Jump to content

منوی ناوبری

تفاوت میان نسخه‌های «شاه تهماسب یکم»

←‏جنگ قدرت امرای قزلباش: کپک سلطان ،دیو سلطان
(خنثی‌سازی 3 ویرایش 2601:401:500:1609:C147:677D:7EE9:56DA (بحث): لطفاً با منبع. (T))
برچسب: خنثی‌سازی
(←‏جنگ قدرت امرای قزلباش: کپک سلطان ،دیو سلطان)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
 
== جنگ قدرت امرای قزلباش ==
پس از به سلطنت رسیدن تهماسپ، [[کپک سلطان]] [[استاجلو]]، امیر قبیله [[استاجلو]]، که در [[تبریز]] (پایتخت) حاضر بود، به وکالت (صدارت) شاه منصوب شد. در همین زمان [[دیوسلطان روملو]]، که در [[بلخ]] حکومت می‌کرد، وصیت‌نامه‌ای را از [[شاه اسماعیل]] در دست داشت که طبق آن [[شاه اسماعیل]] وی را به‌عنوان [[نایب‌السلطنه]] منصوب کرده‌بود. وی لقب آتابیگ یا [[اتابک]] را پس از مدت‌ها دوباره زنده کرد و خود را آتابیک شاه طهماسب نامید. [[دیوسلطان روملو]] از [[بلخ]] به سمت [[تبریز]] حرکت کرد، اما زمانی که به تبریز رسید کپک سلطان خود را وکیل نامیده‌بود و پایتخت تحت قدرت [[استاجلوها]] بود. به این سبب و به بهانه دفع تهاجم [[ازبکان]]، از تبریز به [[خراسان]] بازگشت و امرای قزلباش [[خراسان]] و [[عراق عجم]] را به همراهی خود برای دفع ازبکان فراخواند. امرای نامدار بسیاری به یاری او شتافتند، ازجمله [[جوهه سلطان تکلو]] حاکم [[اصفهان]]، [[قراجه سلطان تکلو]] و [[علی سلطان]] حاکم [[شیراز]]. وی با بذل و بخشش و احسان، امرا را به وکالت خود راضی کرد. در این زمان خبر رسید که ازبکان خراسان را ترک کرده‌اند. کپکدیو سلطان از فرصت استفاده کرده و با لشکریان زیادی که از اطراف بر گرد او جمع شده‌بودند به سمت تبریز حرکت کرد.
 
پس از رسیدن دیوسلطان و سپاهیان به نزدیکی [[تبریز]]، دیوسلطان، کپک سلطان را به قبول وکالت خود فراخواند و کپک سلطان هم برای جلوگیری از جنگ با وی از تبریز خارج شد و به استقبال وی رفت. سپس هر دو به نزد شاه طهماسب رفتند و دیوسلطان حکم وکالت را از شاه دریافت کرد.
کاربر ناشناس