پرش به محتوا

ویکی‌پدیا:تابلوی اعلانات منابع معتبر

افزودن مبحث
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
آخرین نظر: ۱۴ روز پیش توسط Wahbarz01 در مبحث اعتبار رویداد 24

در این صفحه کاربران می‌توانند در مورد اینکه آیا یک منبع معتبر است پرسش کنند، و کاربرانی علاقمند به موضوع منبع دهی به پاسخ به پرسش‌ها می‌پردازند.

رهنمودی که بیش از همه به موضوع اینکه آیا یک منبع قابل اعتماد هست یا نه ویکی‌پدیا:منابع معتبر است. سیاست‌هایی که به‌صورت مستقیم به بحث مربوط می‌شوند ویکی‌پدیا:دیدگاه بی‌طرف، ویکی‌پدیا:تحقیق دست‌اول ممنوع و ویکی‌پدیا:اثبات‌پذیری هستند. برای پرسش دربارهٔ سیاست‌های منبع دهی مستقیماً به این صفحه بحث بروید.

دقت کنید که این صفحه محلی برای بحث‌های کلی، یا اختلافات محتوایی نیست. در اینجا بحث مشخصاً دربارهٔ منابع باید باشد، و نه مقاله‌ها. پرسش‌های کلی راجع به اینکه «کدام منابع در فلان مقاله قابل اعتماد هستند» ممکن است فرای قلمرو این صفحه باشد، و باید در صفحه بحث مربوطه مورد بحث قرار بگیرد.

لطفاً موضوع‌های جدید را در بخش جدیدی مطرح نمایید. هنگامی که موضوعی حل شد به آن برچسب {{شد}} بزنید.

مدخل توران در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

[ویرایش]

سلام. یک کاربر مدعی شده قسمی از مدخل توران در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (که این مدخل را علی کرم همدانی نوشته است) نامعتبر است. چون ارجاع درون مدخل، متواتر نیست بین مورخین اسلامی... برای من سوال هست که آیا بخشی از مدخل دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ممکن است نامعتبر باشد؟ Hulu2024 (بحث) ‏۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۰۹ (UTC)پاسخ

در ویکی‌پدیا همیشه حق با منابع معتبر است. تنها در صورتی حق با اوست که ادعایش را با ارجاع به منابع معتبرتر بیان کرده باشد. محک 📞۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۰۱ (UTC)پاسخ
@محک: هر منبع خاصی را می‌توان زیر سؤال برد و به چالش کشید، کاربرد این تابلو همین است. آرامش (بحثمشارکت‌ها)۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۰۱ (UTC)پاسخ
 آرامش گرامی: صحیح. و البته به چالش کشیدن راه و روشی دارد که بنده آن را هم عرض کردم. محک 📞۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۰۷ (UTC)پاسخ
@محک: به نظرم در همهٔ موارد نیاز به استفاده از منابع دیگر نیست. باید همهٔ احتمالات در نظر گرفته شود. می‌توان با استدلال و دلایل منطقی هم اعتبار منابع را رد کرد. هیچ‌کدام از منابع مقدس نیستند و نباید تعصب داشته باشیم. آرامش (بحثمشارکت‌ها)۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۱۱ (UTC)پاسخ
در ویکی‌پدیا منبع معتبر بالاتر از آنچه می‌دانیم است. پس چیزی که یک منبع معتبر می‌گوید صحیح است مگر منبع معتبرتری بگوید که نیست. حتی در این صورت هم منبع معتبر نخست لزوما پاک نمی‌شود بلکه دو دیدگاه در کنار هم می‌آیند و فقط از حالت فکت خارج می‌شود.
مثلا در مقاله اسپهبد خورشید یک منبع معتبر ولی قدیمی ارجاع شده که می‌گوید دو شخص با این نام در تاریخ وجود داشتند. این ادعا برای من به وضوح غلط است ولی این جمله را حذف نکردم یا حتی نادیده نگرفتم زیرا از دهان یک منبع معتبر درآمده فلذا ذاتا ارزش دارد. پس چه کردم؟ منبع جدیدی افزودم که خلاف این را ثابت می‌کند و هر دو جمله را از حالت فکت خارج کردم. یعنی نوشتم به نظر فلانی دو اسپهبد خورشید داریم ولی بهمانی به چنان دلیل، این نظر را اشتباه می‌داند.
هیچ چیز برای من مقدس نیست، ولی ضوابطی هست که معیار عمل دانشنامه‌نویسی است و از باور شخصی و سلیقه بهتر جواب می‌دهد. محک 📞۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۱۰ (UTC)پاسخ
البته یک تبصره هم داریم؛ ادعای بزرگ منبع بزرگ می‌خواهد. مطلبی که با عقل جور در نمی‌آید را بهترست به صورت نقل‌قول (و نه فکت) بنویسیم. محک 📞۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۱۴ (UTC)پاسخ
  • @Aramesh.aram: من در بحث های جناب محک تعصبی ندیدم. ضمن اینکه "منطق" دو دو تا چهارتا نیست و آدمها می توانند منطقی متفاوت از یکدیگر داشته باشند و چیزی که برای گروهی منطقی است، برای گروهی دیگر می تواند غیرمنطقی باشد. طبعا اگر اجماع باشد، می توان روی اعتبار منابع به نتیجه رسید، اما در نبود اجماع، فقط منابع می تواند مبنای داوری ما نسبت به اعتبار ادعاها و منابع دیگر باشد. @Hulu2024: آیا در منابع تخصصی یا آکادمیک نقدی به مدخل یا خود دایره المعارف وجود دارد؟ نویسنده مدخل چه؟ محتوای مدخل با منابع قوی آکادمیک تناقض دارد؟ فرهنگ2016 (بحث) ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۳۵ (UTC)پاسخ
@فرهنگ2016: آن کاربری که گفته‌ام، هیچ منبع دانشگاهی معرفی نکرد که این مقاله را نقد کند. خودش استدلال می‌کرد که مقاله بی اعتبار است. می‌گفت چون فلان روایت تواتر تاریخی ندارد، پس معتبر نیست.--Hulu2024 (بحث) ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۵:۰۸ (UTC)پاسخ
@Hulu2024 در پاسخ به او بفرمایید ویکی‌پدیا یک سایت نامعتبر است و اعتبار لازم برای نقد دانشنامه اسلام را ندارد. چنین یافته‌ای را باید با منابع سرشناس‌تری، اعم از ژورنال‌ها و انتشارات پژوهشی یا دانشگاهی درمیان بگذارد. ما که هیئت علمی یا ویراستار دارای مدرک مرتبط نداریم که بین ایشان و منبع قضاوت کنیم؛ برود جایی که چنین مقتضایی داشته باشند. در سایت نامعتبر ما فقط ادعاهای منابع دیگر بازتاب می‌یابد. محک 📞۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۴۳ (UTC)پاسخ
@محک: البته ما درباره مقاله توران در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی حرف می زنیم، نه دانشنامه اسلام. البته این کاربر مذکور به دلیل جنگ ویرایشی (یک هفته) بسته شده است. من به مدیران گفتم بروند این کاربر را توجیه کنند، ولی ظاهراً هیچ مدیری وقت یا انگیزه ش رو نداشت. گفتم این بحث رو اینجا باز کنم تا کاربر مذکور، نظرهای کاربرهای دیگر را هم بخواند. Hulu2024 (بحث) ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۵۳ (UTC)پاسخ
اگر منبع معتبر ثانویه دیگری این دیدگاه را به چالش می کشد هر دو ذکر شوند. اگر این دیدگاه با اجماع اکثریت منابع معتبر در تضاد است درج نشود ولی این باید نشان داده شود. 1234 (بحث) ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۵۴ (UTC)پاسخ
@Aramesh.aram نمی‌خواهم بحث را فلسفی‌اش کنم ولی در همان منطق، حقیقت با واقعیت فرق دارد. از دیدگاه یک نفر شق‌القمر حقیقت است و در نظر دیگری خیر. واقعیت گرچه یکتاست ولی آنچه درباره‌اش صحبت می‌شود حقایق نام دارند و قابل خطا و تفاوت هستند. (مثل داستان فیل و کوران مثنوی.)
لذا منطق نمی‌تواند همیشه ثابت کند «حق» با کیست؛ که اگر می‌توانست، در جوامع دانشگاهی آنقدر بین علما اختلاف نظر نمی‌بود. در نتیجه برای یک محل بی‌طرف که می‌خواهد اکیدا جانبداری نکند، باید معیاری جدا از منطق داشته باشیم. این معیار بر اساس عقل فردی یا جمعی کاربران نمی‌تواند باشد چون که هر کسی حقیقت را به شکلی می‌بینند و نظرگاه خودش را غیرقابل انکار می‌داند. محک 📞۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۲۰ (UTC)پاسخ
@محک: منطق ارتباط مستقیم با فلسفه دارد. اختلاف نظر در خیلی مواقع اگر درست مدیریت شود، مفید است. ما این موضوع را در اختلافات کوچک و بزرگ دیده‌ایم، در سطح یک خانواده گرفته تا در سطح جهان. من آنچه درباره تفاوت واژه‌های واقعیت و حقیقت گفتید را می‌پذیرم. البته هرکس که بگوید «فقظ نظر من درست است و تمام»، اصلاً عقل سلیم ندارد. ما اعتبار ۱۰۰ درصدی را در هیچ روشی نمی‌توانیم ببینیم، نه در استناد به منابع نه در استدلال کردن و دلیل آوردن؛ در همان نخست هم من گفتم «باید همه احتمالات را در نظر بگیریم»، یعنی همیشه قرار نیست یکجور عمل کنیم چون در همهٔ روش‌ها در هر موقعیت خاصی، احتمال خطا وجود دارد. آرامش (بحثمشارکت‌ها)۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۴:۰۷ (UTC)پاسخ
متاسفانه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، در حال حاضر برخلاف اسمش نه دائرةالمعارف است و نه بزرگ، بیشتر همان اسلامی است. مشکلات نوشتاری بسیاری دارد و در خیلی از موارد می توان نقل قول های معتبر دیگری یافت که با این نوشتار در تضاد هستند. اگر منابع معتبر دانشگاهی باشند که برخلاف دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نظر داده اند از دید من معتبر تر هستند. -- HootanDolati(بحث) «سه‌شنبه،۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۶ (ایران)» ‏۲۰ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۶ (UTC)پاسخ
@Hootandolati اگر منظورتان سکولار نبودنش است، منم با شما موافقم. ولی خب کاری نمی‌شود کرد. جدیداً خاورشناسی به دیدگاه تنوع‌نگری روی آورده و می خواهد همه دیدگاه ها را پوشش دهد. شما دانشنامه اسلامیکا که توسط انتشارات بریل چاپ می‌شود، ترجمه انگلیسی همین دانشنامه است، را هم نگاه کنید. Hulu2024 (بحث) ‏۲۰ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۱۳ (UTC)پاسخ
جدا از بحث سکولار نبودن و ... متاسفانه دانشنامه ای نیست. ارجاع درون متنی در مورد یک موضوع برای اثبات خودش امری غیر دانشنامه ای است. مثلا برای اثبات پیامبری محمد بی معنی است که بگوییم قران گفته او پیامبر است. بریا کسی که مسلمان نیست چرا باید قران خحت باشد که این امر را قبول کند. متاسفانه این مجموعه پر از چنین ارجاعاتی می باشد. بحث نه تنوع است و نه دیدگاه های مختلف مثلا برخی از ترایخ نگاران امروزه این داستان و حتی خلفای راشدین را هم امری اسطوره ای می دانند . طبعا این می شود تنوع دیدگاه . اما تاریخ نویسی و دانشنامه نویسی با این روش که مجموعه در پیش گرفته و دیگر آن بزرگان اولیه این کار نیستند راهی به سوی اشتباه در پیش دارد. -- HootanDolati(بحث) «سه‌شنبه،۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۰ (ایران)» ‏۲۰ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۲۰ (UTC)پاسخ

آیا مطلب مورد نظر در تضاد با منابع معتبر متعدد دیگر قرار دارد؟ --1234 (بحث) ‏۲۰ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۲۸ (UTC)پاسخ

خیر. هیچ منبع آکادمیکی این نوشته (مدخل توران) را نقد نکرده بود. فقط یک کاربر ادعا داشت که منبع نامعتبر است. Hulu2024 (بحث) ‏۲۵ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۲:۲۴ (UTC)پاسخ

 نظر: پارسال چند نکته راجع به دائرةالمعارف بزرگ اسلامی را در اینجا لیست کردم که اگر چه مربوط به مقاله‌ای دیگر است ولی شاید بدرد این بحث هم بخورد. در قسمت آخر پیوند مکاتبه‌ام را با انتشارات بریل عینا نقل کرده‌ام. به دلیل وجود اشتباهات فاحش در مقاله مورد بحث، ایسلامیکا مقاله را از دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ترجمه نکرد و در ایسلامیکا نگنجاند. Tarikhejtemai (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۱ (UTC)پاسخ

ببخشید من در جریان این مقاله نبودم. Hulu2024 (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۵۶ (UTC)پاسخ

کردها نوادگان مادها

[ویرایش]

کتاب:

  • کردها نوادگان مادها - و. مینورسکی - ۱۳۸۲ نشر: ژیار ترجمه جلال جلالی‌زاده

کتابی به نام «کردها نوادگان مادها» در سال 1382 منتشر شده که به ولادیمیر مینورسکی اما انتشاارتش (ژیار) در سنندج است. من نمی‌دانم اصلاً مینورسکی در طول زندگانی‌اش چنین کتابی را به روسی یا انگلیسی منتشر کرده است یا نه، ولی در مقاله بیوگرافی ایشان در دانشنامه ایرانیکا به قلم کلیفورد ادموند باسورث، اصلاً اسم اسم اورجینال (یعنی روسی یا انگلیسی) ذکر نشده است. من حدس می‌زنم که این کتاب هم یک کتاب جعلی باشد که توسط پان‌کردها ساخته شده است، عیناً به سبک ذبیح‌الله منصوری که کارش چاپ کتاب‌های جعلی یا رمان‌سرایی به جای ترجمه مقاله و کتاب بود. چون معمولاً کتاب‌ها را می‌دهند یک ناشر مشهور تو تهران چاپ می‌کند، یا انتشارات دانشگاهی دانشگاه‌ها در هر استان ... نه اینکه یک ناشر تو سنندج. آیا کسی هست در دانشگاه‌های معتبر غربی، در دانشکده شرق‌شناسی‌ش تحقیق کند که این کتاب در کتاب‌خانه‌ش ذخیره گشته یا نه؟ تکلیف ما با نسخه فارسی چنین کتاب گمنامی چیست؟ به «لیست سیاه» ویکی‌پدیا برود؟ چون هیچ ایرانشناسی و زبان‌شناس و فیلولوژیستی تا به الان نگفته زبان کردی ادامه زبان مادی است، بلکه می‌گویند که ادامه زبان فارسی میانه است. Hulu2024 (بحث) ‏۸ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۱۰ (UTC)پاسخ

من یک لینکی در سایت گیسوم پیدا کردم (که متاسفانه وبسایت گیسوم در ویکی پدیا بلاک و تحریم است... برای دیدن اطلاعات بیشتر از سایت فریزپیچ، لینک زیرش یعنی «کردها نوادگان مادها» را کلیک کنید تا یک‌ضرب به لینک سایت گیسوم بروید). ظاهراً مترجم ایرانی از روی نسخه عربی و کردی ترجمه کرده است. معمای ما پیچیده تر شد. معلوم نیست در کدام کشوری (شاید کردستان عراق یا سوریه) این کتاب قبلاً چاپ شده بود. شک من بیشتر شده که یک پان‌کرد حرفه‌ای این کتاب را جعل کرده و به ناف شادروان مینورسکی بسته تا کسی به ادعای گفته شده در این کتاب شک نکند. Hulu2024 (بحث) ‏۸ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۲۵ (UTC)پاسخ
@Hulu2024 ممکن است که این کتاب، بخشی از یک کتاب دیگر مینورسکی باشد که مترجم آن را به صورت کتابی جداگانه درآورده و یک نام هم از خودش درست کرده و بر روی کتاب گذاشته‌است. باید کسی که آثار مینورسکی را مطالعه کرده، این را هم مطالعه کند تا متوجه شود قضیه به چه صورت است. راه بهتری به ذهنم نمی‌رسد. نه فقط این کتاب بلکه کتاب‌های دیگری نیز هستند که نسخه اصلی آن را نمی‌توانیم پیدا کنیم و اتفاقاً توسط یک انتشاراتی در یک شهر کوچک منتشر شده‌اند. در نهایت گمان می‌کنم اگر کتاب تماماً جعل باشد هم، تا وقتی به طور تخصصی و دانشنامه‌ای و... کسی این کتاب را زیر سوال نبرده‌باشد، ما به عنوان ویکی‌پدین نمی‌توانیم کاری بکنیم. در ضمن در میان صحبت شما یک ایرادی دیدم: از عنوان کتاب این را می‌توان برداشت کرد که نویسنده، کردها را از لحاظ تباری و نژادی در ادامه مادها به شمار آورده، نه لزوماً از لحاظ زبانی. Vajd (بحث) ۲۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)پاسخ
@Vajd من ویکی پدیای روسی رو هم بررسی کردم. هیچ کتابی با چنین عنوانی توش ذکر نشده . در بیوگرافی این فرد در دانشنامه ایرانیکا هم چنین عنوانی ذکر نشده است. نویسنده هم تست ژنتیکی نگرفته که بیاد بررسی کنه ببینه کردها واقعاً از تبار مادها هستند یا نه ؟ Hulu2024 (بحث) ۲۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۱۶ (UTC)پاسخ
@Hulu2024 همانطور که گفتم ممکن است گفتاری از یک کتاب مینورسکی باشد که مترجم صرفا آن گفتار و بخش را تبدیل به یک کتاب کرده‌است. تا خود کتاب را ندیده‌باشیم من و شما واقعا نمی‌توانیم درست درباره‌اش تصمیم بگیریم. Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)پاسخ
در مورد مترجم هم تحقیق کردم. ایشان گویا استاد دانشگاه هستند و در دانشگاه سنندج، فعالیت‌های فرهنگی بسیاری نیز داشته‌اند. Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)پاسخ
@Vajd به نظر من عنوان کتاب مشکل داره ... خود احسان یارشاطر گفته زبان آذری ادامه زبان مادی هست. حالا یک کتابی منتشر شده (که اصلاً معلوم نیست اصل و ریشه اش به چه ژورنالی و چه زبانی بر می‌گرده؟) که مدعی است که کردها بازماندگان مادها هستند. در حالی که از زبان مادی چند وام‌واژه بیشتر باقی نمانده است. Hulu2024 (بحث) ۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۰۰ (UTC)پاسخ

معتبر بودن فیگار

[ویرایش]

سلام. آیا https://figar.ir/ معتبر است؟ W7070 (بحث) ‏۱۰ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۳۸ (UTC)پاسخ

درود.جهت ارجاع خیرMohammad1473 (بحث) ‏۱۰ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۴۵ (UTC)پاسخ
من اولین بار است در عمرم که اسمش را می‌شنوم. از سایر کاربرهای خبره می خواهم که آنها هم نظرشان را بدهند. Hulu2024 (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۵:۳۲ (UTC)پاسخ

اعتبار پایگاه خردگان

[ویرایش]

درود. پایگاه خردگان یک پایگاه تاریخی است که اختصاصاً به تاریخ ایران باستان می‌پردازد. مقاله‌هایش نویسندگان مشخص (و بعضاً متخصص) و فهرست منابع نیز دارد (که همگی هم صحیح و معتبر هستند؛ مواردی را چک کردم). با این حال بحثی پیش آمد و سخن از این رفت که پایگاه فوق معتبر نیست. سیاست‌ها را خواندم ولی موردی که دقیق با موضوع مرتبط باشد ندیدم. محض اطمینان، لطفاً همکاران نیز نظر دهند که آیا مثلاً این مقاله‌اش برای منبع نامعتبر است؟ به درود.𝓕𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭۱۳ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۰۶ (UTC)پاسخ

@FarhadParsi نویسندگان این مقاله‌ای که لینک دادید، مجید خالقیان، حسین کیوانی هستند که سرشناس نیستند. ویراستارش هم مشخص نیست. بهتر است از این سایت استفاده نکنید. Hulu2024 (بحث) ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۱۳ (UTC)پاسخ
@Hulu2024 «سرشناسی» و «ویراستار داشتن» معیارهای اعتبار پژوهش نیستند. شمار منابعی که دارای دو مورد بالا باشند فوق‌العاده اندک است. به علاوه من نگفتم «سرشناس» گفتم «مشخص و بعضاً متخصص». یعنی حداقل معلوم است مطالب را چه کسی نوشته. یک نگاه به منابع مقاله مثلاً ابراهیم رئیسی بیندازید. فکر می‌کنید چندتا از آنها معلوم است نویسنده‌شان کیست؟ بیشتر خبرها نه نویسنده دارند نه معلوم است چه کسی پشت سیستم آنها را بازبینی کرده و بیشترشان هم اطلاعات بدون منبع ارائه می‌دهند. منتها چون اینها در یک خبرگزاری منتشر شده می‌شوند معتبر! الان تفاوت پایگاه تاریخی بالا با ایرانیکا فقط تخصص نویسندگانش است که خب در صورت وجود منابع معتبر مشکلی ایجاد نمی‌کند. تفاوت دیگری احساس نمی‌کنم. لطفاً اگر منع خاصی به ذهن‌تان می‌رسد پیوند رهنمودش را بدهید تا چک کنم.𝓕𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭۱۴ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۱۵ (UTC)پاسخ
@FarhadParsi عزیزم سر ویراستار دانشنامه ایرانیکا احسان یارشاطر بود که بعد از استعفایش (چند سال قبل از مرگش) و الان التون دانیل ویراستار ایرانیکا هستند که این افراد دست تنها نیستند و هیئت مشورتی دارند که از اونها می پرسند بهترین فرد برای نگارش مقاله در زمینه‌ای، چه کسی می‌تواند باشد. این اشخاصی که نام بردید، مرا یاد فریدون جنیدی انداخت که در زمینه ایرانشناسی کار می‌کند، ولی فکر نمی‌کنم معتبر باشد. بهتر است دی ویکی پدیای انگلیسی بپرسید که 2 نفر فارغ التحصیل دانشگاه یک وبسایتی را راه انداختند و بدون داوری همتا به صورت آنلاین مقاله می‌نویسند. استفاده از وبسایتشان ایراد دارد یا خیر. چون در ویکی پدیای انگلیسی، نویسندگان حرفه‌ای زیاد هستند و می‌توانند مشاوره دهند به شما. Hulu2024 (بحث) ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۳۲ (UTC)پاسخ
@FarhadParsi در ضمن بهتر است این رهنمود هم بخوانید. Hulu2024 (بحث) ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۳۴ (UTC)پاسخ
دوست عزیز این مواردی که دارید می‌گویید معیارهای یک دانشنامه هستند. مگر منبع فوق دانشنامه است؟ چه کسی گفته برای اعتبار یک منبع باید نویسنده‌اش سرشناس باشد؟ این همه مقاله و پژوهش در ویکی استفاده شده چند درصدشان نویسنده سرشناس دارد؟ از کجا نتیجه گرفتید این پایگاه را «2 نفر» راه انداختند؟ در بخش معرفی پایگاه آمده که سال‌ها پیش «با همکاری و هم‌اندیشی کانون دانشجویی ایران‌شناسی دانشگاه تهران و با گردهمایی چند تارنگار و تارنمای با سابقه، همچون هفت کشور و پردیس اهورا» ایجاد شده است. همچنین آمده که مقاله‌هایشان توسط تیم پایگاه بررسی می‌شود. نویسنده مقاله مجید خالقیان که نام بردید کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه تهران دارد. الان این شخص غیر معتبر است؟ مگر امثال احسان یارشاطر هم زمانی از همین تحصیل‌کنندگان دانشگاهی نبودند؟ از مثال ایرانیکا که زدم فقط منظورم کیفیت مقاله بود. به عبارتی چرا مقاله‌ای که توسط یک پژوهشگر تحصیل کرده و با ذکر منابع معتبر نوشته شده باید نامعتبر تلقی شود؟ آن پیوندی که دادید یک انشاء است. کجایش رهنمود است؟ «بهتر است دی ویکی پدیای انگلیسی بپرسید» مگر ویکی فارسی خالی از کاربران آگاه هست که بروم از کاربران انگلیسی پرسش کنم؟ چرا از این صدها کاربر فعالِ ایجا کسی نظر نمی‌دهد؟ هم‌نظری نمی‌کنیم بعد انتظار داریم دانشنامه پیشرفت کند...𝓕𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭۱۷ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۱۰ (UTC)پاسخ
آقا من دارم می‌گم که دانشنامه انگلیسی، خیلی پر و پیمون تر از دانشنامه فارسی کاربر حرفه ای دارند. آمریکا + کانادا + استرالیا + انگلیس بیشترین دانشگاه های برتر جهان (در رنکینگ جهانی بهترین دانشگاه‌های جهان) دارند. دانشجوهاشون احتمالاً وقت آزاد می گذارند در ویکی پدیا می نویسند. ما تازه با کلی ربات رانی (ساخت مقاله با ترجمه رباتیک) توانستیم یک میلیون مقاله بسازیم و رکورد بزنیم. اونها (دقیق نمی دونم) شاید 4 میلیون مقاله دارند... اون هم نه مقاله رباتیک ساخته یا مقاله خرد (شاید 2 خطی). جمعیت این 4 کشور نام برده شده خیلی خیلی بیشتر از جمعیت کشورهای فارسی زبان (ایران+افغانستان+تاجیکستان) است. ببینید که اونها تکنولوژی های نابی دارند که ما نداریم. چرا ابا دارید که بروید از آنها بپرسید. باید اعتراف کنیم که در دانش و تکنولوژی اونها از ما جلوتر هستند. در مورد احسان یارشاطر، خب دانشجوهای تحصیلات تکمیلی موقعی که می خواهند مقاله در دوران دانشجویی چاپ کنند، با اشتراک اسم استاد دانشگاهشان چاپ می کنند. بعدش هم یارشاطر هم مقالاتش و کتاب هایش توسط انتشارات معتبر چاپ شده. در خارج هم شما نگاه کنید، انتشارات آی بی تورس، بریل، مکمیلان و خیلی انتشارات معتبر دانشگاهی وجود دارند که خریدار کتاب هایشان، مطمئن هستند که قطعاً کتاب باید معتبر باشد. بعد شما لطفاً ویکی‌پدیا:نظریه‌های حاشیه‌ای را که در زبان انگلیسی به دیدگاه فرینج معروف هست هم بخوانید. از کجا معلوم مقاله این دو نفر، دیدگاه فرینج نباشد؟ برای مثال نویسنده این مقاله نوشته است: «... بعد از آنکه کوروش در جنگ با ماساژت‌ها، ‌اجداد مغول‌های امروزی در منطقه شمال شرق ایران زخمی‌ می‌شود و همان‌جا از دنیا می‌رود...» این مقاله ایسنا است که توسط دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تجدید چاپ شده ... نوشته که ماساژت ها مغول بودند... در حالی که ایرانشناس ها می گند که ماساژت ها هم ایرانی تبار بودند. خب طرف (نویسنده ایسنا) معلوم نیست آیا تاریخ خونده یا نخونده، گاف به این بدی داده ... حالا ایسنا که گناه خاصی نداره، چون سایت سیاسی است، تغییر نویسندگان دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است که مقاله او را در وبسایتشان قرار دادند. پس فردا یکی تو مقاله ماساژت ها بنویسه اونها مغول بودند و به این سایت استناد کند چی؟ همین دعوا را من در مقاله جندی شاپور با یکی دیگر از کاربرها دارم، من می گویم به استناد سه منبع دست سوم (دانشنامه)، جندی شاپور در خرابه ای در استان خوزستان است، طرف یک کتاب از یک نویسنده نامعلوم الحال آورده می گه که طرف ایرانشناسه و طبق کتاب های تاریخی می گه یکی از 3 شهرهای خوزستان (شوش، شوشتر، دزفول) همان جندی شاپور است. الان پروژه ارتقا مقاله جندی شاپور خوابیده... من می گم 3 تا دانشنامه دارم، طرف گوشش بدهکار نیست. Hulu2024 (بحث) ‏۱۷ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۳۰ (UTC)پاسخ
بیشتر شبیه یک سایت معمولی است. رفرنس نیست. اگر موضوعی را تقویت می کند استفادهشود اگر با منابع معتبر در تضاد است طبعا نه. منبع معتبر نیست. چون نه نویسنده های آن شناخته شده و ... هستند. نه ویراستاری خاصی دارد و نه بر بنیاد یک مجله علمی و پژوهشی درست شده و نه تمام مقاله ها دارای رفرنس هستند. مقاله های دارای رفرنس هم بیشتر شبیه مقالاتی هستند که نظرات در کنار هم برای تقویت نظر نویسنده گذاشته شده اند ساختار یک مقاله علمی را ندارند. -- Hootandolati(بحث) «یکشنبه،۲۷ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۶ (ایران)» ‏۱۷ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۰۶ (UTC)پاسخ
@Hootandolati درود. با کلیت سخن‌تان موافقم. قعطاً در حدی نیست که به تنهایی برای ادعاهای کلان از آن بهره برد. دانشنامه هم نیست و فقط یک پایگاه علمی هست. ویراستاری را بالاتر هم گفتم به این مورد مربوط نیست. اتفاقاً من که نگاه کلی انداختم اکثر مقاله‌ها فهرست منابع داشتند. شکل ارجاع‌دهی‌شان نیز مثل هم نیست؛ بعضی مفصل‌تر است بعضی کمتر. جالب است که در خیلی جا ها مثل ویکی‌پدیای خودمان از شیوه همپوشانی استفاده می‌کند و به مقاله‌های دیگر خودشان پیوند می‌دهند. برای همین فهرست‌های منابع‌شان تکراری نیست و کوتاه به‌نظر می‌آیند. با گفته آخرتان هم موافق نیستم. بالاخره هر پژوهشگری تلاش می‌کند منابعی را برای به ثبوت رساندن گفته‌هایش کنار هم قرار دهد. غیر از این است؟ ولی موافقم کیفیت منبع‌دهی مقاله‌ها بالا نیست. اما روی هم رفته، این نقصان‌ها در حدی نیست که بتوان گفت مثلاً مقاله بالا نامعتبر است. ایرادهای جدی‌تری برای تایید این سخن لازم است.𝓕𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭۱۷ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۴۱ (UTC)پاسخ
لزوما داشتن منبع و رفرنس دلیل بر اعتبار نمی شود. یک متن برای اعتبارداشتن به عنوان علمی نیاز به ساختار دارد. کنار گذاشتن مطالب ولو دارای رفرنس دلیل ب این نمی شود که متن نوشته شده مقاله است. از دید من در تایید شاید بشود استفاده کرد ولی اینکه به تنهایی دارای اعتبار برای استناد باشد خیر. دانشنامه ای مانند دایرهالمعارف بزرگ اسلامی با وجود داشتن ویراستار با توجه به ایراداتی که امروزه بر این مجموعه وارد شده، دیگر چندان اعتباری نمی توان برای تمامی مقاله هایش قایل شد طبعا این سایت که جای خود دارد. -- Hootandolati(بحث) «دوشنبه،۲۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۳ (ایران)» ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۴۳ (UTC)پاسخ
درود. بنابراین تعریف شما از اعتبار متفاوت است. البته خودم هم با آن موافقم. منتها با این تعریف دایره انتخاب منابع‌مان بسیار کوچک می‌شود. متاسفانه باید بپذیریم که ما فارسی‌زبان‌ها شمار زیادی نویسنده و پژوهشگر و منبع قابل اعتماد نداریم. منابع داخلی همه جهت‌گیری‌های مذهبی و سیاسی دارند یا ناقص‌اند. بروید دانشنامه رشد را که می‌تواند بی‌طرف‌تر باشد ببینید چقدر نقص دارد. منابع خارجی هم فقط یک ایرانیکا هست و چند دانشنامه دیگر (که فارسی هم نیستند). عملاً هیچ منبع معتبری غیر اینها نداریم. پس به نظرم بهتر است سخت‌گیری نکنیم و اگر منبع قابل قبولی دیدیم با ارفاق بپذیریم. ویکی‌پدیا تابع منابع در خارج از خود است. اگر قرار باشد اینقدر سخت بگیریم همان باید در اینجا را تخته کرد؛ چون با فقدان منابع نمی‌توان دانشنامه را گسترش داد. من حتی شک دارم که بتوان ویکی‌پدیا را یک دانشنامه خواند! ولی به هر حال... مشتاقم ببینم همکاران با این موارد موافق‌اند یا نه.𝓕𝓪𝓻𝓱𝓪𝓭۱۹ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۲۲ (UTC)پاسخ
بزومی ندارد که از سایتها و ... استفاده کنیم . اینجا دانشنامه است. برای نوشتن مقاله باید از مقالات معتبر استفاده کرد فارسی نیست انگلیسی که هست. کار سختی هم نیست. در بدترین حالت می شود یا گوگل ترانسلیت کار کرد. بهتر است تا از سایتهای غیر معتبر و ... استفاده کنیم . در کنار رشد کمی باید رشد کیفی را هم در نظر بگیریم. اگر هیچ منبعی نیست یا کم است مانند موضوعات مربوط به افراد و احزاب و حوادث و مناطق در ایران طبعا از رسانه داخلی که حداقل نویسنده معین دراد استفاده می کنیم ولی در موارد مشخص که منابع بسیار وجود دارد چرا باید از این رسانه ها استفاده کنیم ؟ ضمن اینکه فقط ایرانیکا نیست. مقالات بسیار زیاد داوری شده در ژورنال های معتبر داریم. یا کتاب های منتشر شده توسط دانشگاه ها و انتشارات های معتبر. در فارس یهم از این منابع کم نداریم. از طریق کتابخانه ویکی می توان به تعداد زیادی از این منابع دسترسی داشت. -- Hootandolati(بحث) «دوشنبه،۵ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۷ (ایران۲۴ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۳:۱۷ (UTC)پاسخ

بررسی سرشناسی /jangaavaran.ir برای مقالات نظامی

[ویرایش]

لینک نیازمند بررسی و نظرخواهی که این لینک به عنوان یک منبع معتبر برای مقالات نظامی استفاده شود تصمیم گیری شود منابع این وبلاگ از کجاست برای ارتباط یک آدرس تلگرام ارایه شده است آن هم جای سوال دارد

با توجه به لینک زیر آشکارا است که وبسایت نیست و وبلاگ شخصی است

https://jangaavaran.ir/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/

لطفات نظرات خویش را در زیر بنویسید و اعلام نماید که یک منبع معتبر است یا نه (رای خودتان را نیز بی افزاید) Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۴۳ (UTC)پاسخ

@Luckie Luke گرچه من نویسندگانش رو نمی‌شناسم، ولی تحلیل هایش مشکلی ندارند. اگر مورد خاصی مد نظرتان هست، لینکش را بدهید تا بررسی شود. Hulu2024 (بحث) ۲۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۴ (UTC)پاسخ

@Hulu2024: موضوعات تخصصی باید منابع معتبر داشته باشد ضمنا این وبلاگ شخصی است وبلاگ در ویکی منبع محسوب نمی شود Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۷ (UTC)پاسخ

@Luckie Luke پس با این حساب باید فاتحه وبسایت های سیاسی و خبری را هم خواند، چون اونها هم شبیه همین وبلاگ های تحلیل نظامی عمل می کنند ! Hulu2024 (بحث) ۲۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۹ (UTC)پاسخ

@Hulu2024: وبسایت با وبلاگ فرق می کند Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۳۲ (UTC)پاسخ

اطلس زبان‌های ایران

[ویرایش]

سایت مربوط به مرکزی به سرپرستی اریک جان آنونبیِ زبان‌شناس است که با استفاده از منابع مختلف زبان‌شناسی و تحقیقات میدانی و پرسشنامه، زبان‌های ایرانی را طبقه‌بندی کرده‌است و همین اطلاعات را روی نقشه پیاده کرده‌است. در حال حاضر برای چند استان، نقشه‌های زبانی کاملی را ارائه کرده‌است. استفاده از اطلاعات، نقشه و آمار جمعیتی این سایت در مقالات مشکلی ندارد؟ Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۵ (UTC)پاسخ

@Vajd: سلام. فقط برای شفاف تر شدن این بحث می پرسم. دلیلی هم دارید یا توی بحث های احتمالی دلیلی هم مطرح شده که استفاده از این سایت مشکلی داشته باشد؟ فرهنگ2016 (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۲۰ (UTC)پاسخ
@فرهنگ2016 به نظر خودم سایت خوبی است و حلال برخی مشکلات و اختلاف نظرهای کاربران بر سر بعضی مقالات است. اما چند سال پیش یادم می‌آید کاربری از این سایت اطلاعاتی افزوده بود، کاربر با سابقه دیگری با وی بحث کرد و در نهایت تصمیم گرفتند از این سایت استفاده نکنند. دقیق یادم نمی‌آید کدام کاربران بودند، فکر می‌کنم در تاریخچه و بحث شهر آبدانان یا شهر دهلران موجود باشد. من چون در لیست پیگیری‌ام بود در این بین تماشاگر این‌ها بودم. اکنون در بعضی مقالات دیده‌ام که به این سایت ارجاع داده‌اند. خواستم مطمئن شوم که بالاخره استفاده از این منبع ایراد دارد یا خیر؟ اگر اشکالی ندارد که اطلاعاتش را می‌توان به مقالات مختلف افزود، اگر اشکال دارد باید مقالاتی که از این منبع استفاده کردند را از آن زدود. Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۷ (UTC)پاسخ
رفتم پیدایش کردم. به بحث کاربر Iroony، بحث "اعتبار منبع «ایران اطلس»" مراجعه کنید. نمی‌دانم گفته‌هایشان الان هم صدق می‌کند یا نه چون احساس می‌کنم ساختار سایت عوض شده و برای نقشه‌های هر استان منابع تخصصی را معرفی کرده‌است. در کل باید بازنگری شود.Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۳ (UTC)پاسخ
@Vajd: من هم دقیقا برای همین پرسیدم. حقیقتش توضیحات سایت و تخصص محققان سایت باعث شد که بنظرم در حد ویکی پدیا معتبر باشد، اما بحث بالا که شما پیوند دادید و یک اشاره که خود سایت کرده و این اطلس را the Pilot Phase معرفی کرده تا حدودی باعث شک ام شد. هر چند من نظر قطعی ندارم و خوب است ببینیم بقیه کاربران چه نظری دارند. فرهنگ2016 (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۶ (UTC)پاسخ
قبلا در صفحه بحث جناب ایرونی پرسش این سوال را از جناب پرشیا شنیدم گفته بود می توان از آن استفاده کرده اما آمار ها و درصد های آن غیر معتبر است،نظر بنده سایت خوبی است و می توان از آن به عنوان منبع برخط استفاده کرد هرچند دقیق تر که بررسی کنیم میبینم در برخی موارد و روستاها مشکل دارد یا اشتیاه است یا بزرگترین ضعف مقاله مثلا روستای خودم در اطراف نهاوند که همه از یک فامیل هستند را درصدی لری و بخشی را فارسی معیار گذاشته و برای من مشخص نیست اینهایی که گویش ور فارسی معیار هستند در این روستا دقیقا کیستند درحالی که همه از یک طایفه اند و ظاهرا تعریف دقیقا از زبان مادری ارائه نمی دهد در نقشه های زبان های رایج و زبان مادری درصدی فارسی معیار دیده می شود در زبان رایج خصوصا شهرها مورد قبول است و اما باز در زبان مادری هم درصدی فارسی معیار مثلا در یک منطقه دور افتاده یا شهری که اکثرا از یک قوم اند مشاهده می کنیم هر چند در مواردی نقشه زبان مادری کار نمی کند خوب این هایی که زبان مادریشان مثلا فارسی معیار است از چه قومی اند؟شاید برای خواننده و عموم این دوگانه اشتباه را بوجود بیاورد که مردم این منطقه چون بخشی فارسی معیار سخن می گویند بخشی کردی پس مردم این منطقه فارس و کرد هستند،درحالی که مردم این منطقه کرد هستند و آن بخش دیگر که به فارسی سخن می گوید نسل جدید و کسبه و بازاری خدماتی اند که مانند تمام شهر های ایران باید فارسی حرف بزنن پس بزرگترین ضعف و اشتباه مقاله درست تفکیک نکردن زبان مادری از زبان رایج است.ضعف بعدی که مشاهده کردم تنها بسنده کردن به یک منبع گلاتولوگ است که در اکثر ارجاع ها دیدم و تنها استفاده در درخت زبانی این مقاله، پیروز نهاوندی (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۴۷ (UTC)پاسخ
@پیروز نهاوندی گلاتولوگ منبع کمی نیست. همچنین من دیدم که از چند منبع استفاده کرده‌اند، نه فقط گلاتولوگ. نویسندگان سایت هم واقعا متخصص و زبان‌شناس هستند. آن بخشی هم که برای نظردهی دارد توسط آنان بررسی می‌شود. در مورد صحبت‌های شما در مورد درست و غلط بودن آمار و... با عرض احترام می‌توانم بگویم که ربطی به اینجا (و کلاً ویکی پدیا) ندارند. چون ما بر اساس دانسته‌ها و یافته‌های خودمان مقاله نمی‌نویسیم؛ بر اساس منبع کار می‌کنیم. همچنین اینجا مخصوص اعتبار داشتن یا نداشتن منابع است، نه درست و غلط بودن آمار مربوط به فلان روستا. Vajd (بحث) ۲۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۲۳ (UTC)پاسخ

-- Hossein 2025 ۱۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۴ (UTC) -- Hossein 2025 ۱۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۴ (UTC)پاسخ

منبع معتبر برای این مقاله

[ویرایش]

این مقاله دارای منابع هایی از گوگل بلاگ (googleblog.com) می‌باشد (البته شایان به ذکر است زمانی که آدرس مربوطه را میزنید به آدرس blog.google هدایت می‌شود که این نشانه مورد اعتماد بودن وب‌گاه از پسوند .google است) که در هنگام ثبت منابع با خطای پالایه مواجه شدم (جزئیات بیشتر را می‌توانید در اینجا ببینید). گوگل بلاگ از نظر من یکی از منابع معتبر به حساب می‌آید زیرا این وب‌گاه زیر نظر شرکت جهانی گوگل می‌باشد و وب‌گاه بی اعتبار یا اعتمادی نیست؛ گوگل هم شرکتی است که در سراسر جهان معروف است. (هم از نظر اعتبار آن و هم از نظر شناخت در سراسر جهان).

با این حال به نظر من ایراد پالایه از این وب‌گاه جز خطا های پالایه محسوب می‌شود زیرا این وب‌گاه از همه نظر مناسب منابع است. Hossein 2025 ۱۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۴ (UTC)پاسخ

تلاش برای بردن مقاله شاهنامه لکی به سویه های قومی با تحقیقات دسته اول و منابع بسیار ضعیف

[ویرایش]

با درود. مدیران و ناظران گرامی، کتاب شاهنامه لکی مجموعه‌ای از اشعار حماسی است که اشعار آن به زبان لکی سروده شده و مقدمه و تجزیه و تحلیل آن به زبان فارسی است و در کتابی با همین عنوان توسط محقق اهل استان لرستان حمید ایزدپناه گردآوری شده و به چاپ رسیده‌است و این مقاله فقط در مورد کتاب شاهنامه لکی است نه نظریات زبان شناسی و قومی. اما ببینید با این ویرایش ها و این ویرایش ها چقدر مقاله از جهت اصلی خود فاصله گرفته. منبعی هم که به آن استناد شده این منبع است. منبعی ضعیف و یک تحقیق دسته اول شامل نظرات شخصی مصاحبه شونده. خود مصاحبه شونده گفته: « آنچه بنده تا به حال دیده‌ام» و آنچه مصاحبه شونده تاکنون دیده اند شامل تحقیقات دسته اول و نظریات شخصی مصاحبه شونده است و منبع معتبری برای به چالش کشیدن اصل منبع (خود کتاب شاهنامه لکی) نیست. چون این مقاله که در مورد کتاب شاهنامه لکی است، شاخص ترین و مهمترین مرجع اش، خود کتاب شاهنامه لکی است. نیت خوانی نمی کنم و فعلا وارد این مبحث نمیشوم که هدف برخی از تحریف در مقالات ویکی پدیای فارسی و منبع سازی فقط برای اثبات یک نظریه جانبدارانه در ویکی پدیای فارسی چیست. چون مدت زیادی از این نسخه غیر معتبر در مقاله گذشته و هیچ کس به داد مقاله نرسیده و تحقیق دسته اول را نزدوده، من بر طبق منابع (که شاخص ترینش خود کتاب شاهنامه لکی است و مقاله هم در مورد شاهنامه لکی است) به نسخه قبل از خرابکاری آی پی ها و نیز آخرین ویرایش غیر اصولی (یکی مانده به آخرین ویرایش) واگردانی می کنم. این ریسه را به این دلیل گشودم که ناظران شاهد باشند و بعدا درگیر بهانه های فرعی نشوم. هر نسخه ای که ایراد اساسی داشته باشد باید خنثی شود. ویکی پدیا جای تحقیقات شخصی و نظریات شخصی نیست. از مدیران و ویکی بانان نیز تقاضا دارم برای نجات مقالاتی از این دست که در معرض خرابکاری و تبلیغات قومی هستند چاره ای بیندیشند. ارادتمند همگی. کوروش سوم گفتگو ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۴۴ (UTC)پاسخ

هنرمندان مرتبط با نشر ماهور

[ویرایش]

@Persia و @مهرنگار: یکی از بندهای ویکی‌پدیا:سرشناسی (موسیقی) می‌گوید: «دست‌کم دو آلبومشان توسط یک ناشر موسیقی کلان منتشر شده باشد یا توسط یکی از ناشران مستقل معتبر منتشر شده باشد» آیا هنرمندانی که آثارشان توسط نشر ماهور منتشر شده، مشمول این بند نیستند؟

در این نظرخواهی که یک مقاله را حذف کردیم، نوازنده دارای آثار متعدد از ماهور بود ولی اجماع به صورت حذف جمع‌بندی شده!

من مطمئن نیستم ولی فکر می‌کنم اگر ناشر موسیقی در ایران داشته باشیم که این بند رهنمود سرشناسی شاملش شود، باید همین ماهور باشد؛ اقلاً من معروف‌تر از این نمی‌شناسم. ممنون می‌شوم درباره این بند سرشناسی و انطباق داشتن/نداشتن آن با مقاله حذف شده، راهنماییم بفرمایید. محک 📞 ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۱۲ (UTC)پاسخ

بعید می‌دانم کسی در زمینهٔ موسیقی سنتی ایران در حد شروع یک ساز کار کرده باشد و گذرش به آثار انتشارات ماهور نیفتاده باشد. افزون بر کتاب‌های آموزشی و حتی پژوهشی معتبر بسیار زیاد، آلبوم‌های بسیاری را نیز منتشر کرده است که از میان آن‌ها، می‌توان آلبوم‌های شاخصی از اساتید تراز اول پیدا کرد. برای من عجیبه که اساسا باید سر چنین چیزی بحثی صورت بگیره. امیدوارم اگر کسی اما و اگری داره، دقیق و مستند و مستدل مطرح کنه.
البته در حذف مقالهٔ مورد اشاره، اساسا کسی مدعی نشد که ماهور معتبر نیست. دوستان به کلی این بند از سرشناسی موسیقی را عامدانه (چون بارها بنده طرح کردم ولی سکوت کردند) نادیده گرفتند.
آیا جایی فهرستی از ناشران معتبر/نامعتبر داریم؟ ملاک مشخصی (فراتر از همانی که در سرشناسی موسیقی ذکر شده: این شامل آن دسته از ناشران موسیقی است که دست کم چند سال قدمت دارند، و ناشر آثار چندین خواننده یا نوازندهٔ دیگر هم هستند که آن‌ها خودشان به‌طور مستقل سرشناس هستند) داریم؟ اگر خیر، چرا باید سر این موضوع بحثی صورت بگیره؟ ماهور، آشکارا مصداق چنین ناشری است. Ahangarha (بحث) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۸ (UTC)پاسخ
Ahangarha@ چقدر سخت است در بحث‌هایی که شما حضور پیدا می‌کنید، مشارکت کرد. چون مدام باید از حیثیتِ خودمان در برابر نیت‌یابی‌ها و تهمت‌های شما دفاع کنیم. مهرنگار (بحث) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۱۵ (UTC)پاسخ
درود جناب محک. تصور من از این بند، ناشرین مطرح جهانی هستند. تقریبا می‌توانم بگویم تمام ناشرین ایرانی، در حال حاضر صرفا از مجوز نشر بهره می‌برند و اثر را با سرمایه‌گذاری خالق اثر منتشر می‌کنند و در واقع برندفروشی می‌کنند و برای همین برخی نشرها در این شرایط که آمار فروش آلبوم فیزیکال چیزی نزدیک به صفر است، همچنان سرپا هستند. از این رو نمی‌توان چنین نشرهایی را بر اساس شایستگیِ اثر هنری قلمداد کرد. مهرنگار (بحث) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۸ (UTC)پاسخ
@مهرنگار سپاس از پاسخ‌تان. 🙏🏼
اگر معیاری برای «ناشر مستقل و کلان» و کذا نبود، من هم با دیدگاهتان هم‌رأی بودم منتهی در ادامهٔ همان بند معیار ناشر هم نوشته شده: این شامل آن دسته از ناشران موسیقی است که دست کم چند سال قدمت دارند، و ناشر آثار چندین خواننده یا نوازندهٔ دیگر هم هستند که آن‌ها خودشان به‌طور مستقل سرشناس هستند. نظر به این، فکر می‌کنم ماهور و امثال آن می‌توانند مشتریان خود را اعتبار بخشند.
[ضمن این که در همان دنیای سرگرمی غرب هم کمپانی‌های بزرگ از این کارهای درآمدزا و پول‌محور کم نمی‌کنند؛ لزوما معروف شدن هنرمندان تابع مستقیم هنرشان نیست. در مقالات خوانندگان ویکی‌های زبان‌های دیگر هر ننه قمری که یک آهنگ خوانده مقاله دارد ولی زبان فارسی به خاطر محدودیت‌های موسیقی در ایران و افغانستان، منابع معتبر موسیقی - به خصوص موسیقی بدون مجوز - نداریم و مجبوریم به همین بندهای سرشناسی اکتفا کنیم.] محک 📞 ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۵ (UTC)پاسخ
بسیار عالی. اگر چنین استنباطی دارید، می‌توانیم از چند کاربر دیگر نظیر جناب حجت که در حوزه موسیقی کار می‌کنند نظر بگیریم و به جمع‌بندی کاملی برسیم و بر آن اساس، از این به بعد در مقالات موسیقی تصمیم بگیریم. مهرنگار (بحث) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۰۸ (UTC)پاسخ
سپاس. 🙏🏼💚
@Huji جان، با توجه به استادی شما در هر دو موضوع سرشناسی و موسیقی، ممکن است ما را راهنمایی بفرمایید؟ محک 📞 ۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۳۸ (UTC)پاسخ
به زودی پاسخ خواهم داد. — حجت/بحث ۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۰ (UTC)پاسخ

@محک،‏ مهرنگار و Ahangarha: من هم راجع به این فکر کردم، هم رفتم آنچه ماهور منتشر کرده را بررسی کردم (مخصوصاً از جهت این که آیا هنرمند سازندهٔ آن آثار خودش مستقلاً سرشناس هست یا نه) و هم این‌ها را برای یکی دو ناشر موسیقی دیگر در ایران تکرار کردم که مبنای مقایسه داشته باشم. حتی از چت‌جی‌پی‌تی هم کمک گرفتم که خیالم راحت باشد زاویه‌ای از من پنهان نمانده است.

نتیجهٔ نهایی تأملات من همان جمله‌ای شد که جناب محک پیشتر نوشتند: «اگر [یک] ناشر موسیقی در ایران داشته باشیم که این بند رهنمود سرشناسی شاملش شود، باید همین ماهور باشد». اگر قرار باشد دوتا داشته باشیم، به نظر من ماهور و هرمس خواهند بود. و هر چه فکر و جستجو کردم، هیچ گزینهٔ سومی که قانع شوم در این فهرست قرارش دهم پیدا نکردم.

این استدلال که ناشرهای مذکور پول می‌گیرند تا اثر هنرمندی را منتشر کنند که مردود است (همهٔ ناشران این کار را می‌کنند، حالا یا مستقیم یا در لفافه و پیچاپیج قراردادها). این استدلال که ناشران موسیقی در ایران «برند فروشی» می‌کنند هم، اگر چه شاید ادعای درستی باشد، به نظر من مربوط نیست؛ یک ناشر می‌تواند برند فروشی کند و همزمان ناشری باشد که آثار چندین هنرمندی که به طور مستقل سرشناس هستند را منتشر کرده باشد و این آخری مبنای قضاوت ماست.

پیشنهاد من این است که اگر تنها دلیل سرشناسی کسی، انتشار آثارش توسط نشر ماهور است، به حذف شدن مقاله‌اش نباید سخت گرفت. اما اگر دلایل دیگری هم در کار هست که به تنهایی کافی نیستند، افزودن این که اثرش توسط نشر ماهور منتشر شده می‌تواند برای تحکیم ادعای سرشناسی کافی باشد و حذف مقاله‌اش به دلیل سرشناسی، برای دانشنامه خوب نباشد. — حجت/بحث ۳ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۳۳ (UTC)پاسخ

سپاس حجت جان 🙏🏼💚
@Ahangarha برداشت من این است که مهدی امامی شرایط سرشناسی را بنا بر رهنمود مذکور دارد. لذا آن مقاله را احیا خواهم کرد؛ و امیدوارم باز راهش به وپ:نبح نرسد. 😅 محک 📞 ۳ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۵ (UTC)پاسخ

وزن کردن منابع

[ویرایش]

با درود. در مقاله مور (مختص مناطق لک نشین و لر نشین) برای زیر مجموعه قرار دادن مور در زیر مجموعه هوره (ویژه مناطق کردنشین) به دو منبع استناد شده؛ یکی این منبع/فصلنامه ماهور و دیگری این منبع که مربوط به محمد علی سلطانی از پژوهشگران کُرد است. سیمایی که هرگز در آثار خود بی طرف نبوده. و در نسخه فعلی مقاله مور چنین ذکر شده: «برخی معتقدند که مور گونه‌ای از آواز هوره است.» عنوان «برخی» مناسب این ادعای بزرگ نیست. این برخی شامل کدامین منابع معتبر هستند؟ شما با دیگر منابع مقاله وزنش کنید تا متوجه شوید با منبعی ضعیف و جانبدار چگونه ادعایی به این بزرگی را بر مقاله غالب کرده اند. یا میباید هر دو منبع حذف شوند یا با نهایتا منبع فصلنامه ماهور حذف شود و نظر محمد علی سلطانی به عنوان نظریه اقلیت چنین در مقاله آورده شود: [محمد علی سلطانی پژوهشگر کُرد معتقد است که مور زیر مجموعه هوره است.] غیر این باشد مقاله از لحن بی طرفی خارج میشود و نظریه یک شخص بر کل منابع معتبر و بی طرف مقاله غالب میشود. لطفا منابع مقاله را بررسی کنید. من در ویکی پدیای فارسی تا بهبود کامل مقاله و خارج شدنش از لحن جانبدارانه، پیگیر مقاله خواهم بود. نه این مقاله، کل مقالات قومی که در آنها لحن بی طرفی و بالانس دهی به نظریات بر طبق وزنشان لحاظ نشده می باید که لحن بی طرف به خود گرفته و در صورت نیاز در سطح مدیران و سطح بازبین محافظت شوند. فعلا در مقاله ویرایشی انجام نمیدهم ببینم نظر دیگر همکاران چیست. لطفا همیاری کنید. فاصله گرفتن از نظر دادن و تعارفات، کمکی به دانشنامه نمی کند و اعتبار دانشنامه را زیر سوال میبرد. ارادتمند همگی کوروش سوم گفتگو ۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۰۹ (UTC)پاسخ

@کوروش سوم مور در مناطق کردنشین نیز رواج دارد و مختص لک و لر نیست. در نسخه کنونی مقاله متاسفانه حذف شده ولی منابع هنوز موجودند، کردها هم مور دارند. اما گذشته از این در عجبم که از عبارت "مور زیرمجموعه هوره است" برداشت قومیتی دارید. این یک نظر تخصصی در حیطه فرهنگ و هنر است. بنده آن را به صورت یک جمله در بخش مربوط به آن آورده‌بودم (نه به عنوان فکت) و اصلا ربطی به بخش قومیتی آن ندارد. در مورد منابع: نشر ماهور و به دنبال آن فصلنامه ماهور از معتبرترین منابع در حوزه موسیقی هستند. در این فصلنامه پژوهشگران موسیقی و موسیقی‌دانان مقالات خود را منتشر می‌کنند. این منبع از منابع دیگر موجود در مقاله یک سر و گردن بالاتر است. در مورد جناب سلطانی: اولا اینکه شخص را هدف قرار ندهید. شما در اینجا رسما به ایشان برچسب‌هایی زده‌اید. من و شما در نهایت یک ویکی‌پدین هستیم که در مورد اعتبار منابع می‌توانیم سخن برانیم نه اینکه بگوییم "سیمایی که هرگز در آثار خود بی‌طرف نبوده" ایشان در حیطه تاریخ و فرهنگ کردها مخصوصا منطقه کرمانشاه از نویسندگان معتبر هستند. در ضمن املای شما در اینجا مناسب نیست، چون بیشتر نوشته‌هایتان در مورد این است که در مقاله باید چه اتفاقی بیفتد در صورتی که اینجا تابلوی اعلانات منابع معتبر است. Vajd (بحث) ۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۶ (UTC)پاسخ

با درود. برای عزیزانی که قصد بررسی منابع را دارند، در پاسخ به آنچه کاربر:vajd در بالا آورد، باید خدمتتان عرض کنم، بنده نگفتم مور «مختص لک و لر» است. گفتم مختص مناطق لک نشین و لر نشین است. اینکه ایشان می گویند: «کُردها هم مور دارند» خیر چنین نیست، کُردها مور ندارند و هوره دارند. هر چند من منابع مکتوب و معتبری را هم بررسی کردم، که در مورد هوره است و به زودی منابع را به صفحه بحث مقاله هوره نیز خواهم افزود. چون فرهنگ لکی کیان و فرهنگ لکی حمید ایزدپناه هوره را هم برای لکها دانسته اند و اشاره ای به کُرد و حتی لُر نکرده اند و خود هوره هم با چالش نظری مواجه است. اما هیچ منبعی نگفته که کُردها مور دارند. اگر هست کاربر وجد رفرنس دهند که در کدام منبع گفته شده که کُردها مور دارند تا آن منبع را به همراه محتوایش به مقاله اضافه کنیم. در مورد فصلنامه ماهور هم نظریه اش در مقاله به عنوان نظریه اقلیت آمده. اما در مقابل منابع معتبری که به پدیده مور پرداخته اند، وزن چندانی ندارد و در مورد این نظریه باید ابهام زدایی شود. اینکه کاربر وجد میگویند من محمد علی سلطانی را هدف قرار داده ام؛ خیر چنین نیست. عرض کردم نویسنده بی طرف نیست. نویسنده در آثاری که در مورد مناطق غربی ایران به چاپ رسانده، نتوانسته از تعلقات قومی در امان بماند و همواره کوشیده تا داشته های اقوام لک و لر و اقوام غیر کُرد ساکن استانهای کرمانشاه و ایلام را همگی به نام کُرد به ثبت برساند. این نشانه گرفتن شخص نیست، توضیحی در باره عدم بی طرفی منابع مربوط به محمد علی سلطانی در مورد مسائل مربوط به غرب ایران است. ولی در مورد برخی از مسائل دیگر از جمله تاریخچه احزاب و انجمنها در کرمانشاه، میتوان از آثار محمد علی سلطانی بهره جست چون ارتباط مستقیمی با موضوع قومیت ندارند. همچنان که اگر بخواهیم در مورد اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران به منابع بی طرف رجوع کنیم، هرگز نمیتوانیم به آثار حسن رحیم‌پور ازغدی مراجعه کنیم. چون روایت نویسنده را در این مورد میدانیم. ولی میتوانیم نظر حسن رحیم‌پور ازغدی در شکل نقل قول در مقاله بگنجانیم و سپس ابهام زدایی کنیم تا خوانندگان مقالات دانشنامه دچار ابهام نشوند و بدانند که این نظر یکی از هواداران حکومت بوده نه جمع بندی یک مقاله در ویکی پدیای فارسی. مشخص است که اگر به چنین مشکلی بر بخوریم، هدف من نشانه قرار دادن حسن رحیم‌پور ازغدی نیست، بلکه در این حالت فرضی من فقط گفته ام که منابع این نویسنده در مورد اعدامهای دهه شصت بی طرف نیستند و جانبدارانه اند. کوروش سوم گفتگو ۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۱۲ (UTC)پاسخ

@کوروش سوم فعلا دست به مقالات نزنید تا اختلافات حل شود. فرهنگی لکی کیان یا ایزدپناه منابع معتبری نیستند. اگر این‌ها به کرد اشاره نکرده‌اند به معنای این نیست که کردها مور و هوره ندارند. در مورد مور داشتن کردها: ۱-اولین منبع مقاله مور که خبرگزاری ایلنا است صراحتا مور و هوره را از گونه‌های موسیقی کردی دانسته‌است‌. ۲-همان منبع جناب سلطانی ۳-مقاله‌ای که در فصلنامه ماهور منتشر شده‌است. شما چطور این‌ها را نمی‌بینید؟ شما خود را به نشنیدن زده‌اید. اینطور نمی‌شود حل اختلاف کرد. قطعا فصلنامه ماهور اعتبار و وزن بیشتری دارد تا یک فرهنگ لغت گمنام. در مورد مردم لک هم این را باید بدانید که قوم مستقل بودن تنها یک نظریه است، نظریه‌های وزن‌دار دیگر از جمله کردتباری را هم ببینید هرچند که هیچ ربطی به این مقاله که در مورد موسیقی است ندارد. اگر می‌خواهید به نتیجه برسیم رویه‌تان را عوض کنید. Vajd (بحث) ۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۵۹ (UTC)پاسخ

Vajd بنده فعلا دستی به مقالات مورد بحث نزده ام. برای مقاله مور آخرین ویرایشم مربوط به پارسال بوده. برای مقاله هوره هم هرگز ویرایشی در آن نداشته ام. ولی حتما در صفحه بحث مقالات دارای اشکال از جمله هوره فعال خواهم بود. به صفحات بحث مقالات منبع خواهم افزود تا دیگر ویکی نویسان هم بررسی کنند. تقاضای ویرایش خواهم کرد و در صورت لزوم، هر وقت زمانش برسد خودم نیز در فضای اصلی مقالات ویرایش خواهم کرد. ولی سیاست کاری من در مورد مقالات مناقشه برانگیز پیش از هر چیز گفتگو در چندین بستر حل اختلاف و نظرخواهی است. حق ویرایش بر اساس منابع را نیز برای خود محفوظ میدارم. اما تا حد امکان گفتگو. فرمودید: «فرهنگ لکی کیان یا ایزدپناه منابع معتبری نیستند» فرهنگ و واژه نامه کیان، فرهنگ لکی بررسی اعتبار این منابع را به دیگر همکاران میسپارم. اینها کتاب های مرجع هستند. اگر شما فکر میکنید فاقد اعتبار هستند، بررسی میشود. از قضا حمید ایزدپناه از پژوهشگران لر است. اما در همه آثارش، از قید و بند قومی رها بوده. مثلا در مورد هوره، نگفته که آوازی لری است تا بر سبد فرهنگی قوم خویش چیزی اضافه کند. گفته هوره لکی است. حتی برای روشن شدن بی طرفی حمید ایزپناه و اعتبار منابعش، در حاشیه یادآوری می کنم که ایزدپناه که خود یک پژوهشگر لر بوده، در مورد زبان لکی هم نگفته که لکی گویشی از زبان لری است. هر چند میتوانست به استناد زبانشناس ایرانی احسان یارشاطر لکی را گویشی از زبان لری بخواند. اما ایزدپناه لکی و لری را دو زبان مستقل از هم منتشر کرده، اتفاقا منابع ایزدپناه معتبر هستند که از تعلقات قومی پژوهشگر در امان مانده اند. ضمنا بر خلاف آنچه در بالا ذکر کردید و محمد علی سطلانی را هم به ادعای کردی بودن مور مرتبط کردید، در صفحه ۳۶۸ و ۳۶۹ و ۳۷۰ کتاب که در مقاله به آن ارجاع داده بودید، نگفته که مور یک آواز کردی است. دو چالش مقاله را لطفا از هم تفکیک کنید. چالش محمد علی سلطانی، چالش تعریف مور ذیل هوره است نه کردی خواندن مور، که با توجه به منابع بیشمار دیگر بسیار ضعیف است. فصلنامه ماهور نیز که شما روی آن تاکید دارید را ندیده ام. باید اول ببینم. اگر نشانی دارید لطفا لینکش را در اینجا درج کنید و ارجاع دقیق دهید تا اول بررسی کنیم ببینیم چه نوشته و بعد وزنش نسبت به دیگر منابع سجنش شود. کوروش سوم گفتگو ۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۰۰ (UTC)پاسخ

@کوروش سوم عجب! پس شما هنوز منبع فصلنامه ماهور را ندیده‌اید و محتوایش را چک نکرده‌اید. بنابراین بحث‌هایی که من و شما با هم داشته‌ایم بیهوده بوده‌است. شما ابتدا باید بروید منابع را چک کنید و بخوانید و با مقاله تطابق دهید بعد اظهارنظر کنید. شما دارید با شلوغ کردن اینجا و بحث مقاله مور و حتی کشیدن پای مقاله هوره به این مناقشات، یک فضای ملتهب درست می‌کنید که من درک نمی‌کنم، با این صحبتی که داشتید بنده شخصا نمی‌توانم حسن نیتی در شما ببینم. یکسال قبل هم در مقاله مور همین مطالب را گفته‌اید که بی‌نتیجه بوده، من هم بی‌خبر از همه جا که از آن موقع تا الان منبعی که به آن اعتراض دارید را بررسی نکرده‌اید. صحبت‌هایی که در مورد ایزدپناه داشته‌اید نیز تحقیق دست اول محسوب می‌شوند. شما ویکی‌پدین هستی مثل من. صحبت‌های شما در این مورد فراتر از ویکی‌پدین بودنمان است. چطور مطالبی که سلطانی نوشته طرفدارانه است و مطالبی که ایزدپناه نوشته بی‌طرفانه؟ ملاکی که آورده‌اید را نمی‌توانم بپذیرم. اینکه ایزدپناه لکی را جزو لری ندانسته (چون نظریه ضعیف‌تری نسبت به بقیه است) به معنای بی‌طرف بودنش است؟ یعنی به طور مثال اگر یک شخص کرد در مورد لکی مطلبی بنویسد برای اینکه اتهام نقض بی‌طرفی متوجه او نشود باید از نظریه کردی بودن لکی صرف نظر کند؟ Vajd (بحث) ۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۷ (UTC)پاسخ

Vajd کاربر محترم شما دیگر دارید خواسته یا ناخواسته بنده را اذیت میکنید. مگر نظریه ماهور در مقاله حذف شده؟ نظریه ماهور که در مقاله هست. من فعلا مطالعه نکردم و دسترسی ندارم و منتظر ارجاع شما هستم. ارجاع دقیق به منبع، وظیفه کاربری است که آن را به مقاله افزوده و چون تقاضای ارجاع به منبع را دارم، چنانچه ارجاع ندهید، در آینده نزدیک به راحتی قابل حذف است. میخواهم بببینم این ادعا در فصلنامه ماهور آمده یا خیر و اگر آمده، به چه منبعی استناد کرده. اصلا ما برای همین مسائل در دانشنامه هستیم. منبع محمد علی سلطانی در دسترس بود و مطالعه شد، اما ماهور در دسترس نیست. لطفا ارجاع دهید. بعد می فرمایید: « شما دارید با شلوغ کردن اینجا و ...» این ریسه را من برای سنجش وزن منابع باز کردم و شما شلوغش کردید. من چرا باید ریسه خودم را شلوغ کنم تا به آن رسیدگی نشود؟ از شلوغ شدن ریسه، قطعا من گشاینده ریسه سودی نمیبرم. بهتر نیست به تشخیص یکدیگر احترام بگزاریم؟ و همین شلوغ کردنها باعث میشود که کاربران دیگر رقبت نکنند در وزن کردن منابع شرکت کنند. شما به عنوان کاربری که منابع مورد مناقشه را به مقاله افزوده بودید، بهتر بود اینجا را برای بررسی کاربران دیگر خلوت بگزارید. شما منابعی به مقاله افزوده اید. بسیار خب، اجازه بدهید دیگران هم نظرشان را بدهند. همانگونه که اگر مقاله ای به نبح رفت، نویسنده مقاله اگر در نظرخواهی سهیم نشود دانشنامه پسند تر است هر چند که دانشنامه آزاد است و مانعی برای کسی نیست. شما حتی تاب تحمل نظرخواهی برای سنجش وزن منابع و بحث در صفحه بحث مقاله را هم ندارید زیرا من اصلا در فضای اصلی مقاله مور اصلا ویرایشی نکرده ام و اصلا هنوز هیچ کس نظری در تایید منابع من و رد منابع شما نداده. آخرین ویرایشم در مور مربوط به یکسال پیش است. اینکه برخی از پیگیری های من در گذشته، به جایی نرسیده دلیل نیست که دیگر پیگیری نکنم. هزار بار هم موضوعی را پیگیری کنم و نتیجه ندهد، باز پیگیری می کنم تا حصول نتیجه. بی شک اگر پیگیری های من در صفحه بحث مقالات و بخش های حل اختلاف در چهارچوب قوانین داشنامه نباشد، قدیمی های دانشنامه به من خواهند گفت که پیگیری نکن و پیگیری ات غیر دانشنامه ای است، به من خواهند گفت در صفحه بحث مقالات تقاضای ویرایش نکن، به صفحه بحث مقالات منبع معرفی نکن و تقاضای وزن منابع را هم در اینجا نداشته باش. شما زحمت بکشید دیگر در اینجا چیزی ننویسید. من باید از مدیر یا ویکی بانی بخواهم که این ریسه را خالی کند و از نو ریسه را باز کنم. من نظرم این است که من و شما با هم گفتگوی مستقیم نکنیم. میتوانیم در مورد منابع و محتوای هر مقاله، بدون نام آوردن از یکدیگر بحث کنیم. موفق باشید. کوروش سوم گفتگو ۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۸ (UTC)پاسخ

وبسایت‌های معتبر

[ویرایش]

درود بر شما. بنظرتان وبگاه‌های ویدائو مگ، راستان، دیدبان اقتصاد، ای بازی، تیرداد نامه، رونویس و آلفا لایف منابع معتبری برای ارجاع در ویکی‌پدیا هستند؟ BanouParvane (بحث) ۳ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۳ (UTC)پاسخ

درود، به نظرم به غیر از دیدبان اقتصاد سایر منابع، رسمی و معتبر نیستند.حتی اگر منبعی بهتر از دیدبان اقتصاد یافتید بهتر است آن را جهت ارجاع بکار گیرید.فرمت مجلات سرگرمی، سایت های زرد و ... کاملا مشخص است و تنها به جهت گرفتن تبلیغات و رپرتاژ ساخته میشوند.بهتر است از خبرگزاری ها و پایگاههای خبری رسمی جهت ارجاع استفاده کنید که در بالا و پایین سایت خبری شان نام آنها ثبت شده است. Moh1473 (بحث) ۲۳ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۵۴ (UTC)پاسخ

منوچهر گنجی

[ویرایش]

آیا گفته‌های منوچهر گنجی وزیر محمدرضا شاه که در این ویرایش بیان شده معتبر است؟ نقل و قول مورد اشاره منوچهر گنجی در کتابی به کوشش حسین دهباشی آورده شده. در عین حال ویدئویی هم از منوچهر گنجی در سایت یوتیوب وجود دارد که در این ویدئو، گنجی همان مطالب را بیان می‌دارد.

پس‌نوشت: متن مورد اشاره ویدئو در این پست در بالاترین موجود است: https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/3/5565070 Kazemita1 (بحث) ۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۳ (UTC)پاسخ

خاطرات ادعایی وزیر دوره پهلوی نوشته شده توسط یک فرد امنیتی رژیم جمهوری اسلامی فاقد اعتبار است

حسین دهباشی کیست

Luckie Luke (Talk / C) ۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۱۶ (UTC)پاسخ

البته شما خودتان کاربر درگیر این ویرایش هستید. ولی جدای از این مساله وقتی ویدئوی مصاحبه وجود دارد، چطور می‌توانید در روز روشن آن را انکار کنید؟! Kazemita1 (بحث) ۱۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۱:۵۵ (UTC)پاسخ
قبلا در مورد ویدئو ها بحث شده است مصاحبه های رادیویی و تلویزیونی به دلیل اینکه کنترل شده نیستند یعنی امکان چک کردن ادعا در ان وجود ندارند نمی تواند رفرنس معتبر باشد.
از دید من اگر مصحابه با سازمان و یا فردی باشد دارای اعتبار است و قابلیت اعتبار سنجی به ادعاها را داشته باشد با ذکر اینکه فلانی در مصاحبه یا ... ادعا میکند و یا می گوید بیان کرد. با توجه به اینکه نظرش را منابع دیگر که معتبر باشند ساپورت میکنند یا خیر. مقلا خاطرات شفاهی هارواد قابلیت اتکا به عنوان یک نقل قول را دارند. Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۲۸ (ایران۲۶ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۵۸ (UTC)پاسخ
  •  نظر: خاطرات برای هر کسی هم که باشد جزو منابع دست اول است. کاری هم به جهتگیری منابع دست اول ندارم و بحثم بر سر ماهیت دست اول بودن آن است. استفاده از آن به این شکل در یک مقاله دانشگاهی هیچ ایرادی ندارد اما در ویکی پدیا با وجود سیاست خاصی که وپ:تدام پیش گرفته، قطعا نباید به این شکل مقالات ویکی پدیا را نوشت. بنظر من واضح است که این نقل قول ها از منابع دست اول وپ:تدام را نقض کرده و حذف آن از مقاله مانعی ندارد. این سیاست ویکی پدیاست و کاربران موظفند که از منابع ثانویه و چه بهتر که از منابع دست سوم استفاده کنند و خب برای موضوعات قدیمی تر که به اندازه کافی می توان منابع ثانویه معتبر یافت، هیچ بهانه و نیازی وجود ندارد که مقالات را با نقل قول هایی از منابع دست اول پر کنیم. فرهنگ2016 (بحث) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۱ (UTC)پاسخ
    توجه کنید که :
    اولیه به معنای نامعتبر نیست
    اولیه‌بودن نباید به عنوان یک اصطلاح تخصصی برای ویکی‌نویسان و به معنی «بد»، «نامعتبر»، یا «غیرقابل استفاده» به کار رود. با وجود اینکه برخی از منابع اولیه کاملاً مستقل نیستند، اما می‌توانند معتبر، باکیفیت، دقیق، بررسی‌شده برای حقایق، مورد تأیید متخصصان، گذشته از فرآیندهای کنترل ویرایشی و منتشرشده توسط یک ناشر معتبر باشند.
    منابع دست اول می‌توانند معتبر باشند، و می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. گاهی، منابع اولیه بهترین منبع ممکن هستند، مانند زمانی که می‌خواهید یک گفتاورد مستقیم را منبع‌دهی کنید. در چنین مواردی، منبع اصلی بهترین منبع است زیرا این منبع هیچگونه خطا یا نقل قول غلط که در منابع دیگر دیده می‌شود را در برندارد.
    با این وجود محدودیت‌هایی در مورد اینکه منابع اولیه را برای چه چیزی می‌توانیم به کار ببریم وجود دارد.
    و می توان از منبع اولیه استفاده کرد
    مطالبی که بر پایهٔ منابع اولیه هستند می‌توانند ارزشمند و مناسب برای افزودن به مقالات باشند.
    منابع اولیه را در ویکی‌پدیا تنها می‌توان برای پشتیبانی از عبارت‌های بی‌پرده و توصیفی به کار برد به طوری که هر فرد تحصیل‌کرده‌ای (بدون دانش تخصصی) که به آن منابع دسترسی داشته باشد بتواند وجود مستقیم آن عبارت‌ها را در منبع تأیید کند. قرار نیست این فرد بتواند درستی عبارت‌های داخل مقاله یا منبع را تشخیص دهد. هدف این است که فرد بتواند با مقایسهٔ منبع اولیه و مطلب مقالهٔ ویکی‌پدیا، به این موضوع پی ببرد که منبع اولیه واقعاً به صورت بی‌پرده همان موضوع را بیان کرده‌است.
    • در متن نوشته شده است که این نظر، نظر منوچهر گنجی به عنوان یک وزیر در ان دوران است که طبعا این فرد نه ناآگاه بوده و نه بحث اش در تضاد با ساختار پادشاهی . ضمن اینکه خودش هم بعد از انقلاب موسس سازمان درفش کاویانی بوده و مخالف رژیم فعالیت می کرده دارای سو گیری هم نیست.
    ضمن اینکه انتشارات معتبر است: سازمان اسناد و کتابخانه ملی . فیلم مصاحبه نیز موجود است که چیزی به این بحث اضافه نشده است. دهباشی علی رغم تمامی حاشیه هایش در نقل روایات بدون تحریف عمل کرده است. Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۳ (ایران۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۰۳ (UTC)پاسخ
اینستاگرام به عنوان منبع! کلا سوشیال مدیا در این موراد اعتباری ندارد . در مورد خود روند پروژه همه می دانند. در بحث صحت سخنان بحث می شود نه روند کار. ایا صحبت های منتشر شده درست است و متعلق به خود فرد بوده یا تغییر داده شده است. اقای گنجی در قید حیات هستند و نسبت به این کتاب اعتراضی نداشته اند. Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۷ (ایران۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۰۷ (UTC)پاسخ
@Hootandolati: سلام. خاطرات نباید برای ادعاهای تاریخی چالش برانگیز استفاده شود. در ویکی پدیا چطور می شود چنین ادعاهایی را اعتبارسنجی کرد؟ ضمن اینکه در نهایت این نقل قول ها از خاطرات که حاوی ادعاهای تاریخی بزرگ است می تواند مقالات را تبدیل به وپ:ترکیب کند. بنظر من که باید چنین ادعاهایی را حذف کرد مگر اینکه توسط منابع ثانویه معتبر حمایت شود. فرهنگ2016 (بحث) ۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۵۱ (UTC)پاسخ
. فرهنگ گرامی .درود. وقتی خاطرات یا موضوعی از یک کانال معتبر منتشر شود می توان به عنوان نقل قول اما کوتاه استفاده شود. مثلا خاطرات شفاهی هاروارد از یک منبع معتبر است به در صورتیکه رفرنس های معتبر موضوعی را بیان کرده باشند می توان از خاطرات و نظرات به عنوان تایید ان استفاده کرد. مثلا در مورد جزایر سه گانه خلیج فارس طبعا نظر امرای ارتش در ان دوران می تواند به عنوان یک منبع در تکمیل و روشن شدن موضوع با ذکر نام این افراد استفاده شود. توجه بفرمایید که ادعای تازه و جدید خیر بحث این است که رفرنس های معتبر این ادعا را همراهی کنند. ادعای بزرگ یعن یاینکه بگوییم ایرانیان ناسا بیش از 90% کارمندانش را تشکیل می دهند و بعد استناد کنیم به خاطرات فلان کارمند ایرانی ناسا. این اکر وقتی معنی می دهد که امارهای رسمی ناسا بگوید بله 90% کارمندانم ایرانی هستند. در صورتیکه در این مبحث ادعای و یا فکت جدیدی مطرح نشده است. تنها در مورد فساد همان صحبت های بقیه افراد را تایید کرده اند.
همچنین توجه کنید این وپ:ترکیب نیست. وپ:ترکیب یعنی :کنار هم گذاشتن و ترکیب زمانی اتفاق می‌افتد که یک ویرایشگر منابع مختلف را بگونه‌ای کنار هم قرار می‌دهد که به نتیجه‌ای جدید که در هیچ‌کدام از منابع نیامده است
اگر چند موضوع کنار هم بیایند و بحث جدیدی را بیان کنند می شود وپ:ترکیب . اما این بحث که جدید نیست. برای همین هم در تمامی نوشتار تاکید کرده ام که نظر را باید منابع معتبر ساپورت کنند.مثلا در مورد موضوعی مانندجزایر سه گانه به اندازه کافی فکت وجود دارد. یا در مورد همین موضوع بحث یعنی فساد در دوره پهلوی در کتب دانشگاههای برتر دنیا از جان هاپکینز تا اکسفورد و هاروارد و ... منبع معتبر دانشگاهی است. پس همراهی این خاطرات با این موضوع ربطی به وپ:ترکیب ندارد چون نتیجه ای تازه نمی گیرید.
امیدوارم دو موضوعی که بیان کرده اید برایتان روشن شده باشد یعنی اینکه می توان از منابع دست اول استفاده کرد و منابع دست اول غیر معتبر نیستند همچنین این استفاده ربطی به وپ:ترکیب ندارد Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۲ (ایران۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۱۲ (UTC)پاسخ
جناب دولتی، خاطرات ادعاهای افراد است. ادعاهایی که ممکن است اشتباه باشد. ممکن است دروغ باشد. ممکن است واقعیت نداشته باشد. ممکن است غرض ورزی باشد. ممکن است از روی سهل انگاری و تصور نادرست باشد. کار پژوهشگر و مورخ در منابع ثانویه معتبر این است که تمام این احتمالات را درنظر بگیرد و بعد به منابع دست اول استناد کند. حداقل فرض بر این است. منبع معتبری دارید که هاروارد خاطرات شفاهی افراد را اعتبارسنجی کرده و ادعا کنند که این خاطرات عین واقع است؟ در هر صورت من برداشتهای شما از منابع دست اول را خلاف سیاست تاییدپذیری می دانم. نمیتوان با خاطرات افراد ادعاهای تاریخی را در ویکی پدیا تایید کرد، مگر اینکه برای اطلاعات جزیی باشد. ضمن اینکه منابع دست اول می تواند مقالات را به سمت وپ:ترکیب ببرد. اینکه کاربری منابع دست اول درباره فساد را کنار هم قرار دهد و ادعا کند فساد وجود داشته، خودش مصداق وپ:تدام و وپ:ترکیب است. و سوگیری. چرا؟ چون در خاطرات افراد گشته و گشته و هر نقل قول و ادعایی که درباره فساد بوده درون مقاله در کنار هم گردآورده است. خوب دقت کنید، این روال در ویکی پدیا ممنوع است. اگر منابع ثانویه معتبر وجود دارد که پس دلیلی بر افزودن ادعاهای چالش برانگیز منابع دست اول نیست. شما نمی توانید با ادعای همراهی این خاطرات، مقاله را به سمت دلخواه ببرید و بعد ادعا کنید که کتب دانشگاه های برتر دنیا این نقل قول ها را تایید می کند. شما که می گم منظورم شما نیست و کلی کاربران ویکی را می گویم. این مصداق دقیق وپ:ترکیب است که برای وزن دادن به دیدگاه خودتان در مقاله از منابع دست اول کمک بگیرید و مقاله را به سمت خاصی ببرید. آیا منابع دانشگاهی دنیا دقیقا ادعاهای نقل قول شده را تایید کردند؟ یا فقط چون در آن منابع به مواردی از فساد اشاره شده، شما ادعا می کنید که هر خاطراتی که مدعی فساد شده، حتی با اینکه دست اول است پس قابلیت استفاده دارد و دارد منابع دست دوم را همراهی می کند؟ اصلا کاربرد لفظ همراهی توسط شما دقیقا مصداقی از وزن دهی ناروا از طریق وپ:تدام و وپ:ترکیب است. تا وقتی منبع ثانویه وجود دارد، هیچ لزومی بر شاخ و برگ دادن به مقالات با منابع دست اول نیست و اگر چنین اتفاقی افتاد، باید زنگ خطر را به صدا درآورد که مقاله در حال حرکت به سمت سوگیری است. وگرنه نیازی نیست بخش اعظم مقاله با نقل قول ها و گزارش های دست اول پر شود. مگر اینکه که دقیقا دنبال جهت دهی به مقالات ویکی باشیم. فرهنگ2016 (بحث) ۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۴۲ (UTC)پاسخ
لطفا متن و نوشته من را دوباره بخوانید. در تمامی موارد برایتان توضیح دادم شما همچنان بر این مدار حرکت می کنید که منابع دست اول کنار همدیگر گذاشته شده اند.
ابتدا اینکه توجه کنید با ممکن است استدلال نمی شود. برای همین است که که در این موارد نام راوی ذکر میشود در صورتیکه در هنگام استفاده از کتاب دانشگاهی و منابع معتبر نمی نویسیم به نوشته فلانی در کتاب فلان چاپ دانشگاه فلان . ضمن اینکه برایتان نوشتم در صورتیکه منابع ثانویه این روایت را تایید کنند. در همان بحث فساد هم شما کتب دانشگاه هایی مانند فلوریدا- ییل - پرینستون- کمبریج- کرنل - جان هاپکینز و ... را می بینید. یا سخن میلانی استاد دانشگاه استنفورد. ایا سخن گنجی چیزی جدا از منابعی در این اندازه است؟ یا اینکه این منابع را قبول ندارید که داستان موضوع دیگری است. یعنی روایت گنجی در این مورد در امتداد این فکت می باشد نه یک ادعا. اگر گنجی ادعا می کرد که مثلا شاه روزانه یک ملیون دلار پول دزدی کرده طبعا هیچ ارزش نداشت که اصلا در موردش صحبت شود. چون ادعایی کذب و بی معنی بود. یعنی سخن گنجی به عنوان یک موضوع در ادامه یک فکت ذکر شده است.
در مورد همراهی واقعا متوجه نشدم مشکل شما و منظورتان چیست. یک فکت به نام فساد مالی در دوره پهلوی وجود دارد که منابه دانشگاهی مانند فلوریدا- ییل - پرینستون- کمبریج- کرنل - جان هاپکینز ان را تایید کرده اند. توضیحات افراد در این مورد ربطی به وپ:ترکیب ندارد.وپ:ترکیب یعنی : کنار هم گذاشتن و ترکیب زمانی اتفاق می‌افتد که یک ویرایشگر منابع مختلف را بگونه‌ای کنار هم قرار می‌دهد که به نتیجه‌ای جدید که در هیچ‌کدام از منابع نیامده است. توجه کنید در تمامی این منابع دانشگاهی در مورد فساد امده و ان را تایید کرده اند. مشکل این است که به این موضوع توجه نمی کنید. یعنی شما اصل را بر نبود فساد گذاشته اید در صورتیکه، فکت وجود فساد مالی است. پس این استدال شما در مورد وپ:ترکیب نادرست است. مطلبی دست اول کنار هم نیامده است که ترکیب شود. مطلب از منابع ثانویه که فکتی را بیان می کنند در کنار هم گذاشته شده اند و در ادامه ان با توجه به موضوع بعدی که نوشته ام از منبع معتبر استفاده شده است ک در همان مورد فکت صحبت می کند. برداشت شما کلا در مورد وپ:ترکیب و وپ:تدام نادرست است.
سوم توجه کنید که وپ:تدام در مورد تحقیق دست اول است و شما توجه نکرده اید که فساد مالی در دوره پهلوی بر اساس کتب منتشر در دانشگاههای فلوریدا- ییل - پرینستون- کمبریج- کرنل - جان هاپکینز یک فکت است. یعنی برداشت شما از اصل ماجرا اشتباه می باشد. وقتی کتبی دراین دانشگاه ها و توسط استادان یان دانشگاه ها بر فساد تاکید دارند و مثال زده اند می شود فکت نمی شود تحقیق دست اول.
چهارم در باب برداشت اشتبا که فکر می کنید منبع اولی معتبر نیست: توجه کنید که :
اولیه به معنای نامعتبر نیست
اولیه‌بودن نباید به عنوان یک اصطلاح تخصصی برای ویکی‌نویسان و به معنی «بد»، «نامعتبر»، یا «غیرقابل استفاده» به کار رود. با وجود اینکه برخی از منابع اولیه کاملاً مستقل نیستند، اما می‌توانند معتبر، باکیفیت، دقیق، بررسی‌شده برای حقایق، مورد تأیید متخصصان، گذشته از فرآیندهای کنترل ویرایشی و منتشرشده توسط یک ناشر معتبر باشند.
منابع دست اول می‌توانند معتبر باشند، و می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. گاهی، منابع اولیه بهترین منبع ممکن هستند، مانند زمانی که می‌خواهید یک گفتاورد مستقیم را منبع‌دهی کنید. در چنین مواردی، منبع اصلی بهترین منبع است زیرا این منبع هیچگونه خطا یا نقل قول غلط که در منابع دیگر دیده می‌شود را در برندارد.
با این وجود محدودیت‌هایی در مورد اینکه منابع اولیه را برای چه چیزی می‌توانیم به کار ببریم وجود دارد.
و می توان از منبع اولیه استفاده کرد
مطالبی که بر پایهٔ منابع اولیه هستند می‌توانند ارزشمند و مناسب برای افزودن به مقالات باشند.
منابع اولیه را در ویکی‌پدیا تنها می‌توان برای پشتیبانی از عبارت‌های بی‌پرده و توصیفی به کار برد به طوری که هر فرد تحصیل‌کرده‌ای (بدون دانش تخصصی) که به آن منابع دسترسی داشته باشد بتواند وجود مستقیم آن عبارت‌ها را در منبع تأیید کند. قرار نیست این فرد بتواند درستی عبارت‌های داخل مقاله یا منبع را تشخیص دهد. هدف این است که فرد بتواند با مقایسهٔ منبع اولیه و مطلب مقالهٔ ویکی‌پدیا، به این موضوع پی ببرد که منبع اولیه واقعاً به صورت بی‌پرده همان موضوع را بیان کرده‌است.
توجه که در سیاست ها به همین صراحت نحوه استفاده از منابع اولیه ذکر شده است. وقتی فکت در مورد موضوعی است که جای خود دارد. یعنی باز هم مشکل شما این است که بحث را به جای اینکه از تکمیل و همراهی این موضوعات با منابع ثانویه ببینید به اینگونه تصور می کنید که این منابع اولیه اصل هستند. درصورتیکه دقیقا برعکس می باشد. این منابع در ادامه و بخشی از منابع ثانویه امده اند.
اما نکته دیگری که به ان توجه نکرده اید این است که بسیاری از این موارد منبع اولیه نیست . یعنی تحلیل یک فرد است نسبت ب هیک دوران این دیگر بحث منبع اولیه نیست. مثلا داریوش همایون در این مورد چنین می نویسد:
نظام حکومتی ایران دچار کندي و سستی و رکود و فساد و عدم تحرک شده بود، رهبري سياسی از توانائی پيش بينی مشکلات و مقابله با مشکلات و تطبيق دادن خود با شرایط تازه عاري شده بود و یک پيري و فرتوتی و فرسودگی بر همه نظام حکومتی چيره شده بود،
این تحلیل است نه ادعا و یا روایت تاریخ
در مورد روایت گنجی چند موضوع مشخص وجود دارد: نخست گنجی این را گفته است ، ایا نقل قولش از ثابتی درست است. مورد تکذیب این دو قرار گرفته است یا خیر؟ ایا ثابتی هم همین رو تایید می کند یا خیر؟
در پاسخ به این موضوعات: روایت توسط گنجی است و توسط دانشگاه هارواد منتشر شده هم گنجی زنده است و هم ثابتی هیچکدام هم موضوع را تکذیب نکرده اند. ثابتی هم در مصاحبه هایش بارها گفته است که در مورد فساد مالی به دربار گزارش داده و مورد شماتت قرار گرفته است. اصل موضوع فساد هم توسط توسط منابع دانشگاهی بیان شده است. اگر در قسمتی این روایت ها زیاد باشند قطعا باید کم شوند و نسبت حجم نقل قول ها متناسب با کل موضوع شوند. اگر که نیست که مشکلی ندارند. Hootandolati(بحث) «پنجشنبه،۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۹ (ایران۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۴۹ (UTC)پاسخ
مشابه همین حرف ها در کتاب خود گنجی آمده است: ص.8 Defying the Iranian Revolution
https://books.google.com/books?id=SJLDEAAAQBAJ&newbks=1&newbks_redir=0&lpg=PP1&pg=PA8 1234 (بحث) ۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۱۴ (UTC)پاسخ

این اظهارات اگر تجربه شخصی فرد و روایت خاطراتش باشد، منبع اولیه است. نمی توان دیگر آن را تحلیل یا با سایر مطالب ترکیب کرد. اما اگر تحلیل کلی شخص به عنوان یک اندیشمند یا صاحبنظر باشد، قابل استفاده است. داریوش همایون جدا از سمت های خود یک متفکر است و تحلیل او حایز اهمیت. استفاده از تحلیل و برداشت او از اوضاع منبع اولیه محسوب نمی شود. --1234 (بحث) ۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۲۴ (UTC)پاسخ

@Sicaspi و Hootandolati: خاطرات منبع دست اول است. اجازه دهید منابع ثانویه معتبر تصمیم بگیرند و از آن برای ادعاهای چالش برانگیز و ادعاهای بزرگ استفاده نکنید. همچین از آن برای پر کردن مقالات به شکل نقل قول های متوالی و حجیم استفاده نکنید چون نقض حق تکثیر است و مصداق دقیقی از طرفداری و وزن ناروا دادن در مقالات (چون منبع ثانویه نیستند). ضمن اینکه ویکی پدیا را با ویکیگفتاورد اشتباه نگیرد که در آنجا ذات پروژه طرفدارانه است و کاربران نوشتار را پر می کنند با نقل قول. در هر صورت این تشخیص من بود و بیشتر از این حرفی برای گفتن ندارم. فرهنگ2016 (بحث) ۳۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۶ (UTC)پاسخ
در مورد اینکه منبع اولیه به معنای نامعتبر نیست توضیح دادم . واقعا این مدار تکرار را نه درک می کنم و دلیل یبرای ادامه این بحث می بینم. شمن اینکه برای رد نظر شما بر اساس سیاست ها توضیح دادم. سخن شما را با توجه به این سیاستها و رهنمودها وارد نم یدانم Hootandolati(بحث) «دوشنبه،۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۱ (ایران۳۱ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۴۱ (UTC)پاسخ
حقیقتش من دلیلی بر رد توضیحاتم ندیدم. دقت کنید بالاتر توضیح دادم که اگر پژوهشگری در مقاله ای دانشگاهی از منابع دست اول استفاده کند، ایرادی ندارد، پس ادعا نکنید که من گفتم منابع دست اول نامعتبرند. نخیر منابع دست اول هم می توانند معتبر باشند. ولی دقت کنید، ویکی پدیا سیاست وپ:تدام را دارد و از منابع دست اول فقط می‌توان استفاده های حداقلی کرد و استفاده حداکثری از منابع دست اول اگر به نقض آن سیاست منجر شود، قطعا ممنوع است. به علاوه اینکه در ویکی پدیا سیاست وپ:تایید را داریم که درباره کیفیت منابع و ادعاها در آن بحث کرده است. به علاوه سیاست وپ:بیطرفی که درباره عدم جانبداری منابع و وزن آن سخن گفته است. با وجود این سیاستها قطعا پر کردن یک مقاله با خاطرات سیاسی اشخاص راهی اشتباه برای مقاله نوشتن در ویکی پدیا. فرهنگ2016 (بحث) ۱ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۴ (UTC)پاسخ
موضوع اصلا ربطی به وپ:تدام ندارد. شما اصل اول را که اعتبار منابع است را از یاد برده اید. منابع معتبر بی طرف هستند. اینکه ما دانشگاه های معتبر و برتر دنیا و استادان انجا به به بی طرفی و فرینج و امثالهم متهم کنیم نادرست است. وقتی می شود در این حد ادعا کرد که در حد همان استادان و دانشگاه ها اعتبار داشته باشیم. اگر این کتب ومنابع مورد پسند نیستند داستان دیگری است. در مورد منابع دست اول هم توضیح دادم خیر ربطی به اینکه در مقاله دانشگاه یاستفاده شود ندارد برایتان توضیح دادم . با رعایت وزن و در ادامه منابع معتبر ثانویه می شود استفاده کرد. Hootandolati(بحث) «پنجشنبه،۱۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۰ (ایران۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۱۰ (UTC)پاسخ
همین ادعایی که شما می کنید خودش وپ:ترکیب است. ربط دقیقتر از این؟ ادعا میکنید از منابع دست اول (که البته بحث من اینجا فقط خاطرات شخصی است) می توان برای «همراهی» و «ادامه» منابع معتبر ثانویه استفاده کرد. یعنی چی؟ یعنی ترکیب. هیچ ایراد ندارد، شما متن صریح سیاست یا رهنمود را زیر هم بحث بیاورید که به طور واضح و دقیق گفته باشد که منابع دست اول می تواند برای همراهی و ادامه منابع ثانویه استفاده شود. این تازه بحث کلی است. در جزییات با چه حسابی می شود گفت که برفرض آبراهامیان و کاتوزیان گفتند فلان، گنجی هم گفته بیسار پس در نتیجه این در ادامه و همراهی آبراهامیان و کاتوزیان است. این تفسیر نیست؟ این تعبیر نیست؟ حدس و گمان نیست؟ منبع ثانویه باید دقیق درباره همان منابع اولیه گفته باشد که اگر تعبیر و تفسیری در کار است، پس تعبیر و تفسیر برعهده منابع ثانویه باشد، نه کاربران ویکی. نظرات کاربران در فضای مقالات، خودش مصداقی از تحقیق دست اول است. همین ادامه و همراهی نظر شخصی من و شماست، نه منبع. یعنی تشخیص شخصی من و شماست. شما می گویید این همراه آن است و من می گویم، نه این تعبیر شماست. وقتی پای تعبیر و تفسیر من و شما بیاد وسط، یعنی تحقیق دست اول. ربطی هم به جدید بودن ندارد. فرهنگ2016 (بحث) ۵ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۱ (UTC)پاسخ
با وجود اینکه بارها برایتان توضیح داده ام. باز هم تکرار می کنم. منتهی مرحله به مرحله تا شاید اینبار برایتان شفاف شود و این برداشت کاملا اشتباه شما از وپ:ترکیب رفع شود.
1- یک امر یعنی فساد مالی در دوران پهلوی از نظر استادان دانشگاه و کتب منتشر شده توسط انها در کتب معتبرترین دانشگاه های دنیا مانند ییل- فلوریدا، اکسفورد. جان هاپکینز هارواد و ... تایید شده است. این یک فکت است که ثابت شده می باشد. نه فرض و ادعا و ... بریا یانکه متوجه بشوید در چه موضوعی صحبت می شود حتما صفحه
2- گروهی دیگر خاطراتشان در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد در پرژوه تاریخ شفاهی ایران توسط دانشگاه هارواد ثبت و منتشر می شود و در این خاطرات در مورد موضوع تایید شده یعنی فساد مالی در دوره پهلوی صحبت کرده اند.
3- وقتی فکتی با توجه به منابع دانشگاهی و ... در برایش صقحه ای ایجاد شده است و با توجه به اینکه منابع اولیه دارای اعتبار هستند
با توجه به این سیاست صریح :
و می توان از منبع اولیه استفاده کرد
مطالبی که بر پایهٔ منابع اولیه هستند می‌توانند ارزشمند و مناسب برای افزودن به مقالات باشند.
منابع اولیه را در ویکی‌پدیا تنها می‌توان برای پشتیبانی از عبارت‌های بی‌پرده و توصیفی به کار برد به طوری که هر فرد تحصیل‌کرده‌ای (بدون دانش تخصصی) که به آن منابع دسترسی داشته باشد بتواند وجود مستقیم آن عبارت‌ها را در منبع تأیید کند. قرار نیست این فرد بتواند درستی عبارت‌های داخل مقاله یا منبع را تشخیص دهد. هدف این است که فرد بتواند با مقایسهٔ منبع اولیه و مطلب مقالهٔ ویکی‌پدیا، به این موضوع پی ببرد که منبع اولیه واقعاً به صورت بی‌پرده همان موضوع را بیان کرده‌است.
از این منابع در متن استفاده می شود. این خاطرات صرفا در مورد یک فکت هستند. امیدوارم متوجه شده باشید که موضوع چیست؟ یعنی ترکیب نمی شوند که یک بحث جدید را درست کنند. بحث اصلی یعنی فساد در دوره پهلوی وجود دارد و فکت است. اینها در باره ان فکت توضیح می دهند.
امیدوارم متوجه موضوع شده باشید و فرق این بحث با وپ:ترکیب را دانسته باشید. Hootandolati(بحث) «جمعه،۱۴ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۳ (ایران۵ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۴۳ (UTC)پاسخ
من کاری با نظرات شخصی شما یا انشاهای کاربران ندارم. از متن صریح سیاست و رهنمود بگویید. برای من واضح است که توضیحات شما نقض آشکار سیاستها و رهنمودهای ویکی پدیاست. خاطرات نظرات شخصی افراد است. و اگر کسی در دنیای آکادمیک کار پژوهشی کرده باشد به خوبی می داند که خاطرات حتی در بهترین حالت پر از ادعاهای ضد و نقیض اشخاص است. این تعبیر شما حتی در دنیای آکادمیک هم قابل قبول نیست و ضد اصول پژوهشی است چه برسد به ویکی پدیا که فقط یک دانشنامه آنلاین غیرجدی است. چون در دوره پهلوی فساد وجود دارد پس هر کس هر ادعایی درباره فساد کرد جایش در ویکی پدیاست؟ خیر، طبق سیاستها از این خبرها نیست. برای همین است که منابع درجه بندی دارد. اگر نه که دیگر دست اول و دوم و سوم نبود. من کاملا متوجه حرف شما هستم. فقط میگویم حرف شما از سر تا ته اشتباست. حتی توی دنیای آکادمیک، چه برسد به اینجا! طبق سیاستها و رهنمودها و نه انشاهای پر از خطای شخصی کاربران، ما در ویکی پدیا از منابع دست اول فقط می توانیم استفاده های حداقلی بکنیم و خصوصا در موضوعات تاریخی که نیازی نیست کاربران خودشان را جای مورخان جا بزنند و مقالات تاریخی را با منابع دست اول بنویسند. چه شما قبول کنید و چه نکنید، همین نوشتن مقالات ویکی با منابع دست اول اسمش تحقیق دست اول است. هر چقدر هم تکرار کنید ربطی ندارد. فرهنگ2016 (بحث) ۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۰۶ (UTC)پاسخ
بارها برایتان توضیح داده ام. متن سیاستها و رهنمودها را گذاشته ام . گویا توفیری ندارد. تکرار واقعیت ها و سیاست ها و رهنمودها و متد ها وقتی نمی خواهید ان را قبول کنید و یا منطق اشتباهاتان ان را ارزیابی نادرست می کنید، فایده ای ندارد. قطعا از دنیای اکادمیک و سیاستهای ویکی پدیا برداشتی صد در صد غلط دارید. نه با سیاستها آشنا هستید و نه با تاریخ نگاری و بحث اعتبار رفرنس ها. Hootandolati(بحث) «یکشنبه،۱۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۰۹ (ایران۷ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۹ (UTC)پاسخ
ادعای شما عملا فلسفه درجه بندی منابع را زیرسوال می برد و ارجاعی هم به متن سیاست و رهنمود در بحث های شما ندیدم. من که فکر نمی کنم مخالفتم با تاریخ سازی و تاریخ نگاری کاربران در ویکی پدیا مصداقی از ناآشنایی با ویکی پدیا باشد چون مشخص است که اگر روال بر تاریخ سازی باشد که عملا محتوای مقالات ویکی پدیا زیرسوال می رود و بیطرفی که جای خود. اگر روال بر تاریخ نویسی باشد که انتشار تحقیق دست اول است و زیر سوال رفتن وپ:تدام. فرهنگ2016 (بحث) ۷ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۲۹ (UTC)پاسخ

مثال واضح «حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» است که نویسنده واقعی اش و ناشرش هم معلوم است کیست که کاربر(ان) مقالات بر اساس این کتاب مقالات را دارند می سازد(ند) Luckie Luke (Talk / C) ۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۰ (UTC)پاسخ

@Luckie Luke: قطعا اینها باید حذف شود. فرهنگ2016 (بحث) ۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۰۶ (UTC)پاسخ
گویا در مباحث مختلف موضوع اصلی به دلیل مشغله و فعالیت بسیار از خاطرتان می رود. بحث گنجی است نه داستان و قصه های حسین فردوست. Hootandolati(بحث) «یکشنبه،۱۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۰ (ایران۷ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۰ (UTC)پاسخ
اتفاقا نگرانی به جایی بود. برای اینجور تاریخ سازی ها، بودجه های هنگفتی خرج می شود و یکی از آنها هم همان سازمان اسناد و کتابخانه ملی است که بحثش را باز نمی کنم اما تردیدی ندارم که بخش بزرگی از خاطرات و اسناد این دسته از مراکز ادعاهای ضد و نقیضی است که چیزی جز تاریخ سازی نیست. من مشکلی در استفاده از این منابع دست اول ندارم، اما فقط وقتی که منابع ثانویه معتبر، معتبر یعنی قابل اعتماد، از آن استفاده کرده باشند. به طور مستقل اما نه، حتی اگر گنجی باشد. فرهنگ2016 (بحث) ۷ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۳۶ (UTC)پاسخ

منع استفاده از نیویورک تایمز در موضوعات سیاسی ایران (منبع همسو و پراکسی)

[ویرایش]

این را بخوانید

با توجه به این تفسیر و تمجید خبرگزاری تسنیم «از این خبرگزاری نیویورک تایمز روزنامه معتبر و مشهور آمریکایی است» استفاده از این خبرگزاری در موضوعات سیاسی مرتبط با ایران منع شود

این رسانه با سردبیر ارشدش فرناز فصیحی عضو نایاک است کفایت می کند که در مقالات سیاسی ایران از مطالب این وبسایت به عنوان مدرک استفاده نشود Luckie Luke (Talk / C) ۲۳ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۲۶ (UTC)پاسخ

درود نیویورک تایمز از روزنامه های بسیار با قدمت و دارای جوایز و تقدیرنامه های بسیاری از جمله ۱۳۷ [[جایزه پولیتزر]] است.[[۱]] به بخش جوایز و تقدیرنامه ها این روزنامه بنگرید.اینکه تسنیم در ابتدای انعکاس اخبار این روزنامه از رزومه این روزنامه صحبت کرده یا اینکه فرناز فصیحی در این روزنامه قلم می زند دلیلی بر منع استفاده از رفرنس های این روزنامه جهت ارجاع نمی شود.اگر مبنا بر این باشد باید منابع تمامی شبکه های خبری ایرانی خارج از کشور و روزنامه های معتبر خارجی دارای مشکل بدانیم چون در تحریریه هر کدام آنها افرادی هستند که گرایش های نزدیک به پهلوی و جمهوری اسلامی دارند.موضوع دوم هم در همان سرچ تسنیم جستجو کنید اخبار مربوط به الشرق الاوسط، واشنگتن پست و دیلی تلگراف و... هم دیده میشود که تنها انعکاس اخبارشان است و نه ارتباطشان با حاکمیت فعلی ایران.Moh1473 (بحث) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۲۹ (UTC)پاسخ

@Moh1473: لطفا بحث ها را پهلوی و ج.ا. اسلامی نکنید Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۳۳ (UTC)پاسخ

از مشارکت هایتان در همه بخش های دانشنامه آگاهم و برایم بسیار ارزشمند.صرفا نظرم را دادم خوبی ویکی همین است که سایر کاربران هم نظر می دهند و اجماع حاصل می شود اختلاف نظر در هر موضوعی طبیعی است. Moh1473 (بحث) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۳۸ (UTC)پاسخ

@Moh1473: با این فرض که کاربر جستجوگری در بحث منابع هستید خودتان خوب می دانید که این خانم عضو نایاک است و نیک می دانید که خبرگزاری تسنیم نمی آید از رسانه شیطان بزرگ تمجید کند Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۴۲ (UTC)پاسخ

واقعا من متوجه تمجید نمیشوم یا شاید معانی دیگری دارد از آن بی خبرم.چند خط از نیویورک تایمز آن هم به اشتباه در جوایز آن نوشته تمجید محسوب می شود؟؟ در همان سرچ تسنیم روزنامه هایی را که عرض کردم سرچ کنید اخبارشان را می بینید.عرض کردم اگر مبنا این باشد که شبکه های خبری ایرانی خارج از کشور را هم تحریم کنیم.افراد دیگری غیر از فرناز فصیحی هم عضو نایاک هستند که در رسانه های خبری مجری و روزنامه نگار هستند اگر نظر بر درستی فرمایشتان باشد باید آن رسانه ها هم دارای مشکل باشند؟ Moh1473 (بحث) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۴۸ (UTC)پاسخ

@Moh1473: خداوکیلی دارید آشکارا دارید بحث را که در بالا مطرح نمودم به حاشیه می برید Luckie Luke (Talk / C) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۵۸ (UTC)پاسخ

تنها به پرسش های شما جناب لاکی لوک پاسخ دادم و جواب آخرم بود Moh1473 (بحث) ۲۴ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۴:۵۹ (UTC)پاسخ

نیویورک تایمز معتبرترین روزنامه آمریکاست در کنار واشیتگتن پست. این که شما به دیدگاه یک نویسنده آن اشاره کنید ارتباطی به اعتبار آن ندارد. این یک بحث سیاسی و مغایر تابلوی اعلانات منابع معتبر است. اینجا فوروم یا منبر نیست که بر اساس سیاست بخواهد منابع رد شود. --1234 (بحث) ۲۵ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۳۱ (UTC)پاسخ

«نیویورک تایمز معتبرترین روزنامه آمریکاست در کنار واشیتگتن پست» لطفا با مدرک ادعاهایتان خیلی بزرگتان را ثابت کنید / اگر بحث فوروم یا منبر بودن باشد باید تمامی نظرات شما در صفحه بحث ها باید از دانشنامه حذف شوند (این بار دوم که در روزهای اخیر بحث را شخصی می کنید) Luckie Luke (Talk / C) ۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۵۳ (UTC)پاسخ

نیویورک تایمز و سایر روزنامه ها به عنوان نقل خبر دارای اعتبار هستند. در بخث تفسیر موشوعات به عنوان منبع نهایی زمانی مورد اعتبار قرار می گیرند که موضوع بحث و نویسنده در یک تخصص باشند . مثلا یک متخصص اب در مورد درمان گرفتگی قلب مطلب ننوشته باشد. اگر مطلب سردبیر و یا ستون ثابت روزنامه است که با ذکر دقیق موضوع می توان ان را بیان کرد. البته در صورتیکه منابع دیگر بحث را تایید کرده باشند از ان به عنوان متن اصلی استفاده کرد. ربطی هم به نایاک و نوفدی و جمهوری اسلامی و شاه و رجوی ندارد. -- Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۰۵ (ایران۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۳۵ (UTC)پاسخ

ربط دارد اگر ویرایشاتی آگاهانه با توجه به ایدئولوژی خاصی با استفاده اخبار خبرگزاری های خاص نویسندگان و ... همسو در یک ایدلوژی با یک جریان سوق داده شود

ترفندی که سال 1357 (1979) استفاده شد دیگر در سال 1404 (2025) با وجود فضای مجازی کنونی دیگر کارایی ندارد سعی شود هدفمند خواننده مقاله را به ناکجا هدایت شود Luckie Luke (Talk / C) ۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۵۳ (UTC)پاسخ

نخست اینکه استناد به تسنیم که در وپ:پایا و با نظر اکثریت کاربران رد شده است برای دلیل نادرست است. و کلا این درخواست بنیادش بر اساس یک منبعی است که در ویکی پدیا تحریم شده و به عنوان منبع شناخته نمی شود. اینکه برای یک موضوع به این بحث اشاره شود طبعا نشان می دهد که گویا اصل موضوع یعنی بی اعتباری تسنیم و فارس و امثالهم که به اجماع به دست امده است فراموش شده که برای رد بقیه موارد به این بنگاه ها استناد می شود.

اما در خصوص منابع معتبر داریم :

منابع اطمینان‌پذیر منابع معتبر چاپ‌شده‌ای هستند که فرایند قابل اطمینانی را برای چاپ طی کرده‌اند. معمولاً نویسندگانشان معتمد تلقی می‌شوند و در زمینهٔ مورد بحث صاحب صلاحیتند. میزان اطمینان‌پذیری یک منبع بستگی به شرایط دارد. آنچه در مبحثی قابل اطمینان است، ممکن است در مبحثی دیگر چنین نباشد. به‌طور کلی معتمدترین منابع ژورنال‌های دارای بازبینی دقیق مطالب،[۱] کتاب‌های چاپ شده توسط انتشارات دانشگاهی، روزنامه‌های معروف کثیرالانتشار، مجله‌ها و ژورنال‌های چاپ ناشران، معتبرند. چیزی که میان همهٔ اینها مشترک است، فرایندی است که مطلب از زمان نوشته شدن تا تأیید برای چاپ طی می‌کند. به عنوان یک قاعدهٔ سرانگشتی هرچقدر تعداد افرادی که در بررسی واقعیت‌ها و امور حقوقی و قضایی و تدقیق در نوشتارها دخیلند بیشتر باشد منبع معتبرتر است. مطالبی که خود چاپ کرده‌اند معمولاً قابل‌اطمینان به حساب نمی‌آیند. لیکن استثناءهایی هم وجود دارد که آن‌ها را می‌توانید در این بخش بیابید. هر مطلب بدون منبعی را می‌توان حذف کرد و در زندگی‌نامه‌های زندگان هر مطلب ستیزه‌جویانهٔ بی‌منبع یا با ارجاع ضعیف باید بلافاصله حذف شود.


اگر دوستان فکر میکنند که سیاست های محتوایی ویکی پدیا نادرست هستند از متا بخواهند تا این موارد را عوض کند. خوب یا بد نیویورک تامیز جزء روزنامه‌های معروف کثیرالانتشار است. -- Hootandolati(بحث) «چهارشنبه،۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۰ (ایران۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۲۰ (UTC)پاسخ

اینجا محل سنجش «اعتبار» منابع است نه «ایدئولوژی» آنها. این که شما به ایدئولوژی که مدعی هستید منابع دارند اشاره می کنید و سعی می کنید آنها را به این خاطر بی اعتبار نشان دهید یعنی بحث شما سیاسی است و ارتباطی با مفهوم منبع معتبر در ویکی ندارد، جای چنین بحثی اینجا نیست.

https://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:Reliable_sources/Perennial_sources#The_New_York_Times

There is consensus that The New York Times is generally reliable. WP:RSOPINION should be used to evaluate opinion columns, while WP:NEWSBLOG should be used for the blogs on The New York Times's website. The 2018 RfC cites WP:MEDPOP to establish that popular press sources such as The New York Times should generally not be used to support medical claims. --1234 (بحث) ۲۷ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۸ (UTC)پاسخ

  • با این پیشنهاد موافقم. این توضیح را درج میکنم اگر به اجماع نرسید. نشریاتی که با نفوذ نمایندگان ارسالی یا وابسته (علنی یا غیر علنی) از رژیم مقدس جمهوری اسلامی تبدیل به پراکسی رژیم مقدس شدند هرچند قدیمی باشند دارای اعتبار استنادی نیستند. نباید از اخبار آنها به عنوان فکت استفاده کرد. مثلا بانوی محترم فصیحی از قول منابع آگاه در مقاله بنویسد "رژیم مقدس دارد ایران اسلامی را به بهشت برین تبدیل میکند". ما هم باید از قول ایشان بنویسیم که از منابع آگاه شنیدند و البته ایشان در ایران نبودند اصلا. کیهان داخل ایران هم قدیمی است و اطلاعات هم همینطور و پرتیراژ و اقلا داخل ایران هستند. نیویورک تایمز و موارد مشابه هم مانند میزان و تسنیم و همشهری و کیهان داخل ایران و غیره فقط برای اخباری مانند سیل و زلزله و اخبار داخلی یا خارجی تفسیر نشده قابل استفاده هستند. از میزان برای اخبار اعدامها و از این قبیل استفاده میکنم چون منبع اصلی خبر است (راست و دروغ آنچه در منبع است به عهده خودشان است). مثلا میتوان گفت در فلان خبرگزاری فلان خبرنگار از قول منابع آگاه چنین نوشته. قضاوت با مخاطب است. ما فقط از منبع استفاده میکنیم برای گزاره با اشاره به منبع خبر. GharouniTalk ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۹ (UTC)پاسخ

منابع افغان

[ویرایش]

آیا منابع افغانستانی یا منابع مهاجرین در ایران اعتبار دارند؟ از نظرم طرفداری مهاجرین فقط میکنند و برای ویکی فارسی اعتبار ندارند لطفا پاسخ بدید فریدون (بحث) ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۳۹ (UTC)پاسخ

سلام. لطفا به موارد اختلاف اشاره کنید و پیوند دهید. به شکل کلی نمی توان ادعایی کرد. ملیت یا مهاجر بودن دلیلی بر بی اعتباری منابع نیست و باید فاکتورهایی مثل اعتبار خود شخص، موضوع منبع، اعتبار ناشر و مانند این را هم درنظر گرفت. قطعا ناشر معتبر در هر جای دنیا می تواند باعث اعتبار منبع باشد، چه در ایران و افغانستان یا کشورهای دیگر. پس باید به شکل موردی بررسی کرد. فرهنگ2016 (بحث) ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۵۹ (UTC)پاسخ
این ایراف معتبر است؟سرچ کنید میاد وبگاهش بالا.. حتی نمیتونم شمارا بهش وصل کنم تو فهرست سیاه ویکی قرار دارد.. مقاله های مربوط به پناهجویان منظورمه که فقط ساخته شدن خون مردم ایرانو بکنن تو شیشه فریدون (بحث) ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۰ (UTC)پاسخ
اگر در لیست سیاه است پس مشکل چیه؟ فرهنگ2016 (بحث) ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۷ (UTC)پاسخ
نمیدونستم.. اما خب در حقیقت سعی داشتم بدونم منابع افغان ها معتبر هستند یا نه فریدون (بحث) ۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۵۲ (UTC)پاسخ
حقیقتش متوجه اینکه منبع را به ملیت نسبت می دهید نمی شوم. چون متعلق به مهاجران افغانستانی است؟ نه ملیت به طور کلی نباید به اعتبار منبع ربط خاصی داشته باشد. ضمن اینکه حالا باز این نظر شخصی من است که حتی اگر سوگیری هم داشته باشد باز دلیل بر بی اعتباری منبع نیست و همه منابع تا حدی سوگیری دارد. مگر اینکه سوگیری منبع در حدی باشد که اجماعی شکل بگیرد برای عدم استفاده از آن. با توجه به موضوع، بنظرم می توانست برای مقالات مرتبط با افغانستان معتبر باشد اگر ناشر معتبری داشت. در حال حاضر فقط یک سایت خبری است که اخبارش را از دیگر منابع کپی و منتشر می کند. در مواردی حتی منبع اصلی اخبار را هم ذکر نکرده و فقط نوشته به گزارش ایراف که به راحتی می توان فهمید ادعای نادرستی است. از این مدل سایتهای خبری کم نداریم. سازوکار غیرشفاف و کپی کاری به اسم گزارش قطعا نمی تواند باعث اعتماد و اعتبار شود. پس بنظر من نه، برای ارجاع دادن معتبر نیست. فرهنگ2016 (بحث) ۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)پاسخ
سلام جناب فرهنگ @فرهنگ2016 میشه یک نظر سوم بدید راجب یک مقاله؟؟ هیچکس انلاین نیست در این سامانه فریدون (بحث) ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۰ (UTC)پاسخ
@Wqxjgp: سلام. لطفا پیوند بدهید. فرهنگ2016 (بحث) ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۵۳ (UTC)پاسخ
[۲] این ویرایش به طور کلی مطالبی که پاک کردع بودم را در خود دارد که بازگردانده شدن مطالب بی منبع و عکس غیردانشنامه ایی.. تو صفحه بحث بیاید لطفا ممنون فریدون (بحث) ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۵۱ (UTC)پاسخ
انجام شد. فرهنگ2016 (بحث) ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۵۳ (UTC)پاسخ
طرفداری منبع ربطی به اعتبار منبع ندارد. منبع می تواند بیطرف نباشد و در عین حال معتبر باشد. 1234 (بحث) ۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۰۳ (UTC)پاسخ

مزارات ایران و جهان اسلام

[ویرایش]

سلام، آیا سایت (مزارات ایران و جهان اسلام) معتبر است؟ Vahid.m.b.y (بحث) ۸ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۳:۰۲ (UTC)پاسخ

نامعتبر بودن fararu.com و استفاده کردن به عنوان منبع

[ویرایش]

fararu.com به عنوان یک منبع نامعتبر برشمرده بود و استفاده در آن دانشنامه منبع شود این هم در مایه های بالاترین است ارزش استفاده در مقالات ندارد خبرها را از وبسایت های دیگر بر می دارد تمامی لینک های این وبسایت را چک کنید مطالب را از جاهای دیگر برداشته است

Luckie Luke (Talk / C) ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۳:۲۴ (UTC)پاسخ

اعتبار رویداد 24

[ویرایش]

درود وقت بخیر. قصد دارم برای مقالهٔ «اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران» واکنشی از رامبد جوان را اضافه کنم. با این حال، با گذشت بیش از یک روز از انتشار آن، تنها منبعی که این واکنش را پوشش داده، وب‌سایت رویداد۲۴ است:[۳]

با توجه به اینکه این خبر با گذشت ۱ روز و خرده‌ای تنها در یک منبع منتشر شده. آیا از نظر سیاست‌های ویکی‌پدیا، این منبع برای افزودن چنین محتوایی به مقاله معتبر محسوب می‌شود؟ وهبرز (گفتگو) ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)پاسخ