وداع با اسلحه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English


وداع با اسلحه
'A Farewell to Arms'
نویسنده ارنست همینگوی
برگرداننده نجف دریابندری
ناشر
ناشر فارسی: انتشارات نیلوفر
تاریخ نشر ۱۹۲۹
سبک رمان
کتاب‌شناسی ارنست همینگوی

وداع با اسلحه (به انگلیسی: A Farewell to Arms) رمانی است اثر ارنست همینگوی (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات، که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.

ترجمه فارسی[ویرایش]

این کتاب توسط نجف دریابندری به فارسی برگردانده و توسط انتشارات نیلوفر چاپ شده است. این ترجمه جزو ترجمه‌های اولیه دریابندری بوده است. وی در چاپ‌های بعدی ترجمه را مورد بازبینی قرار داد.

خلاصه داستان[ویرایش]

جنگ جهانی اول، که در این کتاب از گوریتسیا (۲)، شهر کوچکی در شمال تریسته (۳)، در منتهی‌الیه سرحد ایتالیا به آن نگریسته شده‌است، چندان ترسناک به نظر نمی‌رسد و در انعکاس گنگ چند صدای توپ دوردست خلاصه می‌شود. ستوان فردریک هنری (۴) آمریکایی، که بر اثر جوانی و لاقیدی و ذوق به ورزش در ارتش ایتالیا استخدام شده‌است، در میان آمبولانس های خود و تالار ناهارخوری و شراب و زن زندگی بسیار مطبوعی دارد. با نزدیک شدن تدریجی زمستان صدای توپ ها بسیار کمتر می‌شود و درخواست مرخصی هنری را برای تمام زمستان می‌پذیرند. هنری از این فرصت برای خوش گذرانی در شبه جزیره استفاده می‌کند. وقتی به جبهه برمی‌گردد، با پرستاری انگلیسی آشنا می‌شود و تظاهر به دوست داشتن او می‌کند؛ در حالی که دروغ می‌گوید. پرستار هم تظاهر به باور کردن حرف او می‌کند؛ در حالی که چنین نیست. در خلال این احوال جنگ جان تازه می‌یابد. هنوز صحبت هنری با اطرافیانش راجع به جنگ تمام نشده‌است که می‌فهمد آنها چقدر از جنگ بیزارند. همان شب اول، وقتی که مشغول صرف شام مختصری از ماکارونی و پنیر با سربازان خود است، زخمی می‌شود. او را به بیمارستانی آمریکایی در شهر میلان منتقل می‌کنند. هنری از اتفاق پرستار انگلیسی را دوباره در آنجا می‌بیند. بین او و پرستار نوعی همدستی به وجود می‌آید؛ به نحوی که هنری شروع می‌کند به دوست داشتن او. زانویش به تدریج معالجه می‌شود. تابستان است. هنری پول دارد. تمرین راه رفتن می‌کند، اول با چوب زیر بغل و بعد با عصا. اما زیباترین تابستانها هم پایانی دارند. پرستار باردار است و هنری باید به جبهه برگردد. در جبهه اوضاع به کلی تغییر کرده‌است و دیگر صحبت از بازی در بین نیست. همه سخت می‌جنگند. بیزاری و خستگی چنان است که خفقان می‌آورد و فلج می‌کند. کشیشی که برای محتضران دعا می‌خواند، از منظره‌های رنج‌آور جنگ خلق و خویی تلخ پیدا کرده‌است و تقریباً درحال طغیان است. سروان رینالدی (۵)، بهترین دوست هنری، شب و روز خود را به جراحی زخمیها می‌گذراند. هنری می‌ترسد سیفلیس گرفته باشد. شراب همچنان مست می‌کند؛ ولی اوضاع را بهتر نمی‌کند. شوخیهای همیشگی دیگر سرگرم‌کننده نیست و خشم می‌آفریند. ای کاش دست کم اتریشیها با رسیدن زمستان از حمله منصرف می‌شدند؛ حتماً منصرف خواهند شد؛ اما هیچ معلوم نیست. خیلی کج‌خلق شده‌اند. هنری را به منطقه کوهستانی منتقل می‌کنند؛ هنوز به آنجا نرسیده‌است که حرکتی برای عقب‌نشینی شروع می‌شود. هنری با سه راننده‌اش به گوریتسیا برمی‌گردند. خسته و از پا درآمده به آنجا می‌رسند. شهر ازسکنه خالی است. هنری فقط چند کلمه‌ای که با عجله روی کاغذی نوشته شده‌است، روی دیوار ناهارخوری پیدا می‌کند. به او دستور داده‌اند که باقی‌مانده لوازم را تخلیه کند و به جایی منتقل سازد که قرار است ارتش دوباره در آنجا گرد آید. البته دستور دادن آسانتر از اجرا کردن است. در جاده چنان آشفتگیی حکمفرماست (عقب‌نشینی معروف کاپورتّو (۶)) که اتومبیلها قدم به قدم پیش می‌روند. اگر دشمن دست به بمباران می‌زد، چه کشتاری می‌کرد. به نظر عاقلانه‌تر می‌آید که آدم بیراهه را در پیش بگیرد و این طور خودش را درمعرض خطر قرار ندهد. ولی یکی از آمبولانسها به گل فرو می‌رود. سرجوخه‌هایی که به قصد زود رسیدن سوار آن شده‌اند، حاضر نیستند کمک کنند تا از گل بیرون بیاید و پا به فرار می‌گذارند. هنری، در اوج خشم و برآشفتگی یکی از آنها را می‌کشد. بیراهه‌ها نه به شهری می‌رسند و نه به جاده‌ای دیگر. مثل رودهایی که در ریگزار گم شوند، در میان مزرعه‌ها ناپدید می‌شوند. باید عقل را به کار انداخت و آمبولانسها را رها کرد و پیاده رفت. گلوله‌ای بی‌هدف، یکی از مردان را که شاید بهترین فرد از سه سرباز همراه هنری بود، درو می‌کند. یکی دیگر از رفقایش، وحشتزده پا به فرار می‌گذارد و به سوی شمال می‌رود تا خود را تسلیم کند. ستوان هنری و راننده‌ای که برایش باقی‌مانده‌است، پس از مدتی راهپیمایی بی‌هدف، جاده بزرگ را پیدا می‌کنند. روی پلی، مردانی مسلح افسرانی را که شناسایی می‌کنند، بازداشت می‌کنند. آنها را به چمنزاری می‌برند و پس از چیزی شبیه به محاکمه، تیرباران می‌کنند. هنری درست وقتی که باید در این به اصطلاح دادگاه حضور یابد، با پریدن در رودخانه خودش را نجات می‌دهد. از این لحظه به بعد، او قرارداد خود را با ارتش ایتالیا ملغا تلقی می‌کند. دیگر با این ارتش کاری ندارد. دست و پا می‌کند تا پرستار خود را، که تعطیلاتش را در استرزا (۷) می‌گذراند، پیدا کند. محلی که بی‌خیال انتخاب شده‌است، ولی موقعیتی عالی دارد؛ زیرا کافی است که برای عبور از مرز سوییس، آدم به انتهای شمالی دریاچه برسد. قبل از آنکه هنری فرصت اجرای این نقشه را پیدا کند، پیشخدمت مهمانخانه‌ای که هنری با او دوست شده‌است، خبر می‌دهد که بازداشتش قریب‌الوقوع است و قایقی در اختیار او می‌گذارد. هنری مدت هفت ساعت با سماجت پارو می‌زند و در صبحگاه، به لنگرگاه بندر کوچکی می‌رسد. نزدیکتر می‌رود و لباس متحدالشکل سربازان سوئیسی را تشخیص می‌دهد. از آن پس آرامش است و خوشحالی. زمستان لازمه تابستان است. ستوان سابق و پرستار سابق، به سان آدم و حوا، در خانه‌ای ییلاقی با خوشبختی در انتظار تولد فرزند خود هستند. اما، فرزند در زایمان می‌میرد و مادر را هم می‌کشد.

درباره کتاب[ویرایش]

سادگی بی‌خدشه این رمان، زیبایی کم‌نظیری به آن می‌دهد. هنر همینگوی در این است که موضوعی رمانتیک را به طرزی غیررمانتیک نقل می‌کند، و این نکته تناقضی بس گیرا به وجود می‌آورد که سخت‌گیرترین خواننده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اوایل ۱۹۱۷، هنری به عشق اعتقاد ندارد و جنگ به نظرش ورزشی سرگرم‌کننده می‌آید؛ اما در پایان همان سال، به حقیقت عشق و جنگ پی می‌برد. هنر نویسنده درمحسوس گرداندن این تحول خاصه بدان سبب است که نه دست به تجزیه و تحلیل می‌زند و نه دست به نقل جمله‌های سنگین و پرمعنی، بلکه فقط به واقعیت و مطالب عینی و روزمره اکتفا می‌کند. اگر هنری تغییر کرده‌است، بدان سبب است که زیسته و آموخته‌است. رمان بدان اکتفا می‌کند که آنچه او می‌بیند به ما نشان دهد و ملاحظات او را منعکس کند. خواننده، قهرمان داستان را گام به گام دنبال می‌کند و نرم نرم، بدون آشفتگی، به جایی می‌رسد که او را دوست بدارد و خود را جای او بگذارد. سرانجام باید گفت سبک همینگوی چنان نرم و هموار است که هیچ تلاش و تقلایی را نشان نمی‌دهد. این سبک، که در آن زمان انقلابی تلقی می‌شد، نویسندگان بسیاری، به خصوص آمریکاییان را تحت تأثیر قرار داد. همه آنها کوشیدند، در حد توان خود، از همینگوی تقلید کنند، ولی بیهود بود. چون همینگوی شگردهایی خاص خود دارد که برخلاف معمول، به نوشته‌هایش طبیعی بودنی ستایش‌انگیز می‌بخشد. گفتگوها و سرگذشتها در یکدیگر حل می‌شوند و به صورتی زلال، به گونه‌ای تحسین برانگیز زلال، جریان می‌یابند.

محبوبیت[ویرایش]

وداع با اسلحه به عنوان کتاب برتر در لیست های زیر انتخاب شده است:

پانویس[ویرایش]

A Farewell to Arms
Hemingway farewell.png
First edition cover
Author Ernest Hemingway
Country USA
Language English
Published 1929 (Scribner)
Media type Print (hardcover)
Pages 355

A Farewell to Arms is a novel written by Ernest Hemingway set during the Italian campaign of World War I. The book, published in 1929, is a first-person account of American Frederic Henry, serving as a Lieutenant ("Tenente") in the ambulance corps of the Italian Army. The title is taken from a poem by 16th-century English dramatist George Peele.

A Farewell to Arms is about a love affair between the expatriate American Henry and Catherine Barkley against the backdrop of the First World War, cynical soldiers, fighting and the displacement of populations. The publication of A Farewell to Arms cemented his stature as a modern American writer,[1] became his first best-seller, and is described by biographer Michael Reynolds as "the premier American war novel from that debacle World War I."[2]

The novel was first adapted to stage by Laurence Stallings in 1930,[3] then to film in 1932, with a 1957 remake. The 1996 film In Love and War, directed by Richard Attenborough and starring Sandra Bullock, depicts Hemingway's life in Italy as an ambulance driver in the events prior to his writing of "A Farewell to Arms".

Plot summary

The novel is divided into five books. In the first book, Rinaldi introduces Frederic Henry to Catherine Barkley; Frederic attempts to seduce her, and their relationship begins. While on the Italian front, Frederic is wounded in the knee by a mortar shell and sent to a hospital in Milan. The second book shows the growth of Frederic and Catherine's relationship as they spend time together in Milan over the summer. Frederic falls in love with Catherine and, by the time he is healed, Catherine is three months pregnant. In the third book, Frederic returns to his unit, but not long afterwards the Austrians break through the Italian lines in the Battle of Caporetto, and the Italians retreat. Frederic kills an engineering sergeant for insubordination. After falling behind and catching up again, Frederic is taken to a place by the "battle police", where officers are being interrogated and executed for the "treachery" that supposedly led to the Italian defeat. However, after seeing and hearing that everyone interrogated is killed, Frederic escapes by jumping into a river. In the fourth book, Catherine and Frederic reunite and flee to Switzerland in a rowboat. In the final book, Frederic and Catherine live a quiet life in the mountains until she goes into labor. After a long and painful birth, their son is stillborn. Catherine begins to hemorrhage and soon dies, leaving Frederic to return to their hotel in the rain.

Censorship

In early editions, the words "shit", "fuck", and "cocksucker" were replaced with dashes.[4] There are at least two copies of the first edition in which Hemingway re-inserted the censored text by hand, so as to provide a corrected text. One of these copies was presented to Maurice Coindreau; the other, to James Joyce.[4] Hemingway's corrected text has not been incorporated into modern published editions of the novel; however, there are some audiobook versions that are uncensored.

Also, the novel could not be published in Italy until 1948 because it was considered detrimental to the honor of the Armed Forces by the fascist regime, both the description of the Battle of Caporetto, and for a certain anti-militarism implied in the work.[5] The Italian translation had in fact already been written illegally in 1943 by Fernanda Pivano, leading to her arrest in Turin.

Background and publication history

The novel was based on Hemingway's own experiences serving in the Italian campaigns during the First World War. The inspiration for Catherine Barkley was Agnes von Kurowsky, a real nurse who cared for Hemingway in a hospital in Milan after he had been wounded. He had planned to marry her but she spurned his love when he returned to America.[6] Kitty Cannell, a Paris-based fashion correspondent, became Helen Ferguson. The unnamed priest was based on Don Giuseppe Bianchi, the priest of the 69th and 70th regiments of the Brigata Ancona. Although the sources for Rinaldi are unknown, the character had already appeared in In Our Time.

Biographer Reynolds, however, writes that Hemingway was not involved in the battles described; because his previous novel, The Sun Also Rises, was written as a roman à clef, readers assumed A Farewell to Arms to be autobiographical.[2]

Some pieces of the novel were written in Piggott, Arkansas, at the home of his then wife Pauline Pfeiffer,[7] and in Mission Hills, Kansas while she was awaiting delivery of their baby.[8] Pauline underwent a caesarean section as Hemingway was writing the scene about Catherine Barkley's childbirth.[9]

The novel was first serialized in Scribner's Magazine in the May 1929 to October 1929 issues. The book was published in September 1929 with a first edition print-run of approximately 31,000 copies.[10] The success of A Farewell to Arms made Hemingway financially independent.[11]

The Hemingway Library Edition was released in July 2012, with a dust jacket facsimile of the first edition. The newly published edition presents an appendix with the many alternate endings Hemingway wrote for the novel in addition to pieces from early draft manuscripts.[12]

The JFK Library Hemingway collection has two handwritten pages with possible titles for the book. Most of the titles come from the Oxford Book of English Verse.[13] One of the possible titles Hemingway considered was: In Another Country and Besides. This comes from The Jew of Malta by Christopher Marlowe. The poem Portrait of a Lady by T.S. Eliot also starts of by quoting Marlowe: "Thou hast committed/ Fornication: but that was in another country,/ And besides, the wench is dead.". Hemingway's library included both works by Eliot and Marlowe.[14]

Adaptations

The novel has been adapted numerous times for stage, cinema, radio and television: There was a 1930 stage adaptation;[15] a 1932 screen adaptation that was nominated for the Academy Award for Best Picture; a 1957 film adaptation; various radio adaptations between 1938 and 1950; a 1955 television adaptation by Gore Vidal, for the "Climax!" TV series and a 1966 adaptation.[16]

In popular culture

One of the several titles initially considered by Stanley Kubrick for 2001: A Space Odyssey was Farewell to Earth, in reminiscence of Hemingway's novel.[17]

A Farewell to Arms was the first book read by Pat Solitano, Jr. (Bradley Cooper) in the film Silver Linings Playbook. The character reads the book and is greatly disappointed by the ending, so he hurls it through an attic window in the middle of the night.

References

  1. ^ Mellow (1992), 378
  2. ^ a b Reynolds (2000), 31
  3. ^ Young, Stark (1994). "A Farewell to Dramatization". Critical essays on Ernest Hemingway's A farewell to arms. New York: Hall [u.a.] pp. 91–95. ISBN 0-7838-0011-8. Retrieved 4 January 2013. 
  4. ^ a b Hemingway, Ernest. "A Farewell to Arms." (New York: Scribner, 1929). James Joyce Collection, the Poetry Collection (State University of New York at Buffalo), item J69.23.8 TC141 H45 F37 1929
  5. ^ ^ More than one biographer suggests that at the base of the censorship of the Fascist regime in the novel there has also been a personal antipathy between the writer and Benito Mussolini. Hemingway was interviewed in 1922, and in his article in the Toronto Star the future Duce was called "the biggest bluff in Europe's history" and even if there were never official reactions, it is known that Mussolini did not like the article at all . (Fernanda Pivano, "Hemingway", Rusconi, Milan 1985) (ISBN 8818701657, 9788818701654)
  6. ^ Villard, Henry Serrano & Nagel, James. Hemingway in Love and War: The Lost Diary of Agnes von Kurowsky: Her letters, and Correspondence of Ernest Hemingway (ISBN 1-55553-057-5 H/B/ISBN 0-340-68898-X P/B)
  7. ^ "Hemingway-Pfeiffer Home Page". Arkansas State University. Archived from the original on 16 February 2007. Retrieved 2007-01-30. 
  8. ^ "A Writer's Haunts: Where He Worked and Where He Lived"
  9. ^ Meyers (1985), 216–217
  10. ^ Oliver (1999), 91
  11. ^ Meyers, Jeffrey. Hemingway: A Biography. Da Capo Press, 1999, p. 219.
  12. ^ Boseman, Julie. (July 4, 2012)."To Use and Use Not". The New York Times. Retrieved July 9, 2012
  13. ^ Hemingway, Ernest (1929). Hemingway, Seán, ed. A Farewell To Arms (The Special Edition ed.). London: William Heinemann. p. XIX. ISBN 9780434022489. 
  14. ^ Brasch, James D.; Sigman, Joseph (1981). Hemingway's Library: A Composite Record (Electronic Edition John F. Kennedy Library, 2000 ed.). New York and London: Garland Pub. ISBN 0-8240-9499-9. Retrieved 21 September 2013. 
  15. ^ Oliver (1999), 92
  16. ^ "Climax!" A Farewell to Arms (1955). Retrieved 16 January 2014.
  17. ^ The Star Gate (A Space Odessy) : a Stanley Kubrick production – 2001 Italia – il blog italiano dedicato al capolavoro di Stanley Kubrick

Sources

  • Baker, Carlos (1972). Hemingway: The Writer as Artist. Princeton: Princeton UP. ISBN 978-0-691-01305-3
  • Mellow, James (1992). Hemingway: A Life Without Consequences. Boston: Houghton Mifflin. ISBN 0-395-37777-3
  • Meyers, Jeffrey (1985). Hemingway: A Biography. New York: Macmillan. ISBN 978-0-333-42126-0
  • Oliver, Charles (1999). Ernest Hemingway A to Z: The Essential Reference to the Life and Work. New York: Checkmark Publishing. ISBN 978-0-8160-3467-3
  • Reynolds, Michael (2000). "Ernest Hemingway, 1899–1961: A Brief Biography". in Wagner-Martin, Linda (ed). A Historical Guide to Ernest Hemingway. New York: Oxford UP. ISBN 978-0-19-512152-0
  • Roy, Pinaki (2012). Hemingway's 'A Farewell to Arms': A Critical Appraisal. Kolkata: Books Way. ISBN 978-93-81672-12-9

External links