وی. اس. راماشاندران
ویلایانور راماچاندران (متولد ۱۰ اوت ۱۹۵۱) عصبشناس آمریکایی هندیتبار است. او به خاطر آزمایشها گسترده و نظریههایش در زمینهٔ عصبشناسی رفتار، از جمله ابداع جعبهٔ آینه شهرت پیدا کردهاست. او استاد برجسته روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا است.
راماچاندران پس از پایان تحصیلاتش در رشته پزشکی در هند، به مطالعهٔ عصبشناسی تجربی در کمبریج میپردازد و در آنجا مدرک پیاچدی میگیرد. پژوهشهایش اغلب در زمینهٔ عصبشناسی رفتار و سایکوفیزیک بودهاست. راماچانداران پس از کارهای اولیههاش دربارهٔ بینایی انسان، به جنبههای گستردهتری از عصبشناسی شامل عضوهای خیالی و دردهای خیالی پرداخت. او آینهدرمانی را ابداع کرد که اکنون برای درمان کسانی که دچار قطع عضو شدهاند و عضو خیالی دارند بهکار میرود. این ابداع همچنین برای کنترل حرکت در کسانی که سکته کردهاند و دست و پایشان ضعیف شدهاست مورد استفاده قرار میگیرد.
کتاب مشهورش به نام the tell-tale brain به فارسی به نام مغز افشاگر توسط نشر شورآفرین منتشر شدهاست.
ویلایانور راماچاندران و زیربنای عصبی محصول جانبی
[ویرایش]| لوب گیجگاهی | |
|---|---|
لوبهای مغز انسان (لوب گیجگاهی به رنگ سبز است)، راماشاندران بر این باور است که تجربیات وحیانی و شهودی در طول تاریخ بشر، با فعالیتهای الکتریکی غیرعادی در لوب گیجگاهی پیوند داشته است. این پدیده از منظر روانشناسی فرگشتی میتواند به عنوان یک محصول جانبی از تکامل پودمانهای عصبیِ مرتبط با معنابخشی و دستگاه تشخیص عامل (HADD) بررسی شود.[۱]: ۱۷۵–۱۸۸ |
ویلایانور راماچاندران در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی با ارائه شواهدی از عصبشناسی، بحث محصول جانبی بودن دین را وارد مرحله تازهای کرد. او استدلال نمود که حساسیت بالای لوب گیجگاهی، که برای بقای انسان در تشخیص الگوها و نیات دیگران فرگشت یافته است، میتواند در شرایط خاص بهطور «خطا» منجر به تجربههای عرفانی شود. راماچاندران معتقد است که پدیدههای دینی، محصول جانبی فرگشت مدارهایی هستند که وظیفه اصلی آنها تعیین اهمیت عاطفی محرکهای محیطی است؛ اما این مدارها در برخورد با مفاهیم انتزاعی، «پاسخهای مذهبی» تولید میکنند[۲]: ۱۷۵
از نظر او، این فعالیت عصبی در لوب گیجگاهی لزوماً برای «دیندار بودن» طراحی نشده است، بلکه نتیجه جانبی فرگشت قشر مخ برای پردازش زبان و معناست. این دیدگاه به خوبی توضیح میدهد که چرا مفاهیم مذهبی در تمام فرهنگها وجود دارند؛ زیرا همگی بر روی یک زیرساخت عصبی مشترک که برای اهداف بقای دیگری شکل گرفته، سوار شدهاند.[۳]: ۳۹۸–۴۱۰
با این حال، منتقدان بر این باورند که رویکرد راماچاندران بیش از حد بر «خطای مغزی» تأکید دارد. نقد اصلی این است که اگر این فعالیتهای لوب گیجگاهی صرفاً یک محصول جانبی بیفایده یا خطا بودند، نباید به این شکل گسترده و سازمانیافته در طول هزاران سال حفظ میشدند. مخالفان استدلال میکنند که پایداری این ساختارها نشاندهنده آن است که دین احتمالاً از یک اثر جانبی ساده عبور کرده و به یک سازگاری فعال برای مدیریت استرس و افزایش همکاریهای گروهی تبدیل شده است که بدون آن، جوامع انسانی اولیه از هم میپاشیدند.[۴]: ۱۱۰
منابع
[ویرایش]- ↑ Ramachandran، V. S. (۱۹۹۸). Phantoms in the Brain. William Morrow. شابک ۹۷۸-۰۶۸۸۱۷۲۱۷۶.
- ↑ Ramachandran، Vilayanur S. Phantoms in the Brain. William Morrow. شابک ۹۷۸-۰-۶۸۸-۱۷۲۱۷-۶.
- ↑ Saver، Jeffrey L.؛ Rabin، John. «The neural substrates of religious experience». The Journal of Neuropsychiatry. ۹ (۳). doi:10.1176/jnp.9.3.398.
- ↑ McNamara، Patrick. The Neuroscience of Religious Experience. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۸۸۳۸۴-۹.
- راماچاندران، ویلایانور (۱۳۹۹). مغز افشاگر، گروه ترجمه خورشید، تهران: نشر شورآفرین
- استادان بخش روانشناسی دانشگاه استنفورد
- استادان دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو
- استادان دانشگاه هندیتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- افراد آمریکایی تامیلتبار
- افراد زنده
- پزشکان سده ۲۰ (میلادی) اهل هند
- پژوهشگران اتیسم
- دانشآموختگان ترینیتی کالج، کمبریج
- دانشآموختگان دانشگاه مدرس (هند)
- زادگان ۱۹۵۱ (میلادی)
- عصبشناسان شناختی
- علوم اعصاب دین
- کارکنان دانشگاه هاروارد
- هندیهای مهاجرتکرده به ایالات متحده آمریکا