نوسترآداموس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
پرتره واقعی نوسترآداموس، اثر پسرش سزار.

نوسْتِرآداموس (به فرانسوی: Nostradamus) با نام واقعی میشِل دو نُسْتْرِدام (Michel de Nostredame) (زادهٔ ۱۴ یا ۲۱ دسامبر ۱۵۰۳-درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۵۶۶) عطار و پیشگوی اهل فرانسه بود. بسیاری از حوادث و جنگهای آینده، پس از اتفاق افتادن، پیشگوییشان به وی منسوب شده‌است. تا این لحظه، حادثه‌ای قبل از وقوع با استناد به آثار وی پیش بینی نشده‌است.

پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد ولی او پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به مسیحیت گروید. میشل نخستین فرزند آن‌ها بود. میشل دو نستردام در روز 14 دسامبر سال ۱۵۰۳ در «سینت رمی دو پروونس» (Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را در شهر «آوینیون» به پایان رساند.

میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان می‌داد. با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه» ثبت نام کرد. در آنجا بود که با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن قطعات ادبی پرداخت. در ۱۵۵۰ نخستین تقویم نجومی را که در آن پیش‌‌گویی‌هایی دربارهٔ رخدادها و اوضاع جوی سال بعدانجام شده بود، منتشر نمود. در این سالنامه برای نخستین بار نام وی «نوسترآداموس» و شغل و زمینه مورد علاقه‌اش، پزشک و آستروفیل آورده شد. کلمه آستروفیل به معنای دوستدار ستاره‌ها است. نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به آسترولوگ یا «ستاره‌شناس» ترجیح داده‌ بود.

از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشت‌های خود را به صورت رباعی (دوبیتی) نوشت. صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر»، در ۱۵۵۵ منتشر کرد. در سرآغاز این این رباعی‌ها که خطاب به پسرش سزار نوشته است؛ تاکید می‌کند که سرنوشت بشر و آیندهٔ جهان را از روی حرکات ستارگان می‌توان پیش‍‌گویی نمود و اینکه هر رباعی او گویای رخدادی‌ست که در آیندهٔ دور یا نزدیک رخ خواهد داد. تعداد این پیشگویی‌ها که بیشتر به صورت رباعی‌ است به ۹۶۵ عدد می‌رسد. علاوه بر این رباعی‌ها او ۵۶ مُسَدَس (شش بیتی)هم دارد. بطور کلی او در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجستهٔ گیتی را تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیش‌بینی کرده‌است. نوسترآداموس قید می‌کند که در پیشگویی‌هایش رمزها و محاسبه‌هایی دارد که هر کس توانایی درک آنها را ندارد. این رمزها را او در نامه‌ای‌ که به «هانری دوم» پادشاه فرانسه نوشته، توضیح داده اروش و «جام دی نستردام» مسئول دفترخانه بود است. خانوادهٔ پدری او اصالتاً یهودی بودند، اما پدر جام، «گی گسنت»، در حدود سال ۱۴۵۵ به مذهب کاتولیک روی آورد و نام مسیحی «پیر» و نام خانوادگی «دو نستردام» را برای خود انتخاب کرد(این نام خانوادگی از روز مقدسی که در آن تشریفات گرایش وی به مذهب کاتولیک اجرا شد، گرفته شده‌است).[۱]

دلفین جهان(۷۷-۱۵۰۷)، پیر هکتر لوئیس(متولد ۱۵۲۲)، برنارد، جین، آنتونی(متولد ۱۵۲۳) از جمله خواهران و برادران نوستراداموس هستند..[۱][۲][۳]

در مورد کودکی نوستراداموس اطلاعات بیشتری وجود ندارد، با این وجود روایتی وجود دارد که بر طبق آن وی تحت آموزش پدربزرگ مادری‌اش «سنت دی جین» بوده‌است.

سال‌های تحصیل[ویرایش]

نوستراداموس در ۱۵ سالگی وارد دانشگاه اوینگتن شد. کمی بیش از یک سال بعد (زمانی که وی به جای تحصیل «چهارگانه Quadriviuml»(هندسه، حساب، موسیقی و ستاره شناسی) مشغول تحصیل «سه‌گانه Trivium» (دستور زبان، علوم بلاغه و منطق) بود، دانشگاه به دلیل ترس از شیوع بیماری «مرگ سیاه یا طاعون» بسته شد و او مجبور به ترک دانشگاه گردید. در ۱۵۲۹ پس از چند سال کار کردن به عنوان عطار، برای تحصیل طب وارد دانشگاه «مون‌پلیه» شد. پس از اندک زمانی، دانشگاه از این که وی به عنوان «عطار» کار می‌کرده،اطلاع یافت، و او را اخراج نمود، زیرا در آن زمان طبق مقررات دانشگاه عطاری ممنوع بود. اسناد اخراج او(BIU Montpellier، Register S 2 folio ۸۷) در حال حاضر هنوز در کتابخانه دانشکده موجود است..[۳]با این وجود، برخی از ناشران و خبرنگاران بعدها وی را «دکتر» می‌خواندند. او پس از اخراج از دانشگاه به کار خود به عنوان عطار ادامه داد و با ساختن «قرص رز» که گمان می‌شد ضد طاعون است، شهرت یافت..[۴]

ازدواج و کارهای درمانی[ویرایش]

در سال ۱۵۳۱ جولس-سیسر اسکالیگر که یک دانشمند رنسانس بود نوستراداموس را برای آمدن به اژان دعوت کرد.[۱] نوستراداموس در آنجا با زنی که نامش مورد تردید است(احتمالا Henriette d'Encausse) ازدواج کرد و او دو فرزند برای نوستراداموس به دنیا آورد..[۵] در سال ۱۵۳۴ همسر و دو فرزند نوستراداموس احتمالا از بیماری طاعون درگذشتند. پس از مرگ آن‌ها، نوستراداموس به سفر ادامه داد و از فرانسه و احتمالاً از ایتالیا عبور کرد.[۱]

در بازگشتش در سال ۱۵۴۵، او به یاری پزشک مشهور «لوئیس سر» در جنگ علیه شیوع بیماری طاعون در مارسی پرداخت و سپس خود به تنهایی به مبارزه علیه این بیماری در منطقهٔ سال ون(Salon-de-Provence) و در ناحیهٔ مرکزی(Aix-en-Provence) پرداخت. در نهایت نوستراداموس در سال ۱۵۴۷ در منطقهٔ «سالون» در خانه‌ای که امروزه هنوز موجود است سکنی گزید. وی در آنجا با یک بیوه ثروتمند بنام «آن پونسارد» ازدواج کرد که سه پسر و سه دختر برایش به دنیا آورد.[۱] بین سال‌های ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، نوستراداموس و همسرش یک سیزدهم سهام پروژه عظیم کانال که «آدم دی کراپون» برای آبیاری منطقه بی آب «سالون» و بیابان نزدیک آن از آب رودخانه دورانس طرح کرده بود، بدست آوردند.[۶]

پیشگویی[ویرایش]

پس از بازدیدی دیگر از ایتالیا، نوستراداموس از طب به علوم ناشناخته و پیشگویی روی آورد. به دنبال شیوه‌های مرسوم آن دوره، نوستراداموس تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ را نوشت و برای اولین بار نام خود را به پیروی از شیوهٔ لاتین از «نستردام» به «نوسترداموس» تغییر داد. او از موفقیت نوشتن سالنامه چنان انگیزه یافت که تصمیم گرفت هر سال یک یا چند سالنامه نجومی بنویسد. گفته می‌شود که کلا در این اثرات نوستراداموس حداقل ۶ هزار و ۳۳۸ مورد پیشگویی،[۷][۳] وحداقل ۱۱ تقویم موجود است که شروع تمامی آن‌ها بر خلاف آنچه که گاهی تصور می‌شد در مارس نیست، بلکه در اول ژوئن است. در پی نوشتن سال نامه‌های نجومی بود که نجیب زادگان و دیگر اشخاص مهم از نقاط دور تقاضای طالع بینی و اظهار نظر در مورد آینده را از نوستراداموس کردند و او بر خلاف آنچه که طالع‌بینان حرفه‌ای انجام می‌دادند از «مشتریانش» می‌خواست که اطلاعات مربوط به جداول تولد را که طالع بینی بر اساس آن‌ها بود دقیق ارائه کنند.[۶][۲]

او سپس پروژه نوشتن کتاب یک هزار پیشگویی را آغازکرد (نگاه کنید به:[۱]) که شامل پیشگویی‌های نامعلومی است که او را امروزه مشهور ساخته‌است. در پی خطری که او از جانب مذهبیان حس می‌کرد، با استفاده از نحو سبک «ویرجیل»، بازی با کلمات و استفاده از آمیزه زبان‌هایی مانند یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای سعی در مبهم نمودن معانی نوشته‌های خود کرد. بنا به دلایل تکنیکی مربوط به انتشار پیشگویی‌ها در سه نوبت، چنین به نظر می‌رسد که ناشر سومین و آخرین بخش تمایلی به شروع کار خود از «کتاب صد شعر» نداشته‌است. هیچ نسخه‌ای از آخرین ۵۸ رباعی هفتمین قرن باقی نمانده‌است.

رباعی‌هایی که در کتاب پیشگویی‌ها(Les Propheties) چاپ شدند، با واکنش‌های مختلفی روبرو شدند. برخی بر این باور بودند که نوستراداموس برده شیطان و یک انسان ریاکار و دیوانه است؛ در حالیکه بسیاری از دانشمندان معتقد بودند رباعیات او پیشگویی‌هایی روحانی است ، زیرا در سایه منابع نوشته شده پس از زمان کتب مقدس نوستراداموس نیز چنین ادعایی می‌کرد. کاترین مدیسی همسر پادشاه هنری دوم پادشاه فرانسه یکی از بزرگترین ستایندگان نوستراداموس بود. وی پس از خواندن تقویم نجومی نوستراداموس مربوط به سال ۱۵۵۵، که به تهدیداتی نسبت به خانواده شاهی اشاره داشت، او را به پاریس فرا خواند تا در مورد آن تهدیدات توضیح دهد و برای کودکانش طالع بینی کند. در آن زمان نوستراداموس فکر می‌کرد که به دار آویخته می‌شود، اما در سال ۱۵۶۶ که از دنیا رفت، کاترین او را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه انتخاب کرده بود.

در بیوگرافی نوستراداموس عنوان شده‌است که وی از اینکه به جرم بدعتگذاری مورد شکنجه قرار گیرد واهمه داشته‌است، اما نه پیشگویان و نه طالع بینان هیچ کدام در این گروه قرار نمی‌گیرند و تنها زمانی که وی از جادو(خلاف طبیعت) برای این مقاصد استفاده می‌کرد، اینگونه خطرات وجود داشت. در حقیقت ارتباط نوستراداموس با کلیسا به عنوان یک پیشگو و شفابخش عالی بود. زندانی شدن کوتاه مدت نوستراداموس در اواخر سال ۱۵۶۱ به این دلیل بود که وی سالنامه ۱۵۶۲ را بدون اجازه قبلی از اسقف منتشر کرد، در حالیکه مطابق فرمان جدید سلطنتی کسب اجازه لازم بود.

سال‌های پایانی و مرگ[ویرایش]

مقبره نوسترآداموس در Collégiale St-Laurent,Salon.

در سال ۱۵۶۶ بیماری نقرس که سال‌ها باعث رنجش نوستراداموس شده بود، به ورم یا آب آوردگی تبدیل شد. در اواخر ژوئن او وکیل خود برای آماده کردن وصیتش فراخواند که در آن تمامی دارایش را تا زمان تولد بیست و پنج سالگی پسرانش و تا زمان ازدواج دخترانش به علاوه ۳ هزار و ۴۴۴ کرون، با کم کردن اندک بدهی‌ها، (کلا حدود ۳۰۰ هزار دلار آمریکا) نزد همسرش تا زمان ازدواجش به امانت گذاشت. پس از این یک متمم کوتاه به وصیتنامه افزوده شد.[۱] گفته می‌شود که وی در عصر روز ۱ ژوئن، منشی خود جین دی چاوینکی را فراخواند و به او گفت: «``تو هنگام طلوع خورشید مرا زنده نخواهی دید.» ظاهرا صبح روز بعد بدن بی جان نوستراداموس در کف اتاق تزدیک تختش و میز افتاده بوده‌است. وی در کلیسای محلی Franciscan به خاک سپرده شد(بخشی از آن امروزه به رستوران La Brocherie ملحق شده‌است) اما در زمان انقلاب فرانسه دوباره جزء nostradamus-repository. org/cgi-bin/showtour. asp?img=12 Collégiale St-Laurent شد، جایی که آرامگاه وی امروزه در آنجا قرار دارد.[۱]

پیشگویی های مهم[ویرایش]

نوستر آداموس در رباعی بیستم سنتری نهم، فرار لوئی شانزدهم از پاریس ودستگیری او را در وارن پیش بینی کرده و در رباعی 57 اعدام او را چنین پیش بینی می کند:

در میان یک اختلاف و هیاهوی شدید

سرانجام شیپور به صدا در خواهد آمد

جلاد سر او رااز تن جدا خواهد کرد

و سر خون آلود را به آسمان خواهد گرفت

پیش بینی شگفت انگیر آداموس در باره ی وقایع دوران بعد از انقلاب کبیر فرانسه مبوط به عهد ناپلئون وعاقبت کار اوست. در رباعی سیزدهم و سنتری هفتم چنین بیان می کند:

از بندری در یک سرزمین دور دست

مردی ریز اندامی به فرانسه خواهد آمد

او انقلابیون را کنار خواهد زد

و خود چهارده سال مستبدانه حکومت خواهد کرد

یکی از عجیب ترین پیش گویی های آداموس در مورد ظهور ناپلئون و نقش او در تاریخ فرانسه است. در رباعی 60 و سنتری 1 درباره ی ناپلئون چنین گوید:

در نزدیکی ایتالیا امپراطوری به دنیا خواهد آمد

که حکومت او برای فرانسه خیلی گران تمام خواهد شد

او پیروزی های بزرگی به دست می آورد

اما نامش به عنوان یک قصاب در تاریخ می ماند.

نوستر آداموس جنگ جهانی اول را در رباعی 55 وسنتری 9 چنین تصور می کند:

جنگ هولناکی در غرب تدارک دیده می شود

که کشتگان بی شمار به بار خواهد آمد

و بیماری واگیری که به دنبال آن می آید

انسان ها و جانداران بسیار دیگری را از پای در خواهد آورد

نوستر آداموس تولد وظهور هیتلر را در رباعی 35 وسنتری 3 چنین پیش بینی می کند:

در اعماق دور افتاده ی غرب اروپا

کودکی در یک خانواده ی فقیر به دنیا می اید

او با زبانش توده های مردم را اغوا خواهد کرد

و با نیروی عظیمی به شرق خواهد تاخت.

یکی از جالب ترین پیشگویی های او درباره ی ایران از صفحات 340 و 341 کتاب «نوستر آداموس» نوشته ی ژان شارل دوفن برون ترجمه می گیرد:

انقلاب، جنگ و گرسنگی ایران را فرا می گیرد

تعصب و هیجان مذهبی شاه را به زانو در می آورد

و پایان کار وا در فرانسه آغاز می شود

که یک مرد روحانی به آنجا هجرت کرده است

شاه به علت نا چیز شمردن دشمن مقاومت نمی کند

و بعد به کار بردن اسلحه را زیان بخش می داند

زیرا به فکر سلطنت پسرش می باشد

و سرانجام ایران به دست روحانیون می افتد

کارها[ویرایش]

نسخه‌ای از کتاب پیشگویی‌های نوستراداموس بسال ۱۶۷۲ واقع در کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو.

propheties. it/no/nostradamus. html The Prophecies. در این کتاب وی پیشگویی‌های مهم و بلند مدت را جمع آوری کرد. اولین بخش در سال ۱۵۵۵ منتشر شد، بخش دوم حاوی ۲۸۹ شعر پیشگویی دیگر در سال ۱۵۵۷ منشر شد. قسمت سوم با ۳۰۰ رباعی دیگر در سال ۱۵۵۸ منتشر شد، که این بخش امروزه تنها به عنوان بخشی از ویرایش آثاری که پس از مرگش در سال ۱۵۶۸ انتشار یافتند باقی مانده‌است. این نسخه شامل ۹۴۱ رباعی قافیه دار و یک رباعی بدون قافیه‌است که به سه گروه صد تایی و یک گروه ۴۲ تایی که «قرون» نام دارند تقسیم شده‌اند.

با توجه به وضعیت انتشار در آن زمان(که شامل حروف چینی «از دیکته» بود)، هیچ دو نسخه‌ای دقیقا یکی نبودند و حتی امکان پیدا کردن دو «رونوشت» دقیقا مشابه نیز کم بود. به طور حتم ضمانتی برای این فرض وجود ندارد که املا و یا نقطه‌گذاری نسخه‌ها دقیقا مشابه با نسخه اصلی نوستراداموس باشند، احتمالی که «رمزگشایان» آینده در نظر می‌گیرند..[۶] ath. cx/ Almanacs.

این‌ها که محبوب‌ترین کارهای نوستراداموس بودند، از سال ۱۵۵۰ تا زمان مرگش هر سال منتشر می‌شدند. غالبا او دو و یا حتی سه عدد از این‌ها رادرهر سال منتشر می‌کرد که یا «تقویم نجومی»(پیش گویی‌های مفصل)، «پیش‌بینی» و یا «نشانه‌های شوم»(پیش‌بینی‌های کلی تر) لقب داده می‌شدند.

نوستراداموس نه تنها یک پیشگو بود بلکه یک شفادهنده ماهر نیز بود. گفته می‌شود که وی حداقل دو کتاب در زمینه علوم طبی نوشته‌است. یکی از آن‌ها «ترجمه» نسبت داده شده از جالینوس و در کتاب propheties. it/nostradamus/۱۵۵۵opuscole/opuscole. html Traité des fardemens (در اصل کتاب آشپزی پزشکی است که در آن نیز مطالب عموما از منابع دیگر یه عاریه گرفته شده‌اند)، او توضیحی از روش‌هایی که برای معالجه طاعون بکار می‌برد، داده‌است ---که هیچ کدام، حتی روش خون گیری هم، در عمل کارگر نبودند. در این کتاب همچنین در مورد آماده کردن مواد آرایشی توضیحاتی آورده شده‌است.

یک نسخه خطی که به عنوان propheties. it/nostradamus/orus/firstbook. htm Orus Apollo شناخته شده نیز در کتابخانه شهرداری لیون وجود دارد، جایی که متجاوز از ۲۰۰۰ اسناد اصل مربوط به نوستراداموس تحت حمایت میشل چومارات نگهداری می‌شوند. گفته می‌شود که این یک ترجمه از یک کار یونان باستان بر اساس حروف چینی مصری است که برپایه نسخه‌های لاتین بعدی استوار است که متاسفانه در تمامی آن‌ها معانی درست نسخه‌های مصر باستان نادیده گرفته شده‌اند و بنابراین تا زمان ظهورژان فرانسوا شامپولیون در قرن ۱۹ هیچ کدام به درستی رمزگشایی نشدند.

پس از مرگ نوستراداموس تنها پیشگویی‌های وی محبوبیت خود را به صورتی کاملا عجیب حفظ کردند. بیش از ۲۰۰ نسخه از آن‌ها به همراه متجاوز از ۲۰۰۰ تفسیر در آن زمان پدیدار شدند. چنین به نظر می‌رسید که بخشی از محبوبیت آن‌ها به دلیل مبهم بودن و بدون تاریخ بودن آن‌ها بود که این امکان را ایجاد می‌کرد که پس از هر حادثه مهم بطور انتخابی یکی از آن‌ها را نقل کرد و آن‌ها را به عنوان «کنایه» از وقایع مربوطه اعلام کرد.(رجوع شود به نوستراداموس در فرهنگ عامه پسند).

منابع ادبی[ویرایش]

گفته می‌شود که نوستراداموس پیشگویی‌هایش را بر پایه طالع بینی مستدل -ارزیابی نجومی «چگونگی» اتفاقات احتمالی آینده- انجام داده اما بشدت مورد انتقاد طالع بینان حرفه‌ای زمانش از جمله لارنتس ویدل بوده‌است.[۳] که این انتقادات در رابطه با بی صلاحیتی ونادرستی استفاده از این فرض که «طالع بینی مقایسه‌ای»(مقایسه وضعیت آینده سیارات با وضعیت آن‌ها در زمان رخدادهای گذشته) می‌تواند برای پیشگویی حوادث واقعی آینده بکار روند بوده‌است.[۶]

بر اساس تحقیقات اخیر قسمت عمده پیشگویی‌های نوستراداموس تفسیر مجموعه پیشگویی‌های باستان پایان جهان(عمدتا بر اساس کتاب مقدس، بهمراه اشاراتی به وقایع تاریخی ومنتخبات نشانه‌ها و سپس استفاده از طالع بینی مقایس‌های برای طرح آن‌ها برای آینده بوده‌است. بنابراین بسیاری از پیشگویی‌ها شامل شخصیت‌های باستان مانند سولا، ماریوس، نرون و براخی دیگر و توضیحات او در مورد «نبرد در ابرهاً و»بارش قورباغه از آسمان«به همین صورت هستند. خود طالع بینی تنها دو بار در»مقدمه«نوستراداموس ذکر شده و ۴۱ بار در»قرن‌هاً آمده‌است، اما بیشتر در نامه تقدیمیش به شاه هنری دوم nostradamus-repository. org/letter. html Letter to King Henri II آمده‌است.

منابع تاریخی او شامل مطالب مشهودی ازبرخی مورخان مانند لیوی، سوتونیوس، پلوتارک و سایرتاریخ نویسان کلاسیک و همچنین از تاریخ نویسان قرون وسطی از جمله Villehardouin و ژان فرواسار است. بسیاری از اشارات طالع بینی او تقریبا کلمه به کلمه از Livre de l'estat et mutations des temps اثر ریچارد روست۰ ۵-۱۵۴۹ گرفته شده‌اند. جداول و نمودارهای تولدی که نوستراداموس خود آماده کرده بود با وجود خطاهای بسیاری که وی در کوپی کردنشان داشت، نیز در حقیقت بر اساس جداولی بودند که طالع بینان حرفه ای قبلا منتشر کرده بودند.(رجوع شود به تحلیل این نمودارها توسط«بریند آمور» در سال ۱۹۹۳، ونقد جامع گروبر از طالع بینی نوستراداموس برای شاه رادولف ماکسیمیلیان.)[۸]

ظاهرا منبع اصلی پیشگویی‌های او propheties. it/nostradamus/mirabilis/mirabilis. html Mirabilis liberسال ۱۵۲۲ بوده‌است که شامل پیشگویی‌ها توسط سودو متودیوس، سیبیل، جاچیم اهل فیور، ساونارولا و سایرین است.) «مقدمه» او شامل ۲۴ نقل قول از کتاب مقدس است که غیر از دو تا بقیه به همان صورت ساوناروالا هستند.) این کتاب موفقیت زیادی در دهه ۱۵۲۰ بدست آورد، زمانی که نسخه‌های زیادی از آن به چاپ رسید.(رجوع کنید به Links در زیر برای ترجمه‌ها و فکس‌ها) اما این کتاب تاثیرات خود را از دست داد که شاید به دلیل متن لاتین کتاب، متون گاتیک و اختصارات سخت بسیار آن باشد. نوستراداموس اولین کسی بود که این پیشگویی‌ها را به زبان فرانسه دوباره ترجمه و تفسیر کرد و ممکن است دلیل نسبت دادن آن‌ها به وی همین باشد. لازم به ذکر است که استانداردهای مدرن سرقت ادبی در قرن ۱۶ کاربرد نداشتند. نویسندگان در آن دوره بارها بدون اذعان به آن برخی آثار به خصوص آثار کلاسیک را رونویسی و یا تفسیر می‌کردند.

مطالب دیگری توسط پتروس کرینیتوس در سال ۱۵۰۴ از De honesta disciplina جمع آوری شد،[۶] که شامل اقتباساتی است از De daemonibus اثر میشل سلوس و De Mysteriis Aegyptiorum(در ارتباط با رموز مصر...)، کتابی درباره اخترشناسی و جادوی آشوری توسط ایامبلیکوس که یک نوطرفدار افلاطون در قرن چهارم بود. نسخه لاتین هر دوبتازگی در لیون منتشر شده بودند و اقتباساتی از هر دو دردو شعر اول نوستراداموس بیان شده بودند(در مورد دوم تقریبا لفظ به لفظ آمده‌است) که شعر اول در ضمیمه این مقاله آورده شده‌است. اگرچه درست است که نوستراداموس در سال ۱۵۵۵ مدعی شد که تمامی کارهای مربوط به غیب و اسرار در کتابخانه اش را به آتش کشید، اما دقیقا نمی‌توان گفت کدامین کتاب‌ها در آتش از بین رفته بودند. این حقیقت که آن‌ها ظاهرا با شعل‌های که به صورتی غیر عادی درخشان بوده سوختند، نشان می‌دهد که برخی از آن‌ها دست نوشته‌هایی بر روی پوست بودند که بطور معمول با شوره قلمیمورد استفاده قرار می‌گرفتند.

در قرن هفدهم بود که مردم متوجه تکیهِ نوستراداموس بر کارهای پیشین شدند..[۹] شاید این بتواند توضیحی برای این حقیقت باشد که در آن دوره،» پیشگویی‌هاً ظاهرا در فرانسه بعنوان مطالب کلاسی استفاده داشت. «[۱۰]

تکیه و وابستگی نوستراداموس به سوابق تاریخی از این حقیقت مشهود است که وی آشکارا درچندین موقعیت لقب «پیشگو» (به معنای کسی که خود دارای قدرت پیشگویی است) را رد کرد:

«پسرم اگرچه من از کلمه «پیشگو» استفاده کرده‌ام، اما چنین مقام بالایی را به خود نسبت نمی‌دهم. -» مقدمه سزار"، ۱۵۵۵ و همین طور من نام و یا وظیفه پیشگو را به خود نسبت نمی‌دهم. - «مقدمه سزار»، ۱۵۵۵"

«برخی از پیشگویی ها اتفاق افتادن حوادث عجیبی را پیشبینی کرده‌اند. بهرحال من به هیچ وجه چنین عنوانی را به خود نسبت نمی‌دهم. -»نامه به شاه هنری دوم«، ۱۵۵۸»

«اما من این شهامت را دارم که به لطف تحقیقاتم وبا در نظر گرفتن آنچه طالع بینی علمی می‌گوید پیش‌بینی کنم(هرگز در مورد جزئیات ضمانت نمی‌دهم) و مردم را در مورد تهدیدات ستاره‌ها آگاه کنم. و من آنقدر احمق نیستم که وانمود کنم پیشگو هستم. - نامه گشاده به پریوی کانسیلر(بعدها چنسلر) بیراگ، ۱۵ ژوئن ۱۵۶۶»

تمرد وی از پذیرش عنوان «پیشگو» با حقیقت عنوانی که به کتابش داد سازگار است: (عنوانی که در زبان فرانسه به معنای «پیشگویی‌هاا»توسط«ام میشل نوستراداموس است که دقیقا همان چیزی است که آن‌ها هستند، یعنی»پیشگویی‌ها «ی» نوستراداموس" که به غیر از چندین مورد، هیچ یک از آن‌ها جدا از نحوه ویرایش بیان و بکارگیری برای آینده نبودند.) انتقاد از نوستراداموس در مورد ادعا درباره پیشگو بودن در واقع انتقاد از او برای چیزی است که او هرگز مدعی آن نشده‌است.

با توجه به اتکا و تکیه نوستراداموس بر منابع ادبی، این قضیه مورد شک می‌باشد که آیا وی برای ورود به وضعیت خلسه، غیر از تعقل، تفکر و دوره تکوین(به معنای در سر پروردن) روش خاص دیگری را بکار گرفته‌است یا نه. تعریف خاص نوستراداموس از این فرآیند در «نامه ۴۱» عنوان شده‌است

افسانهِ مشهوردر مورد استفادهِ نوستراداموس از روش‌های قدیمی خیره شدن به شعله و یا آب و یا هردو بر پایه بی تامل خواندن دو شعر اول وی می‌باشد که در آن‌ها کارهای نوستراداموس به کارهای دانشمندان معبد دلف یونان و برانچیدیک تشبیه شده‌است. اولین مورد در پایان این مقاله چاپ شده‌است. مورد دوم را می‌توان با مراجعه به سایت مربوطه دید.(به لینک‌های خارجی رجوع شود.) نوستراداموس درتقدیم‌نامه خود به شاه هنری دوم اینگونه شرح داد «از طریق آرامش روحی و آسایش خاطر، روح، ذهن و قلبم را از نگرانی‌ها و مشکلات خالی می‌کنم»، اما همیشه پپش از اشارات زیاد وی به تشریفات «سه‌گانه»ی دلف/ دلفی‌ها از کلمه «مانند» استفاده شده‌است.(بار دیگر اشارات خارجی به متون اصلی را مقایسه کنید).

تعابیر[ویرایش]

رباعی‌ها در مورد بلایای مختلف هستند.(تقریبا تمامی آن‌ها فاقد زمان مشخص هستند) آن‌ها شامل سرایت مریضی، زمین لرزه، جنگ، سیل، حمله، جنایت، نبرد و بسیاری دیگر از حوادث مشابه هستند- تمامی آن‌ها به همان نحوی هستند که توسط «میرابیلیس لیبر از پیش خبر داده شده‌اند. دربرخی از رباعی‌ها این بلایا به صورت کلی آورده شده‌اند و در برخی دیگر در ارتباط با شخصی خاص و یا افرادی معدودی عنوان شده‌اند. بعضی تنها مربوط به یک شهر هستند و برخی چندین شهر و یا کشور را شامل می‌شوند. از جمله موضوعات اصلی حمله قریب الوقوع مسلمانان از شرق و جنوب با احساسات ضد مسیحیت به اروپا است که دقیقا منعکس کنندهِ حملات عثمانی و پیش از آن اعراب مشابه و پیش از این دو انتظارات»میرابیلیس طرفدار آزادی«است.[۳] تمامی این موارد در بطن اعتقاد به آخر الزمان ارائه شده‌است، اعتقادی که باعث بروز پیش گویی‌های آخر الزمان و مجموعه‌ای چاپ نشده توسط کریستوفر کلمبوس شد.[۱۰]

بعضی اندیشمندان بر این باورند که نوستراداموس برای پیشگو بودن ننوشته‌است، بلکه برای در امان ماندن از اذیت‌ها، تفاسیرش از وقایع زمان خود را با استفاده از زبانی استعاری و رمزآلود نوشت. این شبیه به تعبیرات پریتریست از کتاب وحی است.[۳]

طرفداران نوستراداموس ادعا می‌کنند که او بسیاری از حوادث بزرگ را همچون آتش سوزی بزرگ لندن، به قدرت رسیدن ناپلئون و هیتلر و حملات ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی را پیشگویی کرده‌است.[۸] نظرات مختلف را در ذیل مشاهده کنید.

شکاکانی همچون رندی براین باورند که شهرت نوستراداموس در پیشگویی بیشتر برخاسته از طرفداران او در قرن حاضر است که گفتارهای او را به اتفاقاتی نسبت می‌دهند که یا اتفاق افتاده‌اند و یا وقوع آن‌ها اجتناب ناپذیر است که به "غیب بینی عطف به ماسبق شهرت دارند. هیچ مدرک آکادمیکی(رجوع شود به منابع ذیل) وجود ندارد که ثابت کند نوستراداموس اتفاقی را قبل از اینکه اتفاق افتد، پیشگویی کرده باشد، مگر صحبت از اتفاقاتی که به موارد دیگر هم می‌توان آن‌ها را نسبت داد.

دیدگاه‌های متفاوت[ویرایش]

دیدگاهی نیز وجود دارد که که می‌گوید: آمریکا با سو استفاده از این پیشگویی(یعنی خود آن‌ها انفجارها را انجام دادند، همانگونه که از این پیشگویی به نفع خودشان فیلم معروف نوسترآداموس را ساختند) تا بگویند حالا که این پیشگویی تا اینجا درست از آب درآمد پس بقیه این پیشگویی نیز به همین صورت امکان پذیر خواهد بود، که این موضوع باعث ترس جامعه آمریکا شد و اجازه هر گونه عمل پیشگیرانه را به خود دادند.

در ادبیات موجود و در اینترنت دیدگاه‌های کاملا متفاوتی در این زمینه وجود دارند. در یک طرف دیدگاه‌های بسیار آکادمیک مانند دیدگاه‌های ژاک هالبورن(رجوع کنید به free. fr/analyse. html و free. fr/mndamus. html)) وجود دارد که مفصلا بیان می‌دارند که«پیشگویی‌های» نوستراداموس در واقع مطالبی جعلی هستند که بعدها توسط افرادی با اهداف سیاسی نوشته شده‌اند. اگرچه احتمالا هالبرون بیش از هر کس دیگری در مورد این متون و اسناد مربوطه می‌داند(وی به کاوش و تحقیق در مورد بسیاری از آن‌ها کمک کرده‌است)، اما نظریات وی را بسیاری از دیگر متخصصان در این زمینه رد کرده‌اند.

در طرف دیگر، انبوهی از کتاب‌های جدید و وب‌گاه‌های خصوصی وجود دارند که نه تنها پیشگویی‌های نوستراداموس را حقیقی می‌دانند بلکه از وی به عنوان یک پیشگوی واقعی یاد می‌کند. بدلیل تعابیر و تفاسیر توام با خیالپردازی، این گروه در مورد اینکه نوستراداموس چه چیزی را پیشگویی کرده و پیشگویی‌هایش در مورد آینده بوده یا گذشته به توافق نرسیده‌اند. با این وجود این گروه در مورد اینکه نوستراداموس انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر[۱۱][۳]، هم جنگ‌های جهانی و هم تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی. در این زمینه توافق وجود دارد که وی تمامی وقایع مهم در زمان انتشار یک کتاب را پیشبینی کرده‌است، از فرود آپولو در ماه، مرگ پرنسس دیانا، پرنسس ویلز و حادثه فضاپیمای چلنجر[۱۲]، به وقایع ۱۱ سپتامبر: چنین به نظر می‌رسد که این جنبه 'movable feast' از ویژگی‌های این ژانر است.[۲]

احتمالا اولین کتابی که در انگلیس مشهور شد، کتاب هنری سی رابرت «پیشگویی‌های کامل نوستراداموس» در سال ۱۹۴۷ بود که طی ۴۰ سال پس از آن حداقل ۷ بار تجدید چاپ شد، این کتاب شامل رونوشت پیشگویی‌ها، ترجمه آن‌ها بهمراه تفسیری کوتاه است. پس از آن در سال ۱۹۶۱ کتاب کاملا بیطرف ادگار لئون بنام «نوستراداموس و پیشگویی‌هایش» منتشر شد که تا پیش از سال ۱۹۹۰ بهترین و کاملترین تحلیل ازپیشگویی‌های نوستراداموس در سطح جهان بشمار می‌رفت. پس از آن کتاب مشهور اریکا چیتام بنام «پیشگویی‌های نوستراداموس» انتشار یافت که در واقع شامل چاپ مجددی از نسخه قبلی سال ۱۵۶۸ بود که از سال ۱۹۷۳ چندین بار ویرایش و چاپ شده بود و در آخر بنام «پیشگویی‌های نهایی نوستراداموس» منتشر شد. این کتاب به عنوان اساس فیلم مشهور ارسون ولس بنام مردی که فردا را دید مورد استفاده قرارگرفت. جدا از ترجمه دو قسمتی اثر جین-چارلز دی فونبروم بنام «نوستراداموس: historien et prophète» در سال ۱۹۸۰، می‌توان گفت که این گونه کتاب‌ها با کتاب‌های مشهور جان هوگ در مورد پیشگویی از سال ۱۹۹۴ به بعد به نقطه اوج رسیدند که شامل «نوستراداموس: پیشگویی‌های کامل»(۱۹۹۹) و کتاب اخیر "نوستراداموس: زندگی و معماً(۲۰۰۳) می‌باشد.

به غیر از رابرتس، این کتاب‌ها و کارهای تقلیدی مشابه آن‌ها نه تنها در مورد توان پیشگویی نوستراداموس متفق القول بودند، بلکه در مورد برخی جنبه‌های زندگینامه او نیز توافق داشتند. او از خاندان اسرائیلی ایساچار بوده و تحت آموزش پدربزرگنانش بوده که هر دو در دربار پادشاه خوب رنهدر Provenceطبیب بودند، وی در سال ۱۵۲۵ وارد دانشگاه مون‌پلیه شد. وی در بازگشت در سال ۱۵۲۹ با موفقیت مدرک طب خود را دریافت کرد و در دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت، تا زمانیکه عقاید وی محبوبیت خود را از دست دادند، وی دارای این عقیده بود که مرکزیت جهان در خورشید است، نوستراداموس به شمال-شرق فرانسه سفر کرد و در آنجا در«خانقاه اوروال» رباعیات پیشگویی خود را نوشت، وی در جریان سفرهایش کارهای خارق العادهِ زیادی انجام داد که از آن جمله این است که نام پاپ آینده را مشخص کرد و بیماری طاعون را در منطقه اکس‌آن‌پروانس و در مناطق دیگر درمان کرد، نوستراداموس همچنین

از دهه ۱۹۸۰ تا کنون این امر مخصوصا در فرانسه با واکنش‌های آکادمیک روبرو شده‌است. چاپ نامه‌های خصوصی نوستراداموس در سال ۱۹۸۳[۱۳] و طی سال‌های پس از آن نسخه‌های اصلی سال‌های ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ کشف شده توسط چومارات و بنازرا به همراه کشف بسیاری از مطالب آرشیو شده[۱][۶] نشان داد که بسیاری از حرف‌هایی که در مورد نوستراداموس گفته شده بود با اسناد حقیقی مطابقت نداشت. رندی جیمز از چهره‌های دانشگاهی[۱][۶][۱۴][۲] می‌نویسد که هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاها را ثابت نمی‌کند. بسیاری از ادعاها مشخصا براساس شایعات غیر معتبر بوده‌است که توسط مفسران بعدی همچون ژابرت(۱۶۵۶)، گوناد(۱۶۹۳) و بارست(۱۸۴۰) بر اساس تفاسیر غلط از متون فرانسوی قرن ۱۶ و یا بر اساس کذب محض بعنوان حقیقت نقل شده‌اند. حتی ادعایی که رباعی L۳۵ دقیقا مرگ پادشاه هنری دوم را پیشگویی کرده‌است در سال ۱۶۱۴، یعنی ۵۵ سال پس از آن واقعه چاپ شد.[۶][۳]

بالاتر از همه اینکه چهره‌های دانشگاهی[۲][۱۴][۱۵] که خود سعی دارند از هر گونه تفسیر غلط بپرهیزند، اذعان داشتند که ترجمه‌های انگلیسی اغلب دارای کیفیتی پایین داشتند، هیچ دانشی از فرانسه قرن ۱۶ را نشان نمی‌دادند، غرضمند ترجمه شده بودند و بدتر از همه اینکه در مواقعی به گونه‌ای ترجمه شده بودند که کاملا شبیه به چیزی شوند که به آن رجوع داده می‌شدند(و یا برعکس). مطمئنا هیچ یک از آن‌ها بر اساس نسخه اصل نبودند: رابرتز ترجمه خود را بر اساس نسخه سال ۱۶۷۲ نوشته بود و چیتهام و هوگ بر اساس نسخه منتشر شده پس از مرگ نویسنده در سال ۱۵۶۸. حتی لئونی که ترجمه‌اش کمی قابل قبول‌تر از بقیه‌است، به اقرار خودش در صفحه ۱۱۵ ترجمه، هیچ وقت نسخه اصلی را ندید. این در حالیست که او در هیچ یک از صفحات پیشین هیچ اشاره‌ای به این مطلب نکرده‌است که بسیاری از مطالبش بدون منبع است.

با این حال هیچ یک از مفسران انگلیسی بدلایل زبانی و زمانی به این تحقیقات و تفسیرها دسترسی نداشتند. هوگ بدلیل موقعیتی که داشت از این منابع برخوردار بود، اما در سال ۲۰۰۳ بود که وی اقرار کرد برخی از مطالب بیوگرافی‌های قبلی او جعلی و دروغین بوده‌است. در همین حال اندیشمندان[۳] معترض از تلاش‌های پیشین نویسندگانی(هویت ۱۹۹۴، اواسان ۱۹۹۷، راموتی ۱۹۹۸) بودند که سعی در استخراج معنی پنهان متون با استفاده از قلب کلام، کدهای عددی، گراف و دیگر ابزارها بودند.

فرهنگ غالب[ویرایش]

پیشگویی‌های نوستراداموس در قرن بیست و یک به صورت یک فرهنگ غالب درآمدند. نوستراداموس و پیشگویی‌هایش موضوع هزاران کتاب(داستانی و غیر داستانی) شدند، زندگی نوستراداموس در چندین فیلم و برنامه‌ِ ضبطی نمایش داده شد و نوشته‌های وی به موضوع مورد علاقه مطبوعات تبدیل شدند.

همچنین درچندین حقه مشهور اینترنتی، رباعی‌هایی به سبک رباعی‌های پیشگویی‌های نوستراداموس از طریق ایمیل به عنوان واقعیت منتشر شدند. مشهورترین نمونه مربوط به ویران شدن مرکز تجارت جهانی در حادثه ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ است که منجر به برخی حقه‌ها و تفاسیر مجدد توسط علاقه‌مندان چنین رباعیاتی شد.

حمله ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ در نیویورک منجر به تفکر در مورد پیشگویی احتمالی نوستراداموس در مورد این واقعه شد. طرفداران نوستراداموس رباعی‌های VI. ۹۷ و I. ۸۷ را به عنوان پیشگویی احتمالی این حادثه عنوان کردند، در حالیکه اندیشمندان این موضوع را بی‌ارتباط عنوان کردند(بخش‌های مربوطهِ وب‌گاه‌های Lemesurier وSnopes را که در ذیل آورده شده‌است مقایسه کنید)[۸][۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ Leroy, Dr Edgar, Nostradamus, ses origines, sa vie, son oeuvre, ۱۹۷۲, ISBN 2-86276-231-8
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ لمسوریر، پیتر، «دایره المعارف نوستراداموس»، ۱۹۹۷ISBN 0-312-17093-9
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ ۳٫۸ ۳٫۹ Lemesurier, Peter, The Unknown Nostradamus, ۲۰۰۳
  4. Nostradamus, Michel, Traite des fardemens et des confitures, ۱۵۵۵, ۱۵۵۶, ۱۵۵۷
  5. Maison de Nostradamus at Salon
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ ۶٫۵ ۶٫۶ ۶٫۷ Brind'Amour, Pierre, Nostradamus astrophile, ۱۹۹۳
  7. Chevignard, Bernard, Présages de Nostradamus ۱۹۹۹
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ Gruber, Dr Elmar, Nostradamus: sein Leben, sein Werk und die wahre Bedeutung seiner Prophezeiungen, ۲۰۰۳
  9. نامه بی نام به «مارکوس اهل فرانسه» در آگوست و نوامبر سال ۱۷۲۴ توجه عموم را به حقیقت(گمنام) Lettre critique sur la personne et sur les écrits de Michel Nostradamus, Mercure de France, août et novembre ۱۷۲۴ جلب کرد(توضیح در ویکی‌پیدیا فرانسوی مقاله مربوط به نوستراداموس: «Relève, dans un esprit rationaliste, des coïncidences entre certains quatrains des Prophéties et des évènements antérieurs à la publication de ces quatrains. Tout n'est pas également convaincant, mais on repoussera difficilement, par exemple, le rapprochement entre le quatrain VIII, 72 et le siège de Ravenne de 1512)
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Garencières, Théophile de:» پیشگویی‌ها یا پیش‌بینی‌های واقعی نوستراداموس"، ۱۶۷۲.
  11. را پیشگویی کرده متفق القول هستند. درست است که در بعضی رباعیات وی نام«هیستر» آورده شده است(که تقریبا شبیه به هیتلر است) امااین کلمه همانطور که خود نوستراداموس در «پیشگویی» برای سال ۱۵۵۴ عنوان کرده در واقع نام کلاسیک رودخانه دانوب پایین می‌باشد، اصطلاح Pau, Nay, Loron – که اغلب به عنوان مشابهِ «Napaulon Roy» تعبیر می‌شود، در واقع به سه برج در جنوب غرب فرانسه نزدیک محلی که زمانی خانهِ نوستراداموس قرار داشته اشاره دارد.
  12. = maar. us/first_century_nostradamus. html| CI, Q۸۱
  13. Dupèbe, Jean, Nostradamus:Lettres inédites, ۱۹۸۳
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ در کتاب «ماسک نوستراداموس» در سال ۱۹۹۳
  15. Wilson, Ian, Nostradamus:The Evidence, ۲۰۰۲

منابع[ویرایش]

Michel de Nostredame
Nostradamus by Cesar.jpg
Nostradamus: original portrait by his son Cesar
Born 14 December or 21 December 1503
Saint-Rémy-de-Provence, Provence, France
Died 2 July 1566(1566-07-02) (aged 62)
Salon-de-Provence, Provence, France
Occupation Apothecary, author, translator, astrological consultant
Known for Prophecy, treating plague
Religion Roman Catholicism
Signature Signature of Nostradamus.jpg

Michel de Nostredame (depending on the source, 14 or 21 December 1503[1] – 2 July 1566), usually Latinised as Nostradamus, was a French apothecary and reputed seer who published collections of prophecies that have since become famous worldwide. He is best known for his book Les Propheties, the first edition of which appeared in 1555. Since the publication of this book, which has rarely been out of print since his death, Nostradamus has attracted a following that, along with much of the popular press, credits him with predicting many major world events.[2][3]

Most academic sources maintain that the associations made between world events and Nostradamus's quatrains are largely the result of misinterpretations or mistranslations (sometimes deliberate) or else are so tenuous as to render them useless as evidence of any genuine predictive power.[4] Nevertheless, occasional commentators have successfully used a process of free interpretation and determined "twisting" of his words to predict an apparently imminent event. For example, in 1867 (three years before it happened), Le Pelletier did so to anticipate either the triumph or the defeat of Napoleon III in a war that, in the event, begged to be identified as the Franco-Prussian War, while admitting that he could not specify either which or when.[5]

Biography

Nostredame's claimed birthplace before its recent renovation, Saint-Rémy-de-Provence

Childhood

Born on 14, or 21 December 1503[1] in Saint-Rémy-de-Provence, Provence, France, where his claimed birthplace still exists, Michel de Nostredame was one of at least nine children of Reynière (or Renée) de Saint-Rémy and grain dealer and notary Jaume (or Jacques) de Nostredame. The latter's family had originally been Jewish, but Jaume's father, Guy Gassonet, had converted to Catholicism around 1455, taking the Christian name "Pierre" and the surname "Nostredame" (meaning Our Lady, the saint's day on which his conversion was solemnised).[6] Michel's known siblings included Delphine, Jean I (c. 1507–77), Pierre, Hector, Louis, Bertrand, Jean II (born 1522) and Antoine (born 1523).[7][8][9] Little else is known about his childhood, although there is a persistent tradition that he was educated by his maternal great-grandfather Jean de St. Rémy[10] — a tradition which is somewhat undermined by the fact that the latter disappears from the historical record after 1504, when the child was only one year old.[11]

Municipal plaque on the claimed birthplace of Nostradamus in St-Rémy, France, describing him as an 'astrologer' and giving his birth-date as 14 December 1503 (Julian Calendar)

Student years

At the age of 15[2] Nostredame entered the University of Avignon to study for his baccalaureate. After little more than a year (when he would have studied the regular trivium of grammar, rhetoric and logic, rather than the later quadrivium of geometry, arithmetic, music and astronomy/astrology), he was forced to leave Avignon when the university closed its doors in the face of an outbreak of the plague. After leaving Avignon, Nostredame (according to his own account) travelled the countryside for eight years from 1521 researching herbal remedies. In 1529, after some years as an apothecary, he entered the University of Montpellier to study for a doctorate in medicine. He was expelled shortly afterwards by the university's procurator, Guillaume Rondelet, when it was discovered that he had been an apothecary, a "manual trade" expressly banned by the university statutes,[12] and had been slandering doctors.[13] The expulsion document (BIU Montpellier, Register S 2 folio 87) still exists in the faculty library.[14] However, some of his publishers and correspondents would later call him "Doctor". After his expulsion, Nostredame continued working, presumably still as an apothecary, and became famous for creating a "rose pill" that supposedly protected against the plague.[15]

Marriage and healing work

In 1531 Nostredame was invited by Jules-César Scaliger, a leading Renaissance scholar, to come to Agen.[16] There he married a woman of uncertain name (possibly Henriette d'Encausse), who bore him two children. [17] In 1534 his wife and children died, presumably from the plague. After their deaths, he continued to travel, passing through France and possibly Italy.[18]

Nostradamus's house at Salon-de-Provence, as reconstructed after the 1909 Lambesc earthquake

On his return in 1545, he assisted the prominent physician Louis Serre in his fight against a major plague outbreak in Marseille, and then tackled further outbreaks of disease on his own in Salon-de-Provence and in the regional capital, Aix-en-Provence. Finally, in 1547, he settled in Salon-de-Provence in the house which exists today, where he married a rich widow named Anne Ponsarde, with whom he had six children—three daughters and three sons.[19] Between 1556 and 1567 he and his wife acquired a one-thirteenth share in a huge canal project organised by Adam de Craponne to irrigate largely waterless Salon-de-Provence and the nearby Désert de la Crau from the river Durance.[20]

Seer

After another visit to Italy, Nostredame began to move away from medicine and toward the occult. Following popular trends, he wrote an almanac for 1550, for the first time Latinising his name from Nostredame to Nostradamus. He was so encouraged by the almanac's success that he decided to write one or more annually. Taken together, they are known to have contained at least 6,338 prophecies,[21][22] as well as at least eleven annual calendars, all of them starting on 1 January and not, as is sometimes supposed, in March. It was mainly in response to the almanacs that the nobility and other prominent persons from far away soon started asking for horoscopes and "psychic" advice from him, though he generally expected his clients to supply the birth charts on which these would be based, rather than calculating them himself as a professional astrologer would have done. When obliged to attempt this himself on the basis of the published tables of the day, he frequently made errors and failed to adjust the figures for his clients' place or time of birth.[23][24][a][25]

Century I, Quatrain 1: 1555 Lyon Bonhomme edition

He then began his project of writing a book of one thousand mainly French quatrains,[26] which constitute the largely undated prophecies for which he is most famous today. Feeling vulnerable to opposition on religious grounds,[27] however, he devised a method of obscuring his meaning by using "Virgilianised" syntax, word games and a mixture of other languages such as Greek, Italian, Latin, and Provençal.[28] For technical reasons connected with their publication in three installments (the publisher of the third and last installment seems to have been unwilling to start it in the middle of a "Century," or book of 100 verses), the last fifty-eight quatrains of the seventh "Century" have not survived into any extant edition.

The quatrains, published in a book titled Les Propheties (The Prophecies), received a mixed reaction when they were published. Some people thought Nostradamus was a servant of evil, a fake, or insane, while many of the elite evidently thought otherwise. Catherine de Médicis, wife of King Henry II of France, was one of Nostradamus' greatest admirers. After reading his almanacs for 1555, which hinted at unnamed threats to the royal family, she summoned him to Paris to explain them and to draw up horoscopes for her children. At the time, he feared that he would be beheaded,[29] but by the time of his death in 1566, Queen Catherine had made him Counselor and Physician-in-Ordinary to her son, the young King Charles IX of France.

Some accounts of Nostradamus's life state that he was afraid of being persecuted for heresy by the Inquisition, but neither prophecy nor astrology fell in this bracket, and he would have been in danger only if he had practiced magic to support them. In fact, his relationship with the Church was always excellent.[30] His brief imprisonment at Marignane in late 1561 came about purely because he had published his 1562 almanac without the prior permission of a bishop, contrary to a recent royal decree.[31]

Final years and death

Nostradamus' current tomb in the Collégiale Saint-Laurent, Salon, into which his scattered remains were transferred after 1789.

By 1566, Nostradamus's gout, which had plagued him painfully for many years and made movement very difficult, turned into edema, or dropsy. In late June he summoned his lawyer to draw up an extensive will bequeathing his property plus 3,444 crowns (around $300,000 US today), minus a few debts, to his wife pending her remarriage, in trust for her sons pending their twenty-fifth birthdays and her daughters pending their marriages. This was followed by a much shorter codicil.[32] On the evening of 1 July, he is alleged to have told his secretary Jean de Chavigny, "You will not find me alive at sunrise." The next morning he was reportedly found dead, lying on the floor next to his bed and a bench (Presage 141 [originally 152] for November 1567, as posthumously edited by Chavigny to fit what happened).[33][22] He was buried in the local Franciscan chapel in Salon (part of it now incorporated into the restaurant La Brocherie) but re-interred during the French Revolution in the Collégiale Saint-Laurent, where his tomb remains to this day.[34]

Works

Copy of Garencières' 1672 English translation of the Prophecies, located in The P.I. Nixon Medical History Library of The University of Texas Health Science Center at San Antonio.

In The Prophecies he compiled his collection of major, long-term predictions. The first installment was published in 1555 and contained 353 quatrains.[35] The second, with 289 further prophetic verses, was printed in 1557.[35] The third edition, with three hundred new quatrains, was reportedly printed in 1558, but now only survives as part of the omnibus edition that was published after his death in 1568. This version contains one unrhymed and 941 rhymed quatrains, grouped into nine sets of 100 and one of 42, called "Centuries".[35]

Given printing practices at the time (which included type-setting from dictation), no two editions turned out to be identical, and it is relatively rare to find even two copies that are exactly the same. Certainly there is no warrant for assuming—as would-be "code-breakers" are prone to do—that either the spellings or the punctuation of any edition are Nostradamus' originals.[36]

The Almanacs, by far the most popular of his works,[37] were published annually from 1550 until his death. He often published two or three in a year, entitled either Almanachs (detailed predictions), Prognostications or Presages (more generalised predictions).

Nostradamus was not only a diviner, but a professional healer. It is known that he wrote at least two books on medical science. One was an extremely free translation (or rather a paraphrase) of The Protreptic of Galen (Paraphrase de C. GALIEN, sus l'Exhortation de Menodote aux estudes des bonnes Artz, mesmement Medicine), and in his so-called Traité des fardemens (basically a medical cookbook containing, once again, materials borrowed mainly from others) he included a description of the methods he used to treat the plague—none of which, not even the bloodletting, apparently worked.[38] The same book also describes the preparation of cosmetics.

A manuscript normally known as the Orus Apollo also exists in the Lyon municipal library, where upwards of 2,000 original documents relating to Nostradamus are stored under the aegis of Michel Chomarat. It is a purported translation of an ancient Greek work on Egyptian hieroglyphs based on later Latin versions, all of them unfortunately ignorant of the true meanings of the ancient Egyptian script, which was not correctly deciphered until Champollion in the 19th century.[39]

Since his death only the Prophecies have continued to be popular, but in this case they have been quite extraordinarily so. Over two hundred editions of them have appeared in that time, together with over 2,000 commentaries. Their popularity seems to be partly due to the fact that their vagueness and lack of dating make it easy to quote them selectively after every major dramatic event and retrospectively claim them as "hits" (see Nostradamus in popular culture).[40]

Origins of The Prophecies

Nostradamus claimed to base his published predictions on judicial astrology—the astrological 'judgement', or assessment, of the 'quality' (and thus potential) of events such as births, weddings, coronations etc.—but was heavily criticised by professional astrologers of the day such as Laurens Videl[41] for incompetence and for assuming that "comparative horoscopy" (the comparison of future planetary configurations with those accompanying known past events) could actually predict what would happen in the future.[42]

Research suggests that much of his prophetic work paraphrases collections of ancient end-of-the-world prophecies (mainly Bible-based), supplemented with references to historical events and anthologies of omen reports, and then projects those into the future in part with the aid of comparative horoscopy. Hence the many predictions involving ancient figures such as Sulla, Gaius Marius, Nero, and others, as well as his descriptions of "battles in the clouds" and "frogs falling from the sky."[43] Astrology itself is mentioned only twice in Nostradamus's Preface and 41 times in the Centuries themselves, but more frequently in his dedicatory Letter to King Henry II. In the last quatrain of his sixth century he specifically attacks astrologers.

His historical sources include easily identifiable passages from Livy, Suetonius, Plutarch and other classical historians, as well as from medieval chroniclers such as Geoffrey of Villehardouin and Jean Froissart. Many of his astrological references are taken almost word for word from Richard Roussat's Livre de l'estat et mutations des temps of 1549–50.

One of his major prophetic sources was evidently the Mirabilis Liber of 1522, which contained a range of prophecies by Pseudo-Methodius, the Tiburtine Sibyl, Joachim of Fiore, Savonarola and others (his Preface contains 24 biblical quotations, all but two in the order used by Savonarola).[b] This book had enjoyed considerable success in the 1520s, when it went through half a dozen editions but did not sustain its influence, perhaps owing to its mostly Latin text, Gothic script and many difficult abbreviations. Nostradamus was one of the first to re-paraphrase these prophecies in French, which may explain why they are credited to him. It should be noted that modern views of plagiarism did not apply in the 16th century. Authors frequently copied and paraphrased passages without acknowledgement, especially from the classics. The latest research suggests that he may in fact have used bibliomancy for this—randomly selecting a book of history or prophecy and taking his cue from whatever page it happened to fall open at.[2]

Further material was gleaned from the De honesta disciplina of 1504 by Petrus Crinitus,[44] which included extracts from Michael Psellos's De daemonibus, and the De Mysteriis Aegyptiorum (Concerning the mysteries of Egypt...), a book on Chaldean and Assyrian magic by Iamblichus, a 4th-century Neo-Platonist. Latin versions of both had recently been published in Lyon, and extracts from both are paraphrased (in the second case almost literally) in his first two verses, the first of which is appended to this article. While it is true that Nostradamus claimed in 1555 to have burned all of the occult works in his library, no one can say exactly what books were destroyed in this fire.

Only in the 17th century did people start to notice his reliance on earlier, mainly classical sources.[c] This may help explain the fact that, during the same period, The Prophecies reportedly came into use in France as a classroom reader. [45]

Nostradamus's reliance on historical precedent is reflected in the fact that he explicitly rejected the label "prophet" (i.e. a person having prophetic powers of his own) on several occasions:[46]

Although, my son, I have used the word prophet, I would not attribute to myself a title of such lofty sublimity—Preface to César, 1555 (see caption to illustration above)[47]

Not that I would attribute to myself either the name or the role of a prophet—Preface to César, 1555[47]

[S]ome of [the prophets] predicted great and marvelous things to come: [though] for me, I in no way attribute to myself such a title here.—Letter to King Henry II, 1558[48]

Not that I am foolish enough to claim to be a prophet.—Open letter to Privy Councillor (later Chancellor) Birague, 15 June 1566[46]

His rejection of the title prophet is consistent with the fact[49] that he entitled his book Les Propheties de M. Michel Nostradamus (a title that, in French, as easily means "The Prophecies, by M. Michel Nostradamus"—which is what they were—as "The Prophecies of M. Michel Nostradamus", which, except in a few cases, they were not, other than in the manner of their editing, expression and reapplication to the future).

Detail from title-page of the original 1555 (Albi) edition of Nostradamus's Les Propheties

Given this reliance on literary sources, it is doubtful[50] whether Nostradamus used any particular methods for entering a trance state, other than contemplation, meditation and incubation. His sole description of this process is contained in letter 41[51] of his collected Latin correspondence.[52] The popular legend that he attempted the ancient methods of flame gazing, water gazing or both simultaneously is based on a naive reading of his first two verses, which merely liken his efforts to those of the Delphic and Branchidic oracles. The first of these is reproduced at the bottom of this article and the second can be seen by visiting the relevant facsimile site (see External Links). In his dedication to King Henri II, Nostradamus describes "emptying my soul, mind and heart of all care, worry and unease through mental calm and tranquility", but his frequent references to the "bronze tripod" of the Delphic rite are usually preceded by the words "as though" (compare, once again, External References to the original texts).

Interpretations

Most of the quatrains deal with disasters, such as plagues, earthquakes, wars, floods, invasions, murders, droughts, and battles—all undated and based on foreshadowings by the Mirabilis Liber. Some quatrains cover these disasters in overall terms; others concern a single person or small group of people. Some cover a single town, others several towns in several countries. A major, underlying theme is an impending invasion of Europe by Muslim forces from further east and south headed by the expected Antichrist, directly reflecting the then-current Ottoman invasions and the earlier Saracen equivalents, as well as the prior expectations of the Mirabilis Liber.[53] All of this is presented in the context of the supposedly imminent end of the world—even though this is not in fact mentioned[54]—a conviction that sparked numerous collections of end-time prophecies at the time, not least an unpublished collection by Christopher Columbus.[55]

Nostradamus has been credited, for the most part in hindsight, with predicting numerous events in world history, from the Great Fire of London, and the rise of Napoleon and Adolf Hitler, to the September 11 attacks on the World Trade Center.[25] In 1992 one commentator who claimed to be able to contact Nostradamus under hypnosis even had him 'interpreting' his own verse X.6 (a prediction specifically about floods in southern France around the city of Nîmes and people taking refuge in its collosse, or Colosseum, a Roman amphitheatre now known as the Arènes) as a prediction of an undated attack on the Pentagon, despite the historical seer's clear statement in his dedicatory letter to King Henri II[d] that his prophecies were about Europe, North Africa and part of Asia Minor.[56] Skeptics such as James Randi suggest that his reputation as a prophet is largely manufactured by modern-day supporters who fit his words to events that have either already occurred or are so imminent as to be inevitable, a process sometimes known as "retroactive clairvoyance" (postdiction). Thus, no Nostradamus quatrain is known to have been interpreted as predicting a specific event before it occurred, other than in vague, general terms that could equally apply to any number of other events.[57] This even applies to quatrains that contain specific dates, such as III.77, which predicts "in 1727, in October, the king of Persia [shall be] captured by those of Egypt"—a prophecy that has, as ever, been interpreted retrospectively in the light of later events, in this case as though it presaged the known peace treaty between the Ottoman Empire and Persia of that year.[58] Similarly, Nostradamus's notorious '1999' prophecy at X.72 (see Nostradamus in popular culture) describes no event that commentators have succeeding in identifying either before or since, other than by dint of twisting the words to fit whichever of the many contradictory happenings they are keen to claim as 'hits'.[59] Moreover no quatrain suggests, as is often claimed by books and films on the alleged Mayan Prophecy, that the world would end in December 2012.[60] In his preface to the Prophecies, Nostradamus himself stated that his prophecies extend 'from now to the year 3797'[61]—an extraordinary date which, given that the preface was written in 1555, may have more than a little to do with the fact that 2242 (3797 − 1555) had recently been proposed by his major astrological source Richard Roussat as a possible date for the end of the world.[62][63]

Alternative views

A range of quite different views are expressed in printed literature and on the Internet. At one end of the spectrum, there are extreme academic views such as those of Jacques Halbronn, suggesting at great length and with great complexity that Nostradamus's Prophecies are antedated forgeries written by later hands with a political axe to grind.[64] No other major source accepts this view [see reference-list].

At the other end of the spectrum, there are numerous fairly recent popular books, and thousands of private websites, suggesting not only that the Prophecies are genuine but that Nostradamus was a true prophet. Due to the subjective nature of these interpretations, however, no two of them agree on exactly what he predicted, whether for the past or for the future.[65] Many of these do agree, though, that particular predictions refer, for example, to the French Revolution, Napoleon, Adolf Hitler,[66][e] both world wars, and the nuclear destruction of Hiroshima and Nagasaki. There is also an evident consensus among popular authors that he predicted whatever major event had just happened at the time of each book's publication, from the Apollo moon landings, through the death of Diana, Princess of Wales in 1997, and the Space Shuttle Challenger disaster in 1986,[67] to the events of 9/11: this 'movable feast' aspect appears to be characteristic of the genre.[65]

Possibly the first of these books to become popular in English was Henry C. Roberts' The Complete Prophecies of Nostradamus of 1947, reprinted at least seven times during the next forty years, which contained both transcriptions and translations, with brief commentaries. This was followed in 1961 (reprinted in 1982) by Edgar Leoni's Nostradamus and His Prophecies. After that came Erika Cheetham's The Prophecies of Nostradamus, incorporating a reprint of the posthumous 1568 edition, which was reprinted, revised and republished several times from 1973 onwards, latterly as The Final Prophecies of Nostradamus. This served as the basis for the documentary The Man Who Saw Tomorrow and both did indeed mention possible generalised future attacks on New York (via Nuclear Weapons), though not specifically on the World Trade Center or on any particular date.[68] A two-part translation of Jean-Charles de Fontbrune's Nostradamus: historien et prophète was published in 1980, and John Hogue has published a number of books on Nostradamus from about 1994 onwards, including Nostradamus: The Complete Prophecies (1999) and Nostradamus: A Life and Myth (2003).

With the exception of Roberts, these books and their many popular imitators were almost unanimous not merely about Nostradamus's powers of prophecy, but also about various aspects of his biography.[69] He had been a descendant of the Israelite tribe of Issachar; he had been educated by his grandfathers, who had both been physicians to the court of Good King René of Provence; he had attended Montpellier University in 1525 to gain his first degree; after returning there in 1529, he had successfully taken his medical doctorate; he had gone on to lecture in the Medical Faculty there, until his views became too unpopular; he had supported the heliocentric view of the universe; he had travelled to the north-east of France, where he had composed prophecies at the abbey of Orval; in the course of his travels, he had performed a variety of prodigies, including identifying a future Pope; he had successfully cured the Plague at Aix-en-Provence and elsewhere; he had engaged in scrying, using either a magic mirror or a bowl of water; he had been joined by his secretary Chavigny at Easter 1554; having published the first installment of his Propheties, he had been summoned by Queen Catherine de' Medici to Paris in 1556 to discuss with her his prophecy at quatrain I.35 that her husband King Henri II would be killed in a duel; he had examined the royal children at Blois; he had bequeathed to his son a "lost book" of his own prophetic paintings;[f] he had been buried standing up; and he had been found, when dug up at the French Revolution, to be wearing a medallion bearing the exact date of his disinterment.[70]

Curiously, this particular story seems to have been first recorded by Samuel Pepys as early as 1667, long before the French Revolution. Pepys records in his celebrated diary a legend that, before his death, Nostradamus made the townsfolk swear that his grave would never be disturbed; but that 60 years later his body was exhumed, whereupon a brass plaque was found on his chest correctly stating the date and time when his grave would be opened and cursing the exhumers.[71]

From the 1980s onwards, however, an academic reaction set in, especially in France. The publication in 1983 of Nostradamus's private correspondence[72] and, during succeeding years, of the original editions of 1555 and 1557 discovered by Chomarat and Benazra, together with the unearthing of much original archival material[34][73] revealed that much that was claimed about Nostradamus did not fit the documented facts. The academics[34][70][73][74] revealed that not one of the claims just listed was backed up by any known contemporary documentary evidence. Most of them had evidently been based on unsourced rumours relayed as fact by much later commentators, such as Jaubert (1656), Guynaud (1693) and Bareste (1840), on modern misunderstandings of the 16th-century French texts, or on pure invention. Even the often-advanced suggestion that quatrain I.35 had successfully prophesied King Henri II's death did not actually appear in print for the first time until 1614, 55 years after the event.[75][76]

Additionally, the academics,[77][74][78] who themselves tend to eschew any attempt at interpretation, complained that the English translations were usually of poor quality, seemed to display little or no knowledge of 16th-century French, were tendentious and, at worst, were sometimes twisted to fit the events to which they were supposed to refer (or vice versa). None of them were based on the original editions: Roberts had based his writings on that of 1672, Cheetham and Hogue on the posthumous edition of 1568. Even Leoni accepted on page 115 that he had never seen an original edition, and on earlier pages he indicated that much of his biographical material was unsourced.[79]

However, none of this research and criticism was originally known to most of the English-language commentators, by function of the dates when they were writing and, to some extent, of the language in which it was written.[80] Hogue was in a position to take advantage of it, but it was only in 2003 that he accepted that some of his earlier biographical material had in fact been apocryphal. Meanwhile some of the more recent sources listed (Lemesurier, Gruber, Wilson) have been particularly scathing about later attempts by some lesser-known authors and Internet enthusiasts to extract alleged hidden meanings from the texts, whether with the aid of anagrams, numerical codes, graphs or otherwise.[65]

Popular culture

The prophecies retold and expanded by Nostradamus figured largely in popular culture in the 20th and 21st centuries. As well as being the subject of hundreds of books (both fiction and nonfiction), Nostradamus's life has been depicted in several films and videos, and his life and writings continue to be a subject of media interest.

There have also been several well-known Internet hoaxes, where quatrains in the style of Nostradamus have been circulated by e-mail as the real thing. The best-known examples concern the collapse of the World Trade Center in the 11 September attacks, which led both to hoaxes and to reinterpretations by enthusiasts of several quatrains as supposed prophecies.[81]

With the arrival of the year 2012, Nostradamus's prophecies started to be co-opted (especially by the History Channel) as evidence suggesting that the end of the world was imminent, notwithstanding the fact that his book never mentions the end of the world, let alone the year 2012.[82]

See also

References

Notes

  1. ^ Refer to the analysis of these charts by Brind'Amour, 1993, and compare Gruber's comprehensive critique of Nostradamus’ horoscope for Crown Prince Rudolph Maximilian.
  2. ^ See Savonarola and Nostradamus text comparison
  3. ^ Anonymous letters to the Mercure de France in August and November 1724 drew specific public attention to the fact (Anonyme) Lettre critique sur la personne et sur les écrits de Michel Nostradamus, Mercure de France, août et novembre 1724 (Comment in the French Wikipedia article on Nostradamus : "Relève, dans un esprit rationaliste, des coïncidences entre certains quatrains des Prophéties et des évènements antérieurs à la publication de ces quatrains. Tout n'est pas également convaincant, mais on repoussera difficilement, par exemple, le rapprochement entre le quatrain VIII, 72 et le siège de Ravenne de 1512.")
  4. ^ See original text here
  5. ^ In several quatrains he mentions the name Hister (somewhat resembling Hitler), although this is the classical name for the Lower Danube, as he himself explains in his Presage for 1554. Similarly, the expression Pau, Nay, Loron—often interpreted as an anagram of "Napaulon Roy"—refers to three towns in southwestern France near his one-time home.
  6. ^ Actually the 13th–14th century Vaticinia de Summis Pontificibus in a misascribed version sometimes referred to as the Vaticinia Nostradami

References

  1. ^ a b Most eyewitnesses to his original epitaph (including his son Caesar and historian Honoré Bouche) indicate 21 December, but a few (including his secretary Chavigny) suggest 14th. The inscription on his present tombstone evidently follows Chavigny. No conclusive explanation for the discrepancy has so far been discovered. See Guinard, Patrice, CURA Forum
  2. ^ a b c Lemesurier 2010.
  3. ^ Benazra 1990.
  4. ^ Lemesurier 2003, p. 150-2.
  5. ^ See Le Pelletier, Anatole, Les Oracles de Michel de Nostredame, Le Pelletier, 1867
  6. ^ Leroy 1972, p. 24.
  7. ^ Lemesurier 2003, p. 143-6.
  8. ^ Leroy 1972, p. 32-51.
  9. ^ Lemesurier 1999, p. 24-5.
  10. ^ Chavigny, J.A. de: La première face du Janus françois... (Lyon, 1594)
  11. ^ Brind'Amour 1993, p. 545.
  12. ^ Benazra, R, Espace Nostradamus
  13. ^ Lemesurier 2010, p. 48-9.
  14. ^ Lemesurier 2003, p. 2.
  15. ^ Nostradamus, Michel, Traite des fardemens et des confitures, 1555, 1556, 1557
  16. ^ Leroy 1972, p. 60-91.
  17. ^ Kuzneski 2000.
  18. ^ Leroy 1972, p. 62-71.
  19. ^ Leroy 1972, p. 110-133.
  20. ^ Brind'Amour 1993, p. 130, 132, 369.
  21. ^ Lemesurier 2010, p. 23-5.
  22. ^ a b Chevignard 1999.
  23. ^ Lemesurier 2010, p. 59-64.
  24. ^ Brind'Amour 1993, p. 326-399.
  25. ^ a b Gruber 2003.
  26. ^ Gregorio, Mario. "Centuries of Nostradamus". Propheties.it. Retrieved 20 March 2010. 
  27. ^ Lemesurier 2003, p. 125.
  28. ^ Lemesurier 2003, p. 99-100.
  29. ^ Leroy 1972, p. 83.
  30. ^ Lemesurier 2003.
  31. ^ Lemesurier 2003, p. 124.
  32. ^ Leroy 1972, p. 102-106.
  33. ^ Lemesurier 2003, p. 137.
  34. ^ a b c Leroy 1972.
  35. ^ a b c "Bibliotheque". Repertoire Chronologique Nostradamus. 
  36. ^ Brind'Amour 1993, p. 14, 435.
  37. ^ Brind'Amour 1993, p. 22-33.
  38. ^ Nostradamus 1555/6/7, p. 11.
  39. ^ Lemesurier 2003, p. 183.
  40. ^ Lemesurier 2003, p. 144-5.
  41. ^ Lemesurier 2003, p. 236.
  42. ^ Brind'Amour 1993, p. 70-76.
  43. ^ Lemesurier (2) & 2003 passim.
  44. ^ Brind'Amour 1993, p. 100, 233–5.
  45. ^ Garencieres 1672.
  46. ^ a b Lemesurier 2003, p. 109.
  47. ^ a b "Preface to César". Nostradamus-repository.org. 24 June 2009. Retrieved 17 April 2011. 
  48. ^ "Letter to Henri II". Nostradamus-repository.org. 24 June 2009. Retrieved 17 April 2011. 
  49. ^ Lemesurier 2003, p. 100.
  50. ^ Lemesurier 2003, p. 98.
  51. ^ "facsimile of letter". Propheties.it. 16 April 2005. Retrieved 17 April 2011. 
  52. ^ Lemesurier 2003, p. 41, 225-9.
  53. ^ Lemesurier 2003, p. xii-xviii.
  54. ^ Nostradamus, M., Les Propheties, 1568 omnibus edition
  55. ^ Watts 1985, p. 73-102.
  56. ^ Lemesurier 2003, p. 145.
  57. ^ Lemesurier 2010, p. 23.
  58. ^ See, for example, Cheetham, Erika, The Final Prophecies of Nostradamus, Futura, 1990, pp.208-9
  59. ^ Lemesurier 2010, p. 21-2.
  60. ^ Lemesurier 2010, p. 41.
  61. ^ Nostradamus & 1555 Preface.
  62. ^ Roussat, R., Livre de l'etat et mutations des temps, Lyon, 1550, p. 95; Brinette, B, Richard Roussat: Livre de l'etat et mutations des temps, introduction et traductions, 1550 (undated dossier)
  63. ^ Lemesurier 2003, p. 53.
  64. ^ See his many papers in Benazra's academic forum at http://ramkat.free.fr/analyse.html
  65. ^ a b c Lemesurier 2003, p. 144-8.
  66. ^ Lemesurier 2010, p. 36.
  67. ^ "CI, Q81". Maar.us. Retrieved 20 March 2010. 
  68. ^ See, for example, Cheetham, Erika, The Final Prophecies of Nostradamus, Futura, 1990, p.373
  69. ^ Refer to titles mentioned.
  70. ^ a b Lemesurier 2010, p. 26-45.
  71. ^ Samuel Pepys' Diary, 3 February 1667
  72. ^ Dupèbe 1983.
  73. ^ a b Brind'Amour 1993.
  74. ^ a b Randi 1993.
  75. ^ Lemesurier 2003, p. 28-30.
  76. ^ Brind'Amour 1993, p. 267.
  77. ^ Lemesurier 2010, p. 144.
  78. ^ Wilson 2002.
  79. ^ Leoni 2000, p. 115.
  80. ^ Lemesurier 2010, p. 144-8.
  81. ^ "False prophesy". Snopes.com. Retrieved 20 March 2010. 
  82. ^ Lemesurier, P. 2012, It's Not the End of the World, Derwen, 2011

Bibliography

External links

The following websites are or aim to be factual, and consistent with the article, rather than speculative or fictional in character.