نقطویه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

نقطویه یا نقطویان یا پسیخانیان، پیرو محمود پسیخانی گیلانی بودند که حوالی سال ۸۰۰ ه‍. ق، در زمان سلطنت امیرتیمور گورکان، مذهب نقطوی را بنیان گذاشت. محمود، نخست از پیروان سیدفضل الله نعیمی استرآبادی، پیشوای حروفیه بود، اما سیدفضل الله او را به دلیل خودپسندی و نافرمانیاش طرد کرد و به محمود مطرود یا مردود مشهور شد.

نظریه[ویرایش]

حروفیه با استفاده از علم حروف، تمام امور و احکام دینی را به ۲۸ حرف عربی و ۳۲ حرف فارسی ارجاع داده و معتقد بودند که چون خدا محسوس نیست و جز از راه کلمه و لفظ قابل شناختن نیست، پس پایه شناخت خدا لفظ و کلمه است. سخن، مرکب از حروف است و بنابراین اصل و لُب سخن و صدا حرف است.

نقطویه ادامه جریان کاستن و مفهومی کردنی بود که حروفیه آغاز کرد به گونه‌ای که همه چیز در نقطه خلاصه گردد. برخی وجه تسمیه اسم نقطویه این می‌دانند که به ایشان نقطوی و اهل نقطه گفته‌اند، چرا که محمود، آفرینش و پیدایش همه چیز را از خاک می‌دانست و آن را نقطه می‌خواند.

نویسنده تاریخ عالم آرای عباسی نوشته است، آن‌ها عالم را قدیم می‌دانستند؛ اعتقاد به حشر و قیامت نداشتند و دربارهٔ خواص نقطه عقاید مخصوص اظهار می‌کرده‌اند و به تناسخ نیز معتقد بوده‌اند.

از اشعاری که به این فرقه منتسب است، شعری در اعلان پایان زمانهٔ اسلام و آغاز دوران نقطویه است: از محمد گریز در محمود، کاندر آن کاست اندرین افزود.

دربارهٔ محمود پسیخانی آرا و عقاید متضادی به چشم می‌خورد اما در مؤلف و آگاه بودن وی شکی نیست، گویا بیش از ده‌ها کتاب نوشته بوده‌است. نسخهٔ اصلی کتاب المیزان وی هنوز در یکی از کتابخانه‌های تهران موجود است.

محمود پسیخانی گویا سرانجام با افکنده شدن در تیزاب کُشته می‌شود، در عمدی بودن این حادثه یا امکان تکفیر وی اطلاعاتی جسته و گریخته در برخی نوشته‌های تاریخی موجود است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

نگاهی به فرقه نقطویه - کیهان فرهنگی - مرداد ۱۳۷۲ - شماره ۱۰۰ - صفحه ۱۱۲ تا ۱۱۵

واکاوی رفتار شاه عباس با دراویش نقطوی http://www.aftab.ir/articles/applied_sciences/geograohy_history/c12c1223370717_king_abass_safavi_p1.php

پسیخانی، محمود - رضا رضازاده لنگرودی http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2771

The Nuqtavi (Arabic: نقطويةNuqṭawiyyah) movement was founded by Mahmūd Pasīkhānī (Persian: محمود پسیخانی‎) when he proclaimed himself the Mahdi in 1397. The group is an offshoot of the Ḥurūfī movement, from which Pasīkhānī was expelled for arrogance. The group first arose in Anjudan near Kashan an area known for its Nizārī Ismā'īlī Shia Islam. The group attempted to proclaim Shah Tahmasp as Mahdi after Pasīkhānī died.

Doctrines

Pasīkhānī never married and encouraged celibacy among his followers saying that the celibate have reached the rank of wāḥid, which has the numerical value of nineteen. The Nuqtavis placed an exceptionally heavy emphasis on the number nineteen. They also advanced a cyclical view of time, which is reminiscent of the Ismā'īlī.[1] The Nuqtavis held that the total length of the Earth's existence is 64,000 years and that this is divided into four periods of 16,000 years and these in turn are subdivided into two sections of 8,000 years, one an Arab epoch and the other a Persian epoch.[1]

Intellectual influences

The Nuqtavis owe most of their doctrines to the ḥurūfis. Most obviously the personal link between Pasīkhānī and Fażlallah Astarabādī (d.1394), founder of the Ḥurūfī movement. The notable influences were the obsession with the numerical and phonemic meanings of the letters of the Persian-Arabic alphabet. Likewise Astarabādī had proclaimed himself Mahdi as well as Jesus returned. Like many of the Muslim splinter groups in Iran, the Ḥurūfiyyah believed that Fażlallah Astarabādī's Javedanname abrogated previous revelation (i.e. the Qur'an).

Modern influences

The writings of Siyyid `Alí Muḥammad Shírází, known as the Báb, contained many codified chronograms, cabalistic interpretations, talismanic figures, astrological tables, and numerical calculations, some of which appear to be similar to the Nuqtavi cabalistic symbolism. ‘Alĩ Muḥammad Nāżim ash-Sharī‘ah claims that the Báb was taught the Nuqtavi doctrines while imprisoned in Máh-Kú and that he incorporated them directly into his Bayán.[1] Saiedi states, however, that while some elements found in the Nuqtavi school are confirmed in the writings of the Báb (Nuqta-yi Ula), the literal emphasis that the Nuqtavi school placed on letters as direct elements of divine creation are foreign to the Báb's teachings; his teachings have little to do with the issue of the actual letters or their literal divine character, but instead, concern a mystical world view where the sacred character of human beings is the image of God.[2]

Nuqtavi and Shia Islam

See also

Notes

  1. ^ a b c Algar, Hamid (1994). Nuqtavi: The Encyclopedia of Islam. Leiden: Leiden. pp. 114–117.
  2. ^ Saiedi 2008, pp. 53–54

External links

References