هرمز (شهر تاریخی)
هرمز نام شهری تاریخی و جزیرهای در خلیج فارس است که در طول تاریخ یکی از مهمترین مراکز بازرگانی، دریانوردی و سیاسی منطقه بهشمار میرفت. اهمیت هرمز از سدههای میانهٔ اسلامی تا دورهٔ جدید، به دلیل موقعیت راهبردی آن در ورودی تنگه هرمز و قرار گرفتن در مسیر تجارت میان ایران، هند، عربستان و شرق آفریقا بوده است.
هرمز قدیم
[ویرایش | اشتراکگذاری]شهر هرمز در سالهای ۶۵۰–۶۵۱ میلادی به دست اعراب افتاد. در سدهٔ دهم میلادی، شهر هرمز مهمترین بندر برای مناطق کرمان و سیستان بود، هرچند بندر اصلی خلیج فارس در آن دوره جنابه یا گناوه بهشمار میرفت.
هرمز به دلیل کشاورزی و تولید محصولات گوناگون نیز شهرت داشت. در این منطقه انواعی از ارزن، نیل، زیره و نیشکر کشت میشد. همچنین گفته شده است که هرمز در تأمین خرمای سراسر ایران نقش مهمی داشت. آبیاری زمینها از طریق کاریزها یا قناتهای زیرزمینی انجام میگرفت.
شهر هرمز در رأس خلیجی به نام «جیز» قرار داشت که در نوشتهٔ ابن حوقل با نام «خَبر» آمده است. این شهر دارای انبارهای بزرگ کالا بود که بسیاری از آنها در روستاهای اطراف قرار داشتند.
در منابع جغرافیایی و تاریخی قرون میانه، هرمز به عنوان شهری بزرگ، آباد و دارای ساختمانهای مناسب معرفی شده است. شریف در حدود سال ۱۱۵۰ میلادی آن را «هرمز ساحلیه» یعنی «هرمز ساحلی» نامیده است تا آن را از شهرهای دیگری با نام هرمز که در داخل ایران وجود داشتند متمایز کند. هرمز در آن زمان بازار اصلی کرمان و مرکز مهم تجارت منطقه بود.
شکلگیری حکومت هرمز
[ویرایش | اشتراکگذاری]از حدود سال ۱۱۰۰ میلادی، هرمز مرکز حکومتی کوچک شد که فرمانروایان آن احتمالاً از عمان برخاسته بودند. برای کنترل هر دو سوی خلیج فارس، شاهزادگان هرمز بر مناطق ساحلی عمان مانند قلحات و جلفار نیز تسلط یافتند و آنها را توسعه دادند.
حاکمان هرمز معمولاً تابع حکومتهای بزرگتر منطقه بودند. گاهی وابسته به اتابکان فارس و گاهی تابع فرمانروایان کرمان بودند و این وابستگی بر اساس شرایط سیاسی تغییر میکرد.
در سال ۱۲۲۸ میلادی، فرمانروای هرمز جزیرهٔ کیش را برای اتابکان فارس تصرف کرد و در سال ۱۲۳۰ آن را به آنان واگذار کرد. اما پس از سال ۱۲۷۸ میلادی، به دلیل اختلافات خانوادگی، کشمکشهای داخلی و قتلهای سیاسی، قدرت حکومت هرمز کاهش یافت.
با وجود مشکلات سیاسی، این شهر همچنان مرکز تجاری مهمی بود. مارکو پولو که در سالهای ۱۲۷۲ و ۱۲۹۳ از هرمز دیدن کرد، از رونق تجارت آن یاد کرده است، هرچند آبوهوای آن را نامناسب توصیف کرده بود.
انتقال شهر به جزیرهٔ هرمز
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سال ۱۲۹۶ میلادی، امیر بهاالدین ایاز، که پیشتر برده و از نزدیکان یکی از فرمانروایان کشتهشدهٔ هرمز بود، با کمک فرمانروایان فارس قدرت را در دست گرفت.
به دلیل حملات پیدرپی اقوام چغتایی به جنوبشرقی ایران، ایاز تصمیم گرفت مردم شهر هرمز قدیم را به جزیرهٔ کوچک جرون منتقل کند. این جزیره را از فرمانروایان فارس خریداری کرد.
بقایای شهر قدیم هرمز هنوز در نزدیکی میناب دیده میشود. این ویرانهها حدود ۱۰ کیلومتر جنوبغربی میناب و ۱۵ کیلومتر دورتر از ساحل قرار دارند. آثار اسکلهای طولانی و خرابههای گسترده در این منطقه باقی مانده است.
هرمز جدید در جزیره جرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]جزیرهٔ هرمز حدود ۶۰ کیلومتر غرب هرمز قدیم و حدود ۶ کیلومتر از نزدیکترین نقطهٔ ساحل فاصله دارد. از نظر طبیعی محل چندان مناسبی برای پایتخت یک حکومت نبود؛ زیرا آب شیرین، پوشش گیاهی و منابع طبیعی کافی نداشت و تابستانهای آن بسیار گرم بود.
تمام نیازهای ساکنان جزیره باید از عمان، سرزمین اصلی ایران و جزیرهٔ قشم تأمین میشد. با این حال، موقعیت راهبردی جزیره باعث امنیت آن در برابر حملات قبایل و حتی یورش تیمور در اواخر سدهٔ چهاردهم شد.
شهر جدید هرمز در بخش شمالی جزیره و در کنار بندری امن ساخته شد. این شهر ابتدا «هرمز جدید» نام داشت، اما بعدها واژهٔ «جدید» حذف شد و نام هرمز هم برای شهر و هم برای جزیره به کار رفت.
رونق بازرگانی هرمز
[ویرایش | اشتراکگذاری]هرمز جدید به مرکز انتقال کالا میان بنادر کوچک خلیج فارس و بازارهای داخلی ایران تبدیل شد. قدرت هرمز بر پایهٔ امنیت مسیرهای زمینی و دریایی، کنترل تجارت و کاهش اهمیت بنادر رقیب شکل گرفت.
در سال ۱۳۲۰ میلادی، میر قطبالدین تهمتن جزیرهٔ کیش و سپس بحرین را تصرف کرد. با حذف رقبای تجاری، هرمز به مرکز اصلی واردات و صادرات کشورهای پیرامون خلیج فارس تبدیل شد.
با وجود برخی اختلافات خانوادگی، هرمز برای حدود ۳۰۰ سال شهری ثروتمند و شکوفا باقی ماند.
گزارش جهانگردان دربارهٔ هرمز
[ویرایش | اشتراکگذاری]نخستین گزارش شناختهشده از هرمز جدید را راهب ایتالیایی، اودوریک پوردنون، در حدود سال ۱۳۲۰ میلادی ارائه کرد. او هرمز را شهری مستحکم، پر از کالاهای گرانبها، بدون درخت و آب شیرین و با گرمای شدید توصیف کرد.
ابن بطوطه نیز چند سال بعد از هرمز دیدن کرد و آن را شهری بزرگ و زیبا با بازارهای پررونق دانست.
در سال ۱۴۴۲ میلادی، عبدالرزاق سمرقندی هرمز را مرکز بزرگ تجارت جهانی معرفی کرد. او نوشته است که بازرگانانی از مصر، سوریه، آناتولی، ایران، ترکستان، چین، هند، جاوه، عربستان و شرق آفریقا در این شهر حضور داشتند.
جهانگرد روسی آفاناسی نیکیتین در حدود سال ۱۴۷۲ میلادی هرمز را «بازاری عظیم با مردمانی از همهٔ سرزمینها و کالاهایی از همه نوع» توصیف کرد.
ورود پرتغالیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]در پایان سپتامبر ۱۵۰۷ میلادی، ناوگان پرتغال به فرماندهی آلفونسو د آلبوکرک به هرمز حمله کرد. پرتغالیها ناوگان محلی را شکست دادند، افراد زیادی را کشتند و هرمز را مجبور کردند سالانه مبلغی به عنوان خراج پرداخت کند.
آلبوکرک ساخت قلعهای را آغاز کرد، اما به دلیل اختلاف با فرماندهان ناوگان خود جزیره را ترک کرد. او در سال ۱۵۱۵ بازگشت و حکومت پرتغال را در هرمز برقرار کرد. این حکومت بیش از یک قرن ادامه یافت.
پرتغالیها همچنین بندرهای دیگری مانند جلفار را تصرف کردند. فرمانروایان هرمز همچنان به صورت اسمی قدرت داشتند، اما استقلال واقعی خود را از دست داده بودند.
هرمز در دورهٔ پرتغالیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]با وجود سلطهٔ پرتغال، هرمز همچنان مرکز مهم اقتصادی و نظامی باقی ماند. در سال ۱۵۴۰، میکله مِمبره هرمز را شهری کوچک اما بسیار فعال در تجارت جهانی توصیف کرد.
او نوشت که بازرگانانی از سراسر جهان در آن حضور داشتند و کشتیهایی از بصره، هند و مسیرهای دریایی عربستان به آن رفتوآمد میکردند.
هرمز همچنین پایگاه فعالیتهای مذهبی پرتغالیها در ایران و خاورمیانه شد. گروههای مسیحی مانند یسوعیان و آگوستینیها در جزیره فعالیت داشتند.
فتح هرمز توسط صفویان
[ویرایش | اشتراکگذاری]شاه عباس یکم صفوی حضور پرتغالیها در هرمز را تهدیدی برای حاکمیت ایران میدانست.
در سال ۱۶۰۲ میلادی، نیروهای او بحرین را تصرف کردند. در سال ۱۶۱۴ نیز بندر گمبرون، یعنی بندرعباس امروزی، از پرتغالیها گرفته شد.
سرانجام در سال ۱۶۲۲ میلادی، با کمک نیروی دریایی کمپانی هند شرقی بریتانیا، نیروهای صفوی به فرماندهی امامقلیخان توانستند پس از نبردی سخت جزیرهٔ قشم و هرمز را تصرف کنند.
پس از شکست پرتغالیها، قلعهٔ هرمز ویران شد و بخشهایی از سنگهای آن برای ساختوساز در بندرعباس استفاده شد.
هرمز پس از دورهٔ صفوی
[ویرایش | اشتراکگذاری]شاه عباس و جانشینان او علاقهای نداشتند که هرمز دوباره به پایگاه تجاری مهمی تبدیل شود، بنابراین توسعهٔ جزیره را دنبال نکردند.
با این حال، هرمز کاملاً متروک نشد. برخی افسران ایرانی مسئول ادارهٔ جزیره شدند و زمینهایی در اطراف میناب برای تأمین هزینههای آنان اختصاص یافت.
اقتصاد جزیره بیشتر بر استخراج نمک سنگی، اکسید آهن و ماهیگیری استوار بود. بسیاری از ساکنان در تابستان برای کار در نخلستانهای میناب جزیره را ترک میکردند.
هرمز در دورهٔ جدید
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سدهٔ هجدهم، هرمز مدتی زیر نفوذ عمان قرار گرفت. از سال ۱۷۹۸ تا ۱۸۵۴، بر اساس توافقی میان ایران و عمان، جزیره بخشی از ادارهٔ مسقط بود.
در این دوره اهمیت سیاسی هرمز کاهش یافت و بیشتر به جزیرهای کوچک با فعالیتهای محدود اقتصادی تبدیل شد.
در قرن بیستم، شغل اصلی مردم هرمز ماهیگیری بود. جمعیت جزیره در سال ۱۹۷۷ حدود ۳۰۰۰ نفر گزارش شده است. از دههٔ ۱۹۹۰، قاچاق کالا نیز به یکی از منابع درآمدی تبدیل شد.
اهمیت راهبردی هرمز
[ویرایش | اشتراکگذاری]هرمز در دورهٔ معاصر دوباره اهمیت جهانی پیدا کرده است؛ زیرا تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است و بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از این مسیر عبور میکند.
همچنین پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و افزایش تنشهای ایران و ایالات متحده آمریکا، موقعیت راهبردی هرمز بار دیگر مورد توجه جهانی قرار گرفت.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]Kamāl-al-Din ʿAbd-al-Razzāq Samarqandi, Maṭlaʿ-e saʿdayn wa majmaʿ-e baḥrayn, ed. ʿAbd-al-Ḥosayn Navāʾi, 2 vols., Tehran, 1979.
Carlos Alonso, “El P. Simon de Moraes, Pionero de la Misiones Augustinianes en Persia (1585),” Analecta Augustiniana 62, 1979, pp. 343-72.
Idem, De Silva y Figueroa, Don Garcia. Embajador en Persia, Badajoz, 1993.
Jean Aubin, “Les princes d’Ormuz du XIII au XV siècle,” JA, 1953, pp. 77-137.