ویکی‌پدیا:بازبینی مقاله‌های برگزیده/محمد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

محمد[ویرایش]

این مقاله در شرایط فعلی خوب هم نمی‌تواند بماند. مهم‌ترین مشکل آنجاست که منابع سنتی اسلامی را به عنوان فکت معرفی کرده، درحالی که مشخص شده این منابع حاوی اطلاعات درستی نیستند.

  • مثلا در لید مقاله به صورت فکت نوشته شده:
    «محمد که از روش زندگی مردم مکه ناخشنود بود، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. به باور مسلمانان، محمد در همین مکان و در حدود ۴۰ سالگی از طرف خدا به پیامبری برگزیده، و وحی بر او فروفرستاده شد.»
    اما چنین داستانی در واقع یک مضمون ادبی آن دوره است و ده‌ها نمونه قدیمی‌تر از وحی در غار در ادبیات مسیحی موجود است.
  • نیازی نیست این‌ها پاک شود. این‌ها می‌تواند در بخشی تحت عنوان محمد در منابع اسلامی در مقاله بماند اما بخش سرگذشت باید به این شکل باشد:
    سرگذشت
    محمد در قرآن و اسناد اسلامی
    محمد در منابع غیراسلامی
  • اسناد اسلامی یافته‌های باستان‌شناسی است. تا سال ۶۶ هجری به محمد اشاره‌ای نشده اما بعد از آن حضور دارد. منابع غیراسلامی نیز منابع معاصر محمد مدنظر است.
  • برای خوب ماندن مقاله، انتقال مطالب سنتی به بخش جداگانه کافی است، اما برای برگزیده ماندن باید نحوه شکل‌گیری آن مطالب (مانند مثال فوق) توضیح داده شود — Shawarsh (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۳۹ (UTC)[پاسخ]
هرچند من در خصوص صورت برگزیده این مقاله با @Shawarsh: اختلاف نظری دارم اما در مورد اینکه مقاله نقایصی دارد که می تواند از برگزیدگی خارجش کنم موافقم. مهمترین اشکالات این مقاله از نظر من که قبلا در صفحه بحث مقاله هم نوشته ام اینهاست:
  1. بخش محمد در مدینه ناقص است. چند موضوع مهم یکی جریان اجتماعی مخالف اسلام به رهبری عبدالله بن ابی بن سلول است ، یکی روابط مسلمانان و یهودیان است که صرفا در دو خط گفته شده، ساماندهی اقتصاد و تأسیس بازار مدینه، تدوین یک نظام نامه اخلاقی رفتاری و نهادسازی در قالب شریعت مثل احداث مسجد و موضوع قبله و موضوع ایجاد یک دولتشهر است.
  2. دختران: در خصوص تعداد دختران پیامبر دیدگاه های مختلفی هست که در مقاله به آن پرداخته نشده است و به نظرم بخش فرزندان نیازمند بازنویسی و اصلاح می باشد.
  3. یک بخش قبل از میراث باید به «اندیشه و سیره محمد» اختصاص یابد و به اسلام و سنت نبوی پرداخته شود. تقریبا شبیه این را در مقالات همه موسسان ادیان باید داشته باشیم.
  4. بخش دنیای مدرن:این بخش مشخص نیست که آیا بخشی از دیدگاه هاست یا یک بخش دربارهٔ «محمد در فرهنگ و هنر» است. اگر اولی باشد باید زیربخش ایجاد شود و اگر دومی باشد باید در کنار بخش محمد در فرهنگ و ادبیات اسلامی به عنوان زیربخش «محمد در فرهنگ و هنر» آورده شود.
  5. نیاز به بهبود منابع: برخی منابع این مقاله در حد یک مقاله برگزیده نیست. به طور مشخص فروغ جاویدان حسن سبحانی و مقدمه انجیل برنابا از طالقانی در حد بیان دیدگاه شیعه است و نمی تواند در بخش تاریخی مورد استناد قرار بگیرد. در مورد اول پیشنهاد می کنم با آثار معتبر بخصوص نسخه عربی «الصحیح من السیره» جعفر مرتضی عاملی جایگزین شود. در مورد دوم فکر می کنم باید منابعی با اعتبار جهانی تر مثلا از پیروان حکمت خالده مثل گنون، شوآن، لینگز و نصر یافت.

اما دیدگاه جناب @Shawarsh: متأثر از مکتب رویژنیستی در مطالعه تاریخ ادیان است که دیدگاه غالب نمی باشد. دیدگاه غالب در این خصوص آن چیزی است که دانشنامه بریتانیکا به قلم وات و نصر آمده و نیز آنچه در ویراست قدیم و جدید تاریخ اسلام کمبریج آمده است. دیدگاه مکتب رویژنیستی هم می تواند به عنوان یک نظریه تاریخ نگاری انتقادی بیاید نه به عنوان واقعیت. --سید (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۴۲ (UTC)[پاسخ]

@Sa.vakilian این دیدگاه نه تنها دیدگاه غالب است، بلکه تنها دیدگاه مورد قبول منابع دانشگاهی است. البته همچنان کتاب‌هایی با استفاده از منابع سنتی چاپ می‌شود اما آن‌ها را popular historians می‌نویسند که در دانشنامه معتبر محسوب نمی‌شود. البته من نمی‌گویم مقاله بر اساس نظریات تجدیدنظرطلبان نوشته شود (اگر بخشی به آن اختصاص داده شود بهتر است)، عرض من این بود از منابع سنتی استفاده نشود.
تاریخ اسلام جدید کمبریج را نخوانده بودم اما حال که شما گفتید تورقی کردم. اتفاقا این منبع نیز به همان شیوه که من عرض کردم نوشته شده‌است. نویسنده فصل محمد به دفعات در طول متن تاکید می‌کند که این‌ها نظرات سنتی است. بخش محمد در مکه با توضیح اشتباه منابع اسلامی دربارهٔ تولد محمد آغاز می‌شود:

When was Muhammad born? According to fairly reliable literary and inscriptional evidence, the date of 570 is altogether too late for the tradition’s invasion to have taken place, and if one is determined to retain the association between birth date and elephant army, it may be that he was born in the 550s instead.

یا در بخش مدینه:

We can attach names to those who fought here and elsewhere because Prophetic biography (sira) includes what appear to be some relatively early lists of expedition participants. What we cannot say is how they conducted themselves on the battlefield: just as conversion narratives reflect subsequent history, so, too, do battle narratives such as these. We shall never know what Ali, Abu Bakr, Umar and Uthman did (or failed to do) at Uhud; what we can know is how claims about status were made in historical narrative.

بریتانیکا نیز اعتبارش به اندازه انتشارات بزرگ مثل بریل و آکسفورد و غیره نیست. دربارهٔ دیگر بخش‌ها با شما هم‌نظرم — Shawarsh (بحث) ‏۲۳ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۰۷ (UTC)[پاسخ]
@Shawarsh: تاریخ اسلام کمبریج به هیچ وجه مصداق پاپیولار هیستورین نیست. ضمنا ما اصلا «تنها دیدگاه مقبول منابع دانشگاهی نداریم» کمی مکاتب مختلف را ملاحظه بفرمایید می بینید که مثلا بشدت هم اختلاف نظر دارند. در مورد استفاده از منابع سنتی هم تبعا نمی رویم سراغ طبری، ما از نسخه عربی الصحیح من السیره که معاصر است استفاده می کنیم و هر جا در یک روایت یک رخداد اختلاف نظر داشتیم می نویسیم مورخ شیعه جعفر مرتضی عاملی موضوع را این گونه روایت کرده است. بنابراین برای خواننده کاملا روشن می شود که کدام نظر مال کیست و کدامش سنتی است و نیاز هم نیست برای اطلاع از همه دیدگاه ها کل مقاله را بخواند. البته مباحث اعتقادی که فراتر از تاریخ نگاری است مثلا راجع به دیدگاه مسلمانان دربارهٔ وحی یا دیدگاه محققان مدرن دربارهٔ آن را حتما در بخش مجزایی از شرح زندگی می آوریم.--سید (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۷:۲۳ (UTC)[پاسخ]
@Sa.vakilian آنچه تنها دیدگاه مقبول منابع دانشگاهی است، عدم اعتبار این داستان‌هاست اما بر سر نظریات مختلف اتفاق نظری ندارند. مثلا با توجه به اشتباه منابع سنتی دربارهٔ فتح فلسطین (که محمد خودش فتح کرده)، عده‌ای می‌گویند تاریخ جنگ‌ها اشتباه است، گروهی دیگر می‌گویند تاریخ مرگ محمد. تعیین اصالت یک منبع برای مورخان دانشگاهی کار سختی نیست. همین داستان اقرا را حدودا سه دهه بعد از مرگ محمد ساخته‌اند اما جعلی است. البته من نگفتم تاریخ اسلام جدید کمبریج پاپیولار هیستوری است، عرضم این بود این منبع نیز سنت را از تاریخ در متن کتابش جدا کرده‌است.
الصحیح من السیره و اختلاف شیعه و سنی باید در همان بخش سیره (روایت سنتی) نوشته شود. محتوای این بخش اهمیت چندانی برای من ندارد. من فقط بخش‌های منبع‌شناسی، زمینه تاریخی و سرگذشت را نیازمند بازنویسی می‌دانم و کتب Muhammad and Empires of Faith و Seeing Islam as Others Saw It را پیشنهاد می‌کنم. برای محمد در قرآن هم که منبع فراوان است — Shawarsh (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۱۷ (UTC)[پاسخ]
دو بخش محمد در منابع متقدم و محمد در منابع متاخر (به جای یک بخش سرگذشت) هم برایم قابل قبول است — Shawarsh (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۲۳ (UTC)[پاسخ]
دقیقا کدام داستان ها؟ بله منابع جدید مثلا غار حرا را نامعتبر می دانند اما دربارهٔ هجرت از مکه به مدینه که تردید ندارند. موافق نیستم که سرگذشت را دو تکه کنیم، این جوری خواننده برای هر موردی باید دو جا را بخواند. ذیل هر عنوان هر دو روایت را می آوریم و مشخص می کنیم که این روایت آکادمیک جدید است و آن دیگری روایت سنتی مسلمانان. مثلا دربارهٔ مکاتبه وی با سران دولت های زمان، می گوییم که بر اساس روایت تاریخی مسلمانان نامه ای به این مضمون برای فلان و بهمان ارسال شده و در ادامه اش هم توضیح می دهیم که منابع جدید کلا این ماجرا را ساختگی می دانند. این جوری به یک متن منسجم می رسیم اما با روش شما به دو متن بی ارتباط می رسیم. (در مورد بقیه پیامبران که شما این کار را کردید و من پذیرفتم، دلیلش این بود که آنها ماقبل تاریخ بودند نه انکه دو روایت تاریخی متفاوت داشته باشیم.)--سید (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)[پاسخ]
@Sa.vakilian منظورم از داستان‌ها سیره بود. همین داستان نامه‌های محمد توسط مسیحیانی ساخته شده که منتظر بودند امپراتوری روم سقوط کند تا با تحقق پیشگویی دانیال، مسیح بازگردد. حتی در منابع اسلامی نیز قدیمی‌ترین نسخه از اسقفی مسیحی به نام ابن ناطور نقل شده‌است. اما داستان هجرت در قرآن (و همچنین اسناد اسلامی و منابع غیراسلامی) آمده و آنچه در قرآن موجود است واقعیت تاریخی است. به همین دلیل باید محتوای اصیل قرآنی از سیره جدا شود؛ کاری که در مقالات عهدین انجام شده زیرا مطالب متاخر صرفا درک نسل‌های بعدی از این افراد هستند.
جداسازی دو بخش را برای رسیدن به توافق پیشنهاد کردم. از نظر من داستان‌های سیره اساسا نباید در بخش سرگذشت قرار داده شود اما اگر جدا باشد برایم قابل پذیرش است. این‌گونه بخش سرگذشت نوعی تکامل تاریخی محمد را نیز در بر می‌گیرد — Shawarsh (بحث) ‏۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۳۵ (UTC)[پاسخ]
@Shawarsh: یک نکته عرض کنم و این بحث را خاتمه دهم. کلا تفکیک یا عدم تفکیک مطالب سرگذشت ربطی به معیارهای برگزیدگی و این صفحه ندارد. کلا این بحث اینجا برای حل مشکل مقاله مفید نیست. بعدا می توانید در صفحه بحث مقاله این موضوع را طرح کنید.--سید (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۴:۵۱ (UTC)[پاسخ]
@Sa.vakilian محل صحیح بحث را همینجا می‌دانم چون مقاله‌ای با اطلاعات خلاف واقع و منابع ضعیفی چون الصحیح من السیره نمی‌تواند برگزیده یا خوب بماند — Shawarsh (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۳۳ (UTC)[پاسخ]

@Shawarsh: آن بحثی که گفتم جایش این جا نیست، یک تکه یا دو تکه بودن سرگذشت بود. اما در مورد منابع حتما جایش اینجاست. در «الصحیح من السیره» ما طبق وپ:اسلام عمل می کنیم و به صورت یک دیدگاه این طور می نویسیم به گفته جعفر مرتضی عاملی مورخ شیعه .... اتفاقا اگر یک دیدگاه مهم بیان نشود، آن وقت است که مقاله نمی تواند خوبیده و برگزیده باشد. --سید (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۰۲ (UTC)[پاسخ]

@Sa.vakilian منظورم این بود که بحث درباره ساختار مقاله می‌تواند همینجا انجام شود. بخش وقایع تاریخی محل توضیح نظرات گروه‌های مختلف نیست و این خود دلیل دیگری است که بخش سیره باید جدا شود. بهتر است منتظر نظر دیگر کاربران بمانیم — Shawarsh (بحث) ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۳۴ (UTC)[پاسخ]
  • @Shawarsh: به نظرم نظرات تجدیدنظرطلبانه هنوز جای سوال و ابهامات فراوانی دارند. مثلاً این گزاره را در نظر بگیرید: «در اسناد باستان‌شناسی تا سال ۶۶ هجری به محمد اشاره‌ای نشده اما بعد از آن حضور دارد.» این گزاره وجود مصحف صنعا را در نظر نمی‌گیرد. هربرت بِرگ، تجدیدنظرطلبی که مناظرات مختلفی با موتسکی داشته است، در فصل «جمع‌آوری و تدوین قرآن» Routledge Handbook on Early Islam، اظهار داشته که تحقیقات بهنام صادقی در مورد تاریخی بودن مصاحف صحابه، تحقیقات قانع‌کننده‌ای است و معتقد است که کار او نظریات تجدیدنظرطلبانی را که قرآن را مربوط به قرن دوم یا حتی دیرتر می‌دانسته‌اند، قویا به چالش کشیده است. او در آخرین بند از مقاله‌اش می‌گوید که حتی پاتریشیا کرونه هم شواهد مربوط به رادیوکربن را می‌پذیرد و بر اساس آن نظریات پیشین‌اش را کنار می‌گذارد. کرونه در اواخر عمرش اظهار داشته است که هیچ دلیل منطقی‌ای برای این وجود ندارد که تجمیع مصاحف توسط عثمان را زیر سوال ببریم و قرآن در زمانی وجود داشته است که روایات مسلمانان آن را ادعا می‌کنند. او می‌گوید که با تحلیل انتقادی متن می‌یابیم که نسخه صنعا و قرآن عثمانی، ریشه واحد داشته‌اند که این ریشه واحد نمی‌تواند کسی باشد جز محمد. (این نقل‌ها با واسطه هستند و بنده خودم این هندبوک را نخوانده‌ام.) طاها (بحث) ‏۲ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۱:۵۷ (UTC)[پاسخ]