ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, زبان و زبان‌شناسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱
بایگانی ۲۲
بایگانی ۲۳
بایگانی ۲۴
بایگانی ۲۵
بایگانی ۲۶
بایگانی ۲۷

این جعبه: نمایشبحثویرایش


Municipality[ویرایش]

Municipality اصلش به معنی شهرداری است ولی در مورد هر کشور باید تقسیمات کشوری آن را از بالا رو به پایین بررسی کنیم ببینیم در موردی که این واژه در ارتباط با آن کشور به کار رفته آیا معنی شهرستان می‌دهد یا بخش یا دهستان. این واژه بسته به مورد استفاده می‌تواند هر چهارتای این معانی را بدهد. باید مورد به مورد نگاه کرد.

— ماني ‏۲۵ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC)

با توجه به منابع معتبر فارسی مشخص کنید این واژه در تقسیمات هر کشور به چه معنایی به کار رفته است.

اسپانیا[ویرایش]

در تقسیمات کشوری اسپانیا municipality به دهستان ترجمه میشه. --دوستدار ایران بزرگ ‏۳۰ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۴۸ (UTC)

پرتغال[ویرایش]

سوئیس[ویرایش]

مکزیک[ویرایش]

چین[ویرایش]

تقسیمات کشوری چین خیلی پیچیده هست. در مورد municipality در این کشور هم نظر بدید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۰۴ (UTC)

نظرات[ویرایش]

جناب ماني به نکتهٔ مهمی اشاره فرمودند. خوب است همین روزها، تا جایی که امکانش را داشته باشیم، به این موضوع توجه کنیم. – Hamid Hassani (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۳۴ (UTC)
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۵#Municipality
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۱۷#Municipality در رده‌ها
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۲۶#Eslöv Municipality
ویکی‌پدیا:زبان و زبان‌شناسی/بایگانی ۸#دهستان یا شهرداری
--Mehdi (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۱۸ (UTC)

sodomy[ویرایش]

درخواست ترجمه:

  • واژه: Sodomy
  • زبان: انگلیسی
  • پیوند: http://en.wikipedia.org/wiki/Sodomy
  • توضیحات: برابر فارسی این واژه چیست؟ اکنون از «لواط» در ویکی‌پدیای فارسی به عنوان برابر این واژه استفاده شده. --دوستدار ایران بزرگ ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۵:۵۱ (UTC)
همان لواط مناسب‌است. یک برابر پهلوی و معمول در فارسی هم دارد که البته مناسب نیست! __Âriobarzan ‏۴ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)
@Ariobarzan: سکس زنان با جانوران لواط است؟ --دوستدار ایران بزرگ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)
@Doostdar:نه راستش به معنای لغویش نظر داشتم و هنوز هم فکر می‌کنم تعمیمش به روابط به حیوانات هم از برابری این دو واژه نمی‌کاهد! دقیقاً همانگونه که کار قوم لوط لواط بوده sodomy هم کار مردم سدوم.باری، سکس نامتعارف شاید برابر مناسبی برای آن مفهوم باشد.__Âriobarzan ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۳ (UTC)
سکس با حیوانات از لحاظ قوانین در بسیاری از کشورها جرم هست و سکس نامتعارف هم ممکنه به نکاح عرفی یا هم‌باشی تعبیر بشه. لطفا برابر مناسب پیشنهاد بدید. --دوستدار ایران بزرگ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۲۳ (UTC)
به نظر من همان کلمه ی سودومی مناسب است چون تا حد زیادی گویاست و معادل فارسی بهتری وجود ندارد و به ذهن بنده هم نمی رسد. انحراف جنسی یا سکس نامتعارف هیچ کدام معادل معنایی این کلمه نیستند. Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۴۱ (UTC)
@Farvardin29th: اگر برای موضوع «en:Sodomy» برابر «سودومی» بگذاریم، پس برگردان «لواط» به انگلیسی چی میشود؟ -- آرمانب ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)

Clear and Present Dange[ویرایش]

لطفا برای واضح و خطر موجود نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۰۹ (UTC)

@Behnam mancini: بهنام عزیز، با درود، Clear and Present Dange یک اصطلاح فنی و رایج در نظام حقوقی آمریکاست که در جریان جنگ جهانی اول وضع شد. بر اساس این قانون، شرایطی وجود دارد که مطابق آن، می‌توان محدودیت‌هایی بر اصلِ اولِ قانونِ اساسیِ آمریکا (یعنی آزادیِ بیان) اعمال کرد و آن هنگامی است که گفتنِ حرفی یا بیانِ موضوعی، امنیت عمومی مردم جامعه را تهدید کند. ترجمهٔ این عبارت حقوقی این است: «خطر فوری و آشکار» و یا به عبارت بهتر «تهدید فوری و آشکار». نام این فیلم هم برگرفته از این اصطلاح حقوقی است و با توجه به مفاد آن، موردِ دوم یعنی «تهدید فوری و آشکار» معادل بهتری برای آن است. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۱۸ (UTC)
باتشکر از شما منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)

District[ویرایش]

درود؛ صفحات پیرو [[رده:بخش‌های ژاپن]] بنا بر ترجمه District هم نام منطقه و هم ناحیه و هم بخش دارند که بهتر است یکسان‌سازی انجام شود و در ازای District تنها یکی از سه معنی بکار برده شود، کدام را پیشنهاد می‌کنید. با تشکرRoozitaa (بحث) ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۱۵ (UTC)

به نظر من و با توجه به معنای گون (تقسیمات کشوری)، معادل «بخش» برای آن مناسب تر است. در کشور ما هر شهرستان از چند بخش مجزا و یک شهر مرکزی تشکیل می شود، و با توجه به اینکه گون مجموعه ای از روستاها و شهرهای کوچک است و شامل شهرهای بزرگ نمی شود، به نظر من بخش برای آن مناسب تر است.
در مورد district کاملاً نظر درستی دارید که معادل فارسی در مقالات باید یکسان سازی شود. بهتر است از متخصصان زبان در این زمینه سوال پرسید ولی به نظر شخص بنده «ناحیه» مناسب تر به نظر می رسد.Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۱۸ (UTC)

Getting Straight[ویرایش]

در صورتی که ترجمه این نام به گرفتن مستقیم اشتباه است ،لطفا نام بهتر پیشنهاد کنید Behnam mancini (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۷ (UTC)

«مستقیم رفتن» --دوستدار ایران بزرگ ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۰ (UTC)
@Behnam mancini: بهنام گرامی، در زبان انگلیسی، Getting Straight اصطلاحی است به معنای «مطلبی را روشن کردن» یا «موضوعی را روشن کردن» (مراجعه کنید به فرهنگ اصطلاحات انگلیسی؛ دکتر محمدرضا باطنی و همکاران). من فیلم را ندیده‌ام اما با توجه به خلاصهٔ داستان، «درک روشن» یا «روشنگری» معادل‌های مناسبی برای آن باشد. با احترام --Tisfoon (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۳:۳۸ (UTC)
این اصطلاح معانی بسیاری دارد ولی با توجه به خلاصه ی فیلم «سر به راه شدن» ترجمه ی صحیح آن است. Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۰۴ (UTC)
موافق نیستم. معنایش چه بر اساس واژه‌نامه‌ها و چه بر اساس موضوعِ فیلم، همان است که عرض کردم. هری و دوستان جوانش ظاهراً درک روشنی از ارزش‌هایی که بدان معتقدند ندارند. او دیگر مطمئن نیست که عاملِ این اعتراض‌ها و تشنج‌ها، شورجوانی و دانشجویی و جوگیریِ دسته‌جمعی آنان است یا آنکه واقعاً به‌کارهایی که می‌کنند اعتقاد راسخ دارند و اصلاً می‌دانند به دنبال چه چیزی هستند یا خیر؟ و سرانجام اینکه معنای آن ارزش‌ها دقیقاً چیست؟:
Harry is forced to question his values in relation to this. At the height of the rioting he concurs with Jan that "getting straight" is more important than unprotesting acceptance of the educational establishment.
--Tisfoon (بحث) ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۱۱ (UTC)


درود. در این مورد بیشتر مفهومِ؛ (One's "getting straight" with himself : با خود سر راست بودن) مطرح است، و بر این پایه، به باور من «درک روشن» حتی بهتر از «روشنگری» است. البته در مورد «هری»؛ با توجه به موضوع و تاریخ فیلم و اینکه هری دانشجویی است که تاکنون در اعتراض‌ها شرکت نمی‌کرده، «هری» دیگر مطمئن نیست که دیدگاه او در این باره صددرصد درست و نظر دیگر دوستانش کاملاً اشتباه باشد. نیاز به «درک روشن» یقینی است که او در این مرحله به آن رسیده‌است. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)

تیسفون گرامی، اتفاقاً بخشی که ذکر کردید دقیقاً همسوی ترجمه ی من است. فکر می کردم واضح است برای همین بیشتر توضیح ندادم. موضوع فیلم کلاً این است که آیا باید برای رسیدن به خواسته ها در برابر بنیان قدرت شورش کرد یا اینکه حفظ نظم مهم تر است و برای حفظ آن باید سر به راه شد؟ که اتفاقاً فیلم برخلاف نامش معتقد است که «نباید» سربه راه شد. ظاهراً در دهه ی هفتاد و دهه ی گذار از هیپی بازی این مبحث بسیار داغ بوده! آنچه مد نظر شما و دوستمان Mpj7 است و باعث شده عنوان فیلم را به «درک روشن» یا همچین چیزی ترجمه کنید آن است که getting straight را با getting something straight اشتباه گرفته اید. واژه نامه ی مورد استفاده ی شما نیز به دومی اشاره داشته و نه اولی. فیلم درباره ی کسانی نیست که درک روشنی ندارند. اتفاقاً دو طرف دعوا کاملاً درک روشنی از عقایدشان دارند! یک طرف تتمه ی نیکسونی ها هستند و طرف دیگر جوانان ایده آلیست. Farvardin (بحث) ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۴۲ (UTC)

Force 10 from Navarone[ویرایش]

آیا نیروی ۱۰ از ناوارون برای این فیلم ترجمه مناسبی است یا خیر؟Behnam mancini (بحث) ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۹ (UTC)

درود. بله به نظر من همین نام مناسب است.-- Mpj7 (بحث) ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۳:۱۸ (UTC)
@Behnam mancini: بهنام عزیز، اگر من بودم، نام فیلم را «واحد ۱۰ از ناوارون» می‌گذاشتم. علتش آن است که در این فیلم «Force 10» نام یک واحدِ نظامی است و فی‌الواقع نام خاص است و نباید ترجمه شود. یعنی اگر اصرار بر استفاده از نامِ اصلی باشد، باید «فورس ۱۰ از ناوارون» یا «فورس تن از ناوارون» می‌گذاشتید که ناگفته پیداست، عباراتِ چندان مأنوس و گوش‌نوازی نیستند. به‌همین سبب، به نظر بنده، «واحد ۱۰ از ناوارون» ترجمهٰ شیوا و درست‌تری برای عنوانِ این فیلم است. با احترام Tisfoon (بحث) ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۲۸ (UTC)
درود دوباره. در شیوایی و درست‌تری واحد تردیدی نیست ولی از آنجا که در ویکی‌فا یگان به کار رفته شاید بتوان از یگان ۱۰ از ناوارون هم استفاده کرد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۰۷ (UTC)
باتشکر از دوستان واحد ۱۰ از ناوارون به صورت تغییر مسیر افزوده شد و همچنین به یگان ۱۰ از ناوارون منتقل نمودم Behnam mancini (بحث) ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۳۶ (UTC)

Fellatio، Handjob، Frot، Micropenis و Mammary intercourse[ویرایش]

برای انتخاب نام بعضی از موضوعات سکس‌شناسی مناقشه‌ای وجود دارد، یکی از دوستان درخواست کرد در اینجا مطرح شود؛ لطفا اگر به منابع معتبر دسترسی دارید حتی‌الامکان در نظرخواهی مطرح کنید: en:Fellatio: نظرخواهی، en:Handjob: نظرخواهی، en:Frot: نظرخواهی، en:Micropenis: نظرخواهی، en:Mammary intercourse: نظرخواهی -- آرمانب ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۴۶ (UTC)

نظر ویکی‌مصطفا[ویرایش]

در درجهٔ نخست منابع معتبر (فرهنگ هزاره به‌خصوص) چک شوند، اگر معادل مناسب یافت نشد انتخاب من اینهاست:

یک نکته. "آمیزش جنسی دهانی" یا "آلت لیسی" یا "سکس دهانی" اعم از "ساک زنی" است و اینجا به اشتباه تغییرمسیر "آمیزش جنسی دهانی" قرار گرفته است. "آمیزش جنسی دهانی" شامل "ساک زنی" (قضیب لیسی) و "کس لیسی" (فرج لیسی} می‌شود. ساک زنی فقط به "لیسیدن آلت مرد" می‌گویند و نه به لیسیدن آلت زن. دیاکو « پیام » ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC)

استفاده از کلمات ک دار به عنوان معادل این اصطلاحات به نظر من اصلاً مناسب نیست. این کلمات در زبان انگلیسی اصلاً بار معنایی زننده یا زشت ندارند و به اصطلاح slur محسوب نمی شوند در حالی که کلماتی مانند کیر یا کس کاملاً بار معنایی زننده ای دارند. به عنوان مثال معادل فارسی penis هرگز کیر نیست بلکه آلت یا آلت مردانه است. همان طور که معادل فارسی کلمه ی Dick نیز آلت نیست و کیر است چون این کلمه در زبان انگلیسی بار معنایی زننده دارد و معادل فارسی آن نیز باید گویای این زنندگی باشد. Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۰۰ (UTC)

Carbon Copy[ویرایش]

آیا کپی کربن ترجمه مناسبی برای فیلم است یا خیر ؟ لطفا نام مناسب پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۷ (UTC)

در ویکی‌پدیا که از رونوشت کاربنی استفاده شده. Wikimostafa (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۱۶ (UTC)

باتشکر به رونوشت کاربنی منتقل شد Behnam mancini (بحث) ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۶ (UTC)

درخواست کمک در ترجمه[ویرایش]

"It was the image of a man walking across the desert and he's pulling a little Radio Flyer red wagon, and in it there's a little girl about 3 years old, and there's a boy walking behind him, and these three people are walking across the desert.

درود، ممکن است خواهش کنم ترجمه صحیح کلمات بولد شده را در نوشتهٔ بالا بفرمایید. سپاس فراوان.Nargess.n (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۵۴ (UTC)

radio flyer نام یک کمپانی سازنده ی اسباب بازی است که بیشتر به علت تولید ماشین های اسباب بازی اش مشهور است. ترجمه ی عبارت مورد نظر شما می شود: «تصویر یک مرد بود که از میان صحرا می گذشت و یک ماشین اسباب بازی قرمز را می کشید، و داخل آن یک دختر کوچک حدود 3 ساله بود، و یک پسر پشت سرش راه می رفت، و این سه نفر از وسط صحرا عبور می کردند.» اگر متن از یک فیلم یا سریال است به نظر من نیازی به اضافه کردن نام کمپانی سازنده ی اسباب بازی نیست چون برای مخاطب ایرانی مفهوم خاصی ندارد و تنها سردرگم کننده است ولی برای مخاطب خارجی تداعی گر نوع خاصی از ماشین اسباب بازی خواهد بود. Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۵۲ (UTC)

Heart Condition[ویرایش]

آیا وضعیت قلب ترجمه مناسبی است؟ ،لطفا ترجمه بهتر را پیشنهاد دهید Behnam mancini (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۴۲ (UTC)

این عبارت به معنی "بیماری قلبی" است. دیاکو « پیام » ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۲۲ (UTC)
درود. همان‌گونه که می‌قرمایند تقریباً همیشه منظور از heart conditions بیماری‌های قلبی است؛ ولی در این مورد بخصوص، در این فیلم کمدی، تا اندازه‌ای همان «وضعیت قلبی» و یا «شرایظ ویژه قلبی» را پیشنهاد می‌کنم: (یک پلیس جدی و متعصب که به دلیل سیگار مشروب و پرخوری از ناراحتی قلبی رنج می‌بَرد، به شدت از رفتار یک وکیل نیمه دیوانه بیزار و متنقر است. به دنبال یک تیراندازی؛ وکیل به ضرب گلوله مجروح می‌شود و آن پلیس در مسیر رفتن به محل و رسیدگی به آن قتل دوچار حمله قلبی می‌شود. وقتی که در بیمارستان به هوش می‌آید درمی‌یابد که اکنون با قلب و روحیات یک دیوانه در سینه‌اش؛ به عنوان یک همدم همیشگی، ناچار است برود و قاتل را پیدا کند!).-- Mpj7 (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۲:۴۳ (UTC)
مشکل قلبی مناسب تر نیست؟ Farvardin (بحث) ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۴۷ (UTC)
باتشکر از دوستان گرامی عنوان بیماری قلبی را به صورت تغییر مسیر افزودم و همچنین به عنوان جدید شرایط ویژه قلبی منتقل کردم Behnam mancini (بحث) ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۱۲ (UTC)
@Behnam mancini: «مشکلات قلبی» بهتر است و رایج هم هست. با اجازه منتقل کردم — حجت/بحث ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۲۳ (UTC)
پی‌نوشت: جستجوی برخط نشان داد که فیلم در ایران با اسم «قلب اجاره‌ای» شناخته می‌شود. (مثلاً جام جم را ببینید). اگرچه ترجمهٔ واژه به واژه نیست، اما چون در ویکی مبنا ترجمهٔ موجود است، آن را استفاده کردم. — حجت/بحث ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۱:۲۶ (UTC)

درخواست نظر[ویرایش]

درود،

ترجمه رده‌های فهرست‌شده ذیل این رده، اشتباه به نظر می‌رسد (نظیر رده:پرندگان مهم محدوده استرالیا‏ در برابر en:Category:Important Bird Areas of Australia). نظر من در این مورد ذکرشده «نواحی مهم پرنده‌خیز استرالیا» است. لطفاً نظر دهید؟ با سپاس --  بحثKOLI  ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۱۰ (UTC)

با سلام. ایرادتان صحیح است. IBA اصطلاحی است که مربوط به ناحیه ها می شود و نه پرندگان. برای اینکه یک ناحیه IBA محسوب شود باید با معیارهای بین المللی خاصی مطابقت داشته باشد. به هر جهت، ترجمه ی آن رده مربوط به نواحی ای می شود که پرندگان در حال انقراض یا تحت نظارت در آن زندگی می کنند و نه خود پرندگان. Farvardin (بحث) ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۶:۲۳ (UTC)

گلدزمید یا گلدسمید یا گلدسمیت[ویرایش]

سلام خدمت دوستان. این نام Frederic John Goldsmid در فارسی به صورت گلدسمیت ترجمه شده و حکمیت یا قرارداد گلدسمیت که عاملش همین فرد بوده، به صورت گلدسمیت نویسه‌گردانی شده. گمان من این است که «ت» آخر نام اشتباه است. لطفاً نظر دهید. سپاس‌گزارم. mOsior (بحث) ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۵:۰۷ (UTC)

گلدزمید که هیچ، چون تلفظ S بعد از d س است و نه ز. به نظر من احتمالاً گلدسمید صحیح است. Farvardin (بحث) ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۰۹ (UTC)
نامهای رایج گلداسمیت و گلدسمیت است. -- Hootandolati(بحث) «پنجشنبه،۵ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۷ (ایران)» ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۰۷ (UTC)
نام یک خاندان سرشناس با تبار یهودی هلندی است، فکر می‌کنم همان نویسه‌گردانی رایج مناسب باشد: گلدسمیت. بد نیست [۱] را هم بنیوشید!__Âriobarzan ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۲۲:۱۵ (UTC)
درستش "گلدسمید" است. "گلدسمیت" نویسه‌گردانی نام Goldsmith است. دیاکو « پیام » ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۸:۲۲ (UTC)
گلدزمید. تلفظ S بعد از d در انگلیسی اتفاقاً ز است نه س. --1234 (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۴۵ (UTC)

Virtuosity[ویرایش]

این عنوان ذوق هنرپیشگی ترجمه شده است، اگر صحیح نیست نام مناسب پیشنهاد دهید باتشکر Behnam mancini (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۴۸ (UTC)

چیره‌دستی. Wikimostafa (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۷:۵۴ (UTC)

The Preacher's Wife[ویرایش]

ترجمه صحیح همسر واعظ است یا همسر کشیش؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۹:۳۱ (UTC)

واعظ خوب است. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۰۵ (UTC)

Fundraising[ویرایش]

درود بر مشارکت‌کنندگان گرامی این بخش؛
با توجه به محتوای نوشتار، آیا عنوان جذب سرمایه مناسب است؟ -- بحثKOLI  ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)

نه. سرمایه برای بیزنس است. به نظرم عنوان مقاله بشود کمک مالی. نیازی هم به «جمع‌آوری» یا «گردآوری» نیست. ‏4nn1l2 (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۶:۱۴ (UTC)
"کمک مالی" یک مفهوم خیلی کلیست و نمی‌تواند معادل خوبی برای Fundraising باشد. دیاکو « پیام » ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
درود. «جمع‌آوری اعانه» شاید معادل بهتری باشد. -- Mpj7 (بحث) ‏۲۳ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۹:۳۳ (UTC)