پرش به محتوا

تفاوت میان نسخه‌های «طعم گیلاس»

خنثی‌سازی ویرایش 17598236 توسط 132.230.23.48 (بحث) فحن
(خنثی‌سازی ویرایش 17598236 توسط 132.230.23.48 (بحث) فحن)
برچسب: واگردانی‌شده
 
== داستان ==
آقای بدیعی (با بازی [[همایون ارشادی]]) مردی میانسال، قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می‌خواهد قرص‌های خوابش را یکجایک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. بدیعی دنبال کسی است که پس از مرگش، صبحِصبح فردا روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش می‌گیرد با افراد مختلفی مانند یک سرباز، یک طلبهٔ افغان و یکمردی که کارگر موزهٔ تاریخ‌طبیعیتاریخ طبیعی است رو به روبه‌رورو می‌شود و از آنها می‌خواهد فردا صبح سراغ او بیایند و «بیست بیل خاک» روی او بریزند و پاکتی را با ۲۰۰ هزار تومان پول ازکه پیشخوانِدر خودروداشبورد ماشین است به عنوان دستمزد بردارند. سرباز پیشنهاد را رد و به سمت پادگانش فرار می‌کند، طلبهٔ افغان شروع به موعظهٔ بدیعی می‌کند و خودکشی را برخلاف تعالیم اسلام و دستورهای قرآن می‌داند،می‌داند اما کارگر موزه که بعداً معلوم می‌شود پرندگانی مثل [[بلدرچین]] و [[کبک (پرنده)|کبک]] را برای [[تاکسیدرمی]] در موزه شکار می‌کرده است،می‌کرده، با تعریف ماجرایی از روز خودکشی خودش و این که چطور «طعم یک توت مانع خودکشی او شده» پیشنهاد او را قبول می‌کند.
در پایان فیلم هنگامی که منتظر دیدن سرنوشت «بدیعی» هستیم، فیلمبرداری تغییر می‌کند و تصاویری از پشت صحنه، کارگردان و گروه فیلمبرداری و همایون ارشادی می‌بینیم که از قبر بیرون آمده است. او در پایان به درک تازه‌ای از معنای زندگی رسیده استمی‌رسد.
 
== تحلیل و نظرها ==
۵۴٬۹۳۴

ویرایش