تفاوت میان نسخه‌های «خلافت»

پرش به ناوبری پرش به جستجو
۷۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
/* سایر نظریه ه/* اشاره بیعت مردم با پیامبر اسلام در قرآن و تایید آن و به عبارت دیگر تایید تعیین رهبر از جانب خدا وبا بیعت مردم با او
(←‏سایر نظریه ها: تایید بیعت مردم با پیامبر منصوب از جانب خدا)
(/* سایر نظریه ه/* اشاره بیعت مردم با پیامبر اسلام در قرآن و تایید آن و به عبارت دیگر تایید تعیین رهبر از جانب خدا وبا بیعت مردم با او)
بعد از مرگ [[عثمان]] ، طبقات مختلف مردم به خانة [[علی]] رفته و می گویند: يا اباالحسن [[عثمان]] کشته شد و ما به پيشوا نيازمنديم و امروز هيچ فردي را شايسته‌تر از تو نمي‌دانيم. [[علی]] درخواست آنها را رد می کند.
اگرخلافت برای [[علی]] اصل بود ، آیا [[علی]] اجازه تعارف و رد خلافت را داشت؟
ادّعای بیعت گرفتن برای [[علی]] از طرف پیامبر برای خلافت، ناقض عقیده به نصب وی از سوی خدا است. البته ناقضبرخلاف چنین عقیده و نظری هم می توان به مضمون آیه 18 سوره فتح میاشاره باشدنمود. زیرا که این آیه از رضایت خداوند از بیعت مردم یثرب با پیامبر اسلام که از جانب حداوند منصوبتعیین شده در زیر درخت مشخص شده خبر می دهد و بیعت مردم را با او انکاررا نمیناقض نصب پیامبر از سوی خدا معرفی ننموده و حتی تایید می نماید و این نشان می دهد که برای پیشوایی مردم و حتی پیامبری، تعیین و نصب از جانب خداوند می باشد و پذیرش یا عدم پذیرش پیامبر یا امام از جانب مردم را در اختیار آنان دانسته است. کما اینکه برخی پیامبران پیشین را رد و انکار نموده و برخی پذیرفتند و حتی مردم مکه با پیامبر اسلام بیعت ننموده و با او در ابتدا مقابله نمودند و مردم یثرب با او بیعت نموده و پیشوای خود دانستند. اگر کسی به عنوان خلیفۀ پیامبر از سوی خدا تعیین شده باشد دیگر بیعت گرفتن برای وی معنی ندارد. پیامبر در غدیر خم [[علی]] را به عنوان امام و جانشین شرعی خود معرفی میکند نه بعنوان خلیفه برای حکومت سیاسی بر جامعه.<ref>حقیقت امامت ، رضا قهرمانی ، ص 37</ref>
این مسئله که [[فاطمه]]، [[علی]] و [[بنی هاشم]] با [[ابوبکر]] بر سر خلافت اختلاف داشتند غیرقابل انکار است اما اعتراض بزرگان [[بنی هاشم]] ، [[علی]] و تعدادی از اصحاب برای انتخاب خلیفه نبود و انتخاب خلیفه را خلاف قرآن و سخنان پیامبر نمی دانستند ،آنها به نحوه برگزیده شدن و عدم حضور [[بنی هاشم]] و [[مهاجران]] و شتابزدگی برای انتخاب خلیفه معترض بودند.<ref>حقیقت امامت ، رضا قهرمانی ، ص 51</ref>
در [[نهج البلاغه]] آمده:«به جان خودم سوگند، در جنگیدن با کسی که مخالفت حق کرده و در راه گمراهی قدم نهاده است سستی و مسامحه نمی‌کنم»<ref>نهج البلاغه خطبۀ 24</ref>
کاربر گمنام

منوی ناوبری