هرودوت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
هرودوت
Herodotos Met 91.8.jpg
رونوشتی رومی (سدهٔ دوم میلادی) از بالاتنهٔ یونانی هرودوت متعلق به نیمهٔ نخست سدهٔ چهارم پیش از میلاد.
نام بومیἩρόδοτος
زادهحدود ۴۸۴ پیش از میلاد
هالیکارناس، کاریا، آناتولی
درگذشتحدود ۴۲۵ پیش از میلاد (در سن تقریباً ۶۰ سالگی)
تروئی، کالابریا یا پلا، مقدونیهٔ باستان
شغلتاریخ‌نگار
اثر(های) برجستهتاریخ هرودوت
والدین
  • لیخسس (پدر)
  • دریو (مادر)
خویشاوندان

هِرودوت (به یونانی: Ἡρόδοτος) نخستین تاریخ‌نگار یونانی‌زبان است که آثارش تا زمان ما، باقی مانده‌است. بر خلاف نویسندگانی که در آغاز کتاب خویش به شرح زندگی خود می‌پردازند، هرودت در ابتدای کتاب خود به این جملهٔ ساده بسنده کرده‌است که «هدف هرودوت هالیکارناسی از ارائهٔ نتایج پژوهش‌هایش در این‌جا آن است که گذر زمان، گرد فراموشی بر کارهای آدمیان و دستاوردهای بزرگ یونانیان و بربرها ننشاند و به‌ویژه علت درگیری‌های این دو قوم روشن شود.»[۱] اطلاعات ما دربارهٔ زندگی او بسیار متأخر است که عمدتاً از دو مقالهٔ دانش‌نامهٔ بیزانسی سودا گرفته شده‌است. بر پایهٔ این منبع، هرودوت در هالیکارناس زاده شده بود و در سال ۴۴۴ پیش از میلاد به تروئی در جنوب ایتالیای امروزی مهاجرت کرد که احتمال داده می‌شود در همان‌جا نیز درگذشته باشد.[۲]

با آنکه هرودوت اکثر عمرش را در جهان یونانی گذرانده، ولی از آنجا که زادگاهش در نخستین سال‌های زندگی وی زیر استیلای ایران بوده، با فرهنگ ایرانی نیز آشنا شد. گرچه با زبان فاتحان سرزمینش آشنا نبود ولی این فرصت برایش پیش‌آمد که از قوانین، مذهب و فرهنگ آن‌ها آگاهی یابد. این آشنایی با فرهنگ‌های یونان و ایران، او را با قدر و منزلت‌شان آشنا ساخت و سبب شد که دربارهٔ دشمنان یونان، قضاوتی منصفانه داشته باشد.[۳]

هرودوت برای نوشتن کتابش از شیوهٔ تاریخ‌نویسی روایی استفاده کرده‌است. به این معنا که از بین روایت‌های مختلف، تنها روایتی را ذکر کرده که می‌پنداشته از دیگر روایت‌ها صحیح‌تر است؛ منبع و سرچشمهٔ این روایت‌ها نیز غالباً شنیده‌های شفاهی او بوده‌اند. گرایش‌های سیاسی و مذهبی هرودوت نیز در تاریخ‌نگری و همچنین تاریخ‌نگاری او دخالت داشته‌اند؛ چنان‌که گرایش او به پریکلس و آتن باعث شده بود تا وقایع مرتبط با آتن را به سود آتنی‌ها ثبت کند و هرگاه مطلب یا گزارشی را دربارهٔ آنچه مورد پسند خود بود می‌شنید ولی به درستی آن باور نداشت، به تحلیل آن گزارش می‌پرداخت ولی این ریزبینی و تحلیل را در مواردی که احساسات مذهبی یا ملی او را جریحه‌دار نمی‌کند، نمی‌بینیم و هرجا که گزارش‌های او با مصلحت آتنی‌ها منافاتی نداشت، بی‌طرف بود ولی هرگاه منافع آتن در میان بود، هر گزارشی، ولو سخن‌های بیهوده را می‌پذیرفت. از نظر مذهبی نیز به خدایان و الهه‌های یونانی اعتقاد داشت و مشیت الهی را حاکم بر تاریخ می‌دانست.

پیشینهٔ خانوادگی و محیط زندگی هرودوت نیز در تاریخ‌نگاری و تفکر تاریخی او مؤثر بوده‌است. عموی هرودوت، شاعر و سیاست‌پیشه بود؛ او در ۹ هزار بیت به شرح پهلوانی‌های هراکلس پرداخته و در هفت هزار بیت حماسهٔ کوچ ایونی‌ها را سروده بود که در کتاب هرودوت نیز بارها به این موضوعات پرداخته شده‌است.

زندگی[ویرایش]

هرودوت، که در زبان یونانی هرودوتوس (Herodotus) به معنای آفریده و دادهٔ هرا خوانده می‌شود، کهن‌ترین تاریخ‌نگار یونانی‌زبان است که کتابش تواریخ تا زمان ما باقی‌مانده‌است. برخلاف نویسندگانی که در آغاز کتاب خویش به شرح زندگی خود می‌پردازند، هرودت در ابتدای کتاب خود به این جملهٔ ساده بسنده کرده‌است که «هدف هرودوت هالیکارناسی از ارائهٔ نتایح پژوهش‌هایش در این‌جا آن است که گذر زمان، گرد فراموشی بر کارهای آدمیان و دستاوردهای بزرگ یونانیان و بربرها ننشاند و به‌ویژه علت درگیری‌های این دو قوم روشن شود.»[۴] اطلاعات ما دربارهٔ زندگی او بسیار متأخر است که عمدتاً از دو مقالهٔ دانش‌نامهٔ بیزانسی سودا گرفته شده‌است. بر پایهٔ این منبع، هرودوت در هالیکارناس متولد شده بود و در سال ۴۴۴ پیش از میلاد به تروئی در جنوب ایتالیا مهاجرت کرد که احتمال داده می‌شود در همان‌جا نیز درگذشته باشد.[۵] خانوادهٔ هرودوت از اشراف این منطقه بودند و به همین دلیل، وی از زندگی مرفهی برخوردار بود. اما به واسطهٔ اوضاع نابسامان شهر و برخی علل سیاسی، به ترک وطن خود و سفر به جزیرهٔ ساموس در یونان ناچار شد.[۶]

با آنکه هرودوت اکثر عمرش را در جهان یونانی گذرانده، ولی از آنجا که زادگاهش در نخستین سال‌های زندگی وی تحت استیلای ایران بوده، با فرهنگ ایرانی نیز آشنا شد. گرچه با زبان فاتحان سرزمینش آشنا نبود ولی این فرصت برایش پیش‌آمد که از قوانین، مذهب و فرهنگ آن‌ها آگاهی یابد. این آشنایی با فرهنگ‌های یونان و ایران، او را با قدر و منزلت‌شان آشنا ساخت و سبب شد که دربارهٔ دشمنان یونان، قضاوتی منصفانه داشته باشد.[۷]

پیشینهٔ تاریخ‌نگاری در یونان باستان[ویرایش]

نوشتار وابسته: تاریخ‌نگاری یونان

تا پیش از سدهٔ پنجم پیش از میلاد، از نظر تاریخ‌نگاری و ثبت وقایع، یونانیان فقط اشعار حماسی و سرودهای اساطیری را می‌شناختند و با نگارش وقایع و رویدادها، سالنامهٔ حوادث و جدول وقایع آشنا نبودند و اساساً در این دوره یونانیان خط نداشتند.[۸] ظاهراً نخستین فردی که به بررسی انتقادی تاریخ یونان پرداخت و سعی کرد تاریخ را از اسطوره جدا کند، هکاته بود. وی در کتابی تحت عنوان شجره‌نامه‌ها، سرگذشت خدایان و قهرمانان یونان را به ترتیب تاریخ توضیح داده‌است. هرچند او در این اثر نسل خود را بعد از ۱۶ نسل به یک موجود خداگونه می‌رساند، اما سعی داشته روایتی واقع‌بینانه از اساطیر ارائه دهد.[۹]

در سدهٔ پنجم پیش از میلاد، در دوره‌ای که به عصر طلایی یونان مشهور است، شعر و درام به اوج کمال خود رسیده بود و نثر نیز رواج تمام داشت، سخنرانی، که بر اثر دموکراسی و نظام قضایی رونق یافته بود، یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگ یونان شد و با شور و شوق تمام مورد توجه قرار گرفت.[۱۰] یونانی‌ها احتمالاً تفاوت بین تاریخ و شعر حماسی را دریافته بودند و برای تاریخ دو مشخصه قائل بودند: تاریخ به نثر است ولی شعر حماسی منظوم است و دیگر اینکه تاریخ واقعیت‌های گذشته را از تصورات و خیالات پیشین جدا می‌کند.[۱۱]

در سال ۴۶۶ پیش از میلاد، کوراکس سیراکوزی رساله‌ای نوشت به نام هنر کلمات و قصدش راهنمایی کسانی بود که می‌خواستند در مجامع و محاکم سخن بگویند. گورگیاس این فن را به آتنیان آموخت و آنتیفون شیوهٔ آراستهٔ گورگیاس را در خطابه‌ها و رسالات خود به کار می‌برد و با آن جبههٔ اولیگارشیک را تقویت می‌کرد. با ظهور لوسیاس، فن خطابه صورتی زنده‌تر و طبیعی‌تر به خود گرفت؛ ولی فقط سیاستمداران بزرگی چون تمیستوکل و پریکلس بودند که سخنرانی را از تصنع پاک ساختند و تأثیر آن را با سادگی و بی‌پیرایگی آشکار داشتند. سوفسطاییان این سلاح را چنان تیز و نافذ ساختند و شاگردان‌شان چنان در به کار بردن آن ورزیده شدند که چون اولیگارش‌ها در ۴۰۴ پیش از میلاد قدرت را به دست آوردند، آموزش این فن را یک‌سره ممنوع داشتند. نثر دورهٔ پریکلس به تاریخ‌نویسی رونق و اهمیت بخشید و در این دوران بود که تحقیق در اعصار گذشته رواج یافت و به محل و مقام انسان در سیر زمان آگاهانه توجه شد.[۱۲] هرودوت با نگارش تواریخ، تاریخ‌نویسی یونانی را آغاز کرد و آغازکنندهٔ راهی بود که بعدها نویسندگانی چون توسیدید، کسنوفون، دموستن، افلاطون و ارسطو که اکثر آنان اهل آتن بودند، آن را ادامه دادند. تمرکز تاریخ‌نویسی یونانی بیش‌تر به تاریخ سیاسی، نظامی و دیپلماتیک محدود می‌شد و تاریخ اجتماعی و سیاسی را نادیده می‌گرفت.[۱۳]

تواریخ[ویرایش]

Fragment from Histories, Book VIII on 2nd-century Papyrus Oxyrhynchus ۲۰۹۹.

کتاب هرودوت که تواریخ نامیده می‌شود، نخستین تاریخ جهان است که دربارهٔ آداب و رسوم اقوام و ملیت‌های گوناگون سخن گفته و مجموعاً ۹ کتاب یا فصل است. گرچه هرودوت کتابش را تقسیم‌بندی نکرد ولی در دورهٔ رنسانس آن را به ۹ کتاب یا فصل‌های مختلف تقسیم کردند و هریک را به نام یک میوز خواندند. این تقسیمات گاهی با محتوای گزارش خود وفق ندارند ولی در هر صورت اکنون کاربردی سنتی یافته‌اند و سبب می‌شوند تا مراجعه به مطالب کتاب آسان شود. از ۹ کتاب او سه کتاب به آسیای صغیر، مصر، میان‌رودان، ایران و سوریه و سرزمین‌های مجاور آن، کتاب چهارم دربارهٔ سکاها و کتاب پنجم تا نهم به جنگ‌های ایران و یونان اختصاص دارد.[۱۴]

هرودوت در ابتدای کتاب تواریخ گستره و هدف از نگارش کتاب را اینچنین بیان می‌کند:

«در اینجا نتایج تحقیقاتِ هرودوت از [سرزمین] هالیکارناسوس ارائه شده‌است. هدف این است که گردش روزگار آثار وقایع بشری را نزداید و شهرت دستاوردهای مهم و قابل توجه یونانیان و غیر یونانیان حفظ شود؛ بویژه علت خصومت میان یونانیان و غیر یونانیان در میان مسائلی که پوشش داده می‌شوند هست.»[۱۵]

— هرودوت، تواریخ

ترجمه رابین واترفیلد (۲۰۰۸)

در تواریخ سخن از جنگی بزرگ می‌رود که میان ایران و یونان درگرفت. هرودوت می‌کوشد به این پرسش که چرا ملت‌های مذکور با یکدیگر به منازعه پرداختند پاسخ دهد. او برای چنین منظوری لازم می‌بیند علاوه بر شرح داستان جنگ، از تاریخ، رسوم، مذهب و فرهنگ این دو قوم نیز سخن گوید.[۱۶]

از دیدگاه مدرن، تواریخ شامل ابعاد تاریخ‌نگاری، قوم‌نگاری، جغرافیا و توپوگرافی و همچنین حکایات، شایعات، افسانه‌ها و اسطوره‌هاست. رویدادهای کتاب هرودوت از زمان پهلوانان اسطوره‌ای آغاز می‌شود و به نبرد یونانیان و خشایارشا ختم می‌شود. هرودوت پس از شرحی کوتاه از دوران افسانه‌ای، درگیری بین لیدی‌ها و یونانی‌ها را بیان می‌کند و سپس هنگامی که کرزوس به‌دست کوروش بزرگ شکست خورد، امپراتوری هخامنشی مبنای کار هرودوت می‌شود. او در شرح حوادث، مرتباً به وقایع آینده یا گذشته گُریز می‌زند و افزون بر این، این تکنیک را نه‌تنها در شرح رویدادهای تاریخی بکار می‌برد بلکه در استفاده از مطالب جغرافیا و قوم‌نگاری نیز از آن استفاده می‌کند. هرگاه قوم یا شخص مهمی برای نخستین بار در کتاب مطرح می‌شود، هرودوت تاریخچهٔ خاص او را تا دورترین زمان ممکن دنبال می‌کند. اثر هرودوت به گفتهٔ خودش، بررسی دلایل وقوع جنگ بین ایرانیان و یونانیان است که درگیری بین خشایارشا و یونانیان، یک سوم از حجم تواریخ را تشکیل می‌دهد. تواریخ با گزارش فتح شهر سستوس توسط یونانیان در سال ۴۷۹ پیش از میلاد به پایان می‌رسد؛ بنابراین هرودوت تاریخ معاصرش را شرح نمی‌دهد زیرا اثر وی در دههٔ ۴۲۰ پیش از میلاد منتشر شد. در نتیجه، او واقعه‌نگار نبوده‌است.[۱۷]

شیوهٔ تاریخ‌نگاری هرودوت[ویرایش]

برخی معتقدند که هرودوت به فنیقیه، بابل، ایران، مقدونیه، مصر و سرزمین سکاها سفر نمود.[۱۸] در برابر، برخی پژوهشگران این ادعا را به چالش کشیده‌اند و حضور هرودوت در بابل و ایران را نادرست می‌دانند. به هر حال، منابع مورد استفادهٔ هرودوت، غالباً روایت‌های شفاهی بوده‌اند و هرچه را دیده یا شنیده، نقل و روایت کرده‌است. حتی با فرض حضور وی در سرزمین‌های ذکرشده، از اسناد دیوانی و تواریخ محلی استفاده نکرده، بلکه روایت‌های شفاهی مردمان این سرزمین‌ها را ذکر کرده‌است. برای نمونه هنگامی که از مصر صحبت می‌کند، کاهنان مصر را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده و می‌گوید که برای درستی سخن آنان به شهرهای تِبِس و هلیوپولیس رفته تا گفته‌های آنان را با روایت مردم آن‌جا نیز تطبیق دهد. اما برخی از پژوهشگران به این نکته با دیدهٔ شک و تردید می‌نگردند و اعتقاد دارند که هرودوت می‌کوشید تا منابع روایت‌های خود را منابع شفاهی معرفی کند و بدین منظور یا آن‌ها را می‌ساخت یا جعل می‌کرد.[۱۹] ایمروار عقیده دارد که هرودوت در سرتاسر کتاب خود کوشیده تا این پندار را حفظ کند که کارش گزارشی شفاهی است؛ حتی در جاهایی که می‌دانیم یا حدس می‌زنیم که بر پایهٔ منابع مکتوب استوار است.[۲۰] اما هرودوت در ذکر این روایات شفاهی، اندکی دقت را با خوش‌باوری زیاد می‌آمیزد و روی‌هم‌رفته، کنجکاوی یک کودک در وجود او بیشتر غلبه دارد تا خوش‌باوری یک پژوهنده.[۲۱]

در پاره‌ای از موارد به آنچه نقل می‌کند و با عقلش درست نمی‌آید ایراد می‌گیرد، اما بسیاری سخنان بیهوده را نیز بی‌آنکه در صحت آن‌ها شک کند ذکر می‌کند. مثلاً از مورچه‌هایی یاد می‌کند که اندازه‌شان از سگ بزرگ‌تر و از روباه کوچک‌ترند و می‌گوید شاه ایران چند رأس از این مورچه‌ها را در اختیار دارد. هرودوت بسیاری از خرافات را بی‌تأمل می‌پذیرد و هرجا واقعه‌ای با اعتقادات مذهبی یا گرایش‌های سیاسی او در تعارض نبود، دربست آن را می‌پذیرد. خود او می‌گوید: «من اگرچه وظیفه دارم آنچه را شنیده‌ام بازگو کنم، ولی بی‌گمان مجبور نیستم همهٔ آن‌ها را باور کنم.» با این همه، بسیاری از این سخنان بیهوده را بی‌آنکه در واقع اجباری داشته باشد، باور کرده‌است.[۲۲]

روش تاریخ‌نگاری او، روش روایی است. به این معنا که پس از جمع‌آوری اطلاعات خام و دست اول و بررسی روایت‌های مختلف یک رویداد، روایتی که به نظر او به حقیقت نزدیک‌تر بوده را انتخاب نموده و ذکر می‌کند.[۲۳] در نتیجه علی‌رغم اینکه با چندین روایت مختلف آشنا بوده، غالباً فقط یکی از آن‌ها را روایت می‌کند.[۲۴] مثلاً دربارهٔ زندگی کوروش هخامنشی می‌گوید: «با آنکه در این باره سه روایت مختلف از ایرانیان شنیده‌ام، آن روایتی را نقل می‌کنم که [می‌پندارم] بیش‌تر حقیقت دارد و کمتر به ستایش از کوروش پرداخته‌است.» یکی از ویژگی‌های تاریخ‌نویسی هرودوت آن است که به‌نظر می‌رسد او هر روایت را جداگانه بیان می‌کند و ظاهراً قصد ندارد تا گفته‌های منابع روایت‌های خود را به‌طور اساسی بازبینی کند و آن‌ها را حقیقی‌تر و منطقی‌تر ارائه دهد. در عوض، از هر مکان تنها یک روایت را ذکر می‌کند و هر روایت را از منبعی که می‌پنداشته از دیگران معتبرتر است، ذکر می‌کند.[۲۵]

عمو یا عموزادهٔ هرودوت، شاعری حماسی به نام پانیاسیس بود که با فرمانروای خودکامهٔ هالیکارناس نیز مخالفت و مبارزه می‌کرد. از جزئیات این مبارزه آگاهی درستی در دست نیست، فقط می‌دانیم که پانیاسیس به اعدام محکوم شد و هرودوت نیز به جزیرهٔ ساموس تبعید گردید. این همکاری نزدیک هرودوت و پانیاسیس، نشان می‌دهد که هرودوت از عمو یا عموزادهٔ خود تأثیر گرفته‌است. از نظر تاریخ‌نویسی، پانیاسیس در ۹ هزار بیت به شرح پهلوانی‌های هراکلس پرداخته و در هفت هزار بیت حماسهٔ کوچ ایونی‌ها را سروده بود و البته پیشگویی هم می‌کرد.[۲۶] در برابر، هرودوت نیز از معجزات فراوان سخن می‌گوید، گفتهٔ غیب‌گویان را با احترام تمام نقل می‌کند و صفحات کتاب خود را با ذکر پیش‌بینی‌های گوناگون پُر می‌سازد. تمام این موضوعات و ماجراهای گوناگون از پهلوانی‌های هراکلس گرفته تا کوچ ایونی‌ها و آینده‌بینی‌ها، نکاتی هستند که در کتاب هرودوت بسیار به چشم می‌خورند.[۲۷]

مکان و محیط زندگی هرودوت نیز در تاریخ‌نگاری او دخیل بوده‌است. هالیکارناس که محل تولد وی بود در ورودی خلیج سرامیک واقع‌شده و در نزدیکی آن، جزیرهٔ کوس قرار دارد. این جزیره محفل اتحادیه‌های صنفی پزشکان بود که نسب خود را به آسکِلِپیوس، خدای درمان می‌رساندند. اظهار نظرهای متعدد هرودوت در زمینهٔ بیماری‌ها و درمان آن‌ها نشان می‌دهد که وی تحت تأثیر این محیط قرار گرفته بود.

هرودوت از نظر سیاسی به پریکلس، سیاست‌مدار اهل آتن گرایش داشت و از همین‌روی بود که آنچه آتنی‌ها برای یونان انجام داده بودند و مورد انتقاد اسپارتی‌ها بود را می‌ستاید و در کتابش از اسپارت و دیگر شهرهای رقیب آتن با لحن نامساعدی یاد می‌کند. او همچنین از این جهت مورد سرزنش قرار گرفته بود که گاهی از جادهٔ بی‌طرفی و حقیقت‌جویی دور شده و وقایع را آن‌چنان‌که خواست هواخواهان پریکلس بوده شرح داده‌است؛[۲۸] زیرا هدف اصلی وی خوش‌آیندی آتنی‌ها و دفاع از سیاست پریکلس بود و ظاهراً خود را چندان پای‌بند نقد و بررسی مأخذ نمی‌دید. به دیگر سخن، هرجا که ذکر رویدادهای او با مصلحت آتنی‌ها و سیاست پریکلس منافاتی نداشت، بی‌تعصب و بی‌طرف بود ولی هرگاه منافع آتن در میان بود، بسیاری سخنان بیهوده را بی‌آنکه در صحت آن‌ها شک کند، بازگو می‌کرد.[۲۹]

از نظر مذهبی، هرودوت به خدایان و الهه‌های یونانی معتقد بود و مشیت الهی را حاکم بر تاریخ می‌دانست.[۳۰] در برخی از موارد، به بعضی افسانه‌ها که از دخالت خدایان در امور عالم حکایت دارند صبورانه لبخند می‌زند و حتی در توجیه آن‌ها، علل طبیعی نیز بیان می‌کند. برای نمونه، هنگامی که کرزوس در تل هیزم قرار داشت و شعله‌های آتش از هر سو زبانه می‌کشیدند و راهی برای خاموشی آن نبود، «کرزوس به درگاه آپولون دست به دعا برداشت و با صدای بلند از آن ایزد خواست در قبال پیشکش‌های گران‌بهایی که تقدیمش کرده‌است، وی را از خطر برهاند. ناگهان آسمان صاف که بادی نیز نمی‌وزید پُر ابر شد و طوفانی برخاست و باران تندی بارید و آتش خاموش شد.» در برابر، در پاره‌ای از موارد عاقلانه و منطقی می‌اندیشد و علل مذهبی را به کناری می‌نهد و به جستجوی علت‌های طبیعی می‌پردازد. ویل دورانت معتقد است که چنین تغییری در بینش هرودوت ناشی از شنیدن عقاید سوفسطاییان در اواخر عمر وی بوده‌است.[۳۱]

نظرات مورخان و مشاهیر دربارهٔ هرودوت[ویرایش]

امیرمهدی بدیع (۱۲۹۴–۱۳۷۳) تاریخ‌شناس، نویسنده و پژوهشگر ایرانی. بیشتر عمر خود را به تحقیق تحریف‌های تاریخ‌نگاران یونانی دربارهٔ ایران باستان پرداخته و با استناد به متون اصلی غربی؛ غرض ورزی آشکار ایشان را- که هنوز نیز ادامه دارد- با دقتی ستودنی و در حجمی بسیار گسترده، نشان داده‌است. وی در کتاب ۱۵ جلدی یونانیان و بربرها که با استادی تمام به زبان فرانسوی نگاشته‌است؛ اثبات کرده که دروغ‌های هرودوت تا چه حد گسترده‌است.[نیازمند منبع]

اما همان‌طور که انتظار می‌رفت روشنگری تاریخی این دانشمند برجسته در محاق جو مسموم تحریفات گستردهٔ تاریخی در غرب قرار گرفت و سکوتی عمیق در این باره به وجود آمد. کتاب یونانیان و بربرها به عنوان یک سند بسیار معتبر در افشای رازهای سربه‌مهر تاریخ توسط انتشارات توس منتشر شده‌است.

هرودوت در زمان خود نویسنده بسیار معروفی بود، گفته می‌شود که نوشته‌های خود را در زمان بازی‌های المپیک در آتن می‌خوانده‌است. دانشمندان سده‌های بعد عقاید متفاوتی دربارهٔ آثار او داشته‌اند، اما روی هم رفته بیشتر محققین او را مورخی می‌دانند که سعی برنوشتن حقیقت داشته‌است.

اوسویوس، وقایع‌نگار معتبر قرن سوم میلادی ضمن گفتگو دربارهٔ سال‌های ۴۴۵ و ۴۴۶ پیش از میلاد، می‌گوید: هرودوت کتاب خود را در ملأ عام در آتن خواند و به افتخار بزرگی نایل شد.

پلوتارک اشاره می‌کند که هرودوت مورد توجه مردم آتن بوده و آن‌ها در برابر ستایش شهر آتن، ده تالان به او داده‌اند.

ارسطو او را افسانه‌گوی ولی خوش بیان و دارای قدرت نویسندگی دانسته‌است و به اشتباه‌های هرودوت در علوم طبیعی اشاره کرده‌است.

توسیدید که تاریخ جنگ‌های پلوپونزی را نوشته‌است، می‌گوید: هرودوت نثرنویسی بود که به حقیقت‌نویسی علاقه نداشت.

کتزیاس، پزشک دربار داریوش دوم و اردشیر دوم مواردی از نوشته‌های او را دربارهٔ کورش بزرگ، کمبوجیه، داریوش و خشایارشا تکذیب کرده‌است. (البته باید توجه داشت که نوشته‌های خود کتزیاس به‌طور گسترده‌ای از سوی دانشمندان و تاریخدانان معاصر رد می‌شود و او را یکی از یزرگترین جاعلان افسانه‌ها و مطالب خلاف واقع و من درآوردی به‌شمار می‌آورند)

ژوزف فلاویوس مورخ یهود و مان تُن مورخ مصری هم معتقد به اشتباه در روایات او هستند. سیسرون سخنور نامدار رومی او را پدر تاریخ نامیده، ولی در عین‌حال به افسانه‌گویی او هم اشاره کرده‌است. دیودور سیسیلی هم به افسانه هائی که هرودوت وارد تاریخ مصر کرده، اشاره دارد.

استرابون جغرافیدان نامدار می‌نویسد: به شعرای قدیم مانند هومر و هزیود بیشتر می‌توان اعتماد داشت تا به هرودوت و مورخین دیگر عهد قدیم.

اما علی‌رغم تمام این گفته‌های نویسندگان قدیم، تاریخ‌دانان معاصر ما معتقدند که وی با وجود افسانه‌گویی در نوشته‌هایش، از حقیقت زیاد دور و به آن بی‌توجه نبوده‌است و صحت گفته‌های او را کشفیات راجع به باستان‌شناسی و تاریخ و موارد مشابه تأیید می‌کنند و اگر در جاهایی هم اشتباه‌هایی به چشم می‌خورد، تقصیر از کسی است که هرودوت از وی اطلاعات گرفته‌است، چون که روش کار او بیشتر مبتنی بر گفته‌های شفاهی معاصران وقایع بوده‌است، از جمله برخی مقامات و مسئولان دولتی و حکومتی که در حکومت‌های مادها و پس از آن هخامنشیان صاحب منصب بوده‌اند. با این حال هرودوت در برخی موارد از نوشته‌های مورخان و نویسندگان دیگر هم استفاده کرده‌است، مخصوصاً دربارهٔ نگارش وقایعی که با دوره او فاصله زمانی زیادی داشته‌اند.

از جمله یکی از موارد جالب که درجه صحت و امانت نوشته‌های او را نشان می‌دهد، ذکر اسامی شرکت کنندگان در کودتای داریوش بزرگ است، به طوری که نویسنده تنها نام یک نفر از آن کودتاگران را اشتباه نوشته‌است و البته در آن مورد هم نام یکی از نزدیکان و منسوبان داریوش را ذکر کرده‌است. از همین یک مورد می‌توان فهمید که هرودوت در نوشتن تاریخش تا چه اندازه امین و امانتدار بوده‌است و اگر اشتباهی هم دیده می‌شود، از سوی منبعی است که اطلاعات مزبور را در اختیار نویسنده گذاشته‌است، نه شخص خود نویسنده و نویسنده در این خصوص فوق‌العاده امانتدار بوده. دربارهٔ مطالب افسانه آمیز و داستان وار وی هم باید گفت که به‌طور کلی تمام انسان‌هایی که در آن روزگاران می‌زیسته‌اند، چنان اعتقادات و نگرش‌هایی داشته‌اند و بی گمان هرودوت هم از این قاعده مستثنا نبوده‌است، علاوه بر این، وی نوشته‌هایش را گاهی اوقات در ملأ عام و در حضور جمع مردم می‌خوانده‌است و ناچار باید مطالب سرگرم‌کننده و جالب توجه هم در نوشته‌هایش می‌آورده‌است تا شنونده مقداری مشغول شود و مطالب مزبور را کسل‌کننده نیابد، توسیدیدس نویسنده تاریخ نبرد پلوپونزی هم به این مطلب اشاره می‌کند و می‌گوید که نوشته‌های من خسته‌کننده تر هستند، چون که من فقط به بیان اصل و جوهره حوادث می‌پردازم (در واقع توسیدیدس را «پدر تاریخ‌نگاری علمی» می‌دانند).

هرودوت و ایرانیان[ویرایش]

هالیکارناس بر ترکیه واقع شده‌است
هالیکارناس
شهر باستانی هالیکارناس (استان آیدین، در ترکیهٔ امروزی)

سوئیداس هرودوت را فرزند لیگزیس (Lyxes) و دریو (Dryo) معرفی می‌کند که در هالیکارناس، بخشی از امپراتوری ایران در زمان داریوش هخامنشی به دنیا آمد.[نیازمند منبع] همچنین نام پدر و مادر او ریشهٔ یونانی ندارد و منحصربه‌فرد به نظر می‌رسد. از این رو، جرج سارتن احتمال می‌دهد که این‌ها نام‌های شرقی باشند که کم و بیش رنگ یونانی به خود گرفته‌اند و اگر چنین باشد، هرودوت را می‌توان شرقی یا دست کم نیمه‌شرقی دانست. شاید به همین دلیل باشد که پلوتارک، تاریخ‌نگار یونانی، هرودوت را بیگانه‌پرست (Philobarbaro) معرفی کرده‌است، هر چند که یک علت دیگر هم برای این نظر پلوتارک می‌توان ذکر کرد و آن این که در زمان هرودوت، چیزی به اسم قوم واحد یونانی وجود نداشت و جهان هنوز اسکندر مقدونی و رومی‌ها را به خود ندیده بود و این چیزی بود که پلوتارک و نویسندگان معاصر وی یا بعد از وی نمی‌توانستند آن را درک کنند.

اگرچه هرودوت در نگارش نبردهای ایران و یونان گاه از هم‌زبانان یونانی خود پشتیبانی می‌کند و شاید در برخی موارد بتوان گفت قلمش تا حدودی تابع حِسیاتَش می‌شود، ولی بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان به کمک نوشته‌های او شناخته شده‌است، مخصوصاً قسمت مربوط به جنگ‌های ایرانیان و یونانیان که در زمان خشیارشاه اتفاق افتاد.[نیازمند منبع]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. هرودوت، تاریخ هرودوت، ۹۵.
  2. Rollinger, Herodotus.
  3. اسکالا، نقد تواریخ هرودوت، ۷۳.
  4. حیدرزاده و بهزادی، روش تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نویسی هرودوت، ۲.
  5. Rollinger, HERODOTUS.
  6. اسکالا، نقد تواریخ هرودوت، ۲۲.
  7. اسکالا، نقد تواریخ هرودوت، ۲۳.
  8. آدمیت، تاریخ فکر از سومر تا یونان و روم، ۲۱۶–۲۱۷.
  9. Momigliano, Greek Historiography, 3.
  10. دورانت، یونان باستان، ۴۸۲.
  11. Momigliano, Greek Historiography, 2.
  12. دورانت، یونان باستان، ۴۸۲.
  13. Grant, Greek and Roman Historians, 74.
  14. احمدیان، هرودوت، ۹۰.
  15. Waterfield, Robin and Dewald, Carolyn. The Histories by Herodotus. University of Oxford Press.
  16. هرودوت، تاریخ هرودوت، پیشگفتار مترجم: ۱۸.
  17. Rollinger, Introduction to the Histories.
  18. دورانت، یونان باستان، ۴۸۲.
  19. Murray, Herodotus and oral history, 314.
  20. Immerwahr, Form and thought in Herodotus, 6.
  21. زرین‌کوب، تاریخ در ترازو، ۷۷.
  22. زرین‌کوب، تاریخ در ترازو، ۷۷.
  23. نویسنده و ، کتاب، صفحه.
  24. دیاکونوف، تاریخ ماد، ۷۷.
  25. Murray, Herodotus and oral history, 318.
  26. McLeod, Studies on Panyassis, 95.
  27. حیدرزاده و بهزادی، روش تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نویسی هرودوت، ۶.
  28. دیاکونوف، تاریخ ماد، ۲۴.
  29. زرین‌کوب، تاریخ در ترازو، ۷۸.
  30. دورانت، یونان باستان، ۴۸۴.
  31. دورانت، یونان باستان، ۴۸۴.

منابع[ویرایش]

  • Grant, M. (1995). Greek and Roman Historians: Information and Misinformation. Routledge. More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help)
  • Immerwahr, H.R. (1966). Form and thought in Herodotus. Press of Western Reserve University. More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help)
  • McLeod, Wallace (1966). "Studies on Panyassis: An Heroic Poet of the Fifth Century". Phoenix (۲): ۹۵–۱۱۰. More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help)
  • Momigliano, Arnaldo (1978). "Greek Historiography". History and Theory. ۱۷ (۱): ۱–۲۸. More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help)
  • Murray, Oswyn (2011). N. Luraghi, ed. The Historian’s Craft in the Age of Herodotus. Oxford. Unknown parameter |wtpi= ignored (help); More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help)
  • Rollinger, Robert (2003). "Herodotus". [[دانشنامه ایرانیکا|Encyclopædia Iranica]]. Retrieved 28 April 2014. More than one of |کد زبان= and |زبان= specified (help); URL–wikilink conflict (help)

پیوند به بیرون[ویرایش]

Herodotus
Ἡρόδοτος
Marble bust of Herodotos MET DT11742.jpg
A Roman copy (2nd century AD) of a Greek bust of Herodotus from the first half of the 4th century BC
Bornc. 484 BC
Diedc. 425 BC (aged approximately 60)
OccupationHistorian
Notable work
The Histories
Parent(s)
  • Lyxes (father)
  • Dryotus (mother)
Relatives
  • Theodorus (brother)
  • Panyassis (uncle or cousin)

Herodotus (/hɪˈrɒdətəs/; Ancient Greek: Ἡρόδοτος, Hēródotos, Attic Greek pronunciation: [hɛː.ró.do.tos]; c. 484 – c. 425 BC) was an ancient Greek historian who was born in Halicarnassus in the Persian Empire (modern-day Bodrum, Turkey). He is known for having written the book The Histories (Greek: Ἱστορίαι - Historíai), a detailed record of his "inquiry" (ἱστορία historía) on the origins of the Greco-Persian Wars. He is widely considered to have been the first writer to have treated historical subjects using a method of systematic investigation—specifically, by collecting his materials and then critically arranging them into an historiographic narrative. On account of this, he is often referred to as "The Father of History", a title first conferred on him by the first-century BC Roman orator Cicero.[1]

Despite Herodotus's historical significance, little is known about his personal life. His Histories primarily deals with the lives of Croesus, Cyrus, Cambyses, Smerdis, Darius, and Xerxes and the battles of Marathon, Thermopylae, Artemisium, Salamis, Plataea, and Mycale; however, his many cultural, ethnographical, geographical, historiographical, and other digressions form a defining and essential part of the Histories and contain a wealth of information. Herodotus has been criticized for the fact that his book includes many obvious legends and fanciful accounts. Many authors, starting with the late fifth-century BC historian Thucydides, have accused him of making up stories for entertainment. However, Herodotus states that he is merely reporting what he has seen and heard. A sizable portion of the information he provides has since been confirmed by historians and archaeologists.

Place in history

Herodotus announced the purpose and scope of his work at the beginning of his Histories:[a]

Here are presented the results of the enquiry carried out by Herodotus of Halicarnassus. The purpose is to prevent the traces of human events from being erased by time, and to preserve the fame of the important and remarkable achievements produced by both Greeks and non-Greeks; among the matters covered is, in particular, the cause of the hostilities between Greeks and non-Greeks.

— Herodotus, The Histories
Robin Waterfield translation (2008)

Predecessors

His record of the achievements of others was an achievement in itself, though the extent of it has been debated. Herodotus's place in history and his significance may be understood according to the traditions within which he worked. His work is the earliest Greek prose to have survived intact. However, Dionysius of Halicarnassus, a literary critic of Augustan Rome, listed seven predecessors of Herodotus, describing their works as simple, unadorned accounts of their own and other cities and people, Greek or foreign, including popular legends, sometimes melodramatic and naïve, often charming – all traits that can be found in the work of Herodotus himself.[3]

Modern historians regard the chronology as uncertain, but according to the ancient account, these predecessors included Dionysius of Miletus, Charon of Lampsacus, Hellanicus of Lesbos, Xanthus of Lydia and, the best attested of them all, Hecataeus of Miletus. Of these, only fragments of Hecataeus's works survived, and the authenticity of these is debatable,[4] but they provide a glimpse into the kind of tradition within which Herodotus wrote his own Histories.

Writing style

In his introduction to Hecataeus' work, Genealogies:

Fragment from the Histories VIII on Papyrus Oxyrhynchus 2099, early 2nd century AD

Hecataeus the Milesian speaks thus: I write these things as they seem true to me; for the stories told by the Greeks are various and in my opinion absurd.

This points forward to the "folksy" yet "international" outlook typical of Herodotus. However, one modern scholar has described the work of Hecataeus as "a curious false start to history",[5] since despite his critical spirit, he failed to liberate history from myth. Herodotus mentions Hecataeus in his Histories, on one occasion mocking him for his naive genealogy and, on another occasion, quoting Athenian complaints against his handling of their national history.[6] It is possible that Herodotus borrowed much material from Hecataeus, as stated by Porphyry in a quote recorded by Eusebius.[7] In particular, it is possible that he copied descriptions of the crocodile, hippopotamus, and phoenix from Hecataeus's Circumnavigation of the Known World (Periegesis / Periodos ges), even misrepresenting the source as "Heliopolitans" (Histories 2.73).[8]

But Hecataeus did not record events that had occurred in living memory, unlike Herodotus, nor did he include the oral traditions of Greek history within the larger framework of oriental history.[9] There is no proof that Herodotus derived the ambitious scope of his own work, with its grand theme of civilizations in conflict, from any predecessor, despite much scholarly speculation about this in modern times.[5][10] Herodotus claims to be better informed than his predecessors by relying on empirical observation to correct their excessive schematism. For example, he argues for continental asymmetry as opposed to the older theory of a perfectly circular earth with Europe and Asia/Africa equal in size (Histories 4.36 and 4.42). However, he retains idealizing tendencies, as in his symmetrical notions of the Danube and Nile.[11]

His debt to previous authors of prose "histories" might be questionable, but there is no doubt that Herodotus owed much to the example and inspiration of poets and story-tellers. For example, Athenian tragic poets provided him with a world-view of a balance between conflicting forces, upset by the hubris of kings, and they provided his narrative with a model of episodic structure. His familiarity with Athenian tragedy is demonstrated in a number of passages echoing Aeschylus's Persae, including the epigrammatic observation that the defeat of the Persian navy at Salamis caused the defeat of the land army (Histories 8.68 ~ Persae 728). The debt may have been repaid by Sophocles because there appear to be echoes of The Histories in his plays, especially a passage in Antigone that resembles Herodotus's account of the death of Intaphernes (Histories 3.119 ~ Antigone 904–920).[12] However, this point is one of the most contentious issues in modern scholarship.[13]

Homer was another inspirational source.[b] Just as Homer drew extensively on a tradition of oral poetry, sung by wandering minstrels, so Herodotus appears to have drawn on an Ionian tradition of story-telling, collecting and interpreting the oral histories he chanced upon in his travels. These oral histories often contained folk-tale motifs and demonstrated a moral, yet they also contained substantial facts relating to geography, anthropology, and history, all compiled by Herodotus in an entertaining style and format.[15]

Contemporary and modern critics

It is on account of the many strange stories and the folk-tales he reported that his critics have branded him "The Father of Lies".[16][17] Even his own contemporaries found reason to scoff at his achievement. In fact, one modern scholar[18] has wondered if Herodotus left his home in Greek Anatolia, migrating westwards to Athens and beyond, because his own countrymen had ridiculed his work, a circumstance possibly hinted at in an epitaph said to have been dedicated to Herodotus at one of his three supposed resting places, Thuria:

Herodotus the son of Sphynx

lies; in Ionic history without peer;
a Dorian born, who fled from slander's brand
and made in Thuria his new native land.[19]

Yet it was in Athens where his most formidable contemporary critics could be found. In 425 BC, which is about the time that Herodotus is thought by many scholars to have died, the Athenian comic dramatist Aristophanes created The Acharnians, in which he blames the Peloponnesian War on the abduction of some prostitutes – a mocking reference to Herodotus, who reported the Persians' account of their wars with Greece, beginning with the rapes of the mythical heroines Io, Europa, Medea, and Helen.[20][21]

Similarly, the Athenian historian Thucydides dismissed Herodotus as a "logos-writer" (story-teller).[22] Thucydides, who had been trained in rhetoric, became the model for subsequent prose-writers as an author who seeks to appear firmly in control of his material, whereas with his frequent digressions Herodotus appeared to minimize (or possibly disguise) his authorial control.[23] Moreover, Thucydides developed a historical topic more in keeping with the Greek world-view: focused on the context of the polis or city-state. The interplay of civilizations was more relevant to Greeks living in Anatolia, such as Herodotus himself, for whom life within a foreign civilization was a recent memory.[22]

Before the Persian crisis, history had been represented among the Greeks only by local or family traditions. The "Wars of Liberation" had given to Herodotus the first genuinely historical inspiration felt by a Greek. These wars showed him that there was a corporate life, higher than that of the city, of which the story might be told; and they offered to him as a subject the drama of the collision between East and West. With him, the spirit of history was born into Greece; and his work, called after the nine Muses, was indeed the first utterance of Clio.

Life

Relief of Herodotus by Jean-Guillaume Moitte (1806), Louvre, Paris

Modern scholars generally turn to Herodotus's own writing for reliable information about his life,[25] supplemented with ancient yet much later sources, such as the Byzantine Suda, an 11th-century encyclopedia which possibly took its information from traditional accounts.

The data are so few – they rest upon such late and slight authority; they are so improbable or so contradictory, that to compile them into a biography is like building a house of cards, which the first breath of criticism will blow to the ground. Still, certain points may be approximately fixed ...

Childhood

Modern accounts of his life typically[27][28] go something like this: Herodotus was born at Halicarnassus around 484 BC. There is no reason to disbelieve the Suda's information about his family: that it was influential and that he was the son of Lyxes and Dryo, and the brother of Theodorus, and that he was also related to Panyassis – an epic poet of the time.

The town was within the Persian Empire at that time, making Herodotus a Persian subject,[29][30] and it may be that the young Herodotus heard local eyewitness accounts of events within the empire and of Persian preparations for the invasion of Greece, including the movements of the local fleet under the command of Artemisia I of Caria.

Inscriptions recently discovered at Halicarnassus indicate that her grandson Lygdamis negotiated with a local assembly to settle disputes over seized property, which is consistent with a tyrant under pressure. His name is not mentioned later in the tribute list of the Athenian Delian League, indicating that there might well have been a successful uprising against him sometime before 454 BC.

The epic poet Panyassis – a relative of Herodotus – is reported to have taken part in a failed uprising. Herodotus expresses affection for the island of Samos (III, 39–60), and this is an indication that he might have lived there in his youth. So it is possible that his family was involved in an uprising against Lygdamis, leading to a period of exile on Samos and followed by some personal hand in the tyrant's eventual fall.

The statue of Herodotus in his hometown of Halicarnassus, modern Bodrum, Turkey

Herodotus wrote his Histories in the Ionian dialect, yet he was born in Halicarnassus, which was a Dorian settlement. According to the Suda, Herodotus learned the Ionian dialect as a boy living on the island of Samos, to which he had fled with his family from the oppressions of Lygdamis, tyrant of Halicarnassus and grandson of Artemisia.

The Suda also informs us that Herodotus later returned home to lead the revolt that eventually overthrew the tyrant. Due to recent discoveries of inscriptions at Halicarnassus dated to about Herodotus's time, we now know that the Ionic dialect was used in Halicarnassus in some official documents, so there is no need to assume (like the Suda) that he must have learned the dialect elsewhere.[31] Further, the Suda is the only source which we have for the role played by Herodotus as the heroic liberator of his birthplace. That itself is a good reason to doubt such a romantic account.[32]

Early travels

As Herodotus himself reveals, Halicarnassus, though a Dorian city, had ended its close relations with its Dorian neighbours after an unseemly quarrel (I, 144), and it had helped pioneer Greek trade with Egypt (II, 178). It was, therefore, an outward-looking, international-minded port within the Persian Empire, and the historian's family could well have had contacts in other countries under Persian rule, facilitating his travels and his researches.

Herodotus's eyewitness accounts indicate that he traveled in Egypt in association with Athenians, probably sometime after 454 BC or possibly earlier, after an Athenian fleet had assisted the uprising against Persian rule in 460–454 BC. He probably traveled to Tyre next and then down the Euphrates to Babylon. For some reason, possibly associated with local politics, he subsequently found himself unpopular in Halicarnassus, and sometime around 447 BC, migrated to Periclean Athens – a city whose people and democratic institutions he openly admires (V, 78). Athens was also the place where he came to know the local topography (VI, 137; VIII, 52–55), as well as leading citizens such as the Alcmaeonids, a clan whose history features frequently in his writing.

According to Eusebius[33] and Plutarch,[34] Herodotus was granted a financial reward by the Athenian assembly in recognition of his work. It is possible that he unsuccessfully applied for Athenian citizenship, a rare honour after 451 BC, requiring two separate votes by a well-attended assembly.

Later life

In 443 BC or shortly afterwards, he migrated to Thurium as part of an Athenian-sponsored colony. Aristotle refers to a version of The Histories written by "Herodotus of Thurium", and some passages in the Histories have been interpreted as proof that he wrote about southern Italy from personal experience there (IV, 15,99; VI, 127). Intimate knowledge of some events in the first years of the Peloponnesian War (VI, 91; VII, 133, 233; IX, 73) indicate that he might have returned to Athens, in which case it is possible that he died there during an outbreak of the plague. Possibly he died in Macedonia instead, after obtaining the patronage of the court there; or else he died back in Thurium. There is nothing in the Histories that can be dated to later than 430 BC with any certainty, and it is generally assumed that he died not long afterwards, possibly before his sixtieth year.

Author and orator

Herodotus would have made his researches known to the larger world through oral recitations to a public crowd. John Marincola writes in his introduction to the Penguin edition of The Histories that there are certain identifiable pieces in the early books of Herodotus's work which could be labeled as "performance pieces". These portions of the research seem independent and "almost detachable", so that they might have been set aside by the author for the purposes of an oral performance. The intellectual matrix of the 5th century, Marincola suggests, comprised many oral performances in which philosophers would dramatically recite such detachable pieces of their work. The idea was to criticize previous arguments on a topic and emphatically and enthusiastically insert their own in order to win over the audience.[35]

It was conventional in Herodotus's day for authors to "publish" their works by reciting them at popular festivals. According to Lucian, Herodotus took his finished work straight from Anatolia to the Olympic Games and read the entire Histories to the assembled spectators in one sitting, receiving rapturous applause at the end of it.[36] According to a very different account by an ancient grammarian,[37] Herodotus refused to begin reading his work at the festival of Olympia until some clouds offered him a bit of shade – by which time the assembly had dispersed. (Hence the proverbial expression "Herodotus and his shade" to describe someone who misses an opportunity through delay.) Herodotus's recitation at Olympia was a favourite theme among ancient writers, and there is another interesting variation on the story to be found in the Suda: that of Photius[38] and Tzetzes,[39] in which a young Thucydides happened to be in the assembly with his father, and burst into tears during the recital. Herodotus observed prophetically to the boy's father, "Your son's soul yearns for knowledge."

Eventually, Thucydides and Herodotus became close enough for both to be interred in Thucydides' tomb in Athens. Such at least was the opinion of Marcellinus in his Life of Thucydides.[40] According to the Suda, he was buried in Macedonian Pella and in the agora in Thurium.[41]

Reliability

Dedication in the Histories, translated into Latin by Lorenzo Valla, Venice 1494

The Histories were occasionally criticized in antiquity,[c] but modern historians and philosophers generally take a positive view.[42] Despite the controversy,[43][d] Herodotus still serves as the primary, and often only, source for events in the Greek world, Persian Empire, and the region generally in the two centuries leading up until his own day.[16][45] Herodotus, like many ancient historians, preferred an element of show[e] to purely analytic history, aiming to give pleasure with "exciting events, great dramas, bizarre exotica."[47] As such, certain passages[48][49] have been the subject of controversy and even some doubt, both in antiquity and today.[50][51][52][53][54][55][56][f]

The accuracy of the works of Herodotus has been controversial since his own era.[g] Cicero[h][58] Aristotle, Josephus, Duris of Samos,[i][59] Harpocration[j][60] and Plutarch all commented on this controversy.[61][62] Generally, however, he was regarded as reliable in antiquity, and is especially so today. Many scholars, ancient and modern, routinely cite Herodotus (e.g., Aubin, A. H. L. Heeren, Davidson, Cheikh Anta Diop, Poe, Welsby, Celenko, Volney, Pierre Montet, Bernal, Jackson, DuBois, Strabo). Many of these scholars (Welsby, Heeren, Aubin, Diop, etc.) explicitly mention the reliability of Herodotus's work[k] and demonstrate corroboration of Herodotus's writings by modern scholars.[l][63] A.H.L. Heeren quoted Herodotus throughout his work and provided corroboration by scholars regarding several passages (source of the Nile, location of Meroe, etc.).[64] To further his work on the Egyptians and Assyrians, Aubin uses Herodotus's accounts in various passages and defends Herodotus's position. Aubin said that Herodotus was "the author of the first important narrative history of the world".[65] Diop provides several examples (the inundations of the Nile) which, he argues, support his view that Herodotus was "quite scrupulous, objective, scientific for his time." Diop argues that Herodotus "always distinguishes carefully between what he has seen and what he has been told." Diop also notes that Strabo corroborated Herodotus's ideas about the Black Egyptians, Ethiopians, and Colchians.[66][67]

Reconstruction of the Oikoumene (inhabited world), ancient map based on Herodotus, c. 450 BC

Egypt

The reliability of Herodotus's writing about Egypt is sometimes criticized.[56][m] Alan B. Lloyd argues that, as a historical document, the writings of Herodotus are seriously defective, and that he was working from "inadequate sources".[50] Nielsen writes: "Though we cannot entirely rule out the possibility of Herodotus having been in Egypt, it must be said that his narrative bears little witness to it."[51] German historian Detlev Fehling questions whether Herodotus ever traveled up the Nile River, and considers doubtful almost everything that he says about Egypt and Ethiopia.[68][52] Fehling states that "there is not the slightest bit of history behind the whole story" about the claim of Herodotus that Pharaoh Sesostris campaigned in Europe, and that he left a colony in Colchia.[54][53][n]

However, a recent discovery of a baris [described in The Histories] during an excavation of the sunken Egyptian port city of Thonis-Heracleiond lends credence to Herodotus's travels and storytelling.[69]

Science

Gold dust and nuggets
The Indian Gold Hunters, after Herodotus: gold ants pursuing gold hunters.

Herodotus provides much information about the nature of the world and the status of science during his lifetime, often engaging in private speculation. For example, he reports that the annual flooding of the Nile was said to be the result of melting snows far to the south, and he comments that he cannot understand how there can be snow in Africa, the hottest part of the known world, offering an elaborate explanation based on the way that desert winds affect the passage of the Sun over this part of the world (2:18ff). He also passes on reports from Phoenician sailors that, while circumnavigating Africa, they "saw the sun on the right side while sailing westwards", although, being unaware of the existence of the southern hemisphere, he says that he does not believe the claim. Owing to this brief mention, which is included almost as an afterthought, it has been argued that Africa was circumnavigated by ancient seafarers, for this is precisely where the sun ought to have been.[70] His accounts of India are among the oldest records of Indian civilization by an outsider.[71][72][73]

Discoveries made since the end of the 19th century have generally added to Herodotus's credibility. He described Gelonus, located in Scythia, as a city thousands of times larger than Troy; this was widely disbelieved until it was rediscovered in 1975. The archaeological study of the now-submerged ancient Egyptian city of Heracleion and the recovery of the so-called "Naucratis stela" give credibility to Herodotus's previously unsupported claim that Heracleion was founded during the Egyptian New Kingdom.

Croesus Receiving Tribute from a Lydian Peasant, by Claude Vignon

After journeys to India and Pakistan, French ethnologist Michel Peissel claimed to have discovered an animal species that may illuminate one of the most bizarre passages in Herodotus's Histories.[74] In Book 3, passages 102 to 105, Herodotus reports that a species of fox-sized, furry "ants" lives in one of the far eastern, Indian provinces of the Persian Empire. This region, he reports, is a sandy desert, and the sand there contains a wealth of fine gold dust. These giant ants, according to Herodotus, would often unearth the gold dust when digging their mounds and tunnels, and the people living in this province would then collect the precious dust. Peissel reports that, in an isolated region of northern Pakistan on the Deosai Plateau in Gilgit–Baltistan province, there is a species of marmot – the Himalayan marmot, a type of burrowing squirrel – that may have been what Herodotus called giant ants. The ground of the Deosai Plateau is rich in gold dust, much like the province that Herodotus describes. According to Peissel, he interviewed the Minaro tribal people who live in the Deosai Plateau, and they have confirmed that they have, for generations, been collecting the gold dust that the marmots bring to the surface when they are digging their burrows. Later authors such as Pliny the Elder mentioned this story in the gold mining section of his Naturalis Historia.

Peissel offers the theory that Herodotus may have confused the old Persian word for "marmot" with the word for "mountain ant". Research suggests that Herodotus probably did not know any Persian (or any other language except his native Greek) and was forced to rely on many local translators when travelling in the vast multilingual Persian Empire. Herodotus did not claim to have personally seen the creatures which he described.[74][75] Herodotus did, though, follow up in passage 105 of Book 3 with the claim that the "ants" are said to chase and devour full-grown camels.

Accusations of bias

Some "calumnious fictions" were written about Herodotus in a work titled On the Malice of Herodotus by Plutarch, a Chaeronean by birth, (or it might have been a Pseudo-Plutarch, in this case "a great collector of slanders"), including the allegation that the historian was prejudiced against Thebes because the authorities there had denied him permission to set up a school.[76] Similarly, in a Corinthian Oration, Dio Chrysostom (or yet another pseudonymous author) accused the historian of prejudice against Corinth, sourcing it in personal bitterness over financial disappointments[77] – an account also given by Marcellinus in his Life of Thucydides.[78] In fact, Herodotus was in the habit of seeking out information from empowered sources within communities, such as aristocrats and priests, and this also occurred at an international level, with Periclean Athens becoming his principal source of information about events in Greece. As a result, his reports about Greek events are often coloured by Athenian bias against rival states – Thebes and Corinth in particular.[79]

The Histories were sometimes criticized in antiquity,[o] but modern historians and philosophers take a more positive view of Herodotus's methodology, especially those searching for a paradigm of objective historical writing. A few modern scholars have argued that Herodotus exaggerated the extent of his travels and invented his sources,[80] yet his reputation continues largely intact. Herodotus is variously considered "father of comparative anthropology",[16] "the father of ethnography",[45] and "more modern than any other ancient historian in his approach to the ideal of total history".[42]

Use of sources and sense of authority

It is clear from the beginning of Book 1 of the Histories that Herodotus utilizes (or at least claims to utilize) various sources in his narrative. K.H. Waters relates that "Herodotos did not work from a purely Hellenic standpoint; he was accused by the patriotic but somewhat imperceptive Plutarch of being philobarbaros, a pro-barbarian or pro-foreigner."[81]

Herodotus at times relates various accounts of the same story. For example, in Book 1 he mentions both the Phoenician and the Persian accounts of Io.[82] However, Herodotus at times arbitrates between varying accounts: "I am not going to say that these events happened one way or the other. Rather, I will point out the man who I know for a fact began the wrong-doing against the Greeks."[83] Again, later, Herodotus claims himself as an authority: "I know this is how it happened because I heard it from the Delphians myself."[84]

Throughout his work, Herodotus attempts to explain the actions of people. Speaking about Solon the Athenian, Herodotus states "[Solon] sailed away on the pretext of seeing the world, but it was really so that he could not be compelled to repeal any of the laws he had laid down."[85] Again, in the story about Croesus and his son's death, when speaking of Adrastus (the man who accidentally killed Croesus' son), Herodotus states: "Adrastus ... believing himself to be the most ill-fated man he had ever known, cut his own throat over the grave."[86]

Mode of explanation

Herodotus writes with the purpose of explaining; that is, he discusses the reason for or cause of an event. He lays this out in the proem: "This is the publication of the research of Herodotus of Halicarnassus, so that the actions of people shall not fade with time, so that the great and admirable achievements of both Greeks and barbarians shall not go unrenowned, and, among other things, to set forth the reasons why they waged war on each other."[87]

This mode of explanation traces itself all the way back to Homer,[88] who opened the Iliad by asking:

Which of the immortals set these two at each other's throats?
Apollo,
Zeus’ son and Leto’s, offended
by the warlord. Agamemnon had dishonored
Chryses, Apollo's priest, so the god
struck the Greek camp with plague,
and the soldiers were dying of it.[89]

Both Homer and Herodotus begin with a question of causality. In Homer's case, "who set these two at each other's throats?" In Herodotus's case, "Why did the Greeks and barbarians go to war with each other?"

Herodotus's means of explanation does not necessarily posit a simple cause; rather, his explanations cover a host of potential causes and emotions. It is notable, however, that "the obligations of gratitude and revenge are the fundamental human motives for Herodotus, just as ... they are the primary stimulus to the generation of narrative itself."[90]

Some readers of Herodotus believe that his habit of tying events back to personal motives signifies an inability to see broader and more abstract reasons for action. Gould argues to the contrary that this is likely because Herodotus attempts to provide the rational reasons, as understood by his contemporaries, rather than providing more abstract reasons.[91]

Types of causality

Herodotus attributes cause to both divine and human agents. These are not perceived as mutually exclusive, but rather mutually interconnected. This is true of Greek thinking in general, at least from Homer onward.[92] Gould notes that invoking the supernatural in order to explain an event does not answer the question "why did this happen?" but rather "why did this happen to me?" By way of example, faulty craftsmanship is the human cause for a house collapsing. However, divine will is the reason that the house collapses at the particular moment when I am inside. It was the will of the gods that the house collapsed while a particular individual was within it, whereas it was the cause of man that the house had a weak structure and was prone to falling.[93]

Some authors, including Geoffrey de Ste-Croix and Mabel Lang, have argued that Fate, or the belief that "this is how it had to be," is Herodotus's ultimate understanding of causality.[94] Herodotus's explanation that an event "was going to happen" maps well on to Aristotelean and Homeric means of expression. The idea of "it was going to happen" reveals a "tragic discovery" associated with fifth-century drama. This tragic discovery can be seen in Homer's Iliad as well.[95]

John Gould argues that Herodotus should be understood as falling in a long line of story-tellers, rather than thinking of his means of explanation as a "philosophy of history" or "simple causality". Thus, according to Gould, Herodotus's means of explanation is a mode of story-telling and narration that has been passed down from generations prior:[96]

Herodotus' sense of what was 'going to happen' is not the language of one who holds a theory of historical necessity, who sees the whole of human experience as constrained by inevitability and without room for human choice or human responsibility, diminished and belittled by forces too large for comprehension or resistance; it is rather the traditional language of a teller of tales whose tale is structured by his awareness of the shape it must have and who presents human experience on the model of the narrative patterns that are built into his stories; the narrative impulse itself, the impulse towards 'closure' and the sense of an ending, is retrojected to become 'explanation'.[97]

Herodotus and myth

Although Herodotus considered his "inquiries" a serious pursuit of knowledge, he was not above relating entertaining tales derived from the collective body of myth, but he did so judiciously with regard for his historical method, by corroborating the stories through enquiry and testing their probability.[98] While the gods never make personal appearances in his account of human events, Herodotus states emphatically that "many things prove to me that the gods take part in the affairs of man" (IX, 100).

In Book One, passages 23 and 24, Herodotus relates the story of Arion, the renowned harp player, "second to no man living at that time," who was saved by a dolphin. Herodotus prefaces the story by noting that "a very wonderful thing is said to have happened," and alleges its veracity by adding that the "Corinthians and the Lesbians agree in their account of the matter." Having become very rich while at the court of Periander, Arion conceived a desire to sail to Italy and Sicily. He hired a vessel crewed by Corinthians, whom he felt he could trust, but the sailors plotted to throw him overboard and seize his wealth. Arion discovered the plot and begged for his life, but the crew gave him two options: that either he kill himself on the spot or jump ship and fend for himself in the sea. Arion flung himself into the water, and a dolphin carried him to shore.[99]

Herodotus clearly writes as both historian and teller of tales. Herodotus takes a fluid position between the artistic story-weaving of Homer and the rational data-accounting of later historians. John Herington has developed a helpful metaphor for describing Herodotus's dynamic position in the history of Western art and thought – Herodotus as centaur:

The human forepart of the animal ... is the urbane and responsible classical historian; the body indissolubly united to it is something out of the faraway mountains, out of an older, freer and wilder realm where our conventions have no force.[100]

Herodotus is neither a mere gatherer of data nor a simple teller of tales – he is both. While Herodotus is certainly concerned with giving accurate accounts of events, this does not preclude for him the insertion of powerful mythological elements into his narrative, elements which will aid him in expressing the truth of matters under his study. Thus to understand what Herodotus is doing in the Histories, we must not impose strict demarcations between the man as mythologist and the man as historian, or between the work as myth and the work as history. As James Romm has written, Herodotus worked under a common ancient Greek cultural assumption that the way events are remembered and retold (e.g. in myths or legends) produces a valid kind of understanding, even when this retelling is not entirely factual.[101] For Herodotus, then, it takes both myth and history to produce truthful understanding.

See also

Critical editions

  • C. Hude (ed.) Herodoti Historiae. Tomvs prior: Libros I–IV continens. (Oxford 1908)
  • C. Hude (ed.) Herodoti Historiae. Tomvs alter: Libri V–IX continens. (Oxford 1908)
  • H. B. Rosén (ed.) Herodoti Historiae. Vol. I: Libros I–IV continens. (Leipzig 1987)
  • H. B. Rosén (ed.) Herodoti Historiae. Vol. II: Libros V–IX continens indicibus criticis adiectis (Stuttgart 1997)
  • N. G. Wilson (ed.) Herodoti Historiae. Tomvs prior: Libros I–IV continens. (Oxford 2015)
  • N. G. Wilson (ed.) Herodoti Historiae. Tomvs alter: Libri V–IX continens. (Oxford 2015)

Translations

Several English translations of The Histories of Herodotus are readily available in multiple editions. The most readily available are those translated by:

  • Henry Cary (judge), translation 1849: text Internet Archive
  • George Rawlinson, translation 1858–1860. Public domain; many editions available, although Everyman Library and Wordsworth Classics editions are the most common ones still in print.
  • A. D. Godley 1920; revised 1926. Reprinted 1931, 1946, 1960, 1966, 1975, 1981, 1990, 1996, 1999, 2004. Available in four volumes from Loeb Classical Library, Harvard University Press. ISBN 0-674-99130-3 Printed with Greek on the left and English on the right:
    • A. D. Godley Herodotus : The Persian Wars : Volume I : Books 1–2 (Cambridge, Massachusetts 1920)
    • A. D. Godley Herodotus : The Persian Wars : Volume II : Books 3–4 (Cambridge, Massachusetts 1921)
    • A. D. Godley Herodotus : The Persian Wars : Volume III : Books 5–7 (Cambridge, Massachusetts 1922)
    • A. D. Godley Herodotus : The Persian Wars : Volume IV : Books 8–9 (Cambridge, Massachusetts 1925)
  • Aubrey de Sélincourt, originally 1954; revised by John Marincola in 1996. Several editions from Penguin Books available.
  • David Grene, Chicago: University of Chicago Press, 1985.
  • Robin Waterfield, with an Introduction and Notes by Carolyn Dewald, Oxford World Classics, 1997. ISBN 978-0-19-953566-8
  • Strassler, Robert B., (ed.), and Purvis, Andrea L. (trans.), The Landmark Herodotus, Pantheon, 2007. ISBN 978-0-375-42109-9 with adequate ancillary information.
  • The Histories of Herodotus Interlinear English Translation by Heinrich Stein (ed.) and George Macaulay (trans.), Lighthouse Digital Publishing, 2013.
  • Herodotus. Herodotus: The Histories: The Complete Translation, Backgrounds, Commentaries. Translated by Walter Blanco. Edited by Jennifer Tolbert Roberts. New York: W. W. Norton &, 2013.
  • "The Histories, Herodotus". Translated by Tom Holland, with introduction and notes by Paul Cartledge. New York, Penguin, 2013.

Notes

  1. ^ For the past several hundred years, the title of Herodotus's work has been translated rather roughly as The Histories or The History. The original title can be translated from the Greek as "researches" or "inquiries".[2]
  2. ^ “In the scheme and plan of his work, in the arrangement and order of its parts, in the tone and character of the thoughts, in ten thousand little expressions and words, the Homeric student appears.”[14]
  3. ^ See Lucian of Samosata, who went as far as to deny him a place among the famous on the Island of the Blessed in Verae Historiae.
  4. ^ Some regard his works as being at least partly unreliable. Fehling writes of "a problem recognized by everybody", namely that Herodotus frequently cannot be taken at face value.[44]
  5. ^ Boedeker comments on Herodotus's use of literary devices.[46]
  6. ^ For Detlev Fehling, the sources are simply not credible that Herodotus claims for many stories that he reports. Persian and Egyptian informants tell stories to Herodotus that dovetail neatly into Greek myths and literature, yet show no signs of knowing their own traditions. For Fehling, the only credible explanation is that Herodotus invented these sources, and that the stories themselves were concocted by Herodotus himself.[57]
  7. ^ Kenton L. Sparks writes, "In antiquity, Herodotus had acquired the reputation of being unreliable, biased, parsimonious in his praise of heroes, and mendacious".
  8. ^ Cicero (On the Laws I.5) said that the works of Herodotus were full of legends or "fables".
  9. ^ Duris of Samos called Herodotus a myth-monger.
  10. ^ Harpocration wrote a book on "the lies of Herodotus".
  11. ^ such as on the Nile Valley
  12. ^ Welsby said that "archaeology graphically confirms Herodotus's observations."
  13. ^ Herodotus claimed to have visited Babylon. The absence of any mention of the Hanging Gardens of Babylon in his work has attracted further attacks on his credibility. In response, Dalley has proposed that the Hanging Gardens may have been in Ninevah rather than in Babylon.[55]
  14. ^ Fehling concludes that the works of Herodotus are intended as fiction. Boedeker concurs that much of the content of the works of Herodotus are literary devices.[54][46]
  15. ^ For example, they were criticized for inaccuracy by Lucian of Samosata, who attacked Herodotus as a liar in Verae Historiae and went as far as to deny him a place among the famous on the Island of the Blessed

References

  1. ^ T. James Luce, The Greek Historians, 2002, p. 26.
  2. ^ "Herodotus" Encyclopedia of World Biography. The Gale Group. Retrieved March 11, 2018.
  3. ^ Burn (1972), p. 23, citing Dionysius On Thucydides
  4. ^ Burn (1972), p. 27
  5. ^ a b Murray (1986), p. 188
  6. ^ Herodotus, Histories 2.143, 6.137
  7. ^ Preparation of the Gospel, X, 3
  8. ^ Immerwahr (1985), pp. 430, 440
  9. ^ Immerwahr (1985), p. 431
  10. ^ Burn (1972), pp. 22–23
  11. ^ Immerwahr (1985), p. 430
  12. ^ Immerwahr (1985), pp. 427, 432
  13. ^ Richard Jebb (ed), Antigone, Cambridge University Press, 1976, pp. 181–182, n. 904–920
  14. ^ Rawlinson (1859), p. 6
  15. ^ Murray (1986), pp. 190–191
  16. ^ a b c Burn (1972), p. 10
  17. ^ David Pipes. "Herodotus: Father of History, Father of Lies". Retrieved 16 November 2009.
  18. ^ Rawlinson (1859)
  19. ^ Burn (1972), p. 13
  20. ^ Lawrence A. Tritle. (2004). The Peloponnesian War. Greenwood Publishing Group. pp. 147–148
  21. ^ John Hart. (1982). Herodotus and Greek History. Taylor and Francis. p. 174
  22. ^ a b Murray (1986), p. 191
  23. ^ Waterfield, Robin (trans.) and Dewald, Carolyn (ed.). (1998). The Histories by Herodotus. University of Oxford Press. “Introduction”, p. xviii
  24. ^ Richard C. Jebb, The Genius of Sophocles, section 7
  25. ^ Burn (1972), p. 7
  26. ^ Rawlinson (1859), p. 1
  27. ^ Rawlinson (1859), Introduction
  28. ^ Burn (1972), Introduction
  29. ^ Dandamaev, M. A. (1989). A Political History of the Achaemenid Empire. Brill. p. 153. ISBN 978-90-04-09172-6. The ‘Father of History’, Herodotus, was born at Halicarnassus, and before his emigration to mainland Greece was a subject of the Persian empire.
  30. ^ Kia, Mehrdad (2016). The Persian Empire: A Historical Encyclopedia. ABC-CLIO. p. 161. ISBN 978-1-61069-391-2. At the time of Herodotus’ birth southwestern Asia Minor, including Halicarnassus, was under Persian Achaemenid rule.
  31. ^ Burn (1972), p. 11
  32. ^ Rawlinson (1859), p. 11
  33. ^ Eusebius Chron. Can. Pars. II p. 339, 01.83.4, cited by Rawlinson (1859), Introduction
  34. ^ Plutarch De Malign. Herod. II p. 862 A, cited by Rawlinson (1859), Introduction
  35. ^ The Histories. Introduction and Notes by John Marincola; Trans. by Aubrey de Selincourt. Penguin Books. 2003. pp. xii.CS1 maint: others (link)
  36. ^ Rawlinson (1859), p. 14
  37. ^ Montfaucon’s Bibliothec. Coisl. Cod. clxxvii p. 609, cited by Rawlinson (1859), p. 14
  38. ^ Photius Bibliothec. Cod. lx p. 59, cited by Rawlinson (1859), p. 15
  39. ^ Tzetzes Chil. 1.19, cited by Rawlinson (1859), p. 15
  40. ^ Marcellinus, in Vita. Thucyd. p. ix, cited by Rawlinson (1859), p. 25
  41. ^ Rawlinson (1859), p. 25
  42. ^ a b Murray (1986), p. 189
  43. ^ Mikalson (2003), pp. 198–200
  44. ^ Fehling (1994), p. 2
  45. ^ a b Jones (1996)
  46. ^ a b Boedeker (2000), pp. 101–102
  47. ^ Saltzman (2010)
  48. ^ Archambault (2002), p. 171
  49. ^ Farley (2010), p. 21
  50. ^ a b Lloyd (1993), p. 4
  51. ^ a b Nielsen (1997), pp. 42–43
  52. ^ a b Baragwanath & de Bakker (2010), p. 19
  53. ^ a b Fehling (1994), p. 13
  54. ^ a b c Marincola (2001), p. 34
  55. ^ a b Dalley (2003)
  56. ^ a b Dalley (2013)
  57. ^ Fehling (1989), pp. 4, 53–54
  58. ^ Roberts (2011), p. 2
  59. ^ Marincola (2001), p. 59
  60. ^ Cameron (2004), p. 156
  61. ^ Sparks (1998), p. 58
  62. ^ Asheri, Lloyd & Corcella (2007)
  63. ^ Welsby (1996), p. 40
  64. ^ Heeren (1838), pp. 13, 379, 422–424
  65. ^ Aubin (2002), pp. 94–96, 100–102, 118–121, 141–144, 328, 336
  66. ^ Diop (1981), p. 1
  67. ^ Diop (1974), p. 2
  68. ^ Fehling (1994), pp. 4–6
  69. ^ Solly, Meilan. "Wreck of Unusual Ship Described by Herodotus Recovered From Nile Delta". Smithsonian.
  70. ^ "Herodotus on the First Circumnavigation of Africa". Livius.org. 1996. Retrieved 12 June 2019.
  71. ^ The Indian Empire. The Imperial Gazetteer of India. 2. 1909. p. 272 – via Digital South Asia Library.
  72. ^ Jain, Meenakshi (1 January 2011). The India They Saw: Foreign Accounts. 1–4. Delhi: Prabhat Prakashan. ISBN 978-81-8430-106-9.
  73. ^ Majumdar, Ramesh Chandra (1981). The Classical Accounts of India: Being a Compilation of the English Translations of the Accounts Left by Herodotus, Megasthenes, Arrian, Strabo, Quintus, Diodorus, Siculus, Justin, Plutarch, Frontinus, Nearchus, Apollonius, Pliny, Ptolemy, Aelian, and Others with Maps. Calcutta: Firma KLM. p. 504. OCLC 247581880.
  74. ^ a b Peissel (1984)
  75. ^ Simons, Marlise (25 November 1996). "Himalayas offer clue to legend of gold-digging 'ants'". The New York Times. The New York Times Company. p. 5. Retrieved 23 February 2016.
  76. ^ Rawlinson (1859), pp. 13–14
  77. ^ "Dio Chrysostom Orat. xxxvii, p11". Penelope.uchicago.edu. Retrieved 13 September 2012.
  78. ^ Marcellinus, Life of Thucydides
  79. ^ Burn (1972), pp. 8, 9, 32–34
  80. ^ Fehling (1989)
  81. ^ Waters (1985), p. 3
  82. ^ Blanco (2013), pp. 5–6, §1.1, 1.5
  83. ^ Blanco (2013), p. 6, §1.5
  84. ^ Blanco (2013), p. 9, §1.20
  85. ^ Blanco (2013), p. 12, §1.29
  86. ^ Blanco (2013), p. 17, §1.45, ¶2
  87. ^ Blanco (2013), p. 5
  88. ^ Gould (1989), p. 64
  89. ^ Homer, Iliad, trans. Stanley Lombardo (Indianapolis: Hackett Publishing Company, 1997): 1, Bk. 1, lines 9–16.
  90. ^ Gould (1989), p. 65
  91. ^ Gould (1989), p. 67
  92. ^ Gould (1989), pp. 67–70
  93. ^ Gould (1989), p. 71
  94. ^ Gould (1989), pp. 72–73
  95. ^ Gould (1989), pp. 75–76
  96. ^ Gould (1989), pp. 76–78
  97. ^ Gould (1989), pp. 77–78
  98. ^ Wardman (1960)
  99. ^ Histories 1.23–24.
  100. ^ Romm (1998), p. 8
  101. ^ Romm (1998), p. 6

Sources

Further reading

  • Bakker, Egbert J.; de Jong, Irene J.F.; van Wees, Hans, eds. (2002). Brill's companion to Herodotus. Leiden: E.J. Brill. ISBN 978-90-04-12060-0.
  • Baragwanath, Emily (2010). Motivation and Narrative in Herodotus. Oxford Classical Monographs. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-964550-3.
  • Bury, J.B.; Meiggs, Russell (1975). A History of Greece (Fourth Edition). London: MacMillan Press. pp. 251–252. ISBN 978-0-333-15492-2.
  • De Selincourt, Aubrey (1962). The World of Herodotus. London: Secker and Warburg.
  • Dewald, Carolyn; Marincola, John, eds. (2006). The Cambridge companion to Herodotus. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-83001-0.
  • Evans, J.A.S. (2006). The beginnings of history: Herodotus and the Persian Wars. Campbellville, Ont.: Edgar Kent. ISBN 978-0-88866-652-9.
  • Evans, J.A.S. (1982). Herodotus. Boston: Twayne. ISBN 978-0-8057-6488-8.
  • Evans, J.A.S. (1991). Herodotus, explorer of the past: three essays. Princeton, NJ: Princeton University Press. ISBN 978-0-691-06871-8.
  • Flory, Stewart (1987). The archaic smile of Herodotus. Detroit: Wayne State University Press. ISBN 978-0-8143-1827-0.
  • Fornara, Charles W. (1971). Herodotus: An Interpretative Essay. Oxford: Clarendon Press.
  • Giessen, Hans W. Giessen (2010). Mythos Marathon. Von Herodot über Bréal bis zur Gegenwart. Landau: Verlag Empirische Pädagogik (= Landauer Schriften zur Kommunikations- und Kulturwissenschaft. Band 17). ISBN 978-3-941320-46-8.
  • Gould, John (1989). Herodotus. New York: St. Martin's Press. ISBN 978-0-312-02855-8.
  • Harrington, John W. (1973). To see a world. Saint Louis: G.V. Mosby Co. ISBN 978-0-8016-2058-4.
  • Hartog, François (2000). "The Invention of History: The Pre-History of a Concept from Homer to Herodotus". History and Theory. 39 (3): 384–395. doi:10.1111/0018-2656.00137.
  • Hartog, François (1988). The mirror of Herodotus: the representation of the other in the writing of history. Janet Lloyd, trans. Berkeley: University of California Press. ISBN 978-0-520-05487-5.
  • How, Walter W.; Wells, Joseph, eds. (1912). A Commentary on Herodotus. Oxford: Clarendon Press.
  • Hunter, Virginia (1982). Past and process in Herodotus and Thucydides. Princeton, NJ: Princeton University Press. ISBN 978-0-691-03556-7.
  • Immerwahr, H. (1966). Form and Thought in Herodotus. Cleveland: Case Western Reserve University Press.
  • Kapuściński, Ryszard (2007). Travels with Herodotus. Klara Glowczewska, trans. New York: Knopf. ISBN 978-1-4000-4338-5.
  • Lateiner, Donald (1989). The historical method of Herodotus. Toronto: Toronto University Press. ISBN 978-0-8020-5793-8.
  • Pitcher, Luke (2009). Writing Ancient History: An Introduction to Classical Historiography. New York: I.B. Taurus & Co Ltd.
  • Marozzi, Justin (2008). The way of Herodotus: travels with the man who invented history. Cambridge, Massachusetts: Da Capo Press. ISBN 978-0-306-81621-5.
  • Momigliano, Arnaldo (1990). The classical foundations of modern historiography. Berkeley: Univ. of California Press. ISBN 978-0-520-06890-2.
  • Myres, John L. (1971). Herodotus : father of history. Chicago: Henry Regnrey. ISBN 978-0-19-924021-0.
  • Pritchett, W. Kendrick (1993). The liar school of Herodotus. Amsterdam: Gieben. ISBN 978-90-5063-088-7.
  • Selden, Daniel (1999). "Cambyses' Madness, or the Reason of History". Materiali e Discussioni per l'Analisi dei Testi Classici. 42 (42): 33–63. doi:10.2307/40236137. JSTOR 40236137.
  • Thomas, Rosalind (2000). Herodotus in context: ethnography, science and the art of persuasion. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-66259-8.
  • Waters, K.H. (1985). Herodotus the Historian: His Problems, Methods and Originality. Beckenham: Croom Helm Ltd.

External links