پرش به محتوا

جبرگرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۷ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
جز
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جبرگرایی الهی نوع دیگری از جبرگرایی است که طبق آن خدایی وجود دارد که تمامی آنچه انسان انجام می‌دهد را تعیین می‌کند. هم از طریق دانستن اعمال انسان‌ها از پیش توسط شکل‌هایی از علم لایتناهی و هم از طریق فرمان دادن بر اعمال انسان‌ها از قبل. مسئله ارادهٔ آزاد از این دیدگاه به این شکل مطرح می‌شود که چگونه اعمال ما می‌تواند آزادانه باشد در حالی که خدایی وجود دارد که آن اعمال را پیش از ما تعیین کرده‌است.
 
[[ن. فخر]] جبر را از منظر علیت به سه نوع تقسیم میکندمی‌کند تا نشان دهد در صورت باور به هر شکلی از علیت و یا عدم باور به علیت، چاره ایچاره‌ای جز پذیرش جبر نیست:
 
۱-''جبر تقدیری'': باور به خلقت الهی بی ضابطهبی‌ضابطه و قانون مشخص که طبق خواستۀ خدا یا خدایان باشد به باور به جبر تقدیری منتهی می شودمی‌شود. در جبرِ تقدیری، همه چیز در دست نیروی آسمانیست و خواست نیروی آسمانی هم "قابل پیشبینیپیش‌بینی نیست". آنچه مقدر شده، تنها در علم الهیست. در این دیدگاه، قانون و ضابطۀ مشخصی بین پدیده هاپدیده‌ها وجود ندارد و همه چیز در دست خدایان و یا نیروهای آسمانیست. اگر کسی بخواهد تقدیرش را عوض کند، باید دست به دامان همان آسمان شود. اگر همۀ شرایطِ حالِ حاضر را بدانیم، بازهم نمیتوانیم پیشبینیپیش‌بینی کنیم فردا یک غنچه باز خواهد شد یا نه، زیرا نمیدانیمنمی‌دانیم ارادۀ خدا به باز شدنِ آن تعلق گرفته یا نه.
 
۲-''جبر دیترمینیستی'' یا ''تعیّنی'': باور به خلقت الهی ضابطه مند و یا باور به وجود رابطۀ علّی بین پدیده هاپدیده‌ها به باور به جبر تعینی منتهی می شودمی‌شود. در جبر دیترمینیستی، تلاش ما بخشی از زنجیرۀ پدیده هاستپدیده‌هاست و آنچه روی خواهد داد، میتواندمی‌تواند به میل، اراده و عملِ ما هم مرتبط باشد، اما میل و اراده و عمل ما از ازل تعینتعیّن یافته است.
 
۳-''جبر شبه تقدیری'': باور به نبود رابطۀ علی بین پدیده ها،پدیده‌ها، آنچنانکه در سطح کوانتومی به نظر می رسدمی‌رسد چنین باشد، و یا نبود علیت و در نتیجه، خلق الساعهخلق‌الساعه بودن پدیده ها،پدیده‌ها، به باور به جبر شبه تقدیری منتهی می شودمی‌شود. اینکه آیا از پیش معلوم است ما چه میل خواهیم کرد و چه اراده خواهیم نمود، یکی از دستاوردهای مهمی بود که بعضی فلاسفه به یافته های علم فیزیک نسبت میدادندمی‌دادند. آنها ذهن و مغز ما را هم، مادی و مشمول قوانین فیزیک میدانستندمی‌دانستند و تأکید زیادی روی آن داشتند.
 
از طرفی، طرفدارانِ آزادی اختیار نیز فکر میکردندمی‌کردند که اگر به شکلی نشان دهند امکان دارد در سطح فرایندهای مغزی و ذهنی، خللی در دیترمینیسم باشد، موفق به بازگشت به آزادی اراده میشوندمی‌شوند.
 
با یافته‌های تئوری کوانتوم و راهیابیِ اتفاق و تصادف در رویدادهای کوانتومی، تصور می‌شد که خلل مهمی در دیترمینیسم پدید آمده‌است و اگر این رویدادهای کوانتومی، در شکل‌گیریِ ارادۀ ما دخیل باشند، دیگر نمی‌توان گفت ارادۀ ما از ازل معلوم است؛ و این را راهی برای بازگشت به ارادۀ آزاد می‌دانستند؛ اراده‌ای که قابل پیش‌بینی نباشد.اما با فرض اینکه تصادف و احتمال، ذاتاً وارد رویدادهای کوانتومی شود و دیترمینیسم در سطح کوانتومی فرو بریزد، باید قبول کرد که پدیدۀ شمارۀ یک نیست که علت پدیدۀ شمارۀ دو می‌شود؛ بلکه پدیده ها٬ رابطۀ عِلّی ندارند و ضابطۀ دقیقی در سطح کوانتومی برقرار نیست. این یعنی اگر قرار باشد همچنان از حضور واجب الوجود یا خدا برای توضیح چنین وضعیتی استفاده کنیم، مجبوریم قبول کنیم که خدا و یا واجب الوجود، تنها عنوانِ "سرسلسلۀ علتهاعلت‌ها" را یدک نمیکشد،نمی‌کشد، بلکه علاوه بر سرسلسله بودن، باید همچون یک انیمیشن ساز،انیمیشن‌ساز، خودش هرلحظه دست به کار شود و رأساً تصمیم بگیرد که رویدادها را ایجاد کند. یعنی واجب الوجود است که باید تصمیم بگیرد، هربار و در هرلحظه، الکترون را کجا خلق کند. البته چندان هم دستش باز نیست؛ یعنی گرچه در مورد هر تک الکترون میتواندمی‌تواند هر تصمیمی بگیرد و آنرا هرجا که خواست خلق کند، اما درمجموع باید به گونه ایگونه‌ای دربارۀ تعداد زیادی از الکترونها تصمیم بگیرد، که انحرافی از معادلۀ موج شرودینگر نداشته باشد و برآیندِ قرارگیریِ الکترونها و ذرات بنیادینِ دیگر به گونه ایگونه‌ای از آب درآید که در سطوحِ بالاتر از سطوح کوانتومی، همه چیز دیترمینیستی و ضابطه مندضابطه‌مند و قابل پیشبینیپیش‌بینی به نظر آید.
با یافته های تئوری کوانتوم و راهیابیِ اتفاق و تصادف در رویدادهای کوانتومی، تصور میشد که خلل مهمی در دیترمینیسم پدید آمده است و اگر این رویدادهای کوانتومی، در شکل گیریِ ارادۀ ما دخیل باشند، دیگر نمیتوان گفت ارادۀ ما از ازل معلوم است؛ و این را راهی برای بازگشت به ارادۀ آزاد میدانستند؛ اراده ای که قابل پیشبینی نباشد.
 
جُستنِ راهِ حل از دنیای کوانتومی، نه تنها منجر به اختیارِ همراه با مسئولیت نمیشود،نمی‌شود، بلکه منجر به شکلی لجام گسیخته از جبر تقدیری میشودمی‌شود که اگر انیمیشن سازانیمیشن‌ساز را هم حذف کنیم، میتوانیممی‌توانیم نامش را "جبرِ شبهِ تقدیری" بگذاریم. جبر شبه تقدیریشبه‌تقدیری از این نظر که در آن نمیتواننمی‌توان آینده را پیشبینیپیش‌بینی کرد، شبیه جبر تقدیریست و از این نظر که واجب الوجودواجب‌الوجود یا خدا هم نمیتواندنمی‌تواند بداند چه چیز سر از عدم برخواهد آورد، با جبر تقدیری متفاوت است. در این نوع از جبر، هیچ چیز، قابل پیشبینیپیش‌بینی نیست و همه چیز نه تنها از دست ما خارج است، بلکه حتی از دستِ واجب الوجود هم خارج است.<ref>{{یادکرد کتاب|نشانی=http://www.mediafire.com/file/yf4594xzb08c4vx/Borhan-Eleeyat-Noon-Fakhr%282%29.pdf|عنوان=برهان علیت|نام خانوادگی=ن. فخر|نام=|ناشر=|سال=۱۳۹۵|شابک=|مکان=|صفحات=۱۳۴-۱۳۹}}</ref>
با فرض اینکه تصادف و احتمال، ذاتاً وارد رویدادهای کوانتومی شود و دیترمینیسم در سطح کوانتومی فرو بریزد، باید قبول کرد که پدیدۀ شمارۀ یک نیست که علت پدیدۀ شمارۀ دو میشود؛ بلکه پدیده ها رابطۀ عِلّی ندارند و ضابطۀ دقیقی در سطح کوانتومی برقرار نیست.
 
این یعنی اگر قرار باشد همچنان از حضور واجب الوجود یا خدا برای توضیح چنین وضعیتی استفاده کنیم، مجبوریم قبول کنیم که خدا و یا واجب الوجود، تنها عنوانِ "سرسلسلۀ علتها" را یدک نمیکشد، بلکه علاوه بر سرسلسله بودن، باید همچون یک انیمیشن ساز، خودش هرلحظه دست به کار شود و رأساً تصمیم بگیرد که رویدادها را ایجاد کند. واجب الوجود است که باید تصمیم بگیرد، هربار و در هرلحظه، الکترون را کجا خلق کند. البته چندان هم دستش باز نیست؛ یعنی گرچه در مورد هر تک الکترون میتواند هر تصمیمی بگیرد و آنرا هرجا که خواست خلق کند، اما درمجموع باید به گونه ای دربارۀ تعداد زیادی از الکترونها تصمیم بگیرد، که انحرافی از معادلۀ موج شرودینگر نداشته باشد و برآیندِ قرارگیریِ الکترونها و ذرات بنیادینِ دیگر به گونه ای از آب درآید که در سطوحِ بالاتر از سطوح کوانتومی، همه چیز دیترمینیستی و ضابطه مند و قابل پیشبینی به نظر آید.
 
جُستنِ راهِ حل از دنیای کوانتومی، نه تنها منجر به اختیارِ همراه با مسئولیت نمیشود، بلکه منجر به شکلی لجام گسیخته از جبر تقدیری میشود که اگر انیمیشن ساز را هم حذف کنیم، میتوانیم نامش را "جبرِ شبهِ تقدیری" بگذاریم. جبر شبه تقدیری از این نظر که در آن نمیتوان آینده را پیشبینی کرد، شبیه جبر تقدیریست و از این نظر که واجب الوجود یا خدا هم نمیتواند بداند چه چیز سر از عدم برخواهد آورد، با جبر تقدیری متفاوت است. در این نوع از جبر، هیچ چیز، قابل پیشبینی نیست و همه چیز نه تنها از دست ما خارج است، بلکه حتی از دستِ واجب الوجود هم خارج است.<ref>{{یادکرد کتاب|نشانی=http://www.mediafire.com/file/yf4594xzb08c4vx/Borhan-Eleeyat-Noon-Fakhr%282%29.pdf|عنوان=برهان علیت|نام خانوادگی=ن. فخر|نام=|ناشر=|سال=۱۳۹۵|شابک=|مکان=|صفحات=۱۳۴-۱۳۹}}</ref>
 
=== جبرگرایی در سنت شرق ===
۵۹

ویرایش