هجا
با هجو اشتباه نشود.
هجا یا بخش یا سیلاب (به انگلیسی: Syllable) یک یکای سازماندهنده برای رشته صداهای گفتاری است. هجا (بخش) از یک هسته (بیشتر اوقات واکه) همراه با لبههای آغازین و پایانی (معمولاً همخوانها) تشکیل میشود.
هجاها معمولاً بهعنوان واجگان «سازندهٔ قطعات» حروف شناخته میشوند. آنها میتوانند ریتم یک زبان، قواعد شعری، الگوهای تأکید و... آنرا تغییر دهند.
پیشینه
[ویرایش]نحو نوشتار هجایی هزاران سال قبل از اولین حروف آغاز شد. قدیمیترین سند هجاها بر روی لوحههایی نوشته شده که مربوط به تقریباً ۲۸۰۰ سال ق. م است که در شهر سومری اور بهدست آمده. این جهش از پیکتوگرامها به سیلابها به عنوان «بزرگترین پیشرفت در تاریخ نوشتار» شناخته میشود.
واژههای تکهجایی یا چندهجایی
[ویرایش]یک کلمه که از یک هجای واحد تشکیل شدهاست (مانند فارس یا پارس)، یک تکهجا خوانده میشود (مثل کلمهای که یک بخشی است)؛ درحالیکه کلمهای که از دو هجا تشکیل شدهاست (مانند گربه) دوهجایی خوانده میشود (شبیه کلمهٔ دوبخشی). کلمهای که از سه هجا تشکیل شده باشد (مانند کلمهٔ نوشتار) سه هجایی خوانده میشود (شبیه کلمهٔ سه بخشی). کلمهای را که بیش از سه هجا داشته باشد چندهجایی میخوانند (مانند نمایشگاه). همچنین، این اصطلاح معمولاً برای تشریح کلماتی که بیش از دو هجا دارند بهکار میرود.[۱] کلمات یک هجایی (یک بخشی) معنادار حداکثر از چهار صدا تشکیل شدهاند که حتماً دو همخوان آنها امتدادپذیر است.
انواع هجا در فارسی
[ویرایش]در زبان فارسی شش نوع هجا یا بخش صدایی با مقطع اصوات وجود دارد:
- همخوان + واکه کوتاه
مانند: نه، که، دو
- همخوان + واکه بلند
مانند: با، بی، بو
- همخوان + واکه کوتاه + همخوان
مانند: در، شن، خور
- همخوان + واکه بلند + همخوان
مانند: دور، دیر، دار
- همخوان + واکه کوتاه + همخوان + همخوان
مانند: درد، چهر، برد
- همخوان + واکه بلند + همخوان + همخوان
مانند: داشت، ریخت، پوست
آوانویسی
[ویرایش]در الفبای آوانگار بینالمللی (IPA)، از نقطه (.) برای مشخص کردن مرز هجاها استفاده میشود، مانند واژهٔ «astronomical» که به صورت /ˌæs.trə.ˈnɒm.ɪk.əl/ آوانویسی میشود.
با این حال، در عمل، آوانویسی IPA معمولاً با فاصله میان واژهها جدا میشود و اغلب این فاصلهها نیز به عنوان مرز هجا در نظر گرفته میشوند. علاوه بر این، نشانهٔ تکیه (ˈ) درست پیش از هجای تکیهدار قرار میگیرد و هنگامی که هجای تکیهدار در میان واژه باشد، این نشانه در عمل مرز هجا را نیز مشخص میکند؛ برای مثال در واژهٔ «understood» به صورت /ʌndərˈstʊd/. (اگرچه مرز هجا ممکن است همچنان به صراحت با نقطه نیز مشخص شود، مانند /ʌn.dər.ˈstʊd/).
هنگامی که فاصله میان واژهها در وسط یک هجا قرار گیرد (یعنی زمانی که یک هجا دو واژه را در بر میگیرد)، میتوان از کمان پیوند (‿) برای پیوند استفاده کرد، مانند ترکیب فرانسوی les amis که به صورت /lɛ.z‿a.mi/ آوانویسی میشود. کمان پیوند همچنین برای اتصال واژههای قاموسی و ساختن واژه واجی به کار میرود، برای مثال hot dog به صورت /ˈhɒt‿dɒɡ/.
سیگمای یونانی (σ) به عنوان یک نویسه جانشین برای «هجا» به کار میرود و علامت دلار/پزو ($) مرز هجا را در جایی مشخص میکند که استفاده از نقطه ممکن است موجب ابهام شود. برای مثال، σσ یک جفت هجا است و $V یک واکهٔ پایانهٔ هجا است.
مؤلفهها
[ویرایش]

تقطیع آغازه-هسته-قافیه
در این چارچوب، ساختار عمومی یک هجا (σ) شامل سه زنجیره است که در دو مؤلفه گروهبندی میشوند:
آغازه (ω): یک همخوان یا خوشهٔ همخوانی که در برخی زبانها اجباری، و در برخی دیگر اختیاری یا حتی محدود است.
قافیه (ρ): شاخهٔ سمت راست که در تقابل با آغازه قرار دارد و خود به هسته و پایانه تقسیم میشود.
هسته (ν): یک واکه یا همخوان هجایی که در بیشتر زبانها اجباری است.
پایانه (κ): یک همخوان یا خوشهٔ همخوانی که در برخی زبانها اختیاری، و در برخی دیگر بسیار محدود یا ممنوع است.
معمولاً برای هجا ساختاری با انشعاب به راست قائل هستند، یعنی هسته و پایانه با هم به عنوان «قافیه» دستهبندی میشوند و تنها در سطح دوم از یکدیگر متمایز میگردند.
هسته معمولاً واکهای است که در وسط هجا قرار دارد. آغازه آوا یا آواهایی است که پیش از هسته میآیند و پایانه (در لغت به معنی «دم») آوا یا آواهایی است که پس از هسته قرار میگیرند. گاهی مجموع این دو (آغازه و پایانه) «پوسته» نامیده میشود. اصطلاح قافیه، هسته و پایانه را با هم پوشش میدهد. در واژهٔ تکهجایی انگلیسی cat، هسته واکهٔ a است (آوایی که میتوان آن را به تنهایی فریاد زد یا خواند)، آغازه c، پایانه t، و قافیه at است. این هجا را میتوان به صورت یک هجای «همخوان-واکه-همخوان» یا CVC خلاصه کرد. زبانها بر اساس آنچه واجآرایی نامیده میشود، در محدودیتهای مربوط به آواهایی که آغازه، هسته و پایانهٔ یک هجا را تشکیل میدهند، تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند.
اگرچه هر هجا دارای ویژگیهای زبرزنجیری است، اما اگر این ویژگیها از نظر معنایی نقشی نداشته باشند (مثلاً در زبانهای نواختی)، معمولاً نادیده گرفته میشوند.
تقطیع چینی
[ویرایش]
در ساختار هجای زبانهای چینی، آغازه با یک «آغازین» جایگزین میشود و یک نیمواکه یا روان، زنجیرهٔ دیگری به نام «میانی» را تشکیل میدهد. این چهار زنجیره در دو مؤلفهٔ کمی متفاوت گروهبندی میشوند:
آغازین (ι): آغازهٔ اختیاری، به استثنای نیمواکهها.
پایانی (φ): شامل میانی، هسته و همخوان پایانی.[۲]
میانی (μ): نیمواکه یا روان اختیاری.[۳]
هسته (ν): یک واکه یا همخوان هجایی.
پایانه (κ): همخوان پایانی اختیاری.
نواخت (τ): ممکن است بر کل هجا یا بر قافیه حمل شود.
در بسیاری از زبانهای حوزهٔ زبانی آسیای جنوب شرقی قارهای، مانند زبان چینی، ساختار هجا گسترش یافته و شامل یک زنجیرهٔ اختیاری اضافی به نام میانی میشود که میان آغازه (که در این بافت اغلب «آغازین» نامیده میشود) و قافیه قرار میگیرد. میانی معمولاً یک نیمواکه است، اما بازسازیهای چینی باستان عموماً شامل میانیهای روان نیز میشود (/r/ در بازسازیهای نوین، /l/ در نسخههای قدیمیتر)، و بسیاری از بازسازیهای چینی میانه شامل یک تقابل میانی میان /i/ و /j/ هستند که در آن /i/ از نظر واجی به عنوان یک غلت عمل میکند نه به عنوان بخشی از هسته. علاوه بر این، بسیاری از بازسازیهای چینی باستان و میانه شامل میانیهای پیچیده مانند /rj/، /ji/، /jw/ و /jwi/ نیز میشوند. میانی از نظر واجی با قافیه گروهبندی میشود نه با آغازه، و ترکیب میانی و قافیه مجموعاً پایانی نامیده میشود.
برخی زبانشناسان، بهویژه هنگام بحث دربارهٔ گونههای نوین چینی، اصطلاحات «پایانی» و «قافیه» را به جای یکدیگر به کار میبرند. با این حال، در واجشناسی تاریخی چینی، تمایز میان «پایانی» (شامل میانی) و «قافیه» (بدون میانی) برای درک فرهنگهای قافیه و جدولهای قافیه که منابع اصلی برای چینی میانه هستند، اهمیت دارد و در نتیجه، بیشتر نویسندگان این دو را طبق تعریف فوق از یکدیگر متمایز میکنند.
گروهبندی مؤلفهها
[ویرایش]
در برخی از نظریههای آواشناسی، ساختارهای هجا به صورت نمودار درختی نمایش داده میشوند (مشابه درختهایی که در برخی گونههای نحو یافت میشوند). همهٔ آواشناسان موافق نیستند که هجا ساختار درونی دارد، در واقع برخی از آواشناسان حتی وجود هجا به عنوان یک واحد نظری را مورد تردید قرار میدهند.[۴]
دلایل بسیاری برای برتری رابطهٔ سلسلهمراتبی بر رابطهٔ خطی میان اجزای هجا ارائه شدهاست. یک مدل سلسلهمراتبی، هسته و پایانه را در یک سطح میانی به نام قافیه گروهبندی میکند. این مدل سلسلهمراتبی نقش مؤلفهٔ هسته+پایانه را در تفاوت بین هجاهای سنگین و سبک و نیز در وزن در شعر توضیح میدهد، یعنی واژههایی چون cat و bat با هم قافیهاند، چون هم هسته و هم پایانهٔ آنها یا در کل قافیه برابر است. این تمایز در فرآیندهایی مانند تغییر آوایی در انگلیسی باستان scipu و wordu نیز دیده میشود، جاییکه در فرآیندی به نام حذف واکه بلند (HVD)، صورت جمع فاعلی/مفعولیِ ریشههای تکهجاییِ سبک پایانهٔ «-u» میگرفت (مانند "*scip-" ← scip-u), درحالیکه ریشههای سنگین چنین نبودند ("*word-" ← word-∅).[۵][۶][۷]
بدنه
[ویرایش]
در برخی توصیفهای سنتی از زبانهایی چون کری و اوجیبوه، هجا بهصورت شاخهچپ در نظر گرفته میشود، یعنی آغاز و هسته در سطحی بالاتر زیر واحدی به نام «بدنه» یا «هستهٔ اصلی» گروهبندی میشوند. این در برابر پایانه قرار میگیرد.
قافیه
[ویرایش]قافیه یا rhyme در یک هجا از هسته و یک پایانهٔ اختیاری تشکیل میشود. این بخش همان قسمتی است که در بیشتر قافیههای شعری بهکار میرود و همچنین بخشی است که هنگام کشیدهگویی یا تأکید در گفتار طولانی یا پرفشار میشود.
قافیه معمولاً بخشی از هجا است که از نخستین مصوت تا پایان ادامه دارد. برای نمونه، /æt/ قافیهٔ واژههای at، sat و flat است. با این حال، هسته در همهٔ زبانها الزاماً یک مصوت نیست؛ در انگلیسی، قافیهٔ هجای دوم در واژههای bottle و fiddle تنها /l/ است که یک همخوان روان محسوب میشود.
همانگونه که قافیه به هسته و پایانه شاخهبندی میشود، هسته و پایانه نیز میتوانند به چندین واج منشعب شوند. میزان واجهای مجاز در هر بخش بسته به زبان متفاوت است. بهطور نمونه، زبان ژاپنی و بیشتر زبانهای چین–تبتی خوشهٔ همخوانی در آغاز یا پایان هجا ندارند، اما بسیاری از زبانهای اروپای شرقی میتوانند بیش از دو همخوان در آغاز یا پایان هجا داشته باشند. در انگلیسی، آغاز میتواند تا سه همخوان و پایانه تا چهار همخوان داشته باشد.[۸]
Rime و rhyme دو شکل از یک واژهاند، اما شکل کمتر رایج rime گاهی بهطور خاص برای قافیهٔ هجایی به کار میرود تا از مفهوم قافیهٔ شعری متمایز شود. این تمایز در بیشتر فرهنگنامهها نیامده است.
| V+C*:
V1(V2)(C3)(C4) = ∅ + V1(V2)(C3)(C4) |
|---|
وزن
[ویرایش]
هجاهای سنگین معمولاً آنهاییاند که دارای قافیهٔ شاخهدار هستند، یعنی یا هجای بستهاند که به یک همخوان ختم میشوند، یا هجایی که دارای هستهٔ شاخهدار (مصوت بلند یا دویگانواکه) است. نامگذاری استعاری است، بر پایهٔ اینکه هسته یا پایانه در نمودار درختی شاخهبندی میشوند.
در برخی زبانها، هجاهای سنگین شامل هر دو گونه VV (هسته شاخهدار) و VC (قافیه شاخهدار) هستند و در برابر V قرار میگیرند که هجای سبک محسوب میشود. در زبانهای دیگر، تنها VV سنگین است و هر دو VC و V سبکاند. برخی زبانها گونهٔ سومی به نام هجای فوقسنگین نیز متمایز میکنند که شامل VVC (هسته و قافیه هر دو شاخهدار) یا VCC (پایانهٔ شامل دو یا چند همخوان) یا هر دو است.
در نظریهٔ مورایی، هجاهای سنگین دو مورا دارند، هجاهای سبک یکی، و هجاهای فوقسنگین سه مورا. آواشناسی ژاپنی معمولاً اینگونه توصیف میشود.
بسیاری از زبانها هجاهای فوقسنگین را ممنوع میکنند، و شمار قابلتوجهی نیز هر هجای سنگین را. برخی زبانها به دنبال یکنواختی وزن هجا هستند؛ برای نمونه، در هجاهای پرآکسان ولی غیرپایانیِ زبان ایتالیایی، مصوتهای کوتاه با هجای بسته و مصوتهای بلند با هجای باز همراهاند، بهگونهای که همهٔ این هجاها سنگین محسوب میشوند.
تفاوت میان سبک و سنگین اغلب تعیینکنندهٔ جایگاه تکیه است – برای نمونه در لاتین و زبان عربی. وزن در شعر در بسیاری از زبانهای کلاسیک چون یونانی کلاسیک، لاتین کلاسیک، زبان تامیل باستان و زبان سانسکریت بر پایهٔ وزن هجا است نه تکیه (که وزن کمّی نامیده میشود).
هجاشکنی
[ویرایش]هجاشکنی جداسازی یک واژه به هجاهاست، چه در گفتار و چه در نوشتار. در بیشتر زبانها، هجاهای واقعاً گفتاری، اساس هجاشکنی نوشتاری هم هستند. بهسبب انطباق اندک میان صداها و نویسهها در املای انگلیسی امروزی، هجاشکنی نوشتاری انگلیسی بیشتر بر پایهٔ ریشهشناسی (یعنی اصول ریختشناسی) استوار است تا بر اصول آوایی. بنابراین هجاهای نوشتاری در انگلیسی لزوماً با هجاهای گفتاری برابر نیستند.
قواعد واجآرایی تعیین میکنند چه صداهایی در هر بخش هجا مجاز یا غیرمجازند. زبان انگلیسی هجاهایی بسیار پیچیده را میپذیرد؛ هجاها ممکن است با سه همخوان آغاز شوند (مانند strength) و گاه با چهار همخوان پایان یابند[۸] (مانند angsts [æŋsts]). بسیاری زبانهای دیگر محدودترند؛ زبان ژاپنی، برای نمونه، تنها /ɴ/ و یک زمانواکه را در پایانه میپذیرد و در آغاز نیز بیش از یک همخوان ندارد.[۹]
پیوند همخوان پایانی یک واژه به واکهٔ آغازین واژهٔ بعدی بخشی معمول از آوای برخی زبانهاست، از جمله اسپانیایی، مجاری و ترکی. برای نمونه، در اسپانیایی los hombres بهصورت [loˈsom.bɾes]، در مجاری az ember بهصورت [ɒˈzɛm.bɛr]، و در ترکی nefret ettim بهصورت [nefˈɾe.tet.tim] تلفظ میشود. در ایتالیایی، واکهٔ پایانی [j] میتواند به هجای بعدی منتقل شود و حتی گاهی به تشدید بینجامد: مانند non ne ho mai avuti → [non.neˈɔ.ma.jaˈvuːti].
پدیدههای مشابهی مانند جهش همخوانی در زبانهای سلتیک چون ایرلندی و ولزی نیز دیده میشود.
دوسرههجایی
[ویرایش]در زبان گفتاری، گاهی محل جدایی میان هجاها مورد اختلاف است. این موضوع بهویژه در انگلیسی بسیار بحث شده است. برای نمونه، واژهٔ hurry میتواند /hʌr.i/ یا /hʌ.ri/ شکسته شود که هیچکدام برای لهجهٔ غیرروتیک مانند RP رضایتبخش نیست. برخی آواشناسان پیشنهاد دادهاند که همخوان میان دو واکه را میتوان دوسرههجایی دانست، یعنی متعلق به هر دو هجا.
آغازه
[ویرایش]آغازه (یا anlaut) همخوان یا همخوانهای آغاز هجا است، پیش از هسته. بیشتر هجاها آغازه دارند. هجاهای بیآغازه را آغاز تهی یا صفر مینامند.
خوشهٔ آغازه
[ویرایش]برخی زبانها آغازه را به یک همخوان محدود میکنند، درحالیکه برخی دیگر خوشههای چندهمخوانی را میپذیرند. مثلاً در انگلیسی pr-، pl- و tr- مجازند، اما tl- نه. در زبان یونانی هم ks- و هم tl- ممکناند، درحالیکه در عربی کلاسیک هیچ خوشهٔ چندهمخوانی در آغاز هجا مجاز نیست.
آغاز تهی
[ویرایش]برخی زبانها آغاز تهی را برنمیتابند. در این زبانها واژههای واکهآغاز (مانند at در انگلیسی) ناممکناند. با این حال، اغلب این زبانها همزه (ʔ) را در آغاز بهصورت همخوان آوایی میپذیرند.
نمونههای زبانهای گوناگون، از عبری و عربی گرفته تا آرانتهٔ استرالیا و الفبای هانگول کرهای، بسته به تحلیل آواشناختی و شیوهٔ نگارش تفاوت دارند. در عربی همزه نویسهای مستقل دارد، اما در آلمانی چنین نیست.
پانویس
[ویرایش]- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Syllable
- ↑ به طور کلیتر، حرف φ نشانگر یک پایهٔ عروضی دوهجایی است.
- ↑ به طور کلیتر، حرف μ نشانگر یک مورا است.
- ↑ For discussion of the theoretical existence of the syllable see "CUNY Conference on the Syllable". CUNY Phonology Forum. CUNY Graduate Center. Archived from the original on 23 September 2015. Retrieved 21 June 2022.
- ↑ Bermúdez-Otero, Ricardo (2015). "The life cycle of High Vowel Deletion in Old English: from prosody to stratification and loss" (PDF). p. 2.
- ↑ Fikkert, Paula; Dresher, Elan; Lahiri, Aditi (2006). "Chapter 6, Prosodic Preferences: From Old English to Early Modern English". The Handbook of the History of English (PDF). pp. 134–135. ISBN 9780470757048.
- ↑ Feng, Shengli (2003). A Prosodic Grammar of Chinese. University of Kansas. p. 3.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ Hultzén, Lee S. (1965). "Consonant Clusters in English". American Speech. 40 (1): 5–19. doi:10.2307/454173. ISSN 0003-1283. JSTOR 454173.
- ↑ Shibatani, Masayoshi (1987). "Japanese". In Bernard Comrie (ed.). The World's Major Languages. Oxford University Press. pp. 855–80. ISBN 0-19-520521-9.