نظریه قوی سیاه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نظریه قوی سیاه، اشاره به رخدادهاي بسیار نادر و مهمی دارد که بطور معمول کسی انتظار وقوع آنها را ندارد. [۱]

ریشه[ویرایش]

قوي سياه استعاره‌اي است از پيشامدهايي كه مشاهدة آنها شگفت‌انگيز و بسيار نادر است و چون كسي به طور معمول انتظار وقوع آنها را ندارد وقتي اتفاق مي‌افتند توده هاي مردمي در توجيه دلايل وقوع چنين پديده هايي گاه به استدلال غيرعقلاني و حتي خرافي روي مي‌آورند. فارغ از انديشه توده ها، در توجيه علت و عواقب اين پديده ها معمولا بين روشنفكران و خردگرايان نيز هنگامه اي از اختلاف نظر و كشمكش هايي پديد مي آيد كه ممكن است دهه ها و سده ها به نتيجه گيري صحيحي نينجامد.

وجه تسمية اين پديده ريشه در فرهنگ غرب دارد كه قوي سفيد را پرنده‌اي سفيد و مظهر پاكي تصور مي‌كردند و از آنجايي كه عامّة مردم قوي سياه نديده بودند وجود آن را مظهر شيطان و نماد شرّ و جادوگري مي‌پنداشتند. اين اسطورة ديرينه چنان ريشه در باور مردم غرب داشته كه در بالة درياچة قو (اثر چايكوفسكي) نيز الهام‌بخش موسيقي‌دان‌ها و اديبان بوده است. در اين باله كه در سال 1877 در «بالشوي تئاتر مسكو» بر روي صحنه رفت قوي سياه، جادوگري است كه مي‌كوشد شاهزاده زيگفريد را فريب بدهد.

با كشف قارة استراليا، مهاجريني كه به اين سرزمين هزاران ساله پاي گذاشتند در كمال شگفتي در جنوب اين قاره با دسته‌هايي پرشمار از قوي سياه مواجه شدند كه بين آنها فقط قوي سفيد مايه تعجب بود. آنها اين نوع قو را با خود به اروپا بردند و به تدريج باور قوي سياه لااقل به عنوان مظهر شرّ و ناپاكي در تخيل مردم رنگ باخت.

حال اين اسطوره در بحث احتمال و آمار چه تعبيري دارد: استعارة قوي سياه براي نخستين بار توسط «نسيم نيكلاس طالب» براي پديده‌هايي با سه ويژگي زير به كار گرفته شد:

# پيشامدهايي به شدّت نادر، غير قابل پيش‌بيني و بسيار دورتر از ميانگين با احتمال وقوعي بسيار ناچيز ولي بسيار جنجالي و تاثيرگذار. (مثل اعلام يافتن انسان تكامل‌يافته با قد 5 سانتي‌متر).
# پيامدهاي وقوع چنين پيشامدهايي نادر و اثرگذار (consequences) به كل غيرقابل پيش‌بيني است. بدين معني كه حتي اگر بتوانيد احتمال وقوع چنين رخدادهايي را در مقادير بسيار ناچيز تخمين بزنيد هرگز قادر نخواهيد بود پيامدها و عواقب ناشي از وقوعِ آنها را در يك ساختار منظم علّت و معلولي پيش‌بيني كنيد.
# احتمال وقوع پايين و عدم مشاهدة آنها در شرايط طبيعي  باعث مي‌شود كه عوام در مورد آنها دچار پيش‌داوري‌هاي خرافي، غيرمنصفانه و غيرمنطقي شوند. اين رده از پديده‌ها در طول تاريخ تاثير بسيار شگرفي بر جوامع بشري و نحوة زندگي آنها گذاشته است. براي مثال قبائلي بدوي، زلزله را خشم خدايان تلقي و براي فرونشاندن اين خشم انسان قرباني مي‌كردند.

«نسيم نيكلاس طالب» رخدادهاي «جنگ جهاني اوّل »، «فروپاشي شوروي سابق»، «ابداع و ظهور وب» و «حملة سپتامبر 2001 به برج‌هاي دوقلو» را در ردة رخدادهاي قوي سياه قرار داده‌ است.

اگر خواستيد در مورد رخدادي قضاوت كنيد و آن را پديدة قوي سياه بناميد بايد آن رخداد با ويژگي‌هاي زير مشاهده شود:


الف) از منظر مشاهده‌گرهاي متعدد (تقريباً كلّ جامعة آماري) آن رخداد شگفت‌انگيز و نامحتمل باشد.

ب) حدوث آن رخداد پيامدهاي بسيار عظيم و غيرقابل‌پيش‌بيني به جا بگذارد.

ج) با ثبت مشاهدة وقوع، دلايل حدوثِ آن در بستري عقلاني و منطقي قابل‌توجيه باشد و بتوان براي كاهش پيامدهاي آن در رخدادهاي بعدي (هرچند بسيار دور و بعيد) برنامه‌ريزي كرد.


يكي از پرسشهاي اصلي در حوزه شبكه هاي و سيستمهاي كامپيوتري اين است: چه پديده‌هايي در دنياي شبكه‌ها و سيستم‌هاي كامپيوتري مي‌تواند در ردة پديده‌هاي قوي سياه دسته‌بندي شود و براي مديريت بحران ناشي از وقوع اين پديده‌ها بايد چه سياستي را در پيش گرفت و چقدر هزينه كرد؟ فروپاشي كل زيرساخت اينترنت آيا مي‌تواند به مثابة جنگ جهاني سوم تلقي شود؟ بي‌ترديد همين خواهد بود! ولي افزون بر اين موضوعات كلان، موضوعات فني‌تر و جزيي‌تري از ساختار سيستم‌هاي عامل، نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي جهان‌شمول و مسائلي از اين نوع هستند كه مي‌توانند در رده پديده هاي قوي سياه قرار بگيرند.

[۲]

منابع[ویرایش]

  1. نسیم نیکلا طالب، [۱]
  2. احسان ملكيان؛ ارزيابي كارآيي شبكه ها و سيستم هاي كامپيوتري؛ فصل پنجم؛ بخش 6-5؛ ناشر: انتشارات نص؛ 1395