پرش به محتوا

نورالدین اشنی: تفاوت میان نسخه‌ها

←‏مباحث متفرقه: اصلاح فرمت شعر ایشان
(←‏حدیث: افزودن زیربخش مباحث متفرقه)
(←‏مباحث متفرقه: اصلاح فرمت شعر ایشان)
}}
 
=== نمونه قصیده‌ ===
'''نمونه‌ای از قصیده‌های سروده شده ایشان:'''
''نورالدین اشنی قودجانی'' در سرایش اشعار نیز استعداد داشت. نمونه‌ای از قصیده‌های سروده شده توسط ایشان در ذیل آورده شده است:<ref>
{{cite book
|last = كرباسی زاده اصفهانی
|first = علی
|author-link =
|date =
|title = مشاهير مزار علامه ميرزا ابوالمعالی كلباسی
|url = https://www.ghbook.ir/index.php?name=%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1%20%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%20%DA%A9%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C&option=com_dbook&task=readonline&book_id=15500&page=222&chkhashk=D1F7091297&Itemid=218&lang=fa&tmpl=component
|location = اصفهان
|publisher = كانون پژوهش
|quote = ۱۳۸۴
|language = fa
|volume =
|page = ۲۲۱-۲۲۲
|isbn =
}}
</ref>
 
{{شعر}}
روزگاری است کنون تیره و تاریک و سیاه
:::{{م|روزگاری است کنون تیره و تاریک و سیاه}}{{م|کار افراد بشر جمله هدر عمر تباه{{سخ}}
{{م|نه ز هم‌نوع گُمان مدد و چشم امید}}{{م|نه فروغی که بجویند رهی سوی اِله}}
:::{{م|همه بیچاره و سرگشته و رنجور مزاج}}{{م|همه پژمرده و افسرده و وامانده ز راه{{سخ}}
:::نه فروغی که بجویند رهی سوی اِله{{سخ}}
{{م|آسمان خشک و زمین خشک و نفس خشک‌تر است}}{{م|که نرویــد ز زمیــن دلمان نالـه و آه}}
همه بیچاره و سرگشته و رنجور مزاج
:::{{م|نه رعیت دل خوش دارد و نه راعی آن}}{{م|نگران بسکه گدا و نگران‌تر زو شاه{{سخ}}
:::همه پژمرده و افسرده و وامانده ز راه{{سخ}}
:::{{م|بِچُه سو روی کند جم غفیر بشری}}{{م|به که از سیل حوادث ببرند جمله پناه{{سخ}}
آسمان خشک و زمین خشک و نفس خشک‌تر است
:::{{م|قلعه هستی هرکس ز همه سو محصور}}{{م|قید و بند و الم و غصه شدندیش سپاه{{سخ}}
:::که نروید ز زمین دلمان ناله و آه{{سخ}}
{{م|نیمی از هستی مظلوم شده طعمهٔ غیر}}{{م|تا شود نیم دگر صرف حمایت از جاه}}
نه رعیت دل خوش دارد و نه راعی آن
{{م|آنچه ز اوضاع جهان هیچ نیاید بحساب}}{{م|عمرهایی که تلف بیهُده شد بهر رفاه}}
:::نگران بسکه گدا و نگران‌تر زو شاه{{سخ}}
:::{{م|شیوه شیطنت و مغلطه کاری هر روز}}{{م|بکند با الفی قامت، کُه را چون کاه{{سخ}}
بِچُه سو روی کند جم غفیر بشری
:::{{م|یا زِ کاهی برباید الف و عکس کند}}{{م|تا گهی باز نماید کُهِ سَر برده نماه}}
:::به که از سیل حوادث ببرند جمله پناه{{سخ}}
{{پایان شعر|۱۳۴۱/۸/۱۴ شمسی}}
قلعه هستی هرکس ز همه سو محصور
:::قید و بند و الم و غصه شدندیش سپاه{{سخ}}
نیمی از هستی مظلوم شده طعمهٔ غیر
:::تا شود نیم دگر صرف حمایت از جاه{{سخ}}
آنچه ز اوضاع جهان هیچ نیاید بحساب
:::عمرهایی که تلف بیهُده شد بهر رفاه{{سخ}}
شیوه شیطنت و مغلطه کاری هر روز
:::بکند با الفی قامت، کُه را چون کاه{{سخ}}
یا زِ کاهی برباید الف و عکس کند
:::تا گهی باز نماید کُهِ سَر برده نماه
۱۳۴۱/۸/۱۴
 
== وفات ==