ونهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

-لغتنامه دهخدا: دهی است از دهستان اشترجان، بخش فلاورجان، شهرستان اصفهان با 337 تن سکنه (ازفرهنگ جغرافیائی ایران ج 10) احتمالاً آمار لغتنامه دهخدا متعلق به 1335 می‌باشد. ( دهخدا 1334 – 1258 ) جمعیت ونهر در سال 1375 برابر 972 نفر بوده‌است و احتمال می دهم سال 1385 حدود 1350 نفرجمعیت داشته باشد. ونهر روستای بزرگی است از دهستان سهروفیروزان و شهرستان فلاورجان، آباد با کوچه‌های آسفالته و معتبر بین روستاهای همجوار و حتی اصفهان. منطقه لنجان به حکم اینکه در سرآب زاینده رود قرار دارد و با داشتن زمینهای زراعی نسبتاً وسیع و حاصلخیز به خوبی آباد است. در سال‌های اخیر که امکانات بهداشتی و دانش دفع آفات گیاهی و جانوری بیشتر شده آبادانی و شکوفائی اقتصادی آن به مراتب بهبود یافته‌است. ونهریها لهجه وزبان خاصی ندارند. آثارکهن: ونهر دارای دو برج یا کبوترخانه است که یکی از آن‌ها در منزل وارثین مرحوم امرالله نصیرزاده قرار دارد و قدمتی الای 300 سال داردو دیگری که مزدوج آن است در باغ ونهرچی متعلق به احمد حر و رجبعلي حر می‌باشد.برادران حر زوج دوم را چند سال پیش خراب کردواز نو با معماری امروزی (آجرو...)ساخت.این جفت کبوترخان به نظر می‌رسد که از نظر مساحت، قطر، ارتفاع و معماری کاملاً یکسان بوده‌اند و احتمالاً امتداد طول یا عرض جغرافیائی یاافق یا روابط هندسی دیگری داشته‌اند و گویا زمانی که روستای سهروفیروزان مرکزیت داشته‌است، شخصی به نام سلطان فیروز که بر آنجا حاکم بوده، دستور ساخت این دو برج را داده است. هدف اصلی این دو کبوترخان تولید فضله پرندگان برای مصارف کشاورزی به عنوان کود و کمک مغزی گیاهان می‌باشد. طوایف آریائی کهن در نامگذاری خود خصوصیات محل را در نظر می‌گرفتند و همان خصوصیت را برای نام محل سکونت خویش شاخص قرار می‌دادند. واژه ونهریک واژه‌ای به هم ریخته است و فهم معنای آن در ابتدا دشوار می نماید ولی با کمی دقت در آن معلوم می‌شود که از دو جزء (ون) و (هر) ترکیب شده‌است. در کلمات ناژوان، شیروان، نخجوان، کمبوان و... پسوند (وان) گاه به(ون) هم در می‌آید مانند نارون که همان ناروان است. معمولاً (ون) بصورت پسوند و در آخر کلمه میآید ولی در اینجا در جلو حروف واژه آمده است واگر چه خلاف رایج است ولی دراصل معنا تغییری ایجاد نمی‌کند.(ون) دراینجا به معنی (صاحب ودارنده) است. جز دوم (هر) هم خود مرکب است از(هو+ر). جز اول آن معرب (آو) به معنی آب است و(ر) همان حرف همونداست که اکثر به (آو) می چسبد و به صورت (هر) شنیده می‌شود و روی هم رفته به معنای آب است و ونهر مقلوب (هرون)است به معنی (دارنده آب) و اتفاقا ونهر در قدیم آب و درخت فراوان داشته‌است. که به علت افزایش جمعیت بیشتر درختان رادرآورده‌اند و به جای آن برنج کاشته‌اند. و نیز زاینده رود در شرق روستا روان است.

اما قول دوم در وجه تسمیه ونهرکه ضعیف وبعید به نظرمی رسد: ونهردارای امامزاده‌ای است که بنده درمورد شجره نامه آن چیزی نیافتم اما بعضی می‌گویند که اینجادوطفل دوقلوی حرابن یزیدابن ریاحی خاکند وونهر ازواژه ( حر) گرفته شده‌است.مادربزرگ، مادربنده خواب می بیند که لوح قبری درکنارجوب صحرای طاد ( حدودلت‌های تقسیم آب پائین شط ) وجود دارد که متعلق به امامزاده‌ای است فردایش می‌روند وهمانجا را حفاری می‌کنند سنگ لوح پیدا می‌شود شاید حاج صفرنصیرزاده ( دائی بنده ) این موضوع رابداند. فامیلهای اصلی ونهر {احمدی-احمدی نیا–طادی-طادی نیا-رضوانی- کاظمی- احمدی ونهری-نصیرزاده- موسوی } می‌باشد این فامیلها وابستگی دیرینه وتاریخی با فامیلهائی خارج ازروستاندارندکه بگوئیم ازجائی دیگرآمده‌اند یا مهاجرت کرده‌اند به احتمال قریب به یقین روستای ونهربا زندگی یک خانواده شروع شده که ایشان سه پسربه نام‌های احمد کاظم و نصیرداشته‌است که درنسلهای بعدی فرزندان واطناب واذ ناب آن‌ها را احمدی وکاظمی ونصیری(یانصیرزاده) نامیده‌اند ومثلاً احمدی یعنی منسوب یا وابسته به احمد یا فرزندان احمد.ونهرقدیم گویا جائی قرارداشته که امروزه آن را صحرای( قلعه میرزا علی ) مینامندوسکونت درابادی ونهراحتمالاً ابتدا از این قلعه کوچک شروع شده بعدبه حوالی منزل بچه‌های مرتضی (مالک امروزی اکبرمشهدی کمال ) ومنزل دائی غفارانتقال یافته‌است. شغل مردمان روستای ما کشاورزی دامپروری ماشینداری ( ماشینهای باربری سنگین ) وتعدادی نیزمشغول به کارهای فنی تجاری یا کسبه می‌باشند ونیزتعدادی معلم یاکارمند آموزش و پرورش . افتخاداریم که ریاست گمرک بوشهرازهم روستائیان ماست، آقای رمضان احمدی حسابدارشاغل درسیمان سپاهان نیززحمات قابل توجهی برای مدارس وآسفالت روستا کشیده‌اند