیست انتقاد نمی‌شود. جمال عبدالناصر همان‌طور که در مقاله هم آمده است تمامی رسانه‌های مخالف را پلمپ می‌کرد و رادیو تلوزیون از کارهای وی تعریف می‌‌کردند و آن زمان ماهواره و انترنت هم نبود. شما فرض کنید که چنین شخصی الآن در ایران باشد مثلا روحانی تمامی رسانه‌های غربی و داخلی از وی تمجید کنند و هیچ مخالفی نداشته باشد چگونه در ایران مطرح می‌شود در ذهن نمی‌گنجد. همان‌طور که در بالا نیز ذکر کردم هنوز ناصر به رأس قدرت نرسیده بود که مورد انتقاد قرار گیرد و «صدای تشویق ناصر در آسمان مصر و جهان عرب پیچید . بدین ترتیب نتیجه ترور بر عکس شد و به ابزاری در دست ناصر تبدیل شد» امری طبیعی است. متن انگلیسی‌اش: The crowd roared in approval and Arab audiences were electrified. The assassination attempt backfired, quickly playing into Nasser's hands.

باتشکر--Reza Amper (بحث) ‏۱۴ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۰۷ (UTC)

@Reza Amper: سلام دوباره؛ متاسفانه متوجه پاسختان در اعلاناتم نشدم... لطف کنید و س از رفع اشکالات املایی-انشایی، مرا خبر کنید چون علاقمندم دوباره آن را از نو بخوانم. لذا در مورد انتقادات به وی مطمئن نیستم که حرفتان کاملاً صحیح باشد؛ دو بحث در حرف شما مطرح می‌شود: یکی وجود داشتن یا نداشتن انتقادات علیه وی پیش از رسیدن به حکومت و دومی بی‌طرفی نویسی در مقاله.
در مورد اول باید عرض کنم که من در حال حاضر توانایی تحقیق من باب ادعای شما را ندارم ولیکن کمی اغراق‌گونه به نظر می‌رسد که هیچ نقدی بر او نشده باشد. مگر می‌شود یک عملیات تروریستی نافرجام با تلفات غیرنظامی انجام داد و نقد نشد؟! (در اشاره به قضیه نقل شده ترور حسین سری عامر) یا اصلاً چرا نقدی بر تفکرات (و نه اعمال) جمال در مقاله نیست؟ مثلاً انتقادات احتمالی مخالفان سیاسی و ایدئولوگ او (امثال اخوان یا همین ج.ا.ا خودمون و...) لذا من می‌گویم اگر بگردیم، لابد نقدهای بهتری پیدا می‌شود.
در باب دومین مسئله هم باید عرض کنم که منظور بنده از آوردن آن جمله نمونه این بوده‌است که مقاله بی‌طرفانه است. باز هم برای مثال لطفاً وپ:دیدگاه_بی‌طرف#توضیحی در خصوص دیدگاه بی‌طرف و قسمت شق‌القمر را بنگرید؛ آیا صدای تشویق ناصر در آسمان جهان عرب پیچید!؟ آیا افرادی که آن موقع در بالون و هواپیما بودند، این صدا را می‌شنیدند؟! آیا صدا در لایه استراتوسفر هم بوده؟ من می‌گویم یقیناً اینطور نبوده و این جمله صرفاٌ احساسی-حماسی است و نه علمی. چنین جملاتی یا نباید در ویکی‌پدیا نوشته شوند، یا باید به صورت نقل‌قول مستقیم از نویسنده متن/منبع بیایند... امثال این جمله باز هم در متن هست ولی خفیف‌تر... --محک ‏۱۷ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۵۴ (UTC)

@Reza Amper: اگر اشکالات را رفع کردید خبر دهید تا مجدد بررسی کنم.--سید (بحث) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۴۹ (UTC)

@Sa.vakilian: من تا دو هفته دیگه تکمیلش می کنم و چند منبع جامانده را به جایش میزارم. Reza Amper (بحث) ‏۵ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۳:۵۹ (UTC)

فردوسی ۲[ویرایش]

فردوسی (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: کامران آزاد (بحث • مشارکت‌ها) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۳۱ (UTC)

آفرین بر روان فردوسی آن همایون نهاد فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد او خداوند بود و ما بنده

منسوب به انوری

درود بر همهٔ سروران ارجمند و دوستان گرانقدر، نوشتار حکیم بزرگ، فردوسی، برای آغاز بررسی خوبیدگی به پیشگاه سروران پیشکش می‌شود. پیش از هر چیز، رسم ادب باید به جا آورد و از @مهرنگار: عزیز سپاسگزاری کرد که انگیزه بخشیدند تا دوباره ویرایش و به ویژه ویرایش این نوشتار و نوشتار شاهنامه را از سر گیریم. هم‌چنین بسیار سپاسگزارم از دوستان گرانمایه جناب @Kouhi: که با ریزبینی این نوشتار را دنبال می‌کنند و هم‌چنین جناب @Mpj7: که شور و مهر ایشان انگیزه‌ای بزرگ بود و این عزیزان از آغاز تا همیشه یاریگر بوده و هستند. و سرانجام سپاس فراوان از دوست بزرگوار دانشنامه جناب @Hamid Hassani: که به لطف و یاری ایشان و زحمت ایشان برای دسترسی بنده به دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، نوشتار پربارتر شد. جای به‌آفرید ارجمند و نوژن گرامی و دیگرانی که نیستند سبز...

از همه سروران که یاد نیک‌شان رفت و آنان که بنده ناخواسته از یادشان فراموش کرده‌ام خواهشمندم تا نوشتار را بار دیگر بخوانند و هر آنچه که در راستای پرمایه‌تر شدن آن می‌دانند بفرمایند تا انجام شود. باید این نکته را گفت که نوشتار هم‌چنان در حال پربارتر و پیراسته‌تر شدن است. بنده پیشتر برخی موارد کلی و جزئی را در بحث نوشتار زیر عنوان ویرایش برای خوبیدگی عرض کرده‌ام که برخی در حال انجام و چندی نیازمند لطف و نظر دوستان است. از مهم‌ترین موارد، دیباچهٔ سست است که نیاز به بازنویسی بنیادین دارد. بخش‌بندی و ساختار نوشتار هم رای و نظر دوستان را می‌طلبد. موارد دیگری هم هست که همه در آن بخش یادشده نوشته شده‌اند. خواهشمندم دوستان بررسی و نظر خود را بفرمایند تا ویرایش‌های باقی‌مانده با شتاب بیشتری انجام گیرد. با مهر و سپاس فراوان |کامران آزاد| ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۱ (ایران) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۳۱ (UTC)

@کامران آزاد: با تشکر از شما. مقاله ای قوی است که ان شاء الله خوبیده خواهد شد. البته چند اصلاح نیاز دارد:

  • برخی جاهای متن قدری ستایشگرایانه است و باید القاب و اوصاف اضافی حذف شود.
  • برخی کلمات زیادی سره است و راستش من نمی فهمم. «بن‌مایه‌های تازه‌تر» احتمالا به جای «منابع تازه تر»! اصلاحش کردم تا بتوانم مقاله را بفهمم.
  • به مقالات مرتبط لینک نشده است.
  • مقاله آن قدر مفصل است که شرم دارم بگویم بخشی بر آن بیفزایید. البته اگر خواستید برای برگزیدگی بیاورید بخش هایی مثل منبع شناسی و زمینه تاریخی را بیفزایید.

در بخش درباره منابع از سکوت دویست ساله منابع درباره فردوسی سخن رفته است، اما در جای دیگر به منابعی نظیر اسدی طوسی اشاره شده است، که مربوط به این دوره می شود. به نظرم متن دچار تناقض است.

من می توانم برخی مشکلات نگارشی فوق را رفع کنم.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)

@Sa.vakilian: تناقض دارد. چون نظامی عروضی تنها ۹۰ سال پس از مرگ فردوسی از طوس و از مزار فردوسی دیدن کرده و قدیمی‌ترین سرگذشت فردوسی را در چهار مقاله نوشته. -- کوهی (گفتگو) ‏۱ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۳۹ (UTC)
نمی‌دانم اساتید از کجا این تناقض را برداشت کرده‌اند؟! متن به صراحت چنین می‌گوید:
تا دو سده پس از فردوسی، در کتاب‌های تاریخ و بزرگان ادب که به دستور فرمانروایان و بزرگان زمانه و همساز با پسند دیوانیان و اهل مدرسه گردآوری می‌شده‌است، نامی از فردوسی نیست، و از همین رو در کتاب‌هایی چون تاریخ یمینی، زین‌الاخبار، تاریخ بیهقی، یتیمةالدهر و انساب سمعانی نامی و نشانه‌ای از بزرگ‌ترین شاعر آن روزگار و رویدادهای زندگی او نیست.
جدا از سکوت آگاهانه که تا دویست سال پس از مرگ فردوسی دربارهٔ او برجای بوده‌است و به سبب آن بسیاری از نویسندگان و سرایندگان نامی از فردوسی یا شاهنامه سخنی نیاورده‌اند، در سرزمین‌های دورتر از بغداد که خلافت عباسی بر آنها چیرگی کمتری داشت، از شبه‌قاره هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، نویسندگان و شاعرانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند. برای نمونه مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه گرد آورد و نظامی عروضی در میانه‌های سدهٔ ششم هـ ق. نخستین زندگی‌نامه از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در نزدیکی سال ۶۲۰ هـ ق. نیز بخشی از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی برگردانده‌شد.
کجای این متن سکوت مطلق را نشان می‌دهد؟! گفته نشده که در این دو قرن سکوتی تمام و مطلق دربارهٔ فردوسی حاکم بوده. پورپیراری که با ماجرا برخورد نمی‌کنیم — که اتفاقاً این چند روز هم درگیرش بودید. — اگر هر سکوتی در تاریخ به معنای مطلق می‌بود که دیگر تاریخی نباید نوشته می‌شد. مرحوم زرینکوب هم در دو قرن سکوتش، مدعی سکوت مطلق نبوده که اگر چنین می‌بود، پس آن اطلاعات را از کجا آورده تا بعد تازه بتواند کتاب هم راجع به آن بنویسد؟! این‌گونه خواندن نوشتار، احساس روزنامه‌ای خواندن را دست می‌دهد که برای کسانی که ناظر گمب و گمخ هستند شایسته نیست و اعتبار نقدشان را زیر سؤال می‌برد و آن را غیرمنصفانه می‌کند. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
@Sa.vakilian: سپاس فراوان از نیک‌بینی شما سید بزرگوار!
  • البته تا جای ممکن تلاش کردم تا لقبی در نوشتار نباشد. اما درست می‌گویید، گاهی لحن نوشتار ستایش‌گرانه است که باید بازبینی شود، به ویژه در بخش اندیشهٔ فردوسی.
  • تلاش کرده‌ام سره نشود و تا جایی پیش روم که مفهوم برای خوانندهٔ امروزی خدشه‌دار نگردد. با این همه هرچه شما و دوستان بفرمایید.
  • جستارهای وابسته افزوده می‌شود.
  • حتماً چنین خواهد شد.
  • مایهٔ خوشحالی‌ست چنانچه زحمت موارد نگارشی را بکشید.
  • راستی موارد زیر عنوان ویرایش برای خوبیدگی در بحث نوشتار را مطالعه فرمودید؟ برای آن موارد چه می‌اندیشید؟ با مهر |کامران آزاد| ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ (ایران) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۸ (UTC)
  • کامران جان، به نظرم کمی شتاب فرمودید. اگر اندکی صبر می‌کردید، من داشتم یک طرح جامع آماده می‌کردم که نوشتار را می‌توانست به خوبی بهبود دهد. به هر روی من یکسری از مشکلات را می‌نویسم، تا ببینیم نوشتار چه‌اندازه پیشرفت می‌کند و آیا به سطح خوب می‌رسد؟

به طور کلی نظرم دربارهٔ نوشتار این است که بخش‌های آغازینش خوب نوشته شده، اما هر چه به جلو می‌رویم مطالب غیردانشنامه‌ای‌تر می‌شوند. به طور کلی مقاله همچون مقاله خیام پر از مطلب است، اما در واقع اگر بخش‌های ستایشی و جزئیات نالازم و مطالب بی‌ربط را کنار بگذاریم، چیزی از نوشتار باقی نمی‌ماند. همچنین گسترده منابع مقاله خیلی محدود است. دربارهٔ فردوسی ده‌ها کتاب و مقاله چاپ شده. من می‌خواهم بدانم که این کتاب‌ها چگونه انتخاب شدند؟ اگر گفتار آقای حسنی را درست فهمیده باشم که نزدیک به ۱۵۰۰ کتاب دربارهٔ فردوسی و شاهنامه چاپ شده، حتی اگر برای نوشتن این مقاله بخواهیم ۱۰۰ کتاب مختلف را هم استفاده کنیم، باز مشخص نیست از آن ۱۰۰ کتاب، بتوانیم برآیند محتوای این ۱۵۰۰ کتاب را در این مقاله خلاصه کنیم. سختی برگزیده کردن این مقاله در همین است. این مقاله اگر بخواهیم استانداردش را در نظر بگیریم، نسخه خوبش باید در حد و اندازه مقاله علی (درود خدا بر او باد) باشد. این مقاله مثلاً مثل مقاله دقیقی نیست که منابعش کم باشند و آدم مجبور باشد مثل آرایشگری که دنبال مو بر روی یک کله کچل می‌گردد، دنبال منبع بگردد که. از این رو به نظرم بهترین کار این است که از منابع دست سوم مثل دانشنامه‌ها الگوگیری و استفاده شود و پایه کار روی آنها گذاشته شود، چون این دسته از منابع به طور کلی نشان می‌دهند در دنیا چه خبر است و چه خبر نیست و برآیند نظر پژوهشگران روی چیست، و در جای‌های مورد نیاز به کتاب‌های جزئی رجوع شود. این مقاله در جای‌های مختلف یکسری ادعاهای عجیب و گلچین‌شده از کتاب‌ها آورده و در بعضی جای‌ها چیزی بیشتر از یکسری اطلاعات درهم و برهم نیست. یک مقاله دانشنامه‌ای باید تنها مطالب بیایند که مورد پذیرش گسترده قرار دارند. به هر روی برویم سراغ یکسری نکته که در نگاه اول به ذهن من رسید.

  • در لید نوشته شده هجونامه از فردوسی نیست، در حالی که در ایرانیکا به صراحت آن را از فردوسی دانسته. تا جایی که من می‌دانم اجماع پژوهشگران این نیست که هجونامه از فردوسی نیست یا اصلاً وجود نداشته و جعلی است.
کاش شما نگاهی به آن یادداشت ۱ می‌انداختید و آن را می‌خواندید. و کاش بخش هجونامه را هم مطالعه می‌کردید. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • به طور کلی لید مقاله را به خوبی خلاصه نمی‌کند و بیشتر به نظرم تعریف و تمجید است. بهتر است مطالبی بیشتر از زندگی فردوسی، درگذشت و آرامگاه او، مذهب او، تاثیرگذاری‌های او، و بزرگداشت او در لید گنجانده شود.
کاش شما مطلبی را که دربارهٔ لید خیلی پیش از اینها و پیش از خوبیدگی به همراه موارد دیگر در بخش ویرایش برای خوبیدگی بحث نوشتار مطرح شده‌بود، می‌خواندید و پیش از اینها، آنجا پاسخ می‌دادید، نه اکنون. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • بعضی جای‌ها از واژه‌های فارسی به شکلی نادلپذیر استفاده شده. مثلاً «شمار سال» بهتر است «سن» شود، یا مثلاً «خاک‌جای» که من نمی‌دانم چیست.
جای شکرش باقی‌ست که من سره‌نویسی نکرده‌ام که اگر چنین بود هیچ زیرنویسی هم نمی‌توانست جوابگو باشد. شمار سال را ویرایش کردم، اما خاک‌جای را فعلاً دست نزده‌ام تا دیگر دوستان هم نظر خود را بگویند. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • در بخش «پرورش و بالندگی» توضیحاتی که درباره واژهٔ دهقان آمده دقیق و مناسب نیستند. اینجا نباید مفهوم اینکه دهقان در خود شاهنامه به چه معنی آمده را ذکر کرد، ربطی ندارد. تنها گفته شود که «دهقان‌ها طبقه‌ای از خرده‌زمین‌داران در دوران پیش از اسلام و اوایل اسلامی بودند که بیشتر برای حفظ مال و منال خود به اسلام گرویده و به همین دلیل به رسوم و سنن نیاکانی خود عشق می‌روزیده و در پاسداری از آنان کوشش می‌کردند» (ایرانیکا).
دقیق که هستند، اما اینکه مناسب نیستند و اضافه هستند بحث دیگری‌ست. ویرایش خواهدشد. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • پاراگراف بعدی دربارهٔ توس می‌تواند خلاصه شود و فقط بخش‌هاییش که یکراست با فردوسی مرتبط است نگه داشته شود.
این توضیحات برای ترسیم فضای توس در آن روزگار آورده‌شده. اگر نیاز نیست ویرایش می‌شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • «جنبش نوزایش» نامی مناسب نیست و بیشتر برای رنسانس اروپا جا افتاده.
فکر می کنم مقصود دوره اوج گیری فرهنگی است که با جنبش شعوبیه آغاز می شود و تا حدود دوره ملکشاه طول می کشد. این دوره ای شناخته شده است اما عنوان نوزایش برایش نامناسب است.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۵۶ (UTC)
منظور همان است که سید گفت. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • پاراگرف آخر همین بخش دربارهٔ اوضاع خراسان می‌تواند بسیار خلاصه شود و فقط آن بخشی که در رابطه با فردوسی است نگه داشته شود.
ویرایش می‌شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • «می‌توان پنداشت که آوازهٔ پادشاهان سامانی در شعردوستی و علاقه آن‌ها به داستان‌های باستانی این امید را به فردوسی داده‌بود که پس از پایان کار، کتاب خود را به پادشاه شایسته‌ای از آن خاندان پیشکش نماید.» به نظرم حذف شود. چون یک پنداشت خیالی و حدس و گمان است و هیچ پایه‌ای ندارد. در دانشنامه باید مطالبی نوشته شود که بر اساس پایه‌های تاریخی آورده می‌شوند. هزارجور ازین پندارها و حدس‌ها هست که می‌توان با یک کتاب کامل آنها را پر کرد.
ویرایش می‌شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • جمع‌بندی کلی من برای بخش «سرایش شاهنامه» این است که بیشتر به خود شاهنامه پرداخته و کمتر به فردوسی. در حالی که موضوع اصلی این مقاله شخص فردوسی است.
می‌پذیرم که بخش محدودی می‌تواند حذف شود. اما اینکه بیشتر به خود شاهنامه پرداخته و کمتر به فردوسی کمی عجیب است. بخش، دربارهٔ سرایش شاهنامه است که موارد لازم در این‌باره آورده شده‌است. اگر موارد خاصی مدنظرتان است، لطفاً به صورت جزئی — و نه کلی‌گویی — بفرمایید. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • در بخش «پشتیبانان فردوسی» همان پاراگرف اول دربارهٔ پشتیبانی نصر بن احمد به نظرم جای بحث دارد و شاید درست نباشد و در خود شاهنامه هم اشاره نشده.
بررسی بیشتر انجام می‌شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • در این بخش تلاش زیادی شده که نشان دهد میمندی پشتیبان فردوسی نبوده، اما اشاره‌ای نشده که اسفراینی از پشتیبانان بزرگ فردوسی در دربار سلطان مجمود بود.
اینها کمی بی‌انصافی‌ست. به‌گمانم مطلب را دقیق نخوانده‌اید. اتفاقاً بنا به ایرانیکا و دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی — که شما ارادت ویژه به آنها دارید — این بخش نوشته شده‌است. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • پاراگراف آخر بخش مذهب فردوسی تحت تاثیر شدید نوشتهٔ نلدکه قرار دارد که این برای یک مقالهٔ خوب عیب است، به نظر بهتر است تا حد زیادی خلاصه شود.
ویرایش می‌شود، اما باز هم نگفتید که عیبش کجاست. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • این بخش «فردوسی و سلطان محمود» را می‌توان به نظرم نیاورد و به کلی زدود. ارزش این بخش مشخص نیست در چیست و اینگونه بخش‌بندی و اینگونه جزئی کردن مطالب و دست گذاشتن روی موضوعات خاص اصلا درست نیست. بیشتر تلاش دارد تا توجیه کند که فردوسی الکی سلطان محمود را ستایش کرده. اندک مطالب مفیدش بهتر است در بقیه جای‌ها ادغام شود.
اتفاقاً این بخشی‌ست که در خود دانشنامه‌های دیگر هم — که شما می‌پسندید — به آن پرداخته شده‌است. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • این بخش «دربارهٔ فردوسی» هم بخشی عجیب است. مگر کل نوشتار «درباره فردوسی» نیست؟ این بخش هم بیشتر سعی دارد «مشت برخی‌ها را باز کند». مطالبش را می‌توان برای نوشتن بخش منبع‌شناسی استفاده کرد.
چون بخش مستقلی درباره منبع شناسی نیافتم نام آن را به «منابع دربارهٔ فردوسی» تغییر دادم.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۵۶ (UTC)
«دربارهٔ فردوسی» یعنی «دیدگاه دیگران دربارهٔ فردوسی». می‌خواهد مشت که را باز کند؟! لطفاً کلی‌گویی نکنید. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • مطالب بخش «فردوسی‌پژوهی» هم مطالبی مناسب برای این مقاله نیست. واقعاً این مقاله جایش نیست که از این کتاب‌ها درش نام برده بشود. این بخش می‌تواند در حد دو-سه خط خلاصه شود و به بخشی مثل «بزرگداشت فردوسی» برود، یا اندک مطالبی از آن به بخش منبع‌شناسی بروند.
اگر مسئله، کتاب‌هایی است که نام برده شده، می‌توان بازبینی کرد. اما اگر کلاً این بخش را نابجا می‌دانید، به نظرم لازم است و نمی‌تواند زیرمجوعهٔ «بزرگداشت فردوسی» قرار گیرد. شاید بخشی از آن بتواند برود در بخش منبع‌شناسی. جالب است که پیشتر برخی دوستان اتفاقاً روی این بخش نظر ویژه داشتند و می‌خواستند گسترش پیدا کند. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • بخش «اندیشهٔ فردوسی» هم بخشی ستایش‌گونه است و ارزش دانشنامه‌ای خاصی ندارد. این بخش هم می‌تواند به کلی حذف شود بدون اینکه آسیبی به نوشتار برسد. سراسر این بخش به جز ستایش و نظرات این و آن دربارهٔ شخصیصت فردوسی چیز دیگری نیست و از یک مقالهٔ دانشنامه‌ای انتظار نمی‌رود این چنین ستایش‌گونه باشد.
می‌پذیرم که ادبیات این بخش مناسب نیست و — همان‌گونه که پیشتر هم در ویرایش برای خوبیدگی عرض کردم و البته مورد کم‌لطفی دوستان قرار گرفت و آنجا این موارد را مطرح نکردند — جای کار دارد، اما به نظرم اصلاً نمی‌تواند حذف شود و اتفاقاً نبود چنین بخشی در چنین نوشتارهایی، کاستی بزرگی به‌شمار می‌رود. نپرداختن به اندیشهٔ بزرگان مؤلف و صاحب اندیشه در هر زمینه و موضوعی، یعنی ابتر بودن کار. اگر بنا باشد به اندیشهٔ فردوسی پرداخته نشود، پس به چه باید پرداخته شود؟! تنها به سرایش یک کتاب که هرکس دیگر هم می‌توانست چنان بسراید؟! کسانی چون فردوسی را اندیشه و جهان‌بینی‌شان، شاخص و معیار کرده‌است. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • در بخش جایگاه فردوسی گفتار «هانس هاینریش شدر» حذف شود. در نوشتارهای گفتار این و آن آورده نمی‌شوند.
بازبینی می‌شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • بخش «راه‌اندازی نهادهایی به نام فردوسی» خلاصه شود و در همان بخش بزرگداشت ترکیب شود.
نظر دیگر دوستان در این‌باره چیست؟ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)

بخش‌هایی که نیاز است اضافه شوند.

  • تقریباً از زندگی‌نامهٔ فردوسی چیزی گفته نشده و خالیست. مقالهٔ ایرانیکا را ببینید، پر است که مطالب جالب و جورواجور دربارهٔ زندگی فردوسی.
باز هم بی‌انصافی‌ست. نخست اینکه باز هم کاش در ویرایش برای خوبیدگی اینها را مطرح می‌کردید، آنجا که دربارهٔ خانوادهٔ فردوسی عرض کرده‌بودم. لطفاً کلی‌گویی هم نکنید. اگر مورد خاصی هست مشخصاً نام ببرید تا پرداخته شود. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • یک بخش منبع‌شناسی نیاز است. در این بخش باید توضیح داده شود که چه منابع اولیه‌ای درباره زندگانی و آثار فردوسی در دسترس است.
اگر باشد خوب است اما ما در خوبیدگی معمولا آن را الزامی نکرده ایم. این مقاله هم می تواند فعلا با همین اطلاعات که در بخش «منابع دربارهٔ فردوسی» هست خوبیده شود.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۵۶ (UTC)
این بخش را من خودم پیش از همهٔ اینها با توجه به نوشتارهای خوب مشابه دیگر، اندیشیده بودم و در حال تدوین بودم. افزوده خواهدشد. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • یک بخش برای «اوضاع اجتماعی آن دوران و پیشینهٔ سرایش شاهنامه» نیاز است تا توضیح داده شود چرا در آن روزگار به فکر جمع‌آوری داستان‌های ملی افتادند و چه تلاش‌هایی پیش از فردوسی انجام شده بود و فردوسی در کجای کار این جنبش قرار دارد.
جالب است که شما وجود چنین بخشی را نیاز می‌دانید، اما اندیشهٔ فردوسی را نه! بگذریم از اینکه در «پرورش و بالندگی» و «سرایش شاهنامه» جسته و گریخته به این موضوع اشاره شده‌است. اما خب وجود چنین بخشی خوب است. فقط یک پرسش: گمان نمی‌کنید این بخش مناسب نوشتار شاهنامه باشد؟ باز موازی‌کاری پیش نیاید. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • یک بخش نیاز است تا تاثیرهایی که فردوسی بر ادبیات و شاعران پس از خود گذاشته و همچنین بر تاثیری که فردوسی بر جامعهٔ ایرانی در طول زمان گذاشته پرداخته شود.
دربارهٔ لزوم این بخش هم که باز هم در ویرایش برای خوبیدگی صحبت شده‌بود، اما مورد کم‌لطفی دوستان قرار گرفت. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • دربارهٔ تاثیرپذیری‌های فردوسی چیزی گفته نشده. به نظر می‌رسد که فردوسی متاثر از جنبش شعوبیه بوده (منبعش را دارم و می‌فرستم) و همچنین اینکه در سبک شعری خود از چه کسانی پیروی کرده (مثلا از دقیقی).
خوب است و افزوده می‌شود.
  • جمع‌بندی بسیار کلی: به نظرم مقاله با استانداردهای مقالهٔ خوب فاصلهٔ زیادی دارد. -- کوهی (گفتگو) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۳۱ (UTC)
@Kouhi: دوستان به من می گویند برای گمخ سخت گیری می کنم، اما گویا شما از من سخت گیرترید:-)--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۵۸ (UTC)
سید جان، من در بررسی‌های این بخش گمخ تنها در این راستا نظر می‌دهم که مقالهٔ خروجی، یک مقاله‌ای بشود که در آن جنبه‌های مهم موضوع پوشش داده شده باشند و همچنین مقاله از نظر بی‌طرفی و نثر خوب هم تنها در حد «قابل پذیرش» باشد. اگر مقاله‌ای که برگزیده است را ۱۰۰٪ کامل در نظر بگیریم، من تنها انتظار دارم مقاله‌ای که از تنور گمخ بیرون می‌آید چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد انتظارات را برآورده کند. اما باور کنید این مقاله اگر بخواهد با این محتوا از گمخ رد بشود و برود برای برگزیدگی، آنوقت نامزدکنندگان آن ناچار خواهند بود بخش بزرگی از آن را بازنویسی کنند. -- کوهی (گفتگو) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۲۵ (UTC)
@Kouhi: درود بر دوست عزیز و گرانقدر، بنده کاملاً با فرموده‌های شما موافقم و هیچ مخالفتی ندارم. اما قبول دارید بلاتکلیفی در ویرایشی که بناست به صورت گروهی انجام شود، کلافه‌کننده است؟ بنده بارها در بحث نوشتار و در جاهای گوناگون از دوستان خواستم تا نظرشان را دربارهٔ نوشتار بفرمایند تا اصلاح شود، اما دریغ از یک پاسخ به‌هنگام. به عنوان نمونه در بار نخست ویرایش، بنا بود یکی از مدیران گرامی هم همکاری داشته باشند. چندین بار پیگیری کردم اما به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم. پیشتر به بانو مهرنگار هم عرض کرده بودم که این تعلل‌ها روند ویکی –و نه تنها روند ویکی که هر امری از امور زندگی- را فرسایشی می‌کند. بارها از دوستان خواستم تا به عنوان نمونه نظرشان را دربارهٔ ساختار نوشتار بفرمایند. بین بنده و شما ایمیل‌هایی تبادل شد. و شما هم زحمت فراوان کشیدید و کتاب‌هایی را در اختیار بنده گذاشتید و من هم مشغول مطالعه هستم. اما چندین بار از خود شما دربارهٔ همین ساختار کسب تکلیف کردم اما پاسخی دریافت نکردم. نمونه‌اش همین آخرین ایمیلی که دو روز پیش خدمت‌تان فرستادم اما پاسخی نیامد. درست است که همهٔ ما زندگی واقعی هم داریم و باید به آن هم بپردازیم، اما همان هنگامی که در ویکی هستیم چه می‌کنیم؟ پیشتر هم خدمت‌تان عرض کردم که من یک ان‌قلت نه چندان مهم می‌آورم تا دوستان تحریک شوند و نوشتار را به چالش بکشند. قبول دارید اگر بنده اکنون مراحل خوبیدگی را آغاز نمی‌کردم، معلوم نبود همین مطالبی که اکنون فرمودید –و بسیار هم عالی بود- کی بیان شود؟ در پایان باید عرض کنم جای این گفته‌ها اینجا نبود اما چاره‌ای هم ندیدم جز اینکه بگویم. به هیچ روی قصد جسارت نداشتم و ندارم و این، صرفاً واگویه‌ای بود. با مهر و ارادت فراوان |کامران آزاد| ۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۴ (ایران) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۴۴ (UTC)
@Kouhi، کامران آزاد: من اصلا انتظار ندارم این مقاله به این صورت به وپ:گمب بیاید. مثلا ارجاعات زیاد به تئودور نولدکه که حدود 100 قبل می زیسته، در مقاله برگزیده قابل قبول نیست. با این حال بسیاری از مقالات خوبیده، اصلا به گمب نمی آید. بنابراین نمی خواهم در اینجا سخت گیری زیادی بکنم. من فکر می کنم مقاله در حدی هست که با یکی دو ماه کار در خلال همین بررسی، خوبیده بشود. اما اگر بخواهد برای برگزیدگی بیاید، باید یک سالی رویش کار بشود. ضمنا جناب کامران آزاد، خیلی ناراحت نباش. الان چند ماه است که من منتظرم دوستان بیایند مقالات وپ:گمب را بررسی کنند، و کسی گوش نمی دهد.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۵۶ (UTC)
  • @کامران آزاد: اگر مقاله را با این دید به گمخ آوردید، بسیار کار خوب و عالی و پسندیده و نیک و درستی انجام دادید. من کم‌کاری و بدقولی فراوان انجام دادم و جا دارد از شما پوزش بخواهم. ایمیل شما را راستش همان موقع دیدم، اما راستش فرصت نوشتن پاسخ پیدا نکردم و گذاشته بودم که سر فرصت بنویسم (که می‌خواستم یکسری کتاب دیگر که دارم آماده می‌کنم را هم بفرستم). من اسم خودم را در کنار اسم شما به عنوان نامزدکننده می‌نویسم و می‌خواهم لذتِ نوشتنِ یک مقالهٔ باکیفیت دربارهٔ شاهنامه و فردوسی را با شما انباز بشوم. در همین صفحه در کنار دیگر کاربران که قدمشان روی دیده است، خودمان هم با هم از مقاله ایراد می‌گیریم و خودمان هم حل می‌کنیم. کاری سخت در پیش داریم و کتاب‌ها و مقالات زیادی هست که باید بخوانیم و مقاله‌های فراوانی باید در ویکی ایجاد کنیم یا گسترش دهیم و البته وقت‌ها و پول‌های زیادی هم هست که باید هزینه کنیم! جمع‌بندی را هم می‌گذاریم بر دوش سید عزیز. @Sa.vakilian: سید جان، شما هم خیال‌تان آسوده باشد که این مقاله‌های فردوسی و شاهنامه را ما با همه تلاش و نیروی خویش بهبود خواهیم داد و پذیرای همهٔ پیشنهادات دوستان هم خواهیم بود. -- کوهی (گفتگو) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۳۷ (UTC)
  • چون می‌گویید که قصد برگزیده کردن مقاله را دارید، خوب است از همین حالا کم‌کم مقاله را از وب‌سایت‌های خبری خالی کنید (چه فارس‌نیوز، چه بی‌بی‌سی فارسی، چه روزنامهٔ خراسان). کتاب بهرام بیضایی را در قسمت منابع آورده‌اید. آیا از آن استفاده هم کرده‌اید؟ چون به نظرم ایشان در زمینهٔ ادبیات کلاسیک حرفی برای گفتن ندارند. حداکثر در زمینهٔ ادبیات نمایشی بتوان به ایشان استناد کرد. در کل پیشنهاد می‌کنم قبل از افزودن محتوا، از اعتبار نویسنده و منبع اطمینان کسب کنید چون کتاب‌ها در این باره فراوانند (به قول خودتان ۱۵۰۰ تا) پس بهتر است از بهترین‌هایشان استفاده کنید. اگر به‌راستی ۱۵۰۰ تا کتاب دربارهٔ فردوسی موجود باشد، به‌نظرم در به کار بردن مقاله‌های ژورنال‌ها هم باید امساک کنید. چون کتاب معتبرتر است. 4nn1l2 (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)
دربارهٔ منابع آنلاین درست می‌فرمایید، اما خب دربارهٔ مواردی که خبری هستند چه راهکاری هست؟ مگر اینکه این مطالب به مرور و خودبه‌خود از نوشتار زدوده شوند. دربارهٔ کتاب بهرام بیضایی، ظاهراً در ویرایش‌ها مطلبش زدوده شده‌بود و منبعش به‌جا مانده‌بود که بنده زدودم. (آن زمان در نوشتار ویرایشی نداشتم.) اما دربارهٔ بازبینی منابع هم به‌نظرم بهتر است مزاحم استاد حسنی شوم که پیشتر هم به ایشان زحمت داده‌ام و بخش مهمی از نوشتار مدیون ایشان است. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • گفتار شما دربارهٔ خبرگزاری‌ها درست است. اما ژورنال‌ها اعتبارشان از کتاب‌ها بیشتر است، کتاب ارزش علمی خاصی ندارد (کتاب = مجموعه‌ای از ژورنال‌هایی که طی چند سال اخیر چاپ شدند). من این‌ور و اون‌ور به چندین مقالهٔ تروتمیز برخوردم که به نظرم حیف است از آنها بهره برده نشود.
  • برای این مقاله که هدف این است که برآیند نظر پژوهشگران دربارهٔ جنبه‌های مختلف زندگی و آثارش آورده شود، به نظرم بهترین دسته از منابع دانشنامه‌ها و منابع دست سوم هستند. دانشنامه ایرانیکا، دانشنامه زبان و ادب فارسی و بقیه. به نظرم همه مطالب ساده و غیرچالش‌برانگیز و عمومی و ازدیربازپذیرفته‌شده از روی دانشنامه‌ها نوشته بشن و استخوان‌بندی و اساس کار روی آنها گذاشته شود. بعد برای گسترش تئوری‌ها به دلخواه هم از کتاب‌ها و هم از ژورنال‌ها استفاده بهره برده شود. خبرگزاری‌ها را، اصلاً حرفش را هم نباید زد. -- کوهی (گفتگو) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۹:۰۱ (UTC)
جناب کوهی همیشه بر استفاده از دانشنامه‌ها و به‌ویژه ایرانیکا تأکید داشته‌اند. اما همیشه کم‌لطفی کرده‌اند و هیچ‌گاه دقت نکرده‌اند که پانویس‌های شماره ۱ همگی از ایرانیکا هستند و همین‌طور ملاحظه نمی‌فرمایند که در جای‌جای نوشتار از دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی — که لطف استاد حسنی بود — بهره برده‌شده‌است. استفاده از دانشنامه‌ها قبول، اما چند مورد هست: نخست اینکه اگر بنا باشد ما هم از روی دانشنامه‌ها نوشتار بنویسیم، که هنری نکرده‌ایم. اینکه می‌شود بازنویسی دانشنامه‌های دیگر! فقط جمله‌بندی‌اش عوض می‌شود تا نقض حق تکثیر نباشد. دوم اینکه از قضا بنده در همین دانشنامه‌ها و در موضوعات دیگر به مطالبی کاملاً چالش‌برانگیز و طرفدارانه‌ای برخورد کرده‌ام که اعتبار نویسنده‌اش برایم زیر سؤال رفت. نمونه‌اش نوشتار فاطمه در دانشنامهٔ اسلام یا ایرانیکا. پس به‌نظرم چنین بهادادن به دانشنامه‌ها هم از آن طرف بام افتادن است. به‌نظرم توجه به هر سه منبع دانشنامه، کتاب و ژورنال و مقاله همزمان نیاز است. راستی یک نکتهٔ دیگر خطاب به جناب کوهی: شما که مبنا را دانشنامه‌ها می‌گذارید، لطفاً دقت بفرمایید که بنیان مطالب و بخش‌بندی‌های اصلی در نوشتار کنونی بر پایهٔ همان دانشنامه‌هاست. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)

@کامران آزاد: اگر فکر می کنید مقاله نیاز به اصلاحات زیادی دارد، می توانید فعلا انصراف دهید و بعدا مجدد اقدام بفرمایید.--سید (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۰۳ (UTC)

@Sa.vakilian: مسئله، اصلاحات زیاد نیست. مسئله، عزم دوستان است که شوربختانه راسخ نیست. البته موارد دیگری هم هست که اگر ویرایش دوباره آغاز شد، خواهم گفت. با مهر -- |کامران آزاد| ۲۴ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۳ (ایران) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۱۳ (UTC)
  • آیا «پاکی و عفت زبان» فردوسی آنقدر مهم است که در لید بیاید؟ مطمئنم ویژگی‌های بهتری برای فردوسی می‌توان یافت، مثلاً ستایش خرد و خردورزی که در دیباچهٔ شاهنامه هم به‌وضوح دیده می‌شود. لطفاً باطن را به ظاهر رجحان دهید. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۵۶ (UTC)
مهم که هست، دست‌کم در مقایسه با دیگر شاعران، حتی شاعران بزرگ که چنین نبوده‌اند. اما چشم، درست می‌فرمایید، خردورزی فردوسی بسیار مهم‌تر است. خرد و فردوسی با یکدیگر آمیخته شده‌اند. درمجموع لید را هنوز کار نمی‌کنم چون اساسی باید ویرایش شود. پیشتر هم به دوستان در همان ویرایش برای خوبیدگی در این‌باره عرض کرده‌بودم که باز هم کم‌لطفی شد. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • «او خود از چند تن به نام یاد کرده‌است که ایشان به گونه‌ای در یاری او کوشیده‌اند» مصداق وپ:طفره رفتن است. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۵۹ (UTC)
یعنی نام برده شود؟ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • لطفاً معادل‌های «هجری خورشیدی» را حذف کنید. اطلاعات اضافه و نامفید حواس خواننده را پرت می‌کند. برای اولین بار بنویسید «هجری قمری» و بعداً به صورت خلاصه «هـ ق». ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)
✓ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • «شمار شصت و سه را برای سال خود می‌گوید» + «فردوسی سال خود را هفتاد و یک و سال انجام شاهنامه را ۴۰۰ هجری قمری می‌گوید». سال: سن یا سال؟ ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۳۷ (UTC)
✓ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • نوشته‌اید «با این حال، شمار دیگری از فردوسی‌پژوهان سال‌های دیگری را برای سال زایش فردوسی آورده‌اند» ولی ژول مل همان ۳۲۹ را گفته، پس چرا دیدگاه او را مغایر با دیدگاه رایج نوشته‌اید؟ اگر پژوهش‌های جدید ثابت کرده‌اند که او در سال ۳۲۹ به دنیا آمده، دیگر لازم نیست به پژوهش‌های قدیمی‌تر اشاره شود. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۳۷ (UTC)
✓ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • تصاویر مقاله خیلی کارکرد تزئینی دارند. لطفاً فقط تصاویر مرتبط با متن را به کار گیرید. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۰۲ (UTC)
پیشتر در همان بخش ویرایش برای خوبیدگی در این‌باره هم عرض کرده‌بودم که باز هم کم‌لطفی شد. من تعدادی تصویر برای بارگذاری از سایت تسنیم انتخاب کرده‌ام. اما در حال حاضر گیر گرامی فعال نیستند تا زحمتش را به ایشان بدهم. نمی‌دانم اکنون مزاحم کدام یک از دوستان می‌توانم بشوم تا این لطف را بکند؟ -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • تعبیراتی نظیر «و آن همه در نهانخانهٔ دل شاعر نشسته و جای استواری یافته» کار خودتان است یا مستقیم از روی کتاب نوشته‌اید؟ اگر اولی، این نوع نثر برای دانشنامه‌نویسی مناسب نیست چون دانشنامه با زبان ساده و فنی نوشته می‌شود، نه زبان ادبی–هنری. اگر دومی، لطفاً به حق نشر پایبند بمانید. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۲۲ (UTC)
بازبینی اساسی صورت می‌گیرد. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • معنای این جمله را نمی‌فهمم: «با توجه به این‌که فردوسی در روزگار و شهری می‌زیست که داستان‌های کهن ایرانی مورد علاقهٔ همگان بود همان‌گونه که خود در دیباچهٔ شاهنامه ستایش و آفرین‌گویی «کهان» و «مهان» را از نامورنامه ابومنصوری[یادداشت ۲] و این‌که «جهان دل نهاده بر این داستان» را بازگفته‌است.» ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۰۸ (UTC)
✓ لطفاً بررسی بفرمایید مناسب است یا نه؟ البته اگر این مطالب در بازبینی اساسی زدوده نشوند. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
  • اقتدار «واعظ طبرستان» از کجا آمده؟ مگر فردوسی در طبرستان درگذشته‌است؟ ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۴۹ (UTC)
    • منبع را چک کردم:
      According to Neẓāmī ʿArūẓī, when Ferdowsī died in 411/1019-20, a religious leader of the town prevented his burial in the Muslim cemetery of Ṭūs, and the poet was interred in his own garden, located inside the town of Ṭābarān near the Razān gate

      چرا the town را «طبرستان» نوشته‌اید؟ ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)
✓ سهوی بوده‌است. احتمالاً منظور طابران بوده که آن هم اشتباه بود. ویرایش شد. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)


من مقاله را خواندم. @Kouhi: نقد خیلی خوبی نوشته و مسیر راه را مشخص کرده‌است. چرا برای رفع موارد مطروحه از آن موقع تا بحال دست به کار نشده‌اید؟ لازم نیست همهٔ موارد را موبه‌مو اجرا کنید، ولی حداقل باید ۵۰ درصد راه را بروید. در چند جایی با او اختلاف نظر دارم:

  • مقایسهٔ با مقالهٔ خیام از لحاظ بی‌مایگی: به نظرم کمی بی‌انصافی است. در آن مقاله به خالکوبی بازیگر ناسرشناس آمریکایی هم اشاره شده بود!
  • خواندن تعداد زیادی کتاب و منبع: من این را قبول ندارم. ویکی‌پدین باید بتواند با چهار پنج تا کتاب خوب و جامع، مقالهٔ خوب و حتی برگزیده بنویسد. ویکی‌پدین‌ها عمدتاً متخصص نیستند و قرار هم نیست کار حرفه‌ای بکنند.
  • بخش اندیشهٔ فردوسی به نظرم بدک نیست، البته بهتر است بی‌رحمانه خلاصه شود و از موضوعات گسترده‌تری بهره گرفته شود. اندکی هم تحلیلی‌تر شود. برای تحلیل بیشتر باید به منابع انگلیسی سر بزنید، حالا چه خارجی‌ها نوشته باشند، چه استادان فرنگ‌رفتهٔ ایرانی. ولی با حذف آن مخالفم.
  • بخش سلطان محمود می‌تواند به عنوان یک زیرسطح درجه ۳ (===) بماند. ایرانیکا در هم یک بخش نسبتاً مفصل از زندگی‌نامه‌اش را به آن اختصاص داده: Ferdowsī and Sultan Maḥmūd. ولی کمی ملموس‌تر بنویسید. به مصراع «شود بندهٔ بی‌هنر شهریار» اشاره شود. کلی‌گویی و تکرارگویی نکنید.

مقاله پتانسیل خوب شدن را دارد. به نظرم مقاله برخلاف گفتهٔ کوهی آنچنان بی‌مایه نیست ولی جای بهتر شدن خیلی دارد. مثل سید فکر می‌کنم که اگر رویش کار کنید می‌تواند خوب شود. ولی باید کار کنید. منتظر چه نشسته‌اید؟ ‏4nn1l2 (بحث) ‏۳ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۲۲:۰۹ (UTC)

این چهار مورد آخری هم که فرمودید، حرف دل بنده بود که دیگر نمی‌گویم تا تکرار مکررات نشود. البته من باز هم سعی می‌کنم منابع را بازبینی کنم. -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
سخن آخر: سپاسگزارم از همهٔ دوستان. همانطور که به جناب فور گرامی عرض کردم، من از نقد و نظر به هیچ‌وجه نمی‌رنجم. اگر از این‌گونه کنش‌ها می‌رنجیدم که اصلاً وارد دانشنامه نمی‌شدم. آنچه که باعث رنجش می‌شود چرخش‌ها یا تغییر نظرهای ناگهانی است. به عنوان نمونه، سید در اولین کنش در خوبیدگی نظر بسیار مثبتی داشت و حتی گفت: مقاله آن قدر مفصل است که شرم دارم بگویم بخشی بر آن بیفزایید اما در ادامه و پس از نظر جناب کوهی به یکباره به طور کامل چرخیدند و نظرشان عوض شد! گفتم من با نقد مشکلی ندارم، اما این‌گونه چرخش نظرها آن هم ناگهانی، شائبه پیش می‌آورد و استقلال نظر و نقد افراد را زیر سؤال می‌برد و نقد را غیرمنصفانه می‌نماید. چه خوب بود که ایشان صراحتاً و در همان ابتدا نظرشان را می‌گفتند، و نه اینکه بعد از صحبت جناب کوهی. این‌گونه دلخوری هم پیش نمی‌آید. مگر در خوبیدگی و برگزیدگی مشهد این‌چنین چالش نداشتیم؟! مگر مشکلی پیش آمد؟! پس چه بهتر این استقلال و نقد منصفانه رعایت شود. نکتهٔ دیگر اینکه جناب کوهی در همین خوبیدگی بیان کردند که دوست دارند در خوبیدگی و برگزیدگی این نوشتار سهیم باشند. چه نیک! کسی مانند فردوسی آن‌چنان بزرگ است که اگر همهٔ دوستان هم در آن سهیم شوند باز هم جا دارد. بنده هم بخیل نیستم، مگر دانشنامه ارث پدر من است که بخواهم بخل ورزم یا نورزم؟! اما آیا سهیم شدن صرفاً به معنای نقد است؟! ایشان در این یک سال اخیر که ویرایش بنیادین نوشتار برای خوبیدگی و برگزیدگی آغاز شده، هیچ ویرایش محتوایی عمده‌ای در نوشتار نداشته‌اند. اکثر ویرایش‌هایشان یا واگردانی و نگهبانی بوده یا زدودن بخش‌هایی از نوشتار که خب دست‌شان درد نکند. اما در زمینهٔ تولید محتوا اثری نمی‌بینیم. در زمینهٔ مشورت‌ها و ایمیل‌هایی هم که با هم داشته‌ایم و خیلی اوقات بی‌پاسخ ماند هم دیگر حرفی نمی‌زنم. بهتر است همه کمی انصاف داشته باشیم. در پایان بابت صراحت لهجه و کلامم در این ویرایش پوزش می‌خواهم و امیدوارم دوستان — البته اگر بنده را لایق دوستی بدانند — رنجیده نشوند و اینها را هم تنها یک نقد بدانند. :) با مهر -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
من فکر می کنم یک نفر غیر از نویسنده اصلی مقاله را بازخوانی و اصلاح املایی و انشایی کند. در مواردی به علت سره نویسی از کلمات نامأنوس استفاده شده است که فهم برخی جاهای آن را دشوار می کند.--سید (بحث) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
@Sa.vakilian: ایراد املایی و انشایی که پیدا نمی‌کنید. شخصاً آنچنان در این مورد وسواس دارم که در کل زندگی‌‌ام چنین است. اما دربارهٔ سره‌نویسی چنان‌که پیشترها هم گفته‌بودم، تلاش کرده‌ام سره‌نویسی نشود. اصولاً اگر بخواهم، چنین می‌تواند بشود، به گونه‌ای که زیرنویس هم جوابگو نباشد. اما من با سره‌نویسی میانه‌ای ندارم. تنها متن را اندکی فارسی‌نویسی کرده‌ام، آن هم تا حدی که خوانندهٔ عادی دچار سردرگمی نشود. در کنار اینها اندکی هم تلاش داشتم تا با توجه به موضوع اندکی ادبی‌گونه شود و بر شیرینی نوشتار بیفزاید. (در پرانتز یک نکته را هم بگویم که در زمانی که مشغول اشتباه‌یابی در همایهٔ مربوط بودم، به نوشتارهایی برخوردم که نهایت سره‌نویسی بود، آن‌هم در نوشتارهایی گاه علمی! شوربختانه اکنون فراموش کرده‌ام که کدام نوشتارها بود، وگرنه می‌شد سنجش خوبی انجام داد.) با این‌همه، اگر نظر همهٔ دوستان بر اصلاح سبک نوشتار باشد، بازبینی صورت خواهدگرفت. با مهر -- |کامران آزاد| ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۱ (ایران) ‏۴ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۷:۱۱ (UTC)
  • @کامران آزاد: بخش عمده ای از مطالب نظیر «دیدگاه دیگران دربارهٔ فردوسی» بیان دیدگاه های محمدامین ریاحی به صورت فکت است. اولا اینها باید به صورت دیدگاه بیاید و ثانیا دیدگاه های رقیب هم بیان شود. پیشتر هم یکی دیگر از دوستان با ذکر چهار مقاله عروضی یادآور شد که این سکوت دویست ساله مورد ادعا بی اساس است. ضمن اینکه ریاحی همه چیز را در کاتکست سیاسی ایران ستیزی تحلیل کرده است، حال آنکه بسیاری از این بزرگان که فردوسی را ملامت کرده یا شاهنامه را کم ارزش شمرده اند، غرض سیاسی نداشته اند. با گذار از سبک خراسانی به سبک عراقی، گرایش های فرهنگی شعوبی جای خود را به گرایش های عرفانی می دهد، که تبعا ارزش های متفاوتی داشته است.
  • مقاله نقایص متعدد دیگر هم دارد، نظیر فقدان بخشی برای «زندگی خانوادگی». در مقاله هیچ ذکری از پسر فردوسی نشده است. رجوع کنید به ایرانیکا.
  • برخی مطالبی که تحت عنوان «افسانه‌های زندگی فردوسی» آمده است که در ایرانیکا به عنوان وقایع تاریخی آورده شده است! این هم نتیجه دیگری از استوار کردن مقاله بر پژوهش محمدامین ریاحی و عدم استفاده از دیگر پژوهندگان نظیر جلال خالقی مطلق.

@4nn1l2: جمع بندی من این است که این مقاله نیاز به اصلاحات فراوان در حد بازنویسی چند بخش را دارد و فعلا امکان دستیابی به خوبیدگی را ندارد. فکر می کنم نظر جناب @Kouhi: هم همین است که مقاله راه زیادی تا خوبیدگی در پیش دارد.--سید (بحث) ‏۲۲ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۵:۵۴ (UTC)

سربازی در ایران[ویرایش]

سربازی در ایران (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Freshman404 (بحث • مشارکت‌ها) ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۱ (UTC)

@MRG90: بابا خیلی رفتی تو نخ خودکشی! این مقاله کلی کم و کسر داره. مثلاً تاریخچه بسیار ناقص، قوانین و مقررات ناقص، معافیت‌ها بسیار کوتاه و ... --سید (بحث) ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)
به‌نظرم چون در منابع معتبر بطور قابل توجهی بدان پرداخته شده، لازم است در نوشتار هم بخشی به آن اختصاص یابد. در هر صورت احتمالاً من بتوانم در افزودن این مطلب کمک کنم چون تصمیم داشتم تعدادی از مقاله‌هایی که بالا گذاشتم را بخوانم. پیشنهاد می‌کنم فعلاً بقیهٔ بخش‌ها را گسترش دهند. وهاب (گپ) ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۵۲ (UTC)

بنظرم مقاله بخش‌های ناگفته‌ای دارد البته اگر مورد نیاز مقاله خوب باشد (تشخیص با ناظران گرامی)، مثلاً به خود روند سربازی کم پرداخته شده است مثلاً آموزشی چه شکلی است، در کدام پادگان‌ها آموزشی دارد مثلاً هتل اراک :D بعد هم باید به باقی روند پرداخته شوند مثلاً وقتی نیروهای آموزشی تقسیم می‌کنند کجا می‌فرستند ارتش، سپاه یا نیروی انتظامی .. در هرکدام از این ارگان‌ها سربازها چه شکلی خدمت می‌کنند؛ به امریه پرداخته شود، به آموزش‌هایی که در دوره آموزشی داده می‌شود پرداخته شود؛ به سربازی در فرهنگ پرداخته شود، مثلاً فیلم‌ها یا مجموعه تلویزیونی که در این مورد ساخته شده است؛ به مفاهیم گروهان گردان یا .. در سربازی پرداخته شود. به میدان تیر پرداخته شود :D؛ به مرخصی‌های دوره سربازی پرداخته شود؛ به مفاهیم سرباز صفر درجه دار افسر نگهبان و ... پرداخته شود. --آرمانب ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۱۰ (UTC)

سیویلیکا (ظاهراً نامزدکننده دسترسی دارد)
  • شهبازی، بهروز و محمد دهقانی، ۱۳۹۴، طرح مطلوب بکارگیری سربازان وظیفه در مدت خدمت سربازی با رویکرد غلبه بر شرایط اقتصادی ناشی از تحریم‌ها در زمان صلح، دومین کنفرانس اقتصاد و مدیریت کاربردی با رویکرد ملی، بابلسر، شرکت پژوهشی طرود شمال، http://www.civilica.com/Paper-TOROUD02-TOROUD02_065.html
  • عباسی، اکبر، ۱۳۹۴، طرح آموزش موفقیت و کارآفرینی در نیروهای مسلح، دومین کنفرانس اقتصاد و مدیریت کاربردی با رویکرد ملی، بابلسر، شرکت پژوهشی طرود شمال، http://www.civilica.com/Paper-TOROUD02-TOROUD02_078.html
  • مجیدی، داود؛ نگار فلامرزی و میترا علیمحمدی، ۱۳۹۳، مقایسه کیفیت زندگی دانشجویان پسر سربازی رفته و سربازی نرفته دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۹۱–۹۲، نخستین همایش ملی علوم تربیتی و روان‌شناسی، مرودشت، شرکت اندیشه سازان مبتکر جوان، http://www.civilica.com/Paper-ASMJ01-ASMJ01_0426.html
  • یعقوبی، محمدرضا؛ سیدروح الله حسینی؛ زهرا پورمحمد شاندیز و محمدابراهیم حکم آبادی، ۱۳۹۳، بررسی جامعه شناختی پیامدها و کارکردهای آموزش بر سربازان آموزشی پادگان محمد رسول‌الله بیرجند در سال ۱۳۹۴، اولین همایش علمی پژوهشی علوم تربیتی و روانشناسی آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی ایران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی سروش حکمت مرتضوی، انجمن علمی توسعه و ترویج علوم و فنون بنیادین، http://www.civilica.com/Paper-PSCONF01-PSCONF01_669.html
  • یوسف زاده، مصعب؛ مقداد یوسف زاده و انسیه اشگوریان، ۱۳۹۳، مدیریت چالش خدمت سربازی در جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت بهینه نیروی انسانی، دومین کنفرانس بین‌المللی مدیریت چالشها و راهکارها، شیراز، مرکز همایش‌های علمی همایش نگار، http://www.civilica.com/Paper-ICMM02-ICMM02_202.html
  • غفاریان مسلمی، حامد؛ مهدی صالح زاده؛ بهرامعلی قنبری و مرضیه دهقان طرزجانی، ۱۳۹۳، همه گیرشناسی پرخاشگری در سربازان وظیفه دو یگان حفاظت یکی از سازمان‌های قضایی، دومین همایش ملی پژوهش و درمان در روانشناسی بالینی، تربت جام، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت جام، http://www.civilica.com/Paper-NCRTCP02-NCRTCP02_085.html
  • بافنده ایماندوست، دکتر صادق و جواد اقدس طینت، ۱۳۹۲، نهادخدمت سربازی اجباری و تأثیر آن بر محیط کسب و کار و سرمایه‌گذاری‌های کار آفرین، اولین همایش توسعه پایدار با رویکرد بهبود محیط کسب و کار، مشهد، اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی، http://www.civilica.com/Paper-MCCIMA01-MCCIMA01_001.html
  • حیدری، مسعود و محمود اشرافی، ۱۳۹۱، عوامل موثربرسازگاری رفتاری و اختلالات روان تنی سربازان وظیفه عمومی، چهارمین کنگره بین‌المللی روان تنی (سایکوسوماتیک)، اصفهان، دانشگاه آزاداسلامی واحد خوراسگان، http://www.civilica.com/Paper-PSYSO04-PSYSO04_017.html
  • حیدری، مسعود و محمود اشرافی، ۱۳۹۰، سازگاری رفتاری در سربازان وظیفه عمومی و عوامل مؤثر بر آن، همایش ملی آسیب‌شناسی مسائل جوانان، فلاورجان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان، http://www.civilica.com/Paper-IAUFALAASIB01-IAUFALAASIB01_082.html
  • حیدری، مسعود و محمود اشرافی، ۱۳۸۹، جرم استخدام مشمولان غایب خدمت وظیفه عمومی، همایش بین‌المللی حقوق جوانان در جامعه اسلامی، تهران، کانون اندیشه‌آفرینان جوان، http://www.civilica.com/Paper-RYPIC01-RYPIC01_021.html وهاب (گپ) ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۰:۰۷ (UTC)
من هم با اجازه کمی در مقاله دست بردم. لطفاً پیش از هر چیز اختلاف بین خدمت وظیفه عمومی و سربازی رو مشخص کنید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۱۱ (UTC)
با تشکر از تمامی دوستان، لطفاً آنچه به نظرتون ناقصه رو ذکر کنید یا در صفحه مقاله کمی دربارش بنویسین من سعی می‌کنم حتی المقدور کامل و منبع دارش کنم :) Freshman404Talk ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۴:۴۷ (UTC)
محک

باسلام خدمت نامزدکننده گرامی و خسته نباشید و خدا قوت؛ مقاله را خواندم و نظراتی دارم که امیدوارم کمک کند؛ فکر می‌کنم مقاله کنونی نقص‌های زیادی دارد و بیشتر شبیه دفترچه راهنما می‌ماند تا یک مقاله دانشنامه‌ای. دربارهٔ فلسفه وجود آن و معایب و محاسنش چیزی ندیدم مثلاً همین بخش تبعیض جنسی بسیار ناقص و کم‌بهره است. درباب تاریخچه بسیار بسیار جای کار دارید… این که چگونه بوجود آمد و چگونه باقی ماند و یا اشاره به تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری که چندین بار وعده حذف سربازی را دادند یا مثلاً این که در گذشته به سربازی اجباری می‌گفتند و به سرباز مجبور… همچنین می‌توانید به نظر مذهب و مقامات علّیه کشوری و لشکری (من جمله رهبران ج.ا. ا) در این مقاله بپردازید. بخش اتفاقات و جنجال‌ها به گونه‌ای محدود و موردی به چند اتفاق پرداخته در حالی‌که می‌توانستید با کلّی‌گویی متن جالب‌تری داشته باشید و به مسائلی همچون راه‌های فرار (اعم از فوتبالیست‌ها و ملی‌پوشان فراری تا جعل سند و...)، مرگ سربازان و شهید نامیدن یا نیامیدنشان، کیفیت سود اقتصادی و غیره برای کشور و… نیز بپردازید.

همچنین از لحاظ ویکی‌سازی مقاله باید کامل‌تر شود. وجود میان‌ویکی برای مقالات خوب الزامی است… هیچ الگویی در مقاله وجود ندارد به جز الگوی استخدام که بی‌ربط است و محظ خالی نماندن عریضه اضافه شده و پر است از لینک‌های سرخ و متفرقه! رده‌ها هم وضع جالبی ندارند و هیچ‌کدام به ایران منتهی نمی‌شوند. با آرزوی موفقیت: محک ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۵:۴۲ (UTC)

@محک: درود. داشتنِ میان‌ویکی، جزو معیارهای توصیه‌شدهٔ مقاله‌های برگزیده است، نه مقاله‌های خوب. بنگرید. وهاب (گپ) ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۵:۵۸ (UTC)
سلام کاربر:MRG90، بابت تذکرتان ممنون؛ اطلاعات قدیمی‌ام آپدیت شد :) محک ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۰۴ (UTC)
@AzorAhai: من چون سعادت(!) اعزام به خدمت سربازی را تاکنون نداشته‌ام لذا از جزئیات اطلاع چندانی ندارم. اگر لطف کنید تیتر موارد را فهرست وار ذکر کنید تا حتی الامکان آنها را گسترش دهم.Freshman404Talk ‏۱۳ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۹:۴۹ (UTC)
نظرم در حد پیشنهاد است، مطمئن نیست برای این موضوع در حد مقاله خوب نیاز است یا خیر؛ بهتر است یکی از ناظران اگر لازم می‌بیند تیتر دهد.--آرمانب ‏۱۳ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۰۵ (UTC)
  • با سلام ٬ مقاله با توجه به بالابودن حجم مطالب ایرادات زیادی دارد. به عنوان مثال در بخش ابتدای مقاله عبارت «در ایران بسیاری (به ویژه پسران) بر این باورند که خدمت سربازی هدر دادن ۲ سال از بهترین سال‌های عمرشان است درحالیکه برخی (از جمله مقامات نظامی) آن را حرکتی جهادی و جهاد در راه خدا می‌دانند.» یک نوع قضاوت می باشد و بهتر است حذف گردد. میزان کسری از خدمت با توجه به مدرک تحصیلی مدت هاست که برداشته شده و بهتر است فقط در بخشی از متن اشاره شود و جزییات آن مهم نیست. همچنین بخش بندی مطالب جالب نیست. بعنوان مثل بخش «تاریخچه» بسیار کوتاه است و در مورد خدمت سربازی در دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و جنگ ایران و عراق سخنی به میان نیامده است. مورد «خودکشی‌ها» که بعد از بخش «فرار فوتبالیست‌ها از سربازی» قرار گرفته نیز نادرست است چون خودکشی در خدمت یک روندی می باشد که از آغاز شروع سربازی در ایران بوده اما مورد دوم یک رویدادی است که تمام شده است. درضمن به خدمت سربازی ورزشکاران بخصوص فوتبالیست ها که در باشگاه های تراکتورسازی و ملوان بازی میکنند اشاره نشده است. Arashk ★ (بحث) ‏۲۹ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۳ (UTC)