نیروی زمینی شاهنشاهی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نشان نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران

با به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی نیروهای مسلح ایران نیز به سازماندهی نوینی دست یافتند. افسران و فرماندهان خارجی از واحدهای نظامی ایران خارج شده و واحدهای پراکنده مسلح ایران نظیر لشکر قزاق، تفنگداران جنوب و ژاندارمری همگی تحت فرمان و ساختار متحد دولت ایران قرار گرفتند.

در سال ۱۳۰۳ قوای نیروهای مسلح ایران ۸۰ هزار نفر تخمین زده می‌شد. یکسال قبل از آن اولین دسته از دانشجویان افسری به مراکز آموزشی فرانسه اعزام شده و پس از گذراندن دوره‌های مختلف ۵۰۰ تن از آنها برای ایجاد اولین پایه‌های آموزشی نیروهای مسلح کشور به ایران بازگشتند. طی این سال‌ها تجهیز واحدها از لحاظ تسلیحاتی به عهده آلمان‌ها بود و هم آن‌ها بودند که اولین کارخانه‌های تولید اسلحه در ایران را بنا نهادند. علاوه بر فرانسه تعدادی از دانشجویان ایرانی نیز به آلمان اعزام شدند تا با آخرین تکنیک‌ها و امور فنی نظامی آشنا شده و اندکی بعد از آن نیز کار تأسیس مراکز آموزشی در داخل کشور برمبنای ساختارهای ارتش آلمان آغاز گردید.

در بحبوحه جنگ دوم جهانی (۱۳۲۰ خورشیدی) نیروهای مسلح ایران به ۱۲۵٬۰۰۰ نفر افزایش یافته بود که از سطح آموزش و تسلیحات بسیار خوبی برخوردار بودند. در این زمان ارتش شاهنشاهی ایران درگیر جنگی ناخواسته با نیروهای مهاجم متفقین گردید.

وقایع جنگ دوم جهانی ضربه‌های هولناک و سنگینی را بر ستون فقرات نیروهای مسلح ایران وارد آوردند و سازماندهی مجدد نیروها مستلزم سال‌ها تلاش و مبالغ هنگفتی هزینه مالی گردید.

ستاد سازماندهی ارتش شاهنشاهی ایران[ویرایش]

«ستاد» واژه‌ای است فارسی که از اوایل به سلطنت رسیدن رضاشاه پهلوی به جای کلمه عربی «ارکان حرب قشون» برای ارتش ایران برگزیده شد که بعدها در زمان سلطنت محمدرضاشاه پهلوی به نام «ستاد بزرگ ارتشتاران» تغییر نام داد. ستاد در هر یگان مرکز فرماندهی و هماهنگ کننده آن واحد است. در نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران در هر واحد بزرگتر از گردان یک ستاد وجود داشت که به همان ترتیب سلسله مراتب تحت فرمان ستاد یگان‌های بالاتر از خود بود. ستاد بزرگ ارتشتاران نیز مرکز فرماندهی و هماهنگ کننده کل واحدهای نیروهای مسلح شاهنشاهی بود که از ادارات و دوایر مختلف تشکیل شده و در راس آن رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران (معمولا در سال‌های قبل از انقلاب با درجه ارتشبدی) قرار داشت که از لحاظ مسئولیت و کسب فرمان بطور مستقیم تحت دستور شخص پادشاه قرار داشت. آموزش دوره عالی نظامی «فرماندهی و ستاد» جهت نیل افسران به درجات تیمساری از پیش از سال ۱۳۲۰ در دانشگاه جنگ و پس از سال ۱۳۳۶ در دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) انجام می‌گرفت.

لشکرهای نیروی زمینی[ویرایش]

لشگرهای ۷۷ خراسان و ۹۲ اهواز (بخاطر نزدیکی و مجاورت با مرزهای شوروی، افغانستان و عراق) از مهمترین واحدهای نیروی زمینی شاهنشاهی بحساب می‌آمدند.

  • جمع کل پرسنل (تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷): ۲۸۵٫۰۰۰ نفر
  • افراد ذخیره: ۳۰۰٫۰۰۰ نفر

واحدهای اصلی نیروی زمینی شاهنشاهی سازماندهی شده در سه سپاه:

  • لشکر ۱۶ زرهی قزوین
  • لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه
  • لشکر ۹۲ زرهی اهواز (بزرگترین لشکر زرهی خاورمیانه)
  • لشکر ۸۸ زرهی سیستان
  • لشکر ۱ پیاده گارد شاهنشاهی - تهران
  • لشکر ۲ پیاده گارد شاهنشاهی - تهران
  • لشکر ۲۸ پیاده کردستان
  • لشکر ۶۴ پیاده رضائیه
  • لشکر ۷۷ پیاده خراسان
  • لشکر ۲۱ احتیاط تبریز
  • تیپ مستقل ۸۴ پیاده خرم‌آباد
  • تیپ ۵۵ هوابرد شیراز
  • تیپ ۲۳ نوهد (نیروی ویژه هوابرد) تهران
  • تیپ ۳۷ زرهی شیراز
  • گروه ۱۱ توپخانه
  • گروه ۲۲ توپخانه
  • گروه ۳۳ توپخانه
  • گروه ۴۴ توپخانه
  • گروه ۵۵ توپخانه
  • ۴ گردان پدافند هوایی هاک

فرماندهان نیروی زمینی[ویرایش]

فهرست شماری از ارتشبدها[ویرایش]

نشان ارتشبد نیروی زمینی شاهنشاهی ایران

امیران نیروی زمینی[ویرایش]

درجه نام سمت‌ها درگذشت
سپهبد بقراط جعفریان فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز
استاندار خوزستان
۲۳ بهمن ۱۳۵۷[۱]
سپهبد هوشنگ حاتم فرمانده توپخانه لشکری لشکر پیاده گارد
فرمانده مرکز آموزش توپخانه اصفهان
جانشین فرمانده ستاد ارتش
اواخر ۱۳۵۸[۲]
سپهبد مهدی رحیمی معاون فرمانده گارد شاهنشاهی
معاون عملیاتی فرماندار نظامی تهران
فرمانداری نظامی تهران
سرپرستی شهربانی کل کشور
۲۶ بهمن ۱۳۵۷[۳]
سپهبد عبدالعلی بدره‌ای فرمانده گارد شاهنشاهی
آخرین فرمانده نیروی زمینی
۲۲ بهمن ۱۳۵۷[۴]
سپهبد علیمحمد خواجه نوری رئیس اداره سوم ستاد ارتش (اداره عملیات) [۵]
سپهبد ناصر مقدم اداره سوم ساواک (اداره امنیت داخلی)
رکن دوم ارتش شاهنشاهی ایران
ریاست ساواک
[۶]
سپهبد حسین رستگار نامدار جانشینی فرمانده نیروی زمینی
فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان
[۷]
سپهبد امیرفرهنگ خلعتبری در سال ۵۷ معاون عملیاتی نیروی زمینی [۸]
سرلشکر کاظم ریاحی آخرین فرمانده لشکر پیاده گارد [۹]
سرلشکر منوچهر خسروداد پایه‌گذار و فرمانده گردان چترباز و تیپ نیروی ویژه هوابرد
از سال ۱۳۵۰ به بعد فرمانده هوانیروز
[۱۰]
سرلشکر محمدامین بیگلری فرماندهی لشکر پیاده گارد و معاونت فرماندهی لشکر پیاده گارد [۱۱]
سرلشکر رضا ناجی فرمانده توپخانه لشکری در لشکر ۱۶ زرهی قزوین
معاون فرمانده لشکر پیاده گارد (در زمان فرماندهی سرلشکر جلال پژمان)
فرماندهی مرکز توپخانه اصفهان را به عهده داشت.
در مرداد ۵۷ به فرمانداری نظامی اصفهان منصوب گردید.
[۱۲]
سرلشکر علی نشاط آخرین فرمانده تیپ گارد جاویدان [۱۳]
سرلشکر احمد بیدآبادی درز مان انقلاب فرماندار نظامی تبریز [۱۴]
سرتیپ زرهی نعمت‌الله معتمدی فرمانده لشکر ۱۶ زرهی قزوین [۱۵]
سرتیپ منوچهر ملک معاون لشکر ۱۶ زرهی قزوین
فرمانداری نظامی قزوین
[۱۵]
سرتیپ جهانگیر اسفندیاری فرمانده تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی اهواز
فرماندار نظامی آبادان در اواخر سال ۱۳۵۷
[۱۶]
سرلشکر ولی محمد زندکریمی رئیس سازمان اداره زندان‌ها [۱۷]
ارتشبد جعفر شفقت ریاست ستاد نیروی زمینی
ریاست سرای نظامی
جانشینی فرمانده ستاد ارتش
استانداری آذربایجان شرقی
وزرات جنگ در کابینه دکتر شاهپور بختیار
[۱۸]
سپهبد معصومی نایینی معاون پارلمانی وزارت جنگ در کابینه بختیار [۱۸]
سرتیپ غلامحسین علایی فرماندهی پادگان مسجدسلیمان
ریاست کارخانه تانک سازی
تعمیرتانک مسجد سلیمان
[۱۹]
سپهبد جلال پژمان فرمانده گارد مجلس شورای ملی در درجه سروانی
رئیس ستاد لشکر پیاده گارد درجه سرهنگی
فرمانده تیپ نادری از لشکر پیاده گارد در درجه سرتیپی
فرمانده لشکر پیاده گارد به مدت ۶ سال در درجه سرلشکری
فرماندهی اداره چهارم ستاد ارتش
[۲۰]
سپهبد احمدعلی محققی مدتی در اطلاعات (رکن ۲) ژاندارمری فعال بود در زمان فرماندهی عباس قره‌باغی بر ژاندارمری
مسوولیت جانشینی ایشان را بر عده داشت. پس از رسیدن قره باغی به مقام وزارت کشور
در کابینه ارتشبد غلامرضا ازهاری، سپهبد محققی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد
با پیروزی انقلاب، سپهبد محققی از سوی مهدی بازرگان به عنوان سرپرست ژاندارمری کل کشور
منصوب شد اما بیش از چند ماه در این پست دوام نیاورد و برکنار گردید.
محققی پس از برکناری، ایران را ترک کرد
سرتیپ فضل‌الله ناظمی فرمانده تیپ ۲ لشکر پیاده گارد موسوم به تیپ آهنین ۱۳۵۸[۲۱]
سپهبد چنگیز وشمگیر معاون فرمانده نیروی زمینی [۲۲]

تصاویر[ویرایش]

نظامیان اعدام شده ارتش در زمان جنگ[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. به دلیل سانحه سقوط هلیکوپتر که برخی آنرا ناشی از تیراندازی انقلابیون به بدنه هلیکوپتر و برخی دیگر ناشی از درگیری و تیراندازی در داخل هلیکوپتر می‌دانند کشته شد
  2. بعد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ چندین ماه بازداشت بود و در اواخر سال ۱۳۵۸ تیرباران گردید
  3. در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد
  4. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان، مورد اصابت گلوله شورشیان مسلح قرار گرفت و کشته شد
  5. بعد از بهمن ۱۳۵۷ تیرباران گردید
  6. در فرودین ۱۳۵۸ تیرباران شد
  7. بعد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بازداشت و سپس تیرباران گردید
  8. بعد از انقلاب تیرباران گردید
  9. در شامگاه ۲۱ بهمن به هنگام عزیمت به مرکز آموزشهای هوایی دوشان تپه جهت کمک رساندن به مأمورین فرمانداری نظامی، هدف حمله انقلابیون مسلح قرار گرفت و درمیدان امام حسین فعلی کشته شد
  10. در شامگاه ۲۶ بهمن ۵۷ بر بام مدرسه رفاه تیرباران شد
  11. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هنگامی که مسوولیت معاون لشکر پیاده گارد در حمله انقلابیون مسلح به ستاد نیروی زمینی واقع در لویزان، به همراه سپهبد عبدالعلی بدره‌ای (فرمانده نیروی زمینی) هدف گلوله قرار گرفتند و هر دو کشته شدند
  12. در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ به اتهام سرکوب و کشتار مردم اصفهان، محاکمه و در ساعت ۱۱:۴۰ دقیقه همین شب، بر بام مدرسه رفاه تیرباران گردید
  13. سرلشکر نشاط در فروردین ماه ۱۳۵۸، تیرباران گردید
  14. بعد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مدتی بازداشت شد و سپس محاکمه و تیرباران گردید.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ پس از ضرب و شتم و بازداشت به تهران انتقال یافته و در اسفندماه ۱۳۵۷ تیرباران شد.
  16. بعد از انقلاب، بازداشت و تیرباران گردید
  17. در اسفند ۱۳۵۷ تیرباران شد
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ از اعدام‌های اوایل انقلاب جان به در برد
  19. سرتیپ علایی در خرداد ۱۳۵۸ تیرباران گردید
  20. با پیروزی انقلاب، در ۲۵ بهمن ۵۷ بازداشت و پس از چندین ماه حبس به دلیل عدم وجود شاکی و اتهام خاصی، آزاد شد اما دیری نپایید که با پرونده سازی یکی از درجه داران سابق لشکر گارد که ظاهراً به انقلابیون پیوسته بود مجدداً بازداشت شد و تا مرز اعدام هم رفت اما در نهایت پس از کش و قوس‌های فراوان به حبس طولانی مدت محکوم شده و ۴ سال را هم در زندان گذرانید. ایشان پس از گذشت ۴ سال از دوران محکومیت، مشمول عفو قرار گرفته و آزاد شدند
  21. در بهار سال ۱۳۵۸ تیرباران گردید
  22. بعد از انقلاب بازداشت شد و در جلسه دادگاه ظاهراً عکسهای خانوادگی اش به عنوان مظاهری از فساد منتشر گردید. وشمگیر بعد از دادگاه به اتفاق سپهبد پژمان به سراغ صادق طباطبایی رفت (طباطبایی برای ملاقات زندانیان آمده بود) و اعتراض شدیدی به ایشان نمود اما از آنجایی که صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب مسوولیتی نداشت این اعتراض به جایی نرسید. وشمگیر که از نظر روحی به شدت آشفته شده بود و همچنین حدس می‌زد چه حکمی درباره‌اش صادر خواهد شد با خوردن تعداد زیادی قرص لومینال (به علت بیماری، این دارو را مصرف می‌نمود) در اواخر بهار ۵۸ به زندگی خود پایان داد

منابع[ویرایش]