همای شیرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


همای شیرازی شاعر، نویسنده، و از ارادتمندان مکتب عرفان و تصوف در قرن سیزدهم هجری قمری است.

از متأخرین «مجمع الفصحاء». نام وی میرزا محمّد علی است ولی اصلاً اسم او رضا قلی خان بوده لیکن خود او در صدد پنهان ساختن اسم خود بوده است؛ از این جهت صاحبان تذکره‌ها نام او را به صورت‌های مختلف آورده‌اند. فرزند ملا بدیع خان بن ملاشاهشهان از ایل بیات فارس. در بدایت حال نزد علمای فارس تحصیل علوم ادبیه کرده، پس به مسافرت مایل پرداخت و چندی در بلاد عراق عرب و عجم سیاحت کرد. عاقبت در اصفهان سکونت نمود و به صلات بزرگان آن دیار مؤونت می‌گذارد. غالباً در کسوت و سلک درویشان [بوده] است. مصاحب با فقرا و گریزان از بزرگان، به قناعت می‌گذارند. طرب، عنقا و سهی فرزندان رضا قلی خان هما می‌باشند و هر کدام در فن و شعر و ادب بر همگنان خود سبقت داشتند و از شعرای معروف اصفهان بودند. مخصوصاً طرب، خط نستعلیق را به قلم جلی نیکو می‌نوشت و نسبت به دیگران وارسته تر بود. وفات او در سنهٔ یک هزار و دویست و نود [قمری] گزارش شده است.

  • رضا قلی خان بن ملا بدیع بن ملا شاه جهان شیرازی.

عالم، ادیب، شاعر، و از ارادتمندان عرفان و تصوف و از مشاهیر شعرا و گویندگان قرن سیزدهم هجری است. در ۱۲۱۲ در شیراز متولّد شده، و در قبل از ظهور روز پنج شنبه ۱۲ ربیع الثانی سال ۱۲۹۰ در اصفهان وفات یافته، در پای ستون جنوبی صحن امامزاده احمد مدفون گردید. ماده تاریخ وفاتش را سید محمد بقا گوید: چو از بهر سرای جاودانی هما را زین سرا برچیده شد فرش بقا گفت از برای سال فوتش هما شد بال زن در سایهٔ عرش دوران عمر او از خدمت نظام شروع شده، سپس استعفا داده، چند سالی به تحصیل علوم از فقه و اصول و ادب رغبت نموده، در نجف به درس صاحب (جواهر) حاضر شده، و در خدمت میرزای سکوت وارد مراحل عرفان گردیده، چندین سال به سیر در آفاق و انفس پرداخته، و ممالک عراق و هند و پاکستان را سیاحت نموده، سرانجام در اصفهان رحل اقامت فکنده، در نزد عموم طبقات از علما و عرفا و شعرا و دیگران معزّز و محترم بوده. (۲) دیوان اشعارش به نام «شکرستان» به همت اولادش به طبع رسیده. از اشعار اوست: ما را نه غم جنت و نه حسرت حوراست با دوست خیال دگری عین قصور است بی روی تو گر صبر ندارم عجبی نیست دارم عجب از آن که تو را دید و صبور است وی را پنج پسر و سه دختر بوده است. اولاد و عقاب او در طهران و اصفهان ساکن و عموماً اهل فضل و کمال و شعر و ادب می‌باشند و همگی به مناسبت تخلّص جدّشان به همایی معروفند. سه نفر از پسرانش که اهل علم و ادب بوده‌اند عبارتند از: ۱. میرزا ابوالقاسم محمد نصیر متخلّص به (طرب). ۲. میرزا محمد حسین ملک الشعراء متخلّص به (عنقا). ۳. میرزا محمد سها، شاعر ادیب عارف پیشه، متوفّی در ۲۳ ماه صفر سال ۱۲۳۸، مدفون در تخت فولاد، در جهت شمالی تکیهٔ کازرونی.

نمونه غزل

  • مقدمهٔ دیوان طرب:


بی‌دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

رو مداوای خود ای دل بکن از جای دگر

کاندر این شهر، طبیب دل بیماری نیست

شب به بالین من خسته به‌غیر از غم دوست

ز آشنایان کهن، یار و پرستاری نیست

به‌جز از بخت تو و دیدهٔ من، در غم تو

شب در این شهر به بالین سر بیداری نیست

گر هما را ندهد ره به در صومعه شیخ

در خرابات مگر سایهٔ دیواری نیست؟

منابع[ویرایش]

  • همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
  • رجال اصفهان ۱۷۲، مجمع الفصحاء، ۶: ۱۱۷۲، مکارم الآثار: ۴۳۳، طرایق الحقایق ۳: ۲۱۸، و مقدمهٔ دیوان طرب و غیره.