هم‌ذات‌پنداری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هم‌ذات‌پنداری یا همانندسازی اصطلاحی در روانکاوی است که بیشتر، از نوشته‌های زیگموند فروید ریشه می‌گیرد. فروید اصطلاح همانندسازی را به دو شیوه به‌کار می‌برد: یکی از آنها فرایندی است که در طی آن، خویشتن («من» یا «خود»، در آلمانی: «ایش ich»، در انگلیسی: «اِگو ego»، برگرفته از لاتین، به‌معنی «من») تلاش می‌کند تا اشیاء یا رویدادهای درون محیط را با خواسته‌ها یا آرزوهای «نهاد» (در آلمانی: اِس es، به‌معنی «آن»، در انگلیسی: اید id) مطابقت دهد. اصطلاح همانندسازی همچنین برای توصیف این موضوع به‌کار می‌رود: تمایل به افزایش دادن احساس ارزشمند بودن، ازطریق متصل کردن خود به یک شخص، گروه، یا سازمانی که مهم به‌حساب می‌آیند. احساس غرور وقتی که وزنه‌بردارِ شهر در مسابقات کشوری برندهٔ مدال طلا می‌شود، یا وقتی که تیم ملی فوتبال در مسابقات جام جهانی برنده می‌شود، مثال‌هایی از همانندسازی هستند. اتنخاب مُد، موسیقی، مجلات یا کتاب‌ها، یا حتی طرز حرف زدن یا رفتارهای دیگر نیز می‌توانند نمونه‌هایی از همانندسازی باشند، به این شرط که فرد را ازلحاظ روانی به افرادی که وی آنها را موفق، قدرتمند، یا جذاب می‌داند، نزدیک‌تر سازد. پوشیدن تی‌شرت‌ها یا ژاکت‌هایی که آرم تیم‌های ورزشی، شرکت‌های تجاری، یا سازمان‌های مختلف را دارد نیز نمونه‌ای از همانندسازی است. تقلید کردن پسر از پدر و دختر از مادر نیز نوعی همانندسازی سالم است. در این حالت، کودک با والدین خود همانندسازی می‌کند (ارزش‌های آنها را درونی‌سازی می‌کند) و به‌این‌ترتیب، از تنبیه شدن به‌دلیل درپیش گرفتن ارزش‌هایی متضاد اجتناب می‌کند. پیوستنِ یک نوجوان بدون اعتمادبه‌نفس به گروه‌های شبه‌نظامی یا نظامی نیز نوعی همانندسازی است. اگر به اصلِ آلمانیِ این اصطلاح (Identifikation) نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم که در این مکانیسم دفاعی، فرد، هویّت (Identität) یک شخص دیگر را، تا حدی، به‌خود می‌گیرد.

منابع[ویرایش]

نظریه‌های شخصیت، دکتر حمزه گنجی، نشر ساوالان، ۱۳۹۱