پرش به محتوا

تفاوت میان نسخه‌های «فرقه دموکرات آذربایجان»

جز
جز (ربات:حذف تصویر (۳.۱) ویکی‌انبار حذف شدهٔ پرونده:Pishevari and persian imperial soldjer.jpg)
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
 
== اشغال ایران به دست متفقین ==
[[بریتانیا]] و [[اتحاد شوروی]] در ۳ شهریور ۱۳۲۰ به بهانه عدم اجابت درخواستشان مبنی بر اخراج چهار پنجم ۱۵۰۰ آلمانیِ مقیم در ایران، ایران را اشغال کردند. حدوداً ۴۰۰۰۰ قشون شوروی از شمال وارد ایران شدند، مشهد و آذربایجان را اشغال کردند و ۱۹۰۰۰ قشون بریتانیایی در طول یک جبهه ۶۰۰ مایلی از جنوب ایران وارد کشور شدند تا میدان‌های نفتی در خوزستان را محافظت کنند. دلایل اشغال ایجاد یک مسیر تدارکاتی از [[خلیج فارس]] تا روسیه و حفاظت از منافع متفقین از خطری بود که آلمانی‌ها متوجه آن می‌کردند. این واقعیت که درسال‌های ۱۹۴۱–۵٤٥-١٩٤١ ۷۹۰۰۰۰۰ تن کالا از جمله ۱۸۰۰۰۰ خودروی سنگین و ۴۸۷۴ هواپیما از طریق ایران به اتحاد شوروی گذر کرد اهمیت این مسیر تدارکاتی را نشان می‌دهد.<ref>{{پک|Kuniholm|۱۹۸۹|ک=AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947|ص=231-234}}</ref>
 
پراکندگی ارتش ایران تلاش‌های قبلی [[رضا شاه]] به منظور یکی کردن یا سرکوب نیروهای مرکزگریز (سیاسی، اداری، مذهبی، عشایری و اقتصادی) در کشورش را تضعیف کرد و دولت مرکزی را نسبت به آن‌ها آسیب‌پذیر کرده بدگمانی‌های متقابل بین دولتهای مرکزی و استانی را تقویت کرد. در این حین، افول کنترل دولت در آذربایجان به نیروهای محلی فرصت داد ظاهر شوند. در این بین اشغالگری شوروی، منجر به کنترل آن بر بسیاری از جنبه‌های امور داخلی استان شد و بسیاری از رقابت‌های سنتی بین قدرت‌های بزرگ را احیا کرد.<ref>{{پک|Kuniholm|۱۹۸۹|ک=AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947|ص=231-234}}</ref>
## بهبود خدمات اجتماعی و تأمین آب از طریق لوله‌کشی،
## بهبود بهداشت اجتماعی،
## استفاده حد اقلحداقل ۵۰ درصد مالیات دولتی برای نیازهای محلی،
## حقوق برابر برای اقلیت‌های ملی و ایلات: افتتاح مدارس و نشر روزنامه و کتاب به زبان‌های آذربایجانی، کُردی، ارمنی و آسوری، برگزاری جلسات دادگاه و مکاتبات رسمی در مؤسسه‌های محلی به زبان‌های بومی، ایجاد یک مدیریت استانی از جمله ژاندارمری و پلیس که متشکل از افراد بومی محل باشد، تأسیس انجمن‌های ولایتی، ایالتی و شهری (و) موسسات خود گردان محلی،
## بهبود چشمگیر روابط شوروی و ایران.
# به کمیساریای خلق عائد به تجارت خارجی (رفیق میکویان) سپرده شود که برای چاپ مجله مصور در باکو و سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی کاغذ مرغوب در اختیار بگذارد. تیراژ کل این مطبوعات نباید کمتر از ۳۰ هزار نسخه باشد.
# به کمیساریای امور داخله در جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقراف به افرادی که در چارچوب اجرای این اقدامات به ایران می‌روند و از ایران برمیگردند اجازه‌نامه لازم داده شود.
# جنبش تجزیه طلبانه آذربایجان جنوبی و همچنین برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم ایران (در آذربایجان جنوبی) از نظر مالی تأمین شود. در کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) آذربایجان بودجه مخصوصی عبارت از یک میلیون روبل ارز خارجی («برای تبدیل به تومان») اختصاص داده شود.{{سخ}}ششم ژوئیه ۱۹۴۵{{سخ}}دفتر سیاسی حزب کمونیست (بلشویک) اتحاد شوروی{{سخ}}(امضاء:) استالین||}}
 
== اشغال ایران توسط شوروی ==
[[پرونده:Pan turkish party's newspaper 3.jpg|200px|بندانگشتی|چپ|پیشه‌وری: تنها سخنی از که لوله توپ بیرون می‌آید، حقیقت است.]]
[[پرونده:Pan turkish party's newspaper 4.jpg|200px|بندانگشتی|چپ| انقلاب اکتبر روسیه، توسط بولشوریک‌ها، به روایت روزنامه آذربایجانِ جعفر پیشه‌وری. چاپ تبریز]]
شوروی‌ها پس از ورود به ایران پست‌های مرزی و گمرکی بین ایران و شوروی را برچیدند و در مرز جنوبی منطقه اشغال شده شوروی پست‌های نظامی برپا کردند. در این بین، مقررات اشغال در معاهده سه جانبه ائتلاف (۲۹ ژانویه ۱۹۴۲) تعیین شد که به موجب آن بریتانیا و روسیه موافقت کردند به تمامیت ارضی، حاکمیت و [[استقلال سیاسی]] ایران احترام بگذارند (ماده ۱) و ظرف شش ماه از متارکه جنگ بین [[قوای محور]] و متفقین از ایران عقب‌نشینی کنند (ماده ۵). به هر حال با وجود این معاهده و اعلامیه دربارهٔ ایران (۱ دسامبر ۱۹۴۳) که بریتانیا، روس‌ها و آمریکایی‌ها را متعهد به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران می‌کرد، سیاست‌های شوروی استقلال سیاسی ایران را نادیده می‌گرفت. شرایط جنگی همراه با کمبود منابع در آذربایجان گرسنگی گسترده و عدم امنیت در بین گروه‌های عمومی منطقه ایجاد کرده بود. شوروی‌هاشوروی‌ این شرایط را بدتر کردندکرد و برخی موافقتنامه‌های نامطلوب را بر آذربایجانی‌ها تحمیل نمودند،نمود، بر اتحادیه‌های تجاری که نفوذ داشتند اثر گذاشتندگذاشت و شورای متحد مرکزی اتحادیه کارگران و زحمتکشان و توده کمونیست آذربایجان را، که از آنجا که آذربایجان را یک ملت و نه یکی از ملیتهای بسیار متنوع می‌دانستندمی‌دانست که با رهبری توده در تهران تفاوت‌های جدی داشت، تقویت کردندکرد. شوروی‌هایشوروی‌ همچنین دولت مرکزی را از برقرار نگه داشتن فرماندهی بازمی‌داشتندبازمی‌داشت و بر جمعیتهای محلی از طریق فرماندهان شهری که به کنسول شوروی در تبریز پاسخگو بودند اعمال فرمان می‌کردندمی‌کرد.<ref>{{پک|Kuniholm|۱۹۸۹|ک=AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947|ص=231-234}}</ref>
 
در اکتبر ۱۹۴۴ [[سرگی کافتارادزه]] نائب کمیسر امور خارجه روسیه، شاید در واکنش به نگرانی از رسوخ احتمالی آمریکا در ایران (که به عنوان وزنه تعادلی علیه نفوذ روسیه و بریتانیا مطلوب دولت مرکزی بود) خواستار حق انحصاری پنج ساله اکتشاف در ساحل شمالی ایران در [[دریای خزر]] از مرز روسیه در آذربایجان تا خراسان شد. [[کابینه ایران]] که از این می‌ترسید که این پیشنهاد فقط پوششی برای نفوذ در منطقه باشد در ۸ اکتبر امتیازات نفتی را تا پس از جنگ به تعویق انداخت. مجلس به رهبری محمد مصدق با وجود ارعاب شوروی در ۲ دسامبر ۱۹۴۴ قانونی تصویب کرد تا مذاکرات نفتی بین کابینه‌ها و خارجیان را ممنوع کرد؛ بدین وسیله امتیازات به مجلس وابسته شدند.<ref>{{پک|Kuniholm|۱۹۸۹|ک=AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947|ص=231-234}}</ref>
در این بین ایران در ۱۹ ژانویه ۱۹۴۶ خواستار تفحص در خصوص مداخله روسیه در امور داخلی ایران شد. در فوریه و مارس ۱۹۴۶ شوروی‌ها تلاش کردند به [[احمد قوام]] (قوام السلطنه) نخست‌وزیر فشار بیاورند تا خودمختاری فرقه دموکرات را به رسمیت بشناسند و به ایجاد یک شرکت نفتی ایرانی-شوروی تن در بدهد؛ آنان در تعارض با معاهده سه جانبه اعلام کردند تا نظم مستقر نشود و رویه خصمانه ایران خاتمه نیابد آذربایجان را تخلیه نخواهند کرد. تاریخ تعیین شده از سوی معاهده سه جانبه برای عقب‌نشینی همه قشون خارجی از ایران تا ۲ مارس سر رسید، قشون بریتانیایی و آمریکایی عقب‌نشینی کردند ولی قشون شوروی نکرده بودند. در جریان سه هفته بعدی ۲۰۰ تانک و ۲۵۰۰ [[وسیله نقلیه]] سنگین تقویتی شوروی وارد تبریز شدند و در جنوب به سوی قزوین، غرب به سوی مرز ترکیه، و جنوب‌غربی به سوی مرز عراق مستقر شدند. تفسیرهای متفاوتی از استقرارهای بعدی می‌شود. انگیزه شوروی و حرکت‌هایشان که احتمال کودتا را نشان می‌دهد هرچه که بود، با دیپلماسی استادانه ایران و حمایت محکم آمریکا از پرونده ایران در [[سازمان ملل متحد]] خنثی شد. شوروی‌ها نهایتاً موافقت کردند عقب‌نشینی کنند ولی فقط پس از مباحثات مفصل در این خصوص در سازمان ملل و تعهد قوام به تصویب رساندن موافقتنامه [[استخراج نفت]] در [[شمال ایران]] ظرف هفت ماه.<ref>{{پک|Kuniholm|۱۹۸۹|ک=AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947|ص=231-234}}</ref>
 
از آغاز ماجرا، دولت ایران بارها تلاش کرد تا با استقرار اقتدار نظامی و اداری خود در آذربایجان و کردستان، از ادامه و گسترش بحران پیشگیری کند، اما هربار با ممانعت نیروهای شوروی روبه‌رو می‌شد. برای نمونه، هنگامی که صدرالاشراف، تلاش کرد با انتصاب مهدی فرخ، به استاندارایاستانداری آذربایجان، گامی در راه بازگرداندن اقتدار دولت در آن سرزمین بردارد، با مخالفت و ممانعت شوروی روبرو گشت و تلاش او نافرجام ماند. در این شرایط، دولت صدر اعلام کرد که انتخابات مجلس پانزدهپانزدهم را تا تخلیه ایران به تعویق خواهند انداخت. آن زمان ترس از کمونیسم و هراس از دخالت شوروی در انتخابات مناطق اشغالی، توجیه کافی برای تعویق انتخابات بود. حتی چندی بعد در دولت قوام، پاره‌ای از علمای دینی تهدید کردند که اگر دولت انتخابات برگزار کند، آن را تحریم خواهند کرد و کفن‌پوش به خیابان خواهند آمد.<ref>{{پک|رحمانیان|1391|ک=ایران بین دو کودتا|ص=384-398}}</ref>
 
== مذاکرات ایران و شوروی برای تخلیه ارتش سرخ ==