وصف معین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در زبان انگلیسی، یک وصف معین (definite description)،یک عبارت تمییزگر (denoting phrase) به شکل "the X" است که در آن X یک عبارت اسمی یا اسم منفرد رایج است. وصف معین، خاص (proper)‌ است اگر X بر شیء یا شخصی منحصر به فرد بکار رود. به عنوان مثال: "نخستین فرد در فضا" ("the first person in space") و "۴۲امین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا" ("the 42nd President of the United States of America") هردو خاص هستند. توصیفات "فردِ در فضا" ("the person in space") و "سناتورِ ایالت اوهایو" ("the Senator from Ohio") غیرخاص هستند، چونکه عبارت اسمیِ X بر بیش از یک چیز به کار می رود، و توصیفات معین "اولین انسان در مریخ" ("the first man on Mars") غیرخاص است، چرا که X بر هیچ چیز دلالت نمی کند . توصیفات غیر خاص، پرسشهایی دشوار را درباره اصل طرد ثالث، تمییزگری (denotation)، وجهیت و محتوای ذهنی مطرح می کنند.

باید توجه کرد که عبارتی با کارکرد مشابه the برای ساختن وصفهای معین، در زبان فارسی وجود ندارد، اگرچه در برخی گویش ها و یا زبان های نزدیک به فارسی، می توان موارد مشابهی دید. برای نمونه، در لهجه تهرانی، معادل عبارت "the book"، عبارت "(اون) کتاب ــِ" است، در واقع، افزودن یک کسره به انتهای اسم یا عبارت اسمی، همان کاری را می کند که افزون پیشوند "the" به اسم یا عبارت اسمی در زبان انگلیسی می کند. موارد مشابهی در دیگر گویشهای زبان فارسی می توان دید.

تحلیل راسل[ویرایش]

از آنجا که فرانسه در حال حاضر جمهوری است، پادشاهی ندارد. برتراند راسل اشاره کرد که این مسئله، معمایی را در زبان انگلیسی و درباره ارزش صدق جمله «پادشاه کنونی فرانسه طاس است.» (به انگلیسی:".The present King of France is bald") مطرح می کند.

این جمله به نظر نمی رسد درست باشد: اگر تمام چیزهای طاس را بر شماریم، پادشاه کنونی فرانسه در میان آنها نیست؛ چرا که درپادشاه کنونی فرانسه ای وجود ندارد. اما اگر جمله غلط است، انتظار می رود که نفی این عبارت، یعنی «چنین نیست که پادشاه کنونی فرانسه طاس باشد» (با انگلیسی: "It is not the case that the present King of France is bald")، یا هم‌ارز منطقی اش، «پادشاه کنونی فرانسه طاس نیست.» (به انگلیسی: "The present King of France is not bald") درست باشد. اما این جمله نیز به نظر نمی رسد درست باشد: پادشاه کنونی فرانسه در میان چیزهایی که طاس نیستند نیز حضور ندارد. بنابراین، به نظر می رسد که اصل طرد ثالث مورد تعرض قرار گرفته باشد.

آیا این جمله بی معنی است؟ ممکن است چنین به نظر برسد (و برخی از فیلسوفان، چنین فکر میکنند)، چون عبارت «پادشاه کنونی فرانسه» (به انگلیسی: "the present King of France") بدون شک، موفق به ارجاع نمی شود. اما از سوی دیگر، جمله «پادشاه فرانسه طاس است» (همچنین نفی آن) کاملاً مفهوم به نظر می رسد، که این نشان می دهد که «پادشاه کنونی فرانسه» نمی تواند بی معنی باشد.

راسل، برای حل این معما، استفاده از نظریه توصیفاتاش را مطرح کرد. وی پشنهاد کرد که یک وصف معین (در زبان انگلیسی) مانند "the present King of France" (به فارسی: «پادشاه کنونی فرانسه»)‌، برخلاف آنچه که ممکن است در ابتدا به نظر برسد، یک عبارت ارجاع دهنده نیست، بلکه نمادی «نا کامل» که ساختاری سوری را در جمله ای که در آن نمایان می شود، معرفی می کند. برای نمونه، جمله «پادشاه کنونی فرانسه طاس است» (به انگلیسی: "the present King of France is bald") به عنوان عطف سه جمله سوردار زیر تحلیل می شود:

  1. وجود دارد x ای که x در حال حاضر پادشاه فرانسه است: (از 'Kx' به عنوان 'x در حال حاضر پادشاه فرانسه است' استفاده می کنیم.)
  2. برای هر x و y اگر x در حال حاضر پادشاه فرانسه است و y در حال حاضر پادشاه فرانسه است، در آنصورت x=y (یعنی حداکثر یک چیز وجود دارد که پادشاه کنونی فرانسه است):
  3. برای هر x که در حال حاضر پادشاه فرانسه است، x طاس است: ( 'B' برای 'طاس' استفاده شده است.)

بطور خلاصه تر، ادعای اینکه «پادشاه کنونی فرانسه کچل است» می گوید که x ای هست که x در حال حاضر پادشاه فرانسه است، و اینکه هر y ای در حال حاضر پادشاه فرانسه است، تنها اگر y = x، و اینکه x طاس است:

این نادرست است، چرا که اینطور نیست که چنین x ای در حال حاضر پادشاه فرانسه باشد.

نفی این جمله، یعنی «پادشاه فرانسه طاس نیست» (به انگلیسی: "The present King of France is not bald") مبهم است. این جمله، بسته به اینکه در کجای آن نفی 'نیست' (در نسخه انگلیسی: 'not') را قرار دهیم، می تواند دو چیز مختلف را معنی دهد. در یک خوانش، این می‌تواند به این معنی باشد که هیچ کس ندارد وجود دارد که در حال حاضر پادشاه فرانسه و طاس باشد. این خوانش، به زبان منطقی، به صورت زیر ترجمه می شود:

در این ابهامزدایی، جمله درستاست (چرا که در واقع هیچ x ای وجود ندارد که در حال حاضر پادشاه فرانسه باشد).

در خوانش دوم، نفی می‌تواند به این صورت اطلاق شود که مستقیما به 'طاس' متصل می شود، و لذا، جمله به این معنیست که در حال حاظر، پادشاه فرانسه ای وجود دارد، اما این پادشاه طاس است. این خوانش، به زبان منطقی بصورت زیر نوشته می شود:

در این ابهامزدایی، این جمله نادرست است (از آنجا که هیچ x ای وجود ندارد که در حال حاضر پادشاه فرانسه باشد).

بنابراین، اینکه «پادشاه کنونی فرانسه طاس نیست» (به انگلیسی: "the present King of France is not bald") درست باشد یا نادرست، بستگی به این دارد که چگونه در سطح فُرم منطقیاش تعبیر شود: اگر نفی با دامنه ی فراخ (wide scope) تعبیر شود (آنگونه در حالت نخست بالا آورده شد)، درست است، در حالیکه اگر نفی با دامنه ی محدود (narrow scope) در نظر گرفته شود (آنگونه که در دومین حالت بالا در نظر گرفته شد)، نادرست است. در هیچیک از حالات، جمله فاقد ارزش صدق نیست.

بنابراین، اصل طرد ثالث مورد تهاجم قرار نگرفته است: «پادشاه کنونی فرانسه طاس است» (یعنی ) نادرست است، چرا که در حال حاضر  فرانسه پادشاهی ندارد. نفی این جمله آن است که در آن 'نیست' دامنه ی فراخ می گیرد: . این عبارت درست است، چرا که چیزی وجود ندارد که در حال حاضر پادشاه فرانسه باشد.

منطق ریاضی[ویرایش]

در پی مثال مبادی ریاضیات، رسم بر این است که یک اپراتور وصف معین، با استفاده از «گردانده شده ی» (چرخیده ی) حرف کوچک یونانی یوتا (iota) با کاراکتر "℩"، استفاده شود. نماد به معنی « منحصر به فرد ای که » است.

معادل «دقیقا یک  وجود دارد و آن دارای خاصیت  است:

همچنین نگاه کنید[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Donnellan, Keith, "Reference and Definite Descriptions," in Philosophical Review 75 (1966): 281-304.
  • Neale, Stephen, Descriptions, MIT Press, 1990.
  • Ostertag, Gary (ed.). (1998) Definite Descriptions: A Reader Bradford, MIT Press. (Includes Donnellan (1966), Chapter 3 of Neale (1990), Russell (1905), and Strawson (1950).)
  • Reimer, Marga and Bezuidenhout, Anne (eds.) (2004), Descriptions and Beyond, Clarendon Press, Oxford
  • Russell, Bertrand, "On Denoting," in Mind 14 (1905): 479-493. Online text
  • Strawson, P. F., "On Referring," in Mind 59 (1950): 320-344.

لینک های خارجی[ویرایش]