Jump to content

منوی ناوبری

تفاوت میان نسخه‌های «اگزیستانسیالیسم»

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه افزودن القاب
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
=== داستایوفسکی و کافکا ===
دو تن از اولین نویسندگان ادبی که در اگزیستانسیالیسم مهم هستند، [[فرانتس کافکا]] نویسندهٔ اهل چک و [[فئودور داستایوفسکی]] [[روس]] بودند. [[یادداشت‌های زیرزمینی]] اثر [[داستایوفسکی]] داستان مردی را شرح می‌دهد که نمی‌تواند در جامعهٔ خویش قرار بگیرد و از هویتی که برای خودش ساخته‌است، ناراضیست. بسیاری از رمان‌های [[داستایوفسکی]]، مانند [[جنایت و مکافات]]، مفاهیمی در قالب [[فلسفه]] ی اگزیستانسیالیسم ارائه می‌کنند و خطوط داستان از اگزیستانسیالیسم غیردینی ملهم هستند: برای مثال در [[جنایت و مکافات]]، کسی شخصیت اصلی داستان یعنی راسکلنیکف را می‌بیند که [[بحران وجودی]] ای را از سر می‌گذراند و به سوی جهان بینی [[مسیحیت ارتدکس]] متمایل می‌شود که این جهان بینی نزدیک به دیدیست که [[داستایوفسکی]] می‌خواهد از آن دفاع کند.
[[کافکا]] در مشهورترین داستان کوتاه خویش، [[مسخ (رمان کوتاه)|مسخ]]، و در رمان اصلی خود، [[محاکمه (رمان)|محاکمه]]، غالباً شخصیت‌های [[سورئال]] و نامأنوسی خلق کرده‌است که با یأس و [[پوچی]] دست به گریبانند. در مقالهٔ فلسفیِ [[افسانهٔ سیزیف]]، [[آلبر کامو]]، اگزیستانسیالیست و پوچ انگار فرانسوی، آثار [[کافکا]] را پوچ در بنیان توصیف می‌کند؛ هم چنین او حال را آنطور که اگزیستانسیالیست‌های مذهبی چون [[کی‌یرکگور]] و [[چستف]] فریاد بی‌امان امید می‌خواندند، نمی‌داند.<ref name=autogenerated1 />
 
=== اوایل قرن بیستم ===
[[بردیائف]] نیز در [[کیف]] متولد شد اما پیشینه‌اش به کلیسای [[ارتدکس شرقی]] برمی‌گشت. او فرقی اساسی میان دنیای روح و دنیای هر روزهٔ علمی قائل بود. در نظر [[بردیائف]]، آزادی انسان، ریشه در حوزهٔ [[روح]] دارد؛ حوزه‌ای که به علت و معلول‌های نظریات علمی وابسته نیست. انسانی که در دنیای علمی نگر زندگی می‌کند، از حقیقت آزادی روح بیگانه می‌شود. انسان نباید نسبت به طبیعت فیزیکی اش تفسیر شود، بلکه باید او را به عنوان تصویری از خداوند به مثابه بنیان‌گذار عمل آزاد و خلاقانه دانست. [[سرنوشت انسان]] اثر مهم اوست که به مضامینی این چنینی پرداخته و در سال ۱۹۳۱ منتشر شده‌است.
مدت‌ها پیش از اینکه [[گابریل مارسل]]، اصطلاح اگزیستانسیالیسم را ابداع کند، مفاهیم مهم اگزیستانسیالیسم را به مخاطبان فرانسوی اش در مقالهٔ «وجود و اُبژکتیویتی» (۱۹۲۵) و مجلهٔ [[متافیزیک]] (۱۹۲۷)، معرفی نمود. به عنوان [[نمایشنامه نویس]] و [[فیلسوف]]، مارسل مبدأ فلسفهٔ خویش را حالتی از خودبیگانگی [[متافیزیک|متافیزیکی]] قرار می‌دهد: «جستجوی انسان برای یافتن هماهنگی در زندگی گذرا».
هماهنگی از دید مارسل باید از کنکاش در «واکنش ثانویه» که از جهان توصیفی «دیالَکتیک» دارد، و با «حیرت و سرگشتگی» به آن می‌نگرد و گسترهٔ آن تنها به دانستن در مورد انسان‌ها و خداوند محدود نمی‌شود؛ بلکه «حضور» آن‌ها را در نظر می‌گیرد، به دست می‌آید. این حضور بیانگر چیزی فراتر از صرفاً در جایی بودن است (آنطور که ممکن است چیزی در حضور چیز دیگری باشد)، در نظر وی حضور اشاره به «بی شمار» امکان، و اراده به قرار گرفتن در معرض دیگری است.<ref name=autogenerated1 />
 
=== بعد از جنگ جهانی دوم ===
==== دلهره ====
وقتی ما می‌گوییم که [[انسان]] برمی‌گزیند، می‌خواهیم بگوییم که هرکس از میان ما برمی‌گزیند، هم چنین می‌گوییم که هر کس با گزینش خود تمامی [[انسان]]‌ها را برمی‌گزیند. هر یک از کنش‌های ما در آفرینش آن کسی که می‌خواهیم باشیم در همان حال تصویری از [[انسان]] چنان‌که به گمان ما باید باشد، می‌سازد. گزینش این یا آن شدن تأیید ارزشی است که ما برمی‌گزینیم.
این سان مسئولیت ما بسیار بزرگتر از آن است که فکر می‌کنیم. زیرا مسئولیت من همهٔ انسانیت را ملتزم می‌کند. به این ترتیب من مسوول خودم و همگان هستم. من تصویری خاص از انسان می‌سازم که خودم آن را برگزیده‌ام. من با گزینش خودم همه را برگزیده‌ام.<ref name=autogenerated2 />
 
==== باور نادرست ====
 
== مقایسه با ملاصدرا ==
اگزیستانسیالیسم بر پیش بودن وجود بر ماهیت تکیه می‌کند. با چنین تعریفی بر آزادی انسان و به دنبال آن مسوولیت او پافشاری می‌شود که البته این اندکی با دیدگاه اصالت وجود [[ملاصدرا]] ناهمسان است و همان نیست. [[اصالت وجود]] به معنای این است که انسان (و تنها انسان) است که نخست موجود می‌شود و سپس خودش ماهیت خودش را می‌سازد. از سوی دیگر در اندیشه صدرایی یا مشایی (مانند [[میرداماد]]) اصالت در برابر اعتبار به کار می‌رود (وجود اصیل و ماهیت امری اعتباری است) اما در اگزیستانسیالیسم اصالت وجود به معنای این نیست که ماهیت اعتباری است که به این معناست که ماهیت ساختنی است و درآغاز هیچ است.{{ر. ک. کلیات علوم اسلامی شهید مطهری}}
 
== فلسفه اگزیستانسیالیسم سارتر ==
۷۷

ویرایش