واپسین انسان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واپسین انسان (به آلمانی: der letzte Mensch) اصطلاحی است که از سوی نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت بیان شده‌است. مفهوم مورد نظر نیچه از «واپسین انسان»، خوارشمردنی‌ترین کسان است و کسانی که حقیر تر از انسان هستند.

مفهوم واپسین انسان[ویرایش]

در کتاب چنین گفت زرتشت پس از آنکه نیچه در چهار بند آغازین پیشگفتار، رسالت مهم و خطیر زرتشت را بیان می‌کند خیلی زود در بند پنجم، به این نتیجه می‌رسد که هنوز دهانی بهر این گوش‌ها نیست؛ هستند کسانی که هنوز او را در نمی‌یابند. اینجاست که او از خوار شمردنی‌ترین کسان و قابل تحقیر تر از انسان‌ها سخن به زبان می‌آورد: واپسین انسان[۱]

او در بخشی از نوشتار خود واپسین انسان را چنین توصیف می‌کند[۲]:

...انسانی که همه چیز را کوچک می‌کند. «ما خوشبختی را اختراع کرده‌ایم»: واپسین انسان‌ها چنین می‌گویند و چشمک می‌زنند... زیرک اند و از هرچه تا کنون روی داده‌است با خبر اند: پس بر همه چیز خنده می‌زنند. هنوز با هم می‌ستیزند، اما زود با هم می‌سازند؛ مبادا معده‌شان خراب شود! خوشی‌های کوچک روزانه‌ای دارند و خوشی‌های کوچک شبانه‌ای. اما نگران تندرستی خویش نیز هستند...

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ابر انسان
  2. چنین گفت زرتشت، پیشگفتار، بند پنجم