پرش به محتوا

هزاره‌گرایی مسیحی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

هزاره‌گرایی (از لاتین mille «thousand», annus «year», and -ism) یا چیلیاسما (معادل یونانی آن) باوری است که برخی فرقه‌های مذهبی به آن اعتقاد دارند. بر اساس این باور، یک عصر مسیحایی (به اصطلاح هزاره مسیحی) پیش از داوری نهایی و وضعیت دائمی «ابدیت» در آینده، بر روی زمین برقرار خواهد شد.[۱]

مسیحیت و یهودیت هر دو جنبش‌های مسیحایی را ایجاد کرده‌اند که آموزه‌های هزاره‌گرایانه را برجسته می‌کنند – مانند این تصور که پادشاهی زمینی خدا در دسترس است. این جنبش‌های هزاره‌گرایانه اغلب به ناآرامی‌های اجتماعی قابل توجهی منجر می‌شدند.

شباهت‌هایی با هزاره‌گرایی در آیین زرتشت نیز وجود دارد، که دوره‌های هزار ساله متوالی را شناسایی می‌کند که هر یک با فاجعه‌ای از بدعت و نابودی پایان می‌یابد، تا نابودی نهایی شر و نابودی نهایی روح شر توسط یک پادشاه پیروزمند صلح در پایان عصر هزاره نهایی.

محققان همچنین جنبش‌های اجتماعی و سیاسی مختلف دیگری، چه مذهبی و چه سکولار، را به استعاره‌های هزاره‌گرایی مرتبط دانسته‌اند.

مسیحیت

[ویرایش]

بیشتر تفکرات هزاره‌گرایی مسیحی مبتنی بر کتاب مکاشفه، به ویژه مکاشفه ۲۰ است، که رؤیای فرشته‌ای را توصیف می‌کند که با زنجیری بزرگ و کلیدی به سوی چاهی بی‌انتها از آسمان فرود می‌آید و شیطان را دستگیر کرده و او را به مدت هزار سال زندانی می‌کند:

او اژدها، آن مار باستانی را که همان ابلیس و شیطان است، گرفت و او را برای هزار سال در بند کشید و به چاه انداخت و در را بر او قفل و مُهر کرد تا دیگر نتواند ملت‌ها را تا پایان هزار سال گمراه کند. پس از آن، باید برای مدت کوتاهی آزاد شود.

— وحی ۲۰:۲–۳[۲]

سپس کتاب مکاشفه، مجموعه‌ای از داوران را توصیف می‌کند که بر تخت‌ها نشسته‌اند، و همچنین رؤیای یوحنا از ارواح کسانی که به دلیل شهادتشان به نفع عیسی و رد نشان وحش، سر بریده شدند. این ارواح:

زنده شد و هزار سال با مسیح سلطنت کرد. (بقیه مردگان تا پایان هزار سال زنده نشدند.) این رستاخیز اول است. مبارک و مقدسند آنان که در رستاخیز اول شریکند. مرگ دوم بر ایشان تسلطی ندارد، بلکه ایشان کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد.

— وحی ۲۰:۴–۶[۳]

کلیسای اولیه

[ویرایش]

پیشاهزاره‌گرایی

[ویرایش]

در طول قرون اولیه پس از مسیح، اشکال مختلف هزاره‌گرایی (هزاره‌گرایی) در کلیسا، چه در شرق و چه در غرب، یافت می‌شد. [۴] پیشاهزاره‌گرایی مورد اعتقاد کلیسای اولیه، «پیشاهزاره‌گرایی تاریخی» نامیده می‌شود،[۵] و در کلیسای اولیه توسط پاپیاس،[۶] ایرنائوش، ژوستین شهید،[۷] ترتولیان،[۸] پولی‌کارپ،[۹] شبه‌بارنابا،[۱۰] متدیوس، لاکتانتیوس،[۱۱] کومودیانوس،[۱۲] تئوفیلوس[۱۳] ملیتو،[۱۴] هیپولیتوس رومی، ویکتورینوس،[۱۵][۱۶] نپوس، ژولیوس آفریکانوس, تاتیان،[۱۷] و مونتانوس.[۱۸] با این حال، دیدگاه‌های پیشاهزاره‌ای مونتانوس احتمالاً بر رد بعدی پیشاهزاره‌ای‌گرایی در کلیسا تأثیر گذاشت، زیرا مونتانیسم به عنوان یک بدعت تلقی می‌شد. [۱۷]

ناهزاره‌گرایی

[ویرایش]

در قرن دوم، آلوگی‌ها (کسانی که تمام نوشته‌های یوحنا را رد می‌کردند) ناهزاره‌گرا بودند، همانطور که کایوس در ربع اول قرن سوم چنین بود.[۱۹] با تأثیر افلاطون‌گرایی، کلمنت اسکندرانی و اوریگن پیشاهزاره‌گرایی را انکار کردند.[۲۰] به همین ترتیب، دیونیسیوس اسکندرانی (وفات ۲۶۴) استدلال کرد که مکاشفه توسط یوحنا نوشته نشده و نمی‌توان آن را به معنای واقعی کلمه تفسیر کرد؛ او ناهزاره‌گرا بود.[۲۱]

ژوستین شهید (متوفی ۱۶۵ میلادی)، که در الهیات خود گرایش‌های هزاره‌گرایانه داشت، در کتاب «گفتگو با تریفوی یهودی»، فصل ۸۰، به دیدگاه‌های متفاوت اشاره می‌کند: [۲۲]

«من و بسیاری دیگر بر این عقیده [پیشاهزاره‌ای‌گرایی] هستیم و [معتقدیم] که چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد، همانطور که شما مطمئناً از آن آگاه هستید؛ اما از سوی دیگر، به شما اشاره کردم که بسیاری از کسانی که به ایمان خالص و پرهیزگار تعلق دارند و مسیحیان واقعی هستند، خلاف این فکر می‌کنند.» [۲۲]

آگوستین در روزهای اولیه خود، پیشاهزاره‌گرایی را تأیید کرد، اما بعدها به ناهزاره‌گرایی تغییر یافت و باعث شد این دیدگاه به همراه پاپ گرگوری کبیر رواج یابد.[۲۳][۲۴]

دایره‌المعارف کاتولیک خاطرنشان می‌کند که طرفداران باورهای مختلف عرفانی در قرن دوم (که خود آنها را بدعت می‌دانستند) نیز هزاره‌گرایی را رد می‌کردند. [۲۵]

اصلاحات و فراتر از آن

[ویرایش]
مقایسه تفاسیر هزاره مسیحی

دیدگاه‌های مسیحیان در مورد ترتیب وقایع آینده پس از اصلاحات پروتستانی متنوع شد.(ح. ۱۵۱۷). به‌طور خاص، تأکید جدیدی بر بخش‌هایی از کتاب مکاشفه گذاشته شد که ظاهراً می‌گفتند با بازگشت مسیح برای داوری زندگان و مردگان، شیطان به‌مدت ۱۰۰۰ سال زندانی خواهد شد، اما سپس در جهان آزاد می‌شود تا نبرد نهایی را علیه خدا و مقدسینش آغاز کند.[۲۶] متکلمان کاتولیک و ارتدکس پیشین هیچ دیدگاه روشن یا اجماعی در مورد معنای واقعی این نداشتند (فقط مفهوم پایان جهان که به طور غیرمنتظره‌ای می‌آید، «مانند یک دزد در شب» و مفهوم «دجال» تقریباً به طور جهانی پذیرفته شده بود). نظریه‌های هزاره‌گرایی سعی می‌کنند توضیح دهند که این «هزار سال شیطان در زنجیر» چگونه خواهد بود.

انواع مختلفی از هزاره‌گرایی در رابطه با فرجام‌شناسی مسیحی، به ویژه در پروتستانتیسم، وجود دارد، مانند پیشاهزاره‌گرایی، پساهزاره‌گرایی و ناهزاره‌گرایی. دو مورد اول به دیدگاه‌های مختلف در مورد رابطه بین «پادشاهی هزاره» و آمدن دوم مسیح اشاره دارند.

پیشاهزاره‌گرایی، ظهور دوم مسیح را مقدم بر هزاره می‌داند و در نتیجه آمدن دوم را از داوری نهایی جدا می‌کند. در این دیدگاه، «سلطنت مسیح» به صورت فیزیکی بر روی زمین خواهد بود.

پساهزاره‌گرایی، آمدن دوم مسیح را پس از هزاره و همزمان با داوری نهایی می‌داند. در این دیدگاه، «سلطنت مسیح» (در طول هزاره) روحانی و از طریق کلیسا خواهد بود.

ناهزاره‌گرایی، پادشاهی ۱۰۰۰ ساله را به صورت استعاری در مکاشفه ۲۰: ۱-۶ توصیف می‌کند که در آن «سلطنت مسیح» در کلیسا و از طریق آن جریان دارد. بنابراین، اگرچه این دیدگاه به سلطنت هزاره آینده اعتقادی ندارد، اما معتقد است که آسمان‌ها و زمین جدید پس از بازگشت مسیح ظاهر خواهند شد.

قرن‌های ۱۹ و ۲۰

[ویرایش]

کلیسای کاتولیک

[ویرایش]

کلیسای کاتولیک، هزاره‌گرایی را به‌شدت محکوم می‌کند، همانطور که موارد زیر نشان می‌دهد:

هر بار که ادعا می‌شود امید مسیحایی که تنها از طریق داوری آخرالزمانی می‌تواند فراتر از تاریخ تحقق یابد، در طول تاریخ تحقق می‌یابد، فریب دجال در جهان شروع به شکل‌گیری می‌کند. کلیسا حتی اشکال اصلاح‌شده‌ی این جعل پادشاهی را که تحت عنوان هزاره‌گرایی مطرح می‌شود، به‌ویژه شکل سیاسی «ذاتاً منحرف» مسیح‌گرایی سکولار، رد کرده است.

— جوزف کاردینال راتزینگر، کاتشیسم کلیسای کاتولیک، ۱۹۹۵[۲۷]

جنبش دانشجویان کتاب مقدس

[ویرایش]

جنبش دانشجویان کتاب مقدس، یک جنبش هزاره‌گرا است که بر اساس دیدگاه‌های بیان شده در «طرح الهی اعصار» در سال ۱۸۸۶، در جلد اول مجموعه «مطالعات در کتاب مقدس»، نوشته کشیش چارلز تیز راسل، شکل گرفته است. (این مجموعه از سال ۱۹۲۷ هنوز توسط انجمن دانشجویان کتاب مقدس داون منتشر می‌شود.) دانشجویان کتاب مقدس معتقدند که در طول هزاره، فرصتی جهانی برای هر فرد، چه در گذشته و چه در حال، که قبلاً دریافت‌کننده دعوت آسمانی نبوده است، وجود خواهد داشت تا به زندگی جاودانه بر روی زمین دست یابد.[۲۸]

شاهدان یهوه

[ویرایش]

شاهدان یهوه معتقدند که مسیح به مدت ۱۰۰۰ سال از آسمان به عنوان پادشاه بر زمین حکومت خواهد کرد و ۱۴۴٬۰۰۰ انسان عروج یافته او را یاری خواهند کرد. به گفته آنها، در طول این سلطنت ۱۰۰۰ ساله، زمین به بهشتی مانند باغ عدن تبدیل خواهد شد و انسان‌ها خود به کمال از دست رفته آدم و حوا باز خواهند گشت. [۲۹]

کلیسای خدای قادر مطلق

[ویرایش]

کلیسای خدای متعال که با نام رعد و برق شرقی نیز شناخته می‌شود، در آموزه‌های خود از عصر پادشاهی هزارساله یاد می‌کند که پس از فجایعی که در کتاب مکاشفه در کتاب مقدس پیشگویی شده است، رخ خواهد داد.[۳۰]

اصلاحات رسولی جدید

[ویرایش]

برخلاف بخش عمده‌ای از جنبش پنطیکاستی که به باور به پیشاهزاره‌گرایی، ظهور دجال و زوال جهان پیش از ظهور دوم گرایش دارد، تمرکز اصلاحات رسولی جدید بر یک فرجام‌شناسی «خوش‌بینانه» است. این جنبش معتقد است که اکثر پیشگویی‌های آخرالزمان مدت‌هاست که محقق شده‌اند و پیامبران و رسولان امروزی از اقتدار الهی برخوردارند؛ آخرالزمان دورانی خواهد بود که در آن مسیحیان مطیع، از طریق استفاده از جنگ معنوی و شکل دادن به تمام جنبه‌های جامعه برای همسو شدن با باورهای مسیحی خود (فرمان هفت کوه)، ظهور دوم را محقق خواهند کرد.[۳۱][۳۲]

یهودیت

[ویرایش]

تفکر هزاره‌گرایی ابتدا در ادبیات آخرالزمانی یهودی در دوره پرآشوب معبد دوم ظهور کرد،[۳۳]

گرشوم شولم در کتاب خود، شبتای سوی، مسیح عرفانی، آموزه‌های هزاره‌گرایی یهودی قرون وسطی و اوایل دوران مدرن را شرح می‌دهد، که بر جنبش قرن هفدهم با محوریت مسیح خودخوانده (۱۶۴۸) شبتای سوی تمرکز دارد.[۳۴] (۱۶۲۶–۱۶۷۶)

اسلام

[ویرایش]

پیامبر اسلام بیان کرده است[۳۵] مردی از خاندان او خواهد آمد و جهان را از هرگونه بی‌عدالتی و ستم پاک خواهد کرد. او به عنوان مهدی شناخته خواهد شد.

مسلمانان همچنین معتقدند که عیسی در کنار مهدی خواهد آمد و همراه با او علیه ظلم و بی‌عدالتی خواهد جنگید، جایی که مهدی برای مدتی قبل از روز قیامت حکومت خواهد کرد. مهدی در کتب اهل سنت، سنن ابی داوود ۴۲۸۵، سنن ابن ماجه ۴۰۸۳ و صحیح مسلم ۲۹۱۳ ذکر شده است.

مسلمانان شیعه و سنی در مورد اینکه مهدی دقیقاً کیست، اختلاف نظر دارند. در حالی که هر دو موافقند که او در کنار عیسی خواهد آمد تا بشریت را از بی‌عدالتی و ظلم نجات دهد، سنی‌ها معتقدند که او هنوز متولد نشده است، در حالی که شیعیان معتقدند که او در حال حاضر زنده و در غیبت است.

بهائیت

[ویرایش]

بهاءالله در کتاب ایقان اشاره کرده است که خداوند تقریباً هر هزار سال «شهر خدا» را تجدید خواهد کرد، [۳۶] و به طور خاص اشاره کرد که مظهر ظهور جدید الهی ظرف ۱۰۰۰ سال (۱۸۵۲-۲۸۵۲ میلادی) پس از ظهور بهاءالله ظهور نخواهد کرد، اما اعتبار پیام بهاءالله می‌تواند تا ۵۰۰٬۰۰۰ سال ادامه یابد.[۳۷][۳۸]

مطالعه بیشتر: ویلیام پی. کالینز (۲۰۲۵). هزاره‌گرایی، پیروان آیین بهائی و نبوت در گفتمان بهائی. انتشارات روتلج.

خداشناسی

[ویرایش]

آلیس بیلی، عارف، تعلیم می‌داد که مسیح یا معلم جهان «زمانی پس از سال ۲۰۲۵ میلادی» باز خواهد گشت و این معادل عصر جدید مفهوم مسیحی ظهور مجدد مسیح خواهد بود. توجه داشته باشید که موجودی که او از آن به‌عنوان معلم جهان صحبت می‌کند، همان موجود معنوی است که برای سایر عارفان به عنوان مایتریا شناخته می‌شود.[۳۹][۴۰]

جنبش‌های اجتماعی

[ویرایش]

جنبش‌های اجتماعی هزاره‌گرا، که شکل خاصی از هزاره‌گرایی هستند، بر اساس مفهومی از چرخه هزار ساله بنا شده‌اند. گاهی اوقات این دو اصطلاح به عنوان مترادف استفاده می‌شوند، اما اصول‌گرایان این را کاملاً دقیق نمی‌دانند. جنبش‌های اجتماعی هزاره نیازی به داشتن پایه مذهبی ندارند، اما باید تصویری از آخرالزمان داشته باشند که می‌تواند آرمان‌شهری یا دیستوپیایی باشد. کسانی که با جنبش‌های اجتماعی هزاره مرتبط هستند، «مستعد [خشونت‌آمیز بودن]» هستند،[۴۱] با انواع خاصی از هزاره‌گرایی که با خشونت مرتبط هستند.[۴۲]

در هزاره‌گرایی مترقی، «دگرگونی نظم اجتماعی تدریجی است و انسان‌ها در تقویت این دگرگونی نقش دارند».[۴۳]

هزاره‌گرایی فاجعه‌بار «نظم اجتماعی فعلی را به طور برگشت‌ناپذیری فاسد می‌داند و نابودی کامل این نظم را به عنوان مقدمه‌ای برای ساختن یک نظم جدید و الهی ضروری می‌داند».[۴۴]

با این حال، ارتباط بین هزاره‌گرایی و خشونت ممکن است مشکل‌ساز باشد، زیرا جنبش‌های دینی جدید ممکن است با گذشت زمان از دیدگاه فاجعه‌بار فاصله بگیرند.[۴۵]

نازیسم

[ویرایش]

بحث‌برانگیزترین تفسیر از سیستم سه عصری و به طور کلی هزاره‌گرایی، مربوط به «رایش سوم» آدولف هیتلر است که در دیدگاه او قرار بود هزار سال دیگر (رایش دریتس) دوام بیاورد، اما در نهایت تنها ۱۲ سال (۱۹۳۳-۱۹۴۵) دوام آورد.

متفکر آلمانی، آرتور مولر ون دن بروک، عبارت «رایش سوم» را ابداع کرد و در سال ۱۹۲۳ کتابی با عنوان «رایش دریتس» منتشر کرد. او با نگاهی به تاریخ آلمان، دو دوره جداگانه را از هم متمایز کرد و آنها را با اعصار یواخیم اهل فیوره، متکلم ایتالیایی قرن دوازدهم، یکی دانست:

  • امپراتوری مقدس روم (با شروع شارلمانی در سال ۸۰۰ میلادی): «رایش اول»، عصر پدر.
  • امپراتوری آلمان، تحت حکومت خاندان هوهنزولرن (۱۸۷۱-۱۹۱۸): «رایش دوم»، عصر پسر. پس از دوره جمهوری وایمار (۱۹۱۸ به بعد)، که در طی آن مشروطه‌خواهی، پارلمان‌گرایی و حتی صلح‌طلبی غالب بود، این دوره‌ها با «رایش سوم»، عصر روح‌القدس دنبال شدند. اگرچه ون دن بروک هنگام ملاقات با هیتلر در سال ۱۹۲۲ تحت تأثیر او قرار نگرفت و به حزب نازی نپیوست، با این وجود نازی‌ها اصطلاح «رایش سوم» را برای نام‌گذاری دولت تمامیت‌خواهی که می‌خواستند پس از به قدرت رسیدن تأسیس کنند، به کار بردند و در سال ۱۹۳۳ در این کار موفق شدند. با این حال، بعدها، مقامات نازی استفاده غیررسمی از «رایش سوم» را در سراسر مطبوعات آلمان در تابستان ۱۹۳۹ ممنوع کردند و به آنها دستور دادند که منحصراً از اصطلاحات رسمی‌تری مانند «رایش آلمان»، «رایش آلمان بزرگ» و «آلمان ناسیونال سوسیالیست» استفاده کنند.[۴۶]

در اوایل دوران رایش سوم، بسیاری از آلمانی‌ها هیتلر را مسیح آلمانی نیز می‌دانستند، به خصوص زمانی که او گردهمایی‌های نورنبرگ را رهبری می‌کرد، گردهمایی‌هایی که از آن پس سالانه (۱۹۳۳-۱۹۳۸) در تاریخی کمی قبل از اعتدال سپتامبر در نورنبرگ برگزار می‌شدند.

هیتلر در سخنرانی خود در ۲۷ نوامبر ۱۹۳۷، در مورد برنامه‌های خود برای تخریب و بازسازی بخش‌های عمده‌ای از برلین اظهار نظر کرد:

[...] برای ساختن شهری هزار ساله برابر با شهری که مردمانی هزار ساله با گذشته تاریخی و فرهنگی هزار ساله برای آینده‌ای نامعلوم که پیش روی آنهاست [...].

[...] برای ساختن شهری هزارساله [با شکوه و جلال] درخور مردمی هزار ساله با گذشته تاریخی و فرهنگی هزار ساله، برای آینده‌ای بی‌پایان [شکوهمند] آن [...]

پس از تلاش ناموفق آدولف هیتلر برای اجرای سلطنت هزار ساله، واتیکان بیانیه‌ای رسمی صادر کرد مبنی بر اینکه ادعاهای هزاره‌گرایی را نمی‌توان با خیال راحت آموزش داد و متون مقدس مرتبط در مکاشفه (که آخرالزمان نیز نامیده می‌شود) باید به صورت معنوی درک شوند. برنارد لفروا، نویسنده کاتولیک، نوشت:

«هزاره» عمداً در اینجا به اشتباه نوشته شده است که نشان‌دهنده اشتباه در صفحه خارجی است. -->: [...] از آنجایی که دفتر مقدس (۲۱ ژوئیه ۱۹۴۴) حکم داد که نمی‌توان با اطمینان گفت که مسیح در بازگشت دوم خود، تنها با برخی از مقدسین خود (که از مردگان برخاسته‌اند) برای مدتی قبل از داوری نهایی و جهانی، به طور مرئی سلطنت خواهد کرد، یک هزاره معنوی در آخرالزمان ۲۰:۴-۶ دیده می‌شود. یوحنای قدیس خلاصه‌ای از فعالیت شیطان و سلطنت معنوی مقدسین با مسیح در آسمان و در کلیسای او بر روی زمین را ارائه می‌دهد.

— [۴۷]

آرمان‌شهرگرایی

[ویرایش]

مفاهیم اولیه مسیحی هزاره‌گرایی در طول قرن‌های آینده، پیامدهایی بسیار فراتر از دغدغه‌های صرفاً مذهبی داشت، چرا که نظریه‌پردازان مختلف آنها را با ایده‌های آرمان‌شهر ترکیب و تقویت کردند.

در پی تفکر هزاره اولیه، فلسفه سه عصر توسعه یافت. راهب و متکلم ایتالیایی، یواخیم اهل فیوره (درگذشته ۱۲۰۲)، تمام تاریخ بشر را به عنوان توالی سه عصر می‌دید:

  1. عصر پدر (عهد عتیق)
  2. عصر پسر (عهد جدید)
  3. عصر روح‌القدس (عصری که با عروج مسیح به آسمان آغاز شد و پاراکلیت، شخص سوم تثلیث مقدس، را برای هدایت مؤمنان باقی گذاشت) اعتقاد بر این بود که عصر روح القدس در ح. ۱۲۶۰ آغاز می‌شود و از آن پس همه مؤمنان به عنوان راهبان، با تغییر شکل عرفانی و سرشار از ستایش خدا، به مدت هزار سال زندگی خواهند کرد تا روز داوری به تاریخ سیاره ما پایان دهد. تقسیم‌بندی‌های یواخیم فیوره‌ای از زمان تاریخی نیز تأثیر زیادی بر جنبش عصر جدید گذاشت، که فلسفه سه عصر را به اصطلاحات نجومی تبدیل کرد و اعتدال بهاری نیمکره شمالی را به صورت‌های فلکی مختلف زودیاک مرتبط ساخت. در این سناریو، عصر پدر به عصر حمل، عصر پسر به عصر حوت و عصر روح القدس به عصر جدید دلو تغییر نام یافت. ظاهراً عصر فعلی که به «عصر دلو» معروف است، شاهد ایجاد تعدادی از تغییرات بزرگ برای بشریت خواهد بود،[۴۸] منعکس‌کننده ویژگی‌های معمول برخی از مظاهر هزاره‌گرایی.[۴۹]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "9145 Messianic age - Dictionary of Bible Themes - Bible Gateway". www.biblegateway.com (به انگلیسی). Retrieved 2024-04-09.
  2. Revelation 20:2–3
  3. Revelation 20:4–6
  4. "Theology Today – Vol 53, No. 4 – January 1997 – ARTICLE – Paul Tillich and the Millenialist Heritage". 2005-01-03. pp. 464–476. Archived from the original on 2005-01-03. Retrieved 2023-06-16.
  5. Blomberg, Craig L.; Chung, Sung Wook (2009-02-01). A Case for Historic Premillennialism: An Alternative to "Left Behind" Eschatology (به انگلیسی). Baker Academic. ISBN 978-1-4412-1056-2 – via Google Books.
  6. Davies and Allison. A Critical and Exegetical Commentary on the Gospel according to Saint Matthew, Volume 1, ICC. p. 13.
  7. "Historic Premillennialism". Monergism. Retrieved 26 February 2018.
  8. Chung, Sung Wook; Mathewson, David L. (2018-08-27). Models of Premillennialism (به انگلیسی). Wipf & Stock Publishers. ISBN 978-1-5326-3769-8 – via Google Books.
  9. Chung, Sung Wook; Mathewson, David L. (2018-08-27). Models of Premillennialism (به انگلیسی). Wipf & Stock Publishers. ISBN 978-1-5326-3771-1 – via Google Books.
  10. "Philip Schaff: ANF01. The Apostolic Fathers with Justin Martyr and Irenaeus – Christian Classics Ethereal Library". www.ccel.org. Volume 2, p. 382. Retrieved 2023-06-16. Among the Apostolic Fathers Barnabas is the first and the only one who expressly teaches a pre-millennial reign of Christ on earth. He considers the Mosaic history of the creation a type of six ages of labor for the world, each lasting a thousand years, and of a millennium of rest, since with God 'one day is as a thousand years.' Millennial Sabbath on earth will be followed by an eight and eternal day in a new world, of which the Lord's Day (called by Barnabas 'the eighth day') is the type
  11. Insruct. adv. Gentium Deos, pp. 43, 44.
  12. According to the Encyclopedia of the Early Church "Commodian (mid 3rd century) takes up the theme of the 7000 years, the last of which is the millennium (Instr. II 35, 8 ff.)." M. Simonetti, "Millenarism," p. 560.
  13. Against Marcion, book 3, chapter 25
  14. Simonetti writes in the Encyclopedia of the Early Church "We know that Melito was also a millenarian" regarding Jerome's reference to him as a chiliast. M. Simonetti, "Millenarism," p. 560.
  15. Note this is Victorinus of Pettau not Marcus Piav(v)onius Victorinus the Gaelic Emperor
  16. In his Commentary on Revelation and from the fragment De Fabrica Mundi (Part of a commentary on Genesis). Jerome identifies him as a premillennialist.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Foster, K. Neill; Fessenden, David E. (2007-02-01). Essays on Premillennialism: A Modern Reaffirmation of an Ancient Doctrine (به انگلیسی). Moody Publishers. ISBN 978-1-60066-959-0 – via Google Books.
  18. Foster, K. Neill; Fessenden, David E. (2007-02-01). Essays on Premillennialism: A Modern Reaffirmation of an Ancient Doctrine (به انگلیسی). Moody Publishers. ISBN 978-1-60066-959-0 – via Google Books.
  19. Eusebius, 3.28.1–2
  20. De Principiis, 2.11.2–3
  21. Eusebius, Church History, 7.24.3; 7.25
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Schaff, Philip. "Philip Schaff: ANF01. The Apostolic Fathers with Justin Martyr and Irenaeus – Christian Classics Ethereal Library". www.ccel.org. Retrieved 2022-11-06.
  23. Olson, Roger E. (2005). The SCM Press A-Z of Evangelical Theology (به انگلیسی). Hymns Ancient and Modern Ltd. ISBN 978-0-334-04011-8 – via Google Books.
  24. G. Folliet, "La typologie du sabbat chez Saint Augustin. Son interpretation millénariste entre 386 et 400 بایگانی‌شده در ۲۰۱۱-۰۷-۱۸ توسط Wayback Machine," REAug 2 (1956):371-90. Referenced in David R. Anderson, "The Soteriological Impact of Augustine's Change From Premillennialism to Amillennialism: Part One," The Journal of the Grace Evangelical Society, Vol. 15 (Spring 2002), 27. Johannes Quasten also writes "Augustine made a "short shrift of millenarianism after having accepted it at first himself (De civ. Dei 20, 7; Serm 259.2) by explaining Apoc. 20:1-5 in an allegorical sense (it regards the spiritual resurrection of the body – real bodies even though no longer corruptible)" (De civ. Dei 22, 1-28)." Johannes Quasten, Patrology, Vol. 4 (Westminster, Maryland: Christian Classics, Inc.), 452.
  25. Kirsch, J.P. Transcribed by Donald J. Boon. Millennium and Millenarianism
  26. Revelation 20:1–6
  27. Catechism of the Catholic Church. Imprimatur Potest +Joseph Cardinal Ratzinger. Doubleday, New York, 1995, p. 194.
  28. Studies in the Scriptures, Volume One, The Divine Plan of the Ages, Study IX, "Ransom and Restitution," pp. 149–152
  29. "Who Goes to Heaven?". Jehovah's Witnesses. Archived from the original on 29 May 2021. Retrieved 19 July 2021.
  30. Dunn, Emily (27 May 2015). Lightning from the East: Heterodoxy and Christianity in Contemporary China. BRILL. ISBN 9789004297258 – via Google Books.
  31. Teigen, Arne Helge (2020). "Profetiene om Donald Trump, USA og NAR-bevegelsen: En kritisk undersøkelse av profetier om Donald Trump, USA og Guds rike innen New Apostolic Reformation-bevegelsen" [Prophecies about Donald Trump, the USA and the NAR movement: A critical examination of prophecies about Donald Trump, the United States, and the Kingdom of God within the New Apostolic Reformation movement] (PDF). Theofilos (به نروژی). 12 (2–3): 296–297.
  32. Geivett, R. Douglas; Pivec, Holly (December 2014). "A New 'Reformation' That Many Don't Realize They've Joined". God's Super-Apostles: Encountering the Worldwide Prophets and Apostles Movement. Weaver – via Biola University.
  33. Compare: Tabor, James D. (2011). "13: Ancient Jewish and Early Christian Millennialism". In Wessinger, Catherine (ed.). The Oxford Handbook of Millennialism. Oxford Handbooks (reprint ed.). New York: Oxford University Press (published 2016). p. 254. ISBN 9780190611941. Retrieved 2019-02-05 – via Google Books. Millennialism, as it developed in emerging forms of Judaism around 200 B.C.E., was a response to a much older conceptual problem and a specific historical crisis brought on by a program of Hellenization initiated by the Macedonian ruler, Antiochus IV (r. 175–164 B.C.E.), a successor of Alexander the Great (256–323 B.C.E.), who had conquered Syria-Palestine in 332 B.C.E.
  34. Gerschom Scholem, Sabbatai Sevi, the mystical messiah (London: Routledge, 1973). Scholem also gives examples of other Jewish millennialist movements.
  35. "Sunan Abi Dawud 4285 - The Promised Deliverer (Kitab Al-Mahdi) كتاب المهدي".
  36. "Bahá'í Reference Library – The Kitáb-i-Íqán, Pages 161–200". reference.bahai.org. p. 199 specifically. Retrieved 2023-06-16.
  37. McMullen, Michael D. (2000). The Baha'i: The Religious Construction of a Global Identity. Atlanta, Georgia: Rutgers University Press. p. 7. ISBN 0-8135-2836-4 – via Google Books.
  38. "Bahá'í Reference Library – The Kitáb-i-Aqdas, Pages 19–34". reference.bahai.org. gr. 37. Retrieved 2023-06-16.
  39. Bailey, Alice A. The Externalisation of the Hierarchy, New York: 1957 Lucis Publishing Co., p. 530
  40. Bailey, Alice A. The Reappearance of the Christ, New York: 1948 Lucis Publishing Co.
  41. Bromley, David G. (2003). "Violence and New Religious Movements". In Lewis, James R. (ed.). The Oxford Handbook of New Religious Movements. Oxford Handbooks in Religion and Theology. Vol. 1 (reprint ed.). New York: Oxford University Press (published 2008). p. 148. ISBN 9780195369649. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. Groups with millennial/apocalyptic expectations have been proposed to be prone to violence due to their fiery rhetoric condemning the existing social order and separation from that order. [...] However, there does not appear to be any simple connection between millennialism and violence. [...] While millennialism as a general form may not be linked to violence, there have been several suggestions that specific types of millennialism may be so connected.
  42. Compare: Walliss, John (2011). "Fragile Millennial Communities and Violence". In Wessinger, Catherine (ed.). The Oxford Handbook of Millennialism. Oxford Handbooks Series (reprint ed.). Oxford: Oxford University Press (published 2016). p. 224. ISBN 9780190611941. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. Like all religious groups, Wessinger argues, millennial groups possess an 'ultimate concern' [...] When this concern – or 'millennial goal' – is threatened in some way, a group that possesses a radically dualistic perspective may in some cases seek to preserve or fulfill their goal through acts of violence. [...] By contrast, revolutionary millennial movements are likely to engage in pre-emptive, offensive actions, believing 'that revolutionary violence is necessary to become liberated from their persecutors and to set up the righteous government and society' [...]. [...] Finally, [...] Wessinger adds the category of fragile millennial groups, where violence stems from a combination of internal pressures and the perception or experience of external opposition.
  43. Bromley, David G. (2003). "Violence and New Religious Movements". In Lewis, James R. (ed.). The Oxford Handbook of New Religious Movements. Oxford Handbooks in Religion and Theology. Vol. 1 (reprint ed.). New York: Oxford University Press (published 2008). p. 148. ISBN 9780195369649. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. With progressive millennialism, transformation of the social order is gradual and humans play a role in fostering that transformation.
  44. Bromley, David G. (2003). "Violence and New Religious Movements". In Lewis, James R. (ed.). The Oxford Handbook of New Religious Movements. Oxford Handbooks in Religion and Theology. Vol. 1 (reprint ed.). New York: Oxford University Press (published 2008). p. 148. ISBN 9780195369649. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. Catastrophic millennialism deems the current social order as irrevocably corrupt, and total destruction of this order is necessary as the precursor to the building of a new, godly order.
  45. Lewis (2004). Lewis, James R. (ed.). The Oxford Handbook of New Religious Movements. Oxford University Press. ISBN 0-19-514986-6.
  46. Schmitz-Berning, Cornelia (2000). Vokabular des Nationalsozialismus [Vocabulary of National Socialism] (به آلمانی). Berlin: Walter de Gruyter GmbH & Co. KG. pp. 159–160 – via Google Books.
  47. LeFrois, Bernard J. Eschatological Interpretation of the Apocalypse. The Catholic Biblical Quarterly, Vol. XIII, pp. 17–20; Cited in: Culleton R. G. The Reign of Antichrist, 1951. Reprint TAN Books, Rockford (IL), 1974, p. 9 and in: Culleton, R. Gerald (1951). The Reign of Antichrist. TAN Books (published 2009). ISBN 9781505102918. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. [...] Since the Holy Office decreed (July 21, 1944) that it cannot be safely taught that Christ at His Second Coming will reign visibly with only some of His saints (risen from the dead) for a period of time before the final and universal judgment, a spiritual millenium is to be seen in Apoc. 20:4–6. St. John gives a recapitulation of the activity of Satan, and the spiritual reign of the saints with Christ in heaven and in His Church on earth.
  48. Bogdan, Henrik (5 September 2012). "Envisioning the Birth of a New Aeon: Dispensationalism and Millenarianism in the Thelemic Tradition". In Bogdan, Henrik; Starr, Martin P. (eds.). Aleister Crowley and Western Esotericism. Oxford: Oxford University Press (published 2012). ISBN 9780199996063. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. The New Age was commonly also defined in astrological terms, with the Age of Pisces said to be supplanted by the Age of Aquarius. The consequent evolutionary leap in the development of humankind was often portrayed as heralding a fundamental change in the understanding of the relationship between human beings and the universe. Such thought culminated in the blossoming of the New Age movement of the 1960s and early 1970s, with its characterization of the Age of Aquarius as the embodiment of holistic principles [...]. [...] the New Age would be marked by peace and harmony.
  49. Compare: Landes, Richard (2006). "Millenarianism and the Dynamics of Apocalyptic Time". In Newport, Kenneth G. C.; Gribben, Crawford (eds.). Expecting the End: Millennialism in Social and Historical Context. Waco, Texas: Baylor University Press. p. 11. ISBN 9781932792386. Retrieved 30 August 2020 – via Google Books. Transformational millennialism tends to foster programs of radical and often unrealistic social change [...]. [...] Currently, the most prominent form of transformational millennialism comes from the New Age movements set in motion by the millennial wave of the 1960s: environmentally harmonized communes.