پرش به محتوا

تفاوت میان نسخه‌های «همجنس‌گرایی»

جز
(نجات ۱ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0.8)
همجنس‌گرایی طبق تعریف از دو بخش تشکیل یافته‌است: یک جزء روانی که به معنای تمایل شهوانی و جنسی به اشخاص همجنس است، و یک جزء رفتاری که به صورت انجام عمل جنسی و آمیزش با اشخاص همجنس تبلور می‌یابد. از دیگر عوامل مهم تعیین‌کننده در همجنس‌گرایی، می‌توان به تعریف و شناخت فرد از گرایش جنسی خود یا به اصطلاح [[هویت جنسی]] او اشاره کرد. هویت جنسی بخشی از [[هویت]] شخص تعریف شده‌است که بازتاب‌دهندهٔ درک شخصی او نسبت به [[میل جنسی|امیال جنسی‌اش]] است.<ref name="apa"/>
 
مفاهیم [[هویت جنسی]] و [[رفتار جنسی]] رابطهٔ نزدیکی با [[گرایش جنسی]] دارند، ولی از یکدیگر متمایزند. گرایش جنسی دربرگیرندهٔ کشش عاطفی، علایق، و امیال درونی است. [[هویت جنسی]] به معنای تصوری است که شخص از خود و گرایش جنسی‌اش دارد و خود را آن‌گونه می‌پندارد. [[رفتار جنسی]] به این معناست که شخص علی‌رغم گرایش یا [[هویت جنسی]]اشجنسی‌اش در عمل با چه شخص یا اشخاصی [[رفتار جنسی|رابطهٔ جنسی]] برقرار می‌کند.<ref>{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Reiter L.|عنوان=Sexual orientation, sexual identity, and the question of choice|ژورنال=Clinical Social Work Journal|ناشر=|تاریخ=1989|زبان=en|شاپا=|doi=10.1007/bf00756141|پیوند=http://www.springerlink.com/content/g248324552457105/|تاریخ دسترسی=26 بهمن 1395}}</ref> [[رفتار جنسی]] اشخاص همیشه مطابق با گرایش جنسی آن‌ها نیست. به عنوان مثال، یک شخص همجنس‌گرا یا [[دوجنس‌گرایی|دوجنس‌گرا]] که در منطقه‌ای که [[همجنس‌گراهراسی|همجنس‌گراستیز]] است یا [[حقوق دگرباشان در کشورهای گوناگون|حقوق دگرباشان]] در آن رعایت نمی‌شود زندگی می‌کند، ممکن است از نظر هویتی خود را همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا نداند، یا برخلاف تمایل جنسی خود، با اشخاصی از جنس مخالف عمل جنسی انجام دهند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=About Whoever: The Social Imprint on Identity and Orientation|نام خانوادگی=Sinclair|نام=Karen|ناشر=|سال=2013|شابک=9780981450513|مکان=NY|صفحات=}}</ref><ref name=":64">{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Rosario, M. ; Schrimshaw, E. ; Hunter, J. ; Braun, L.|عنوان=Sexual identity development among lesbian, gay, and bisexual youths: Consistency and change over time|ژورنال=Journal of Sex Research|سری=43|شماره=1|ناشر=|تاریخ=2006|صفحه=46-58|زبان=|شاپا=|doi=10.1080/00224490609552298|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}</ref><ref name=":3">{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Ross, Michael W. ; Essien, E. James; Williams, Mark L. ; Fernandez-Esquer, Maria Eugenia.|عنوان=Concordance Between Sexual Behavior and Sexual Identity in Street Outreach Samples of Four Racial/Ethnic Groups|ژورنال=Sexually Transmitted Diseases|سری=30|دوره=2|ناشر=|تاریخ=2003|صفحه=110-113|زبان=|شاپا=|doi=10.1097/00007435-200302000-00003|پیوند=https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/12567166|تاریخ دسترسی=}}</ref>
 
بعضی اشخاص که از تمایل جنسی خود به همجنس ناراضی هستند، ممکن است تصمیم بگیرند که عامدانه هویتی برخلاف میل جنسی درونی خود بسازند. این امر سبب می‌شود که [[هویت گرایش جنسی]] شخص با [[گرایش جنسی]] واقعی او در تضاد باشد. در این موارد معمولاً از عبارتهای ''سازگار'' یا ''ناسازگار'' استفاده می‌شود. به عنوان مثال، در مورد زنی که تمایل جنسی به زنان دیگر دارد ولی خود را همجنس‌گرا نمی‌داند و تنها با جنس مخالف [[رابطه جنسی|رابطهٔ جنسی]] برقرار می‌کند، می‌توان گفت که بین [[گرایش جنسی]] او (که همجنس‌گرایانه است) و [[هویت جنسی]] و [[رفتار جنسی]]اش (که [[دگرجنس‌گرایی|دگرجنس‌گرایانه]] است) ناسازگاری وجود دارد.<ref name=":3"/> هویت گرایش جنسی (و نه گرایش جنسی) ممکن است تحت‌تاثیر روان‌درمانی، انجمن‌های حمایتی و رخدادهای متفاوت زندگی، دستخوش تغییر واقع شود.<ref name=":4">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=2009|وبگاه=American Psychological Association|نشانی=http://www.apa.org/pi/lgbc/publications/therapeutic-response.pdf|عنوان=Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation|تاریخ بازدید=۲۱ اسفند ۱۳۹۵}}</ref>
 
=== ژنتیک ===
از منظر ژنتیکی تئوری‌های کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای همجنس‌گرایی وجود دارد، هرچند وجود «ژن گی» یک باور عمومی در جامعه است. دیدگاه فراگیر در میان پزشکی آن است که گرایش جنسی قابل تغییر نیست و دگرباشان جنسی از همان ابتدای [[تولد]] دگرباش به وجود آمده‌اند.<ref name="bbcbrain"/><ref name="twumyth">{{یادکرد وب|کد زبان=en|نشانی=http://www.twu.edu/downloads/counseling/D-3_Myths_about_LGB.pdf|عنوان=Myths & Assumptions about LGB People|ناشر=[[دانشگاه زنان تگزاس|Texas Woman's University]]|تاریخ بازبینی=۵ آوریل ۲۰۱۲|archiveurl=https://web.archive.org/web/20130810065345/http://www.twu.edu/downloads/counseling/D-3_Myths_about_LGB.pdf|archivedate=۱۰ اوت ۲۰۱۳|dead-url=yes}}</ref> براساس پارهپاره‌ای از پژوهش‌ها ثابت شد که ترتیب چینش [[ژنوم]] مادر می‌تواند بر گرایش جنسی فرزند تأثیرگذار باشد. کشف این موضوع که در نشریه Human Genetics به چاپ رسید به اندیشه وجود ژنی مستقل برای همجنس‌گرایی یعنی «ژن گی» را دامن زد. پژوهشگران در این تحقیق [[کروموزم]] غیرفعال X را در ۹۷ مادر دارای فرزند همجنس‌گرا و ۱۰۳ مادر دارای فرزند دگرجنس‌گرا مورد آزمایش قرار دادند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=|تاریخ=|نشانی=http://www.livescience.com/health/060224_gay_genes.html|عنوان=Mom's Genetics Could Produce Gay Sons|ناشر=live science|تاریخ بازدید=۱۶ فوریه ۲۰۱۰}}</ref>
با این وجود برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد بلکه رفتار همجنس‌گرایانه معلول عملکرد چندین ژن است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|تاریخ=|نشانی=http://www.geneticfutures.com/astronauts/info/sheet1.asp|عنوان=Is there a Gay Gene?|ناشر=genetic futures|تاریخ بازدید=۱۶ فوریه ۲۰۱۰|archiveurl=https://web.archive.org/web/20090509105311/http://www.geneticfutures.com/astronauts/info/sheet1.asp|archivedate=۹ مه ۲۰۰۹|dead-url=yes}}</ref> آزمایش همر نشان داد که در بازوی بلند کروموزم X همجنس‌گرایان مرد ژن‌هایی وجود دارند که باعث همجنس‌گرایی می‌شوند. از آنجایی که کروموزم X از مادر به فرزند می‌رسد این پژوهش نشان داد که مادران می‌توانند حامل همجنس‌گرایی بوده و آن را به فرزندان ذکور خود منتقل کنند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=Encyclopedia of Science and Religion|ناشر=Macmillan Reference|سال=۲۰۰۳|شابک= 0-02-865706-3|صفحه=۴۲۳|زبان=انگلیسی|تاریخ بازبینی=۱۲ آوریل ۲۰۱۲|ترجمه عنوان=دانشنامه دین و علم}}</ref>
 
[[آکادمی خانواده پزشکان آمریکا]] در مقاله‌ای تحت عنوان ''همجنس‌گرایی نوجوانی در سال ۲۰۰۳''، نوشت ابتدا کارشناسان به این نتیجه رسیدند که گسترش همجنس‌گرایی به خاطر اختلالات رشدی است، اما اخیراً برخی پژوهش‌ها توضیح می‌دهد که توسعه همجنس‌گرایی مربوط به ترشح غدد عصبی است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که گرایش جنسی چه دگرجنس‌گرا یا همجنس‌گرا، در نتیجه تداخل پیچیدهٔ بین تأثیرات آناتومیک و هورمونی در طول رشد جنین است.<ref>[http://borngay.procon.org/view.answers.php?questionID=001359 Is homosexuality a developmental disorder? - Born Gay – ProCon.org<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref> زنانی که دختر باردارند و دورهٔ بارداری [[دی‌اتیل‌استیل بسترول]] مصرف کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که دخترانشان همجنس‌گرا شود.<ref name="Hawaii">{{یادکرد ژورنال | doi=10.1080/09513590400018231 | تاریخ بازبینی=۱۳ آوریل ۲۰۱۲ | سال=۲۰۰۴ | صفحه=۳۰۱–۳۱۲ | عنوان=Sexual differentiation of the human brain: relevance for gender identity, transsexualism and sexual orientation | پیوند=http://www.hawaii.edu/hivandaids/Sexual_Differentiation_of_the_Human_Brain__Relevance_for_Gender_Identity,_Transsexualism_and_Sexual_Orientation.pdf | ناشر=[[دانشگاه هاوایی|University of Hawaii]] | نام=D. F. | نام خانوادگی=Swaab | ژورنال=Gynecol Endocrinol}}</ref> همچنین اگر زنانی که پسر باردارند در سه‌ماهه اول بارداری (و در بعضی از تحقیقات ماه پنجم بارداری) استرس را تحمل کنند، احتمال همجنس‌گرا شدن فرزندانشان بیشتر می‌شود.<ref name="Hawaii"/>
 
بعضی از تحقیقات اخیر حاکی از ارتباط تعداد برادرهای بزرگ‌تر با همجنس‌گرایی فرد می‌باشد. بلانکارد و کلاسن<ref group="E">Blanchard and Klassen</ref> در سال ۱۹۹۷ اعلام کردند هر برادر بزرگ‌تر احتمال همجنس‌گرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا می‌برد.<ref>H-Y Antigen and Homosexuality in Men. Journal of Theoretical Biology, 185, 373-378</ref> این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبرترین یافته‌های [[اپیدمیولوژی]]کی است که تا به حال در رابطه با [[گرایش جنسی|گرایشهای جنسی]] کشف شده‌است.» بر طبق این یافته، گفته می‌شود که هر [[جنین]] مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد می‌کند و این واکنش با جنین بعدی تشدید می‌شود. این جنین‌ها [[آنتی‌ژن]] H-Y که نقش آن‌ها در تغییرات جنسی مهره‌دارههامهره‌دارها تقریباً ثابت شده را تولید می‌کنند.<ref>Birth order and sibling sex ratio in homosexual versus heterosexual males and females. Review of Sex Research, Vol. 8</ref> و این همان آنتی‌ژن است که آنتی‌بادی مادری H-Y به آن واکنش داده و نیز یادآوری (از نظر ایمنی شناختی) می‌نماید. سپس آنتی‌بادی‌های H-Y تولید شده توسط مادر به جنین حمله می‌کنند و کارایی [[آنتی‌ژن]]های نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین می‌آورند. از این موضوع با نام «[[اثر ترتیب تولد برادر]]»<ref group="E">fraternal birth order effect</ref> یاد می‌شود.
 
در مطالعاتی که پسرهای رشد یافته با برادر بزرگ‌تر را، با آن‌ها که جدا از برادران خود رشد کرده بودند مقایسه می‌کرد، کشف شد که تنها متولد شدن از مادری که برای چندمین بار پسری به دنیا می‌آورد احتمال همجنس‌گرا بودن را در افراد افزایش می‌دهد و بزرگ شدن در کنار برادران دخالت چندانی در این مسئله ندارد. دربارهٔ زنان نتایج مشابه یا قابل توجهی یافت نشده‌است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|تاریخ=۲۲ فوریه ۲۰۱۱|نشانی=http://articles.latimes.com/2006/jun/27/science/sci-brothers27|عنوان=Study Links Male Gays, Birth of Older Brothers|تاریخ بازدید=|ناشر=[[لوس انجلس تایمز|Los Angeles Times]]}}</ref>
دسته‌بندی همجنس‌گرایی به عنوان یک بیماری برای اولین بار در اواخر قرن نوزدهم و توسط جنبش نوپای [[سکس‌شناسی]] در اروپا شکل گرفت. در سال ۱۸۸۶، سکس‌شناس معروف [[ریچارد فن کرافت-ابینگ]] در کتاب تعیین‌کننده‌اش، ''آسیب‌شناسی جنسی''، همجنس‌گرایی را در کنار ۲۰۰ مطالعهٔ موردی دیگر به عنوان انحرافات جنسی ذکر کرد. کرافت-ابینگ پیشنهاد داد که علت ایجاد همجنس‌گرایی یا «نقصی مادرزادی» است، یا «نقصی اکتسابی».<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=Psychopathia Sexualis|نام خانوادگی=von Krafft-Ebing|نام=Richard|ناشر=F.A. Davis Company|سال=1894|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref> از اواخر قرن نوزدهم و تا نیمهٔ قرن بیستم، الگوهای آسیب شناسانه‌ای که همجنس‌گرایی را یک بیماری در نظر می‌گرفتند معیاری استاندارد به‌شمار می‌آمدند.
 
دیدگاه‌های بعضی روان‌پزشکان قدیمی مانند [[زیگموند فروید]] و [[هاولاک الیس]] در خصوص همجنس‌گرایی با تحمل و مدارای بیشتری همراه بود. هرچند فروید و الیس معتقد بودند که همجنس‌گرایی طبیعی نیست، اما اعلام می‌کردند که برای بعضی اشخاص «اجتناب‌ناپذیر» است. زیگموند فروید در راستای تلاش برای درک علت‌ها و روند ایجاد همجنس‌گرایی، در ابتدا الگویی تعریف کرد که مطابق آن حالت ابتدایی شهوت جنسی در انسان [[دوجنس‌گرایی]] فرض می‌شد. به عبارت دیگر، طبق این نظریه تمام انسان‌ها دوجنس‌گرا به دنیا می‌آمدند ولی در مسیر رشد اکثر انسان‌ها، گرایش به جنس مخالف غلبه می‌یابد، زیرا نهی فرهنگی و تربیتی سبب می‌شود بسیاری از افراد همجنس‌گرایی را در خود سرکوب کنند و اگر این ممنوعیت وجود نداشت، انسان‌ها [[رفتار جنسی|رفتار جنسی‌]]ای را انتخاب می‌کردند که برایشان ارضاکننده‌تر باشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=The problem of Homosexuality in modern society|نام خانوادگی=Ruitenbeek|نام=Hendrik Marinus|ناشر=Dutton|سال=1963|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref> فروید همچنین معتقد بود که درمان همجنس‌گرایی موفقیت‌آمیز نیست. او [[روان‌کاوی]] و تلقین از طریق [[هیپنوتیزم]] را برای درمان همجنس‌گرایی پیشنهاد کرد و طی سال‌ها تجربیات کاری مورد استفاده قرار داد، ولی هیچ‌کدام از این دو موفقیتی در ''درمان'' همجنس‌گرایی نشان ندادند.<ref>{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Weideman, G.|عنوان=Survey of Psychoanalytic literature on overt homosexuality|ژورنال=Journal of the American Psychoanalytic Association|سری=10|ناشر=|تاریخ=1962|صفحه=286-409|زبان=|شاپا=|doi=10.1177/000306516201000210|پیوند=https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/14006764|تاریخ دسترسی=}}</ref> او در نهایت دیدگاهی پذیراتر نسبت به همجنس‌گرایی پیدا کرد و به این نتیجه رسید که «همجنس‌گرایی نه مایهٔ شرم است، نه گناه است و نه انحراف. آن را نمی‌توان یک بیماری دانست، بلکه شاخه‌ای از عملکردهای جنسی معمول در انسان است.»<ref>{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Freud, Sigmund|عنوان=Historical Notes: A Letter from Freud|ژورنال=The American Journal of Psychiatry|سری=10|ناشر=|تاریخ=1951|صفحه=786-787|زبان=|شاپا=|پیوند=https://en.wikisource.org/wiki/A_Letter_from_Freud_(to_a_mother_of_a_homosexual)|تاریخ دسترسی=}}</ref> با این حال میراث اولیهٔ او در حوزهٔ روان‌کاوی خصوصاً در ایالات متحده تا سال‌ها بعد همچنان همجنس‌گرایی را امری منفی، غیرعادی، و ناشی از مشکلات خانوادگی و تربیتی به حساب آورد و سبب شد ننگ شمردن و بیماری دانستن آن در جامعه همچنان رواج داده شود.<ref name=":4"/>
 
مطالعات [[آلفرد کینزی]] در دههٔ ۴۰ میلادی قرن بیستم، نشان داد که همجنس‌گرایی بیش از چیزی که تصور می‌شد معمول بود و پیشنهاد می‌داد که این رفتارها عادی بوده و بخشی از گسترهٔ رفتارهای جنسی در انسان هستند.<ref name=":4"/> او [[مقیاس کینزی]] را ایجاد کرد که ''مقیاس سنجش دگرجنس‌گرایی-همجنس‌گرایی'' نیز نامیده می‌شود و [[گرایش جنسی]] فرد را در بازه‌ای بین ۰ (کاملاً [[دگرجنس‌گرایی|دگرجنس‌گرا]]) و ۶ (کاملاً همجنس‌گرا) اندازه می‌گیرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=An analysis of the Kinsey reports on sexual behavior in the human male and female|نام خانوادگی=Geddes|نام=Donald Porter|ناشر=Dutton|سال=1954|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref> در آن زمان تصور عام بر آن بود که مردم یا [[دگرجنس‌گرایی|دگرجنس‌گرا]] یا همجنس‌گرا هستند و این دو مشخصه در دنیای جنسیت با هم ضدیت دارند، ولی کینزی و همکارانش اعلام کردند که قسمت بزرگی از جامعه به‌طور کامل دگرجنس‌گرا یا همجنس‌گرا نیستند و اشخاص می‌توانند رفتارها و واکنش‌های روانی همجنس‌گرایانه و دگرجنس‌گرایانه را همراه با هم و به‌طور مشترک تجربه کنند.<ref name=":9">{{یادکرد کتاب|عنوان=Sexual Behavior in the Human Male|نام خانوادگی=Kinsey; et al|نام=|ناشر=Indiana University Press|سال=1948|شابک=0-253-33412-8|مکان=|صفحات=}}</ref> مطالعات و نوشته‌های او دربارهٔ همجنس‌گرایی، تصور آن را به عنوان پدیده‌ای غیرطبیعی رد کرد و آغازگر تحولی اجتماعی و فرهنگی در دیدگاه‌های عموم نسبت به این مسئله بود.
در گذشته تصور می‌شد همجنس‌گرایی در اثر عواملی روانی مانند محیط خانوادگی نامناسب، تربیت نادرست، تجربیات و ضربه‌های روحی، یا [[سوءاستفاده جنسی از کودکان|سوءاستفادهٔ جنسی در زمان کودکی]] ایجاد می‌شود. با این حال مطالعات فراوان طی چندین دههٔ اخیر نشان داده‌اند که این تصورات هیچ گونه پشتوانهٔ علمی نداشته و برپایهٔ اطلاعات غلط و تبعیض‌آمیز شکل گرفته بودند.<ref name="apa"/><ref name=":8"/><ref name=":74"/><ref name=":10"/><ref>{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Friedman RC, Downey JI|عنوان=Homosexuality|ژورنال=N Engl J Med|سری=331|ناشر=|تاریخ=1994|صفحه=923-930|زبان=|شاپا=|doi=10.1056/NEJM199410063311407|پیوند=|تاریخ دسترسی=}}</ref><ref>{{یادکرد ژورنال|نویسنده=Stronski Huwiler SM, Remafedi G|عنوان=Adolescent homosexuality|ژورنال=Adv Pediatr|سری=45|ناشر=|تاریخ=1998|صفحه=107-44|زبان=|شاپا=|پیوند=https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/9742300|تاریخ دسترسی=}}</ref>
 
[[انجمن روان‌شناسی آمریکا]]، [[انجمن روان‌پزشکی آمریکا]]، و انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا اعلام کرده‌اند:<ref name=":1"/><blockquote>در سال ۱۹۵۲ و زمانی که انجمن روان‌پزشکی آمریکا اولین نسخهٔ [[راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی]] را منتشر کرد، همجنس‌گرایی در آن به عنوان یک اختلال ذکر شد. با این حال این دسته‌بندی تقریباً بلافاصله به علت تحقیق‌های انجام شده توسط انجمن ملی سلامت روانی مورد انتقاد قرار گرفت. مطالعهٔ یاد شده و تحقیقات پس از آن قادر نبودند هیچ پایهٔ مستحکم علمی یا تجربی برای دسته‌بندی همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال یا امری غیرطبیعی مهیا سازند و نشان دادند آن نیز یک گرایش جنسی طبیعی و سالم است. در عین حال که تحقیقات انجام شده در این زمینه بیشتر شدند، متخصصان پزشکی، روان‌پزشکی، و علوم رفتاری و اجتماعی به این نتیجه رسیدند که تصور همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال روانی اشتباه بوده و طبقه‌بندی [پیشین] راهنمای تشخصیتشخیصی و آماری اختلال‌های روانی بر پایهٔ پیش‌فرض‌هایی اثبات نشده انجام گرفته بود. پیش‌فرض‌های رایج در خصوص [[هنجار]]های اجتماعی در زمان قدیم، و جامعهٔ آماری یک‌طرفه‌ای که از نمونه‌هایی مانند اشخاص مراجعه‌کننده برای درمان یا اشخاص دستگیر شده توسط سیستم قضایی استفاده نموده بود، از علت‌های ریشه‌ای دسته‌بندی همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال در این راهنما بودند.</blockquote><blockquote>با توجه به مستندات علمی، انجمن روان‌پزشکی آمریکا همجنس‌گرایی را در سال ۱۹۷۳ از راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی خارج کرد و اعلام نمود: «همجنس‌گرایی به‌خودی‌خود هیچ ایرادی در قدرت تعقل، ثبات روانی، قابلیت اطمینان، یا توانایی‌های اجتماعی و شغلی فرد ایجاد نمی‌کند.» پس از بررسی دقیق اطلاعات علمی، انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز این موضع را در سال ۱۹۷۵ تأیید کرد و همهٔ متخصصان امور بهداشت روان را تشویق نمود که «لکهٔ ننگ بیمار روانی بودن را که مدت‌ها با همجنس‌گرایی همراه بوده‌است رفع کنند و در این راه پیشتاز باشند.» انجمن ملی مددکاران اجتماعی نیز سیاست مشابهی اتخاذ کرده‌است.</blockquote><blockquote>بنابراین، متخصصان امور بهداشت روان و محققان مدتهای مدیدی است که تصدیق می‌کنند که همجنس‌گرا بودن ذاتاً هیچ مانعی در برابر ایجاد یک زندگی شاد، سالم، و مفید ایجاد نمی‌کند و بخش اعظم همجنس‌گرایان مرد و زن قادرند در تمامی عرصه‌های اجتماعی و روابط بین فردی به خوبی عمل کنند.</blockquote>اینک تحقیقات و مستندات علمی فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد همجنس‌گرایی یا دوجنس‌گرایی با سازگاری اجتماعی یا سلامت روانی فرد منافاتی ندارد.<ref name="apa"/><ref name=":10"/> [[سازمان بهداشت جهانی]] که در نسخهٔ ۹ مرجع بیماری‌های خود، [[طبقه‌بندی بین‌المللی آماری بیماری‌ها]] مورخ سال ۱۹۷۷، همجنس‌گرایی را به عنوان یک اختلال روانی ذکر کرده بود، آن را از نسخهٔ ۱۰ مصوب ۱۷ می ۱۹۹۰ خارج ساخت<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=2011|وبگاه=World Health Organization: Regional Office for Europe|نشانی=http://www.euro.who.int/en/health-topics/health-determinants/gender/news/news/2011/05/stop-discrimination-against-homosexual-men-and-women|عنوان=Stop discrimination against homosexual men and women|تاریخ بازدید=۲۱ اسفند ۱۳۹۵}}</ref> و در یادداشتی در بند F66 اضافه کرد: «همجنس‌گرایی فی نفسه یک اختلال محسوب نمی‌شود.»<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=2016|وبگاه=World Health Organization|نشانی=http://apps.who.int/classifications/icd10/browse/2016/en#/F66|عنوان=ICD-10 Version:2016|تاریخ بازدید=۲۱ اسفند ۱۳۹۵}}</ref> دیگر سازمان‌های بزرگ بهداشتی در جهان نیز به تدریج همجنس‌گرایی را از فهرست بیماری‌های خود خارج کردند. سازمان‌های بهداشتی انگلستان از سال ۱۹۹۴، سازمان‌های بهداشتی روسیه از سال ۱۹۹۹ و انجمن روان‌پزشکی چین از سال ۲۰۰۱ از جملهٔ این سازمان‌ها هستند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=Sexuality: A Very Short Introduction|نام خانوادگی=Mottier|نام=Véronique|ناشر=[[انتشارات دانشگاه آکسفورد|Oxford University Press]] | سال=۲۰۰۸|شابک=978-0-19-929802-0|صفحه=۵۳|زبان=انگلیسی|تاریخ بازبینی = ۶ آوریل ۲۰۱۲}}</ref>
 
=== مشکلات روانی ===