ناو هواپیمابر (به انگلیسی: Aircraft carrier) یک کشتی جنگی است که به عنوان یک پایگاه هوایی دریایی عمل میکند و مجهز به یک عرشه پرواز تمامطول و تأسیسات آشیانه برای پشتیبانی، تسلیح، استقرار و بازیابی هواگردهای کشتینشین است.[۱] این کشتی معمولاً کشتی اصلی (Capital Ship) یک ناوگان دریایی (که به عنوان گروه ضربت ناو هواپیمابر شناخته میشود) است؛ زیرا به نیروی دریایی اجازه میدهد تا قدرت هوایی دریایی را در فواصلی دور از سرزمین اصلی بدون وابستگی به فرودگاههای محلی برای استقرار عملیات هوایی اعمال کند. از زمان پیدایش آنها در اوایل قرن بیستم، ناوهای هواپیمابر از شناورهای چوبی که برای بهکارگیری بالونهای شناسایی مهارشده انفرادی استفاده میشدند، به ابرناوهای هستهای تکامل یافتهاند که دهها جنگنده، هواپیمای تهاجمی، بالگرد نظامی، هواگردهای هشدار سریع هوایی (AEW&C) و سایر انواع هواگردها مانند پهپادهای رزمی (UCAV) را حمل میکنند.
اگرچه هواگردهای ثابتبال سنگینتر مانند ترابریها، گانشیپها و بمبافکنها از ناوهای هواپیمابر پرتاب شدهاند، اما این هواگردها به دلیل محدودیتهای عرشه پرواز، اغلب روی ناو فرود نمیآیند.
ناو هواپیمابر، به همراه هواگردهای روی عرشه و تسلیحات دفاعی جانبی خود، بزرگترین سامانه تسلیحاتی است که تاکنون ساخته شده. ناوهای هواپیمابر به واسطه توانایی تاکتیکی، تحرک، خودمختاری و تنوع ابزارهای عملیاتی، اغلب محور اصلی نبردهای دریایی مدرن هستند و نفوذ دیپلماتیک قابل توجهی در بازدارندگی، تسلط بر دریا و برتری هوایی دارند. از زمان جنگ جهانی دوم، ناو هواپیمابر جایگزین نبردناو در نقش ناو سرفرماندهی یک ناوگان شده و تا حد زیادی نبردهای دریایی را از تبادل آتش توپخانه به حملات هوایی فراتر از برد دید تغییر داده است. علاوه بر استعدادهای تاکتیکی، این کشتیها دارای مزایای استراتژیک بزرگی هستند؛ به این صورت که با دریانوردی در آبهای بینالمللی، نیازی به تداخل با حاکمیت سرزمینی هیچ کشوری ندارد و بنابراین خطر پیچیدگیهای دیپلماتیک یا تشدید درگیری ناشی از تجاوز مرزی را دارا نیست. این موضوع نیاز به مجوزهای استفاده از زمین کشورهای ثالث را از بین میبرد، زمان و تدارکات انتقال هواگردها را کاهش میدهد و در نتیجه زمان در دسترس بودن در منطقه نبرد را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
گزیدهای از ناوهای هواپیمابر، مرتبشده بر اساس طول
تعریف ناو هواپیمابر: ناو هواپیمابر (به انگلیسی: Aircraft carrier) یک شناور نظامی دریایی است که بهعنوان پایگاه متحرک هوایی عمل میکند و هواگردها میتوانند از روی آن برخیزند و بر روی آن فرود آیند؛ از این رو، ناو هواپیمابر عملاً فرودگاهی در دریا بهشمار میآید. [۲] و نیروهای دریایی مدرن از چندین گونه از این نوع استفاده میکنند. این گونهها گاهی به عنوان زیرمجموعههای ناوهای هواپیمابر دستهبندی میشوند،[۳] و گاهی به عنوان انواع متمایز کشتیهای با قابلیت حمل هواگرد.[۴] ناوهای هواپیمابر ممکن است بر اساس نوع هواگردی که حمل میکنند و مأموریتهای عملیاتی آنها طبقهبندی شوند. دریابد سر مارک استنهوپ، لرد اول دریا (رئیس) سابق نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا، گفته است: «به زبان ساده، کشورهایی که آرزوی نفوذ استراتژیک بینالمللی دارند، ناو هواپیمابر دارند.»[۵]هنری کیسینجر نیز در زمانی که وزیر امور خارجه ایالات متحده بود، گفت: «یک ناو هواپیمابر، ۱۰۰٬۰۰۰ تن دیپلماسی است.»[۶]
تا تاریخ فوریه ۲۰۲۶، تعداد ۵۰ ناو هواپیمابر فعال در جهان وجود دارد که توسط پانزده نیروی دریایی اداره میشوند. ایالات متحده آمریکا دارای ۱۲ ناو هواپیمابر بزرگ هستهای با سیستم کاتوبار (کاتوبار) است – که هر کدام حدود ۸۰ جنگنده حمل میکنند – و بزرگترینها در جهان هستند، به طوری که مجموع فضای عرشه آنها بیش از دو برابر مجموع تمام کشورهای دیگر است.[۷] علاوه بر این، نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا دارای ۹ کشتی تهاجمی آبی-خاکی است که عمدتاً به عنوان ناو بالگردبر استفاده میشوند، اگرچه این کشتیها نیز هر کدام تا ۲۰ جت جنگنده نشست و برخاست عمودی/کوتاه (V/STOL) حمل میکنند و از نظر اندازه شبیه به ناوهای هواپیمابر متوسط هستند. چین، بریتانیا و هند در حال حاضر هر کدام دو ناو هواپیمابر استوبار (STOBAR)/STOVL با عرشه پرواز اسکی-جامپ (Ski Jump) را اداره میکنند، و چین در حال تکمیل ناو سوم با قابلیتهای منجنیق است، و فرانسه و روسیه هر کدام یک ناو هواپیمابر با ظرفیت ۳۰ تا ۶۰ جنگنده را اداره میکنند. ایتالیا دو ناو سبک V/STOL را اداره میکند، در حالی که اسپانیا، ترکیه و ایران یک کشتی تهاجمی حامل هواگرد V/STOL را اداره میکنند. ناوهای بالگردبر همچنین توسط ژاپن (۴ فروند، که دو فروند آن در حال تغییر کاربری برای عملیات جنگندههای V/STOL هستند)، فرانسه (۳)، استرالیا (۲، قبلاً ۳ ناو هواپیمابر سبک نیز داشت)، مصر (۲)، کره جنوبی (۲)، چین (۳)، تایلند (۱)، برزیل (۱) و ایران (۱) اداره میشوند. ناوهای هواپیمابر آینده توسط چین، فرانسه، هند، ایتالیا، روسیه، کره جنوبی، ترکیه و ایالات متحده در حال ساخت یا در مرحله برنامهریزی هستند.
سرعت یک ویژگی حیاتی برای ناوهای هواپیمابر است، زیرا آنها باید بتوانند به سرعت در هر نقطه از جهان مستقر شوند و باید به اندازه کافی سریع باشند تا از شناسایی و هدفگیری توسط نیروهای دشمن فرار کنند. سرعت بالا همچنین «باد روی عرشه» را افزایش میدهد که نیروی برآر (Lift) موجود برای هواگردهای ثابتبال را جهت حمل سوخت و مهمات تقویت میکند. برای فرار از زیردریاییهای هستهای، ناوها باید سرعتی بیش از ۳۰ گره (۳۵ مایل بر ساعت؛ ۵۶ کیلومتر بر ساعت) داشته باشند.
ناوهای هواپیمابر به دلیل نیاز به فضای وسیع عرشه، در میان بزرگترین انواع کشتیهای جنگی قرار دارند.
یک ناو هواپیمابر باید قادر به انجام مجموعههای مأموریتی فزاینده و متنوعی باشد. دیپلماسی، نمایش قدرت، نیروی واکنش سریع در بحران، حمله به زمین از دریا، پایگاه دریایی برای نیروهای بالگردی و تهاجمی آبی-خاکی، جنگ ضد سطحی (ASUW)، ضدهوایی تدافعی (DCA)، و کمکهای بشردوستانه و امدادرسانی در بلایای طبیعی (HADR) برخی از مأموریتهایی هستند که از ناو هواپیمابر انتظار میرود انجام دهد. بهطور سنتی، فرض بر این است که یک ناو هواپیمابر کشتیای است که میتواند حداقل مأموریتهای نمایش قدرت و کنترل دریا را انجام دهد.[۸]
یک ناو هواپیمابر باید قادر باشد یک گروه رزمی هوایی را بهطور کارآمد اداره کند. این بدان معناست که باید[نیازمند منبع] جتهای ثابتبال و همچنین بالگردها را مدیریت کند. این شامل کشتیهایی میشود که برای پشتیبانی از عملیات جتهای برخاست کوتاه/نشست عمودی (STOVL) طراحی شدهاند.
یک ناو هواپیمابر ناوگان برای عملیات با ناوگان اصلی در نظر گرفته شده و معمولاً قابلیت تهاجمی را فراهم میکند. اینها بزرگترین ناوها با قابلیت سرعت بالا هستند. در مقایسه، ناوهای هواپیمابر اسکورت برای تأمین دفاع کاروانهای کشتی توسعه یافتند. آنها کوچکتر و کندتر بودند و تعداد کمتری هواگرد حمل میکردند. بیشتر آنها از بدنههای کشتیهای تجاری ساخته شده بودند یا در مورد ناوهای هواپیمابر تجاری، کشتیهای فلهبر بودند که یک عرشه پرواز در بالای آنها اضافه شده بود. ناوهای هواپیمابر سبک به اندازه کافی سریع بودند تا با ناوگان اصلی عمل کنند اما اندازه کوچکتری داشتند و ظرفیت هواگرد آنها کمتر بود.
ناو هواپیمابر شوروی، آدمیرال کوزنتسوف، به عنوان «رزمناو سنگین حامل هواگرد» نامیده شد. این عمدتاً یک ترفند حقوقی برای اجتناب از محدودیتهای پیمان مونترو بود که عبور 'ناوهای هواپیمابر' از تنگههای ترکیه بین پایگاههای شوروی در دریای سیاه و دریای مدیترانه را منع میکرد. این کشتیها، با اینکه در محدوده اندازه ناوهای بزرگ ناوگان بودند، برای استقرار به تنهایی یا با اسکورت طراحی شده بودند. علاوه بر پشتیبانی از هواپیماهای جنگنده و بالگردها، آنها هم تسلیحات دفاعی قوی و هم موشکهای تهاجمی سنگین معادل یک رزمناو موشکانداز را فراهم میکنند.
ناوهای هواپیمابر با پیکربندی نشست و برخاست کوتاه و نشست عمودی (STOVL) در نیروهای دریایی ایتالیا، اسپانیا، تایلند و بریتانیا در خدمت هستند.
ناوهای هواپیمابر امروزی معمولاً بر اساس روشی که هواگردها بلند میشوند و فرود میآیند به چهار دسته زیر تقسیم میشوند:
کاتوبار (CATOBAR) (برخاست با کمک منجنیق و بازیابی با مانع): این ناوها معمولاً بزرگترین، سنگینترین و مسلحترین هواگردها را حمل میکنند، اگرچه ناوهای کاتوبار کوچکتر ممکن است محدودیتهای دیگری داشته باشند (مانند ظرفیت وزن بالابر هواگرد و غیره). تمام ناوهای کاتوبار در حال خدمت امروز دارای پیشرانش هستهای هستند، زیرا آخرین ناو کاتوبار با سوخت متعارف، یعنی یواساسکیتی هاوک (Kitty Hawk)، در سال ۲۰۰۹ از خدمت خارج شد. دوازده فروند در خدمت هستند: ده فروند ناو کلاس نیمیتز و یک فروند ناو کلاس جرالد آر. فورد در ایالات متحده؛ و ناو شارل دو گل در فرانسه.
استوبار (STOBAR) (برخاست کوتاه و بازیابی با مانع): این ناوها معمولاً محدود به حمل هواگردهای ثابتبال سبکتر با محمولههای محدودتر هستند. بالهای هوایی ناوهای استوبار، مانند سوخو-۳۳ و بالهای آینده میگ-۲۹کی متعلق به ناو روسی آدمیرال کوزنتسوف، اغلب عمدتاً برای نقشهای برتری هوایی و دفاع از ناوگان جهتدهی شدهاند تا وظایف حمله/نمایش قدرت،[نیازمند منبع] که نیاز به محمولههای سنگینتر (بمبها و موشکهای هوا-به-زمین) دارند. پنج فروند در خدمت هستند: دو فروند در چین، دو فروند در هند و یک فروند در روسیه.
STOVL (برخاست کوتاه و نشست عمودی): محدود به حمل هواگردهای STOVL هستند. هواگردهای STOVL، مانند خانواده هریر و یاکوولف یاک-۳۸، معمولاً دارای محموله محدود، عملکرد پایینتر و مصرف سوخت بالا در مقایسه با هواگردهای ثابتبال متعارف هستند؛ با این حال، نسل جدیدی از هواگردهای STOVL، که در حال حاضر شامل اف-۳۵ لایتنینگ ۲ میشود، عملکرد بسیار بهتری دارند. چهارده فروند در خدمت هستند: نه کشتی تهاجمی آبی-خاکی STOVL در ایالات متحده؛ دو ناو در هر یک از کشورهای ایتالیا و بریتانیا؛ و یک کشتی تهاجمی آبی-خاکی STOVL در اسپانیا.
ناو بالگردبر: ناوهای بالگردبر ظاهری شبیه به سایر ناوهای هواپیمابر دارند اما فقط بالگردها را عملیاتی میکنند – آنهایی که عمدتاً بالگرد عملیاتی میکنند اما میتوانند هواگردهای ثابتبال را نیز اداره کنند به عنوان ناوهای STOVL شناخته میشوند (بخش بالا را ببینید). هفده فروند در خدمت هستند: چهار فروند در ژاپن؛ سه فروند در فرانسه؛ دو فروند در هر یک از کشورهای استرالیا، چین، مصر و کره جنوبی؛ و یک فروند در برزیل و تایلند. در گذشته، برخی از ناوهای متعارف تغییر کاربری داده میشدند و توسط نیروی دریایی بریتانیا «ناوهای تکاور» (Commando carriers) نامیده میشدند. برخی از ناوهای بالگردبر، اما نه همه، به عنوان کشتی تهاجمی آبی-خاکی طبقهبندی میشوند که وظیفه فرود و پشتیبانی از نیروهای زمینی در خاک دشمن را بر عهده دارند.
اچاماس آرک رویال متعلق به نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا در سال ۱۹۳۹، با بمبافکنهای دوال سوردفیش که از بالای آن عبور میکنند. این ناو هواپیمابر بریتانیایی در زمینگیر کردن نبردناو آلمانی بیسمارک در مه ۱۹۴۱ نقش داشت.
عنوان «ابرناو» (Supercarrier) یک نامگذاری رسمی در هیچ نیروی دریایی ملی نیست، بلکه اصطلاحی است که عمدتاً توسط رسانهها و معمولاً هنگام گزارش در مورد انواع ناوهای بزرگتر و پیشرفتهتر استفاده میشود. همچنین هنگام مقایسه ناوهای با اندازهها و قابلیتهای مختلف، چه فعلی و چه گذشته، استفاده میشود. این اصطلاح برای اولین بار توسط نیویورک تایمز در سال ۱۹۳۸ استفاده شد،[۱۰] در مقالهای دربارهٔ ناو نیروی دریایی بریتانیا، HMSآرک رویال (Ark Royal)، که طولی برابر با ۸۰۰ فوت (۲۴۴ متر)، جابجایی ۲۲٬۰۰۰ تن داشت و برای حمل ۷۲ هواگرد طراحی شده بود.[۱۱][۱۲] از آن زمان، ناوهای هواپیمابر بهطور مداوم از نظر اندازه، هم در طول و هم در جابجایی، و همچنین قابلیتهای بهبود یافته؛ در دفاع، حسگرها، جنگ الکترونیک، پیشرانش، برد، سیستمهای پرتاب و بازیابی، تعداد و انواع هواگردهای قابل حمل و تعداد سورتیهای پرواز در روز رشد کردهاند.[۱۳]
اولین ناو هواپیمابر با جابجایی بار کامل بیش از ۸۰٬۰۰۰ تن، یواساس فورستال بود که در سال ۱۹۵۴ به آب انداخته شد. در مجموع، نیروی دریایی ایالات متحده ۵ کلاس مختلف از ناوهای هواپیمابر با این تعریف اندازه داشته است: کلاس فورستال، کلاس کیتی هاوک، کلاس انترپرایز، کلاس نیمیتز و کلاس جرالد آر. فورد، که دو کلاس دیزلی و سه کلاس هستهای بودند. یواساس انترپرایز، که در سال ۱۹۶۰ به آب انداخته شد، اولین ناوی بود که جابجایی بار کامل بیش از ۹۰٬۰۰۰ تن داشت و نیمیتز، که در سال ۱۹۷۲ به آب انداخته شد، اولین ناوی بود که از ۱۰۰٬۰۰۰ تن جابجایی فراتر رفت. از سال ۱۹۵۴ تاکنون مجموعاً ۲۲ ابرناو به آب انداخته شدهاند که همگی در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده بوده و ۱۱ فروند از آنها در حال حاضر فعال هستند.[۱۴][۱۵]
فراناو (Ultracarrier) یک طرح پیشنهادی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا برای یک مفهوم ناو هواپیمابر با طول ۱٬۳۱۰ فوت (۳۹۹ متر) و جابجایی ۵۰۰٬۰۰۰ تن در حالت بار کامل بود که هزینه آن در سال ۱۹۷۶ معادل ۸۲۸ میلیون دلار برآورد میشد.[۲۴]
پروژه هبکوک را میتوان به عنوان یک پیشنهاد اولیه برای یک «فراناو» در نظر گرفت.[نیازمند منبع]
چندین سیستم برای نماد شناسایی ناوهای هواپیمابر و انواع کشتیهای مرتبط استفاده شده است. اینها شامل شماره پرچم (pennant numbers) مورد استفاده توسط نیروی دریایی بریتانیا، کشورهای مشترکالمنافع و اروپا، همراه با نماد طبقهبندی بدنه مورد استفاده توسط ایالات متحده و کانادا هستند.[۲۵]
نمادهای طبقهبندی بدنه ایالات متحده برای ناوهای هواپیمابر و انواع کشتیهای مرتبط[نیازمند منبع]
اولین حمله هوایی برخاسته از عرشه ناو، حمله توندرن در ژوئیه ۱۹۱۸ بود. هفت فروند ساپویت کمل از رزمناو HMSFurious که با جایگزینی برجک جلویی برنامهریزی شدهاش با یک عرشه پرواز و آشیانه قبل از به آب اندازی به عنوان ناو تکمیل شده بود، به پرواز درآمدند. کملها به پایگاه هوایی آلمان در توندرن، آلمان (امروزه توندر، دانمارک) حمله کردند و به آن آسیب رساندند و دو کشتی هوایی زپلین را نابود کردند.[۳۲]
اولین فرود یک هواپیما روی یک کشتی در حال حرکت توسط فرمانده اسکادران ادوین هریس دانینگ انجام شد، زمانی که او ساپویت پاپ خود را روی اچاماس فیوریوس در اسکاپا فلو، اورکنی در ۲ اوت ۱۹۱۷ فرود آورد. فرود روی عرشه پرواز جلویی مستلزم آن بود که خلبان از اطراف روبنای کشتی نزدیک شود، مانوری دشوار و خطرناک، و دانینگ بعداً هنگامی که هواپیمایش در تلاش برای فرود دیگری روی فیوریوس به دریا پرتاب شد، کشته شد.[۳۳] اچاماس فیوریوس دوباره اصلاح شد و برجک عقب آن حذف و یک عرشه پرواز دیگر بر روی آشیانه دوم برای فرود هواپیما از سمت پاشنه اضافه شد.[۳۴] با این حال، دودکش و روبنای آن دستنخورده باقی ماند و آشفتگی ناشی از دودکش و روبنا به اندازهای شدید بود که تنها سه تلاش برای فرود موفقیتآمیز بود تا اینکه تلاشهای بیشتر ممنوع شد.[۳۵] این تجربه باعث توسعه شناورهایی با عرشه مسطح (flush deck) شد و اولین کشتیهای بزرگ ناوگان را تولید کرد. در سال ۱۹۱۸، HMSArgus اولین ناو جهان شد که قادر به پرتاب و بازیابی هواپیماهای نیروی دریایی بود.[۳۶]
در نتیجه پیمان دریایی واشینگتن در سال ۱۹۲۲، که ساخت کشتیهای جنگی سطحی سنگین جدید را محدود میکرد، بیشتر ناوهای هواپیمابر اولیه تغییر کاربری کشتیهایی بودند که به عنوان انواع دیگری از کشتیها ساخته شده بودند (یا خدمت کرده بودند): کشتیهای باری، رزمناوها، رزمناوهای نبرد یا نبردناوها. این تغییر کاربریها منجر به ایجاد یواساسLangley در سال ۱۹۲۲، ناوهای Lexington-کلاس aircraft carrier ایالات متحده (۱۹۲۷)، آکاگی و کاگا ژاپن و Courageousکلاس بریتانیا (که فیوریوس یکی از آنها بود) شد. تکامل ناوهای تخصصی به خوبی در حال انجام بود، به طوری که چندین نیروی دریایی تا اواسط دهه ۱۹۲۰ کشتیهای جنگی را سفارش داده و ساختند که بهطور هدفمند برای عملکرد به عنوان ناو هواپیمابر طراحی شده بودند. این منجر به به خدمت گرفتن کشتیهایی مانند هوشو ژاپن (۱۹۲۲)،[۳۷]HMSHermes (۱۹۲۴، اگرچه در ۱۹۱۸ قبل از هوشو به زمین گذاشته شده بود) و بئارن (۱۹۲۷) شد. در طول جنگ جهانی دوم، این کشتیها به عنوان ناو هواپیمابر ناوگان شناخته شدند.[نیازمند منبع]
یواساسEnterprise، پرافتخارترین کشتی جنگی ایالات متحده در جنگ جهانی دومناو ژاپنی شینانو بر روی بدنه یک نبردناو ساخته شد تا هواپیماهای یدکی و مهمات را برای پشتیبانی از سایر ناوها حمل کند. در مسیر تکمیل تجهیز، توسط یک زیردریایی آمریکایی غرق شد.[۳۸]
ناو هواپیمابر بهطور چشمگیری نبرد دریایی را در جنگ جهانی دوم تغییر داد، زیرا قدرت هوایی به عامل مهمی در جنگ تبدیل شده بود. ظهور هواپیما به عنوان سلاح محوری با برد، انعطافپذیری و اثربخشی برتر هواپیماهای ناو-پرتاب هدایت میشد. آنها برد و دقت بیشتری نسبت به توپهای دریایی داشتند که آنها را بسیار مؤثر میساخت. تطبیقپذیری ناو در نوامبر ۱۹۴۰ نشان داده شد، زمانی که HMSIllustrious یک حمله دوربرد به ناوگان ایتالیا در پایگاه آنها در تارانتو انجام داد و آغاز حملات هوایی مؤثر و بسیار متحرک را رقم زد. این عملیات در بندرگاه کمعمق، سه فروند از شش نبردناو لنگر انداخته را با هزینه دو بمبافکن اژدر افکن از کار انداخت.
جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام شامل درگیریهای بین ناوگانهای ناو هواپیمابر بود. حمله غافلگیرانه ژاپن به ناوگان اقیانوس آرام آمریکا در پایگاههای دریایی و هوایی پرل هاربر در یکشنبه، ۷ دسامبر ۱۹۴۱، تصویری واضح از قابلیت نمایش قدرت بود که توسط نیروی بزرگی از ناوهای مدرن فراهم میشد. متمرکز کردن شش ناو در یک واحد تاریخ نیروی دریایی را دگرگون کرد، زیرا هیچ کشور دیگری چیزی قابل مقایسه با آن را به میدان نیاورده بود. در «حمله دولیتل»، در ۱۸ آوریل ۱۹۴۲، ناو نیروی دریایی آمریکا یواساسHornet تا فاصله ۶۵۰ مایل دریایی (۱٬۲۰۰ کیلومتر) ژاپن پیش رفت و ۱۶ بمبافکن متوسط بی-۲۵ میتچل را از عرشه خود در یک حمله تلافیجویانه نمایشی به سرزمین اصلی، از جمله پایتخت، توکیو، پرتاب کرد. با این حال، آسیبپذیری ناوها در مقایسه با کشتیهای اصلی سنتی با غرق شدن HMSGlorious توسط نبردناوهای آلمانی در طول کمپین نروژ در سال ۱۹۴۰ نشان داده شد.
این اهمیت نوظهور هوانوردی دریایی ملتها را مجبور کرد تا تعدادی ناو ایجاد کنند، تا تلاش کنند پوشش برتری هوایی برای هر ناوگان بزرگی را برای دفع هواپیماهای دشمن فراهم کنند. این استفاده گسترده منجر به توسعه و ساخت ناوهای 'سبک' شد. ناوهای هواپیمابر اسکورت، مانند یواساسBogue، گاهی اوقات بهطور هدفمند ساخته میشدند اما بیشتر آنها به عنوان یک اقدام موقت از کشتیهای تجاری تغییر کاربری داده میشدند تا پشتیبانی هوایی ضدزیردریایی برای کاروانها و تهاجمات آبی-خاکی فراهم کنند. به دنبال این مفهوم، ناوهای هواپیمابر سبک ساخته شده توسط ایالات متحده، مانند یواساسIndependence (که در سال ۱۹۴۳ به خدمت گرفته شد)، نسخه بزرگتر و «نظامیتر» ناو اسکورت را نشان میدادند. اگرچه با خدمه مشابه ناوهای اسکورت، آنها از مزیت سرعت به دلیل بدنههای رزمناو تغییر یافته خود برخوردار بودند. طرح ناوگان سبک ۱۹۴۲ بریتانیا برای ساخت سریع توسط کارخانههای کشتیسازی غیرنظامی و با عمر خدمت مورد انتظار حدود ۳ سال طراحی شد.[۳۹] آنها در طول جنگ به نیروی دریایی سلطنتی خدمت کردند و طراحی بدنه تقریباً برای تمام نیروهای دریایی مجهز به ناو هواپیمابر پس از جنگ، تا دهه ۱۹۸۰ انتخاب شد. شرایط اضطراری همچنین باعث ایجاد یا تبدیل ناوهای هواپیمابر بسیار غیرمتعارف شد. کشتیهای CAM کشتیهای تجاری حمل بار بودند که میتوانستند یک هواپیمای جنگنده را از یک کاتاپولت پرتاب کنند (اما نمیتوانستند بازیابی کنند) تا از کاروان در برابر هواپیماهای آلمانی دوربرد مستقر در خشکی دفاع کنند. ناوهای تبدیل شده قابل توجه دیگر یواSable(IX-81) و یواWolverine(IX-64) بودند که هر دو در گریت لیکس برای وظایف آموزشی فعالیت میکردند و از کشتیهای بخار چرخپرهای تبدیل شده بودند، که آنها را به تنها ناوهای هواپیمابر با این نوع پیشران تبدیل کرد.
یک اف۶اف-۵ در حال فرود بر روی ناو فرانسوی آرومانش در خلیج تنکین، ۱۹۵۳یواساس تریپولی، یک ناو بالگردبر کلاس ایوو جیمانیروی دریایی آمریکایواساسEnterprise، اولین ناو با پیشران هستهای جهان که در سال ۱۹۶۱ به خدمت گرفته شد.
پیش از جنگ جهانی دوم، پیمانهای دریایی بینالمللی شامل پیمان دریایی واشینگتن (۱۹۲۲)، پیمان دریایی لندن (۱۹۳۰) و دومین پیمان دریایی لندن (۱۹۳۶) اندازه کشتیهای اصلی (Capital ships) از جمله ناوهای هواپیمابر را محدود میکردند. از زمان جنگ جهانی دوم، طراحی ناوهای هواپیمابر برای تطبیق با افزایش مداوم اندازه هواپیماها، رشد کرده است. ناوهای بزرگ و مدرن نیمیتز (Nimitz)کلاس نیروی دریایی آمریکا دارای جابجایی (وزنی) تقریباً چهار برابر ناو دوران جنگ جهانی دوم یواساسEnterprise هستند، با این حال مکمل (تعداد) هواپیمای آنها تقریباً یکسان است؛ که این نتیجه افزایش مداوم اندازه و وزن هواپیماهای نظامی انفرادی در طول سالهاست. ناوهای هواپیمابر امروزی چنان گرانقیمت هستند که برخی کشورهایی که آنها را اداره میکنند، در صورت از دست دادن یک ناو، با ریسک تأثیرات قابل توجه اقتصادی و نظامی مواجه میشوند.[۴۰]
مبارزه با آتش در عرشه یواساس فورستال، ۱۹۶۷
تغییراتی پس از سال ۱۹۴۵ در ناوها اعمال شد:
**عرشه پرواز زاویهدار** توسط کاپیتان نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا (و بعدها دریابان) دنیس کمپبل اختراع شد، زیرا سرعتهای بالاتر جتهای هوانوردی دریایی نیازمند اصلاح ناوها برای تناسب با نیازهای آنها بود.[۴۱][۴۲][۴۳] علاوه بر این، عرشه پرواز زاویهدار امکان پرتاب و بازیابی همزمان را فراهم میکند.
**منحرفکننده جریان جت** (Jet blast deflectors) برای محافظت از هواپیماها و خدمه عرشه در برابر جریان خروجی موتور جت ضروری شدند. اولین ناوهای نیروی دریایی آمریکا که به آنها مجهز شدند، ناوهای با عرشه چوبی Essex-کلاسaircraft carrier بودند که برای عملیات جتها در اواخر دهه ۱۹۴۰ تطبیق داده شده بودند. نسخههای بعدی به دلیل افزایش قدرت موتورها باید با آب خنک میشدند.[۴۴]
**سیستم فرود نوری** برای تسهیل زوایای فرود بسیار دقیق مورد نیاز هواپیماهای جت توسعه یافتند؛ جتهایی که سرعت فرود بالاتری دارند و زمان کمی برای خلبان جهت اصلاح ناهماهنگیها یا اشتباهات باقی میگذارند. اولین سیستم در سال ۱۹۵۲ بر روی HMSIllustrious نصب شد.[۴۴]
طراحی ناوهای هواپیمابر برای تطبیق با افزایش مداوم اندازه هواپیماها بزرگتر شده است. دهه ۱۹۵۰ شاهد به خدمت گرفتن «ابرناوها» (supercarriers) توسط نیروی دریایی آمریکا بود که برای عملیات جتهای دریایی طراحی شده بودند و عملکرد بهتری را به قیمت اندازه بزرگتر ارائه میدادند و نیازمند حمل مهمات و تدارکات بیشتری در کشتی (سوخت، قطعات یدکی، الکترونیک و غیره) بودند.
ترکیب افزایش اندازه ناو، الزامات سرعت بالای ۳۰ گره (۳۵ مایل بر ساعت؛ ۵۶ کیلومتر بر ساعت) و نیاز به عملیات در دریا برای دورههای طولانی به این معنی است که ناوهای هواپیمابر بزرگ مدرن اغلب از رآکتورهای هستهای برای تولید نیرو جهت پیشرانش، برق، پرتاب هواپیماها با منجنیق و چند کاربرد جزئی دیگر استفاده میکنند.[۴۵]
نیروهای دریایی مدرنی که چنین ناوهایی را اداره میکنند، با آنها به عنوان کشتی اصلی ناوگان رفتار میکنند، نقشی که پیشتر در اختیار گالئونها، کشتیهای خط (ships-of-the-line) و نبردناوها بود. این تغییر در طول جنگ جهانی دوم در پاسخ به تبدیل شدن قدرت هوایی به عاملی قابل توجه در جنگ، که ناشی از برد، انعطافپذیری و اثربخشی برتر هواپیماهای ناو-پرتاب بود، رخ داد. پس از جنگ، عملیات ناوها به افزایش در اندازه و اهمیت ادامه داد و همراه با آن، طراحی ناوها نیز در اندازه و توانایی رشد کرد. برخی از این ناوهای بزرگتر که توسط رسانهها «ابرناو» (Supercarrier) نامیده میشوند و جابجایی ۷۵٬۰۰۰ تن یا بیشتر دارند، به اوج توسعه ناوها تبدیل شدهاند. برخی از آنها با رآکتور هستهای نیرودهی میشوند و هسته مرکزی یک ناوگان طراحی شده برای عملیات در فواصل دور از خانه را تشکیل میدهند. کشتیهای تهاجمی آبی-خاکی، مانند کلاسهای Wasp و Mistral، با هدف حمل و پیادهسازی تفنگداران دریایی خدمت میکنند و بدین منظور ناوگروه بزرگی از بالگردها را اداره میکنند. این کشتیها که با نامهای «ناوهای تکاوربر» (commando carriers)[۴۶] یا «ناوهای بالگردبر» نیز شناخته میشوند، بسیاری دارای قابلیت عملیات هواپیماهای VSTOL هستند.
نقش تهدیدآمیز ناوهای هواپیمابر جایگاهی در جنگ نامتقارن مدرن دارد، مانند دیپلماسی قایقهای توپدار در گذشته.[نیازمند منبع] ناوها همچنین پروجکشن (فرافکنی) سریع و دقیق قدرت نظامی عظیم را به چنین درگیریهای محلی و منطقهای تسهیل میکنند.[۴۷]
ناوهای هواپیمابر به دلیل نداشتن قدرت آتش سایر کشتیهای جنگی، به خودی خود در برابر حمله سایر کشتیها، هواپیماها، زیردریاییها یا موشکها آسیبپذیر در نظر گرفته میشوند؛ بنابراین، یک ناو هواپیمابر معمولاً توسط تعدادی کشتی دیگر همراهی میشود تا محافظت برای ناو نسبتاً کمتحرک فراهم کنند، تدارکات را حمل کنند، تأمین مجدد انجام دهند (بسیاری از ناوها خودکفا هستند و اسکورتهای خود را تأمین میکنند) و سایر خدمات پشتیبانی را انجام دهند، و قابلیتهای تهاجمی اضافی فراهم آورند. گروه کشتیهای حاصل اغلب گروه ضربت ناو هواپیمابر، گروه نبرد، گروه ناو، یا گروه نبرد ناو هواپیمابر نامیده میشود.
دیدگاهی در میان برخی کارشناسان نظامی وجود دارد[چه کسی؟] که سیستمهای سلاح ضدکشتی مدرن، مانند اژدرها و موشکها، یا حتی موشکهای بالستیک با کلاهکهای هستهای، ناوهای هواپیمابر و گروههای ناو را برای نبرد مدرن بیش از حد آسیبپذیر کردهاند.[۴۸]
ناوها همچنین میتوانند در برابر زیردریاییهای دیزل-الکتریک آسیبپذیر باشند، مانند زیردریایی آلمانی U24 از کلاس متعارف تیپ ۲۰۶ که در سال ۲۰۰۱ در طول تمرین JTFEX 01-2 در دریای کارائیب با شلیک منور و گرفتن عکس از طریق پریسکوپ خود به سمت انترپرایز «شلیک کرد»[۴۹] یا زیردریایی نیروی دریایی سوئد، گوتلند، که همان شاهکار را در سال ۲۰۰۶ در طول تمرین JTFEX 06-2 با نفوذ به اقدامات دفاعی گروه ضربت ناو هواپیمابر ۷ که از یواRonald Reagan محافظت میکرد، انجام داد.[۵۰]
ناوهای هواپیمابر کشتیهایی بزرگ و طویل هستند، اگرچه بسته به نقش مورد نظر و مکمل هواگرد آنها تنوع بالایی وجود دارد. اندازه ناو در طول تاریخ و بین نیروهای دریایی مختلف تغییر کرده است تا پاسخگوی نقشهای گوناگونی باشد که اقلیمهای جهانی از هوانوردی دریایی طلب میکردهاند.
صرف نظر از اندازه، خود کشتی باید مکمل هواپیمای خود را در خود جای دهد، با فضایی برای پرتاب، ذخیرهسازی و نگهداری آنها. فضا همچنین برای خدمه زیاد، تدارکات (غذا، مهمات، سوخت، قطعات مهندسی) و پیشرانش مورد نیاز است. ناوهای هواپیمابر آمریکایی و فرانسوی به دلیل داشتن رآکتور هستهای برای تأمین انرژی سیستمها و پیشرانش خود قابل توجه هستند.
اولین فرود و برخاست ناو-نشین یک هواپیمای جت: اریک «وینکل» براون در حال فرود روی HMSOcean در سال ۱۹۴۵
بالای ناو عرشه پرواز است، جایی که هواپیماها پرتاب و بازیابی میشوند. در سمت راست (استاربرد) این عرشه، «جزیره» قرار دارد که دودکش، کنترل ترافیک هوایی و پل فرماندهی در آن واقع شدهاند.
محدودیتهای ساخت یک عرشه پرواز به شدت بر نقش یک ناو خاص تأثیر میگذارد، زیرا آنها بر وزن، نوع و پیکربندی هواپیماهایی که ممکن است پرتاب شوند تأثیر میگذارند. به عنوان مثال، مکانیسمهای پرتاب کمکی عمدتاً برای هواپیماهای سنگین استفاده میشوند، به ویژه آنهایی که با سلاحهای هوا-به-زمین بارگیری شدهاند. کاتوبار بیشتر در ناوهای ناوگان نیروی دریایی آمریکا استفاده میشود زیرا امکان استقرار جتهای سنگین با بار کامل، به ویژه در مأموریتهای حمله زمینی را فراهم میکند. STOVL توسط سایر نیروهای دریایی استفاده میشود زیرا عملیات آن ارزانتر است و همچنان قابلیت استقرار خوبی برای هواپیمای جنگنده فراهم میکند.
به دلیل ماهیت شلوغ عرشه پرواز، تنها حدود ۲۰ هواپیما ممکن است در هر زمان روی آن باشند. یک آشیانه ذخیرهسازی چند عرشه پایینتر از عرشه پرواز جایی است که بیشتر هواپیماها نگهداری میشوند و هواپیماها از عرشههای ذخیرهسازی پایین با استفاده از یک بالابر (آسانسور) به عرشه پرواز برده میشوند. آشیانه معمولاً بسیار بزرگ است و میتواند چندین عرشه از فضای عمودی را اشغال کند.[۵۱]
مهمات معمولاً در عرشههای پایین ذخیره میشوند زیرا بسیار منفجره هستند. معمولاً این مکان زیر خط آب است تا در صورت اضطرار بتوان منطقه را غرق کرد.
به عنوان «باندهای فرود در دریا»، ناوهای هواپیمابر دارای یک عرشه پرواز با سطح مسطح (top-flat) هستند که هواپیماها را پرتاب و بازیابی میکند. هواپیماها به سمت جلو، در جهت باد پرتاب میشوند و از سمت پاشنه بازیابی میگردند. ایجاد چنین سطحی در دریا محدودیتهایی را بر ناو تحمیل میکند. به عنوان مثال، اندازه شناور یک محدودیت اساسی بر طول باند است. این بر رویه برخاست تأثیر میگذارد، زیرا طول باند کوتاهتر عرشه ایجاب میکند که هواپیما با سرعت بیشتری شتاب بگیرد تا نیروی برآر (لیفت) به دست آورد. این امر یا نیازمند تقویت رانش، یک مولفه عمودی برای سرعت آن، یا کاهش بار هنگام برخاست (برای کاهش جرم) است. انواع مختلف پیکربندی عرشه، همانطور که در بالا ذکر شد، بر ساختار عرشه پرواز تأثیر میگذارند. شکل کمک پرتابی که یک ناو فراهم میکند به شدت با انواع هواپیماهای سوار شده و طراحی خود ناو مرتبط است.
دو فلسفه اصلی برای کوتاه نگه داشتن عرشه وجود دارد: افزودن رانش به هواپیما، مانند استفاده از برخاست با کمک منجنیق (CATO-)؛ و تغییر جهت رانش هواپیماها، مانند برخاست عمودی و/یا کوتاه (V/STO-). هر روش مزایا و معایب خاص خود را دارد:
**کاتوبار - CATOBAR (برخاست با کمک منجنیق و بازیابی با مانع):** یک منجنیق هواپیما که با نیروی بخار یا برق کار میکند به هواپیما متصل میشود و برای شتاب دادن هواپیماهای متعارف به سرعت پرواز ایمن استفاده میشود. در پایان کورس منجنیق، هواپیما در هوا شناور است و پیشرانش بیشتر توسط موتورهای خود هواپیما تأمین میشود. این گرانترین روش است زیرا نیاز به نصب ماشینآلات پیچیده در زیر عرشه پرواز دارد، اما اجازه میدهد حتی هواپیماهای با بار سنگین نیز برخاست کنند.
**استوبار - STOBAR (برخاست کوتاه و بازیابی با مانع):** به افزایش برآر (لیفت) خالص روی هواپیما بستگی دارد. هواپیماها برای برخاست نیاز به کمک منجنیق ندارند؛ در عوض در تقریباً تمام کشتیهای این نوع، یک بردار رو به بالا توسط یک «پرش اسکی» (رمپ شیبدار) در انتهای جلویی عرشه پرواز فراهم میشود، که اغلب با تغییر بردار رانش توسط هواپیما ترکیب میشود. بهطور جایگزین، با کاهش بار سوخت و سلاح، یک هواپیما قادر است به سرعتهای بالاتر برسد و نیروی برآر رو به بالای بیشتری تولید کند و بدون پرش اسکی یا منجنیق پرتاب شود.
**STOVL (برخاست کوتاه و نشست عمودی):** در ناوهای هواپیمابر، برخاستهای بالثابت بدون کمک منجنیق با استفاده از تغییر بردار رانش انجام میشود، که ممکن است در ترکیب با یک باند «پرش اسکی» نیز استفاده شود. استفاده از STOVL تمایل دارد به هواپیما اجازه دهد بار مفید بیشتری را در مقایسه با استفاده از VTOL حمل کند، در حالی که هنوز تنها به یک باند کوتاه نیاز دارد. مشهورترین نمونهها هاوکر سیدلی هریر و بیایئی سی هریر هستند. اگرچه از نظر فنی هواپیماهای VTOL هستند، اما به دلیل وزن اضافی حمل شده در هنگام برخاست برای سوخت و تسلیحات، از نظر عملیاتی هواپیماهای STOVL محسوب میشوند. همین امر در مورد لاکهید اف-۳۵بی لایتنینگ ۲ نیز صدق میکند که قابلیت VTOL را در پروازهای آزمایشی نشان داد اما از نظر عملیاتی STOVL است یا در مورد استفاده بریتانیا از «نشست عمودی غلتان کشتینشین» استفاده میکند.
**VTOL (برخاست و نشست عمودی):** هواپیماهای خاصی که بهطور خاص با هدف استفاده از درجات بسیار بالای تغییر بردار رانش طراحی شدهاند (مثلاً اگر نسبت نیرو به وزن رانش بزرگتر از ۱ باشد، میتواند به صورت عمودی برخاست کند)، اما معمولاً به دلیل وزن اضافی سیستمهای مرتبط، کندتر از هواپیماهای با پیشرانش متعارف هستند.
در سمت بازیابی (نشست) عرشه پرواز، انطباق با بارگیری هواپیما منعکس میشود. هواپیماهای غیر VTOL یا متعارف نمیتوانند به تنهایی کاهش سرعت دهند و تقریباً تمام ناوهایی که از آنها استفاده میکنند باید دارای سیستمهای بازیابی با مانع (-BAR، مانند CATOBAR یا STOBAR) برای بازیابی هواپیماهای خود باشند. هواپیماهایی که در حال فرود هستند یک قلاب دم را باز میکنند که به کابلهای بازدارنده کشیده شده در عرض عرشه گیر میکند تا خود را در مسافتی کوتاه متوقف کنند. تحقیقات نیروی دریایی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم بر روی بازیابی ایمنتر کاتوبار در نهایت منجر به پذیرش جهانی یک منطقه فرود زاویهدار نسبت به محور (Angled flight deck) شد تا به هواپیماهایی که کابلهای بازدارنده را از دست میدهند اجازه دهد «بگریزند» (bolt) و به جای برخورد با هواپیماهای روی عرشه جلویی، با ایمنی برای یک تلاش فرود دیگر به پرواز بازگردند.[۵۲]
اگر هواپیماها قابلیت VTOL داشته باشند یا بالگرد باشند، نیازی به کاهش سرعت ندارند و بنابراین نیازی به چنین چیزی نیست. سیستم بازیابی با مانع از دهه ۱۹۵۰ از عرشه زاویهدار استفاده کرده است زیرا در صورتی که هواپیما کابل بازدارنده را نگیرد، عرشه کوتاه با کاهش تعداد اشیاء بین هواپیما و انتهای باند، برخاست مجدد را آسانتر میکند. همچنین مزیت جدا کردن منطقه عملیات بازیابی از منطقه پرتاب را دارد. بالگردها و هواپیماهای با قابلیت برخاست و نشست عمودی یا کوتاه (V/STOL) معمولاً با قرار گرفتن در کنار ناو در سمت چپ (پورت) و سپس استفاده از قابلیت شناوری خود برای حرکت روی عرشه پرواز و فرود عمودی بدون نیاز به دنده بازدارنده، بازیابی میشوند.
ناوها در طول عملیات عرشه پرواز با سرعت، تا ۳۰ گره (۵۶ کیلومتر بر ساعت؛ ۳۵ مایل بر ساعت)، در جهت باد حرکت میکنند تا سرعت باد روی عرشه را به حداقلِ ایمن افزایش دهند. این افزایش در سرعت باد مؤثر، سرعت هوایی (airspeed) بالاتری را برای پرتاب هواپیما در انتهای کورس منجنیق یا پرش اسکی فراهم میکند و همچنین با کاهش اختلاف بین سرعت نسبی هواپیما و کشتی، عملیات بازیابی (فرود) را ایمنتر میسازد.
از اوایل دهه ۱۹۵۰ در ناوهای متعارف، رویه بر این بوده است که بازیابی هواپیما در زاویهای نسبت به سمت چپ (پورت) محور طولی کشتی انجام شود. کارکرد اصلی این عرشه زاویهدار این است که به هواپیماهایی که موفق به گرفتن سیمهای بازدارنده نمیشوند (که به آن فرار یا بولتر میگویند)، اجازه میدهد بدون خطر برخورد با هواپیماهای پارک شده در قسمت جلوی ناو، دوباره به پرواز درآیند. عرشه زاویهدار امکان نصب یک یا دو منجنیق «کمری» (waist) را علاوه بر دو منجنیق دماغه فراهم میکند. یک عرشه زاویهدار همچنین با ایجاد گزینه پرتاب و بازیابی همزمان هواپیماها، انعطافپذیری چرخه پرتاب و بازیابی را بهبود میبخشد.
هواپیماهای متعارف ("قلابدار") به یک افسر علائم فرود (LSO، با شناسه رادیویی 'پاروها' یا Paddles) متکی هستند تا نزدیک شدن هواپیما را رصد کند، شیب فرود (glideslope)، وضعیت و سرعت هوایی را به صورت چشمی بسنجد و آن دادهها را به خلبان مخابره کند. قبل از ظهور عرشه زاویهدار در دهه ۱۹۵۰، LSOها از راکتهای (پاروهای) رنگی برای علامت دادن اصلاحات به خلبان استفاده میکردند (وجه تسمیه لقب آنها نیز همین است). از اواخر دهه ۱۹۵۰ به بعد، کمکهای فرود بصری مانند سیستم فرود نوری اطلاعات مربوط به شیب فرود صحیح را ارائه دادهاند، اما LSOها همچنان تماسهای صوتی را از طریق رادیو به خلبانان در حال تقرب مخابره میکنند.
پرنسل کلیدی درگیر در عرشه پرواز شامل مسئولان پرتاب (Shooters)، مسئول جابجایی (Handler) و رئیس عملیات هوایی (Air Boss) هستند. مسئولان پرتاب، هوانوردان نیروی دریایی یا افسران پرواز نیروی دریایی هستند و مسئولیت پرتاب هواپیما را بر عهده دارند. مسئول جابجایی درست در داخل جزیره نسبت به عرشه پرواز کار میکند و مسئول حرکت هواپیماها قبل از پرتاب و پس از بازیابی است. «رئیس عملیات هوایی» (معمولاً با درجه ناخدا دوم) در پل بالایی (کنترل پرواز اولیه، که به آن پرایمری یا برج نیز گفته میشود) مستقر است و مسئولیت کلی کنترل پرتاب، بازیابی و «آن دسته از هواپیماهایی که در هوا نزدیک کشتی هستند و حرکت هواپیماها روی عرشه پرواز، که خود شبیه به یک باله طراحی شده دقیق است» را بر عهده دارد.[۵۳] ناخدای کشتی (کاپیتان) بیشتر زمان خود را یک سطح پایینتر از «پرایمری» در پل ناوبری میگذراند. در زیر این بخش، پل پرچم (Flag Bridge) قرار دارد که برای دریاسالار مستقر و ستاد او در نظر گرفته شده است.
برای تسهیل کار روی عرشه پرواز یک ناو هواپیمابر آمریکایی، ملوانان پیراهنهای رنگی میپوشند که نشاندهنده مسئولیتهای آنهاست. حداقل هفت رنگ مختلف توسط پرسنل عرشه پرواز برای عملیات هوایی مدرن ناوهای نیروی دریایی ایالات متحده پوشیده میشود. عملیات ناوهای سایر کشورها نیز از طرحهای رنگی مشابهی استفاده میکنند.
روسازه (Superstructure) یک ناو (مانند پل فرماندهی، برج مراقبت پرواز) در یک منطقه نسبتاً کوچک به نام جزیره (Island) متمرکز شده است، ویژگیای که در سال ۱۹۲۳ در HMSHermes پیشگام شد. در حالی که جزیره معمولاً در سمت راست (استاربرد) عرشه پرواز ساخته میشود، ناوهای هواپیمابر ژاپنی Akagi و Hiryū جزایر خود را در سمت چپ (پورت) ساخته بودند. تعداد بسیار کمی از ناوها بدون جزیره طراحی یا ساخته شدهاند. پیکربندی عرشه همسطح (flush deck) دارای معایب قابل توجهی بود که اصلیترین آنها مدیریت گازهای خروجی از نیروگاه کشتی بود. دودهایی که از روی عرشه عبور میکردند یک مشکل اساسی در یواساسLangley بودند. علاوه بر این، فقدان جزیره به معنای دشواری در مدیریت عرشه پرواز، انجام کنترل ترافیک هوایی، فقدان مکان برای نصب رادار و مشکلات در ناوبری و کنترل خود کشتی بود.[۵۴]
سازه عرشه دیگری که قابل مشاهده است، یک رمپ پرش اسکی در انتهای جلویی عرشه پرواز است. این سازه ابتدا برای کمک به پرتاب هواپیماهای برخاست کوتاه و نشست عمودی (STOVL) با وزنهای بسیار بالاتر از آنچه با برخاست عمودی یا غلتشی روی عرشههای تخت ممکن است، توسعه یافت. این سیستم که در اصل توسط نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا توسعه یافته بود، از آن زمان توسط بسیاری از نیروهای دریایی برای ناوهای کوچکتر پذیرفته شده است. یک رمپ پرش اسکی با تبدیل بخشی از حرکت غلتشی رو به جلوی هواپیما به سرعت عمودی عمل میکند و گاهی با جهتدهی رانش جت به سمت پایین ترکیب میشود. این امر به هواپیماهای با بار سنگین و سوخت کامل اجازه میدهد تا چند ثانیه حیاتی دیگر برای دستیابی به سرعت هوایی و نیروی برآر (لیفت) کافی برای حفظ پرواز عادی فرصت داشته باشند. بدون پرش اسکی، پرتاب هواپیماهای با بار و سوخت کامل مانند هریر (Harrier) روی یک کشتی با عرشه تخت کوچکتر، قبل از واماندگی (Stall) یا سقوط مستقیم در دریا امکانپذیر نخواهد بود.
اگرچه هواپیماهای STOVL قادر به برخاستن عمودی از یک نقطه روی عرشه هستند، اما استفاده از رمپ و شروع با حرکت، بسیار کممصرفتر است و اجازه وزن پرتاب سنگینتری را میدهد. از آنجا که منجنیقها غیرضروری هستند، ناوهایی با این چیدمان وزن، پیچیدگی و فضای مورد نیاز برای تجهیزات پیچیده پرتاب بخاری یا الکترومغناطیسی را کاهش میدهند. هواپیماهای نشست عمودی همچنین نیاز به کابلهای بازدارنده و سختافزارهای مرتبط را از بین میبرند. ناوهای روسی، چینی و هندی شامل یک رمپ پرش اسکی برای پرتاب هواپیماهای جنگنده متعارف با بار سبک هستند، اما بازیابی (فرود) را با استفاده از کابلهای بازدارنده سنتی ناو و یک قلاب دم روی هواپیماهای خود انجام میدهند.
عیب پرش اسکی جریمهای است که بر اندازه هواپیما، بار مفید و بار سوخت (و در نتیجه برد) تحمیل میکند؛ هواپیماهای بسیار سنگین نمیتوانند با استفاده از پرش اسکی پرتاب شوند زیرا وزن بارگیری شده بالای آنها یا به مسافت برخاست طولانیتری نسبت به آنچه روی عرشه ناو ممکن است نیاز دارد، یا نیازمند کمک یک منجنیق یا راکت جاتو (JATO) است. به عنوان مثال، سوخو-۳۳ روسی تنها قادر است از ناو Admiral Kuznetsov با حداقل تسلیحات و بار سوخت پرتاب شود. عیب دیگر در عملیات عرشه پرواز ترکیبی است که در آن بالگردها نیز حضور دارند، مانند یک ناو بالگردبر آبیخاکی یا کشتی تهاجمی آبی-خاکی ایالات متحده. پرش اسکی در این موارد گنجانده نمیشود زیرا باعث حذف یک یا چند منطقه فرود بالگرد میشود؛ این عرشه تخت بارگیری هریرها را محدود میکند اما تا حدودی با شروع غلتشی طولانیتر که توسط عرشه پرواز طولانی در مقایسه با بسیاری از ناوهای STOVL فراهم میشود، جبران میگردد.
نیروی دریایی ایالات متحده بزرگترین ناوگان ناوهای هواپیمابر در جهان را با یازده ابرناو در حال خدمت تا سال ۲۰۲۴ در اختیار دارد. چین یک ناو کاتوبار و دو ناو استوبار در حال خدمت دارد. هند دو ناو استوبار در حال خدمت دارد. بریتانیا دو ناو STOVL در حال خدمت دارد. نیروهای دریایی فرانسه و روسیه هر کدام یک ناو سایز متوسط را اداره میکنند.
ایالات متحده همچنین دارای ۹ کشتی جنگی آبی-خاکی با اندازه مشابه است. پنج ناو سبک کوچک در حال استفاده هستند که قادر به عملیات هر دو نوع هواپیمای بالثابت و بالگرد میباشند؛ ژاپن و ایتالیا هر کدام دو و اسپانیا یک فروند را اداره میکنند.
علاوه بر این، نوزده ناو کوچک وجود دارند که تنها بالگردها را اداره میکنند و در خدمت نیروهای دریایی الجزایر (۱)، استرالیا (۲)، برزیل (۱)، چین (۲)، مصر (۲)، فرانسه (۳)، ژاپن (۴)، کره جنوبی (۲)، تایلند (۱)، ترکیه (۱) و ایران (۱) هستند.[نیازمند منبع]
نیروی دریایی پادشاهی استرالیا دو ناو بالگردبر کلاس کانبرا را اداره میکند. کلاسِ دو-کشتی، که بر اساس شناور اسپانیایی Juan Carlos I ساخته شده و توسط ناوانتیا و بیایئی سیستمز استرالیا بنا گردیده، نشاندهنده بزرگترین کشتیهایی است که تاکنون برای نیروی دریایی پادشاهی استرالیا ساخته شدهاند.[۵۶]
HMASCanberra در اواخر سال ۲۰۱۳ تحت کارآزمایی دریایی قرار گرفت و در سال ۲۰۱۴ عملیاتی شد (به خدمت گرفته شد). کشتی خواهر آن، HMASAdelaide، در دسامبر ۲۰۱۵ عملیاتی شد. کشتیهای استرالیایی رمپ اسکی را از طراحی خوان کارلوس اول حفظ کردهاند، اگرچه نیروی دریایی استرالیا (RAN) هواپیمای بالثابت ناو-نشین خریداری نکرده است.
در دسامبر ۲۰۱۷، نیروی دریایی برزیل خرید HMSOcean را به مبلغ ۸۴٫۶ میلیون پوند (معادل ۳۵۹٫۵ میلیون رئال برزیل و ۱۱۳٫۲ میلیون دلار آمریکا) تأیید کرد و نام آن را به Atlântico تغییر داد. این کشتی در مارس ۲۰۱۸ از خدمت نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا خارج شد. نیروی دریایی برزیل این ناو را در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۸ در بریتانیا عملیاتی کرد. پس از گذراندن یک دوره تعمیر و نگهداری در بریتانیا، کشتی به بندر خانگی جدید خود، زرادخانه نیروی دریایی ریودوژانیرو (AMRJ) سفر کرد تا تا سال ۲۰۲۰ کاملاً عملیاتی شود.[۵۷][۵۸][۵۹] این کشتی ۲۱٬۵۷۸ تن جابجایی دارد، طول آن ۲۰۳٫۴۳ متر (۶۶۷٫۴ فوت) است و بردی معادل ۸٬۰۰۰ مایل دریایی (۱۵٬۰۰۰ کیلومتر؛ ۹٬۲۰۰ مایل) دارد.[۶۰][۶۱]
قبل از ترک پایگاه دریایی دوونپورت به مقصد بندر خانگی جدید خود در AMRJ ریو، آتلانتیکو تحت آموزش دریایی عملیاتی تحت برنامه آموزش دریایی افسر پرچم (FOST) نیروی دریایی سلطنتی قرار گرفت.[۶۲][۶۳]
در ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰، آتلانتیکو از "PHM" مخفف "ناو بالگردبر چندمنظوره" (پرتغالی: Porta-Helicópteros Multipropósito)، مجدداً به عنوان "NAM" مخفف "ناو هواپیمابر چندمنظوره" (پرتغالی: Navio Aeródromo Multipropósito) نامگذاری شد تا منعکسکننده توانایی کشتی برای عملیات با پهپادهای بالثابت با ارتفاع متوسط و مداومت پروازی بالا و همچنین هواپیماهای سرنشیندار تیلتروتورVTOL باشد.[۶۴]
Liaoning (۶۰٬۹۰۰ تن) که در اصل به عنوان ناو ناتمام واریاگ از کوزنتسوف ERROR IN TEMPLATE PARAMETER شوروی ساخته شده بود[۶۵] و بعداً در سال ۱۹۹۸ به عنوان یک بدنه فرسوده از اوکراین به بهانه استفاده تجاری به عنوان یک کازینوی شناور خریداری شد، سپس برای بازسازی و تکمیل به چین یدک کشیده شد.[۶۶]لیائونینگ در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۲ عملیاتی شد و خدمت خود را برای آزمایش و آموزش آغاز کرد.[۶۷] در نوامبر ۲۰۱۲، لیائونینگ برای اولین بار جنگندههای دریایی شنیانگ جی-۱۵ را پرتاب و بازیابی کرد.[۶۸][۶۹] پس از بازسازی در ژانویه ۲۰۱۹، به ناوگان دریای شمال اختصاص یافت که تغییری نسبت به نقش قبلی آن به عنوان یک کشتی آموزشی بود.
Shandong (۶۰٬۰۰۰–۷۰٬۰۰۰ تن) در ۲۶ آوریل ۲۰۱۷ به آب انداخته شد، که اولین ناوی است که در داخل کشور بر اساس طراحی بهبود یافته کلاس کوزنتسوف ساخته شده است. شاندونگآزمایشهای دریایی خود را در ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ آغاز کرد،[۷۰] و در دسامبر ۲۰۱۹ وارد خدمت شد.[۷۱]
یک ناو کاتوبار:
Fujian (۸۰٬۰۰۰ تن) یک ناو کاتوبار با پیشرانه متعارف است که بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ در دست ساخت بود و در ژوئن ۲۰۲۲ تکمیل شد.[۷۲] این ناو در ۵ نوامبر ۲۰۲۵ در پایگاه دریایی سانیا عملیاتی شد.[۷۳][۷۴]
یک LHD تایپ ۰۷۵، Hainan در ۲۳ آوریل ۲۰۲۱ در پایگاه دریایی ناوگان دریای جنوبی در سانیا عملیاتی شد.[۷۵] دومین کشتی، گوانگشی، در ۲۶ دسامبر ۲۰۲۱ عملیاتی شد[۷۶] و سومین کشتی، آنهویی، در اکتبر ۲۰۲۲ عملیاتی شد.[۷۷]
آینده
چین یک برنامه بلندمدت برای عملیاتی کردن شش ناو هواپیمابر بزرگ با دو ناو در هر ناوگان داشته است.[۷۸]
چین در حال برنامهریزی برای یک کلاس شامل هشت شناور LHD، تایپ ۰۷۵ (نامگذاری ناتو: کلاس یوشن ناو تهاجمی بالگردبر) است. این یک کلاس از کشتی تهاجمی آبی-خاکی است که توسط شرکت کشتیسازی هودونگ-ژونگهوا در حال ساخت میباشد.[۷۵] اولین کشتی در آوریل ۲۰۲۱ عملیاتی شد.[۷۵] چین همچنین در حال برنامهریزی برای یک کلاس اصلاح شده از همان مفهوم، لندینگ کرافت بالگردبر تایپ ۰۷۶ است که مجهز به سیستم منجنیق الکترومغناطیسی خواهد بود[۷۹] و احتمالاً از پرتاب پهپادهای رزمی پشتیبانی خواهد کرد.
مصر قراردادی را با کشتیسازی فرانسوی DCNS برای خرید دو ناو بالگردبر میسترال ERROR IN TEMPLATE PARAMETER به مبلغ تقریبی ۹۵۰ میلیون یورو امضا کرد. این دو کشتی در اصل قرار بود به روسیه فروخته شوند، اما این معامله توسط فرانسه به دلیل حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۱۴ لغو شد.[۸۰]
در ۲ ژوئن ۲۰۱۶، مصر اولین ناو از دو ناو بالگردبر خریداری شده در اکتبر ۲۰۱۵، یعنی لندینگ کرافت بالگردبر Gamal Abdel Nasser (جمال عبدالناصر) را تحویل گرفت. مراسم انتقال پرچم با حضور روسای ستاد نیروی دریایی مصر و فرانسه، رئیس و مدیران اجرایی هر دو شرکت DCNS و STX France و مقامات ارشد مصری و فرانسوی برگزار شد.[۸۱] در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۶، DCNS دومین ناو بالگردبر، یعنی لندینگ کرافت بالگردبر Anwar El Sadat (انور سادات) را تحویل داد که قبل از ورود به بندر خانگی خود در اسکندریه، در یک رزمایش نظامی مشترک با نیروی دریایی فرانسه شرکت کرد.[۸۲]
نیروی دریایی فرانسه ناو هواپیمابر هستهای ۴۲٬۰۰۰ تنی Charles de Gaulle را اداره میکند. این ناو که در سال ۲۰۰۱ عملیاتی شد، پرچمدار نیروی دریایی فرانسه است. این کشتی حامل ترکیبی از هواپیماهای داسو رافال ام و ئی-۲سی هاوکای، بالگردهای ئیسی۷۲۵ کاراکال و ایاس۵۳۲ کوگار برای جستجو و نجات رزمی، و همچنین الکترونیک مدرن و موشکهای آستر است. این یک ناو از نوع کاتوبار است که از دو منجنیق بخار ۷۵ متری C13-3 استفاده میکند که نسخه کوتاهتری از سیستم منجنیق نصب شده بر روی ناوهای نیمیتز ERROR IN TEMPLATE PARAMETER آمریکا هستند؛ یک منجنیق در کمان (دماغه) و یکی در عرض جلوی منطقه فرود.[نیازمند منبع] علاوه بر این، نیروی دریایی فرانسه سه میسترال ERROR IN TEMPLATE PARAMETER را اداره میکند.[۸۳]
آینده
در اکتبر ۲۰۱۸، وزارت دفاع فرانسه یک مطالعه ۱۸ ماهه ۴۰ میلیون یورویی را برای جایگزینی French aircraft carrierCharles de Gaulle زمانی پس از سال ۲۰۳۰ آغاز کرد. در دسامبر ۲۰۲۰، رئیسجمهور ماکرون اعلام کرد که ساخت ناو نسل آینده در حدود سال ۲۰۲۵ آغاز خواهد شد و آزمایشهای دریایی در حدود سال ۲۰۳۶ شروع میشود. برنامه این است که ناو دارای جابجایی حدود ۷۵٬۰۰۰ تن باشد و حدود ۳۲ جنگنده نسل آینده، دو تا سه ئی-۲دی ادونسد هاوکای و تعداد نامشخصی از وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین ناو-نشین را حمل کند.[۸۴]
INSVikramaditya، ۴۵٬۴۰۰ تن، کلاس اصلاحشده کییف. این ناو در ۲۰ ژانویه ۲۰۰۴ پس از سالها مذاکره به قیمت نهایی ۲٫۳۵ میلیارد دلار توسط هند خریداری شد. این کشتی آزمایشهای دریایی خود را در ژوئیه ۲۰۱۳ و آزمایشهای هوانوردی را در سپتامبر ۲۰۱۳ با موفقیت به پایان رساند. این ناو بهطور رسمی در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۳ در مراسمی که در سورودوینسک روسیه برگزار شد، عملیاتی شد.[۸۵]
INSVikrant، که با نام ناو هواپیمابر بومی ۱ (IAC-1) نیز شناخته میشود، یک ناو هواپیمابر ۴۵٬۰۰۰ تنی با طول ۲۶۲-متر-long (۸۶۰-فوت)[۸۶] است که کیل (تیر اصلی) آن در سال ۲۰۰۹ گذاشته شد.[۸۷] این ناو جدید هواپیماهای میگ-۲۹کی و هال تجاس دریایی را عملیاتی خواهد کرد.[۸۷] این کشتی با توربینهای گازی نیرودهی میشود و ۱۰ بالگرد و ۳۰ هواپیما را مستقر میکند.[۸۸] این کشتی در سال ۲۰۱۳ به آب انداخته شد، آزمایشهای دریایی آن در اوت ۲۰۲۱ آغاز شد و در ۲ سپتامبر ۲۰۲۲ عملیاتی گردید.[۸۹][۹۰]
آینده
هند برنامههایی برای سومین ناو خود، INSVishal، که با نام ناو هواپیمابر بومی ۲ (IAC-2) نیز شناخته میشود، دارد که دارای جابجایی بیش از ۶۵٬۰۰۰ تن است و برنامهریزی شده تا با سیستم کاتوبار برای پرتاب و بازیابی هواپیماهای سنگینتر مجهز شود.[۹۱]
هند همچنین یک درخواست اطلاعات (RFI) برای خرید چهار لندینگ کرافت بالگردبر با جابجایی ۳۰٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ تن صادر کرده است که ظرفیت عملیات ۱۲ بالگرد ترابری متوسط عملیات ویژه و دو بالگرد ترابری سنگین و نیروها برای عملیات آبی-خاکی را داشته باشند.[۹۲]
Cavour: ناو ۳۰٬۰۰۰ تنی STOVL ایتالیایی که با امکانات ثانویه تهاجم آبی-خاکی طراحی و ساخته شده و در سال ۲۰۰۸ عملیاتی شد.[۹۳]
آینده
LHD ایتالیایی تریسته (L 9890)
ایتالیا قصد دارد ناو هواپیمابر اکنون بازنشسته جوزپه گاریبالدی و همچنین یکی از لندینگ کرافتهای بالگردبر سن جورجو ERROR IN TEMPLATE PARAMETER را با یک کشتی تهاجمی آبی-خاکی جدید به نام Trieste جایگزین کند.[۹۴][۹۵] این کشتی بهطور قابل توجهی بزرگتر از پیشینیان خود با جابجایی ۳۸٬۰۰۰ تن در بار کامل خواهد بود. تریسته قرار است جنگنده تهاجمی مشترک اف-۳۵بی (F-35B) را حمل کند.[۹۶][۹۷] در همین حال، جوزپه گاریبالدی برای استفاده به عنوان سکوی پرتاب ماهواره به فرماندهی عملیات فضایی ایتالیا منتقل خواهد شد.[۹۸]
ناو شهید باقری طول ۲۴۰ متر، ارتفاع ۲۱ متر و وزن ۳۵ هزار تن دارد.[۱۰۳] این ناو میتواند انواعی از پهپادهای نظامی، بالگردها، قایقهای تندرو، موشکهای کروز ضدکشتی را حمل کند. قابلیت حمل انواع بالگردهای سبک و متوسط، مانند: بل ۲۰۶، شاهد ۲۷۸، میل ۱۷ و بل ۴۱۲، به این شناور اجازه میدهد تا به عنوان یک ناو بالگردبر عمل کرده و عملیاتهای مختلف دریایی، امداد و نجات، شناسایی و حتی پشتیبانی هوایی را انجام دهد.[۱۰۴]
این کشتی بدون نیاز به سوختگیری میتواند برای یک سال در دریا باشد و ۲۲ هزار مایل دریایی را بپیماید.[۱۰۵] توانایی شناسایی انواع سیگنال الکترونیکی، توپ و سلاحهای سطحی برد بلند، موشکهای سطحی کروز برد بلند، توانایی مقابله با انواع ریز پرندهها و موشکهای پدافند هوایی است.[۱۰۶]
در ابتدا این شناور به منظور استفاده تجاری با اهداف غیرنظامی (حمل و نقل بارهای سنگین) ساخته شده بود، اما به تدریج قابلیتهای نظامی مختلفی به آن افزوده شد. به طوریکه در حال حاضر تبدیل به یک شناور مجهز برای انجام عملیاتهای شناسایی، امداد و نجات، دفاعی، هجومی و پشتیبانی در دریا تبدیل شده است. دارای باند پروازی با طول ۱۸۰ متر است و آشیانه ای که تا ۶۰ فروند پهپاد را در خود جای میدهد. به هنگام عملیات بهطور همزمان ۷ بالگرد روی عرشه با موفقیت حضور دارند.[۱۰۷]
همچنین تجهیزات جایگاه سوخت، سامانههای پدافندی هوایی برد کوتاه و متوسط، برج مراقبت پرواز، امکانات بیمارستانی و امکانات ورزشی-رفاهی برای خدمه از ویژگیهای آن شمرده شده است.[۱۰۸]
ناو بالگردبر ایزومو (DDH-183) در دریادو ایزومو ERROR IN TEMPLATE PARAMETER – ناو STOVL با وزن ۱۹٬۵۰۰ تن (۲۷٬۰۰۰ تن با بار کامل) به نام ایزومو که در اوت ۲۰۱۳ به آب انداخته شد و در مارس ۲۰۱۵ عملیاتی گردید. کشتی خواهر ایزومو، کاگا، در سال ۲۰۱۷ عملیاتی شد.
در دسامبر ۲۰۱۸، کابینه ژاپن مجوز تغییر کاربری هر دو ناوشکن کلاس ایزومو به ناوهای هواپیمابر برای عملیات اف-۳۵بی (F-35B) را صادر کرد.[۱۰۹] تا اواسط سال ۲۰۲۰، فرایند تغییر کاربری ایزومو در جریان بود.[۱۱۰] هدف از اصلاح شناورهای اسکورت دریایی، «افزایش انعطافپذیری عملیاتی» و ارتقای دفاع هوایی اقیانوس آرام است،[۱۱۱][۱۱۲] و موضع وزارت دفاع ژاپن این است که «ما در حال ایجاد جناحهای هوایی ناو یا اسکادرانهای هوایی ناو» مشابه نیروی دریایی ایالات متحده نیستیم.[نیازمند منبع] جنگندههای F-35 STOVL ژاپن پس از تحویل، توسط نیروی هوایی دفاعازخود ژاپن (JASDF) از پایگاههای زمینی عملیاتی خواهند شد؛ طبق کتاب سفید وزارت دفاع ژاپن در سال ۲۰۲۰، مدل STOVL به دلیل کمبود باندهای طولانی مناسب برای پشتیبانی از قابلیت برتری هوایی در سراسر حریم هوایی ژاپن برای JASDF انتخاب شد.[۱۱۳][۱۱۴] ژاپن درخواست کرده است که تفنگداران دریایی ایالات متحده جنگندههای F-35 STOVL و خدمه خود را در کشتیهای کلاس ایزومو برای «همکاری و مشاوره در مورد نحوه عملیات جنگنده روی عرشه کشتیهای اصلاحشده» مستقر کنند.[۱۱۵][۱۱۱]
در ۳ اکتبر ۲۰۲۱، دو جنگنده F-35B تفنگداران دریایی ایالات متحده نخستین فرودهای عمودی و برخاستهای افقی را از کشتی ایزومو انجام دادند که نشاندهنده گذشت ۷۵ سال از عملیات هواپیماهای بالثابت از یک ناو ژاپنی بود.[۱۱۶]
دو هیوگا ERROR IN TEMPLATE PARAMETER – ناوهای جنگ ضدزیردریایی ۱۹٬۰۰۰ تنی (بار کامل) با قابلیتهای فرماندهی و کنترل ارتقا یافته که به آنها اجازه میدهد به عنوان پرچمدار ناوگان عمل کنند.
یک ناو استوبار: آدمیرال فلوتا سووتسکوگو سایوزا کوزنتسوف: ناو هواپیمابر ۵۵٬۰۰۰ تنی استوبار از کوزنتسوف ERROR IN TEMPLATE PARAMETER. در سال ۱۹۸۵ با نام تفلیس به آب انداخته شد، تغییر نام داد و از سال ۱۹۹۵ عملیاتی شد. بدون منجنیق، این ناو میتواند جنگندههای دریایی با سوخت سبک را برای دفاع هوایی یا مأموریتهای ضد کشتی پرتاب و بازیابی کند، اما نه برای حملات بمباران متعارف سنگین.[نیازمند منبع] این کشتی که رسماً به عنوان یک رزمناو حامل هواپیما طبقهبندی میشود، در حمل مکمل سلاحهای دفاعی یک رزمناو سنگین و موشکهای تهاجمی بزرگ پی-۷۰۰ گرانیت منحصر به فرد است. سیستمهای P-700[۱۱۸] در تعمیرات اساسی آینده برای بزرگسازی امکانات هوانوردی زیر عرشه و همچنین ارتقای سیستمهای دفاعی آن حذف خواهند شد.[۱۱۹]
این کشتی از سال ۲۰۱۸ خارج از سرویس و در حال تعمیر بوده است. آخرین پیشبینی بیان میکرد که تعمیرات تکمیل شده و کشتی زمانی در سال ۲۰۲۴ به نیروی دریایی روسیه بازگردانده میشود، با این حال این پیشبینی تا ژوئیه ۲۰۲۵ محقق نشده و هیچ بروزرسانی ارائه نشده است.[۱۲۰][۱۲۱]
آینده
دولت روسیه مدتی است که جایگزینی بالقوه آدمیرال کوزنتسوف را در نظر گرفته و ناو هواپیمابر کلاس اشتورم (پروژه ۲۳۰۰۰) را به عنوان یک گزینه ممکن بررسی کرده است. این ناو ترکیبی از کاتوبار و استوبار خواهد بود، با توجه به این واقعیت که از هر دو سیستم پرتاب هواپیما استفاده میکند. انتظار میرود هزینه این ناو [نیازمند شفافسازی][۱۲۲] تا سال ۲۰۲۰، این پروژه هنوز تصویب نشده بود و با توجه به هزینههای مالی، مشخص نبود که آیا نسبت به سایر عناصر نوسازی نیروی دریایی روسیه اولویت خواهد داشت یا خیر.
یک کلاس شامل ۲ کشتی LHD، پروژه ۲۳۹۰۰ برنامهریزی شده است و مراسم رسمی گذاشتن کیل (تیر اصلی) برای این پروژه در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۰ انجام شد.[۱۲۳]
دو دوکدو ERROR IN TEMPLATE PARAMETER: کشتیهای تهاجمی آبی-خاکی ۱۸٬۸۶۰ تنی با عرشه کامل، دارای بیمارستان و دک چاه و امکاناتی برای خدمت به عنوان پرچمدار ناوگان.
آینده
کره جنوبی برنامههای اولیهای برای خرید دو ناو هواپیمابر سبک تا سال ۲۰۳۳ تنظیم کرده بود که نیروی دریایی جمهوری کره (ROKN) را به یک نیروی دریایی آبهای آبی تبدیل میکرد.[۱۲۴][۱۲۵] در دسامبر ۲۰۲۰، جزئیات برنامه ناو هواپیمابر برنامهریزی شده کره جنوبی (CVX) نهایی شد. یک کشتی با وزن حدود ۴۰٬۰۰۰ تن که حامل حدود ۲۰ جنگنده F-35B و همچنین بالگردهای تهاجمی دریایی آینده باشد، پیشبینی شده بود. ورود به خدمت برای اوایل دهه ۲۰۳۰ انتظار میرفت.[۱۲۶] قرار بود کار طراحی اولیه از سال ۲۰۲۲ آغاز شود.[۱۲۷] با این حال، در سال ۲۰۲۵، برنامه CVX کره لغو و با یک برنامه جدید ناو پهپادبر جایگزین شد.[۱۲۸]
Juan Carlos I: یک کشتی ۲۷٬۰۰۰ تنی چندمنظوره با قابلیت پرتاب استراتژیک که بهطور ویژه طراحی شده تا هم به عنوان کشتی تهاجمی آبی-خاکی و هم به عنوان ناو هواپیمابر عمل کند. خوان کارلوس اول دارای امکانات کامل برای هر دو عملکرد از جمله پرش اسکی برای عملیات STOVL است و به هواپیماهای تهاجمی AV-8B هریر ۲ مجهز است. این کشتی همچنین دارای یک دک چاه و یک منطقه ذخیرهسازی وسایل نقلیه است که میتواند به عنوان فضای آشیانه اضافی استفاده شود. این کشتی در سال ۲۰۰۸ به آب انداخته شد و در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۰ عملیاتی گردید.[۱۲۹]
یک کشتی پشتیبانی بالگرد فراساحلی: ناو بالگردبر HTMSChakri Naruebet: ناو STOVL با وزن ۱۱٬۴۰۰ تن بر اساس طراحی ناو اسپانیایی Príncipe de Asturias. در سال ۱۹۹۷ عملیاتی شد. بال پروازی جنگنده STOVL از نوع AV-8S ماتادور/هریر، که تا سال ۱۹۹۹ عمدتاً غیرقابل استفاده بود،[۱۳۰] در سال ۲۰۰۶ بدون جایگزین از خدمت بازنشسته شد.[۱۳۱] از سال ۲۰۱۰، این کشتی برای عملیات بالگرد و کمکرسانی در بلایای طبیعی استفاده میشود.[۱۳۲]
TCG آنادولو (L-400) در تنگه بسفر در استانبول طی رژه دریایی برای جشن صدمین سالگرد جمهوری ترکیه در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۳.
جاری
TCGAnadolu یک کشتی تهاجمی آبی-خاکی (LHD) با وزن ۲۷٬۰۷۹ تن (مجهز شده به عنوان ناو پهپادبر) متعلق به نیروی دریایی ترکیه است که میتواند به عنوان یک ناو هواپیمابر V/STOL با وزن ۲۴٬۶۶۰ تن پیکربندی شود.[۱۳۳] ساخت آن در ۳۰ آوریل ۲۰۱۶ توسط شرکت کشتیسازی صدف در کارخانه کشتیسازی آنها در استانبول آغاز شد.[۱۳۴][۱۳۵] کشتی TCG آنادولو با مراسمی در ۱۰ آوریل ۲۰۲۳ عملیاتی شد.[۱۳۶][۱۳۷] ساخت یک کشتی خواهر، که TCG تراکیا (Trakya) نامیده خواهد شد، در حال حاضر توسط نیروی دریایی ترکیه برنامهریزی میشود.[۱۳۸][۱۳۹]
پهپاد جت کممشاهده بیرقدار MIUS قزلالما[۱۳۷][۱۴۲][۱۴۳] و پهپاد MALE مدل بیرقدار TB3[۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶] دو UCAV هستند که بهطور خاص توسط تکنولوژی بایکار برای استفاده در TCG آنادولو طراحی و ساخته شدهاند.[۱۴۷] نخستین پرواز TAI Anka-3 (همچنین بخشی از پروژه MIUS)، یک پهپاد رزمی موتور جت از نوع بالدیس با فناوری پنهانکاری، در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۳ با موفقیت انجام شد.[۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰]
در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۴، پهپاد رزمی بیرقدار TB3 با موفقیت از عرشه پرواز TCG آنادولو برخاست و بر روی کشتی فرود آمد.[۱۵۱][۱۵۲][۱۵۳] این نخستین بار بود که یک هواپیمای بدون سرنشین بالثابت در این اندازه و کلاس با موفقیت بر روی یک ناو بالگردبر با باند کوتاه، بدون استفاده از کابل نگهدارنده فرود آمد.[۱۵۴][۱۵۲][۱۵۳]
آینده
ساخت نخستین ناو هواپیمابر کلاس موگم در کارخانه کشتیسازی نیروی دریایی استانبول در ۲ ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شد.[۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷]
در ۳ ژانویه ۲۰۲۴، دولت ترکیه طرح طراحی و ساخت یک ناو هواپیمابر بزرگتر،[۱۵۸] به نام کلاس موگم (MUGEM) را تصویب کرد.[۱۵۹]
در ۱۵ فوریه ۲۰۲۴، دفتر طراحی و پروژههای نیروی دریایی ترکیه اعلام کرد که این یک ناو هواپیمابر استوبار با طول کلی ۲۸۵ متر (۹۳۵ فوت),[۱۵۹] عرض ۷۲ متر (۲۳۶ فوت),[۱۵۹] آبخور ۱۰٫۱ متر (۳۳ فوت),[۱۵۹] و جابجایی ۶۰٬۰۰۰ تن خواهد بود.[۱۵۹] این ناو دارای سیستم پیشرانه COGAG[۱۵۹] و حداکثر سرعت بیش از ۲۵ گره (۲۹ مایل بر ساعت؛ ۴۶ کیلومتر بر ساعت) خواهد بود.[۱۵۹]
ساخت نخستین ناو هواپیمابر کلاس موگم در ۲ ژانویه ۲۰۲۵ آغاز شد.[۱۵۵][۱۵۷][۱۵۶] نخستین ناو هواپیمابر کلاس موگم در کارخانه کشتیسازی نیروی دریایی استانبول در حال ساخت است.[۱۵۵][۱۵۷][۱۵۶]
کوئین الیزابت نخستین اعزام عملیاتی خود را در سال ۲۰۲۱ انجام داد.[۱۶۲] هر کشتی از کلاس کوئین الیزابت قادر است در عملیات زمان صلح حدود ۴۰ هواپیما را به کار گیرد و تصور میشود که در حداکثر ظرفیت بتواند تا ۷۲ هواپیما را حمل کند.[۱۶۳] تا پایان آوریل ۲۰۲۰، ۱۸ فروند هواپیمای F-35B به نیروی دریایی پادشاهی و نیروی هوایی پادشاهی تحویل داده شده بود. «توان عملیاتی کامل» (FOC) برای قابلیت ضربتی ناو هواپیمابر بریتانیا برای سال ۲۰۲۳ برنامهریزی شده بود (دو اسکادران یا ۲۴ جت که از یک ناو عملیات میکنند).[۱۶۴] هدف بلندمدت همچنان توانایی انجام طیف گستردهای از عملیات هوایی و پشتیبانی از عملیات آبی-خاکی در سراسر جهان از طریق هر دو ناو تا سال ۲۰۲۶ است.[۱۶۴] آنها بخش مرکزی گروه ضربت ناو هواپیمابر بریتانیا را تشکیل میدهند. انتظار میرود کشتیهای کلاس کوئین الیزابت عمر خدماتی ۵۰ ساله داشته باشند.[۱۶۵]
USSEnterprise(CVN-80)، سومین ناو نیروی دریایی آمریکا که این نام را یدک میکشد، یک ناو کلاس جرالد آر. فورد است که تا سال ۲۰۲۵ در حال ساخت بوده و انتظار میرود در سال ۲۰۲۸ وارد خدمت شود.
جاری
یازده ناو کاتوبار، همگی با پیشران هستهای:
نیمیتز ERROR IN TEMPLATE PARAMETER: ده ناوگان ۱۰۱٬۰۰۰ تنی با طول ۳۳۳-متر-long (۱٬۰۹۲-فوت)، که اولین آنها در سال ۱۹۷۵ عملیاتی شد. یک ناو کلاس نیمیتز توسط دو رآکتور هستهای که بخار را برای چهار توربین بخار تأمین میکنند، نیرودهی میشود.
جرالد آر. فورد ERROR IN TEMPLATE PARAMETER، یک ناوگان ۱۰۰٬۰۰۰ تنی با طول ۳۳۷-متر-long (۱٬۱۰۶-فوت). کشتی پیشرو این کلاس، Gerald R. Ford، در سال ۲۰۱۷ وارد خدمت شد و ۹ فروند دیگر برای جایگزینی کشتیهای قدیمی کلاس نیمیتز برنامهریزی شدهاند.
نه کشتی تهاجمی آبی-خاکی که وسایل نقلیه، جنگندههای تفنگداران دریایی، بالگردهای تهاجمی و ترابری، و لندینگ کرافتها را حمل میکنند، همراه با جنگندههای STOVL برای پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) و گشت رزمی هوایی (CAP):
آمریکا ERROR IN TEMPLATE PARAMETER: کلاسی از کشتیهای تهاجمی آبی-خاکی ۴۵٬۰۰۰ تنی. اگرچه دو کشتی اول این کلاس (Flight 0) فاقد دک چاه هستند، تمام کشتیهای بعدی (Flight I) دارای دک چاه خواهند بود. در حال حاضر دو کشتی از مجموع ۱۱ کشتی برنامهریزی شده در خدمت هستند. کشتیهای این کلاس میتوانند پس از تخلیه یگان اعزامی تفنگداران دریایی، مأموریت ثانویهای به عنوان ناو هواپیمابر سبک با ۲۰ فروند AV-8B هریر ۲ و در آینده F-35B لایتنینگ ۲ داشته باشند.
واسپ ERROR IN TEMPLATE PARAMETER: کلاسی از کشتیهای تهاجمی آبی-خاکی ۴۱٬۰۰۰ تنی. اعضای این کلاس در زمان جنگ در مأموریت ثانویه خود به عنوان ناوهای سبک با ۲۰ تا ۲۵ فروند AV-8B پس از تخلیه یگان اعزامی تفنگداران دریایی استفاده شدهاند. در حال حاضر هفت کشتی از هشت کشتی اصلی در خدمت هستند (یک کشتی در آتشسوزی از دست رفت).
آینده
ناوگان فعلی ناوهای کلاس نیمیتز آمریکا با کلاس جرالد آر. فورد ERROR IN TEMPLATE PARAMETER دنبال (و در برخی موارد جایگزین) خواهند شد. انتظار میرود که این کشتیها برای کاهش بودجه مورد نیاز جهت نگهداری و بهرهبرداری، اتوماسیون بیشتری داشته باشند. ویژگیهای اصلی جدید شامل اجرای سامانه پرتاب الکترومغناطیسی هواپیما (EMALS) (که جایگزین منجنیقهای بخار قدیمی میشود) و پهپادها است.[۱۶۶] از نظر تحولات آینده ناوها، کنگره احتمال تسریع در خروج تدریجی یک یا چند ناو کلاس نیمیتز، به تعویق انداختن یا لغو خرید CVN-81 و CVN-82، یا اصلاح قرارداد خرید را مورد بحث قرار داده است.[۱۶۷]
پس از غیرفعال شدن USSEnterprise در دسامبر ۲۰۱۲، ناوگان آمریکا شامل ۱۰ ناوگان بود، اما این تعداد با عملیاتی شدن جرالد آر. فورد در ژوئیه ۲۰۱۷ دوباره به ۱۱ افزایش یافت. زیرکمیته نیروهای دریایی و اعزامی نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۷، پیشنهاد هفت یا هشت ناو جدید (یکی هر چهار سال) را داد. با این حال، بحثها بر سر بودجهبندی ۱۲ تا ۱۴٫۵ میلیارد دلار (به اضافه ۱۲ میلیارد دلار برای توسعه و تحقیق) برای ناو ۱۰۰٬۰۰۰ تنی کلاس جرالد آر. فورد (تخمین خدمت ۲۰۱۷) در مقایسه با ناوهای کوچکتر ۲ میلیارد دلاری ۴۵٬۰۰۰ تنی کلاس آمریکا ERROR IN TEMPLATE PARAMETER که قادر به استقرار اسکادرانهای F-35B هستند، عمیقتر شده است. اولین کشتی از این کلاس، USSAmerica، اکنون در خدمت فعال است و کشتی دیگر، USSTripoli، و ۹ کشتی دیگر برنامهریزی شدهاند.[۱۶۸][۱۶۹]
در گزارشی به کنگره در فوریه ۲۰۱۸، نیروی دریایی اعلام کرد که قصد دارد به عنوان بخشی از برنامه تدارکات ۳۰ ساله خود، یک "نیروی ۱۲ ناوی CVN" را حفظ کند.[۱۷۰]
INSVikrant(1961) از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۲ به عنوان موزه در بمبئی لنگر انداخته بود، اما هرگز نتوانست یک شریک صنعتی پیدا کند و در آن سال تعطیل شد. این کشتی در سال ۲۰۱۴ اوراق گردید.[۱۷۱]
یواCabot(CVL-28) برای حفظ و نگهداری توسط «بنیاد موزه کابوت» خریداری شد و از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷ در نیواورلئان لنگر انداخته بود، اما به دلیل ناتوانی بنیاد موزه کابوت در بازپرداخت بیش از ۱ میلیون دلار به گارد ساحلی ایالات متحده بابت هزینههای پاکسازی مواد خطرناک و هزینههای مربوط به پهلوگیری، در سال ۱۹۹۹ توسط مارشالهای ایالات متحده توقیف شد و در حراج به شرکت "Sabe Marine Salvage" فروخته شد. اوراقسازی کشتی در نوامبر ۲۰۰۰ آغاز شد.[۱۷۲][۱۷۳]
ناوهای هواپیمابر بهطور برجسته در تعدادی از فیلمهای هالیوودی از جمله میدوی (۲۰۱۹) به تصویر کشیده شدهاند و ناو هواپیمابر یواساس نیمیتز بهطور محوری در فیلم علمی-تخیلی آخرین شمارش معکوس (۱۹۸۰) نمایش داده شده است.[۱۷۶] نسخه اصلی فیلم دربارهٔ نبرد میدوی در انگلستان ساخته شد و میدوی (۱۹۷۶) نام داشت. ناوهای هواپیمابر در هر دو فیلم تاپ گان و تاپ گان: ماوریک بهعنوان فراهمکنندهٔ سایتهای پرتاب و پشتیبانی عملیات مأموریت برای عملیات جنگندهها که در هر دو فیلم دیده میشود، به نمایش درآمدهاند.[۱۷۷] ناوهای هواپیمابر ژاپنی که در حمله به پرل هاربر شرکت داشتند، در فیلم ۱۹۷۰ تورا! تورا! تورا! و همچنین فیلم جدیدتر ۲۰۰۱ پرل هاربر نمایش داده شدهاند. ناو یواساس رونالد ریگان در پایان فیلم علمی-تخیلی ۲۰۱۲ کشتی جنگی حضور کوتاهی دارد. در فیلم ۲۰۲۵ مأموریت: غیرممکن – روزشمار نهایی، ناو هواپیمابر یواساس جورج بوش در حال رساندن مأمور ویژه خود به یک قرار ملاقات زیردریایی با یواساس اوهایو با نیروی هستهای در تنگه برینگ در نزدیکی آلاسکا نشان داده میشود. مستند ۵۰ دقیقهای با عنوان شهر فولادی: ناو (City of Steel: Carrier) در سال ۲۰۰۰ توسط شبکه دیسکاوری منتشر شد که به ماههای پایانی ساخت و بازرسی یواساس هری ترومن تا زمان عملیاتی شدن آن توسط رئیسجمهور بیل کلینتون میپردازد.[۱۷۸]
↑«The Ark Royal Launched. Most Up-To-Date Carrier. Aircraft in the Fleet». تایمز. ۱۴ آوریل ۱۹۳۷. ص.۱۱.
↑Rossiter، Mike (۲۰۰۷) [2006]. Ark Royal: the life, death and rediscovery of the legendary Second World War aircraft carrier (ویراست ۲nd). London: Corgi Books. صص.۴۸–۵۱. OCLC81453068. شابک۹۷۸-۰-۵۵۲-۱۵۳۶۹-۰.
↑FIREPOWER: THE WEAPONS THE PROFESSIONALS USE – AND HOW. SUPERCARRIERS, #25 Orbis Publishing 1990
↑Donko، Wilhelm M. (۲۰۱۳). Österreichs Kriegsmarine in Fernost: Alle Fahrten von Schiffen der k.(u.)k. Kriegsmarine nach Ostasien, Australien und Ozeanien von 1820 bis 1914. Berlin Epubli. صص.۴, ۱۵۶–۱۶۲, ۴۲۷.
↑Friedman، Thomas C.؛ Hone، Norman؛ Mandeles، Mark D. (۲۰۱۱). «Innovation in Carrier Aviation». Newport Paper 37. Naval War College Press.; یافتههای خلاصه شده منتشر شده به عنوان «The Development of the Angled-Deck Aircraft Carrier». Naval War College Review. ج.۶۴ ش.۲. Spring ۲۰۱۱. صص.۶۳–۷۸.
↑تعدادی از ناوهای ناوگان سبک بریتانیا که برای عملیات بالگردی تغییر کاربری داده شده بودند به عنوان ناوهای تکاوربر شناخته میشدند، اگرچه آنها لندینگ کرافت (شناور پیادهسازی) حمل نمیکردند.
↑Head، Jeff، World wide aircraft carriers، Free webs، بایگانیشده از اصلی در ۹ آوریل ۲۰۱۳، دریافتشده در ۸ آوریل ۲۰۱۳از پارامتر ناشناخته |همکاری= صرفنظر شد (کمک)
↑Carpenter، William M.؛ Wiencek، David G., ویراستاران (۲۰۰۰). Asian Security Handbook 2000. Armonk, NY: M.E. Sharpe. ص.۳۰۲. شابک۹۷۸۰۷۶۵۶۰۷۱۴۰.
↑O'Rourke, R. (2015). Navy Ford (CVN-78) Class Aircraft Carrier Program: Background and Issues for Congress. Congressional Research Service Washington.
Polak، Christian (۲۰۰۵). Sabre et Pinceau: Par d'autres Français au Japon. 1872–1960 (به فرانسوی و ژاپنی). Hiroshi Ueki (植木 浩), Philippe Pons, foreword; 筆と刀・日本の中のもうひとつのフランス (1872–1960). éd. L'Harmattan.
Sturtivant، Ray (۱۹۹۰). British Naval Aviation, The Fleet Air Arm, 1917–1990. London: Arm & Armour Press. شابک۰-۸۵۳۶۸-۹۳۸-۵.
Till، Geoffrey (۱۹۹۶). «Adopting the Aircraft Carrier: The British, Japanese, and American Case Studies». در Murray، Williamson؛ Millet، Allan R. Military Innovation in the Interwar Period. Cambridge University Press.
Ader, Clement. Military Aviation, 1909, Edited and translated by Lee Kennett, Air University Press, Maxwell Air Force Base, Alabama, 2003, شابک۹۷۸−۱−۵۸۵۶۶−۱۱۸−۳.
Chesneau, Roger. Aircraft Carriers of the World, 1914 to the Present: An Illustrated Encyclopedia. Naval Institute Press, 1984.
Francillon, René J, Tonkin Gulf Yacht Club US Carrier Operations off Vietnam, 1988, شابک۹۷۸−۰−۸۷۰۲۱−۶۹۶−۱.
Hone، Thomas C.؛ Friedman، Norman؛ Mandeles، Mark D. (۲۰۱۱). «Innovation in Carrier Aviation». Naval War College Newport Papers (۳۷): ۱–۱۷۱. بایگانیشده از اصلی در ۲۳ مارس ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۳ مارس ۲۰۲۰.
Melhorn, Charles M. Two-Block Fox: The Rise of the Aircraft Carrier, 1911–1929. Naval Institute Press, 1974.
Wadle, Ryan David. United States navy fleet problems and the development of carrier aviation, 1929–1933. PhD dissertation Texas A&M University, 2005. نسخه آنلاین.