نقد شیعه دوازده‌امامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نقد شیعه ۱۲ امامی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نقد شیعه دوازده‌امامی از زمان اولین شکاف میان جناح‌های اصلی اسلام، سنی و شیعه قدمت دارد. سوال جانشینی محمد، ماهیت امامت، وضعیت دوازدهمین امام شیعه (محمد المهدی)، و دیگر حوزه ها که در آن ها اسلام شیعه از اسلام سنی متفاوت است، توسط عالمان سنی نقد شده است، حتی با وجود این که هیچ عدم توافقی بین این دو درباره مرکزیت قرآن، محمد، و چندین مسئله آیینی، تئولوژیک و دکترین دیگر وجود ندارد. برخی مفسران (به ویژه سلفی) بسیاری از جنبه‌های اعتقادی شیعه را غلط یا بدعت‌آمیز می‌دانند. به علاوه، برخی مفسران و مقامات شیعه، اعمال و باورهایی که در جوامع شیعه رایج است نقد کرده‌اند، و برای اصلاح مذهب به انتقاد از خود پرداخته‌اند.[۱]

تمجید و تکریم تمثال[ویرایش]

تصویرگری‌های رایج از برخی امامان.

سنی‌ها به‌طور خاص منتقد «عشقِ به تمثال‌هایِ بصری که در مذهبی‌گراییِ مردمیِ شیعه آشکار است» هستند، و مرتباً این خصوصیت را به عنوان اثباتی بر انحراف یا از دین برگشتگی[یادداشت ۱] شیعه ذکر می‌کنند.

غیبت[ویرایش]

در سنت اسلام شیعی دوازده امامی، دوازدهمین و آخرین امام شیعه، محمد المهدی، کسی که شیعه دوازده امامی او را، همان ناجی پیشگویی شده اسلام، یعنی همان مهدی، در نظر می‌گیرد، در سال ۸۷۳ میلادی به غیبت رفته‌است؛ ولی، این عقیده به مدت طولانی توسط عالمان سنی مورد انتقاد قرار گرفته شده‌است، کسانی که «اغلب گمانه‌زنی می‌کنند که امام دوازدهم هیچ گاه وجود نداشته‌است، بلکه افسانه‌ای [یا اسطوره‌ای] است که طراحی شده تا آرمان شیعه را زنده نگه دارد.» در این حین، همچنین محققان غربی هم بر وجود امام غائب تردید افکنده‌اند. برحسب گفته Robert Gleave، پس از این که هیچ‌کدام از تئوری‌های رقیب، که به دنبال توضیح جانشینی برای امام ۱۱ امِ بی فرزند بودند، قانع‌کننده یا رضایت بخش به نظر نمی‌رسیدند، غیبت امام دوازدهم «دکترین ارتدکس [یا پذیرفته‌شده] بعدی شد».[یادداشت ۲] بنا به نظر برنارد لوئیس، غیبت و بازگشت متغاقب امام، یک دکترین مشخصه شیعه شد، که [این ایده] «سرکوبی قیام‌ها [یا خیزش‌های] متعدد و ناپدیدی رهبرانشان» را دنبال کرد، [ایده‌ای] که رهبر ناپدید می‌شود و «پیروانش می‌گویند که او نمرده‌است؛ او به اختفاء رفته‌است». با هر رهبر جدید «که وی ناپدید شد و بازنگشت»، این عقیده «بارورتر شد» و پر جزئیات تر، و «به عنوان آینده‌ای برای اسلام شیعی»، «بنیادی» شد.

جمکران، مکان پنداشته شده برای یک مورد پیدایش تاریخی المهدی

ولی، بنا به نظر ویلفرد مادلونگ در دانشنامه اسلام، دکترین غیبت، پیش از غیبت امام دوازدهم، به خوبی توسط روایات امامان مستند شده بود، کسی که اکثریت امامیه پس از مرگ امام یازدهم، آمدند او به عنوان همان مهدی [موعود] در نظر گرفتند. به عنوان یک مثال ذکر می‌کند که این «الگو از قبل، در ارتباط با محمد حنفیه، جا انداخته شده بود، کسی که مرگش از جانب کسانیه انکار شده بود [ببینید]. آن‌ها عقیده داشتند که وی در کوه‌های رضوی مخفی شده‌است و برای حکومت بر دنیا بازمی‌گردد. مشابه اعتقاداتی که حول پسر محمد حنفیه، ابوهاشم، به وجود آمد.» به علاوه، مادلوگ چندین عالم سنی را نام می‌برد که عقاید مشابه دارند. در حدیثی که بر اعتبار این که از چه کسی است شیعیان و سنی‌ها توافق دارند، محمد گفته‌است، «اگر قرار باشد از عمر دنیا چیزی جز یک روز باقی نمانده باشد، خدا آن روز را به درازا می‌کشاند تا مردی از اجتماع من و اهل خانه من بفرستند. نامش با نام من یکی خواهد بود. زمین را با برابری و عدالت پر خواهد کرد همان قدر که با ستم و بیداد پر شده بود.»[یادداشت ۳] با این حال، اکثریت سنی‌ها فرزند امام یازدهم را، مهدی وعده داده شده در نظر نمی‌گیرند، شیعیان مدعیند تنها موقعیت پذیرفتنی که پسر امام دوازدهم گفته شده‌است پیدایش عمومی داشته‌است، در زمان مرگ امام یازدهم بوده‌است، آن گاه آن پسر به عنوان کودکی دیده شد و دیگر نه. شیعه می‌گوید، تولد وی مانند مورد موسی پیامبر، پنهان شده بود، به خاطر مصاعب زمانه، و به دلیل این اعتقاد که وی محمد المهدی موعود بود، خلفای زمان تصمیم گرفته بودند که یک بار و برای همیشه به‌طور قطعی پایانی بر امامت در شیعه گری بگذارند.

شیعه اصولی علیه اخباری[ویرایش]

شاخه‌های شیعه دوازده‌امامی اصولی و اخباری برای قرن‌ها به صورت الهیاتی و فیزیکی، بر سر تعبیر متون دینی و وظایف علمای شیعه در زمان غیبت امام دوازدهم جنگیده‌اند.

از یک سو، اخباری‌ها (امروزه در اقلیت‌اند) با استفاده از استدلال برای رسیدن به قوانین دینی مخالفند. به نظر آن‌ها قرآن و سنت پیامبر برای تمام قوانین کافی است، و در استدلال علمای ناکامل در زمان غیبت امامان معصوم به سوی اشتباه باز است. آن‌ها همچنین از چیزی که تخلف روحانیون دوازده‌امامی می‌بینند انتقاد می‌کنند. از نظر آنان روحانیون به تدریج قدرت و وظایف امام غائب را غصب کرده‌اند.

از طرف دیگری، اصولی‌ها از چیزی که انجماد و بسته بودن اخباری‌ها در تعبیر متون دینی و نقش امام دوازدهم طبق نیازهای رشد جامعه شیعه دوازده‌امامی می‌دانند انتقاد می‌کنند.

نکاح متعه[ویرایش]

نکاح متعه (با معنی لفظی "ازدواجِ لذت [جنسی]")، ازدواج موقت، یا صیغه، ازدواجی با مدت مقرر است که در اسلام شیعه دوازده امامی مرسوم است. مدت زمان این نوع ازدواج در آغازش مقرر می‌شود و سپس به‌طور خودکار پس اتمام مدتش فسخ می‌شود. به همین دلیل، نکاح متعه به‌طور گسترده‌ای به عنوان قانونی‌سازی و پوشش دینی برای تن‌فروشی، نقد شده‌است. میسیونر مسیحی، توماس پاتریک هیوز،[یادداشت ۴] متعه را به عنوان این که اجازه ادامه دادن «یکی از کریه‌ترین رسوم عربستان باستان» را می‌دهد، مورد انتقاد قرار داده‌است. Julie Parshall، و Zeyno Baran، و Elena Andeeva، نوشته‌اند که این نوع از ازدواج روسپی‌گری است. به نظر شهلا حائری، در ایران، خود قشر متوسط آن را فحشاء (یا روسپی‌گری) در نظر می‌گیرد که توسط مرجعیت‌های اصولگرا (یا فاندامنتالیست) پوششی دینی به آن داده شده‌است.

نکاح متعه در زمان محمد و ابوبکر رواج داشت، اما توسط خلیفه دوم، عمر بن خطاب، غیرقانونی شد. بنابراین، در بین سنی‌ها ممنوع شده است، اما شیعه داستان عمر را شرعا و از لحاظ دینی نامعتبر در نظر گرفته‌است، همان جور که استدلال می‌کنند این کار توسط قرآن سوره 4 آیه 24 مشروع شده. شیعه به‌طور سیستماتیک این نقد را رد می‌کند که این کار پوششی برای روسپی‌گری است، و برای پایه‌های منطقیشان در باب یگانگی شرعی ازدواج موقت، که نکاح متعه را از لحاظ ایدئولوژی از روسپی گری متمایز می سازد، دلیل آوری می‌کند. بچه‌هایی که از ازدواج موقت متولد می‌شوند حلال زاده در نظر گرفته می‌شوند، و در قانون وضع حقوقی یکسانی دارند با برادران و خواهران خود که از ازدواج دائمی متولد می‌شوند، و از هر دو والد ارث می برند. زنان باید دوره‌ای از بی شوهری و احتراز کامل از مقارتب جنسی (عده) را بگذارنند تا شناسایی پدر شرعی یک بچه ممکن شود، و یک زن می‌تواند در هر زمان فقط با یک نفر ازدواج کرده باشد، خواه موقت باشد خواه دائمی. بعضی علمای شیعه متعه را همچنین به عنوان راهی وسیله‌ای برای ریشه کن کردن روسپی گری از جامعه می بینند.

تقیه[ویرایش]

تقیه رسمی شعی است که تحت آن پنهان کردن ایمان یک شخص برای حفظ جان جایز است. شیعه به خاطر این رسم مورد انتقاد قرار گرفته‌است، عملی که بر خلاف فضائل شجاعت و جرات دانسته شده‌است. منتقدان استدلال می‌کنند که دوازده امامی‌ها تقیه (فریب) را بسیار فراتر از مسائل تهدیدکننده حیات برده اند و اجازه استفاده از آن را در هر سناریویی که اندیشیده می‌شود به سود استمرار یا ترویج اعتقادات دوازده امامی است داده اند، به‌طوری‌که توسط این گفته شایع و "بزرگداشت شده" امام ۶ ام جعفر صادق، «[ت]قیه دین من است و دین پدرانم»، در کنار حدیث اغلب نقل قول شده وی از کتاب الکافی، «نه دهم ایمان تقیه است»، تأکید شده‌است. این عمل، به‌طور گسترده‌ای از جانب مسلمانان سنی، به عنوان گواه و نشانگر مشکلاتی که هنگام تعامل با شیعیان با آن‌ها رو به رو می‌شوند، مورد انتقاد قرار گرفته‌است.

موارد نقد[ویرایش]

انتقاد از شیعه بطور عمده از طرف منابع و مراکز سنی مذهب انجام می‌شود و بعضی از موارد آن در موضوع‌های زیر خلاصه می‌گردد:

تقیه[ویرایش]

علم غیب امامان[ویرایش]

مصون بودن امامان از خطا[ویرایش]

امام‌های کودک[ویرایش]

خمس[ویرایش]

خمس در شیعه دوازده امامی به معنای دریافت یک پنجم منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهری که از غواصی یا غنیمتی که از جنگ بدست می‌آید از شیعیان است و جزء ویژگی‌های انحصاری مذهب اثنی عشری می‌باشد.[۲]

ازدواج موقت[ویرایش]

گریه بر مظلومیت حسین بن علی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. Deviance or heresy
  2. “became subsequent orthodox doctrine”، که در این‌جا ارتدکس به معنی پذیرفته، هماهنگ با اصول معمول و عادی را می‌دهد و ارتباطی با مسیحیت ندارد. (orthodox در فرهنگ آریانپور را ببینید)
  3. ترجمه حدیث از عربی به انگلیسی و سپس فارسی صورت گرفته‌است، ممکن است نیازمند بازبینی باشد.
  4. Thomas Patrick Hughes

منابع[ویرایش]

  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Criticism of Twelver Shi'ism». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۰۲ مارس ۲۰۱۳.
  2. سیستانی، علی. رساله توضیح المسائل. عالم افروز، 1387ش. 294.