هولدن کالفیلد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هولدن کالفیلد (به انگلیسی: Holden Caulfield) شخصیتی خیالی و چهره اصلی داستان ناتور دشت (به انگلیسی: The Catcher in the Rye) اثر مشهور جی دی سالینجر است. شخصیت هولدن در چند داستان کوتاه از سالینجر نیز حضور دارد.

ناتور دشت که به صورت اول شخص از زبان هولدن روایت میشود به یکی از معتبرترین روایت ها از سرگشتگی دوران نوجوانی تبدیل شده است. داستان کتاب ماجرای چند روز از زندگی هولدن پس از اخراج از دبیرستان و پیش از بازگشت به خانه است. با مرور این روزها، نگاه خاص هولدن به مسائل مختلف در مواجهه او با ماجراها و شخصیت های گوناگون و نیز در خلال اشارات او به خاطرات گذشته و برنامه های آینده‌اش برای خواننده آشکار میشود.

هولدن قد بلند است و در سمت راست سرش چند موی سفید دارد. نسبت به آدم‌ها و اطرافش نگاهی خاص به آن‌ها دارد. از خانواده‌ای متمول و ساکن در نیویورک است و برادر کوچکش را چند سال قبل از دست داده‌است. برادر بزرگ‌تری دارد به نام دی‌بی که نویسنده‌است و در هالیوود کار می‌کند. خواهر کوچکی به نام «فیبی» هم دارد که از شخصیت‌های اصلی ناتور دشت است.

هولدن کالفیلد شخصیت اصلی ناتوردشت طی نظرسنجی مجله کتاب عنوان دومین شخصیت ادبی جهان را داراست.

پیشینه[ویرایش]

شخصیت هولدن کالفیلد پیش از ظاهر شدن به عنوان شخصیت محوری رمان ناتور دشت، در تعدادی از داستان های کوتاه سالینجر حضور یافت. برای مثال ماجرای آخرین شب او در مدرسه، نخستین بار در داستان من خُلم روایت شد.[۱] این داستان کوتاه در شماره ۲۱ دسامبر ۱۹۴۶ مجله نیویورکر چاپ شد.

پیشتر بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ اعضای خانواده کالفیلد از جمله هولدن در داستان های مختلف سالینجر روایت شده بودند. در داستان کوتاه روز آخر مرخصی آخر که در شماره پانزدهم ژوئیه ۱۹۴۴ نشریه دی ساتردی اونینگ پست به چاپ رسید، شخصیت فرعی داستان وینسنت کالفیلد (همان دی. بی در ناتور دشت) نام دارد. وینسنت به دوستش خبر می دهد که برادر کوچکتر بیست ساله‌اش هولدن، در جنگ ناپدید شده است.[۲]

اعضای این خانواده در دو داستان منتشر نشده از سالینجر هم دیده میشوند؛ در آخرین و بهترین ماجرای پیتر پن برای اولین بار به فیبی کالفیلد اشاره می شود. در همین داستان وینسنت، راجع به بچه هایی که در معرض سقوط از پرتگاه هستند صحبت می کند..[۳] همین ماجرا در ناتور دشت از زبان هولدن روایت می شود. در اقیانوسی پر از توپ بولینگ وینسنت از ماجرای مرگ برادرش الی یاد می کند.[۴] شخصیت و مرگ این برادر در ناتور دشت همواره در خاطرات هولدن حضور دارد.

می دونی دوس دارم چی باشم؟[ویرایش]

... همه ش مجسم می کنم چن تا بچه کوچیک دارن تو یه دشت بزرگ بازی می کنن. هزار هزار بچه کوچیک؛ و هیشکی هم اونجا نیس، منظورم آدم بزرگه، غیر من. منم لبه یه پرتگاه خطرناک وایساده‌ام و باید هر کسی رو که می آد طرف پرتگاه بگیرم- یعنی اگه یکی داره می دوئه و نمی دونه داره کجا میره من یه دفه پیدام میشه و میگیرمش. تمام روز کارم همینه. ناتورِ دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کارو بکنم، با این که می دونم مضحکه. [۵] (گفتگوی هولدن با فیبی از متن ناتور دشت با ترجمه محمد نجفی)

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Holden Caulfield»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱).
  1. سالینجر، جروم دیوید. هفته ای یه بار آدمو نمی کشه (مجموعه داستان). ترجمهٔ امید نیک فرجام، لیلا نصیری ها. نیلا، چاپ سوم ۱۳۸۸. 
  2. همان
  3. «Holden Caulfield». بازبینی‌شده در ۱۲ اردیبهشت ۹۱. 
  4. همان
  5. سالینجر، جی. دی. ناتور دشت. ترجمهٔ محمد نجفی. نیلا، چاپ پنجم ۱۳۸۴.