هزارتوی پن
| هزارتوی پن | |
|---|---|
پوستر اکران سینما | |
| کارگردان | گیرمو دل تورو |
| تهیهکننده |
|
| نویسنده | گیرمو دل تورو |
| بازیگران | |
| راوی | پابلو آدان |
| موسیقی | خاویر نابارته |
| فیلمبردار | گییرمو نابارو |
| تدوینگر | برنات ویلاپلانا |
شرکتهای تولید |
|
| توزیعکننده | برادران وارنر پیکچرز |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۱۹ دقیقه[۱] |
| کشور |
|
| زبان | اسپانیایی |
| هزینهٔ فیلم | ۱۹ میلیون دلار[۳] |
| فروش گیشه | ۸۳٫۹ میلیون دلار[۳] |
هزارتوی پن (اسپانیایی: El laberinto del fauno) فیلمی اسپانیاییزبان در ژانر خیالپردازی تاریک به نویسندگی و کارگردانی گیرمو دل تورو است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.[۴][۵] بازیگران فیلم ایوانا باکرو، سرژی لوپس، ماریبل وردو، داگ جونز، و آریانا خیل هستند. فیلم پنج سال پس از جنگ داخلی اسپانیا و در اوایل دورهٔ فرانکوئیست جریان دارد و دنیای واقعی را با دنیای اسطورهای مرتبط میکند.
دل تورو گفته که این داستان را نوعی تمثیل میداند و تحت تأثیر قصههای پریان ساخته شده است. این فیلم به موضوعاتی میپردازد که در فیلم قبلی دل تورو، ستون فقرات شیطان (۲۰۰۱)، نیز مطرح شده بودند و هزارتوی پن به گفته دل تورو، دنباله معنوی برای آن فیلم است. این فیلم یک همکاری بینالمللی بین اسپانیا و مکزیک محسوب میشود.
هزارتوی پن در ۲۷ مهٔ ۲۰۰۶ در جشنوارهٔ فیلم کن به نمایش درآمد و در ۱۱ اکتبر بهوسیلهٔ برادران وارنر پیکچرز در اسپانیا اکران شد. این فیلم با تحسین گستردهٔ منتقدان همراه بود و جلوههای ویژه، کارگردانی، فیلمبرداری و اجراها مورد ستایش قرار گرفت. هزارتوی پن بیش از ۸۳ میلیون دلار در گیشه فروش داشت و جوایز مختلفی از جمله سه جایزهٔ اسکار و سه جایزهٔ بفتا کسب کرد. از آن زمان، هزارتوی پن به عنوان شاهکار دل تورو شناخته شده است و یکی از بهترین فیلمهای فانتزی، و همچنین یکی از برجستهترین فیلمهای دهه ۲۰۰۰، قرن بیست و یکم و حتی تاریخ سینما بهشمار میرود.[۶][۷][۸][۹]
داستان
[ویرایش]در قصهای پریان، پرنسس موانا که پدرش پادشاه دنیای مردگان است، به دنیای انسانها سفر میکند. نور خورشید چشمانش را میزند و حافظهاش را پاک میکند، او تبدیل به انسانی فانی میشود و در نهایت میمیرد. پادشاه باور دارد که روحش روزی به دنیای زیرزمینی بازمیگردد، بنابراین در سراسر جهان هزارتوهایی میسازد که حکم دروازههای ورودی به آن جهان را دارند، تا برای بازگشت او آماده باشد.
در اسپانیای فرانکو سال ۱۹۴۴، دختری دهساله به نام اوفلیا همراه مادر باردارش، کارمن، به دیدار کاپیتان ویدال، نامادری جدیدش میرود. ویدال که افسر گارد مدنی و طرفدار فالانژ است، مأمور شکار مبارزان مقاومت اسپانیایی، معروف به ماکیس، شده است. یک حشره چوبی بزرگ که اوفلیا آن را یک پری میپندارد، او را به داخل هزارتویی باستانی میبرد، اما مرسدس، خانهدار ویدال که بهطور مخفیانه از برادرش پدرو و دیگر اعضای ماکیس حمایت میکند، جلویش را میگیرد. همان شب، آن حشره به شکل پری درمیآید و اوفلیا را از میان هزارتو راهنمایی میکند. او در آنجا با یک فائون ملاقات میکند که باور دارد او تجسم دوباره پرنسس مواناست. فاون کتابی به او میدهد و میگوید سه وظیفه دارد که باید انجام دهد تا جاودانگی را به دست آورد و به قلمرو خود بازگردد.
در یک مهمانی رسمی، ویدال اعلام میکند که میخواهد مواد غذایی و آذوقه را در انبار جمعآوری کند تا مقاومت و همدستانش را ضعیف کند. مردم محلی فقط از طریق کارتهای سهمیهبندی به این آذوقه دسترسی دارند. ویدال انبار را با یک قفل بزرگ میبندد و مرسدس وانمود میکند که کلید یگانهای به او داده است.
اوفلیا نخستین وظیفهاش را انجام میدهد و کلیدی را از شکم قورباغهای غولپیکر بیرون میآورد، اما نگران حال مادرش میشود که رو به وخامت است. فاون به او ریشهای به نام ماندراک میدهد و دستور میدهد آن را زیر تخت مادرش نگه دارد و بهطور مرتب با خون تغذیهاش کند، کاری که به بهبود بیماری مادر کمک میکند. اوفلیا با همراهی سه پری راهنما و یک تکه گچ جادویی، دومین وظیفه را انجام میدهد؛ گرفتن یک خنجر از لانه موجودی به نام مرد رنگپریده، که بچهها را میخورد. با وجود هشدار فاون که چیزی نخور، او دو انگور میخورد و موجود بیدار میشود. مرد رنگپریده دو پری را میبلعد و اوفلیا را تعقیب میکند، اما او موفق به فرار میشود. فاون از سرپیچیاش خشمگین شده و سومین وظیفه را به او نمیدهد و او را رها میکند.
در این میان، اوفلیا شاهد خشونت و بیرحمی ویدال در تعقیب ماکیس میشود. پس از کشتن دو کشاورز محلی (که تنها خرگوش شکار میکردند)، ویدال یک اسیر ماکیس را بازجویی و شکنجه میکند که لکنت دارد و وقتی ویدال از او میخواهد بدون لکنت تا سه بشمرد، موفق نمیشود و آسیب میبیند. دکتر فریرو به مراقبت از اسیر میپردازد اما با درخواست خودش او را آرام میکند. وقتی ویدال میفهمد دکتر با ماکیس همکاری میکند، او را میکشد. او بعداً اوفلیا را در حال مراقبت از ریشه مندریک میبیند و این را دیوانگی میداند، چرا که او را به قصههای پریان معتاد میداند. کارمن هم موافقت میکند و ریشه را در آتش میاندازد. او فوراً دچار دردهای زایمان میشود و هنگام تولد پسر ویدال میمیرد.
چند روز بعد، ماکیس حملهای ترتیب میدهد تا توجه ویدال و سربازانش را منحرف کند و آذوقهها را با کلید دوم که مرسدس به پدرو داده بود، از انبار بدزدند. وقتی ویدال به انبار برمیگردد، متوجه میشود که قفل شکسته نشده است.
مرسدس که به عنوان جاسوس لو رفته، تلاش میکند با اوفلیا فرار کند اما دستگیر میشوند. اوفلیا در اتاقش حبس میشود و مرسدس برای بازجویی برده میشود، چرا که اسیر لکنتدار قبل از مرگش او را بهطور غیرمستقیم لو داده بود و همچنین مقدار زیادی آذوقه از انبار را همراه داشت که شک ویدال را تأیید میکرد. مرسدس فرار میکند و در فرار، ویدال را زخمی میکند تا به ماکیس بپیوندد. فاون که نظرش دربارهٔ دادن سومین وظیفه به اوفلیا تغییر کرده، بازمیگردد و به او میگوید نوزاد تازه به دنیا آمدهاش را به هزارتو بیاورد تا وظیفه آخر را انجام دهد. اوفلیا نوزاد را برمیدارد و به داخل هزارتو فرار میکند. ویدال در تعقیب اوست و ماکیس نیز به یک پایگاه گارد مدنی حمله میکند.
اوفلیا در مرکز هزارتو با فاون ملاقات میکند. فاون پیشنهاد میدهد مقدار کمی از خون نوزاد گرفته شود چون انجام وظیفه سوم و بازکردن دروازه به دنیای زیرزمینی نیازمند خون یک بیگناه است، اما اوفلیا حاضر نیست به برادرش آسیبی برساند. ویدال او را در حال صحبت با فاون میبیند که خود نمیتواند ببیند. فاون میرود و ویدال نوزاد را از دست اوفلیا میگیرد و او را به رگبار میبندد. ویدال به ورودی هزارتو بازمیگردد، جایی که ماکیس از جمله مرسدس و پدرو او را محاصره کردهاند. وقتی میفهمد کشته خواهد شد، نوزاد را به مرسدس میسپارد و میخواهد که پسرش زمان مرگش را بداند، چون میخواهد ساعت جیبیاش را همانطور که پدرش در جنگ شکسته بود، بشکند. مرسدس پاسخ میدهد که پسرش حتی نام پدرش را هم نخواهد دانست و پدرو ویدال را به قتل میرساند.
مرسدس وارد هزارتو میشود و به اوفلیا که در حال مرگ است، آرامش میدهد. قطرات خون اوفلیا بر پلههای مارپیچی سنگی میچکد و روی محرابی میافتد. اوفلیا، لباسپوشیده و سالم، در تالار طلایی تاج و تخت ظاهر میشود. پادشاه دنیای زیرزمینی به او میگوید که با انتخاب ریختن خون خود به جای خون دیگری، آخرین آزمون را با موفقیت پشت سر گذاشته است. فاون او را تحسین میکند و با عنوان «عالیجناب» خطابش میکند. ملکه دنیای زیرزمینی، مادرش، او را دعوت میکند تا کنار پدرش بنشیند و همراه او حکومت کند. در هزارتوی سنگی، اوفلیا با لبخند میمیرد.
پایان داستان سرنوشت پرنسس موانا را کامل میکند و میگوید که او به دنیای زیرزمینی بازگشت، سالها با مهربانی و عدالت حکومت کرد و ردپای کمی از حضورش در دنیای انسانها باقی گذاشت، ردپایی که «فقط برای کسانی دیده میشود که میدانند کجا را باید نگاه کنند.»
بازیگران
[ویرایش]- ایوانا باکرو در نقش اوفلیا / پرنسس موانا، کودکی که باور دارد تجسم دوباره پرنسسی از دنیای زیرزمینی است. دل تورو دربارهٔ انتخاب بازیگر نقش اصلی نگران بود و گفت پیدا کردن این بازیگر اسپانیایی ۱۰ ساله کاملاً اتفاقی بود. (فیلمبرداری بین ژوئن تا اکتبر ۲۰۰۵ انجام شد که او ۱۱ ساله بود) «شخصیتی که من نوشته بودم در ابتدا کمی کوچکتر بود، حدود ۸ یا ۹ ساله، اما ایوانا آمد و کمی بزرگتر بود، با موهای فر که هرگز تصور نمیکردم دختر اینطور باشد. اما من از اولین خواندنش خیلی خوشم آمد، همسرم گریه کرد و فیلمبردار هم پس از خواندن او گریه کرد و من مطمئن شدم ایوانا بهترین بازیگری بود که تا آن موقع دیده بودم، اما میدانستم باید فیلمنامه را برای سن او تغییر دهم.» باکرو میگوید دل تورو برای کمک به درک بهتر فضای فیلم و احساسات اوفلیا، کمیکها و قصههای پریان زیادی برایش فرستاد. او فیلم را «شگفتانگیز» توصیف میکند و معتقد است فیلم همزمان میتواند درد، غم، ترس و شادی را به مخاطب منتقل کند.
- سرژی لوپس در نقش کاپیتان ویدال، نامادری جدید اوفلیا که افسر گارد مسلح و طرفدار فالنژیسم است. دل تورو یک سال و نیم قبل از فیلمبرداری در بارسلونا با لوپز ملاقات کرد تا او را برای این نقش دعوت کند. در برخی مناطق اسپانیا لوپز به عنوان بازیگری ملودراماتیک یا کمدی شناخته میشد و تهیهکنندگان مادرید به دل تورو گفتند: «باید مراقب باشی چون تو مکزیکی هستی و اینجا را نمیدانی، اما این بازیگر نمیتواند نقش را به درستی اجرا کند.» دل تورو پاسخ داد: «من نمیدانم یا نمیدانم، بلکه اهمیتی نمیدهم.» لوپز دربارهٔ نقش خود گفت: «این بدترین شخصیت شروری است که در کارنامهام داشتهام. شخصیت آنقدر قوی و خوب نوشته شده که قابل بهتر شدن نیست. ویدال روانی و قاتلی است که نمیتوان از او دفاع کرد. هرچند شخصیت پدرش سرنوشتش را شکل داده و علت اختلال ذهنیاش است، اما این بهانهای برای توجیه اعمال ظالمانه و ترسویانهاش نیست. فیلم هیچ توجیهی برای فاشیسم ارائه نمیدهد که به نظرم عالی است.»
- ماریبل وردو در نقش مرسدس، خانهدار ویدال. دل تورو وردو را به خاطر «غم عمیقی که در او دیده بود و فکر میکرد برای این نقش مناسب است» انتخاب کرد.
- داگ جونز در نقش فاون و مرد رنگپریده. به عنوان فاون، جونز اوفلیا را به دنیای فانتزی راهنمایی میکند. به عنوان مرد رنگپریده، او نقش هیولایی زشت با اشتهای وحشتناک برای خوردن کودکان را بازی میکند. جونز قبلاً با دل تورو در فیلمهای «میمیک» و «هلبوی» همکاری کرده بود. دل تورو برای دعوت از او ایمیلی فرستاد که در آن نوشته بود: «تو باید در این فیلم باشی. هیچکس جز تو نمیتواند این نقش را بازی کند.» جونز با شور و شوق نسخه انگلیسی فیلمنامه را خواند اما وقتی فهمید فیلم به زبان اسپانیایی است و زبان را بلد نیست، ترسید. دل تورو پیشنهاد داد متن را به صورت فونتیک یاد بگیرد اما جونز ترجیح داد خودش کلمات را یاد بگیرد. او گفت: «با جدیت کامل کلمات را حفظ کردم و قبل از شروع فیلمبرداری تلفظ را تا حدی درست یادگرفتم.» او در روز حدود پنج ساعت وقت داشت که هنگام آماده شدن لباس و آرایش، کلمات را تمرین کند. در نهایت دل تورو تصمیم گرفت صدای جونز را با صدای پابلو آدان، بازیگر تئاتر، دوبله کند، اما تلاشهای جونز ارزشمند بود چون دوبلور توانست هماهنگ با حرکات دهان او صحبت کند. نقش دوگانه جونز این تصور را ایجاد میکند که مرد رنگپریده (همراه با قورباغه) یا ساخته فاون است یا خود فاون در شکل دیگری ظاهر شده است.
- آریانا خیل در نقش کارمن / ملکه دنیای زیرزمینی، مادر اوفلیا و همسر ویدال.
- آلکس آنگولو در نقش دکتر فریرو، پزشکی که به ویدال خدمت میکند اما مخالف فرانکو است.
- مانولو سولو در نقش گارسس، یکی از افسران ویدال.
- سزار وئا در نقش سرانو، یکی از افسران ویدال.
- روژه کاساماژور در نقش پدرو، برادر مرسدس و یکی از اعضای ماکیس.
- فدریکو لوپی در نقش پادشاه دنیای زیرزمینی، پدر اوفلیا.
- پابلو آدان به عنوان راوی / صدای فاون.
بازخورد
[ویرایش]در وبگاه جمعآوری نقد راتن تومیتوز، ٪۹۵ از ۲۳۶ بررسی منتقدان مثبت است، و میانگینِ امتیاز آن ۸٫۶۱/۱۰ است. اجماع این وبگاه چنین مینویسد: «هزارتوی پن، آلیس در سرزمین عجایب برای بزرگسالان است، همراه با وحشتهای حقیقی و فانتزی که با هم در افسانهای خارقالعاده و مسحورکننده ترکیب شدهاند.»[۱۰] این فیلم در متاکریتیک که از میانگین وزنی استفاده میکند، بر اساس نظر ۳۷ منتقدین امتیاز ۹۸ از ۱۰۰ را کسب کرده که نشانگر «تحسین همگانی» است.[۱۱] هزارتوی پن در متاکریتیک دارای بالاترین امتیاز در میان فیلمهای دههٔ ۲۰۰۰ است.[۱۲] این فیلم در زمان نمایش در جشنواره فیلم کن، ۲۲ دقیقه مورد تشویق ایستاده تماشاگران قرار گرفت که یکی از طولانیترین تشویق ها در تاریخ جشنواره است.[۱۳] همچنین در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو ۲۰۰۶ که اولین اکران آن در قارهٔ آمریکا بود، مورد تشویق قرار گرفت.[۱۴] راجر ایبرت هزارتوی پن را بهترین فیلم سال ۲۰۰۶ و یکی از بهترین فیلمهای فهرستش معرفی کردهاست.[۱۵]
جوایز
[ویرایش]- برنده جایزه بهترین فیلمبرداری انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا
- برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای گییرمو نابارو
- برنده جایزه اسکار بهترین چهرهپردازی برای مونتسه ریبه
- برنده جایزه اسکار بهترین طراحی صحنه
- نامزد جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم برای خاویر نابارته
- نامزد اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی برای گیرمو دل تورو
- نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان
منابع
[ویرایش]- ↑ "EL LABERINTO DEL FAUNO – PAN'S LABYRINTH (15)". هیئت ردهبندی سنی فیلمهای بریتانیا. 6 July 2006. Retrieved 13 April 2013.
- ↑ (78% Spanish production, 22% Mexican production) "EL LABERINTO DEL FAUNO" (PDF). Retrieved 21 June 2015.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ "Pan's Labyrinth (2006) - Box Office Mojo". boxofficemojo.com. Archived from the original on 16 September 2017. Retrieved 6 April 2018.
- ↑ Shafer, Craig (18 January 2007). "Amazing journey: Fantasy both frightening and beautiful lurks in this award-winning labyrinth". The New Times SLO. Archived from the original on 22 March 2016. Retrieved 24 January 2007.
- ↑ Spelling, Ian (25 دسامبر 2006). "Guillermo Del Toro and Ivana Baquero escape from a civil war into the fairytale land of Pan's Labyrinth". سای فای (شبکه تلویزیونی). Archived from the original on 9 June 2008. Retrieved 27 January 2007.
- ↑ O'Neill, Phelim (21 October 2010). "Pan's Labyrinth: No 24 best sci-fi and fantasy film of all time". The Guardian. Archived from the original on 18 June 2023. Retrieved 18 June 2023.
- ↑ "Pan's Labyrinth is Still Guillermo del Toro's Best Movie". Screen Rant. 2 January 2017. Archived from the original on 18 June 2023. Retrieved 18 June 2023.
- ↑ "Guillermo del Toro Films Ranked — from Worst to Best". 17 December 2021. Archived from the original on 18 June 2023. Retrieved 18 June 2023.
- ↑ "Hollywood Reporter Critics Pick the 50 Best Films of the 21st Century (So Far)". The Hollywood Reporter. 6 April 2023. Archived from the original on 18 June 2023. Retrieved 18 June 2023.
- ↑ "هزارتوی پن". راتن تومیتوز. فاندانگو مدیا.
- ↑ "هزارتوی پن". Metacritic. Red Ventures. Retrieved 27 July 2022.
- ↑ Dietz, Jason (17 December 2009). "The Best Movies of the Decade". Metacritic. Archived from the original on 3 July 2018. Retrieved 3 May 2012.
- ↑ Rodriguez, Rene (16 January 2007). "Director keeps Hollywood out of "Pan's Labyrinth"". The Seattle Times. Miami Herald. Retrieved 25 July 2007.
- ↑ "Pan's Labyrinth Receives Standing Ovation at Toronto Film Fest". FirstShowing.Net. 11 September 2006. Retrieved 20 August 2007.
- ↑ Ebert, Roger (23 November 2007). "The Best Movies of 2006". Chicago Sun Times. Retrieved 23 November 2007.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- فیلمهای ۲۰۰۶ (میلادی)
- فیلمها به زبان اسپانیایی
- برندگان بفتا بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان
- فیلمنامههای گیلرمو دل تورو
- فیلمها به کارگردانی گیلرمو دل تورو
- فیلمهای ادبیات گمانهزن مکزیک
- فیلمهای برگرفته از اسطورهشناسی یونانی-رومی
- فیلمهای برنده اسکار بهترین کارگردانی هنری
- فیلمهای برنده جایزه اسکار بهترین چهرهپردازی و آرایش مو
- فیلمهای برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
- فیلمهای برنده جایزه بفتا
- فیلمهای به تهیهکنندگی گییرمو دلتورو
- فیلمهای ترسناک ۲۰۰۶ (میلادی)
- فیلمهای ترسناک اسپانیایی
- فیلمهای ترسناک فراطبیعی اسپانیایی
- فیلمهای ترسناک فراطبیعی مکزیکی
- فیلمهای جنگی فراطبیعی
- فیلمهای خیالپردازی تاریک
- فیلمهای خیالپردازی مکزیک
- فیلمهای درام ۲۰۰۶ (میلادی)
- فیلمهای درام جنگی دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فیلمهای درام خیالپردازی اسپانیایی
- فیلمهای درام مکزیک
- فیلمهای درباره پدوفیلی
- فیلمهای درباره فاشیستها
- فیلمهای ضدفاشیسم
- فیلمهای فیلمبرداری شده در مادرید
- فیلمهای مکزیکی دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فیلمهای مکزیکی
- فیلمهای واقعشده در ۱۹۴۴ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در اسپانیا
- فیلمهای واقعگرایی جادویی
- فیلمهای هیولایی دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فیلمهای اسپانیاییزبان دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فیلمهای فانتزی دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فائونها در فرهنگ مردم
- فیلمهای درباره کودکان
- فیلمهای درباره تناسخ
- فیلمهای برادران وارنر
- فیلمها درباره پریها