پرش به محتوا

اردوگاه مرگ: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
replaced: درباره ← دربارهٔ (2)، انها ← آن‌ها با ویرایشگر خودکار فارسی
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
جز (replaced: درباره ← دربارهٔ (2)، انها ← آن‌ها با ویرایشگر خودکار فارسی)
</ref>
 
هر اردوگاه مرگ روش متفاوتی داشت. اما همه برای کشتاری سریع و کارآمد طراحی شده بودند. وقتی هوس در اواخر آگوست ۱۹۴۱ در سفری رسمی بود، معاونش، [[کارل فریچ]]، ایده‌ای را امتحان کرد. در آشویتس لباس‌هایی آغشته به شپش در اسید پروسیک بلور ساز قرار داده شدند. بلورها توسط شرکت شیمیایی آی جی فاربن با نام تجاری زیکلون-بی ساخته میشدند. بلورهای این ماده هنگامی که ازاد می شدند، گازی مهلک و سمی تولید می‌کردند. فریچ تأثیرات زیکلون-بی را روی اسرای شوروی امتحان کرد. انهاآن‌ها در سلول‌هایی در زیرزمین یک انبار برای این ازمایش محبوس بودند. هنگامی که هوس بازگشت تحت تأثیر این کار قرار گرفت و قرار شد از این روش برای کشتار در مایدانک هم استفاده شود. علاوه بر استفاده از گاز، به کشتن اسرا با تیرباران، [[گرسنگی مهلک]]، [[شکنجه دولتی|شکنجه]] و ... نیز ادامه دادند.<ref>Borkin, Joseph (1978). The Crime and Punishment of IG Farben. New York: Free Press. {{ISBN|978-0-02-904630-2|en}}.
</ref>
 
=== استفاده از گاز ===
کرت گرستینگ یکی از افرادی بود که در که در طول جنگ در مؤسسه بهداشت وافن اس اس کار می‌کرد. در ۱۹ آگوست ۱۹۴۲ به یک دیپلمات سوئی در اردوگاه مرگ دربارهدربارهٔ چگونگی رسیدن به [[اردوگاه مرگ بلزک]] (که مجهز به اتاقک‌ها گاز کربن مونوکسید بود) حرف زد. به‌علاوه دربارهدربارهٔ این موضوع صحبت کرد که ۴۵قطار شامل ۶۷۰۰ یهودی به آنجا رسیدند که خیلی از آن‌ها مرده بودند و بقیه عریان، به اتاقک‌های گاز هدایت شدند:
 
{{quote| هکنهولت بشدت تلاش می‌کند تا موتور را راه بیندازد. ولی نتیجه‌ای ندارد. [[کریستیان ویرت|کاپیتان ورث]] جلو می اید. می بینم که ترسیده‌است، چون من در این مصیبت حاضر هستم. بله، همه چیز را می بینم و صبر می کنم. کرونومتر من همه چیز را نشان می داد، ۵۰دقیقه، ۷۰ دقیقه و موتور کار نمی‌کند. مردم داخل اتاقک‌های گاز منتظرند. بیهوده. پروفسور فننستیل به پنجره‌ای روی در چوبی زل زده و درحالیکه صدای گریه مردم را می شنود، می گوید "گویی داخل یک کنیسه اند". کاپیتان ورث با خشم، ۱۲-۱۳ بار به صورت کمک اوکراینی اش، هکنهالت، سیلی می زند. بعد از ۲ساعت و ۴۹دقیقه -کرونومتر همه چیز را ضبط می‌کند- موتور به کار می افتد. تا ان لحظه، مردمی که در ان ۴اتاقک محبوس بودند، هنوز زنده بودند، چهار ضربدر ۶۵۰ نفر، ضربدر ۴ در ۴۵ مترمکعب. ۲۵دقیقه دیگر می‌گذرد. خیلی‌ها تاالان مرده‌اند. این را می‌توان ازمیان پنجره کوچک دید، چون یک لامپ برقی چند دقیقه داخل اتاقک را روشن می‌کند. بعد از ۲۸دقیقه، فقط چند نفر هنوز زنده‌اند. بالاخره، بعد از ۳۲دقیقه، همه مرده‌اند... بعد دندان پزشکان دندان‌های طلا را از جنازه‌ها خارج می‌کنند. در میانه آن‌ها کاپیتان ورث ایستاده است. یک قوطی بزرگ از دندان را نشانم می دهد و می گوید: "ببین، برای خودت، سنگینی آن طلا! برای همین دیروز و روز قبلش است. باورت نمی‌شود هر روز چه چیزهایی پیدا می کنیم -دلار، الماس، طلا. خودت خواهی دید!" - کرت گرستین <small>— Kurt Gerstein </small><ref>{{cite book| authors=Roderick Stackelberg, Sally Anne Winkle|title=The Nazi Sourcebook: An Anthology of Texts| publisher=Routledge|year=2002|page=354|isbn=978-0-415-22213-6}}</ref>}}
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش