Jump to content

منوی ناوبری

تفاوت میان نسخه‌های «دائموسین»

بدون خلاصه ویرایش
| پدر =
| مادر =
| فرزندان = [[شاهزاده هدونگهودونگ|هودونگ]] ، [[موبون]]
| دین =
| امضاء =
لشکر کشی نظامی پادشاه تموشین برای گسترش وسعت کشور همچنان ادامه می یافت.در حالی که او چندین قبیله کوچک‌تر را تصرف می‌کرد،وی هرگز روستاهای مناطق تصرف شده را غارت نمی کرد.به جای غارت، وی آن‌ها را در داخل خاک گوگوریو ضمیمه می‌کرد و ساکنان محلی را به عنوان مردم خود می پذیرفت.مناطق همسایه به این نکته پی بردند که گوگوریو یک تصرف‌کنندهٔ وحشی نمی‌باشد بلکه یک کشور قدرتمند می‌باشد که توسعهٔ خود را دنبال می‌کند.بعضی از قبایل داوطلبانه به گوگوریو تسلیم می شدند.
 
تصرف منطقهٔ ناکرانگ توسط پادشاه شامل یک داستان رومانتیک می‌باشد که هنوز هم از آن به عنوان ماجرایی عاشقانه و تراژیک یاد می‌شود.پادشاه پسرش [[شاهزاده هدونگ|شاهزاده هودونگ]] را به منظور حمله به ناکرانگ جایی که او عاشق یه شاهزاده خانم شده بود فرستاد.گفته می‌شود شاهزاده خانم ناکرانگ یک طبل رمز آلود را که دارای قدرتی برای به صدا دراوردن یک هشدار در زمان حمله سربازان دشمن بود، پاره نمود.شاهزاده خانم به خاطر معشوقش تصمیم گرفته بود به کشورش خیانت کند.در نتیجه، این طبل خودکار صدا دهنده در زمانی که نیروهای گوگوریو به ناکرانگ حمله نمودند و کشور وی به نابودی کشیده شد، عمل نکرد.او توسط پدر خشمگین خود کشته شد و شاهزاده هودونگ به دلیل مرگ وی تاسف زیادی خورد.این داستان عاشقانهٔ افسانه‌ای از قرن اول میلادی تا به امروز در کره شناخته شده می‌باشد و از روی ان فیلم ها، درام ها، اجراهای باله و موسیقایی ساخته می‌شود.
 
افسانه‌ها تصریح می‌کنند که شاهزاده هودونگ به دلیل یاس به وجود امده در اثر مرگ شاهزاده خانم ناکرانگ خودکشی نمود.اما منابع تاریخی اظهار می‌کنند که همسر اول پادشاه تموشین شاهزاده را که پسر همسر دوم پادشاه بود، در تله انداخت.زمانی که پادشاه نسبت به هودونگ [[سو ظن]] پیدا کرد،شاهزادهٔ بد طالع بدون ذکر هیچ علتی خودکشی نمود.در حقیقت زمانی که پادشاه تموشین جوان بود،او شاهد خودکشی برادرش شاهزاده هه میونگ بر اساس دستور پدرش پادشاه یوری بود.بعدها پادشاه تموشین شاهد این بود که پسرش نیز به همین سرنوشت دچار شد.ظاهراً این تراژدی شوک بزرگی به پادشاه وارد کرد.بعد از اینکه پسرش درگذشت، پادشاه تا زمان مرگش در سال ۴۴ بعد از میلاد هیچ دستاورد مهمی کسب نکرد.او در زمان مرگ ۴۰ سال داشت.در خلال ۲۶ سال سلطنت پر حادثه وی، گوگوریو قوی تر شد و زمینه‌ای برای پادشاهان آینده برای گسترش بیشتر قدرت پادشاهی فراهم شد.