هند در شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هند در شاهنامه
نگاره خیالی از فردوسی خالق شاهنامه
اطلاعات کلی
نام هند
نوع کشور، سرزمین
نام‌های دیگر هندوان، هندوستان، جادوستان
فرمانروا منصوب از ایران: زال
پایتخت کابل
ملیت سامی، تازی
سایر اطلاعات
شناخته شده یکجانشین، کوچ‌نشین
آیین مزدیسنا
عقاید بت‌پرستی
اماکن پرستش معابد
الهام دهندگان اساطیر محلی
نژاد تازی
دیرینگی از هزاره سوم

هند یا هندوان یا هندوستان و در تعابیر دیگر جادوستان اشاره به سرزمینی دارد که مرکز سیاسی و پایتخت آن کابل است. به عبارت دیگر سخن از یک قوم یا سرزمین متمدن در دنیای باستان است ولی منظور از آن همان هندوستانی نیست که همه به آن واقف هستند. اشاره به هند در شاهنامه بار نخست در زمان منوچهر است:

سوی کشور هندوان کرد رای سوی کابل و دنبر و مرغ و مای
ز زابل به کابل رسید آنزمان گرازان و خندان و دل شادمان

هند در شاهنامه[ویرایش]

با توصیفات عجیبی که حکیم طوس بدان اشاره می‌کند ظاهراً برای خود او هم موقعیت برخی کشورها گنگ و مبهم بوده‌است. از ابیات فوق چنین استنباط می‌گردد که هند یا هندوان سرزمینی بوده متشکل از چهار کشور کابل، مرغ، دنبر و مای و شاید هم زابل. البته چندان بی‌راه هم نیست چون این سرزمین‌ها هم اکنون هم شناخته شده و محرز در آسیای میانه و شبه‌قاره هند هستند؛ ولی در آن زمان این تمدن‌ها وجود خارجی نداشت اگر هم داشت ایرانیان می‌توانستند فقط نامی از ایشان در ذهن داشته باشند نه اینکه در یک روز تازنده با اسب از ایران به هند رسیده باشند. در اسناد بایگانی سومر اشاره‌ای به سرزمین اسرار آمیز هند شده و محققان عقیده دارند که مسیر خاکی از میانرودان از طریق شمال خلیج‌فارس و دریای عمان بسوی هندوستان وجود داشته ولی رفت و برگشت به آنجا حداقل ۱۰ سال زمان نیاز داشت. پس هندی که در دوران منوچهر از آن یاد می‌شود سرزمین دیگری در همین نزدیکی‌ها بوه که می‌شد عرض چند روز به آنجا سفر نمود.

شاهنامه در تقسیمات کشوری از قول منوچهر چنین بیان می‌دارد همه اراضی آباد و گلستان آن نواحی تحت قلمرو و حاکمیت زال جوان قرار گرفت. زالی که تازه از البرزکوه آمده بود و هنوز هیچ شناختی از سرزمین مادری خویش زابل هم نداشت. البته طالع زال توسط ستاره‌شماران خوش‌یوم بود که منوچهر او را برای حکمرانی از دریای چین تا دریای سند انتخاب نمود:

وزان پس منوچهر عهدی نوشت سراسر ستایش بسان بهشت
همه کابل و زابل و مای هند ز دریای چین تا به دریای سند
ز زابلستان تا بدان روی بُست به نوّی نوشتند عهدی درست[۱]

تشابه هند و کابل[ویرایش]

چون منوچهر از ماجرای عاشقی زال و رودابه خبر یافت از نتایج این وصلت ناخرسند بود و عقیده داشت نسلی پدید خواهد آمد از نژاد فریدون و ضحاک که اگر پور تولد یافته جانب مادرش را گیرد آتش و دود از ایران برخواهد آورد. به همین خاطر نوذر را به جانب سام روانه ساخت تا او را به پایتخت بیاورد. سام که پس از پیروزی بر گرگسار و مازندران به استراحت در زابل مشغول بود از نوذر استقبال نموده سپس از دیدار قریب‌الوقوع با منوچهر بسیار خوشحال شد. زمانی‌که سام آمل آمد، گزارشی از فتوحات جدید از مازندران به منوچهر عرضه کرد و منوچهر بسیار از این بابت راضی بود. پس از چند روز اقامت سام در پایتخت منوچهر مأموریت تازه‌ای به وی داد که فرمان تسخیر کابل بود. حکم منوچهر بگونه‌ای ابلاغ شده که میان کابل و هندوستان تفاوتی قائل نیست:

بیامد سپهدار سام سترگ به نزد منوچهر شاه بزرگ
چنین گفت با سام شاه جهان کز ایدر برو با گزیده مهان
به هندوستان آتش اندر فروز همه کاخ مهراب و کابل بسوز
نباید که او یابد از بد رها که او ماند از بچّهٔ اژدها[۲]

به استناد ابیات هندوستان به منزله کشور و کابل بمنزله پایتخت آن است.

پانویس[ویرایش]

  1. شاهنامه نسخه مسکو. جلد اول. سرگذشت منوچهر، ص ۳۴
  2. شاهنامه نسخه مسکو. جلد اول. سرگذشت منوچهر، ص ۴۴

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]