Jump to content

منوی ناوبری

تفاوت میان نسخه‌های «خلج‌ها»

۲۷ بایت اضافه‌شده ،  ۱۰ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
 
خلج به گروهی از مردم و دسته‌ای از ترکها اطلاق می‌شود.<ref>شرح الیمینی المسمی بالفتح‌ الوهبی علی تاریخ ابی‌ نصر عتبی للشیخ منینی نشر جمعه‌المعارف</ref>
نشانه‌های تاریخی نشان می‌دهد که خلج‌ها به احتمال زیاد در اصل مردمی آریایی‌نژاد و گروهی از [[سکاها]] بوده‌اند که در آسیای میانه ترک‌زبانترکی‌زبان شده‌اند.<ref> Bosworth, C.E.; Doerfer, G. « K̲H̲alad̲j̲.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 04 November 2008 <http://www.brillonline.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0485> </ref>
 
محمود کاشغری در [[دیوان لغات‌الترک]] (که در اواسط قرن پنجم هجری تألیف شده) در شرح لغت ترکمان، خلجها را از اقوام [[اوغوز]] ساکن [[اویغور|اویغورستان]] ([[سین‌کیانگ]] فعلی) می‌داند و با اشاره به جدایی خلجهاخلج‌ها از سایر ترکمانان آنان را دو قبیله از بیست‌وچهاربیست‌ و چهار طایفه ترکمن دانسته است؛ جز آنکه دو قبیله از خلج از ایشان ممتاز شدند به برخی چیزها؛ لذا آن دو قبیله در عداد ایشان شمرده نمی‌شوند.<ref>دیوان‌لغات‌الترک محمودبن‌حسین‌بن‌محمدکاشغری،محمود بن‌ حسین‌ بن‌ محمد کاشغری، ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبایی محمددبیرسیاقی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۵</ref>
بسیاری از خلج‌ها در حمله یعقوب صفاری به افغانستان قتل عام شدند؛ ولی در دولت [[سامانیان]] و [[غزنویان]] این تیره از ترکان وارد اردو شدند.<ref>حدودالعالم من المشرق الی المغرب مؤلف گمنام، ۳۷۲ ه.ق</ref>
[[غوریان]] در لشکرکشی‌های خود ازافراد قبیله خلج بهره می‌گرفتند وسلطانو سلطان غیاث الدین محمود موفق شد درسال ۶۰۲ه/۱۲۰۶م با مساعدت خلجها در فیروزکوه قدرت را به دست آورد.<ref>طبقات ناصری، تألیف ابوعمر منهاج‌الدین سراج جوزجانی</ref>
 
== محل سکونت ==
خلج نام قبیله ترک و اسم ترکی آن (Qalac) قلچ است. این قبیله از قرن چهارم در جنوب [[افغانستان]] بین [[سیستان]] و [[هند]] ساکن بوده‌اند.<ref>دکتر محمدمعین در حاشیه برهان قاطع</ref>
[[ابن خردادبه]] آنها را در شمار قبایل ترک استپهای آسیای میانه آورده‌است. به گفته او منزلگاههایمنزلگاه‌های زمستانی آنها در آن سوی سیردریا در ناحیه تلاس در مجاورت زمینهای قرلق واقع بوده‌است.<ref>المسالک‌والممالک،المسالک‌ و الممالک، ترجمه دکتر حسن‌قره‌چانلو،حسن‌ قره‌ چانلو، نشر چاپخانه مهارت، چاپ اول، ۱۳۷۰</ref> قرلق، قرلغان، قرلغ و قرلیغ همه اشکال مختلف یک کلمه‌اند و آن قبیله‌ای بوده‌است از اتراک در شمال و شمال شرقی ماوراءالنهر معروف به حسن صورت و طول قامت و تناسب خلقت. <ref>ر.ک :خاتمی، احمد، شرح مشکلات تاریخ جهانگشای‌جوینیجهانگشای‌ جوینی بر اساس نسخه علامه محمدقزوینی، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا، چاپ اول ۱۳۷۳</ref> همچنین آنها در این سوی جیحون در سواحل جنوبی و غربی آن زندگی می‌کرده‌اند. <ref>بنگرید به حاشیه صفحه ۳۳۹ ج. دوم جهانگشای‌جوینیجهانگشای‌ جوینی, چاپ لیدن به تصحیح علامه میرزامحمدقزوینیمیرزا محمدقزوینی و دایرةالمعارف اسلامی ذیل کلمه قرلق به قلم بارتولد</ref>
 
ابن‌اثیر در مورد مرگ [[یعقوب لیث]] (۲۶۵هجری/۸۷۹ میلادی) آورده‌است که امیر صفاری در جریان فتوحاتش در شرق افغانستان به زنبیل یا حاکم محلی در زمین داور حمله کرده و خلج‏ها (''الخلخیه'') و مردم زابلستان را تحت انقیاد در آورده بود. <ref>ابن‌اثیر، تاریخ بزرگ اسلام و ایران ترجمه عباس‌خلیلیعباس‌ خلیلی. انتشارات کتب ایران ج۱۲ ص ۴-۱۷۳ </ref>این مطلب را تاریخ سیستان با ذکر پیکارهای یعقوب علیه خلجها و ترکان تأیید می‌کند.
 
گروههای موسوم به خلجی اکنون در افغانستان زیست می‌کنند که به ترکی کهن خلجی سخن می‌گویند. در منابع اسلامی موطن ترکان ساکن حد فاصل سیستان تا هندوستان وتخارستانو وافعانستانتخارستان و افعانستان جنوبی خلجستان کبیر نامیده شده‌است. ابوالغازی بهادر کتاب شجره تراکمه به روایت ابوالفضل بیهقی سلطان محمود در حمله به هندوستان بسیاری از خلجها را در اردوی خود از حوالی خراسان به هندوستان برد و آنان را با غوریان متحد ساخت و شماری از آنان را در بنگال ساکن کرد. <ref>تاریخ بیهقی، ابوالفضل‌محمدبن‌حسین‌بیهقی، به تصحیح و اهتمام دکترغنی و دکترفیاض، انتشارات خواجو، تهران ۱۳۷۰</ref>
خلج نام طایفه‌ای است معروف و در آن موقع در ناحیه زمین داور سکنی داشته‌اند.<ref>همان پاورقی ص.۶۶۲</ref>
در برخی از کتب تاریخی مانند ظفرنامه شرف‌الدین یزدی<ref>ج۲، ص۵۷۳</ref> و تاریخ گیتی‌گشا<ref>چاپ سعید نفیسی تهران ۱۳۱۷، ص۲۶۳</ref> از پراگندگی خلجها در اطراف [[ساوه]]، [[قم]] و [[کاشان]] سخن رفته‌است.